Authors
M
فناوری هوش مصنوعی، یک فناوری تحولی با اثرگذاری عمده بر آینده جوامع و بشریت خواه بود. این فناوری زمینه تحول عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی را داراست و با سرعت غیرقابل پیشبینی در حال توسعه و فراگیری است. امروزه رقابت کشورهای مختلف در توسعه این فناوری مشهود است. شرایط خاص داخلی و خارجی (شرایط اقتصادی، تحریم، شرایط منطقهای، ناترازیها و...) کشور از سویی و اهمیت راهبردی و راهگشای این فناوری در آینده کشور از سوی دیگر، اهمیت برنامهریزی و توسعه حساب شده این فناوری را برای ایران مضاعف ساخته است. در این راستا شناخت ظرفیتهای کشور اهمیت و فوریت خواهد داشت.
با این هدف در این گزارش، تحلیل SOAR بهعنوان یک ابزار قدرتمند و کارا در ارزیابی ظرفیتهای توسعه هوش مصنوعی در کشور مدنظر قرار گرفته است. روش SOAR که مخفف نقاط قوت (Strengths)، فرصتها (Opportunities)، چشماندازها (Aspirations) و نتایج (Results) است، این امکان را میدهد که با نگاهی مثبت و سازنده، توانمندیها، نقاط قوت و ظرفیتهای موجود شناسایی شده و زمینه برنامهریزی برای بهرهبرداری از فرصتهای پیشرو فراهم شود.
توسعه فناوری هوش مصنوعی دو سطح اصلی را شامل میشود:
سطح اول، توسعه لایههای بنیادین این فناوری و علوم مرتبط است که غالباً در حوزه علوم کامپیوتر و ریاضیات کاربردی، فلسفه، علومشناختی و... را شامل میشود.
سطح دوم، توسعه این فناوری و توسعه کاربست آن در بخشهای مختلف بهعنوان لایه کاربست که زمینه تحول این بخشها را فراهم خواهد کرد، است. براساس چارچوب SOAR یافتههای زیر قابل بیان است:
نقاط قوت
فرصتها
چشماندازها
نتایج
براساس موارد فوق ظرفیتهای کشور در قالب موارد زیر شناسایی و بیان شد:
هوش مصنوعی، فناوری است که تحول حوزههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی در سالهای آتی از آن متصور است. تأثیرات این فناوری را با انقلاب صنعتی که موجب تحول تمام نظامهای زندگی فردی و اجتماعی از خانواده تا ساختار قدرت سیاست و سرمایه در جامعه شد، مقایسه کردهاند. چهبسا هوش مصنوعی موجب تحولی بنیادینتر شود. زیرا انقلاب صنعتی بر نیروی کار انسانی و جایگزینی آن با ماشین متمرکز بود. حال آنکه هوش مصنوعی بر نیروی فکری انسانی و جایگزینی آن متمرکز است و ابعاد و پیچیدگیهای نیروی فکری انسانی بسیار بیشتری از نیروی جسمانی و اندامهای خارجی اوست. بر این اساس پرداخت به توسعه سنجیده این فناوری در کشور، ضرورتی غیرقابل انکار است.
توسعه فناوری هوش مصنوعی دو سطح اصلی را شامل میشود:
سطح اول، توسعه لایه های بنیادین این فناوری (مدلها و الگوریتم ها، راهبرد کلی کشور، معماری شبکه و زیرساختها و...) و علوم مرتبط است که غالباً در حوزه علوم کامپیوتر و ریاضیات کاربردی، فلسفه، علوم شناختی و... بحث می شود.
سطح دوم، توسعه کاربست آن در تحول بخشهای مختلف است .
با توجه به خاص بودن شرایط و اقتضائات کشور مانند شرایط و تلاطمات منطقهای، دشمنان خارجی و تحریمها، شرایط متلاطم اقتصادی و بافتار جمعیتی و جغرافیایی کشور، بررسی دقیق ظرفیتهای کشور در توسعه هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری راهبردی اهمیت مضاعفی دارد. توجه به تجربه موفق کشور در فناوریهای راهبردی تحت تحریم (مانند فناوری هستهای و موشکی) نیز میتواند رهاوردهایی برای توسعه هوش مصنوعی بهعنوان یک حوزه کلیدی برای تحول بخشهای مختلف و کسب مزیت رقابتی در سطح بینالمللی داشته باشد. بنابراین ظرفیتشناسی توسعه هوش مصنوعی در کشور، زمینهساز اقدام سنجیده و متناسب با داشتهها و خواستههای کشور خواهد بود.
گزارش حاضر با هدف پرداخت به ظرفیتشناسی کشور در توسعه هوش مصنوعی، با بهرهمندی از چارچوب SOAR نقاط قوت، فرصتها، چشماندازها و نتایج توسعه این فناوری در کشور را شناسایی کرده و بر این اساس ظرفیتهای کشور در توسعه این فناوری را بر خواهد شمرد. سپس بر این اساس توصیههای سیاستی با هدف توسعه این فناوری کلیدی در کشور ارائه خواهد کرد.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بهعنوان یکی از عالیترین نهادهای مشاوره سیاستی در کشور و عقل منفصل مجلس شورای اسلامی، با وقوف بر اهمیت بحث هوش مصنوعی در کشور از سال ۱۳۹۶ تاکنون، 30 گزارش سیاستی تدوین و منتشر کرده است. عناوین و سال انتشار این گزارشها در جدول زیر قابل مشاهده است. بااینحال نظر به تمرکز پژوهشی این گزارش بر ظرفیتشناسی این فناوری در کشور، در ادامه به مهمترین نکات گزارشهای مذکور ناظر بر بحث ظرفیتشناسی هوش مصنوعی در کشور پرداخته شده است:
جدول 1. تحلیل پیشینه پژوهشی براساس ظرفیتهای توسعه هوش مصنوعی در گزارش
|
ردیف |
عنوان و سال گزارش |
ظرفیتها |
|
1 |
حکمرانی هوش مصنوعی (7): هوش مصنوعی توضیحپذیر و نقش آن در ورود فناوری هوش مصنوعی به بخش عمومی (1404) |
ایجاد مدلها و سیستمهایی که تصمیمها و خروجیهایشان برای انسانها قابل توضیح و فهم باشد. |
|
2 |
حکمرانی هوش مصنوعی (۶): کاربست هوش مصنوعی در ارتقای خدمات عمومی (1404) |
صرفهجویی در وقت و هزینه در صنعت حملونقل، ارتقای کیفیت و اثربخشی در آموزش، افزایش دقت تصمیمات به همراه کاهش هزینه در پزشکی، ایجاد فرصتهای رشد برابر برای همگان. |
|
3 |
حکمرانی هوش مصنوعی (5): نظام تنظیمگری هوش مصنوعی در کشور |
- |
|
4 |
حکمرانی هوش مصنوعی (۴): بررسی تأثیرات هوش مصنوعی بر بازار مشاغل و بهرهوری در جهان و ایران (1403) |
ارتقای بهرهوری، افزایش خودکارسازی مشاغل، حل مشکلات پیچیده و بهبود دقت در پیشبینیها، افزایش رشد اقتصادی و بهبود زندگی. |
|
5 |
حکمرانی هوش مصنوعی (۳): ظرفیتهای هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری کشور (1403) |
ارتقا و تحول نظام اداری کشور از طریق: خودکارسازی فرایندها، کاهش فساد اداری، تصمیمگیری مبتنیبر داده، کاهش تصمیمات نسنجیده، بهرهمندی از هوش جمعی، شخصیسازی خدمات، ارتقای کیفیت و بهرهوری خدمات، هوشمندسازی مدیریت منابع انسانی، تعامل هوشمند بین سازمانی، عارضهیابی هوشمند خدمات عمومی |
|
6 |
حکمرانی هوش مصنوعی (۲): مفاهیم، ابعاد و مؤلفهها (1403) |
- |
|
7 |
حکمرانی هوش مصنوعی (۱): ظرفیتهای هوش مصنوعی در ارتقای فرایند خطمشیگذاری عمومی: رهنمودهایی مرتبط با مجلس شورای اسلامی (1403) |
ارتقای فرایند خطمشیگذاری در کشور |
|
8 |
اظهارنظر کارشناسی درباره: «طرح ملی هوش مصنوعی «(1403) |
- |
|
9 |
چالشهای پیشروی نظام بینالمللی مالکیت فکری (با تمرکز بر نظام مالکیت صنعتی) در مواجهه با فناوریهای هوش مصنوعی (1403) |
تقویت فرایندهای ثبتی مالکیت فکری |
|
10 |
توسعه هوش مصنوعی(3): ارائه تصویری از توسعه هوش مصنوعی در سطح جهانی (1403) |
-
|
|
11 |
توسعه و تنظیمگری هوش مصنوعی (۲): شاخص آمادگی هوش مصنوعی دولت (1403) |
- |
|
12 |
توسعه و تنظیمگری هوش مصنوعی (۱): هوش مصنوعی مولد (1403) |
شخصیسازی تجربیات، ایجاد شبیهسازیهای واقعبینانه، ارائه پاسخ و تصمیم به کاربر و تسهیل فرایندها و امور در حوزههای مختلف. |
|
13 |
طراحی سیستم پشتیبان هوشمند قانونگذاری (۱): معرفی رویکرد تحلیل دادهمحور خطمشی (کاربست هوش مصنوعی و فناوری مبتنیبر داده در تحلیل خطمشی) (1403) |
ایجاد سیستمهای پشتیبان در حکمرانی و ارتقـای کیفیـت و شـواهدمحور کـردن تصمیمـات، ارتقای پاسخگویی و مشروعیت با ارائه نتایج، نشانگر کارآمدی حکومت و بررسی کارآمدی خطمشی در شرایط مختلف. |
|
14 |
ابعاد فرهنگی - ارتباطی توسعه هوش مصنوعی (1): حوزه خبر و اطلاعرسانی (1403) |
تحول خدمات رسانهای بهویژه در زمینه خبر و اطلاعرسانی |
|
15 |
بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه (۸۸): توسعه پایدار هوش مصنوعی در کشور (1402) |
ارتقای نظام قانونگذاری، کارآمدی نظام اداری کیفیت ارائه خدمات عمومی، بهرهوری، ســرعت و کیفیت خدمات بخش خصوصی، خدمات نوین دانشمحور |
|
16 |
نگاشت نهادی و تقسیم کار ملی در حوزه توسعه هوش مصنوعی و حکمرانی دادهمحور (1402) |
ارتقای رفاه عمومی و موفقیت در رقابتهای جهانی |
|
17 |
ملاحظات بهکارگیری تصمیمگیری خودکار و هوش مصنوعی در دولت و پارلمان (1398) |
ارتقای سطح تعاملات میان دولت و شهروندان، پیشگیری از وقوع بحران نظیر شیوع بیمارهای همهگیر و افزایش آمادگی دولت و مردم برای مواجهه با برخی از بحرانها، ایجاد حرفههای تخصصی نظیر متخصصان داده، برنامهنویسان و طراحان رایانهای برای ادارات دولتی و بخش خصوصی |
|
18 |
هوش مصنوعی در جهان (6): امارات متحده عربی (1398) |
توسعه رباتیک برای کاربردهای عمومی، ایجاد مشاغل جدید |
|
19 |
هوش مصنوعی در جهان (۵): جمهوری هند (1398) |
تحول بخش کشاورزی و شهر هوشمند، حرف زدن اتوماتیک برای زبانهای هندی، نظم و ترتیب دادن به این دادههای عمومی، گسترش خدمات حوزه سلامت و اتوماسیون |
|
20 |
هوش مصنوعی در جهان (۳): جمهوری خلق چین (1398) |
رقابت ملی و تقویت همگرایی نظامی - مدنی، شهر هوشمند، ماشینهای خودران، تحقیق و توسعه پزشکی، هوش مصنوعی تعاملی، سرمایهگذاری مالی، خردهفروشی، تحول در زمینه ارائه خدمات عمومی، تحقق اهداف توسعه پایدار و توسعه اجتماعی |
|
21 |
هوش مصنوعی در جهان (2): جمهوری فدرال آلمان (1398) |
تأثیر بر کسبوکارهای کوچک و متوسط |
|
22 |
هوش مصنوعی در جهان (۱): فدراسیون روسیه (1398) |
کمک در حل مسائل حکمرانی ملی و تقویت قدرت نظامی، اعطای قدرت حکمرانی جهانی، آموزش حرفهای، شهر هوشمند |
|
23 |
درآمدی بر حکمرانی هوش مصنوعی خلاصه راهبردی از Allan Dafoe, AI Governance: A research agenda, Oxford university, 2018 (1398) |
تحول ماهیت ثروت و قدرت و تغییر اشکال حکومت، توانمندسازی شهروندان، تسهیل ارتباطات بین فرهنگی |
|
24 |
هوش مصنوعی و قانونگذاری (۷): قانونگذاری و هوش مصنوعی در اتحادیه اروپا (ضرورتها و چشماندازهای اخلاقی و حقوقی (1397) |
صرفهجویی در انرژی و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی، کمک در جنگ علیه جرائم سایبری |
|
25 |
هوش مصنوعی و قانونگذاری (۶) : تحقیقاتی در هوش مصنوعی و قانونگذاری (1397) |
تأثیرگذاری بر امور حقوقی |
|
26 |
هوش مصنوعی و قانونگذاری (2): روشهای استدلالی برای هوش مصنوعی و قانون (1397) |
- |
|
27 |
هوش مصنوعی و قانونگذاری (5): قواعد قانون مدنی در حوزه رباتیک پارلمان اروپا (1397) |
فرصت به افراد برای حرکت به سمت وظایف خلاقتر و پرمعنا |
|
28 |
هوش مصنوعی و قانونگذاری (۱): تأسیس کمته هوش مصنوعی در مجلس اعیان بریتانیا (1396) |
- |
|
29 |
بررسی وضعیت فناوری هوش مصنوعی در ایران و جهان (1396) |
تأثیر بر حوزه اقتصاد و امور مالی |
مأخذ: یافتههای پژوهش.
«سند ملی توسعه هوش مصنوعی» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی (1403)، توسعه فناوری هوش مصنوعی را گام مهمی برای وصول به مؤلفههای تمدن نوین اسلامی، ارتقای کیفیت حکمرانی و تقویت بنیانهای علمی و پژوهشی کشور دانسته و این فناوری را منشأ تأثیر و تحول بر حوزههای مختلف مانند دفاع، آموزش، بهداشت، کشاورزی و... میداند. بر این اساس، این سند چشمانداز و اهداف کلان، سیاستهای راهبردی، اقدامات و اولویتهایی را برای توسعه این فناوری در کشور پیشنهاد میدهد.
«قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران» در ماده (۶۵) بند «ج» تکلیف اجرای «برنامه ملی توسعه هوش مصنوعی» را به دولت واگذار کرده و از آن طریق، حمایت از توسعه زیستبوم تحولآفرین هوش مصنوعی، فراهم کردن دانش و زیرساختها و افزایش آگاهی در مورد کارکردهای هوش مصنوعی در زمینههای مختلف را مدنظر داشته است.
«سند راهبردی جمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی» مصوب ۱۴۰۱ شورای عالی فضای مجازی، نظام بهکارگیری فناوریهای نوین فضای مجازی از قبیل هوش مصنوعی را مدنظر داشته و مرجع تصویب آن را کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی کشور دانسته است.
|
ردیف |
نام سند (قانون.تصویبنامه....) |
مرجع تصویب |
تاریخ تصویب |
شماره ماده / صفحه |
نکات برجسته / نقاط ضعف و قوت / پیامدهای اجرا |
|
1 |
شورای عالی انقلاب فرهنگی |
1403 |
- |
در نظرگیری هوش مصنوعی در راستای وصول به مؤلفههای تمدن نوین اسلامی، ارتقای کیفیت حکمرانی و تقویت بنیانهای علمی و پژوهشی کشور و تعیین چشمانداز و اهداف کلان، سیاستهای راهبردی، اقدامات و اولویتهایی اجرایی |
|
|
2 |
مجلس شورای اسلامی |
1403 |
بند «ج» ماده (۶۵) |
اجرای «برنامه ملی توسعه هوش مصنوعی» با رعایت سیاستهای کلی نظام، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و سند راهبردی جمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی توسط دولت |
|
|
3 |
شورای عالی فضای مجازی |
1401 |
بند «د» ردیف ۱۶ |
«طراحی نظام بهکارگیری فناوریهای نوین فضای مجازی از قبیل هوش مصنوعی، زنجیره بلوکی، پردازش کوانتومی و علوم داده» توسط معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری و تصویب کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی کشور |
مأخذ: همان.
امروزه اهمیت فناوری هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری راهبردی در آینده جوامع بر کمتر کسی پوشیده است. این فناوری، قابلیتها و ظرفیتهایی در جامعه مملو از اطلاعات که در گذشته ناممکن بود مانند تحلیل تصاویر، کلاندادهها و حصول اطلاعات خاص مدنظر از این دریای اطلاعات مانند تخمین مکان افراد، علایق آنها، روندهای اجتماعی و...، را فراهم کرده است. علاوهبر این، این فناوری با ظرفیت تحقق هوش ابرانسانی همزمان با دستیابی به انبوهی از دادههای فردی و اجتماعی، زمینه تحول و جهش علوم مختلف را فراهم خواهد ساخت. بر این موارد میتوان موارد متعدد دیگری مبتنیبر اهمیت راهبردی این فناوری در سالهای آتی را اضافه کرد. این امر موجب در دستور کار قرارگیری این فناوری در کشورهای مختلف به خصوص کشورهایی با داعیه اثرگذاری و راهبری جهانی، شده است.
بنابراین هوش مصنوعی، یک فناوری تحولی و راهبردی است که با توجه به نقشآفرینی متقن آن بر سرنوشت آینده کشورها و جهان، در سالهای کنونی و آتی محل مناقشه عمیقی میان ابرقدرتها خواهد بود. درنتیجه قابل پیشبینی است که این فناوری مانند فناوری هستهای، در انحصار ابرقدرتهایی قرار گیرد که اجازه ورود سایر کشورها به این حوزه را ندهند. بنابراین ضروری است این فناوری در کشورهایی مانند کشور ما که استقلال از اساسیترین اصول سیاستورزی و خطمشیگذاری آن است، بهصورت خاص مدنظر قرار گیرد.
لازم به ذکر است که منظور از زیستبوم توسعه هوش مصنوعی، تأکید بر بازیگران اصلی این حوزه و منابع و ظرفیتهای موجود است که در تعامل این بازیگران قابلیت بهرهبرداری و تحقق اهداف را فراهم میسازد. بنابراین زیستبوم، بیشتر تأکید بر بازیگران صفی و به شکل مستقیم درگیر با توسعه این فناوری است. بااینحال توسعه هوش مصنوعی محدود به زیستبوم توسعه نیست و امور حاکمیتی مانند قانونگذاری و سیاستگذاری و شرایط مختلف کشور اعم از اقتصادی، سیاسی و بینالمللی را که لزوماً به شکل مستقیم مربوط به توسعه هوش مصنوعی نیست، دربر میگیرد.
ضروری است جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط خاص کشور، منطقه و شرایط بینالمللی مرتبط مانند تحریمها و دشمنان قسمخورده و سفاکی مانند رژیم صهیونیستی که سرمایهگذاریهای کلانی در عرصه این فناوری انجام دادهاند، از توسعه سنجیده هدفمند این فناوری تحت عنوان کلان حکمرانی هوش مصنوعی، غفلت نورزد. این حکمرانی مستلزم بررسی نقاط قوت، ظرفیتها، فرصتها و در مرحله بعد تعریف چشماندازها و نتایجی است که منجر به اقداماتی هدفمند و سنجیده شوند.
توسعه فناوری هوش مصنوعی دو سطح اصلی را شامل میشود:
سطح اول، توسعه لایههای بنیادین این فناوری و علوم مرتبط است که غالباً در حوزه علوم کامپیوتر و ریاضیات کاربردی، فلسفه، علومشناختی و... را شامل میشود.
سطح دوم، توسعه این فناوری و توسعه کاربست آن در بخشهای مختلف و زمینهسازی تحول این بخشهاست که غالباً مرتبط با مهندسی صنایع و سایر رشتههای مهندسی مرتبط با بخشهای مختلف است.
نظر به اهمیت راهبردی این فناوری و با توجه به تأکیدات بهجا و سنجیده مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در سالیان اخیر مبنیبر پرداخت کشور به توسعه کاربست و توسعه لایههای بنیادین این فناوری، دفتر حکمرانی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در سلسله گزارشهایی با عنوان حکمرانی هوش مصنوعی، به بررسی ابعاد توسعه این فناوری و ظرفیتها و فرصتهای کشور با هدف دستیابی به اهداف فوق کرده است. بهعنوان چکیدهای از این گزارشها تا شماره کنونی، میتوان مسائل و ابعاد حکمرانی هوش مصنوعی در کشور را شامل ۶ حوزه زیر دانست:
۱- مسئلهشناسی حکمرانی هوش مصنوعی در جهان و کشور: با توجه به اقتضائات و شرایط کشور و ابعاد اثرگذاری این فناوری، ضروری است بررسی شود که حکمرانی هوش مصنوعی در کشور که امری حاکمیتی و فرادستی است، باید به چه مسائلی بپردازد؟ به عبارت دیگر کشور در زمینه تسهیل و توسعه هوش مصنوعی با چه موانع و چالشهایی مواجه خواهد بود؟ و همچنین چه تهدیدها و چالشهایی پس از توسعه این فناوری در کشور پیشبینی میشود؟ علاوهبر این، توسعه جهانی این فناوری که خواهناخواه کشور را متأثر خواهد کرد، موجد چه چالشها و تهدیدهایی بوده که مستلزم ورود و برنامهریزی حاکمیتی است؟
۲- ظرفیتشناسی کشور در توسعه و تحول این فناوری در بخشهای مختلف و حوزه تمرکز پیشنهادی در حکمرانی هوش مصنوعی براساس اسناد بالادستی، مسائل جاری و مزیت رقابتی کشور: با توجه به پیشبینی ظرفیت تحولی فناوری هوش مصنوعی، بررسی ظرفیتهای این فناوری در تحول و ارتقای بخشهای مختلف اجتماع از بخش خصوصی تا بخشهای نظام حکمرانی کشور اولویت دارد. این اولویتیابی علاوهبر برنامهریزی منابع و زیرساختها، میتواند در تمرکز منابع و امکانات محدود کشور در حوزههایی که مزیت رقابتی مناسبی برای کشور ایجاد خواهند کرد، مؤثر باشد.
۳- تحلیل و ارزشیابی اسناد سیاستی مرتبط با هوش مصنوعی در جهان و ایران و اجراییسازی و پیشبرد سند ملی هوش مصنوعی: ارزشیابی حکمرانی هوش مصنوعی در کشور و جهان که ابعاد مختلف ازجمله سرمایهگذاریها، زیرساختها، خطمشیها و قوانین مصوب را شامل میشود، در شناسایی ناکارآمدیها و اتخاذ تدابیر اصلاحی ضروری است. در این زمینه سند ملی هوش مصنوعی در کشور تهیه و ابلاغ شده است که براساس آن شورای راهبری و سازمان ملی هوش مصنوعی شروع به کار کردهاند. ارزشیابی این سند و میزان تحقق اهداف و سیاستهای آن در پیشبرد حکمرانی هوش مصنوعی در کشور از ضروریات است.
۴- تحلیل نهادی راهبری هوش مصنوعی در جهان و ایران و بررسی عملکرد سازمان ملی هوش مصنوعی: یکی از مهمترین چالشهای کشور در توسعه فناوری هوش مصنوعی، تعدد دستگاهها و نهادهای مدعی راهبری این فناوری در کشور است. این امر علاوهبر کشمکشهای سیاسی و نهادی، موجب هدررفت منابع، زمان و موازیکاریها و رقابتهای ناروا شده است. این بُعد از حکمرانی هوش مصنوعی به دنبال ارزیابی ظرفیت نهادهای مختلف ذینفع با امکان اثرگذاری در این حوزه و نگاشت نهادی مسئولیتها در این حوزه بوده که برای کشور از اولویت بالایی برخوردار است.
۵- ارزیابی و جانمایی رویکردهای مختلف به حکمرانی هوش مصنوعی (تنظیمگری، تقنین، سیاستگذاری و تسهیلگری و شتابدهی) در جهان و ایران در ابعاد و مسائل این حوزه: زاویه دید و نظرگاهی که به توسعه فناوری هوش مصنوعی وجود دارد، رویکرد مرجح در حکمرانی هوش مصنوعی را مشخص میسازد. برای نمونه، اروپا از منظر حفظ امنیت و حریم خصوصی، نگاه تنظیمگرانه داشته (هرچند که با مشاهده تبعات این رویکرد در عقبماندگی و تغییر رویکرد در ماههای اخیر، با طرح قاره هوش مصنوعی و تسهیلگری، به دنبال تقویت جایگاه اتحادیه اروپا در رقابت جهانی هوش مصنوعی است) و یا آمریکا با اتکا بر رویکرد توسعه حداکثری و راهبری بینالمللی، به تسهیلگری و سرمایهگذاری در این حوزه مبادرت کرده است. با هدف اتخاذ رویکرد مناسب در حکمرانی هوش مصنوعی در کشور، ضروری است رویکردهای مختلف که شامل سیاستگذاری، تنظیمگری، تقنین و تسهیلگری بوده، بررسی شود.
در مرحله بعد باید حدود و ثغور هرکدام از این رویکردها در زمینه توسعه سنجیده فناوری هوش مصنوعی در کشور، مشخص شود و با نگاه هوشمند، به اتخاذ هریک از رویکردها با توجه به اقتضائات و مسائل پیشرو مبادرت کرد.
۶- فلسفه هوش مصنوعی و مطالعات بنیادین و کلاننگر در حوزه این فناوری: ضروری است مسئله مواجهه کشور با فناوری هوش مصنوعی فراتر از یک فناوری یا صنعت، بهعنوان یک تحول بنیادین در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی و فردی و مؤثر در لایه حکمرانی، مدنظر قرار گیرد که قطع به یقین جریانهایی در حال هدایت روند توسعه آن هستند. بر همین اساس، پیشنیاز اساسی تدوین قوانین یا اتخاذ تصمیمات راهبردی در باب هوش مصنوعی، وجود درکی جامع از ماهیت و اقتضائات واقعی آن، فراتر از تمرکزی محدود بر کاربستهای فوری یا هیاهوی پیرامون ظرفیتهای تجاری یا نظامی آن است. تنها از رهگذر چنین درک جامعی ـ که متخذ از پژوهشهای دقیق، آیندهنگری راهبردی و بینشهای میانرشتهای است ـ میتوان قوانین و سیاستهایی را تدوین و طراحی کرد که توسعه هوش مصنوعی را در خدمت منافع عمومی، حاکمیت ملی و همسو با ارزشهای اخلاقی و فلسفی نظام اسلامی قرار دهد. در این راستا ضروری است پژوهشهای بنیادینی در جامعه علمی و دانشگاهی و پژوهشگاهی تعریف و پیگیری شود که دفتر حکمرانی مرکز پژوهشها نیز بهنوبهخود با هدف حصول نتایج عملی و کاربردی و عملیاتی برای سایر لایههای حکمرانی هوش مصنوعی به دنبال بهرهبرداری از اینگونه پژوهشهاست.
گزارش حاضر با دغدغه پرداخت به مورد دوم یعنی ظرفیتشناسی کشور در توسعه این فناوری و با هدف زمینهسازی برای اقدام و عمل سنجیده در کشور و با روش SOAR، مدنظر قرار گرفته است. در این راستا در ادامه زیستبوم توسعه هوش مصنوعی در کشور مورد بررسی قرار گرفته تا زمینه پژوهش براساس چارچوب SOAR فراهم شود.
بررسی زیستبوم توسعه فناوریهای نوین ازجمله هوش مصنوعی در کشور، موجب ایجاد شناختی واقعی از عرصه عمل و بازیگران اصلی که هرگونه تصمیم سیاستی و خطمشی بر آنها اعمال خواهد شد، میشود. این بازیگران هستند که درنهایت، هرگونه تصمیم حاکمیتی را در دستگاه نظری خود تحلیل کرده و براساس اهداف نهادی و منافع خود، سعی در تفسیر، جهتدهی و اثرگذاری بر این تصمیمات حاکمیتی خواهند داشت. این امر، جزء لاینفک هر مسئله سیاستی در هر نظام انسانی و اجتماعی است. بنابراین توجه به کنشگران دولتی و محیطی(غیر دولتی) در زیستبوم توسعه هوش مصنوعی اهمیت دارد.
- سازمان ملی هوش مصنوعی: این سازمان در سال ۱۴۰۲ با دستور سیزدهمین رئیسجمهور تشکیل و در سند ملی هوش مصنوعی مصوبه ۱۴۰۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی تأیید و رسمیت یافت. بهرغم گذشت حدود یکسال از شروع کار رسمی، این سازمان بهعلت مشکلات متعدد مانند مشکلات جدی بودجهای، تعارضات نهادی، گذار بیندولتی از دولت سیزدهم به چهاردهم و تغییر رویه مدیران جدید، فقدان دستور کار مشخص و مواردی از این قبیل، نتوانسته است به جایگاه شایسته راهبری این حوزه راهبردی در کشور و جایگاه بایسته مدنظر در سند ملی هوش مصنوعی برسد. مهمترین مشکل این سازمان به تأیید متولیان کنونی، عدم تعیین ردیف بودجه مستقل در بودجه سنواتی بهرغم تأکید سند ملی هوش مصنوعی بر این امر، است. بازنگری در ظرفیتها، وظایف و اموری که این سازمان بهعنوان راهبر و هماهنگکننده توسعه این فناوری در کشور، میتواند متقبل شود، ضرورت دارد.
- شورای عالی و مرکز ملی فضای مجازی: این شورا و مرکز که در سال ۱۳۹۰ به دستور مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) با هدف تنظیم سیاستها و مقررات مربوط به حوزه فضای مجازی در کشور، تشکیل شد. آسیبشناسی و نقد عملکرد این شورا و مرکز نیازمند گزارش مجزایی است. بااینحال دو موضوع تقریباً آشکار است:
اول اینکه، این نهاد نیز مانند سازمان ملی هوش مصنوعی که یک نهاد جدیدالتأسیس است، از مشکلات بودجهای در سالیان متمادی رنجبرده و میبرد.
دوم اینکه، این شورا نتوانسته است با کنشگری تخصصی در کنار کنشگری سیاسی و سیاستی لازم، اهداف مورد انتظار حاکمیت در راستای تدوین و مشروعیتبخشی سیاستها و مقررات مربوط به فضای مجازی کشور را برآورده سازد.
در حوزه هوش مصنوعی نیز این شورا بهرغم تصریح به فناوری هوش مصنوعی در سند «سند راهبردی جمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی»، پس از تصویب سند ملی هوش مصنوعی در شورای عالی انقلاب فرهنگی (که خود جای بحث دارد)، کنشگری سیاستی در این زمینه انجام نداده و از طریق مرکز ملی فضای مجازی، متمرکز بر بههمرسانی و ایجاد یک مدل هماهنگی دستگاههای مختلف در حوزه هوش مصنوعی در کشور شده است. این شورا و مرکز میتوانند متولی مناسبی برای تنظیمگری حوزه هوش مصنوعی که اقدامی تخصصی و لازم است، باشند.
- معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری: این معاونت که مسئول هدایت و هماهنگی تحولات علمی و فناوری در کشور دانسته شده، متشکل از ستادهای تخصصی شامل ستاد نانو، اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و فناوریهای همگرا، علومشناختی و... است. معاونت علمی ریاستجمهوری را در سالهای دهه ۹۰ با ایجاد و سرمایهگذاری در زیستبوم شرکتهای دانشبنیان و نوآفرین میتوان شناخت. فارغ از میزان موفقیت سرمایهگذاری انجام شده در حوزه این شرکتها در کشور( که حتماً نیازمند بررسی دقیق است)، این شیوه حمایت ستادی از پژوهشها و اقدامات مرتبط با فناوری و نوآوری که لاجرم در بدنه اجرایی و بوروکراسی این نهاد رسوخ کرده است، این نهاد را برای توسعه کاربست فناوری هوش مصنوعی در زمینههای مختلف مناسب کرده است. بااینحال توسعه کاربست، سطحیترین لایه از توسعه این فناوری است و نباید بودجههای عمده کشور در زمینه هوش مصنوعی، به این حوزه محدود شود.
- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات: این وزارتخانه تا پیش از خصوصیسازی مخابرات، متولی تمام و کمال امور ارتباطات، زیرساخت و تنظیمگری در این حوزه بود. پس از اجراییسازی سیاستهای کلی اصل (۴۴) در حوزه ارتباطات، این وزارتخانه متولی نظارت بر بخش خصوصی این حوزه و همچنین تأمین زیرساختهای ارتباطی کشور و پژوهش در حوزههای مرتبط از طریق دستگاههای و نهادهای زیرمجموعه خود است. این وزارتخانه علاوهبر دسترسی به بودجه مناسب، وظایف و دستور کارهای متعددی نیز در حوزههای مختلف دارد. این وزارتخانه بهعنوان متولی تأمین زیرساخت در حوزه هوش مصنوعی نیز میتواند نقش مؤثری ایفا کند. همچنین این وزارتخانه بهعنوان متولی بحث داده در کشور، نقش مهمی در توسعه این فناوری خواهد داشت.
- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری: این وزارتخانه، متولی حوزه آموزش و پژوهش در سطح عالی در کشور است. توسعه فناوری هوش مصنوعی در لایه علمی میتواند وابستگی زیادی به عملکرد دانشگاهها داشته باشد. بااینحال علاوهبر چالش نظام ارتقای اساتید در این وزارتخانه که موجب تمرکز پژوهشهای این حوزه بر آنچه مقبول و جزو اولویتهای نشریات معتبر بینالمللی است، میشود و خود نیازمند پژوهشی مجزاست، سه چالش عمده پیشروی این وزارتخانه برای توسعه فناوری هوش مصنوعی است:
اول، این فناوری هزینه زیرساختی بالایی دارد که از عهده دانشگاهها و آزمایشگاههای ذیل آنها بر نمیآید.
دوم، نیروی انسانی موقت (یعنی دانشجویان) در نظام دانشگاهی است که مانع از تدوین پژوهشهای عمیق و بلندمدت در این حوزه است.
سوم، توسعه فناوری هوش مصنوعی، همانند بسیاری از فناوریها، در تعامل و تقابل با اقتضائات عملی ممکن خواهد بود که در نظام دانشگاهی ممکن نیست. این امر موجب شکاف دانشی میان علم و عمل بالاخص در این حوزه بسیار شتابان شده است.
بهنظر میرسد باید اولویتهای نظام پژوهشی کشور در حوزه هوش مصنوعی توسط یک نهاد بالادستی تدوین شده و همراه با تأمین مالی، به دانشگاهها سپرده شود. همچنین این وزارتخانه ظرفیت پارکهای علم و فناوری را در سراسر کشور دارد که میتواند بستر مناسبی برای توسعه شرکتهای این حوزه در کشور باشد.
- شرکتهای دانشبنیان و نوآفرین در حوزه هوش مصنوعی: این شرکتها بهعنوان متصلکنندگان علم و پژوهش با عمل و نیازمندیهای جامعه میتوانند نقش مهمی در توسعه این فناوری در کشور داشته باشند. زیستبوم شرکتهای حوزه هوش مصنوعی در صورت راهبری صحیح میتواند زمینهساز توسعه سرمایهگذاریها در این حوزه و تکمیل چرخه سرمایهگذاری، تولید محصول، فراگیری و سرمایهگذاری بیشتر، باشند. بااینحال چالش مهم این شرکتها علاوهبر بحث زیرساخت، بحث دسترسی به داده است. بحث داده در کشور نیازمند پژوهشی مستقل است. بااینحال چند چالش مهم این حوزه، فرهنگ محرمانگی دادهها، کیفیت پایین دادهها در برخی بخشها، مشکل تأمین امنیت دادهها در بخش عمومی و همچنین نبود قانون در حوزه مالکیت دادههای خصوصی و رها بودن این حوزه در بخش خصوصی است.
- شرکتهای غیرمرتبط با هوش مصنوعی در بخش خصوصی و عمومی: هرچند اغلب شرکتها در کشور در حوزه تحقیق و توسعه (R and D) ضعیف هستند، این شرکتها با ظرفیت سرمایهگذاری در فناوری تحولی مانند هوش مصنوعی از سویی و از سوی دیگر مسائلی که به دنبال حل آنها به روش بهینه هستند، میتوانند در توسعه این حوزه نقش ایفا کنند. طبیعتاً شرکتهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در این زمینه، شرایط مهیاتری دارند. برای مثال این نقشآفرینی میتواند با سرمایهگذاری در شرکتهای متمرکز بر هوش مصنوعی مانند مدل عملکرد مایکروسافت و گوگل نسبت به اپنایآی (Open Ai) و دیپ مایند (Deep mind)، محقق شود.
هرچند زیستبوم فناوری هوش مصنوعی را میتوان شامل بازیگران متعدد دیگری نیز دانست، بااینحال بازیگران کلیدی این حوزه در این بخش با تلاش برای آسیبشناسی و ظرفیتسنجی عملکرد آنها در حوزه هوش مصنوعی، ذکر شدند. این امر زمینه شناخت دقیقتر نقاط قوت و فرصتها و ظرفیتهای کشور و ارائه توصیههای دقیقتر را فراهم خواهد ساخت. در ادامه چارچوب SOAR معرفی و بهکارگیری خواهد شد.
شکل زیر، بازیگران اصلی این زیستبوم را نشان میدهد:
شکل 1. بازیگران اصلی زیستبوم توسعه هوش مصنوعی در کشور
ماخذ: یافته های پژوهش.
مدل SOAR یک چارچوب تحلیل مسائل عمومی است که بهعنوان روشی برای برنامهریزی استراتژیک سازمان با هدف تأکید بیشتر بر نقاط قوت داخلی و فرصتهای خارجی بهجای نقاط ضعف و تهدیدها، بهعنوان جایگزین مدل SWOT معرفی شد [1]. این چارچوب تحلیلی چهار مؤلفه زیر را شامل میشود:
شکل زیر مؤلفههای چارچوب SOAR را از حیث افق زمانی (حال و آینده) و محدوده تمرکز (داخل یا خارج سیستم) دستهبندی میکند.
بر این اساس:
در مسئله این گزارش که توسعه فناوری هوش مصنوعی در کشور است، منظور از داخل سیستم مورد بررسی، زیستبوم فناوری هوش مصنوعی در کشور بوده و مقصود از خارج سیستم مورد بررسی، شرایط (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) کشور فارغ از زیستبوم فناوری هوش مصنوعی است.
در این راستا، گروه کانونی متشکل از کارشناسان مرکز پژوهشها و خبرگان این حوزه از نظام علمی دانشگاهی، بازیگران اصلی شامل معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سازمان ملی هوش مصنوعی و بخش خصوصی تشکیل و پس از دستیابی به نتایج اولیه، این نتایج با مشارکت خبرگان این حوزه، ارزیابی و نهایی شد.
کشور ایران با برخورداری از تنوع قومیتی، فرهنگی، جغرافیایی و آبوهوایی و سابقه تمدنی چندهزارساله، همیشه در تاریخ، کشوری تأثیرگذار در منطقه و حتی در جهان بوده است. این موارد در کنار توسعه زیرساختهای مانند برق، نظام آموزش عالی، ارتباطات و اینترنت و... در سراسر کشور که به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی محقق شده، زمینه جهش کشور در حوزههای مختلف را فراهم کرده است. تجلی از این جهش در سرعت رشد علمی کشور که چندین برابر میانگین جهانی و کشورهای منطقه بوده، قابل مشاهده است. بنابراین کشور ایران، قطعاً نقاط قوت مهمی در زمینه توسعه هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری راهبردی نیز خواهد داشت که لازم به بررسی است.
جمعیت جوان در هر کشور، بهعنوان بر دوش گیرندگان بار اصلی حرکت جامعه، موتور محرک پیشرفت و توسعه هستند. کشور ایران با ۲۷ درصد جوان، جمعیت به نسبت جوانی دارد. در توسعه فناوری ازجمله هوش مصنوعی، دو دسته نیروی انسانی نقش عمدهای دارند:
اول، نخبگان توسعهدهنده علمی این فناوری که با پژوهش در لایههای عمیق این فناوری، زمینه بومیسازی و بهرهمندی از آن را در کشور فراهم میکنند.
دوم، تکنسینها و بهکارگیرندگان این فناوری در حل مسائل مختلف که با ایجاد اشتغال و حل چالشهای کشور، زمینه ایجاد بازار و جذب سرمایه را فراهم میسازند.
در ارتباط با دسته اول، کشور ما با توجه به میانگین هوش و استعداد بالا نسبت به میانگین جهانی و از طرف دیگر برخورداری از دانشگاههای ممتاز و تراز در زمینه هوش مصنوعی، ظرفیت پرورش نیروهای نخبه در زمینه هوش مصنوعی را دارد. این امر نیازمند مشوقهایی مانند بورسیه و تضمین اشتغال است.
در خصوص دسته دوم، با توجه به جمعیت جوان کشور ما در کنار گسترش آموزش عالی و زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، قابلیت گستردهای در تربیت نیروهای توانمند در بهکارگیری این فناوری دارد. همانگونه که هماکنون گسترش شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی در کشور نشان از پیشرفت در این زمینه دارد. بنابراین در زمینه نیروی انسانی که از مهمترین پیشنیازهای توسعه این فناوری است، کشور نقاط قوت برجستهای دارد که بهرهمندی از این ظرفیت مستلزم برنامهریزی و سیاستگذاری دقیق است.
کشور با توجه به سیاست توسعه نظام دانشگاهی در دهههای ۸۰ و ۹۰، هماکنون حدود ۲۱۰۰ دانشگاه و مراکز آموزش عالی دارد که برابر با نرخ یک دانشگاه بهازای هر ۴۰ هزار نفر است. این عدد بهترتیب در آمریکا، ژاپن، آلمان، ترکیه، چین و هند، یک دانشگاه بهازای هر حدود ۱۰۰، ۱۲۰، ۲۰۰، ۴۰۰، ۵۰۰ و ۸۰۰ هزار نفر است. فارغ از لزوم بازنگری در سیاستهای توسعهای، این تعداد دانشگاه، نقطه قوت و ظرفیتی در تحول حوزههای مختلف علوم به شرط برنامهریزی صحیح و تقسیم کار مناسب میان دانشگاههای مختلف است.
علاوهبر تعداد دانشگاه، کشور از اساتید برجستهای در حوزه علوم رایانه بهرهمند است که در سطوح اول دنیا، تحصیلکرده و به کشور بازگشتهاند و در بهترین دانشگاههای داخل در حال تدریس هستند. ظرفیت اساتید، بهعنوان مغز متفکر نظام آموزش عالی در کنار توسعه جغرافیایی گسترده دانشگاهها، میتواند در توسعه علمی و انسانی این فناوری نقش مؤثری داشته باشد. در حال حاضر حوزههای مرتبط با هوش مصنوعی (مانند پردازش سیگنال، یادگیری ماشین و ...) بیشترین اعضای هیئتعلمی را در میان حوزههای مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در دانشگاههای برتر کشور به خود اختصاص داده است که این موضوع نشاندهنده ظرفیت بالای دانشگاههای کشور در توسعه فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی است. در این راستا روندهایی برای شناسایی و هدایت استعدادهای نخبه به سمت توسعه علمی و عمیق این فناوری ضروری است. بهعلاوه داشتن راهبرد بلندمدت و تقسیم کار مشخص میان دانشگاهها و سطوح مختلف نظام آموزشی زمینه بهرهمندی از ظرفیت ایجاد شده را فراهم خواهد کرد.
علاوهبر این، آزمایشگاههای دانشگاهی که غالباً با راهبری اساتید مذکور به جذب و هدایت دانشجویان تحصیلات تکمیلی میپردازند، میتوانند در توسعه محصولات و پرورش استعدادهای علمی از حیث ارتباط با سمت مسائل واقعی، نقشآفرین باشد.
در این زمینه، ظرفیت پذیرش مقطع کارشناسیارشد (سال ۱۴۰۳) در رشتههای مرتبط با هوش مصنوعی، ۱۴۰۰ نفر و ظرفیت مقطع دکتری (سال ۱۴۰۴) در زمینه علوم مرتبط با هوش مصنوعی حدود ۵۰ نفر و در زمینه کاربست هوش مصنوعی در مسائل مختلف حدود ۸۵ نفر است.
تولیدات علمی و پژوهشی خردمایه و پیشنیاز توسعه هرگونه فناوری هستند. زیرا بدون تسلط بر علوم زیربنای هر فناوری، کشور به کاربر صرف فناوریها تبدیل خواهد شد و هرگونه توسعه و متناسبسازی فناوری با نیازهای داخلی ناممکن خواهد بود.
در زمینه تولیدات علمی حوزه هوش مصنوعی، کشور ما با انتشار حدود ۱۹۰۰۰ مقاله در چند دهه گذشته، رتبه ۱۵ام دنیا در انتشار علمی در حوزه هوش مصنوعی را به خود اختصاص داده است. این رتبه، بالاتر از کشورهایی مانند ترکیه، روسیه، مالزی، سنگاپور و هلند است [2].
براساس دادههای پایگاه وب آو ساینس، کشــور ما در تولید دانش و انتشار مقالات بینالمللی زیرشاخههای مختلف هوش مصنوعی در بازه زمانی ،20۲۳-20۰۴ وضعیت نسبتاً قابلقبولی دارد. بهنحویکه در فناوری شبکههای عصبی رتبه6؛ فناوریهای هوش مصنوعی رتبه16؛رایانش بصری و پردازش زبان طبیعی رتبه25؛ یادگیری ماشینی رتبه17؛ فناوری رباتیک رتبه27و فناوری سیستمهای چندعاملی رتبه 12جهانی را داراست [2].
این نرخ مناسب تولید پژوهشهای علمی نشان از ظرفیت بالقوه نظام دانشگاهی کشور دارد که در صورت هدایت و جهتدهی به سمت اهداف راهبردی کشور، میتواند در توسعه لایههای بنیادین این فناوری نقش مهمی ایفا کند.
یک نکته قابلتوجه درخصوص تعداد پژوهشهای مرتبط با هوش مصنوعی این است که در سال 2024 تعداد مقالات هوش مصنوعی در دنیا نسبت به سال 2023، حدود 30 درصد کم شده است. دلیل این امر، بهکارگیری اساتید برجسته دانشگاه با مبالغ کلان توسط بخش خصوصی و شرکتهاست. این امر میتواند فرصتی برای ارتقای بنیه پژوهشی کشور از طریق تمرکز روی حوزههای موازی ایجاد کند.
کشور ایران با حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت، هفدهمین کشور پر جمعیت دنیاست. جمعیت بالا نسبت به کشورهای منطقه در کنار توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و دولت الکترونیک در کشور، زمینه ایجاد پایگاههای داده جهت بهرهمندی در الگوریتمهای هوش مصنوعی را فراهم ساخته است. هماکنون بسیاری از این پایگاهها، در دستگاههای حاکمیتی در اختیار است، ولی نیازمند پاکسازی، بینامسازی، تدابیر محرمانگی و امنیتی و هماهنگی بیننهادی است. وزارت ارتباطات و سازمان فناوری اطلاعات ذیل این وزارتخانه، میتواند در ارتباط با مراکز فناوری اطلاعات وزارتخانهها و دستگاهها مختلف به تدبیر این امر بپردازد.
علاوهبر جمعیت بالای کشور، زبان فارسی بهعنوان عنصر هویتساز داخلی که با احتساب برخی از کشورهای منطقه بیش از ۱۰۰ میلیون گویشور در سراسر جهان است، میتواند الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی، منبع داده مناسبی باشد.
تعدد نهادی در کشور در بخشهای مختلف میتواند علل مختلفی مانند فقدان درک صحیح از حکمرانی در بخشهای مختلف و عدم تقسیم کار معین در کشور را داشته باشد. بااینحال، این تعدد نهادی در حوزه هوش مصنوعی میتواند در صورت بهرهمندی مناسب، به نقطه قوت تبدیل شود. در حوزه هوش مصنوعی، شورای عالی و مرکز ملی مجازی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، معاونت علمی فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سازمان ملی هوش را بهعنوان اصلیترین بازیگران این حوزه میتوان نام برد.
ایجاد سازمان ملی در بالاترین سطح در دولت درخصوص هوش مصنوعی یک نقطه قوت مهم و قابلتوجه است. علاوهبر این، سایر دستگاهها نیز میتوانند در صورت تقسیم کار مشخص، ظرفیتهای نهادی و سازمانی خود اعم از نیروی انسانی، ساختار سازمانی، زیرساختها و ظرفیتهای عملکردی خود را که حاصل سالیان متمادی عمل آنهاست، در زمینه توسعه هوش مصنوعی به کار بگیرند و به کمک سازمان ملی هوش مصنوعی بیایند. لازمه این امر، تعبیه راهبرد و اقدامات شفاف در این حوزه و نگاشت نهادی مترقی و مورد اجماع که موجب همافزایی و همسوسازی ظرفیتها در کشور شود، است.
بلوکهای دادهای دستگاههای مختلف دولتی که در موارد متعددی همپوشانی و اشتراک دارند، میتوانند به نقطه قوتی در زمینه داده در کشور تبدیل شوند. این پایگاههای متعدد با ایجاد امکان اعتبارسنجی متقابل و تلفیق هوشمند میتوانند کیفیت تحلیلها را بهبود بخشیده و از طریق کاهش سوگیریهای سیستمی و خطاهای نمونهبرداری، خروجیهای قابل اعتمادی تولید کنند. هرچند این امر علاوهبر تدابیر بودجهای بیننهادی، نیازمند عزم جدی و هماهنگی فرادستگاهی و حاکمیتی است تا بتواند اهداف خود را محقق کند.
اسناد سیاستی مانند خطمشیها، قوانین، اسناد راهبردی و...، ترسیمکننده نقشه راه و افق توسعه کشور و اقدامات لازم برای این توسعه در حوزههای مختلف هستند. در حوزه هوش مصنوعی هرچند ابعاد این فناوری و کیفیت مواجهه با آن، هنوز شفاف نیست و نیازمند احتیاط و آیندهنگری است، بااینحال رها کردن این حوزه و سپردن مسیر توسعه این فناوری به بازار یا تحولات بینالمللی با توجه به اهمیت این فناوری و پویاییهای خاص توسعه آن، عاقلانه نیست. در این راستا، تدوین اسناد راهبردی و سیاستی و قوانین حمایتکننده از توسعه این فناوری اهمیت مییابد.
کشور ما در حوزه داده، «قانون دوام (مدیریت دادهها و اطلاعات ملی)» را پیشرو دارد که زمینه تعاملات دادهای دستگاهها را فراهم میآورد. همچنین سیاستهای حمایتی دولت در زمینه فناوریهای نوین از طریق معاونت علمی ریاستجمهوری و دانشگاهها، ظرفیت نهادی مناسبی و قابلتأملی در توسعه هوش مصنوعی در لایه کاربست است.
همچنین «سند ملی توسعه هوش مصنوعی» بهعنوان یک سند بالادستی، ضمن تشکیل سازمان ملی هوش مصنوعی و شورای ملی راهبری هوش مصنوعی، میتواند گامی در راستای سیاستگذاری در این حوزه تلقی شود.
در ضمن «طرح ملی توسعه هوش مصنوعی» که در اردیبهشتماه سال ۱۴۰۴ در کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی تصویب شده است نیز میتواند در تسهیل توسعه این فناوری در لایه بنیادین و لایه کاربست و همچنین تعبیه زیرساختهای دادهای، سرمایهای، پردازشی و... مؤثر باشد. همچنین دولت چهاردهم در بهمنماه سال ۱۴۰۳ خبر از تصویب برنامه ملی هوش مصنوعی موضوع بند «ج» ماده (۶۵) «قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران» داد که میتواند کنشی مؤثر باشد.
تدوین و تصویب اسناد سیاستی علاوهبر سر و ساماندهی و هدایت تلاشها، زمینه جلوگیری از تعارضات مخرب نهادی را فراهم خواهد ساخت.
شرکتهای دانشبنیان و نوآفرین حلقههای اتصال علم با پیشرفت اقتصادی و زمینهساز تحول اجتماعی مبتنیبر فناوری هستند. در حوزه هوش مصنوعی که عمدتاً هزینههای زیرساختی بالایی دارد، توسعه شرکتهای کوچک هوش مصنوعی میتواند بهعنوان راهبرد توسعهای کارآمد در فاز کاربردیسازی فناوری باشد.
توسعه شرکتهای دانشبنیان و نوآفرین در حوزه هوش مصنوعی در کشور شامل ۱۷ سکو خدمات اینترنتی و بهرهمند از هوش مصنوعی با حداقل 20میلیون کاربر، کمتر از ۵ شرکت بزرگ فعال در حوزه هوش مصنوعی و ۳۶۳ محصول یا خدمت دانشبنیان تأیید شده هوش مصنوعی را شامل میشود[2]. هرچند این اعداد نسبت به آنچه باید فاصله دارند، بااینحال این تجربیات نشان از ظرفیت بالقوه اجتماعی در توسعه لایه کاربست این فناوری است. تحلیل نظاممند تجربیات این شرکتها و شناسایی عوامل تسهیلگر و بازدارنده در توسعه آنها میتواند مبنای علمی مناسبی برای تدوین سیاستهای حمایتی هدفمند و برنامهریزیهای راهبردی آتی نهادهای حاکمیتی فراهم آورد. این روند بهویژه در تقویت چرخه تبدیل ایده به محصول و توسعه بازارهای نوظهور هوش مصنوعی از اهمیت راهبردی برخوردار است.
تأکیدات مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در سالیان اخیر درخصوص اهمیت فناوری هوش مصنوعی بالاخص لایههای عمیق توسعه این فناوری، نشان از مسئلهمندی حاکمیت در بالاترین سطوح نسبت به این فناوری تحولی است. این امر، نقطه قوت مهمی در دغدغهمندی سایر سطوح حاکمیت شده است و خواهد شد. تصویب اسناد و قوانین مرتبط نشان از این دغدغهمندی و اجماع بر اهمیت این فناوری در کشور دارد. علاوهبر این، ایجاد آگاهی اولیه در عموم شهروندان نسبت به فناوری هوش مصنوعی که ناشی از عوامل مختلفی مانند توسعه رباتهای تعاملی است، زمینهساز تسهیل اقدامات سیاستی در این حوزه خواهد بود.
در این زمینه میتوان به برگزاری ۲۴ رویداد و کنفرانس بینالمللی در کشور از سال ۹۶ تا ۱۴۰۲ اشاره کرد [2].
توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و دولت الکترونیک موجب فراهم شدن زیرساختهای دادهای در کشور شده است. در این زمینه میتوان به شبکههای دیتاسنتر داخلی و زیرساختهای ابری بومی بهعنوان زیرساختهای دادهای اشاره کرد. همچنین در سالهای اخیر توسعه ابررایانههای ملی (مانند سیمرغ و خلیجفارس) با امکان پردازش مدلهای بزرگ هوش مصنوعی، توان پردازشی کشور در زمینه مدلهای هوش مصنوعی را نیز ارتقا داده است. هرچند این ظرفیتها با توجه به اهمیت راهبردی این فناوری در سالهای آتی بسیار لازم به ارتقاست.
در سراسر دنیا صنایع نظامی با توجه به نقش راهبردی برای کشورها و بودجه در دسترس، بهعنوان پیشران فناوریهای نوین ایفای نقش کردهاند. بسیاری از فناوریهای نوین مانند سیستم موقعیتیابی جهانی، اینترنت، شبکه مخابرات بیسیم، فناوری هستهای و... سرریز توسعه فناوریهای نظامی در جامعه بودهاند. در کشور ما نیز صنایع نظامی پیشرفته با ظرفیتهای علمی و سرمایهگذاری مناسب وجود دارد که میتوانند در توسعه فناوری هوش مصنوعی در لایههای مختلف، نقش پیشران و پیشرویی داشته باشند.
در توسعه فناوری، یکی از مهمترین عوامل، فرصتهایی است که در حال حاضر برای جهش فناوری قابل بهرهگیری هستند. کشور ما با توجه به جمعیت و سطح توسعه اجتماعی بالا نسبت به کشورهای منطقه، فرصتهای متعددی در توسعه فناوری تحولی هوش مصنوعی دارد.
کشورهای منطقه و همسایه ایران، شامل کشورهای کمتر توسعهیافته است که غالباً بازار مصرف کالا و خدمات کشورهای دارای صنعت و محصولات هستند. این امر در حوزه محصولات و خدمات مبتنیبر هوش مصنوعی نیز صادق بوده و بازار منطقهای و امکان صادرات فناوری و ایجاد ارزشافزوده بالا، فرصتی برای توسعه این فناوری در کشور و تبدیل ایران به قطب منطقهای در این زمینه است. هزینههای تولید پایینتر نسبت به کشورهای صنعتی مزیت رقابتی برای کشور ایجاد کرده است. لازمه این امر، گسترش همکاریهای منطقهای در حوزه محصولات و خدمات هوش مصنوعی مانند برگزاری نمایشگاههای بینالمللی یا شرکت فعال در رویدادهای منطقهای است. بااینحال کشورهای حاشیه خلیجفارس نیز برای به دست آوردن بازار منطقهای و تبدیل شدن به قطب هوش مصنوعی در منطقه سرمایهگذاریهای کلانی انجام دادهاند. به همین جهت ضروری است با راهبردی منسجم و برنامهای دقیق برای کشور بتوان در این فضای رقابتی، سهم مناسبی از بازار منطقه را تصاحب کرد.
با توجه به وابستگی بالای مدلهای زبانی به دادههای در دسترس جهت آموزش، جمعیت فارسزبان حاضر در منطقه فرصت مناسبی برای کشور در توسعه مدلهای زبانی کلان و الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی است. اشتراکات زبانی و فرهنگی این کشورها امکان توسعه بازار منطقهای برای محصولات هوش مصنوعی فارسیزبان مانند دستیارهای صوتی، سیستمهای ترجمه خودکار و مدلهای پردازش زبان طبیعی را فراهم میسازد. این همکاریها میتواند منجر به ایجاد زیستبوم مشترک دادههای زبانی، توسعه مدلهای هوش مصنوعی بومی و تقویت جایگاه ایران بهعنوان قطب فناوری هوش مصنوعی در منطقه شود.
با توجه به اهمیت عدالت در هندسه ارزشهای انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی در سالهای متمادی سعی در توسعه زیرساختهای مختلف در سراسر کشور کرده است. امروزه ضریب نفوذ برق ۹۹/۹۹ درصد و ضریب نفوذ اینترنت در کشور بالای ۸۰ درصد است. این زیرساختهای پراکنده و قابل دسترس همگانی، فرصت مناسبی در توسعه فناوریهای مبتنیبر داده مانند هوش مصنوعی در کشور ایجاد کرده است.
در کشور ما، توسعه زیستبوم شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها بستر مناسبی در زمینه توسعه شرکتهای هوش مصنوعی خواهد بود. شبکه پارکهای علم و فناوری در کشور که ذیل وزارت علوم فعالیت میکنند، با بهرهگیری از تجربیات موفق گذشته در حمایت از استارتاپهای فناورانه، امکان طراحی برنامههای حمایتی هدفمند شامل تأمین فضای کار اشتراکی، اعطای تسهیلات مالی اولیه و ارائه مشاورههای تخصصی را فراهم میسازد. در زمینه هوش مصنوعی نیز این شبکه و تجربیات سابق، فرصتی برای اقدام سنجیده و حساب شده در حمایت از شرکتها خواهد بود و میتواند به ایجاد نسلی از شرکتهای بالغ و رقابتپذیر منجر شود.
ازآنجاکه توسعه فناوری هوش مصنوعی وابسته به دادههای فراوان، سرمایهگذاری و زیرساختهای هزینهبر و نیروی انسانی متخصص است، ائتلافهای بینالمللی مانند بریکس که ۴۲درصد از جمعیت جهان و ۲۶ درصد از تولید ناخالص جهانی را در اختیار دارند، فرصت مناسبی برای همکاریهای بینالمللی در این زمینه است. راهبردی بودن این فناوری در آینده جوامع و رقابت شدید چین با آمریکا در حوزه اقتصادی، فرصت مناسبی برای همکاری با این کشور و سایر کشورهای عضو بریکس یا پیمان شانگهای که منافع غیرهمسو با آمریکا دارند، ایجاد کرده است.
در این راستا با توجه به ظرفیتهای منابع، نیروی انسانی و بازار هوش مصنوعی در کشور، همکاری با چین بهعنوان یک کشور با منافع مشترک در زمینه تولید سختافزار که از مهمترین الزامات توسعه فناوری هوش مصنوعی و شامل تحریمهای بینالمللی است، میتواند به سود هر دو کشور باشد. همچنین همکاری با دانشگاهها و شرکتهای فناور در کشورهای همسو مانند شانگهای و بریکس، فرصت بالایی برای توسعه این فناوری مانند سرمایهگذاری، همکاری و محصولات مشترک ایجاد خواهد کرد.
بهرهمندی از این فرصتها، مستلزم دیپلماسی فعال فناورانه و تدوین برنامههای عملیاتی مشترک در وزارت خارجه است.
بیش از ۴۵ سال تحریم کشور در زمینههای مختلف مانند فناوریها و بیش از ۱۵ سال تحریم شدید اقتصادی از سمت آمریکا، زمینه ایجاد شبکههای ارتباطی و کنشگر با هدف تأمین نیازهای اساسی کشور و دور زدن تحریمها شده است. با توجه به راهبردی بودن فناوری هوش مصنوعی، هماکنون بسیاری از زیرساختهای آن در کشورهایی مانند چین و کشورهای حاشیه خلیجفارس از سمت آمریکا ممنوع شده است. این تحریم یکجانبه با هدف پیشگیری از توسعه این فناوری در منطقه آسیا انجام شده است. ظرفیت ایجاد شده در کشور در مواجهه با سالها تحریم جهت تهیه تجهیزات و امکانات تحریم شده و همکاری با کشورهای هم منافع میتواند در همکاری بینالمللی برای دور زدن این تحریمها فرصت مناسبی ایجاد کند. برای نمونه شرکت دیپسیک طبق ادعای مدیران این شرکت [3]، هماکنون از پردازندههای شرکت هواوی استفاده میکند که این ظرفیت میتواند در همکاری با چین، مشکل ظرفیت پردازشی کشور را در کوتاه مدت حل کند.
علاوهبر این، تحریمهای بینالمللی موجب شده است که بازار داخلی کشور در بسیاری از حوزهها در انحصار خودمان باقی بماند. این امر بهعلت بازار دستنخورده کشور در حوزه هوش مصنوعی و عدم وجود بازیگران بسیار غالب و امکان رقابت شرکتهای مختلف ولو خُرد با هم، فرصت مناسبی جهت توسعه محصولات با کیفیت در فناوریهای مختلف مانند هوش مصنوعی است.
فرصت ارتباط با کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس برای دور زدن بسیاری از تحریمها نیز برای تهیه زیرساختهای هوش مصنوعی، قابل ملاحظه است. کشورهای حاشیه خلیجفارس که با محدودیتهای مشابه با ایران مواجهند، میتوانند به شرکای طبیعی ایران در ایجاد زنجیره ارزش منطقهای هوش مصنوعی تبدیل شوند. این همکاری میتواند شامل تبادل دانش فنی، داده و سرمایهگذاری مشترک باشد. همچنین کشور میتواند با بهرهمندی از این فرصتهای دور زدن تحریم، زمینه اتصال به بازارهای بینالمللی و توسعه محصولات و فروش خود را فراهم کند. این راهبرد، نیازمند سرمایهگذاری هدفمند در توسعه نیروی انسانی متخصص، ایجاد مراکز تحقیق و توسعه مشترک با کشورهای همسو و طراحی چارچوبهای حقوقی هوشمند برای تسهیل همکاریهای فناورانه است.
حجم نقدینگی کشور تاکنون حدود ۱۰ هزار همت (هزار میلیارد تومان) برآورد شده است [4]. لزوم ساماندهی این نقدینگی که در بسیاری از موارد سرگردان و موجب آسیب به بسیاری از بازارها و منافع بلندمدت کشور است، موجب نامگذاری سال اخیر توسط رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) با عنوان سرمایهگذاری برای تولید شده است. این سرمایه غالباً نقد، میتواند همراه با ایجاد سازوکارها و فرایندهای سرمایهگذاری جمعی در حوزه هوش مصنوعی، موتور محرک توسعه فناوریهای راهبردی مانند هوش مصنوعی شود. مزیت این شیوه سرمایهگذاری بر سرمایهگذاری و حمایت دولتی، کم شدن نقش سیاست و سیاستمداران در توسعه این فناوری و ارتقای بهرهوری و کارایی این فعالیتها می باشد.
در کشور ما به دلایل مختلفی ازجمله کاهش ارزش پول ملی، پرداخت یارانههای مختلف مانند یارانه انرژی و حضور مهاجرین از اتباع، هزینه تولید برخی محصولات از کشورهای توسعهیافته پایینتر است. این امر با ملاحظه اهداف بلندمدت کشور میتواند به فرصتی برای توسعه محصولات و خدمات مبتنیبر هوش مصنوعی باشد.
همانگونه که بیان شد، تجربه و سابقه سالها تحریم موجب شده است که بازار داخلی کشور وابستگی شدیدی به بازیگران و بازارهای بینالمللی نداشته و کشور از استقلال نسبی در زمینه تصمیمگیریهای اقتصادی مرتبط برخوردار باشد. این امر به طور خاص در فناوریهایی که جنبه راهبردی و قدرتآفرین برای آینده حکومتها دارند مانند هوش مصنوعی، انرژی هستهای یا فناوری موشکی، مهم خواهد بود. زیرا در این فناوریها، قدرتها و ائتلافهای بینالمللی به دنبال اعمالنظر با وارد کردن فشار هستند. این استقلال نسبی در اتخاذ تصمیمات راهبردی توسعه فناوری هوش مصنوعی، فرصت بزرگی خواهد بود. تجربه موفق کشور در حوزه فناوریهای حساس مانند هستهای و موشکی نشان میدهد که این مسیر اگر با برنامهریزی دقیق و مدیریت هوشمندانه همراه شود، میتواند به ایجاد قابلیتهای منحصربهفرد فناورانه که اقتدارآفرین خواهند بود، بینجامد.
جمعیت به نسبت جوان کشور که هماکنون در سن کار قرار دارند، فرصت دیگری برای توسعه فناوریهای مختلف است. این فرصت، نیازمند هدایت تحصیلی و شغلی مناسب این جوانان و ایجاد مشوقها و سازوکارهای هدایت آنها به سمت نیروی مورد نیاز برای حل مسائل هوش مصنوعی است.
با توجه به توسعه فناوری هوش مصنوعی در برخی کشورهای پیشرو مانند چین، آمریکا و اتحادیه اروپا و وجود تجربیات مواجهه مختلف مانند قانونگذاری، سیاستگذاری، تسهیلگری و سپردن بخشی از توسعه به بازار و...، برخی از این تجربیات میتواند به فرصتی برای مواجهه سنجیدهتر کشور با این فناوری تبدیل شود. لازمه این امر، پژوهشهای تطبیقی با لحاظ شرایط و اهداف کشور در حوزههای مختلف است. این مفهوم با عنوان «مزیت بازیگر ثانوی» در ادبیات نظریه بازیها بررسی میشود.
تجربه کشور در تسهیل توسعه برخی فناوریهای نوین مانند نانو یا علومشناختی و نهادهای شکل گرفته در این زمینه که غالباً ذیل معاونت علمی فعالیت میکنند مانند ستادهای معاونت علمی، بنیاد علم، بنیاد نخبگان و... میتواند فرصتی برای برنامهریزی دقیق و صحیح در توسعه فناوری هوش مصنوعی تبدیل شود.
برگزاری چالشها و مسابقات در حوزه هوش مصنوعی، با الهام از مدلهایی مانند دارپا، میتواند بهعنوان یک راهبرد مؤثر برای توسعه ظرفیتهای هوش مصنوعی در ایران عمل کند. این روش، نهتنها با تشویق رقابت سالم و هدفمند، زمینهای برای ظهور ایدههای نو و حل مسائل پیچیده بومی (مانند چالشهای کشاورزی، سلامت یا انرژی) فراهم میکند، بلکه با ایجاد شبکههای همکاری بین دانشگاهها، استارتاپها و صنعت، اکوسیستم هوش مصنوعی را تقویت مینماید. علاوهبر این، چنین رویدادهایی با جلب مشارکت عمومی و رسانهای شدن، آگاهی اجتماعی نسبت به اهمیت هوش مصنوعی را افزایش داده و سرمایهگذاریها و حمایتهای دولتی و خصوصی را جذب میکنند. البته موفقیت این طرحها، نیازمند طراحی دقیق، تأمین منابع پایدار و پیوند زدن نتایج چالشها به پروژههای عملیاتی و سیاستگذاریهای کلان است تا از تبدیل شدن آنها به فعالیتهای نمادین و کوتاهمدت جلوگیری شود.
کشور در سالهای اخیر، چندین تجربه مواجهه با فناوریهای نوین را داشته است. برای نمونه میتوان به ماهواره و پخش ماهوارهای، اینترنت، شبکههای اجتماعی، پخش خانگی و... اشاره کرد. بررسی هرکدام از این موارد که بهنوبهخود موجب تجربیات متعددی برای کشور شده است، فرصتی برای مواجهه سنجیدهتر با فناوری هوش مصنوعی و اقدامات مناسب در راستای بهرهمندی از ظرفیتهای این فناوری در عین پرهیز از تهدیدهای شناخته شده، خواهد بود.
ایجاد جذابیتهای شغلی در حوزه هوش مصنوعی در بازار دستنخورده کشور، میتواند زمینهساز بازگشت نخبگان تحصیلکرده در این حوزه در کشورهای پیشرفته شود. این فرصت با توجه به شرایط کشور مانند هزینه پایین انرژی نسبت به سایر نقاط دنیا در کنار بستر علمی و زیرساختی موجود در کشور، میتواند نقش مهمی در جهش سطح علمی و فناورانه کشور داشته باشد.
کشور ایران با توجه به شرایط کشورهای منطقه در حوزه نظام سلامت و از طرف دیگر پیشرفتهای چشمگیر در حوزه درمان، به مقصد مهمی برای بیماران مختلف برای درمان تبدیل شده است که این امر با نام توریسم درمانی شناخته میشود. توسعه و بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی در بخش نظام سلامت میتواند موجب ارتقای کیفیت و بهرهوری کشور در زمینه درمان و افزایش بیماران مراجعهکننده به کشور برای درمان شود.
صنایع نفت و گاز در کشور، از سویی بهعلت وجود ذخایر این منابع طبیعی در کشور توسعه فراوانی یافتهاند و نیازمند توسعه بیشتر در بسیاری از بخشها نیز هستند. از سوی دیگر اهمیت این صنعت در تأمین مالی کشور، موجب شده است که حل چالشهای این حوزه مانند بهرهوری، نقش مؤثری در جامعه داشته باشد. بنابراین سرمایهگذاری این صنعت در بخشی از توسعه فناوری هوش مصنوعی، علاوهبر رفع چالشهای مهمی از کشور، میتواند بهعنوان سرریز فناورانه، بخشهای مختلف دیگری را نیز متأثر کند.
ضرورتهای مانند تحریم شرکتهای بزرگ و اقتضائات خاص امنیتی کشور، موجب توسعه اقتصاد دیجیتال در حوزههای خدماتی مانند پیامرسانها، حملونقل، فروش کالا و... در کشور شده و شرکتهای نسبتاً بزرگی در کشور با در دست داشتن بازار داخلی ایجاد شده است. این شرکتها میتوانند بهواسطه در دست داشتن زیرساختهای دادهای و ارتباطی، فرصت مناسبی جهت توسعه فناوری هوش مصنوعی در لایه کاربست شوند. لازمه این امر، سرمایهگذاری این شرکتها در توسعه بخشهای مرتبط با هوش مصنوعی در تحقیق و توسعه آنهاست که منفعت آن میتواند در بلندمدت از طریق ارتقای بهرهوری و ایجاد زمینه رشد متخصصان این حوزه، به کشور نیز برسد.
چشمانداز بهعنوان قله یا هدف غایی، موجب ایجاد انگیزه و امید و از سوی دیگر جهتدهی تلاشها و همسوسازی اقدامات خواهد شد. چشمانداز توسعه فناوری هوش مصنوعی در کشور میتواند شامل موارد زیر باشد:
رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان و استعدادهای برتر علمی از هوش مصنوعی بهعنوان یک مسئله مهم و آیندهساز نام بردند و با اشاره به تجربیات کشورهای مختلف دنیا در توسعه هوش مصنوعی تأکید کردند که این مسئله در اداره آینده دنیا نقش دارد و چشمانداز قرارگیری کشور در 10 کشور برتر هوش مصنوعی در دنیا را ایجاد کردند.
«سند ملی توسعه هوش مصنوعی» نیز چشماندازهایی از توسعه این فناوری در کشور ارائه کرده که شامل موارد زیر است:
با توجه به شرایط منطقه که در بخشهای قبل بیان شد، تبدیل کشور به قطب منطقهای توسعه این فناوری، امری محال نبوده و میتواند چشمانداز مهمی از توسعه آن باشد. این چشمانداز همچنین در «سند ملی توسعه هوش مصنوعی» مورد تأکید قرار گرفته است.
هوش مصنوعی شامل، شاخههای مختلفی از علوم است که هریک میتوانند در تحول بخشهای مختلف اجتماع نقشآفرین باشند. چشمانداز ایجاد مرجعیت علمی در کشور در یک یا دوشاخه از هوش مصنوعی که مزیت رقابتی کشور در توسعه و کاربردهای آنها باشد، میتواند ایران را بهعنوان بازیگر مهم بینالمللی در این حوزه مطرح کند. در این زمینه حرکت کردن به سمت مسیرهای الگوریتمی که نیازمند داده و پردازش کم است، میتواند مسیر بسیار مناسبی برای ایران باشد. زیرا با به دست آوردن موفقیت در این زمینه علاوهبر پیشرفت و حل مسائل کشور با امکانات کم، ارزش شرکتهای بزرگ بینالمللی که براساس منطق انحصار بر روی خوشههای محاسباتی بزرگ و حجم دادههای کلان بنا شدهاند، کاهش خواهد یافت. مانند ظهور دیپسیک در چین که با راهکارهایی خلاقانه از هزینه مدلهای زبانی کاست و باعث کاهش ارزش شرکتهای فناوری در آمریکا شد.
همانگونه که بیان شد با توجه به اهمیت راهبردی این فناوری در آینده جوامع و تغییر بسیاری از ساختارهای قدرت، تحریمهای مختلف مرتبط با این فناوری در سالهای آینده اصلاً دور از انتظار نیست و در حال حاضر هم این امر نمودهایی در برخی پردازشگرها دارد. بنابراین توجه به خوداتکایی و استقلال در بخشهای حیاتی این فناوری مانند زیرساختهای پردازشی، چشمانداز مهمی در توسعه این فناوری در کشور است.
سرعت توسعه این فناوری که با توسعه هر روزه آن، بر این سرعت نیز افزوده میشود، لزوم پیشنگری و تعیین راهبردها و مسیرهای غیرخطی در آن را با هدف توان رقابت در این بازار متلاطم آشکار ساخته است. در این زمینه دستیابی به لایههای عمیق توسعه این فناوری و عدم اکتفا به بهرهبردار صرف بودن در این حوزه، چشمانداز دیگری است که مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) نیز در شهریورماه سال ۱۴۰۳ بر آن تأکید کردند.
یکی دیگر از مهمترین چشماندازهای توسعه این فناوری، بهکارگیری در قلمروهای اولویتدار و ایجاد تحول اجتماعی است. در این راستا میتوان به موارد زیر بهعنوان چشمانداز توسعه کاربست این فناوری اشاره کرد:
بهرهبردار بودن در حوزه فناوری هوش مصنوعی نهتنها مساوی با عقبماندگی از کشورهای پیشرو است، بلکه با استفاده از محصولات آنها و ایجاد قابلیت ارتقا و یادگیری بیشتر الگوریتمهای وجود، کمک به پیشرویی بیشتر این کشورها خواهد بود. دستیابی به لایههای عمیق این فناوری مستلزم وجود چندین آزمایشگاه تحقیقاتی با نیروی انسانی نخبه و حمایتهای مالی است (مانند دیپمایند، اپنایآی، الن تورینگ و...،). ایجاد حداقل سه آزمایشگاه محوری در هوش مصنوعی با رصد و پایش خروجیهای آنها و حمایت ظرفیتهای انسانی کشور، چشمانداز مهمی در توسعه این فناوری در کشور است.
هوشمندسازی به معنای بهکارگیری فناوریهای هوشمندی مانند هوش مصنوعی، میتواند صنایع مختلف را دگرگون کند. بااینحال هوشمندسازی در شکل ایدئال خود، یک فرایند پیوسته و نیازمند تغییر طراحی فرایندها و ساختارها بهصورت کامل است و اکتفا به اتوماسیون بخشی از یک فرایند صنعتی، نمیتواند هوشمندسازی به معنای ایدئال که موجب تحول اساسی این صنعت، تلقی شود. بنابراین چشمانداز ایجاد چند مدل هوشمندسازی صنایع مختلف به شکل کامل و شامل باز طراحی فرایندها و سازوکارها با فناوری هوش مصنوعی، نقش مهمی در کاربست این فناوری بهعنوان متحولکننده بخشهای مربوطه و ایجاد زمینه صادرات این بسته هوشمندسازی خواهد شد.
در حال حاضر هوش مصنوعی، یکی از ارکان اصلی توسعه فناوری و اقتصاد دیجیتال است. وجود سرویسدهندگان داخلی در این حوزه نهتنها به استقلال فناورانه کشور کمک میکند، بلکه از خروج دادههای حساس به خارج جلوگیری کرده و امنیت سایبری را تضمین مینماید. سرویسدهندگان بومی با درک بهتر از نیازهای محلی، فرهنگ و زبان فارسی، قادرند راهکارهای هوش مصنوعی را بهینهتر و متناسبتر با شرایط کشور توسعه دهند و نیز این امر از وابستگی به سکوهای ارائه خدمات خارجی که ممکن است تحت تأثیر تحریمها یا سیاستهای بینالمللی قرار گیرند، جلوگیری کرده و ثبات بلندمدت در دسترسی به فناوریهای حیاتی را فراهم میآورد. همچنین، توسعه سرویسدهندگان داخلی موجب رشد اقتصادی، اشتغالزایی و تولید دانش فنی در داخل کشور میشود که درنهایت به خودکفایی ملی در حوزه فناوریهای پیشرفته منجر خواهد شد. همچنین بزرگمقیاس بودن در زیستبوم هوش مصنوعی یک مزیت مهم تلقی میشود. بزرگ بودن ارائهدهنده خدمت به معنای مشتریان بیشتر، دادههای بیشتر، سوگیری کمتر در دادهها، هزینه صرفه به مقیاس در تولید محصولات و بهرهوری بالاتر در استفاده از سختافزار است. بنابراین وجود یک یا دو سرویسدهنده خدمات در کشور در این حوزه، چشمانداز مهمی در توسعه پایدار این فناوری در کشور است.
هوش مصنوعی به ناچار بسیاری از حوزههای کاری را متحول خواهد کرد. با توجه به اهمیت بحث اشتغال در رشد و ترقی جامعه، توجه به ظرفیتسازی و توانمندسازی و مهارتآموزی نیروی کار کنونی و برنامهریزی در راستای بازتنظیم ساختار نیروی کار، چشمانداز لازم به توجهی با هدف عقب نماندن از تحولات مرتبط است.
اهمیت فناوری هوش مصنوعی و درک نقش مهم آن در آینده جوامع، میتواند موجب ایجاد زمینه همکاری و همافزایی در حوزه آموزش و فناوری و تعاملات علمی میان کشورهای همسو با منافع کشور ما شود. در این زمینه، نقشآفرینی فعال ایران در عرصه بینالمللی میان این کشورها میتواند علاوهبر ایجاد قدرت و محوریت، زمینه افزایش سرعت رشد این فناوری را با همافزایی توانمندیهای مختلف ایجاد کند. بنابراین چشمانداز این نقشآفرینی فعال باید مدنظر قرار گیرد.
نتایج توسعه این فناوری باید شامل معیارها، شاخصها و مؤلفههای قابل اندازهگیری و رصد با هدف پایش نتایج اقدامات و اصلاح ناکارآمدیها باشد. در این زمینه دستاوردهای مختلف این فناوری در بخشهای متفاوت، میتواند نتایج متعددی داشته باشد که در این بخش به برخی از نتایج اشاره میشود:
«سند ملی توسعه هوش مصنوعی»، معیارهای مختلفی را برای رصد توسعه این فناوری پیشنهاد کرده که شامل موارد ذیل است:
تحقق «قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران» بهعنوان نقشه راه پیشرفت پنج سال آینده کشور، میتواند نتیجه مناسبی لحاظ شود. احکامی در ارتباط با هوش مصنوعی در این برنامه وجود دارد. ازجمله:
علاوهبر موارد فوق، میتوان به موارد متعدد دیگری در ارتباط با هوشمندسازی بخشهای مختلف مانند صنعت نفت و گاز، کشاورزی، مصرف آب، انرژی، ارتقای بهرهوری، ارتقای کیفیت خدمات و... اشاره کرد. تحقق این برنامه در بخشهای مختلف، نتیجه قابل رصدی از توسعه این فناوری خواهد بود.
ایجاد بهرهوری و رشد اقتصادی با استفاده از فناوری هوش مصنوعی، نتیجه قابل رصد دیگری از توسعه این فناوری است که میتواند موجب تحول بخشهای مختلف اقتصاد کشور شود. میزان درآمدزایی کشور با استفاده از این فناوری نیز نتیجه مهمی در تحقق اهداف توسعه این فناوری است.
همانگونه که ذکر شد، خودکفایی و استقلال در زمینه نیازهای حیاتی این فناوری اهمیت فراوانی دارد. میزان این خودکفایی تعیینکننده میزان احتمال موفقیت کشور در رقابتهای بینالمللی آینده در حوزههای مختلف خواهد بود. اکنون گلوگاه اصلی توسعه مدلهای بنیادی هوش مصنوعی مسئله سختافزار و محدودیت پردازش است. پس از تحریمهای ایالات متحده آمریکا در زمینه سختافزار، برخی کشورها به دنبال توسعه محصولات پردازشی رفتهاند. ازجمله کشور چین که با چند شرکت بزرگ در این زمینه محصولاتی را هماکنون نیز وارد بازار کرده است (مانند سختافزار اسند از شرکت هواوی) ممکن است حرکت به سمت تولید اینگونه سختافزارها در نگاه اول چندان اقتصادی نباشد؛ اما هیچ کشوری فقط برای منفعت اقتصادی به دنبال توسعه سختافزار نبوده است. در ایران نیز به همین منظور در سال 1403 مرکز ملی پیشران طراحی تراشه افتتاح شد. امید است که با ادامه این مسیر نیاز کشور در این زمینه در سالهای آتی برطرف شود.
ایجاد یک دستاورد شاخص در کشور در حوزه هوش مصنوعی مانند مرجعیت علمی در یک حوزه یا تولید محصولی در سطح بینالمللی در ارتباط با این فناوری، میتواند بهعنوان موفقیت و نتیجهای از رشد این فناوری محسوب شود. علم هوش مصنوعی (برخلاف جریان اصلی رسانهای این فناوری) بسیار گسترده بوده و رسیدن به هوشمندی از طریق الگوریتمهای متنوع ممکن است [5]. با متمرکز کردن ظرفیت پژوهشی هوش مصنوعی در کشور در چند حوزه مشخص در هوش مصنوعی میتوان طی چند سال در آنها به مرجعیت علمی رسید. همچنین ارائه محصولی مبتنیبر هوش مصنوعی در سطح جهانی نیز یکی دیگر از دستاوردهایی است که بسیار به اکوسیستم هوش مصنوعی در کشور کمک خواهد کرد.
کشور ما بهعلت نداشتن مزیت رقابتی در تولید زیرساخت و دادههای شاخص بینالمللی، باید در حوزههایی مانند تولید ایدههای شاخص و هدایت بخشی از مسیر توسعه این فناوری متناسب با نیازهای خود، متمرکز شود. این دستاورد میتواند معیاری برای سنجش موفقیت راهبردی کشور در توسعه هوش مصنوعی باشد.
براساس ابعاد چارچوب SOAR که در بخش گذشته به تفصیل بررسی شد، این بخش به دنبال ظرفیتشناسی کشور در توسعه این فناوری است. در این زمینه هریک از نقاط قوت کشور، با ترکیب با فرصتهای ذکر شده، به شرط برنامهریزی و اقدام راهبردی و سنجیده، میتوانند ظرفیتهایی برای توسعه این فناوری در کشور فراهم کنند. در ادامه مهمترین ظرفیتهای کشور مورد تصریح قرار میگیرد. کشور ما بهعلت عدم وجود مزیت رقابتی در تولید زیرساختهای سختافزار و محدودیت در دسترسی به بسیاری از این زیرساختها بهعلت تحریمها، لازم است بر مزایا و ظرفیتهای خاص خود متمرکز شده و برای آینده آن برنامهریزی کند.
یکی از مهمترین ظرفیتهای کشور، نیروی انسانی متخصص و توانمند و پرورشیافته در سالیان اخیر در کنار نظام علمی گسترده در کشور است. این نیروی جوان میتواند به شرط ایجاد زیرساختهایی مانند آزمایشگاههای ملی، در توسعه لایههای عمیق این فناوری و دستیابی به مسیرهای توسعه غیرخطی و میانبر، کمککننده باشد. علاوهبر این گسترش شبکههای علمی و ارتباطی در کشور و جمعیت جوان و جویای کار در حوزه فناوری اطلاعات میتواند زمینه هدایت این استعدادها به سمت توسعه لایه کاربست این فناوری باشد. همچنین استعدادهای کشور در این زمینه که به کشورهای پیشرفته مهاجرت کردهاند، در صورت ایجاد مشوقها و زمینه بازگشت، میتوانند حاوی تجربیات مؤثری برای کشور باشند.
وجود سازمان ملی هوش مصنوعی در بالاترین سطح دولت و نهادهایی با سابقه چندینساله مانند معاونت علمی و وزارت ارتباطات، ظرفیت مناسبی برای تقسیم کار ملی در توسعه قسمتهای مختلف این فناوری است. برای نمونه ظرفیت پارکهای علم و فناوری و تجربه و شبکه حمایت معاونت علمی از توسعه فناوریهای نوین، میتواند در توسعه لایه کاربست این فناوری و ورود آن به بخشهای مختلف و تجاریسازی آن نقش بسزایی داشته باشد. همچنین وزارت ارتباطات با وجود دستگاههای تابعه و دسترسی گسترده به دستگاههای مختلف میتواند در حکمرانی داده و تهیه زیرساخت در کشور نقش مهمی ایفا کند. مرکز ملی فضای مجازی بهعنوان یک نهاد بالادستی تنظیمگر و با تجربه چندینساله در حوزه تنظیمگری میتواند در تنظیمگریهای لازم با همکاری با مجلس شورای اسلامی و سایر دستگاههای مقرره گذار، نقش کلیدی در هموارسازی و حمایت از توسعه حساب شده این فناوری ایفا کند.
ضمن اینکه سازمان ملی هوش مصنوعی بهعنوان هماهنگکننده و جهتده توسعه کشور در زمینه هوش مصنوعی نقش مهمی خواهد داشت. این نقش میتواند شامل اولویتهای پژوهشی کشور و پیگیری آنها از طریق وزارت علوم و تحقیقات، ایجاد مرکز مطالعات راهبردی و آزمایشگاه ملی با هدف توسعه لایههای عمیق این فناوری و استخراج معماری شبکه و زیرساختهای مورد نیاز کشور بر این اساس و موارد متعدد، شود.
همانگونه که بیان شد، اهمیت راهبردی این فناوری، زمینه بهرهمندی از تعاملات بینالمللی و همافزایی با کشورهای با منافع همسو را فراهم میکند. ظرفیت بریکس و شانگهای و همکاری و تعریف دستور کارهای مشترک برای کشور لازم به توجه است. در ضمن عدم وجود بازیگر غالب در منطقه در این زمینه و بازارهای منطقهای و کشورهای هم زبان یا هم فرهنگ با ایران، در کنار بسترهای مهیای توسعه این فناوری در کشور میتواند زمینه صادرات فناوری و خدمات و تبدیل کشور ایران به قطب منطقهای توسعه آن شود. این ظرفیت با توجه به استقلال نسبی اقتصاد کشور از اقتصاد بینالمللی و توان تصمیمگیری مستقل و فارغ از اثر تحریمها، اهمیت مضاعفی مییابد. علاوهبر این تجربه بسیار قابلتوجه جمهوری اسلامی در مواجهه با تحریم و دور زدن تحریمهای آمریکا در موارد لازم، میتواند در حوزه فناوری هوش مصنوعی برای بسیاری از کشورها مانند چین و روسیه و کشورهای با منافع مشترک که در معرض تحریم در این حوزه هستند، جذاب و قابل استفاده باشد که با تعریف دستور کارهای مشترک و بهرهمندی متقابل، این زمینه فراهم خواهد شد.
توسعه هوش مصنوعی یک فرایند هزینهبر و نیازمند سرمایهگذاری انبوه است. کشور در این زمینه، سه ظرفیت مهم دارد:
اول، حجم نقدینگی و سرمایه در دست مردم است که در صورت جهتدهی و هدایت، میتواند بسیاری از حوزهها را متحول کند.
دوم، ظرفیت صنایع نفت و گاز و گردش مالی گسترده در این حوزه است که میتواند زمینه سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی شود.
سوم، ظرفیت صنایع نظامی پیشرفته و مترقی با شبکههای علمی و مالی مناسب است که میتواند در توسعه این فناوری سرمایهگذاری کنند. علاوهبر موارد فوق، تعریف دستور کارهای بینالمللی با توجه به شرایط خاص کشور مانند هزینه تولید پایین و انرژی بسیار ارزان، میتواند زمینه جذب سرمایه خارجی و توسعه زیرساختهای داخلی را در این زمینه فراهم کند.
یکی از مهمترین ابعاد توسعه هر فناوری، سازوکار و فرایند اتصال آن فناوری به مسائل واقعی و حل آنهاست. این فرایند موجب جذب سرمایه بیشتر در این فناوری و توسعه بیش ازپیش آن خواهد شد. زیست بوم نوآوری گسترش یافته در کشور شامل مراکز رشد و مراکز نوآوری دانشگاهی و دستگاهی، پارکهای علم و فناوری، صندوقهای حمایتی، شرکتهای دانش بنیان و نوآفرین، نیروی انسانی تربیت یافته در فضای رقابت و نوآوری و شبکه های ارتباطی و قوانین و مقررات این حوزه، ظرفیت مناسبی در توسعه فناوری نوین هوش مصنوعی در لایه کاربست است. این امر میتواند موجب تحول بخشهای مختلف کشور چون بخش انرژی (در مسئله ناترازی،) بهره وری فرایندها و رشد اقتصادی شود.
گسترش زیرساختهای حیاتی توسعه جامعه مانند برق، حاملهای انرژی و ارتباطات ازجمله اینترنت در سراسر کشور در کنار زیرساختهای دولت الکترونیک مانند زیرساختهای تولید، جمعآوری، ذخیره و پردازش اطلاعات، ظرفیت مناسبی برای توسعه فناوریهای مبتنیبر داده مانند هوش مصنوعی خواهد بود. از طرفی جمعیت بالای کشور زمینه فراهمسازی انبوهی از پایگاههای دادهای ضروری برای توسعه الگوریتمهای هوش مصنوعی را فراهم میکند. راهاندازی یک سکوی (پلتفرم) جامع هوش مصنوعی مبتنیبر این پایگاههای داده میتواند به تقویت زیستبوم توسعه فناوریهای هوش مصنوعی کمک شایانی کند. از طرف دیگر در دسترس بودن اینترنت و امکان یادگیری و تعاملات برخط، زمینه توسعه شبکههای ارتباطی و همکاریها را ارتقا داده است. همچنین بازار داخلی و خارجی دستنخورده یا کمتر دستخورده در حوزه محصولات و خدمات مرتبط با هوش مصنوعی، زیرساخت دیگری است که لازم به توجه است. میتوان اسناد سیاستی و قوانین کارآمد و مترقی حوزه کسبوکارها، فناوری اطلاعات، داده و هوش مصنوعی را نیز زیرساخت دیگری در راستای توسعه این فناوری در کشور محسوب کرد که از ظرفیتهای مختلفی برخوردار هستند.
در این بخش، براساس ظرفیتهای شناسایی شده، نکات، راهکارها و توصیههایی ارائه خواهد شد:
توجه به تجربه چندساله کشور در زمینه حمایت از توسعه نوآوری و شرکتها و محصولات دانشبنیان و بازنگری در رویههای ناصحیح، برای هرگونه اقدام در راستای حمایت از توسعه فناوری هوش مصنوعی در زیستبوم نوآوری کشور، ضرورت دارد. این بررسی تجربه زمینهساز اصلاح رویههای ناموفق و کاهش انحراف سرمایهها و هزینههای کشور از مسیر طراحی شده و مواجهه و برنامهریزی آگاهانهتر و واقعبینانهتر خواهد شد.
8. جمعبندی و نتیجهگیری
در این گزارش به بررسی ظرفیتهای کشور براساس چارچوب SOAR بهعنوان چارچوبی متمرکز بر نقاط قوت و فرصتها پرداخته شده است. در این راستا نقاط قوت کشور در حوزه توسعه هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفت و سپس فرصتهای داخلی و خارجی در این خصوص شناسایی و بررسی شد. سپس چشماندازهای کشور و آنچه مناسب است بهعنوان چشمانداز کشور مدنظر باشد بیان شده و نتایج و معیارهای قابل اندازهگیری برای این چشماندازها ارائه شد. سپس بر این اساس، ظرفیتهای کشور در 6 بُعد شناسایی و مورد تأکید قرار گرفت. در مرحله بعد براساس این ظرفیتها، توصیههای سیاستی با هدف بهرهمندی از این ظرفیتها و کاهش انحرافات احتمالی بیان شد.
لازم به ذکر است که مسئله مهم در توسعه هوش مصنوعی در کشور، اول درک اهمیت راهبردی این فناوری بهعنوان بخشی از آینده تمدن بشری و متحولکننده بسیاری از حوزههای زندگی فردی و اجتماعی است. این درک اهمیت، بارها در سخنان رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) خود را نشان داده است، موجب در اولویت قرارگیری توسعه این فناوری در کشور خواهد شد.
مسئله مهم دیگر توجه به تجربیات قبلی کشور در زمینه حمایت از فناوریهای نوین (مانند هستهای، موشکی، بیوتکنولوژی و سلولهای بنیادین، نانو، علومشناختی و...) و واکاوی نقاط قوت و موفقیتها در کنار نقاط ضعف و شکستها برای تدبیر مناسب در مواجهه با این فناوری است. این واکاوی موجب شناخت دقیقتر از پویاییهای نظام اداری و حکمرانی کشور و مواجهه و برنامهریزی آگاهانهتر و واقعبینانهتر در کشور خواهد شد.
مسئله دیگر اهمیت توجه به این حوزه مهم بهعنوان یک حوزه تخصصی و راهبردی بهرغم اجتماعی شدن فناوری هوش مصنوعی و آگاهی عموم مردم نسبت به این فناوری است. ضروری است حوزه سیاستگذاری و راهبری این فناوری از دخالتهای ناآگاهانه و اقدامات صرفاً نمایشی توسط بخشهایی از حاکمیت، پاکسازی شده و ظرفیتهای محدود کشور در حوزههایی که کمترین هزینه موجب بیشترین دستاورد و مزیت برای کشور خواهد شد، شود. در این راستا یک مدل هماهنگی بین بخشهای مختلف برآمده از یک رصد دقیق و راهبردی در کشور ضرورت داشته و پیشنهاد میشود. دفتر حکمرانی مرکز پژوهشها در گزارشهای آتی ابعاد بیشتری از این پیشنهاد را روشن خواهد ساخت.