واکاوی نسبت دین و دولت در عربستان سعودی؛ با تمرکز بر دیپلماسی فرهنگی

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسندگان

1 کارشناس گروه دین، ارشاد اسلامی و اوقاف دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

2 کارشناس گروه دین، ارشاد اسلامی و اوقاف دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی

چکیده
این گزارش به بررسی تحولات دیپلماسی دینی عربستان سعودی در بستر تقابل سنت و مدرنیته در سده اخیر پرداخته است و تلاش دارد که با تحلیل روندهای فرهنگی، دینی و سیاسی اخیر عربستان، تصویری جامع از نحوه مواجهه این کشور با چالش های هویتی و تمدنی آن ارائه دهد. عربستان، به عنوان یکی از کشورهای کلیدی در جهان اسلام تحت تأثیر فشارهای جهانی و ضرورت های داخلی، طی سال های اخیر دست به اصلاحاتی گسترده زده که هدف آن بازتعریف جایگاه بین المللی، کاهش نفوذ وهابیت، ترویج نوعی از اسلام مدرن و توسعه گردشگری مذهبی است. همچنین، اقدامات گسترده ای برای ارتقای تصویر جهانی، بازسازی هویت ملی جدید و گسترش نقش اجتماعی زنان صورت گرفته است. این اصلاحات را می توان در راستای تثبیت قدرت سیاسی و مهندسی هویت دینی دانست، اما این نوسازی با چالش هایی روبه رو است که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از: «تعارض هویتی میان ناسیونالیسم دولتی نوظهور و مرجعیت تاریخی دین سنتی»، «فقدان مشروعیت اجتماعی و اصالت فرهنگی در روایت های رسمی دولت محور»، «وابستگی ساختاری به سرمایه گذاری خارجی در بازتعریف هویت فرهنگی و نمادین»، «نمایش ظاهری مدرنیزاسیون، بدون توسعه زیرساخت های اجتماعی و نهادهای مشارکتی»، «ارتقای سطحی جایگاه زنان بدون لحاظ پیوست های فرهنگی و اقناع نخبگانی و اجتماعی»، «خلأ در حافظه تاریخی مشترک و ناتوانی در بازسازی قهرمانان فرهنگی ملی»، «مقاومت اجتماعی در برابر پیاده سازی اصلاحات فرهنگی». این تغییرات در عربستان می تواند فرصت هایی مانند «امکان توسعه تعاملات هدفمند با نخبگان فرهنگی و علمی عربستان» و «تمرکز بر تهدیدات مشترک فراملی با تأکید بر گفتمان وحدت اسلامی از منظر حقوق بشر اسلامی» را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته باشد. 

گزیده سیاستی

 نوسازی فرهنگی در عربستان، ابزاری برای مهندسی هویت و تثبیت قدرت و به تبع آن بهبود تصویر ملی عربستان و ارتقاء سطح دیپلماسی فرهنگی این کشور است؛ اما با چالشهای مشروعیت دینی، هویت ملی و مشارکت اجتماعی روبه روست. این امور، فرصت تعامل نخبگان و تقویت گفتمان وحدت اسلامی را برای ایران فراهم می سازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

 خلاصه مدیریتی

شرح/ بیان مسئله

امروزه یکی از مسائل بنیادین جهان اسلام، بازتعریف نسبت دین و دولت در پرتو تحولات فرهنگی و اجتماعی معاصر است. در این میان، کشورهایی با پیشینه دینی و تاریخی مانند عربستان سعودی، به‌دلیل سابقه ظهور اسلام و جایگاه دینی ویژه، موقعیتی ممتاز برای تحلیل این تعامل دارند. عربستان، امروز با اجرای برنامه توسعه‌ای چشم‌انداز 2030 و در واکنش به فشارهای داخلی و بین‌المللی، تلاش دارد که با فاصله ‌گرفتن از اسلام سلفی و ترویج نسخه‌ای معتدل از اسلام، الگویی از دولت مدرن در جهان اسلام ارائه دهد. این رویکرد در قالب پروژه‌ای تحت عنوان «مدیریت تصویر عربستان» در دیپلماسی فرهنگی آن تعریف می‌شود و بر بازسازی هویت ملی جدید سعودی مبتنی است. تحولات اخیر که در تقاطع سنت اسلامی و الزامات دنیای مدرن رقم می‌خورند، فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای بازیگران منطقه‌ای ایجاد کرده‌اند. بر این اساس، گزارش حاضر با تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های دیپلماسی فرهنگی جدید عربستان و جایگاه دین در این تحولات و بازطراحی‌ها، به بررسی نحوه مواجهه آن با الزامات دنیای مدرن و ارائه راهکارهایی برای بهره‌گیری از اصلاحات فرهنگی - اجتماعی عربستان در جهت تقویت جایگاه راهبردی ایران در منطقه می‌پردازد.

 

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

 

الف) تحلیل تاریخی رابطه دین و دولت در عربستان سعودی

تحلیل تاریخی نشان می‌دهد که این کشور در چهار دوره کلیدی به تکامل و تحول دیپلماسی دینی خود پرداخته است:

دوره اول: «دوران تأسیس» که با شکل‌گیری بنیادهای اولیه دولت و هماهنگ‌ شدن حاکمیت آل‌سعود با تفکر سلطه‌گر ابن‌عبدالوهاب آغاز شد.

دوره دوم: دوران شکل‌گیری دولت مدرن است که دلارهای نفتی به نهادسازی و تقویت نفوذ سیاسی وهابیت کمک کردند.

دوره سوم: مهم‌ترین خصیصه این دوره چالش با وهابیت سنتی است که حاکمیت به شکل‌گیری وهابیت دولتی یا به تعبیر دیگر، وهابیت درباری روی آورد و اعتراضات داخلی را سرکوب و درعین‌حال تلاش کرد تا این اعتراضات را به عرصه بین‌المللی هدایت کند، مانند مداخله در افغانستان و توسعه مدارس و مراکز اسلامی و مساجد در سراسر جهان.

دوره چهارم: مربوط به مبارزه با اسلام سلفی و اصلاحات فرهنگی - اجتماعی است که نمایانگر تلاش عربستان برای بهبود تصویر جهانی خود و تطبیق با نیازهای مدرن است.

 

ب) مروری بر اصلاحات فرهنگی - اجتماعی جدید عربستان

دولت جدید عربستان، تلاش دارد با بازتعریف هویت ملی، چهره‌ای متسامح، مدرن و غیرسیاسی از اسلام ارائه دهد و از اسلام با قرائت وهابیت فاصله بگیرد. در همین راستا، نقش سیاسی وهابیت به حاشیه رانده شده و وظیفه ترویج اسلام معتدل به نهادهایی چون «رابطة‌العالم‌الاسلامی» و «مرکز اعتدال» سپرده شده است. از دیگر سیاست‌های مهم عربستان، تربیت مبلغان اسلام میانه‌رو از طریق دانشگاه‌های داخلی است. همچنین، با تعدیل حمایت از مراکز تندرو در کشورهای مختلف، سرمایه‌گذاری در ساخت نهادهای دینی و فرهنگی در خارج از کشور با رویکردی کمتر سیاسی و بیشتر اجتماعی ادامه یافته است. در حوزه گردشگری مذهبی، پروژه «ضیوف‌الرحمن» به‌عنوان یک برنامه کلان اقتصادی تعریف شده که با هدف استانداردسازی و تجاری‌سازی تجربه حج و عمره، ضمن جذب سرمایه، به دنبال تنوع‌بخشی به اقتصاد عربستان است. هرچند این برنامه موجب توسعه خدمات و اشتغال شده، اما انتقادهایی نسبت به نادیده ‌گرفتن ابعاد معنوی مناسک مذهبی به همراه داشته است. در کنار این سیاست‌ها، عربستان با تأکید بر ساخت هویت ملی جدید مبتنی‌بر ناسیونالیسم سعودی، تلاش دارد گفتمان سنتی دینی را به حاشیه رانده و تصویر جدیدی از خود در سطح بین‌المللی ارائه دهد. بخشی از این پروژه، گسترش دیپلماسی فرهنگی، مدیریت روایت رسانه‌ای و افزایش مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان است که گرچه با شعار توانمندسازی همراه‌ هستند، اما بیشتر در خدمت ارتقای وجهه جهانی عربستان طراحی شده‌اند.

با وجود اجرای گسترده این سیاست‌ها، دیپلماسی فرهنگی عربستان با چالش‌هایی جدی مواجه است. ازجمله، تعارض میان گفتمان ناسیونالیسم دولتی و مرجعیت سنتی دین، موجب شکاف در روایت رسمی هویتی شده است. روایت‌های نوینی چون «تمدن عربستان جدید» یا «اسلام میانه‌رو» به‌دلیل نداشتن پیوند با حافظه تاریخی و فرهنگ بومی، بیشتر برای مخاطب خارجی ساخته شده‌اند.

وابستگی گسترده به سرمایه‌گذاری و الگوهای فرهنگی وارداتی نیز هویتی نمایشی و بی‌ریشه پدید آورده که در سطح داخلی کمتر پذیرفته شده است.

 از سوی دیگر، ارتقای جایگاه زنان اگرچه پررنگ و نمادین است، اما به‌دلیل فقدان پیوست‌های فرهنگی و اقناع نخبگان و جامعه، تأثیر پایدار و عمیقی ایجاد نکرده و با الگوی سنتی زن در این جامعه در تعارض است.

 نبود چهره‌های فرهنگی الهام‌بخش و ضعف در احیای حافظه تاریخی نیز باعث شده که دیپلماسی فرهنگی عربستان از ارائه روایتی معتبر، وحدت‌بخش و اقناع‌کننده ناتوان باشد.

 درنهایت، اجرای شتاب‌زده و از بالابه‌پایین این اصلاحات، بدون جلب مشارکت اجتماعی و مدنی، با واکنش‌های پنهان و نوعی بی‌اعتمادی عمومی همراه شده که اثربخشی فرهنگی عربستان را در سطوح داخلی و بین‌المللی با تردید مواجه کرده است.

 

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

تحولات فرهنگی - اجتماعی اخیر عربستان، برای بازتعریف نقش این کشور در نظم منطقه‌ای و جهانی با کاهش نقش نهادهای وهابی، ترویج قرائت‌های مدرن از اسلام، بازسازی هویت ملی و سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی چون هنر، رسانه و ورزش پیگیری می‌شود. این تحولات، هرچند با هدف ارائه تصویری تازه از عربستان به‌عنوان قدرتی فرهنگی - اقتصادی طراحی شده‌اند، اما به‌دلیل تضعیف پیوند سنتی میان دین، هویت و قدرت، موجب خلأ معنایی و شکاف هویتی در سطح جامعه و نخبگان سعودی شده‌ است. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با اتخاذ رویکردی چندلایه، غیر تقابلی و ایجابی، از این فضای فرهنگی مزبور بهره گرفته و زمینه‌ساز ارتقای جایگاه خود در منطقه شود.

اولین راهبرد، ترویج گفتگوی ‌فرهنگی و مذهبی میان ایران و عربستان و تأکید بر اشتراکات دینی و تمدنی است که می‌تواند فضای فرهنگی جدیدی برای نقش‌آفرینی ایران فراهم سازد.

 دومین، تعامل هدفمند با نخبگان فرهنگی، هنری و دانشگاهی عربستان از طریق برنامه‌هایی چون تبادل علمی، تولیدات مشترک و ترجمه متون، بستری مؤثر برای کاهش تنش و تقویت اعتماد متقابل فراهم می‌آورد.

 از دیگر ظرفیت‌های مهم، بهره‌گیری از مناسک حج است که می‌توان از آن به‌عنوان فرصتی برای ترمیم پیوندهای دینی جهان اسلام بهره گرفت.

 در حوزه رسانه نیز، ایران می‌تواند با تولید محتوای تاریخی، تمدنی و فرهنگی مشترک ایران و عربستان، تصویر ذهنی هم‌گراتری در مخاطب عربستانی شکل دهد.

 همچنین، فعال‌سازی دیپلماسی هنری، شهری و ورزشی، به‌ویژه با تمرکز بر جامعه مدنی و نقش زنان، می‌تواند فضای غیررسمی و پویایی برای تعاملات فرهنگی ایجاد کند.

در کنار اینها، پرداختن به چالش‌های فراملی مشترک نظیر اسلام‌هراسی، افراط‌گرایی مذهبی و مسئله فلسطین، زمینه‌ساز همکاری‌های فرهنگی از موضع وحدت اسلامی خواهد بود.

درنهایت، اتخاذ راهبردی تدریجی و منسجم، می‌تواند ایران را از بازیگری واکنشی به کنشگری فرهنگی فعال تبدیل کند که موفقیت در این مسیر نیازمند بازتعریف نقش نخبگان فرهنگی، انسجام میان نهادهای فرهنگی، دیپلماتیک و رسانه‌ای است.

1. مقدمه و بیان مسئله

یکی از مسائل کلان مهم در تحلیل تحولات جهان اسلام، بررسی نحوه‌ تعامل میان دو جهان فکری و نهادی سنت و مدرنیته است. این تعامل، در نقاط مختلف جهان اسلام شکل‌های گوناگونی به خود گرفته و آینده‌ آن، می‌تواند مسیر تحولات فکری، سیاسی و تمدنی این کشورها را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار دهد. در این میان، نهاد دین، به‌عنوان مهم‌ترین منبع الهام جهان سنت و نهاد دولت به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی مدرنیته، در موقعیتی تعیین‌کننده برای شکل‌ دادن به این تعامل قرار دارند. مطالعه‌ چگونگی مدیریت تعامل این دو نهاد در کشورهای اسلامی و تعادل و توازن شکل‌ گرفته بین این دو جهان، به‌ویژه در دوره‌ تحولات نوین، امری ضروری برای درک مسیر آینده این جوامع است.

در این میان، عربستان سعودی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای اسلامی، واجد ویژگی‌هایی منحصربه‌فرد است که آن را به یک نمونه مناسب برای بررسی تعامل بین دین و دولت در بستر مدرنیته تبدیل می‌کند. عربستان از یک‌سو مهد اسلام، محل قرارگیری دو حرم شریف و دارای سنت مذهبی فربه است و از سوی دیگر، در سال‌های اخیر به‌ویژه از زمان آغاز اصلاحات گسترده توسط محمد‌بن‌سلمان ذیل سند چشم‌انداز 2030، تلاش دارد تا خود را به‌عنوان الگویی از یک دولت مدرن در جهان اسلام معرفی کرده و به تعبیری سیاست ملی‌گرایی سعودی را جایگزین نسخه اسلام سلفی کند. گزارش حاضر، با تمرکز بر دیپلماسی دینی عربستان سعودی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌ها و جبهه‌های تلاقی دین و دولت در حکمرانی فرهنگی عربستان سعودی در سده اخیر، در پی واکاوی سازوکارهای رسمی و غیررسمی بهره‌گیری از دین در راستای اهداف سیاسی، تمدنی و بین‌المللی این دولت است. دیپلماسی دینی عربستان از دیرباز در پی ترویج وهابیت و تثبیت مشروعیت سیاسی داخلی بوده، اما در دهه‌های اخیر، با فشارهای جهانی و ضرورت‌های داخلی، به‌سمت تفسیرهای میانه‌روتر از دین و نیز ساختن تصویری جهانی از اسلام معتدل حرکت کرده است. این تلاش‌ها در قالب نهادهایی همچون «سازمان هم‌بستگی کشورهای اسلامی» و «مرکز جهانی مبارزه با افراط‌گرایی» و دیگر سازوکارهای رسمی پیگیری می‌شوند. لازم به ذکر است که انتخاب نمونه عربستان سعودی برای بررسی این تعامل از چند منظر دارای اهمیت و توجیه است:

در مرتبه اول، عربستان به‌عنوان رقیب دیرینه مذهبی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، تلاش دارد تا الگوی خود را به‌عنوان نسخه‌ای مرجع، موفق و قابل صدور از حکومت مدرن به جهان اسلام معرفی کند. مدرنیزاسیون سعودی که به دنبال بازسازی تصویر عربستان سعودی در جهان امروز است، به مقوله‌های نوینی همچون توسعه گردشگری مذهبی، ویژندسازی هویت ملی سعودی، گسترش تعاملات بین مذهبی و بین ادیانی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در عرصه رسانه و گسترش نقش اجتماعی و سیاسی زنان روی آورده است که هر یک از این مقوله‌ها فرصت‌های جدیدی برای همکاری‌های مشترک فرهنگی، هنری و علمی میان ایران و عربستان فراهم می‌سازد. مطالعه‌ تجربه عربستان می‌تواند در زمینه‌ سیاستگذاری فرهنگی، دیپلماسی دینی و نسبت‌سنجی دقیق‌تر میان سنت و مدرنیته در عرصه‌ بین‌المللی، آموزه‌های قابل استفاده‌ای فراهم آورد.

این پژوهش، مبتنی‌بر مطالعات اسنادی و نیز مصاحبه با کارشناسان آشنا با تاریخ، جامعه و سیاست‌های ادوار حاکمیت‌های معاصر عربستان، با دغدغه ارائه تصویری دقیق و روزآمد از روندها، بازیگران و چالش‌های دیپلماسی دینی آن در دوره‌ اصلاحات انجام شده است. بنابراین ابتدا به تبارشناسی دیپلماسی دینی و نوع رابطه‌ دین و الگوی دولت-ملت در سده‌ اخیر عربستان پرداخته و سپس با تمرکز بر دوره‌ اصلاحات، مهم‌ترین نهادهای فعال در این عرصه، سیاست‌های اتخاذ شده و چالش‌های آن بررسی و درنهایت مبتنی‌بر این بررسی‌ها، به واکاوی فرصت‌های راهبردی پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران برای بهره‌گیری از اصلاحات فرهنگی - اجتماعی عربستان پرداخته شد.

2. مروری بر تاریخچه دیپلماسی دینی عربستان سعودی

تاریخ دیپلماسی آل‌سعود در چند دوره متمایز قابل بررسی است که در هر دوره نوع رابطه حکومت با وهابیت، به‌عنوان مهم‌ترین منبع مشروعیت دینی آن، تغییراتی داشته است. این رابطه را می‌توان در دوره‌های زیر بررسی کرد:

2-1. دوره تأسیس و اتحاد دینی - سیاسی

تاریخ دیپلماسی دینی عربستان سعودی به دوره تأسیس این دولت با اتحاد محمد‌بن‌سعود ‌بنیانگذار آل‌سعود و محمد ‌بن ‌عبدالوهاب بنیانگذار وهابیت، در قرن هجدهم میلادی برمی‌گردد. این دوره به تلاش برای تشکیل حکومتی مبتنی‌بر هم‌افزایی قدرت سیاسی و ایدئولوژی مذهبی شناخته می‌شود. محمد بن ‌عبدالوهاب با ترویج دیدگاه‌های خود در بازگشت به اصول اولیه اسلام، تفکراتی را که تحت‌تأثیر ابن‌تیمیه و احمدبن‌حنبل بود، منتشر می‌کرد.

آرا و نظریات ابن‌تیمیه شامل تأکید بر حجیت قرآن و حدیث، منع سوگند به غیر خدا، کافر دانستن معتقدان به عقاید دیگر و بدعت دانستن امور نوین بود. او همچنین نظریه تشکیل حکومت در قالب واحدهای خودمختار ابن‌تیمیه را مطرح کرد که به آل‌سعود کمک می‌کرد که با توجیه «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر»، از ابزار زور برای اعمال حدود استفاده کنند و جهاد را علیه دشمنان خارجی مشروع بشمارند [1].

ابن‌عبدالوهاب پس از مخالفت قبایل مختلف، به محمد‌بن‌سعود، حاکم درعیه در نجد پناه برد. تاریخ این اتحاد که سال 1157 ه.ق بیان شده است به‌عنوان مبدأ شکل‌گیری دولت آل‌سعود در درعیه شناخته می‌شود. توافقی برای تقسیم مسئولیت‌ها میان این دو نفر صورت گرفت که در آن ابن‌سعود مسئولیت‌های سیاسی و نظامی را بر عهده داشت و ابن‌عبدالوهاب مسئولیت‌های مذهبی و قضایی را [2]. البته امروزه آل‌سعود، به‌ویژه شخص محمد‌بن‌سلمان، در راستای رویکرد وهابیت‌زدایی، تاریخ «یوم‌التأسیس» را به‌گونه‌ای بازتعریف کرده‌اند که آن را به‌روز تأسیس اولین دولت سعودی در منطقه درعیه در نیمه‌های سال ۱۱۳۹هـ.ق / ۱۷۲۷م نسبت می‌دهند [3].

توزیع جغرافیایی مذاهب در زمان ظهور ابن‌عبدالوهاب شامل شیعه‌ها در شرق عربستان، زیدی‌ها در عسیر، حنبلی‌ها در نجد، شافعی‌ها در حجاز و حنفی‌ها در شمال بود و همچنین در حجاز برخی مردم معتقد به فرقه‌های صوفیه همچون سنوسیه، ادریسیه، قادریه، گیلانیه و بکتاشیه بودند [4].

اتحاد محمد بن‌ عبدالوهاب و محمد‌بن‌سعود، زمینه‌ساز تشکیل یک حکومت مرکزی شد که مشروعیت دینی آن را وهابیت تأمین می‌کرد. این اتحاد که از آن به‌عنوان پیوندی میان «بال دینی» و «بال سیاسی» یاد می‌شود، باعث شد که وهابیت مشروعیت دینی برای حکومت آل‌سعود را فراهم کرده و در مقابل، آل‌سعود حمایت نظامی و سیاسی و مالی لازم برای گسترش آموزه‌های دینی وهابیت در سراسر سرزمین حجاز و دیگر کشورهای منطقه را تأمین کند [5].

2-2. دوره شکل‌گیری دولت مدرن آل‌سعود (دوره دلارهای نفتی و توسعه دیپلماسی دینی وهابیت)

شریف حسین که اجدادش قرن‌ها بر حرمین شریفین حاکم بودند، تا سال 1926م حاکم حجاز بود. عبدالعزیز بن سعود با کمک انگلیس در سال 1924م‌ به حجاز حمله کرد و با تسلط بر مکه و مدینه، کشور عربستان را در مرزهای کنونی شکل داد. عبدالعزیز با بهره‌گیری از آموزه‌های وهابی و ایجاد ارتشی مذهبی به نام «اخوان من اطاع الله»، که از قبایل نجد تشکیل شده بود، توانست پایه‌های حکومت مدرن عربستان را شکل دهد. اخوان به‌عنوان نیرویی ایدئولوژیک و نظامی نقش مهمی در فتوحات عبدالعزیز و گسترش قلمرو او ایفا کرد و در سال 1932م، عبدالعزیز با توسل به آموزه‌های وهابی، تکفیر مخالفان و مشروعیت‌بخشی به جنگ‌های داخلی و خارجی، پادشاهی عربستان سعودی را تشکیل داد [2].

علمای وهابی، به‌ویژه نوادگان محمد بن‌ عبدالوهاب (آل الشیخ)، در این دوره با تأسیس «هیئت امر به معروف و نهی از منکر»، وظایفی چون صدور فتوا، نظارت بر نظام قضایی و ترویج آموزه‌های وهابیت در سراسر جهان را بر عهده داشتند. این پیوند نه‌تنها امکان اجرای قوانین شریعت را در مناطق مختلف کشور میسر می‌ساخت، بلکه مشروعیت مذهبی برای حکومت در منطقه و جهان اسلام را فراهم می‌کرد [6].

اولین چالش دولت آل‌سعود، عدم پذیرش مظاهر مدرنیته غرب از سوی نیروهای ارتش اخوان و مخالفت آنها با ارتباط ملک عبدالعزیز با قدرت‌های غربی، به‌ویژه بریتانیا بود که منجر به شورش‌هایی در دهه اول دولت آل‌سعود شد که عبدالعزیز آنها را سرکوب کرد [7]. بنابراین، هرچند ایدئولوژی سلفی - وهابی با سرکوب مخالفان همراه بود، اما تبدیل به ابزاری برای یکپارچه‌سازی شبه‌جزیره عربستان شد که منجر به تأسیس «المملکة العربیة السعودیة»، یعنی اولین نظام سیاسی مبتنی‌بر الگوی دولت - ملت مدرن در حجاز گردید. برخی مخالفان، ازجمله رهبران قبایل، زندانی یا اعدام شدند تا جایی که عبدالعزیز به «عبدالانجلیز» مشهور شد[8].

پس از جنگ جهانی دوم و از اواخر دهه 1940، عربستان سعودی شاهد سرازیر شدن دلارهای نفتی بود. درحالی‌که در سال‌های اولیه جنگ به دلیل کاهش تعداد حجاج، مجبور شد تا مبالغ هنگفتی را از انگلستان قرض بگیرد، اما به ناگهان درآمدهای نفتی این کشور به ده‌ها و سپس صدها میلیون دلار افزایش یافت. بااین‌حال، عربستان با چالش‌هایی نظیر رقابت‌های داخلی خاندان سلطنتی، شورش‌های قبیله‌ای و اختلافات ایدئولوژیک مواجه بود. این چالش‌ها به‌ویژه در دوران سعود بن عبدالعزیز با بحران‌های مدیریتی همراه شد که در نهایت به انتقال قدرت به فیصل بن عبدالعزیز در سال 1964م انجامید. فیصل که مشهور به معمار آل‌سعود است، تلاش کرد تا نهادها و وزارتخانه‌های جدیدی را تأسیس کند [9].

دوره ملک فیصل با ویژگی‌های بارزی ازجمله افزایش درآمدهای نفتی، نوسازی اقتصادی، تحکیم قدرت داخلی و ایفای نقش بین‌المللی همراه بود. کشف و بهره‌برداری از منابع نفتی، عربستان را به یکی از بازیگران اصلی اقتصاد جهانی تبدیل کرده و امکان توسعه زیرساخت‌ها و تأسیس نهادهای آموزشی و بهداشتی مانند دانشگاه ملک سعودو دانشگاه اسلامی مدینه را فراهم کرد و در سال ۱۹۷۴م ملک فیصل توسط مجله تایم به‌عنوان «مرد سال» اعلام شد [10].

نقش وهابیت در این دوره بسیار برجسته بود. به‌عنوان ایدئولوژی رسمی دولت، وهابیت ابزار مشروعیت‌بخشی به قدرت حاکم شد. هیئت امر به معروف و نهی از منکر به‌عنوان «پلیس دینی»، نظارتی جدی بر امور اجتماعی و مذهبی داشت و قوانین شریعت به‌طور گسترده اجرا می‌شد. دولت سعودی با استفاده از درآمدهای نفتی به ترویج وهابیت در داخل و خارج از کشور پرداخت. تأسیس نهادهایی مانند رابطة العالم الاسلامی در سال 1962م برای گسترش اسلام وهابی نمونه‌ای از این تلاش‌ها بود.

در سطح بین‌المللی، عربستان نقش فعالی در تعیین سیاست‌های نفتی جهان داشت و با تحریم نفتی سال 1973م علیه کشورهای حامی اسرائیل، جایگاه خود را به‌عنوان رهبر جهان اسلام تقویت کرد. فیصل بن عبدالعزیز از آموزه‌های وهابی برای مقابله با گسترش ناسیونالیسم سکولار تحت رهبری جمال عبدالناصر بهره برد، اما این اقدامات انتقادهای زیادی را نیز به دنبال داشت؛ جریان‌های افراطی مبتنی‌بر وهابیت در داخل و خارج رشد کردند و برخی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی با مخالفت روحانیون مواجه شد [11].

2-3. دوره چالش حکومت با وهابیت سنتی و شکل‌گیری وهابیت درباری و هدایت اعتراضات دینی داخلی به عرصه بین‌الملل

در این دوره، عربستان سعودی با ترکیبی پیچیده از گسترش نفوذ ایدئولوژی وهابی، گسترش انقلاب‌های چپ جمهوری‌خواه‌، چالش‌های داخلی و تحولات بین‌المللی روبه‌رو بود.‌ ازجمله اتفاقات اصلی این دوره که بر دیپلماسی دینی عربستان تأثیر بسزایی گذاشت به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

  • فعالان اخوان‌المسلمین که از مصر رانده شده بودند، به‌واسطه نفوذ وهابیت، به عربستان سعودی پناه آوردند و تبدیل به معترضان اصلی سیاست‌های دولت مدرن عربستان شدند.
  • در این دوره، انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 پیروز شده و همین امر باعث نگرانی حکومت آل‌سعود از گسترش تفکر اسلام سیاسی در ساختار سیاسی حکومت شد.
  • اعتراضات فعالان سیاسی چپ‌گرا در عربستان به‌منظور برقراری دولتی دمکراتیک به رهبری ناصر السعید افزایش یافت.
  • واقعه تسخیر مسجدالحرام در سال 1979 توسط افراطیون سلفی به رهبری جهیمان العتیبی اتفاق افتاد.
  • جنبش صحوه توسط سلفی‌های سروری،که با الهام از ایدئولوژی وهابی و گرایش‌های سیاسی در سال 1990 ظهور کرد. لازم به ذکر است ویژگی بارز جنبش صحوه، اعطای حق اعتراض به مردم بود. یعنی برخلاف مبانی کلامی سلفیت درباری و سلفیت جامی که معتقد به ممنوعیت اعتراض در مقابل سیاست‌های حکومت بودند، اما رهبران جنبش صحوه اعتراض را به رسمیت شناختند [11].
  • ظهور جریان سلفی جهادی که نه‌تنها دولت سعودی را مورد نقد قرار می‌داد، بلکه آن را فاسد و دست‌پرورده «نظام طاغوت جهانی» معرفی می‌کرد. این جریان، به‌ویژه پس از بازگشت جهادیون عرب از افغانستان -که پس از خروج نیروهای شوروی به کشورهای خود بازگشته بودند- با سازمان‌دهی و انسجام بیشتری ظاهر شد و چالش‌های جدی امنیتی، سیاسی و ایدئولوژیک برای حکومت آل‌سعود ایجاد کرد [12].

دولت آل‌سعود برای سلطه بر اعتراضات دینی و سیاسی، با استفاده از درآمدهای کلان نفتی و نهادهای مذهبی، به دنبال ترویج آموزه‌های وهابیت در سطح جهانی پرداخت تا این‌گونه بتواند فعالان وهابی و سلفی داخل را به کشورهای دیگر اعزام کند. کمک‌های مالی فراوانی که در این دوره به گروه‌های اسلامی، به‌ویژه در افغانستان برای مقابله با نفوذ شوروی و همچنین بوسنی و چچن انجام شد، به افزایش نفوذ ایدئولوژیک عربستان و همچنین ظهور گروه‌ها و سازمان‌های تکفیری و تروریستی در سراسر نقاط جهان کمک کرد[13].

به‌کارگیری شخصیت‌هایی مانند «بن باز» در میدان قدرت از سوی آل‌سعود، با هدف کنترل و مهار نفوذ‌ آل‌شیخ صورت گرفت تا جریان وهابیت درباری یا به تعبیری وهابیت ساختگی، که پیش‌ازاین نیز برای توجیه عملکرد آل‌سعود به کار گرفته می‌شدند، رسمیت پیدا کنند. در این میان «هیئت کبار العلما» بیشترین نقش را در هدایت وهابیت درباری برعهده داشت [8].

ازجمله اتفاقاتی که وهابیت درباری به توجیه اقدامات آل‌سعود در این دوره پرداختند عبارتند از: صدور حکم اعدام مخالفان چپ آل‌سعود در جریان بمب‌گذاری سال 1967م، صدور حکم اعدام العتیبی و یاران او در سال 1979م، مشروعیت‌بخشی به استقرار نیروهای آمریکایی در خاک عربستان در جریان جنگ کویت در سال 1991م در برابر اعتراض بن‌لادن و مجاهدین حامی او، جواز صلح با اسرائیل در 1994م، حرام شمردن عریضه‌نویسی توسط گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب که به بیان مطالبات و اعتراضات مدنی خود می‌پرداختند [4].

2-4. دوره مبارزه با اسلام سلفی و بازنگری در سیاست‌های تبلیغی

در اواخر دوره پادشاهی ملک فهد و اوایل دوره پادشاهی ملک عبدالله، به‌ویژه پس از حملات 11 سپتامبر 2001م، عربستان سعودی تحت فشار بین‌المللی برای مقابله با افراط‌گرایی و تروریسم قرار گرفت. این فشارها منجر به اجرای اصلاحات در سیاست‌های داخلی و خارجی شد. یکی از اقدامات کلیدی دولت، بازنگری در آموزش مذهبی و نظارت بر مدارس دینی بود. دولت سعودی اعلام کرد که قصد دارد که از ترویج اندیشه‌های افراطی جلوگیری کند. در همین راستا برخی متون آموزشی را اصلاح نمود تا تفسیر میانه‌روتری از اسلام ارائه دهد.

از سال 2015م و با آغاز ولایتعهدی محمد‌بن‌سلمان، عربستان سعودی وارد دوره‌ نوینی از اصلاحات فرهنگی - اجتماعی و ترویج اسلام مدرن اعتدالی با هدف فاصله‌گیری از قرائت سنتی و سیاست‌زده وهابیت و ارائه چهره‌ای نوین از اسلام در سطح بین‌المللی شد. هدف اصلی این اصلاحات شامل اقداماتی مانند اعطای حقوق بیشتر به زنان و افزایش فرصت‌های شغلی برای جوانان با هدف مدرن‌سازی کشور و بهبود تصویر بین‌المللی عربستان بود. تأسیس «مرکز جهانی مبارزه با افراط‌گرایی» در سال ۲۰۱۷م نیز اقدامی نمادین و درعین‌حال راهبردی برای تقویت این رویکرد بود.

در بُعد دینی، کاهش نقش سیاسی وهابیت به شکلی ملموس دنبال شد. این روند، نه‌تنها شامل بازنگری در محتوای آموزشی مدارس دینی و نظارت بیشتر بر نهادهای مذهبی بود، بلکه با تغییر رویکرد چهره‌های شاخص جریان وهابی مانند «عائظ القرنی» به سمت تأیید سیاست‌ها و اصلاحات بن‌سلمان همراه بود. عائظ القرنی که یکی از علمای پرمخاطب امروز وهابیت است، در مصاحبه‌ای در نقد عملکرد وهابیت در «جنبش صحوه» می‌گوید: «بنده از طرف همه اعضای جنبش صحوه بابت اشتباهات یا سخت‌گیری‌هایی که با قرآن و سنت و روح مداراگری اسلام ناسازگار بوده، عذرخواهی کرده و اعلام می‌کنم که اکنون با اسلام معتدل و گشوده به‌سوی جهانی میانه‌رو که ولیعهد محمد‌بن‌سلمان از آن حمایت می‌کند، همراه هستم... باید پذیرفت که مواجهه جنبش صحوه با حکومت سعودی اشتباهی راهبردی بوده است» [13].

در مقابل حذف چهره‌های شاخص وهابیت مانند «محمد العریفی» که به سیاست‌ها و اصلاحات جدید بن‌سلمان معترض بودند، عملاً جهت‌گیری جدید حکومت در حذف یا حاشیه‌نشین کردن صدای جریان‌های سلفی سنتی را نشان داد. بنابراین مشاهده می‌شود که ترویج اسلام اعتدالی و مدرن هم‌زمان با تشدید کنترل‌های سیاسی و محدودیت‌های فزاینده بر آزادی بیان همراه بود. این تناقض میان اصلاحات فرهنگی - اجتماعی از یک‌سو و تمرکزگرایی سیاسی از سوی دیگر، به یکی از ویژگی‌های بارز دوره جدید حکمرانی در عربستان تبدیل شده است[8] و [11].

2-5. جمع‌بندی پیشینه تاریخی دیپلماسی دینی عربستان سعودی

در جمع‌بندی این بخش باید بیان داشت که تحلیل تاریخی رابطه دین و دولت در عربستان سعودی نشان می‌دهد که این کشور در چهار دوره کلیدی به تکامل و تحول دیپلماسی دینی خود پرداخته است:

 دوره اول: دوران تأسیس، با شکل‌گیری بنیادهای اولیه دولت و همکاری با وهابیت و هماهنگ‌ شدن حاکمیت آل‌سعود با تفکر سلطه‌گر و ضد دیگری ابن‌عبدالوهاب آغاز شد.

دوره دوم: در دوران شکل‌گیری دولت مدرن، دلارهای نفتی به نهادسازی و تقویت نفوذ سیاسی وهابیت کمک کردند.

 دوره سوم: دوره چالش با وهابیت سنتی. در این دوره دولت به شکل‌گیری وهابیت دولتی یا به تعبیر دیگر، وهابیت درباری روی آورد و اعتراضات داخلی را سرکوب کرد، درعین‌حال تلاش کرد تا این اعتراضات را به عرصه بین‌المللی هدایت کند، مانند مداخله در افغانستان و توسعه مدارس و مراکز اسلامی و مساجد در سراسر جهان (به‌عنوان پایگاه وهابیت جهادی).

دوره چهارم: دوره مبارزه با اسلام سلفی و اصلاحات فرهنگی - اجتماعی نمایانگر تلاش عربستان برای بهبود تصویر جهانی خود و تطبیق با نیازهای مدرن است. این تحولات، نشان‌دهنده زمینه‌های پیچیده دیپلماسی دینی در ساختار قدرت عربستان سعودی است که همواره تحت‌تأثیر عوامل داخلی و خارجی بوده است.

با مروری بر دوره‌های تاریخی فوق و به‌ویژه دوره اصلاحات جدید، مشاهده شد که همواره در عربستان قدرت در دست حاکم یا نخبگان حاکم متمرکز است و نهادهای اجتماعی که باید واسطه میان جامعه و دولت باشند، به ابزارهایی برای حفظ قدرت تبدیل می‌شوند. دولت تسلط‌گرا از منابعی همچون نفت برای جلب وفاداری استفاده کرده و نهادهایی مانند دین و قبیله را تحت کنترل درمی‌آورد. دولت آل‌سعود از دین برای مشروعیت‌بخشی به قدرت خود بهره می‌برد و قبیله و هویت ملی را نیز به ابزاری برای کنترل جامعه تبدیل می‌کند و هرجا دین و ملیت را در تضاد با قدرت و منافع سیاسی خود ببیند، از آنها نیز فاصله می‌گیرد. علاوه‌بر این، این دولت‌ به‌شدت به اقتصاد نفتی وابسته است و برای حفظ وفاداری عمومی از مزایا و خدمات اقتصادی استفاده می‌کند. در این نظام‌، هرگونه فعالیت سیاسی مستقل سرکوب می‌شود و مخالفان از طریق دستگاه‌های امنیتی و نظامی کنترل می‌شوند. این دولت‌ها «مدرنیزاسیون ظاهری» را به نمایش می‌گذارند که نمادهایی از پیشرفت همچون زیرساخت‌های مدرن و رسانه‌های جدید را به دنبال دارند، اما در واقعیت این فرایند، مدرن ‌شدن در سیاست و جامعه ریشه ندارد. این سیستم‌ها درحالی‌که خود را مدرن نشان می‌دهند، هرگونه حرکت به سوی دمکراسی را تهدیدی برای تمرکز قدرت می‌دانند و از آن جلوگیری می‌کنند. در این میان می‌توان به محدودیت‌های سیاسی، سرکوب آزادی‌ها و عدم پایداری سیاسی در این سیستم‌ها اشاره کرد و آنها را زمینه‌ساز مخالفت‌های داخلی دانست که در بلندمدت ممکن است ثبات این دولت‌ها را تهدید کند [14].

3. کارکردهای فرهنگی - اجتماعی نهادهای دینی فعال در عرصه دیپلماسی دینی عربستان

3-1. سازمان هم‌بستگی کشورهای اسلامی

می‌توان گفت با نفوذترین و فعال‌ترین نهاد دینی در حکومت آل‌سعود که نقش مهمی در دیپلماسی دینی و گسترش اسلام مدرن اعتدالی و ترویج سیاست‌های آل‌سعود در جهان اسلام ایفا می‌کند، سازمانی با عنوان «رابطه العالم الاسلامی» است. تأسیس این سازمان در سال 1962م به دستور ملک فیصل، با هدف ترویج آموزه‌های سلفی - وهابی و مقابله با ایدئولوژی‌های رقیب صورت گرفت. محمدناصر العبودی، معروف به «شیخ الرحالین»، به‌عنوان رئیس «جامعه الاسلامیه» و ‌بنیانگذار این سازمان که توسط بن‌باز به ملک فیصل معرفی شده بود، با سفرهای متعدد خود به مناطق مختلف،‌ ازجمله شوروی سابق، خاورمیانه، آفریقا، آمریکای جنوبی، آمریکای لاتین، کشورهای اروپای شرقی و اروپای غربی، آسیای میانه، هندوستان و آسیای شرقی ارتباطات گسترده‌ای با مسلمانان برقرار کرد و منابع مالی قابل‌توجهی را برای تأسیس مراکز دینی و مساجد در نقاط مختلف جهان در جهت تحقق اهداف عربستان تأمین کرد. العبودی در مقدمه سفرنامه خود با عنوان «آشنایی با اقیانوس آرام از استرالیا تا جزیره گوام» به 117 سفر خود به سراسر جهان اشاره کرده است [15].

در جدول زیر مهم‌ترین فعالیت‌های رابطة العالم الاسلامی و نهادهای تأسیسی آن شرح داده شده است که می‌تواند نمای کلی سیاست‌های حاکم بر دیپلماسی دینی آل‌سعود در نیم‌قرن اخیر باشد. مهم‌ترین اهدافی که برای این سیاست‌ها در همه این فعالیت‌ها بیان شده است، مبارزه با اندیشه‌های چپ و انقلابی‌ ازجمله تفکرات سوسیالیستی عبدالناصری، اخوان‌المسلمین و تفکر شیعی و همچنین حفظ جایگاه محوریت جهان اسلام است. در جدول زیر عناوین مأموریت‌ها و نهادهای تأسیسی رابطة العالم الاسلامی از ابتدای تأسیس تاکنون بیان شده است. لازم به ذکر است با وجود تغییرات و اصلاحات اخیر دولت جدید عربستان، نهادهای معرفی شده همچنان فعال هستند، ولی حوزه فعالیت‌ برخی از آنها محدود شده یا مأموریت‌های آنها تغییر کرده است [16].

  

جدول 1. مأموریت‌ها و نهادهای تأسیسی رابطة العالم الاسلامی از ابتدا تاکنون [16]

ردیف

عنوان مأموریت

نهاد تأسیسی

اهداف عملیاتی

نمونه فعالیت‌ها

1          

ایجاد شبکه مبلغان و مربیان دینی

تأسیس دفاتر نمایندگی و مدارس اسلامی مرتبط در سراسر جهان

برگزاری دوره‌های اعتقادی، آموزش زبان عربی، توزیع کتاب‌های دینی، برگزاری جلسات وعظ و سخنرانی، نظارت بر عملکرد مبلغان و مربیان دینی آموزش‌دیده در عربستان

راه‌اندازی دفتر نمایندگی ایتالیا، بلژیک، آمریکا، ژاپن، آلمان، برزیل، اسپانیا، اتریش و غنا و مدارس اسلامی پاکستان، بنگلادش، مالزی، نیجریه و ... .

2          

تربیت ائمه جماعات و مبلغین در داخل کشور با هدف اعزام به سراسر جهان

«دانش‌سرای تربیت ائمه جماعات و مبلغین» در سال 1982م

تربیت و اعزام ائمه جمعه و مبلغ اندیشه‌های وهابی حامی سیاست‌های آل‌سعود به سراسر جهان که بیشتر دانشجویان آن از مسلمانان بیش از 60 کشور به‌ویژه کشورهای افریقایی‌ بوده‌ که پس از فارغ‌التحصیلی در مقام امام جماعت و مبلغ دینی با پشتیبانی مادی و معنوی عربستان در کشورهای خود فعالیت می‌کنند.

تربیت ائمه جماعات و اعزام مبلغین به 60 کشور جهان‌ ازجمله کشورهای آفریقایی مانند نیجریه، سودان، مالی،  غنا، مصر و تونس و حوزه آسیای شرقی مانند مالزی و اندونزی

3          

مدیریت مساجد سراسر جهان

شورای عالی جهانی مساجد در سال 1975م

رسیدگی به امور مساجد‌ ازجمله احداث و توسعه آن در سراسر جهان، کمک به اقلیت‌های مسلمان برای ترمیم مساجد، مقابله با اندیشه‌ها و آموزه‌های لیبرالی، چپ و ملی‌گرایانه، حفظ اوقاف اسلامی، احیای رسالت مساجد و حفظ مساجد جهان از تعدی و تخریب

ساخت مسجد نواکشوت پایتخت موریتانی در سال 2024م، ساخت سه مسجد در مالزی در 10 سال اخیر، ساخت مسجد نیجریه در سال 2023م، بازسازی مساجد جنگ‌زده بوسنی‌هرزگوین در بیهاچ، فوچا، توزلا و سارایوو در دو دهه اخیر، ساخت مسجد هلسینکی فنلاند و ... .

4          

سلطه دینی و سیاسی به واسطه کمک‌های بشردوستانه

هیئت بین‌المللی امدادرسانی اسلامی در سال 1979م

ارسال کمک به کشورهایی که از زلزله، سیل، جنگ و خشک‌سالی آسیب ‌دیده‌اند، تأمین کفالت ایتام و تأسیس مراکز درمانی، آموزشی و فنی در نقاط مختلف جهان. این هیئت افزون بر امدادرسانی به برنامه‌های تبلیغی نیز می‌پردازد. دفتر مرکزی آن در شهر جدّه است و در 34 کشور جهان نیز دفاتری تأسیس کرده است.

در سال 2015 این مؤسسه از طریق بانک توسعۀ اسلامی 77 میلیارد ریال به 35 کشور اسلامی کمک کرد که بعد از آمریکا، دومین رتبه را درکمک‌‌رسانی به کشورهای اسلامی دارد. نمونه فعالیت‌های این مرکز در یک سال اخیر: مدیریت و تأمین نیازهای اولیه آوارگان بحران سوریه و فلسطین، ارائه واکسن‌ها و خدمات بهداشتی عمومی کشورهای آفریقایی، پروژه حمایت از ایتام در کشورهای مغرب عربی، راه‌اندازی پویش مبارزه با نابینایی در پاکستان، کمک به سیل‌زدگان بوسنی و هرزگوین، سیل‌زدگان نیجریه، سیل‌زدگان جمهوری بروندی، ارسال بسته‌های غذایی به فقرای تانزانیا، تأسیس مرکز حمایت از زنان بیوه و ایتام در آفریقای جنوبی، پروژه بازسازی مناطق محروم کنیا، راه‌اندازی پروژه‌های تأمین آب شرب و کشاورزی در مناطق خشک سومالی، تأسیس بنیاد حمایت از بیماران هپاتیت کنیا و ...

5          

کسب مشروعیت از طریق سازمان‌های بین‌المللی

همکاری با سازمان‌های بین‌المللی

استفاده از ظرفیت‌ها و فرصت‌های بین‌المللی برای ترویج اندیشه‌های دینی حامی آل‌سعود، تثبیت جایگاه محوری عربستان در جهان اسلام، تأثیر بر سیاست‌های آموزشی جهان، تأثیر بر سیاست‌های بشردوستانه جهان، تأمین منابع مالی و انسانی

عضویت در برخی از سازمان‌های بین‌المللی ازجمله یونسکو و یونیسف و مؤسسه‌های وابسته به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل و عضو ناظر اجلاس سازمان همکاری اسلامی

6          

مدیریت فقهای جهان اسلام  

مجمع فقه اسلامی در سال 1977م

با حضور سی تن از فقهای جهان اسلام در این مجمع با هدف بیان احکام شرعی موضوعات جدید، تلاش برای اثبات برتری فقه اسلامی بر قوانین وضع شده بشری، نشر میراث فقه اسلامی و بیان آن با زبان روز، حمایت از پژوهش‌های علمی در زمینه فقه اسلامی، جمع‌آوری فتواها و آرای فقهی معتبر علمای اسلامی و رفع شبهات از احکام شریعت اسلام

برگزاری کنفرانس بین‌المللی فقه و حقوق در نوامبر 2024 در شهر جده، همایش فقه اسلامی و چالش‌های معاصر در دسامبر 2023 در قاهره، سمینار بررسی مسائل فقهی جدید مارس 2023 در تونس، کنفرانس فقه و حقوق بشر در آوریل 2024 در بیروت

7          

نفوذ در برنامه‌های آموزشی بین‌المللی

هیئت بین‌المللی اسلامی آموزش در سال 2000م

این هیئت، سیاست‌های آموزشی رابطة العالم الاسلامی را براساس اهداف کلی آن در کشورهای مختلف به‌ویژه برای اقلیت‌های مسلمان تدوین و اعمال می‌کند.

استفاده از فناوری‌های جدید آموزشی، تهیه بانک اطلاعاتی از سازمان‌ها و مؤسسه‌های آموزشی نقاط مختلف جهان، عرضه برنامه آموزشی به مراکز آموزشی اقلیت‌های مسلمان، برگزاری نشست‌هایی با موضوع تعلیم‌وتربیت، امضای تفاهم‌نامه همکاری مشترک با مؤسسات آموزشی اسلامی و اهدای وسایل و امکانات آموزشی به مناطق محروم اسلامی

8          

کسب اعتماد و همراهی علمای دینی جهان

انجمن بین‌المللی علمای مسلمان در سال 2006م

دعوت از شخصیت‌های علمی و دینی کشورهای اسلامی به‌منظور تحکیم مناسبات سازمان با علما و اندیشمندان برجسته دینی و ایجاد هماهنگی در مواضع علمای دینی در قبال رخدادهای مختلف

اعضای این انجمن هر سه سال یک‌بار به ریاست مفتی عربستان جلسه برگزار می‌کنند. دبیرکل این انجمن، دبیرکل رابطة العالم الاسلامی است. شورای اجرایی انجمن 21 عضو دارد که برای مدت سه سال انتخاب می شوند. شورای اجرایی به ریاست دبیرکل هر سال در نشستی برنامه‌های کلی انجمن را بررسی می‌کند.

مأخذ: یافته های پژوهش.

 

رابطة العالم الاسلامی با استفاده از این فعالیت‌ها، تلاش می‌کند تا نفوذ خود را در سطح جهانی گسترش دهد و به‌عنوان نماینده‌ای از جهان اسلام در مجامع بین‌المللی عمل کند. در حال حاضر شیخ محمد العیسی رئیس فعلی این سازمان است. امروز رابطة العالم الاسلامی با بیش از 111 کشور عضو، به‌عنوان یکی از فعال‌ترین و معتبرترین نهادها در جهان اسلام شناخته می‌شود. هدف اصلی این سازمان در پوشش فعالیت‌های تبلیغی و دینی خود، بهبود و ارتقای تصویر عربستان در ذهن مخاطب بین‌المللی و حفظ و گسترش نفوذ عربستان در جوامع مسلمان و غیرمسلمان در نقاط مختلف جهان است.

3-2. مرکز بین‌المللی ارتباطات فرهنگی ملک عبدالعزیز

«مرکز گفتگوی ملی ملک عبدالعزیز» در سال 2004م برای ایجاد گفتمان اعتدال اسلامی در مقابل موج اسلام‌هراسی بین‌المللی تأسیس شد. هدف اصلی این مرکز، همراه ساختن نسل‌های جدید و مؤسسات مدنی و فرهنگی داخلی با گفتمان اسلام میانه‌رو یا به تعبیر درست‌تر اسلام غیرسیاسی بود، اما دو سال گذشته تصمیم بر آن شد که این مرکز به تقویت گفتگوی بین ادیان و فرهنگ‌ها در سطح جهانی بپردازد. این مرکز در نوامبر 2023م  با همکاری دولت‌های اسپانیا و واتیکان به مرکز بین‌المللی ارتباطات فرهنگی ملک عبدالعزیز تغییر اسم داد تا به‌عنوان یک سکو (پلتفرم) برای تسهیل تعاملات بین فرهنگی و مذهبی و با هدف ارتقای صلح، همزیستی مسالمت‌آمیز و کاهش تنش‌ها میان ادیان مختلف عمل ‌کند[17].

ازجمله فعالیت‌های اخیر این مرکز با رویکرد دیپلماسی دینی و فرهنگی، برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی با حضور رهبران ادیان مختلف جهان و طرح مسائل مشترک بین‌الادیانی، ایجاد شورای رهبری مسلمان - یهودی به‌منظور تقویت روابط میان مسلمانان و یهودیان در کشورهای اروپایی و انجام پروژه‌های آشتی مذهبی در کشورهایی مانند میانمار، نیجریه و جمهوری آفریقای مرکزی بوده است [18].

ازجمله موضوعاتی که در جلسات این مرکز تاکنون مورد بررسی قرار گرفته است عبارتند از:

-وحدت ملی و روابط و معاهدات بین‌المللی - ریاض، 2003م.

-افراط و اعتدال. دیدگاهی جامع - مکه مکرمه، 2003م.

-زن: حقوق و وظایف او و رابطه با آموزش - مدینه منوره، 2004م.

-مسائل جوانان: واقعیت‌ها و آرزوها - ظهران، 2004م.

-ما و دیگران: دیدگاهی ملی برای تعامل با فرهنگ‌های جهانی - ابها، 2005م.

-آموزش و راه‌های توسعه - الجوف، 2006م.

-زمینه‌های کار و استخدام: گفتگو بین جامعه و مؤسسات کاری - القصیم، 2008م.

-خدمات بهداشتی: گفت‌وگو بین جامعه و مؤسسات بهداشتی - نجران، 2010م.

-رسانه‌ها: واقعیت‌ها و راه‌های توسعه - الطائف، 2012م.

-افراطی‌گری و آثار آن بر وحدت ملی - تبوک، 2015م.

راهبردهای اصلی مرکز ارتباطات فرهنگی ملک عبدالعزیز بر اساس ادعای سایت رسمی آن، در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

-تقویت فضای گفتگو و کاهش تنش بین ادیان.

-توسعه همکاری‌های بین‌المللی با نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی.

-آموزش و توانمندسازی رهبران مذهبی، جوانان و فعالان اجتماعی با هدف کسب مهارت‌های لازم برای مدیریت تنوع فرهنگی و دینی.

-حمایت از پناهندگان مسلمان در سراسر دنیا و کمک به ادغام آنها در جوامع جدید.

-ترویج فرهنگ صلح و عادی‌سازی روابط مسالمت‌آمیز بین ادیان با هدف توسعه سیاسی [18].

3-3. مجمع جهانی جوانان مسلمان

«مجمع جهانی جوانان مسلمان» یک سازمان آموزشی اسلامی بین‌المللی است که هدف اصلی آن  حفظ هویت جوانان مسلمان و کمک به حل مشکلاتی است که آنها در جامعه مدرن با آن مواجه هستند. این سازمان، یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های مسلمان در جهان شناخته می‌شود و همایش‌ها، کارگاه‌های آموزشی و حلقه‌های تحقیقاتی را برای رسیدگی به مسائل جوانان و دانش‌آموزان برگزار می‌کند. همچنین، این مجمع مسابقات فوتبال و اردوهای اسکان پیشاهنگان مسلمان در اروپا را برای جوانان مسلمان در این قاره سازماندهی می‌کند. این مجمع به همراه «رابطه العالم الاسلامی» بخشی از یک شبکه جهانی از گروه‌های عمدتاً تأمین مالی شده توسط عربستان سعودی است که به گفته مدیران خود آموزه‌های اسلامی را ترویج می‌دهند و مسلمانان را به رعایت بیشتر اصول مذهبی تشویق می‌کنند و همچنین اطلاعاتی درباره اسلام به غیرمسلمانان و تازه‌مسلمان‌ها ارائه می‌دهند [19]. این سازمان دارای شعبه‌های مختلف در ۳۱ کشور دیگر است و با حدود ۱۹۶ گروه جوانان مسلمان در پنج قاره همکاری دارد [20].

مجمع جهانی جوانان مسلمان در سال ۱۹۷۲م در ریاض عربستان سعودی تأسیس شد و دارای دفاتری در کشورهایی با جمعیت مسلمان قابل‌توجه در سراسر جهان است. این مجمع توسط یکی اعضای اخوان‌المسلمین به نام دکتر کمال الهلباوی و عبدالله بن لادن (برادرزاده ‌بنیانگذار القاعده، اسامه بن لادن) تأسیس شد. عبدالله بن لادن تا سال ۲۰۰۲ رئیس این سازمان بود و بعداً امور مالی آن را برعهده گرفت. دکتر هلباوی نیز تا سال 1982 مدیریت اجرایی این مجمع را برعهده داشت [21].

پس از اتفاق 11 سپتامبر، این مجمع تحت فشارهای رسانه‌ای و امنیتی زیادی قرار گرفت. در سال 2004م دفتر این مجمع در ویرجینیا توسط مأموران FBI ضبط شد. همچنین شعبه این مجمع در آلبانی نیز مورد بازرسی قرار گرفت و عناصر مظنون اخراج شدند. دولت هند نیز نذیر قریشی، معاون دبیر کل مجمع را به اتهام حمایت از گروه‌های تروریستی در کشمیر دستگیر کرد. شعبه پیشاور این مجمع نیز در عملیات مشترک FBI  و اطلاعات پاکستان مورد بازرسی قرار گرفت [22].

اما امروزه سیاست‌ها و رویکردهای این مجمع به‌طور کامل تغییر کرده و براساس همان رویکرد دولت عربستان به ترویج اسلام اعتدالی و خدمات اجتماعی و فرهنگی و همکاری با نهادهای بین‌المللی همچون یونیسف می‌پردازد و عناوین کنفرانس‌های سالیانه آن نیز بیشتر به نیازهای نسل جدید جوانان و مسئولیت‌های اجتماعی آنها می‌پردازد [23].

3-4. مرکز جهانی مبارزه با اندیشه‌های افراطی

این مرکز که «مرکز اعتدال» نیز نامیده می‌شود، به‌عنوان یک نهاد رسمی در عربستان سعودی، با هدف مبارزه با افراط‌گرایی و ترویج فرهنگ اعتدال در راستای اصلاحات فرهنگی دولت جدید عربستان و با حضور ترامپ رئیس‌جمهور وقت آمریکا و دیگر سران کشورهای عربی ۲۱ مه ۲۰۱۷م در ریاض تأسیس شد. این مرکز ادعا می‌کند که به دنبال تولید محتوای رسانه‌ای و آموزشی برای مقابله با افکار تکفیری و تروریستی است و به ایجاد فضایی برای همزیستی مسالمت‌آمیز میان مسلمانان و دیگر ادیان کمک می‌کند. دکتر منصور الشمری، دبیرکل این مرکز است که مقالات او با موضوع مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم دینی در رسانه‌های عربستان منتشر می‌شود.‌ ازجمله نظریه‌های جدید او «افراط‌گرایی شبکه‌ای در بستر الگوریتم‌های دیجیتال» است. الشمری معتقد است برخلاف افراط‌گرایی سنتی که ریشه در آموزش‌های ایدئولوژیک عمیق و ارتباطات سازمان‌یافته داشت، امروزه با نوعی افراط‌گرایی مواجهیم که بدون هیچ‌گونه زمینه‌ قبلی یا نشانه‌ ظاهری در بستر شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. این نوع افراط‌گرایان پیشینه‌ مذهبی یا فکری منسجم ندارند و به‌صورت ناگهانی و بدون هشدار به مرحله‌ اجرای عملیات خشونت‌آمیز می‌رسند[24].

بااین‌حال، برخی منتقدان بر این باورند که این مرکز بیشتر به‌عنوان ابزاری سیاسی برای کنترل مخالفان و سرکوب دیدگاه‌های اسلام سیاسی عمل می‌کند و آنها را به گروهک‌های تروریستی نسبت می‌دهد. برای ‌مثال در گزارشی از روزنامه الشرق الاوسط برای سه‌ماهه دوم سال 2024م آمده است که بیش از 18 میلیون پیام افراطی در پیام‌رسان تلگرام از سوی این مرکز حذف و به نویسندگان آنها تذکر داده شده است. همچنین 600 کانال وابسته به سازمان‌های تروریستی کشف و مسدود شده که بیشتر مربوط به گروه‌های القاعده، هیئت تحریرالشام و داعش بودند[25].

این انتقادها، به‌ویژه به این نکته اشاره دارند که مرکز اعتدال در واقع به دنبال ترویج اسلام غیرسیاسی و به تعبیر مدیران این مرکز، اسلام اعتدالی به روش‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و ایجاد جنگ رسانه‌ای و شناختی است و در تلاش است تا صدای گروه‌های اسلامی که خواستار تغییرات سیاسی هستند را خاموش کند. در این راستا، برخی از ناظران معتقدند که فعالیت‌های این مرکز می‌تواند به تقویت انزواگرایی در میان مسلمانان منجر شود و تلاش‌های واقعی برای گفت‌وگو و همزیستی را تحت‌الشعاع قرار دهد. بنابراین، سؤالاتی جدی درباره صداقت اهداف این مرکز و نقش آن در دیپلماسی دینی عربستان وجود دارد، به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از مسلمانان خواستار تغییرات سیاسی و اجتماعی هستند[25].

در تأیید این دیدگاه‌های انتقادی، استیون ای. کوک، تحلیلگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، نیز عملکرد مرکز جهانی مبارزه با اندیشه افراطی (اعتدال) را بیشتر تلاشی نمایشی از سوی حکومت سعودی برای بازسازی وجهه بین‌المللی خود می‌داند، نه اقدامی واقعی و اثربخش برای مقابله با ریشه‌های افراط‌گرایی. به باور او، این مرکز بیش از آن‌که بتواند در اصلاحات فکری و اجتماعی درون‌زا و مؤثر نقش ایفا کند، ابزاری تبلیغاتی است که هدف آن اقناع افکار عمومی جهانی و هموارسازی مسیر برای سیاست‌های داخلی کنترل‌گرایانه عربستان است [26].

 4. سیاست‌ها و راهبردهای دولت جدید عربستان در حوزه دیپلماسی دینی در راستای تحقق چشم‌انداز 2030

تحولات اخیر در سیاست‌های دینی عربستان سعودی تحت رهبری محمد‌بن‌سلمان نشان‌دهنده عزم جدی دولت جدید برای بازتعریف هویت دینی کشور و تحقق اهداف چشم‌انداز 2030 است. این چشم‌انداز که در دوره ملک عبدالله برای سال 2025 و بیشتر بر مبنای توسعه اقتصادی طراحی شده است، در دوره بن‌سلمان به هدف افزایش گردشگری، رشد تعاملات بین‌المللی و احساس نیاز به تحولات اجتماعی، به یک چشم‌انداز فرهنگی - اقتصادی تبدیل شده است. سند 2030 عربستان سعودی به‌عنوان یک برنامه جامع اصلاحات، به‌طور خاص بر دیپلماسی دینی و فرهنگی تأکید دارد و هدف آن ارتقای وجهه بین‌المللی این کشور از طریق استفاده از قدرت نرم و ظرفیت‌های مذهبی و ایجاد تعادل میان هویت اسلامی و نیازهای مدرن جامعه عربستان است، به‌طوری‌که هم بتواند نقش رهبری اسلامی خود در دنیای امروز را حفظ کرده و هم از چالش‌های هویتی ناشی از تغییرات اجتماعی جلوگیری کند [8].

عربستان با ترویج معارف اسلامی و حمایت از سازمان‌های اسلامی در خارج از کشور، به دنبال گسترش نفوذ خود در جهان اسلام و کاهش چالش‌های ناشی از اسلام سلفی است. در این راستا، رابطة العالم الاسلامی، مرکز بین‌المللی ارتباطات فرهنگی ملک عبدالعزیز، مجمع جهانی جوانان مسلمان، مرکز جهانی مبارزه با اندیشه‌های افراطی و دیگر نهادهای مرتبط به‌عنوان ابزارهای کلیدی در دیپلماسی فرهنگی عمل می‌کنند تا تصویر مثبت‌تری از عربستان سعودی را در عرصه جهانی ایجاد کنند. این رویکرد نه‌تنها به تغییرات اجتماعی و فرهنگی در عربستان منجر شده، بلکه بر روابط این کشور با دیگر کشورها،‌ ازجمله کشورهای اسلامی نیز تأثیر داشته است. در ذیل به بررسی این سیاست‌ها پرداخته خواهد شد.

4-1. کاهش اختیارات وهابیت در ساختار سیاسی کشور و ترویج نسخه اسلام مدرن سعودی

با کشف نفت و تغییرات ژئوپلیتیکی و ظهور مدرنیته، نقش وهابیت در سیاست آل‌سعود کاهش یافت و حکومت سعودی به‌تدریج آن را به حوزه‌های اجتماعی محدود کرد. درواقع با توسعه مظاهر نوسازی در دولت آل‌سعود، وهابیت از یک جنبش دینی مشروعیت‌بخش به یک چالش ساختاری برای حکومت سعودی تبدیل شد[5].

در دوران ولیعهدی محمد‌بن‌سلمان، عربستان سعودی تغییرات اساسی و بنیادینی در سیاست‌های دینی خود تجربه کرد. این تحولات با هدف کاهش نفوذ اسلام وهابی و ترویج اسلام مدرن سعودی طراحی شده‌اند. محمد‌بن‌سلمان در تلاش است تا هویت ملی جدیدی را برای عربستان ایجاد کند که از اسلام سیاسی فاصله بگیرد و به سمت رویکردی متسامح و مدرن پیش برود. این سیاست‌ها نه‌تنها تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی و فرهنگی عربستان داشته، بلکه روابط این کشور با دیگر کشورهای اسلامی و جهانی را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است.

یکی از نکات کلیدی در این تغییرات، بازتعریف رابطه میان آل‌سعود و وهابیت و تأثیر آن بر دیپلماسی دینی عربستان است. محمد‌بن‌سلمان در مصاحبه‌های خود به تاریخچه این رابطه اشاره کرده و بیان کرده است که آل‌سعود از ابتدا به دنبال هویت ملی عربی بوده‌ و اندیشه وهابیت به‌طور ناخواسته به آن تحمیل شده است. او تأکید دارد که این خواست خود سعودی‌ها نبوده، بلکه اقتضائات راهبردی زمانه، به‌ویژه در دوران جنگ سرد و اشغال افغانستان توسط شوروی، موجب استفاده از سلفی‌ها در سیاست‌های خارجی عربستان شده است[27].

محمدبن‌سلمان در داخل کشور تلاش دارد که با اعمال محدودیت بر تبلیغات وهابیت و جلوگیری از مداخله گروه‌های سلفی در سیاست‌های داخلی، روایتی جدید از اسلام ارائه دهد. او حتی به بازخوانی مفاهیم فقهی نظیر حجیت قرآن و حدیث پرداخته تا نشان دهد روایت وهابی نمی‌تواند نماینده‌ای تمام‌عیار از اسلام باشد. در همین راستا، او در اقدامی نمادین، تاریخ رسمی تأسیس دولت سعودی را از زمان پیمان «محمد بن عبدالوهاب» و «محمد بن سعود» در سال ۱۷۴۴م به سال ۱۷۲۷م، یعنی زمان تأسیس حکومت جد خاندان آل‌سعود، «محمد بن سعود» در منطقه درعیه، تغییر داد و روز ۲۲ فوریه را با عنوان «یوم‌التأسیس» به‌عنوان روز ملی جدید عربستان معرفی کرد [3]. این اقدام، از منظر بسیاری از ناظران، تلاشی برای فاصله‌گذاری تاریخی با سنت وهابی و تأکید بر ریشه‌های قبیله‌ای و ملی دولت سعودی بدون پیوند رسمی با محمد بن ‌عبدالوهاب ارزیابی می‌شود. همچنین، محدودسازی اختیارات هیئت امر به معروف و نهی از منکر به وظایفی همچون ارشاد و اطلاع‌رسانی و تغییر رویکرد «هیئت کبار العلما» از دیگر اقدامات ساختاری در راستای کاستن از نفوذ گفتمان وهابی در سیاست داخلی عربستان است[28].

اما در عرصه بین‌الملل وضع متفاوت است. به‌هرحال عربستان که در ۵۰ سال گذشته دست‌کم ۷۶ میلیارد یورو صرف صدور جنبش مذهبی وهابیت کرده است [29]؛ نمی‌تواند به یکباره منابع مالی و انسانی خود را در عرصه بین‌الملل کنار بگذارد و جایگاه ایدئولوژیک و استراتژیک خود را به کشورهایی همچون امارات، قطر یا ترکیه واگذار کند. در چشم‌انداز 2030 نیز تأکید بر دیپلماسی دینی وجود دارد، اما در سال‌های اخیر، عربستان سعودی حمایت خود را از مراکز، مساجد و پایگاه‌های سلفی در کشورهای مختلف مانند پاکستان و افغانستان قطع کرده است. این تغییر رویکرد، نشان‌دهنده تمایل عربستان به دوری از روایت سلفی از اسلام و پذیرش یک نسخه معتدل‌تر است. در این راستا، «رابطة العالم الاسلامی» تحت رهبری محمد العیسی مسئولیت ترویج اسلام متسامح را بر عهده گرفته و هیچ‌گونه مداخله سیاسی در امور ندارد و تمرکز آن بر امور اجتماعی از کمک‌های بشردوستانه تا ساخت مسجد و مدرسه است [11].

4-2. تربیت رهبران و مبلغان اسلام معتدل در سراسر جهان

ازجمله سیاست‌های به‌کارگیری قدرت نرم در عربستان سعودی تربیت مبلغین خارجی با هدف گسترش اندیشه اسلام معتدل و روادارانه در سراسر جهان است. عربستان سعودی به‌عنوان زادگاه اسلام، از سوی اکثریت مسلمانان جهان به‌عنوان مکانی مناسب برای دریافت آموزش‌های دینی محسوب می‌شود. در این کشور، برخی از مشهورترین دانشگاه‌های اسلامیِ جهان قرار دارد. در حال حاضر، بر اساس اطلاعات کیو اس، حدود ۱۵۰۰ دانشجوی خارجی از سراسر جهان در دانشگاه امام محمد و حدود ۳۶۰۰ دانشجوی خارجی در دانشگاه سلطنتی ام‌القری مشغول به تحصیل هستند که تعداد بسیاری از آنها در رشته‌های علوم اسلامی و انسانی تحصیل می‌کنند و دانشگاه ام‌القری در میان تمامی دانشگاه‌های عربی در رتبه هفدهم قرار دارد [30]. بنابراین، می‌توان با اطمینان گفت که عربستان سعودی «نسل جدیدی از رهبران و مبلغان دینی» را تربیت می‌کند که ممکن است به وطن خود بازگشته و اسلام را با تفسیر جدید که ضد نسخه اخوانی و مخالف با اسلام سیاسی است، تبلیغ کنند. البته در این میان، بسیاری از بورسیه‌ها مربوط به رشته‌های غیردینی است که البته در آنها نیز به‌صورت غیرمستقیم استراتژی نرم تبلیغ اسلام اعتدالی و اصلاح چهره و ویژند عربستان در جهان وجود دارد[8].

یکی دیگر از ابزارهای مهم «قدرت نرم» عربستان سعودی، تأمین مالی پروژه‌های ساخت مساجد در کشورهای دیگر است. این پادشاهی سالیانه حدود ۳ میلیارد دلار آمریکا برای این فعالیت‌ها هزینه می‌کند. عربستان در کنار ساخت مساجد در سراسر دنیا، مؤسسات آموزشی اسلامی و دانشگاه‌های مختلف را در خارج از کشور تأمین مالی می‌کند و بورسیه‌های تحصیلی متعددی را از دانشگاه‌های برتر دنیا دریافت کرده است. طبق آمارهای موجود، از سال 1982 تا 2005 (دوره سلطنت پادشاه فهد)، بیش از 75 میلیارد دلار برای تأسیس 200 کالج اسلامی، 210 مرکز اسلامی، 1500 مسجد و 2000 مدرسه برای کودکان مسلمان در کشورهای با اکثریت مسلمان و غیرمسلمان هزینه شده است. عربستان همچنین به حمایت مالی از دانشگاه‌های برتر سراسر جهان می‌پردازد [31].

اما باید گفت که محمد‌بن‌سلمان، به‌طور عملی به کاهش خطرات رادیکالیزه‌شدن مرتبط با برخی از شاخه‌های اندیشه سلفی علاقه داشته و سعی کرده است امنیت داخلی و منطقه‌ای را بهبود بخشد. یکی از نمونه‌های این رویکرد، بسته شدن آکادمی ملک فهد در آلمان و واگذاری کنترل مسجد بزرگ بروکسل بود. همچنین، گزارش‌هایی از کاهش حمایت مالی سعودی‌ها از مساجد سلفی در بالکان و اروپای غربی به دلیل گسترش ایدئولوژی‌های افراطی وجود دارد. کاهش حمایت از سلفی‌گری موجب شده که عربستان سعودی کمتر قادر به شکل‌دهی به گفتمان اسلامی جهانی باشد و احتمالاً اقتدار ایدئولوژیک خود را در کشورهایی مانند یمن، پاکستان و بخش‌هایی از آفریقا از دست می‌دهد. به همین دلیل، محمد‌بن‌سلمان به‌جای سلفی‌گری، رویکردهای مختلفی برای تقویت نفوذ خارجی عربستان اتخاذ کرد و روابط خود را با کشورهای غربی، چین و روسیه گسترش داد. این تغییر جهت باعث تغییر در استراتژی‌های دیپلماسی اقتصادی عربستان شده است که شامل سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در زیرساخت‌ها، فناوری و بخش‌های ورزشی کشورهای خارجی است. به‌عنوان‌مثال، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی (PIF) در حال بررسی تأمین مالی پروژه‌هایی مانند پایتخت جدید اندونزی (نوسانتارا) و خرید تیم فوتبال نیوکاسل یونایتد است [17].

 

جدول2. آمار هزینه‌های صورت گرفته در 20 سال اخیر در حوزه دیپلماسی دینی عربستان [32]  

ردیف

کشور

خدمات صورت گرفته

1          

آمریکا

حمایت مالی از مؤسسه فناوری ماساچوست، دانشگاه هاروارد، دانشگاه بیل، دانشگاه استنفورد، دانشگاه برکلی کالیفرنیا و دانشگاه تگزاس

2          

کانادا

اسناد دیپلماتیک سعودی از سال‌های 2012 و  2013 م که توسط ویکی‌لیکس فاش شده‌اند شامل گفتگوهایی درباره یک کمک 211,000 دلاری به یک مدرسه در اتاوا و 134,000 دلار به یک مدرسه در میسیساگا کانادا هستند. همچنین در کانادا، عربستان با حمایت مالی 5 میلیون دلاری در ساخت مسجد صلاح‌الدین تورنتو نقش داشته است.

3          

هلند

حمایت مالی از دانشگاه لایدن هلند

4          

بلژیک

مسجد بروکسل در 1960 با حمایت عربستان تأسیس شد و به مرور مرکزی برای پناه دادن کارگران مراکشی که بیشتر فعالیت‌های تروریستی را هم داشتند تبدیل شده بود. عربستان در سیاست‌های جدید بن‌سلمان در سال 2018 از آن قطع حمایت مالی کرد.

5          

فرانسه

تأسیس مرکز اسلامی فرانسه

6          

انگلستان

دو دانشگاه انگلیسی آکسفورد و کمبریج، بین سال‌های 1995 تا 2008 بیش از 233.5 میلیون پوند از منابع سعودی دریافت کردند که بخش عمده‌ای از این پول به مطالعات اسلامی، مطالعات خاورمیانه و ادبیات عرب اختصاص‌یافته است.

7          

بوسنی و هرزگوین

از پایان جنگ بوسنی تا سال 2007م، سازمان‌های تأمین مالی شده توسط عربستان حدود 700 میلیون دلار در بوسنی هزینه کردند، که اغلب صرف ساخت مساجد شد. تأمین مالی مسجد ملک فهد در سال 2000م با مجموعه‌ای 28 میلیون دلاری شامل یک مرکز ورزشی و فرهنگی نمونه این مساجد است.

8          

کوزوو

در کوزوو از زمان جنگ 1999، 240 مسجد توسط عربستان ساخته شده است. کمیته مشترک سعودی برای امداد کوزوو و چچن تقریباً 100 مسجد در مناطق روستایی ساخت که برخی از آنها دارای مدارس قرآنی مجاور بودند و 388 معلم خارجی برای گسترش تفسیرهای خود از اسلام فرستاده شدند. تا سال 2016 آمار بانک مرکزی کوزوو نشان می‌دهد اعطای کمک‌های مالی عربستان میانگین  100,000 یورو درسال طی پنج سال گذشته بوده است.

9          

لهستان

در لهستان با اینکه اکثریت کشور کاتولیک بوده و جمعیت مردم مسلمان براساس سرشماری2011 م فقط 0,1 % بودند، اما با حمایت مالی عربستان مرکز فرهنگی مسلمانان ورشو با هدف مهاجرت پناهندگان و دانشجویان خارجی از دولت‌های دارای اکثریت مسلمان با هزینه 4,000,000 یورو توسط شیخ عبد اللطیف الفوزان (رتبه51 در سال2013 در لیست ثروتمندان عرب) ساخته شد. این ساختمان کاملاً مجهز بوده؛ دارای فروشگاه، رستوران، کتابخانه، مسجد و سالن ورزشی است.

10      

آنتیگوا و باربودا

در سال ۲۰۲۳م، مدیرکل بنیاد توسعه عربستان، سلطان المرشد و نخست‌وزیر آنتیگوا و باربودا، گاستون براون، توافق‌نامه‌ای به ارزش ۸۰ میلیون دلار آمریکا برای تأمین مالی پروژه توسعه دانشگاه وست‌ایند در پنج جزیره در آنتیگوا و باربودا امضا کردند.

11      

قزقیزستان

مجمع جهانی جوانان مسلمان، تا سال ۲۰۱۷ در قرقیزستان تأمین مالی ساخت حدود ۷۰ درصد از مساجد را بر عهده داشته است. با استفاده از منابع این مجمع و همچنین حمایت مالی امارات متحده عربی، در سال ۲۰۱۲ میلادی در شهر اوش (قرقیزستان) بزرگ‌ترین مسجد آن زمان به نام مسجد سلیمان توو ساخته شد.

12      

آلبانی

عربستان سعودی با کمک بنیادهای مردمی «الحرامین» و «مُصَفَق» (که در بریتانیا مستقر بودند) 200 مسجد ساخت و یک میلیون نسخه از قرآن به زبان آلبانیایی اهدا کرد.

13      

هندوستان

در سال  2005، خاندان سعودی یک طرح 35 میلیارد دلاری (معادل 1,75,000 کرور روپیه) برای ساخت مساجد و مدارس دینی در شبه‌قاره تصویب کرد. بین سال‌های 2011 تا 2013، 25,000 روحانی سعودی با 250 میلیون دلار برای ساخت مساجد و دانشگاه‌ها و برگزاری سمینارها به هند آمدند و در مناطق شمال غربی و شرقی هند مستقر شدند.  طبق اسناد دیپلماتیک سعودی منتشر شده توسط ویکی‌لیکس در سال 2015، اسامی140 مبلغ مسلمان تنها در کنسولگری سعودی در دهلی نو به عنوان کارمند ثبت شده است.

14      

بنگلادش

در بنگلادش، عربستان سعودی تأمین مالی ساخت 14هزار مسجد و مدرسه دینی را انجام داده است که امروزه توسط جنبش اسلامی دیوبندی‌ها مدیریت می‌شوند که در آنها تا 1.4 میلیون دانش‌آموز بدون هیچ نظارت دولتی آموزش اسلامی می‌بینند. البته این گروه امروزه از سوی عربستان به‌عنوان تروریست شناخته می‌شود.

15      

اندونزی

از سال 1980، دولت عربستان، به صورت فردی یا توسط بنیادها و خیریه‌های دینی سعودی بیش از 150 مسجد در اندونزی ساخته‌اند، یک دانشگاه بزرگ رایگان در جاکارتا و چندین مؤسسه زبان عربی تأسیس کرده‌؛ بیش از 100 مدرسه شبانه‌روزی را با کتاب‌ها و معلمان تأمین کرده‌اند؛ مبلغان و معلمان را به این کشور آورده‌اند و هزاران بورس تحصیلی برای تحصیلات تکمیلی در عربستان سعودی اعطا کرده‌اند.

مأخذ: همان.

4-3. گسترش گردشگری مذهبی مبتنی‌بر چشم‌انداز 2030

سیاست‌های عربستان سعودی در زمینه توسعه گردشگری دینی در چارچوب چشم‌انداز 2030، بیش از آنکه صرفاً به عنوان راهکاری برای خدمت به زائران حرمین شریفین تلقی شود، به‌مثابه بخشی از پروژه‌ای گسترده برای تنوع‌بخشی به اقتصاد وابسته به نفت و بهره‌برداری از ظرفیت‌های مذهبی کشور است. این سیاست‌ها که تحت عنوان برنامه «ضیوف الرحمن» معرفی شده‌اند، اگرچه در ظاهر بر بهبود تجربه زائران تمرکز دارند، اما در عمل نشانه‌هایی از اولویت‌دادن به منافع اقتصادی و مدیریتی بر نیازهای واقعی زائران دارند. درآمد سالیانه 7.5 تا 8 میلیارد دلاری حاصل از گردشگری مذهبی، به وضوح نشان می‌دهد که مراسم حج و عمره در این چارچوب، نه فقط رخدادهایی عبادی بلکه منابع درآمدی قابل‌توجهی برای دولت سعودی محسوب می‌شوند [33]. بااین‌حال، این نوع نگاه اقتصادی به شعائر دینی، می‌تواند به نادیده ‌گرفتن ابعاد معنوی و هویتی حج منجر شود و تجربه زیارت را به فرایندی تجاری‌سازیو استاندارد شده تقلیل دهد. همچنین، تمرکز شدید بر «ارتقای تجربه» در قالب‌های مدرن و دیجیتال، بدون توجه به تنوع فرهنگی و مذهبی زائران، می‌تواند نوعی همگن‌سازی و کنترل پنهان را در پی داشته باشد. ازاین‌رو، نقدهایی جدی نسبت به این رویکرد مطرح است؛‌ ازجمله اینکه این سیاست‌ها بیشتر از اینکه در جهت ارتقای واقعی کیفیت خدمات زائران باشد، در خدمت تثبیت نقش عربستان به‌عنوان مرکز کنترل‌گر جریان دینی در جهان اسلام است. با مراجعه به سند 2030، اهداف کلیدی برنامه مزبور چنین بیان شده است:

-تسهیل میزبانی از زائران حج: هدف اصلی این برنامه افزایش تعداد زائران حج از 8.5 میلیون در سال 2019م به 30 میلیون تا سال 2030م است. این افزایش با فراهم کردن شرایط و امکانات مناسب برای پذیرش و خدمت‌رسانی به زائران حج واجب و عمره و تسهیل فرایندهای صدور ویزا و بهبود زیرساخت‌ها همراه خواهد بود.

-ارائه خدمات با کیفیت بالا: برنامه بر ارتقای کیفیت خدمات به زائران تأکید دارد تا رضایت آنها را جلب کند. هدف این است که بیش از 85% از زائران از خدمات ارائه شده رضایت داشته باشند.

-ایجاد تجربه‌ای روحانی و فرهنگی: عربستان سعودی قصد دارد با معرفی و تأسیس مکان‌های تاریخی اسلامی و فرهنگی، تجربه‌ای غنی برای زائران فراهم کند. این موضوع شامل تأسیس و بهبود زیرساخت‌های لازم برای بازدید از این مکان‌هاست [34].

اقدامات اجرایی که آل‌سعود ذیل اهداف کلیدی این برنامه انجام می‌دهد شامل موارد زیر است:

-توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل: بهبود دسترسی به حرمین شریفین از طریق توسعه شبکه حمل‌ونقل عمومی و خصوصی، شامل فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس.

-آموزش نیروی انسانی: ارتقای مهارت‌های کارکنان در حوزه خدمات گردشگری و دینی برای اطمینان از ارائه خدمات با کیفیت بالا.

-توسعه فناوری اطلاعات: استفاده از فناوری‌های نوین برای تسهیل فرایندهای ثبت‌نام و اطلاع‌رسانی به زائران، شامل اپلیکیشن‌های موبایل برای راهنمایی زائران.

-ایجاد ظرفیت‌های دینی در کنار مراسم حج: همچون تأسیس بزرگ‌ترین موزه اسلامی جهان که به تاریخ، هنر، علم و فرهنگ اسلامی می‌پردازد [34].

 از تأثیرات اقتصادی اقدامات عربستان در حوزه گردشگری دینی، افزایش درآمدهای ناشی از گردشگری دینی و ایجاد فرصت‌های شغلی در بخش‌های مختلف مانند هتلداری، حمل‌ونقل و خدمات مرتبط است که می‌تواند به تنوع اقتصادی کشور کمک کند [34].

4-4. ویژندسازی برای هویت ملی جدید عربستان

با وجود همه تلاش‌های خاندان آل‌سعود و دولت عربستان برای استفاده از روایت «توحید» (وحدت) برای ملت عربستان، اما شواهد نشان‌دهنده رشد هویت منطقه‌ای - قبیله‌ای در اقشار مختلف جامعه عربستان حتی جوانان است [35].

پیش‌ازاین دولت آل‌سعود همواره گرایش‌های قومی و ملی را با اهرم دینی و نفوذ وهابیت به حاشیه می‌برد. برای نمونه عالم بزرگ آنان، عبدالعزیز بن‌باز، که بعدها مفتی کشورش شد در رساله معروفش «نقد قومیت عربی در پرتو اسلام و واقعیت» عمیقاً از قومیت عربی انتقاد کرد، اما با گسترش فروش نفت و گران ‌شدن قیمت نفت و قدرت یافتن دولت و انتقال مرکز ثقل جهان عرب از مصر به عربستان پس از شکست‌ جنگ اعراب با اسرائیل در سال‌های 1967 و 1973، ناسیونالیسم نیز در عربستان سعودی به‌تدریج قوت پیدا کرد. این ناسیونالیسم که در ابتدا به دلیل فقدان تاریخ مستقل عربستان ضعیف بود، با اقدامات ملک فیصل بر مبنای سه عامل مذهب (وجود حرمین شریفین)، وهابیت و فرهنگ عربی تقویت شد. البته در این میان تحولات قرن جدید همچون انقلاب‌های فیسبوکی عربی در اوایل دهه 2010م و ظهور گروه‌های تکفیری داعش و القاعده، بر تقویت حس ناسیونالیستی عربستان تأثیر بیشتری گذاشت. با روی کار آمدن ‌سلمان بن عبدالعزیز، تحولات جدیدی آغاز شد که هدف آن ایجاد یک دولت مدرن با تأکید بر ناسیونالیسم سعودی بود. این تغییرات به دلیل فشارهای اجتماعی، اقتصادی و تأثیر فضای مجازی بر نسل جوان شکل گرفت. درنهایت، ناسیونالیسم سعودی امروز در تلاش است تا با احیای میراث تاریخی و فرهنگی خود که روزی مظهر شرک از نگاه عالمان وهابی بود، هویت ملی را تقویت کند و به جامعه جهانی وارد شود [7].

مهم‌ترین اقدامات دولت عربستان تحت چشم‌انداز 2030 برای ویژندسازی هویت ملی جدید به شرح زیر است:

4-4-1. گسترش دیپلماسی فرهنگی

عربستان سعودی در دوره ملک‌سلمان در راستای گسترش دیپلماسی فرهنگی خود، اقدامات متعددی انجام داده است. یکی از این اقدامات تأسیس وزارت فرهنگ در سال 2018م است که به‌منظور ساماندهی و مدیریت فعالیت‌های فرهنگی و هنری ایجاد شده و به دنبال ترویج فرهنگ سعودی در سطح بین‌المللی است. این وزارتخانه همچنین از سال ۲۰۱۹م همکاری‌های خود را با یونسکو تقویت کرده و در راستای ارتقای جایگاه فرهنگی عربستان در سطح بین‌المللی، به عضویت کمیته میراث جهانی درآمده است. عربستان با برگزاری رویدادهای فرهنگی بزرگ مانند کنسرت‌ها، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها، سعی در جلب توجه جهانی دارد. جشنواره بین‌المللی «موسم ریاض» نمونه این برنامه‌ها است که در راستای تحقق اهداف چشم‌انداز 2030 تعریف شده است. در سال 2024 پنجمین دوره این جشنواره با صرف هزینه1.2 میلیارد دلار با دعوت از بزرگترین چهره‌های هنری جهان برگزار شد. در سه‌ماهه پایانی سال ۲۰۲۴، بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نفر از دارندگان کارت روادید از ۱۹۵ کشور جهان به ریاض سفر کردند؛ آماری که افزایش ۴۷٫۶٪ سالیانه در گردشگران بین‌المللی را نشان می‌دهد. حدود ۵٫۱٪ از این بازدیدکنندگان در رویدادهای موسم ریاض شرکت کردند. رویدادهای فرهنگی و ورزشی بزرگی مانند کنسرت عمر دیاب، تجربه هری پاتر، مسابقات کشتی‌کج حرفه‌ای و کنفرانس بین‌المللی بیایان‌‌زدایی نقش مهمی در افزایش این آمار داشتند [36].

سرمایه‌گذاری در صنایع خلاق نیز از دیگر اقدامات عربستان است. دولت عربستان بیش از 800 میلیون دلار برای فرهنگ و رسانه هزینه کرده تا سرمایه‌گذاری‌های خارجی را جذب کند و به توسعه صنایع خلاق و سرگرمی کمک کند [37].

عربستان همچنین از قدرت نرم به‌عنوان ابزاری برای بهبود وجهه بین‌المللی خود استفاده می‌کند. این کشور تلاش دارد تا تصویر خود را به‌عنوان یک کشور مدرن و پیشرفته معرفی کند که دارای فرهنگی غنی و متنوع است. در این راستا، ایجاد مؤسساتی نظیر مؤسسه هنری مسک که در نوامبر 2019م توسط بن‌سلمان تأسیس شده، نشان‌دهنده توجه ویژه عربستان به ترویج هنر و فرهنگ در سطح جهانی است.‌ ازجمله فعالیت‌های مؤسسه مسک برای تقویت دیپلماسی فرهنگی عربستان، برگزاری کنفرانس سالیانه «ابتکار سرمایه‌گذاری آینده» با دعوت از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران فرهنگی جهان، ایجاد شبکه تبادل دانش میان جوانان فعال در حوزه فرهنگ و رسانه در سراسر جهان و برگزاری نمایشگاه‌ بین‌المللی هنر معاصر است [38].

4-4-2. مدیریت رسانه‌ها برای بهبود تصویر عربستان جدید در ذهن مخاطب خارجی

در سال‌های اخیر، عربستان سعودی سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در حوزه رسانه و فضای مجازی انجام داده است تا تصویر خود را در سطح جهانی بهبود و نفوذ فرهنگی خود را افزایش دهد. شبکه‌هایی مانند العربیه و MBC نقشی کلیدی در تولید محتوای متنوع ایفا می‌کنند که به ترویج فرهنگ عربی و نمایش چهره‌ای مدرن از جامعه عربستان کمک می‌کنند. گروه پژوهش و رسانه سعودی (SRMG) نیز با تولید برنامه‌هایی که بر موضوعاتی مانند تحولات اجتماعی، حقوق زنان و اسلام میانه‌رو تأکید دارند، در این راستا فعالیت می‌کند. سریال‌هایی مانند «العاصوف» و «مخرج 7» نمونه‌هایی از تولیدات این رسانه‌ها هستند که به نقد سیاست‌های دینی و اجتماعی پیشین عربستان می‌پردازند [8].

یکی از پروژه‌های برجسته در این زمینه، سریال «معاویه» است که با سرمایه‌گذاری حدود ۱۰۰ میلیون دلار تولید شده است. این سریال که از آن به‌عنوان پرهزینه‌ترین سریال جهان عرب یاد می‌شود، در تونس، فیلم‌برداری شده و از شبکه MBC  پخش شده است. هدف از تولید این سریال، بازنمایی شخصیت‌های تاریخی اسلام با روایتی خاص و ترویج نسخه‌ای مدرن‌ و معتدل شده از تاریخ فرهنگی و سیاسی عربستان است. این اقدام، بخشی از تلاش‌های عربستان برای بازتعریف قهرمانان تاریخی و تأثیرگذاری بر مخاطبان جهانی است. این سریال با انتقادهای گسترده‌ای از سوی مورخان، علما و منتقدان هنری روبه‌رو شده است. علاوه‌بر اینکه به‌دلیل اشتباهات تاریخی متعدد و ضعف در فیلمنامه و کارگردانی، نتوانسته انتظارات را برآورده سازد. منتقدان تأکید کرده‌اند که اثری با چنین هزینه‌ای، نباید گرفتار روایت‌های خلاف واقع، سطحی و تصویرپردازی‌های کلیشه‌ای از شخصیت مهمی چون معاویه بن ابی ‌سفیان باشد. این مجموعه در حالی تلاش برای بازنمایی تاریخی دارد که متهم به تحریف وقایع و جهت‌دار بودن روایت در راستای اهداف سیاسی و فرهنگی عربستان شده است [39].

علاوه‌بر این، عربستان سعودی سرمایه‌گذاری‌های کلانی در حوزه زیرساخت‌های دیجیتال و فناوری‌های نوین انجام داده است. پروژه‌هایی مانند شهر هوشمند نئوم و تأسیس سازمان ملی برای داده‌ها و هوش مصنوعی، نمونه‌هایی از این تلاش‌ها هستند. هدف از این اقدامات، تبدیل عربستان به یک مرکز پیشرو در حوزه فناوری و جذب نسل جوان از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است.

4-4-3. گسترش نقش اجتماعی و سیاسی زنان با هدف تحقق چشم‌انداز 2030

در چارچوب برنامه چشم‌انداز 2030، دولت عربستان سعودی، اصلاحات گسترده‌ای را در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی آغاز کرده است که بخشی از آن، به مشارکت بیشتر زنان در عرصه‌های عمومی مربوط می‌شود. این سیاست‌ها در ظاهر با شعارهایی همچون «توانمندسازی زنان» و «تحول اجتماعی» مطرح می‌شوند، اما در عمل بیش از آنکه هدفی فرهنگی یا اجتماعی را دنبال کنند، با انگیزه‌های اقتصادی و سیاسی شکل گرفته‌اند. دولت تلاش کرده است تا با بهره‌گیری از نیروی کار زنان، بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از وابستگی به نفت را کاهش دهد و تصویر خود را در عرصه بین‌المللی بهبود بخشد، به‌طوری‌که تاکنون ۴۳.۰۸ درصد زنان در سمت مدیریت میانی و بالاتر از آن فعالند. این اصلاحات، هرچند در برخی شاخص‌های اقتصادی همچون نرخ اشتغال زنان تأثیرگذار بوده‌اند، اما درعین‌حال موجب تضعیف نهادهای سنتی و دینی در عربستان شده‌اند. بسیاری از این اقدامات، به‌صورت ناگهانی و بدون ‌فراهم ‌کردن بستر فرهنگی و دینی مناسب اجرا شده‌اند و درنتیجه، شکاف میان ساختار سنتی جامعه سعودی و سیاست‌های جدید را عمیق‌تر کرده‌اند. نهادهای دینی که در گذشته نقش محوری در شکل‌دهی به نظم اجتماعی ایفا می‌کردند، اکنون با محدودیت‌های قانونی، نظارتی و ساختاری مواجهند. این نهادها به‌تدریج از صحنه سیاستگذاری فرهنگی کنار گذاشته شده و نقش آنها به حوزه‌های کنترلی و نمادین تقلیل یافته است [40].

از سوی دیگر، رسانه‌های سعودی با بهره‌گیری از ابزارهای تبلیغاتی تلاش کرده‌اند تا تغییرات اجتماعی،‌ ازجمله حضور زنان در مشاغلی همچون مکانیکی، را به‌عنوان نشانه‌هایی از پیشرفت معرفی کنند. درحالی‌که این‌گونه بازنمایی‌ها، نه‌تنها با ساختار فرهنگی جامعه عربستان همخوانی ندارد، بلکه موجی از نارضایتی را در میان اقشار مذهبی و سنتی ایجاد کرده است. این قشر بر این باور است که تغییرات تحمیلی که عمدتاً با انگیزه جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه گردشگری انجام می‌شوند، بدون در نظر گرفتن هویت دینی جامعه، به فرسایش ارزش‌های اسلامی و کاهش مشروعیت نهادهای دینی می‌انجامد. درنهایت، گرچه دولت سعودی این اصلاحات را به‌عنوان گامی در جهت «توسعه پایدار» معرفی می‌کند، اما آثار جانبی آن،‌ ازجمله کاهش نقش دین در عرصه عمومی، تضعیف جایگاه علما و فاصله ‌گرفتن جامعه از آموزه‌های سلفی، نشان می‌دهد که روند مدرنیزاسیون در عربستان بیش از آنکه در خدمت مردم یا ارزش‌های دینی باشد، در راستای تأمین منافع اقتصادی و سیاسی کوتاه‌مدت طراحی شده است. این تحول ساختاری، پیامدهایی عمیق برای آینده اجتماعی و سیاسی کشور به دنبال خواهد داشت و نیازمند بازاندیشی جدی در رویکردهای فرهنگی دولت است [11].

5. چالش‌های پیش‌روی عربستان در مسیر بازتعریف تصویر بین‌المللی خود

سیاست‌ها و راهبردهای فرهنگی دولت عربستان در چارچوب چشم‌انداز 2030، اگرچه با هدف بازتعریف هویت ملی و بهبود چهره بین‌المللی عربستان طراحی شده‌اند، اما در عمل با موانع و نارسایی‌های متعددی مواجه شده‌اند که برخی از آنها به‌واسطه تعارض با ساختار اجتماعی و دینی جامعه سعودی و برخی دیگر به‌علت شتاب‌زدگی و رویکرد نمایشی در اجرا، تشدید شده‌اند. چالش‌های پیش‌روی دولت عربستان در مسیر بازتعریف تصویر بین‌المللی خود را می‌توان اینگونه برشمرد:

5-1. تعارض هویتی میان ناسیونالیسم دولتی نوظهور و مرجعیت تاریخی دین سنتی

یکی از چالش‌های بنیادین دیپلماسی فرهنگی جدید عربستان، تلاش برای تلفیق دو منبع هویتی متعارض است: از یک‌سو، ناسیونالیسم دولتی نوظهوری که بر مفاهیمی چون «وطن»، «تمدن عربی»، «تاریخ پادشاهی» و «افتخار ملی» استوار است و از سوی دیگر، مرجعیت سنتی دین که دهه‌ها شالوده مشروعیت فرهنگی و اجتماعی حاکمیت را تشکیل داده است. این دو منبع هویتی، از حیث مبانی فکری، الگوهای رفتاری و مرجعیت ارزشی، با یکدیگر در رقابت و گاه در تضاد قرار می‌گیرند. دیپلماسی فرهنگی عربستان با اقداماتی همچون تقلیل نقش هیئت امر به‌ معروف و نهی ‌از منکر، حذف تدریجی اقتدار علمای سلفی در نظام حکمرانی فرهنگی، ترجیح سرمایه‌گذاری برای امور اجتماعی و عامه‌پسند تا تبلیغ اسلام سلفی در برنامه‌های «رابطه العالم الاسلامی» در شرایطی به دنبال بازنمایی یک چهره مدرن، ملی‌گرایانه و سکولارتر از جامعه عربستان در سطح بین‌المللی است که هنوز بخش قابل‌توجهی از سرمایه نمادین و روایت فرهنگی رسمی، برگرفته از آموزه‌های دینی سنتی است. ناتوانی در هم‌افزایی این دو گفتمان سبب شده است که عربستان در طراحی یک روایت منسجم فرهنگی برای ارائه به جهان اسلام و جامعه جهانی با نوعی واگرایی درونی و شکاف هویتی و به تعبیری خلأ معنایی مواجه باشد. این تعارض، مشروعیت رویکردهای فرهنگی جدید عربستان در سطح داخلی و خارجی را تضعیف کرده و باعث چندپارگی پیام‌های فرهنگی صادره از این کشور شده است. در چنین شرایطی، دیپلماسی فرهنگی عربستان با دشواری‌هایی در ایجاد اعتماد، همدلی و اقناع مخاطبان مواجه است؛ چراکه پیام‌های فرهنگی آن از سوی بخش‌هایی از جامعه یا نخبگان منطقه‌ای، متعارض، ناسازگار یا فاقد اصالت تلقی می‌شود.

5-2. فقدان مشروعیت اجتماعی و اصالت فرهنگی در روایت‌های رسمی دولت‌محور

دیپلماسی فرهنگی عربستان بر پایه روایت‌های دولت‌محور،‌ ازجمله «اسلام میانه‌رو»، «تمدن عربستان جدید» و «هویت ملی نوین» گرچه در ظاهر به دنبال ساخت یک تصویر جهانی مدرن و جذاب از عربستان است، اما به دلیل نبود پیوند عمیق با حافظه تاریخی، هویت بومی و باورهای ریشه‌دار جامعه، از مشروعیت اجتماعی و اصالت فرهنگی کافی برخوردار نیست. بخش زیادی از این روایت‌های دولت‌محور همچون تغییر تاریخ تأسیس حکومت آل‌سعود یا تحریف تاریخ اسلام با سریال‌هایی همچون معاویه، به‌جای برآمدن از تجربه‌های تاریخی و زیست اجتماعی مردم، از بالا و در چارچوب اهداف سیاسی و اقتصادی حاکمیت طراحی شده‌اند. این گفتمان‌سازی از بالابه‌پایین، موجب شده است که مخاطب داخلی آن را نه به‌مثابه «روایت خود»، بلکه به‌عنوان طرحی تحمیلی یا تبلیغاتی درک کند. در این میان تلاش برخی چهره‌های دینی همچون «عائض القرنی» برای توجیه اصلاحات دولت عربستان نیز بی‌نتیجه باقی می‌ماند. درنتیجه، روایت‌های رسمی دیپلماسی فرهنگی عربستان با نوعی گسست از لایه‌های عمیق فرهنگ عمومی روبه‌رو هستند؛ گسستی که مانع از درونی‌سازی فرهنگی، مشارکت اجتماعی و بازتاب طبیعی این روایت‌ها در رسانه‌ها، هنر و کنش نخبگان شده است. این خلأ، نه‌تنها اثربخشی فرهنگی را در سطح ملی کاهش می‌دهد، بلکه قدرت اقناع و صدور روایت را در عرصه بین‌المللی نیز محدود می‌سازد.

5-3. وابستگی ساختاری به سرمایه‌گذاری خارجی در بازتعریف هویت فرهنگی و نمادین

در چارچوب چشم‌انداز 2030، بسیاری از پروژه‌های فرهنگی، هنری، گردشگری و رسانه‌ای عربستان - ازجمله شهر نئوم، جشنواره‌های بین‌المللی مانند «موسم ریاض» و «جشنواره فیلم جده»، تأسیس موزه‌های ملی جدید و تأسیس مراکز هنرهای معاصر - متکی به سرمایه‌گذاری شرکت‌ها، ویژندها و مشاوران فرهنگی غربی هستند. این وابستگی عمیق نه‌تنها در حوزه مالی، بلکه در سطوح طراحی مفهومی، مدیریت اجرایی و تولید محتوای فرهنگی نیز مشاهده می‌شود. این ساختار وابسته موجب می‌شود که بخش مهمی از روایت فرهنگی و نمادهای هویتی عربستان، نه برآمده از منابع بومی و تاریخی جامعه عربستان، بلکه برگرفته از مدل‌های وارداتی و منطق ویژندسازی جهانی باشد. برای نمونه، طراحی هویت شهری نئوم یا محتوای ارائه‌ شده در جشنواره‌های جدید عمدتاً مبتنی‌بر الگوهای مصرف‌گرایانه، سکولار و نمایشی غربی است که با فرهنگ عمومی سنتی عربستان فاصله دارد. از منظر راهبردی، چنین وابستگی‌ای در بازتعریف هویت فرهنگی، چند پیامد مهم به همراه دارد:

 اول، تضعیف خوداتکایی فرهنگی و بی‌ثباتی در صورت تغییر منافع یا خروج سرمایه‌گذاران خارجی؛

 دوم، کاهش قدرت اقناع روایت‌ها در سطح داخلی، به‌ویژه در میان طبقات سنتی یا نخبگان فرهنگی بومی؛

 سوم، شکل‌گیری نوعی هویت نمایشی که بیشتر برای مصرف خارجی ساخته شده تا برای تقویت انسجام اجتماعی و هویت ملی درونی.

در این چارچوب، دیپلماسی فرهنگی عربستان در معرض این خطر قرار دارد که به‌جای بازتاب یک «روایت خودبنیاد ملی»، به واسطه‌ و نماینده‌ای برای بازنمایی ارزش‌های فرهنگی و سبک زندگی جهانی ‌شده (و نه بومی) تبدیل شود؛ موضوعی که می‌تواند در بلندمدت مشروعیت، ماندگاری و قدرت اقناع این دیپلماسی را محدود کند.

 5-4. نمایش ظاهری مدرنیزاسیون، بدون توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و نهادهای مشارکتی

یکی دیگر از چالش‌های کلیدی دیپلماسی فرهنگی عربستان، تکیه بر نمایش ظاهری مدرن‌شدن بدون توسعه هم‌زمان زیرساخت‌های اجتماعی و نهادهای مشارکتی است. اقدامات فرهنگی این کشور عمدتاً معطوف به پروژه‌هایی چون برگزاری جشنواره‌ها، کنسرت‌ها، توسعه سرگرمی‌های عمومی و افزایش حضور زنان در فضاهای اجتماعی بوده است؛ اما این تحرکات فرهنگی، عمدتاً دولتی، نمایشی و از بالابه‌پایین هستند و در غیاب نهادهای مدنی مستقل، فرهنگ مشارکت اجتماعی و فضای باز نخبگانی، از درونی‌سازی و تداوم محرومند. در این شرایط، تصویر خارجی عربستان از یک جامعه باز و پیشرو، با تجربه زیسته شهروندان در داخل کشور همخوانی ندارد؛ زیرا همچنان محدودیت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در عرصه عمومی مشهود است. برای نمونه، درحالی‌که رویدادهایی مانند «موسم ریاض» با تبلیغات گسترده برگزار می‌شود، امکان نقد فرهنگی، گفتگوهای آزاد یا فعالیت صنوف و انجمن‌های مردمی وجود ندارد. این گسست میان نمایش مدرنیته و واقعیت اجتماعی، مشروعیت دیپلماسی فرهنگی عربستان را در نگاه مخاطبان داخلی و خارجی تضعیف کرده و آن را در معرض بی‌اعتمادی و تلقی تبلیغاتی قرار داده است.

5-5. ارتقای سطحی جایگاه زنان بدون لحاظ پیوست‌‌های فرهنگی و اقناع نخبگانی و اجتماعی

یکی دیگر از چالش‌های دیپلماسی فرهنگی عربستان، تلاش برای ارتقای جایگاه زنان به‌صورت شتاب‌زده و عمدتاً نمادین، بدون پیوست‌سازی ملاحظات فرهنگی و اقناع نخبگان و بدنه اجتماعی است. درنتیجه، بخش‌هایی از جامعه به‌ویژه در میان محافظه‌کاران، این تغییرات را تحمیلی و بی‌ارتباط با ارزش‌های بومی تلقی می‌کنند؛ از سوی دیگر، نخبگان فکری و فرهنگی نیز به دلیل نبود مباحث انتقادی آزاد و نبود امکان گفتگو پیرامون این تحولات، کمتر در این فرایند مشارکت داشته‌اند. این شکاف میان تصمیم‌گیری سیاسی و اقناع اجتماعی باعث شده تا ارتقای نقش زنان، به‌رغم جلوه‌گری رسانه‌ای، در بسیاری موارد نتواند به تغییرات عمیق فرهنگی و اجتماعی منجر شود و در عمل، در تعارض با الگوی سنتی زن در این جامعه قرار گیرد. این وضعیت، کارایی دیپلماسی فرهنگی عربستان در استفاده از نقش زنان به‌عنوان نماد نوسازی و تحول اجتماعی را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

5-6. خلأ در حافظه تاریخی مشترک و ناتوانی در بازسازی قهرمانان فرهنگی ملی

در روایت رسمی عربستان، تاریخ بیشتر به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت سیاسی خاندان آل‌سعود روایت شده و کمتر بر عناصر تمدنی، ادبی، علمی یا فرهنگی که بتوانند در ساحت بین‌المللی بازنمایی مؤثر داشته باشند، تمرکز شده است. به همین دلیل، عربستان با کمبود چهره‌های فرهنگی مقبول در حافظه عمومی و قابل عرضه به جهان مواجه است؛ چهره‌هایی که بتوانند حامل معنای فرهنگی و سرمایه نمادین برای ساخت روایت فرهنگی ملی باشند. تلاش‌هایی مانند معرفی شخصیت‌هایی نظیر «ملک عبدالعزیز» به‌عنوان ‌بنیانگذار پادشاهی یا بزرگ‌نمایی نقش «ملک فیصل» و معرفی او به‌عنوان قهرمان ملی، بیشتر در قالب روایت سیاسی باقی‌مانده و کمتر به یک هویت تاریخی - فرهنگی عامه‌پسند و الهام‌بخش تبدیل شده‌اند. درنتیجه، دیپلماسی فرهنگی عربستان با خلأیی در ارائه چهره‌های وحدت‌بخش، نمادهای هویتی و خاطرات مشترک مواجه است؛ خلأیی که انسجام فرهنگی درونی را تضعیف کرده و از توان این کشور برای تولید روایت‌های فرهنگی معتبر و اقناع‌کننده در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی می‌کاهد.

5-7. مقاومت اجتماعی در برابر پیاده‌سازی اصلاحات فرهنگی

مقاومت اجتماعی، ریشه در تضاد بنیادین میان جهت‌گیری‌های فرهنگی جدید و ارزش‌های دینی و اجتماعی نهادینه ‌شده در جامعه سعودی دارد. اصلاحات فرهنگی عربستان، به‌ویژه در دوره اخیر، با شتابی چشمگیر و به‌صورت متمرکز از بالابه‌پایین اجرا شده‌اند؛ بدون آنکه برای آنها پیش‌زمینه‌سازی فرهنگی، اقناع نخبگانی، یا مشارکت اجتماعی فراهم شود. تغییر در پوشش زنان، برگزاری کنسرت‌ها و جشنواره‌های موسیقی بدون رعایت حدود شریعت اسلامی، ورود عناصر جدید به فضای عمومی مانند گردشگری سرگرم‌کننده یا ترویج سبک زندگی غربی، برای جامعه سنتی و مذهبی عربستان به‌خصوص قبایلی مانند نجد یا بخش‌هایی از حجاز، نه‌تنها بیگانه، بلکه تهدیدآمیز تلقی می‌شوند. مقاومت در برابر این اصلاحات، الزاماً علنی یا سازمان‌یافته نیست؛ اما به شکل اعتراضات خاموش، بی‌اعتمادی، طرد اجتماعی نخبگان فرهنگی وابسته به دولت و کاهش مشارکت مدنی بروز یافته است. در مواردی نیز، علمای سنت‌گرا و شخصیت‌های مذهبی غیررسمی، از طریق شبکه‌های اجتماعی یا محافل غیررسمی، نسبت به این تحولات ابراز نگرانی کرده و آن را نوعی استحاله فرهنگی دانسته‌اند که البته با برخورد و محدودیت‌هایی از سوی حکومت مواجه شده‌اند که نمونه آن حذف محمد ‌بن عبدالرحمن العریفی از شبکه‌های اجتماعی است. در این فضا، دیپلماسی فرهنگی عربستان با نوعی شکاف بین فرستنده و گیرنده پیام فرهنگی روبه‌رو است. پیام‌های فرهنگی که از دولت و نهادهای فرهنگی جدید صادر می‌شوند، در بخش‌هایی از جامعه با پذیرش مواجه نمی‌شوند، یا حتی به‌عنوان پروژه‌ای تبلیغاتی، استبدادی یا غرب‌زده نگریسته می‌شوند. درنتیجه، این اصلاحات نه‌تنها موجب هم‌گرایی اجتماعی نشده‌اند، بلکه واگرایی فرهنگی و بی‌اعتمادی میان مردم و دولت را در برخی حوزه‌ها تشدید کرده‌اند.

6. نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادها

تحولات فرهنگی - اجتماعی عربستان سعودی در چارچوب چشم‌انداز 2030، نمایانگر نوعی «دیپلماسی فرهنگی اقتدارگرا» است که در آن دولت سعودی تلاش کرده تا از ابزارهای متنوع فرهنگی برای بازسازی تصویر بین‌المللی خود، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، مهندسی هویت ملی جدید و تثبیت قدرت سیاسی بهره گیرد. دیپلماسی فرهنگی عربستان در این مسیر از سیاست‌هایی چون تأسیس نهادهای فرهنگی رسمی (مانند وزارت فرهنگ و مؤسسه مسک)، برگزاری رویدادهای بین‌المللی (جشنواره‌های موسم ریاض، کنفرانس‌های هنری و سرمایه‌گذاری)، تولیدات رسانه‌ای هدفمند (همچون سریال معاویه) و ترویج نقش اجتماعی - رسانه‌ای زنان استفاده کرده است. در کنار اینها، بازتعریف مفاهیم دینی و تضعیف نهادهای سنتی مذهبی، با هدف تطبیق دین با منطق توسعه اقتصادی،‌ ازجمله محورهای راهبردی این نوع دیپلماسی فرهنگی بوده است. بااین‌حال، دیپلماسی فرهنگی عربستان با چالش‌های اساسی روبه‌روست. از یک‌سو، شکاف میان الگوی فرهنگی تحمیلی و بافت سنتی جامعه سعودی، مقاومت‌های پنهان و آشکار اجتماعی را تقویت و مشروعیت فرهنگی سیاست‌ها را تضعیف کرده است. از سوی دیگر، تقلیل فرهنگ به کالای نمایشی و تفریحی، نبود انسجام روایی در سیاست‌های فرهنگی و استفاده ابزاری از عناصر هویتی مانند زن، دین یا قبیله، از عمق و اصالت دیپلماسی فرهنگی عربستان کاسته است. درواقع، آنچه در قالب بازسازی تصویر فرهنگی عربستان ارائه می‌شود، بیشتر نوعی مهندسی نمادین با اهداف سیاسی و اقتصادی است تا تلاشی واقعی برای تعامل فرهنگی پایدار با جهان. دیپلماسی فرهنگی سعودی بیش از آنکه یک فرایند اجتماعی مشارکت‌محور باشد، پروژه‌ای از بالابه‌پایین و وابسته به اراده سیاسی حاکمیت است که در صورت تغییر منافع یا شرایط سیاسی، ممکن است با بازنگری یا عقب‌نشینی همراه شود. ازاین‌رو، به‌رغم برخی دستاوردهای نمادین در سطح جهانی، این الگو در داخل کشور با بحران مشروعیت فرهنگی و فرسایش سرمایه اجتماعی روبه‌رو است.

برای جمهوری اسلامی ایران، مطالعه این تجربه از منظر انتقادی می‌تواند حاوی درس‌های مهمی باشد و با درکی درست از تحولات اخیر عربستان، می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای تقویت دیپلماسی فرهنگی و دینی خود تعریف کند. این فرصت‌ها در چند محور اصلی قابل‌شناسایی است:

  1. بهره‌گیری از خلأ معنایی ایجاد شده در جامعه عربستان: کاهش نفوذ نهادهای دینی سنتی، فضا را برای ارائه قرائت‌های معتدل‌تر و شاید وحدت‌گرایانه‌تر از اسلام فراهم کرده است. ایران می‌تواند با ترویج گفتگوی ‌فرهنگی و مذهبی و تأکید بر اشتراکات جهان اسلام، این خلأ را به فرصتی برای نقش‌آفرینی نرم تبدیل کند.
  2. استفاده از دیپلماسی فرهنگی در بستر ملی‌گرایی جدید سعودی: گرایش عربستان به بازتعریف هویت ملی، فرصتی برای تأکید بر اشتراکات تمدنی و تاریخی با ایران ایجاد می‌کند. ایران می‌تواند با تمرکز بر عناصر مشترکی چون سابقه تعاملات فرهنگی - تاریخی در دوره‌های پیش از اسلام و صدر اسلام، زبان، ادب، هنر، معماری و حتی پیوندهای فکری در تمدن اسلامی، زمینه گفتگوهای فرهنگی و نزدیکی ذهنی را با نخبگان، دانشگاهیان و عموم مردم عربستان فراهم آورد و از این رویکرد در جهت کاهش تنش‌ها و بازسازی اعتماد بهره گیرد.
  3. توسعه تعاملات هدفمند با نخبگان فرهنگی و علمی عربستان: عربستان سعودی در تلاش است تا با اصلاح نظام آموزشی و تقویت زیرساخت‌های فرهنگی و هنری، خود را به‌عنوان یک بازیگر فرهنگی مؤثر در جهان عرب و اسلام معرفی کند. این دگرگونی، فرصت مناسبی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌آورد تا با نخبگان فرهنگی، دانشگاهی و پژوهشی عربستان وارد تعاملات هدفمند و سازنده شود. ایران می‌تواند با شناسایی افراد و مراکز علمی و فرهنگی مؤثر در عربستان - از دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و اندیشکده‌ها گرفته تا هنرمندان، نویسندگان و فعالان فرهنگی - به طراحی و اجرای طرح‌های مشترک بپردازد. این طرح‌ها می‌توانند در قالب همایش‌ها و کنفرانس‌های علمی مشترک درباره تمدن اسلامی یا مسائل معاصر جهان اسلام، تولیدات هنری همچون فیلم، مستند یا آثار نمایشی با موضوعات فرهنگی مشترک، دوره‌های آموزشی و مبادلات استاد و دانشجو میان دانشگاه‌های دو کشور، ترجمه متون علمی و ادبی از فارسی به عربی و بالعکس و سایر فعالیت‌های مشابه تعریف شوند.
  4. استفاده از ظرفیت‌های معنوی حج و مناسک دینی: حج، به‌عنوان مهم‌ترین بستر معنوی، اجتماعی و دینی جهان اسلام، همچنان ظرفیتی ارزشمند برای تقویت پیام وحدت اسلامی، تعامل نخبگان شیعه و سنی و بازسازی اعتماد میان ایران و عربستان است. ایران می‌تواند از این تعاملات برای برقراری گفتگوهای میان مذهبی، رفع سوءتفاهم‌ها و ارتقای همزیستی مسالمت‌آمیز بهره گیرد. همچنین، برگزاری نشست‌های علمی و فرهنگی یا تولید محصولات مشترک رسانه‌ای در حاشیه مراسم حج - با رعایت ملاحظات عربستان - می‌تواند به درک متقابل میان دو ملت کمک کند.
  5. تمرکز بر تهدیدات مشترک فراملی با تأکید بر گفتمان وحدت اسلامی از منظر حقوق بشر اسلامی: ایران می‌تواند با برجسته‌سازی چالش‌های مشترک جهان اسلام نظیر اسلام‌هراسی، تضییع حقوق مسلمانان در مناطق بحران‌زده و افراط‌گرایی مذهبی، زمینه هم‌گرایی فرهنگی با عربستان را فراهم کند و از گسترش نفوذ بازیگران ثالث (مانند ترکیه و قطر) در عرصه فرهنگی عربستان غفلت نکند.
  6. استفاده از ابزارهای دیپلماسی رسانه‌ای: این امر، نیازمند توسعه شبکه‌های رسانه‌ای فراملی به زبان عربی با تمرکز بر مخاطبان سعودی و حوزه خلیج‌فارس و تولید محتوای فرهنگی، تاریخی و تمدنی درباره نقاط اشتراک ایران و عربستان (مانند دوران پیشا اسلام، صدر اسلام و میراث مشترک حجاز و ایران) برای پلتفرم‌های دیجیتال است.
  7. فعال‌سازی دیپلماسی شهری، هنری و ورزشی با محوریت مشارکت مردمی و نقش زنان: برگزاری هفته‌های فرهنگی، نمایشگاه‌های هنری مشترک، تولید فیلم و مستندهای مشترک و همچنین مسابقات ورزشی دوستانه (به‌ویژه با مشارکت زنان ورزشکار محجبه ایرانی) می‌تواند نوعی تعامل غیررسمی، نرم و تدریجی را رقم بزند. این امر، به‌ویژه با توجه به تغییرات اجتماعی در عربستان و ظهور نقش‌های جدید برای زنان، از ظرفیت بالایی برای تأثیرگذاری فرهنگی برخوردار است.

درنهایت این‌گونه می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در چارچوب تحولات بوم فرهنگ اخیر منطقه، بازتعریف نقش ایران در عرصه‌های فرهنگی و تمدنی جهان اسلام، ضرورتی راهبردی است.

 

  1. عبدالحمید، صائب (1995م). ابن تیمیة فی صورتة الحقیقة، بیروت: الغدیر للدراسات و النشر.
  2. کشیشیان، جوزیف (2003م). الخلافة فی العربیة السعودیة، بیروت: دارالساقی.
  3. مصعب، هاله (18 ژانویه 2023م). «التأسیس لیوم التأسیس: نزع الوهابیة من التاریخ السعودی (تأسیس برای یوم‌التأسیس: وهابیت زدایی از تاریخ عربستان)» :https://a3wadqash.com/
  4. طاهری، محمدرضا (1394). وهابیت و استمرار حاکمیت آل سعود، فصلنامه پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام، سال پنجم، ش چهارم.
  5. الدخیل، خالد (2013م). الوهابیة بین الشرک و تصدی القبیلة، بیروت: الشبکة العربیة للأبحاث والنشر.
  6. کامینز، دیوید (1398). وهابیت و عربستان سعودی، ترجمه مجتبی فاضلی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
  7. مسجدجامعی، محمد (1401/08/16). عربستان و ناسیونالیسم سعودی؛ دین، سیاست و ملیت، سایت دانشگاه ادیان و مذاهب: https://urd.ac.ir/fa/
  8. قزوینی، سید یاسر (1403/9/7). مصاحبه اختصاصی با موضوع کارکردهای اجتماعی نهاد دین در عربستان سعودی.
  9. الرشید، مضاوی (1402). تاریخ عربستان سعودی، ترجمه سارا حسام، تهران: انتشارات جمهوری.
  10. صفوی، سلمان (1401/06/28). تاریخ تحولات سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی عربستان در سده معاصر، تهران: مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC.
  11. درویشی، داریوش (1403/9/13). مصاحبه اختصاصی با موضوع کارکردهای اجتماعی نهاد دین در عربستان سعودی.
  12. Ibrahim, Arwa. (2022-05-16). "What is Sahwa, the Awakening movement under pressure in Saudi?": www.aljazeera.com
  13. عائض القرنی متحولا: الصحوة تشدد و اردوغان یهاجمنا. 2019/5/19: www.aljazeera.net
  14. النقیب، خلدون حسن (1996م). الدولة التسلطیة فی المشرق العربی المعاصر، بیروت: مرکز دراسات الوحدة العربیة.
  15. العبودی، محمد ناصر (1432هـ.ق، 2012م). المام بالمحیط الهادئ من استرالیا إلی جزیرة غوام، ریاض: مکتبة الملک فهد الوطنیة.
  16. سایت رسمی رابطة العالم الاسلامی: https://themwl.org
  17. Alghannam, Hesham. (2024). “Influence Abroad: Saudi Arabia Replaces Salafism in its Soft Power Outreach”: www.carnegieendowment.org
  18. سایت رسمی مرکز عبدالعزیز است: www.kaccc.org.sa
  19. "Muslim World League and World Assembly of Muslim Youth". Religion and Public Life Project. Pew Research. 15 September 2010. Archived from the original on 5 September 2014. Retrieved 2 September 2014.
  20. "World Assembly for Muslim Youth". Berkley Center for Religion Peace and World Affairs, Georgetown University. Archived from the original on 18 August 2016. Retrieved 2 September 2014.
  21. Al-Yassini, Ayman (1985). Religion and State in the Kingdom of Saudi Arabia. Westview Press. p. 28. (Markon. 2004).
  22. Markon, Jerry (2 June 2004). "U.S. Raids N.Va. Office Of Saudi-Based Charity". Washington Post. Retrieved 3 September 2014.
  23. سایت رسمی مجمع جهانی جوانان مسلمان : www.wamy.co.za
  24. سایت رسمی مرکز جهانی مبارزه با اندیشه‌های افراطی: https://etidal.org
  25. الشرق الاوسط (2 جولای2024 ): «اعتدال» و«تلغرام» یزیلان أکثر من 18 ملیون محتوى متطرف («اعتدال» و «تلگرام» بیش از 18 میلیون محتوای افراطی را حذف کردند)" :https://aawsat-com/
  26. Cook, S. A. (2017, May 23). Saudi Arabia’s New “Anti-Terrorism” Center Is Just for Show. Foreign Policy: https://foreignpolicy.com
  27. بن‌سلمان، محمد (2 آوریل 2022م)، مصاحبه با نشریه آتلانتیک: http://www.theatlantic.com/
  28. روزنامه الریاض. (2016/4/12). منع الهیئة من المطاردة واستجواب الأشخاص و الاکتفا بمعاملتهم باللین، (ممانعت از تعقیب و بازجویی مقامات و برخورد ملایم با آنها).
  29. شرودر، سوزانه. (1396/4/18). صدور اسلام‌گرایی افراطی عربستان به آلمان، گزارش مرکز تحقیقات جهانی اسلام (FFGI) در شهر فرانکفورت، به نقل از خبرگزاری دویچه وله: www.dw.com
  30. برگرفته از سایت: www.topuniversities.com
  31. حسینی، محمدتقی. (3/3 /1394). عربستان سعودی بر سر دوراهی، خبرآنلاین: www.khabaronline.ir
  32. برگرفته از منابع زیر است:

Wagemakers, Joas (2021). "Part 3: Fundamentalisms and Extremists – The Citadel of Salafism". In Cusack, Carole M.; Upal, M. Afzal (eds.). Handbook of Islamic Sects and Movements. Brill Handbooks on Contemporary Religion. Vol. 21. Leiden and Boston: Brill Publishers. pp. 333–347

Kepel, Gilles (2003). Jihad: The Trail of Political Islam. London and New York: I.B. Tauris. p. 51.

Tariq Mir, “Kashmir: The Rise of a Hard Faith Archived 2016-03-04 at the Wayback Machine,” Pulitzer Center on Crisis Reporting, December 13, 2011

According to diplomat and political scientist Dore Gold, this funding was for support for Saudi approved Islam in Non-Muslim countries alone. Gold, Dore (2003). Hatred's Kingdom: How Saudi Arabia Supports the New Global Terrorism. Regnery. p. 126.

Pillalamarri, Akhilesh (20 December 2014). "The Radicalization of South Asian Islam: Saudi Money and the Spread of Wahhabism". Georgetown Security Studies Review. Retrieved 10 November 2015.

33.الجابر، مریم (24 ژانویه 2021). بالصور. 6 مواقع أثریة سعودیة فی قائمة الیونسکو (گزارش تصویری... 6 میراث باستانی عربستان در فهرست یونسکو)، خبرگزاری العربیه: www.larabiya.net

34.سند 2030 عربستان سعودی: www.ision2030.gov.sa

35.Maisel, Sebastian. (2014). “The New Rise of Tribalism in Saudi Arabia”, Nomadic Peoples, Vol. 18, No. 2, special issue: Reshaping Tribal Identities in the Contemporary Arab World (2014), pp. 100-122 (23 pages), Published By: White Horse Press.

36.Visa .(2025, February 18). ".Riyadh Season Adds Sparkle to Saudi Economy with 47.6% Surge in International Visitors, Visa Data Shows". Visa Middle East Newsroom. Retrieved from: sa.visamiddleeast.com

37.سعیدی، گلناز. (16 فروردین، 1402). تغییرات در سیاست و دیپلماسی فرهنگی عربستان، مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC.

38.برگرفته از سایت مؤسسه میسک: https://misk.org.sa/

39.صفار، اسامه. (2025/3/5م). بین المغالطات التاریخیة والبذخ الإنتاجی.. هل فشل مسلسل معاویة؟، شبکه الجزیره.

40.چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی به توانمندسازی اقتصادی زنان منجر می‌شود. (5 آوریل 2025م). ایندپندنت فارسی: www.independentpersian.com

41.Amadeo, Kimberley (2 August 2018). "Petrodollar and the system that created it". The Balance. Retrieved 19 October 2018: www.thebalancemoney.com

42.البکلی، جعفر (19 می 2015م)."ناصر السعید: نهایة رجل شجاع، روزنامه الاخبار، بیروت: www.al-akhbar.com

43.شاهین، عبدالحی (14 سپتامبر 2010م)، (السروریة السعودیة).. ظاهرة أم تیار فکری؟، روزنامه الرایة، دوحه: www.raya.com

44.ساعاتی، امین (5 نوامبر 2017م). حرکة الصحوة الإسلامیة .. علامات استفهام کبیرة، روزنامه الاقتصادیه، ریاض: www.aleqt.com

45.Thomas Hegghammer. (2010), Jihad in Saudi Arabia: Violence and Pan-Islamism since 1979, Cambridge University Press: pp. 79-83.

46.خورشید، وحید (24 /8/ 1393)، مدخل عبدالعزیز بن باز، بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی پژوهه، دانشگاه باقرالعلوم: http://pajoohe.ir

47.الآمی، عهود (4 اکتبر 2016م)، الحرکات القومیة والیساریة فی السعودیة (2)، مجله کنعان: https://kanaanonline.org/en/

48.یادداشت: جهیمان العتیبی. (2016/2/21)، خبرگزاری الجزیره: www.aljazeera.net

49.Gregory Gause III. (Autumn 1991), "The Gulf War and the Gulf Monarchies," Middle East Journal, Vol. 45, No. 4, pp. 627–639.

50.Lawrence Wright. (September 16, 2002), "The Man Behind Bin Laden," The New Yorker.

51.بن باز، عبدالعزیز (1996م). حکم الصلح مع الیهود فی ضوء الشریعة الاسلامیة، ادارة البحوث العلمیة والإفتاء، المملکة العربیة السعودیة.

52.شعیب، قاسم (27 دسامبر 2017م)، آل سعود والمؤسّسة الدینیة: تبدّلات السِّیاسة وانقلاب الفتوى، مجله کنعان: https://kanaanonline.org/en/

53.مدخل عائض القرنی. (10 مه 2023م)، وبسایت رسمی المکتبة الشاملة: https://shamela.ws/ و یادداشت: مبیعات «لا تحزن» بلغت 10 ملایین نسخة و طُبع بـلغة 30. (10 فوریه 2013م)، وبسایت خبری الاخبار 24: www.akhbaar24.com

54.سایت رسمی محمد العریفی: https://arefe.ws/ و یادداشت: تساؤلات حول مصیر الداعیة السعودی محمد العریفی بعد اعتقال ابنه واختفائه من مواقع التواصل (پرسش‌هایی درباره سرنوشت مبلغ سعودی، محمد العریفی، پس از بازداشت پسرش و ناپدید شدن او از شبکه‌های اجتماعی). (3 ژانویه 2019م)، روزنامه القدس العربی: https://www.alquds.co.uk/

الهلباوی، کمال (خرداد 1401)، سید، مردی به پهنای اقیانوس، ترجمه میثم صفری، ویژه‌نامه رفیق دیرین، مجله افق حوزه، فصل پنجم: بین‌الملل.

أول تعلیق رسمی من الأزهر على عرض مسلسل معاویة (اولین اظهارنظر رسمی الازهر درباره سریال معاویه). (سه شنبه، 4 مارس 2025)، سایت خبری مصراوی: www.masrawy.com