Author
M
خلاصه مدیریتی
منابع آب بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار نقش بسزایی در تقویت و توسعه بنیانهای اقتصادی جوامع ایفا میکند. در این میان منابع آب سطحی بهعلت سهولت در دسترسی، دارای اهمیت دوچندانی در زمینههای مختلف توسعه در حوزههای مختلف است. یکی از زیرساختهای مرتبط با حفظ و حراست از این منابع حیاتی سدها هستند. صنعت سدسازی در جهان در سالیان اخیر بسیاری از مسیرهای پیرامون اهداف توسعه را برای کشورهای مختلف هموار ساخته است. این سازههای با ارزش و بعضاً گرانقیمت، از یکسو بیانگر قدرت صنعتی و نماد توسعه کشورها و ازسویدیگر محل وقوع تنازعات و بحرانهای محیط زیستی، اقتصادی، امنیتی و فرامرزی است.
در ایران نیز صنعت سدسازی سالیانی است که بهعنوان یکی از صنایع پیشرو بر توسعه پروژههای متعدد داخلی در حوزه مدیریت منابع آب سطحی تمرکز دارد. در ایران، این صنعت توانسته در بسیاری از موارد به تحقق اهداف پیرامونی آن یعنی توسعه کمّیوکیفی پروژهها در جایجای کشور کمک کند. نکته قابلتأمل در این میان آگاهی از عملکرد این صنعت در طول سالیان اخیر در جهت تحقق اهداف کلی مرتبط با مدیریت منابع آب است. گزارش حاضر با تمرکز بر عملکرد تعدادی از سدهای در دست بهرهبرداری کشور و تکیه بر یکسری دادههای آماری و مبانی علمی، نتایجی را دراینباره ارائه میدهد. آمارها نشان میدهد که بسیاری از سدهای در دست بهرهبرداری کشور در کنار ایفای نقش اساسی در مدیریت منابع آب سطحی و تأمین نیازها در مقاطع زمانی مختلف، به دلایلی دچار ضعف در عملکرد بوده و برای سالیانی مخازن آنها با مشکل کمبود ذخیره همراه بوده است. بررسی عملکرد برخی از سدهای مهم کشور در حوضههای اصلی نشانگر وضعیت نسبتاً نامطلوب این زیرساختهای حیاتی در ذخیره آب در طولانیمدت و فاصله گرفتن از اهداف پیرامون ایجاد و توسعه آنهاست.
بررسی عملکرد سدهای در دست بهرهبرداری کشور از نظر تحلیل دادههای آماری بلندمدت درصد پری مخزن، وضعیت تعدادی از سدهای کشور را نامطلوب نشان میدهد. این تحلیل در حد توان و با بهرهگیری از دادههای آماری بلندمدت درصد پری مخزن، سعی کرده وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای کشور را با ارائه تحلیلهای آماری قابل درک مورد بررسی قرار دهد. برای مثال نتایج گزارش نشان میدهد که سد لار در حوضه خزر بهمثابه تعدادی دیگر از سدها وضعیت بسیار نامطلوبی داشته است، میانگین بلندمدت درصد پری مخزن این سد در دوره 37 ساله بهرهبرداری تا انتهای زمان بررسی (ابتدای تیرماه سال 1400) برابر 11 درصد بوده است. علاوهبر این، بیش از 81 درصد از طول دوره بهرهبرداری از این سد، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 20 درصد بوده است. همچنین برای سد ملاصدرا در حوضه مرکزی، عدم پرشدگی کامل مخزن در تمام طول دوره بهرهبرداری دیده میشود.
از عمدهترین دلایل در پیش آمدن شرایط کنونی برای سدهای در دست بهرهبرداری کشور (و حتی سدهای در دست مطالعه و ساخت)، کاهش جریانهای ورودی به مخازن به علت کاهش بارندگی (بهعنوان بارزترین پیامد تغییرات اقلیمی) و افزایش دخالتهای عمدتاً نامطلوب انسانی در بالادست آنهاست. بخشی از گزارش حاضر سهم اثرگذاری هرکدام از این عوامل را با تکیه بر روشهای علمی و برای سدهای در دست بهرهبرداری مهم کشور مشخص میکند. نتایج نشان میدهد جز یک مورد افزایشی در جریان ورودی در بالادست مخازن (سد بارزو در حوضه خزر، به میزان 41 درصد)، تمام سدهای بررسی شده دیگر در این گزارش (تعداد 52 سد) با کاهش جریان ورودی از 3 تا 94 درصد مواجه بودهاند. علاوهبر این، سهم بالای تأثیر منفی دخالتهای انسانی بالادست مخازن در تعدادی از این سدها، قابلتأمل بوده و نیازمند بررسی و تحلیلهای وسیع مدیریتی، فنی و میدانی است. برای مثال نتایج گزارش نشان میدهد که ورودی از بالادست سد پانزده خرداد در حوضه مرکزی به میزان 90 و 10 درصد به ترتیب از اثرگذاری عوامل (دخالتهای) انسانی و عوامل طبیعی (عمدتاً کاهش بارندگی) کاهش بهخود دیده است. ازسویدیگر سدهایی مانند زیردان و پیشین در حوضه خلیجفارس به میزان 100 درصد از اثرگذاری صرفاً عوامل طبیعی در زمینه کاهش جریان ورودی از بالادست در طول دوره بهرهبرداری آسیب دیدهاند.
یکی دیگر از بررسیهای این گزارش تحلیلهای مالی پیرامون وضعیت کمّی و برخورداری مالی سدهای در دست مطالعه و ساخت در طول سالیان 1394 تا 1401 است. گزارش تأکید میکند که نتیجه آگاهی از عملکرد سدهای در دست بهرهبرداری کشور نیاز است تأثیر نهایی خود را بر پروژههای جدید جهت افزایش کیفیت و کارایی آتی آنها در حیطه مدیریت منابع آب بگذارد. تأثیر و تجربهای که میتواند به بهبود کارایی کلی این صنعت در کشور و جلوگیری از هرگونه هدررفت احتمالی سرمایههای کشور اعم از اقتصادی، محیط زیستی و حتی اجتماعی شود. نتایج گزارش نشان میدهد که سهم خالص پروژههای سدسازی از کل بودجه (فصل) منابع آب بهجز دو مورد روند کاهشی در سالهای 1395 و 1401 روند افزایشی چشمگیری داشته است. بهطوریکه در سال 1400 این مقدار به 38/29 درصد کل بودجه منابع آب و 6/1 درصد کل بودجه کشور رسیده است.
در این گزارش چارچوبهای مدیریتی و سیاستی خاصی برای بهبود عملکرد و کارایی سدسازی در آینده کشور پیشنهاد شده است. از موارد پیشنهادی مذکور میتوان به توجه به تجربیات و راهحلهای کارآمد و علمی مرتبط با حل بحرانها در حوزه مطالعات، ساخت و همچنین حوزه بهرهبرداری، تقویت نقش عوامل بازدارنده و قوانین کنترلی، توجه به عملکرد فعلی سدهای در دست بهرهبرداری کشور بهعنوان تجربههای موفق و ناموفق احتمالی (و تحلیلهای علمی پیرامون آن)، کاهش بار اضافی از دوش منابع آب خصوصاً در راستای ایجاد اشتغال و تولید غذای پایدار و درنهایت هماهنگی و همکاری نزدیک و سازنده همه دستگاههای اجرایی و ارگانهای مرتبط برای عبور از شرایط بحرانی کنونی اشاره کرد.
منابع آب از اساسیترین اجزا و مبانی توسعه و تضمین امنیت غذایی در جوامع مختلف بهشمار میرود. استفاده صحیح، مدیریت کارآمد و بهرهمندی مناسب از این موهبت ارزشمند، چالشی است که اکثریت قریب به اتفاق جوامع با آن روبرو هستند. در این راستا بهرهمندی بهجا و اصولی از منابع آب سطحی بهطور خاص بهعنوان یکی از در دسترسترین اجزای منابع آب، یکی از این چالشهاست. در اکثر کشورها، منابع آب سطحی بهعلت سهولت دسترسی و روشهای مختلف موجود پیرامون استحصال و ذخیره آنها، از جایگاه ویژهای نزد مدیران، سیاستگذاران و متخصصان حوزه آب، انرژی و سایر حوزههای مرتبط برخوردار است.
سدها یکی از مهمترین تأسیسات زیربنایی برای کشورهای خشک و کم باران مانند ایران بهحساب میآیند. در ایران، کشوری با تنش بالای آبی و توزیع ناهمگون مکانی و زمانی منابع آب، ساخت سد برای کنترل، تنظیم و ذخیره آب، تأمین آب سالم کافی و دائمی برای مصارف کشاورزی، شرب، صنعت و همچنین تولید برق امری اجتنابناپذیر است. ازسویدیگر با در نظر گرفتن نقش محوری آب در برنامهریزیهای توسعه کشورها، اهمیت این موضوع بیشازپیش روشن مینماید.
با وجود اینکه مدت زمانی طولانی از عمر سدهای در دست بهرهبرداری در ایران نمیگذرد، پارهای از چالشها دامنگیر آنهاست. این سدها با توجه به دخالت مستمر عوامل طبیعی و فعالیتهای انسانی، با اهدافی که برایشان در نظر گرفته شده بود فاصلههایی گرفتهاند؛ بنابراین رشد روزافزون این چالشها میطلبد که در یکسری بررسیهای علمی و آماری عملکرد آنها از جنبههای مختلفی (که بعداً گفته میشود) مورد ارزیابی قرار گیرد. در کنار موارد فوق باید چالش کمبود منابع مالی و مشکلات فعلی کشور نیز در زمینه تأمین مالی طرحهای آتی بزرگ سدسازی در نظر گرفته شود. طرحهایی که نیاز است با گرفتن تجربه کافی از طرحهای فعلی به اجرا درآیند تا بار منفی احتمالی عدم مطالعه و پیشبینی صحیح اهداف توسعه پیرامون آنها بر پیکره محیط زیست، منابع آب و اقتصاد کشور سنگینی بیشتری نکند. باید صرف بودجههای مالی آنهم در صنعت سدسازی، درنهایت دقت و برآورد انتظار بازدهی حداکثر صورت پذیرد.
قطعاً در سالهای اخیر یکی از جنبههای پیشرفت در ایران خودکفایی در ایجاد و رشد علمی در زمینه صنعت سدسازی بوده است. در بسیاری از موارد این صنعت به کمک حراست از منابع آب، تولید و مدیریت در حوضههای مختلفی ازجمله کشاورزی و انرژی آمده است. در مواردی نیز این صنعت با چالشهایی همراه بوده است. در کل امتیازاتی چه مثبت و چه منفی برای این صنعت مهم در ایران قابلتصور است که شکی در آن نیست که موارد مثبت دست بالا را داشته است؛ اما باید سعی شود با توجه به روشهای علمی روز دنیا و تکیه بر سوابق مدیریتی، تاریخی و فنی بهرهبرداری از سدها و تعمیم این متدها به جغرافیایی وسیعتر، عملکرد این صنعت را بهطور جامعی سنجش کرد. با این تفاسیر تحقیقی که بتواند با تکیه بر متدهای علمی و قابلاعتماد، ثمره و عملکرد سدسازی در مقیاس ملی و مقیاس زمانی وسیع در ایران را مورد تجزیهوتحلیل قرار دهد، دارای مزایا و آثار مثبتی خواهد بود. خصوصاً اینکه اینچنین پژوهشی در بررسیهای داخلی و پتانسیل اثرگذاری آن بر نظرات کارشناسی، مدیریتی و سیاستی دارای جایگاه مطالعاتی مطلوبی خواهد بود.
در ارتباط با عملکرد سدها و وضعیت مخازن در جهان و خصوصاً ایران مسائل فنی و مدیریتی جدی وجود دارد که نیاز است در مورد آنها حساسیت لازم ایجاد شود. نکته مهم اینجاست که بهدلایل مختلف ازجمله فعالیتهای بالادست، تغییر اقلیم و غیره، خیلی از سدها در ایران و حتی سایر کشورها پر نمیشوند و یا خیلی کم پر میشوند؛ بنابراین این موضوع یک امتیاز منفی برای عملکرد سدها در کنار سایر امتیازات مثبت آنها تلقی میشود و نیاز است بهطور ویژهای این مسئله مورد بحث و بررسی قرار گیرد. ازآنجاییکه تعداد قابلتوجهی سد در دست احداث و یا در حال برنامهریزی برای احداث در ایران وجود دارد، این مطالعه میتواند شرایط را برای افزایش کارایی و امکان پیشنهاد چارچوبهای علمی و کارآمد مدیریتی برای آنها در جهت عملکرد بهینه پس از احداث فراهم کند.
همانطور که بحث شد، سدهای ایران نیز مانند سایر کشورها اکثراً با مشکل کمبود ورودی و پر نشدن مخزن روبرو هستند [1] و [2]. کمیت آب ورودی به مخازن تحتتأثیر عوامل مختلفی است که شاید در بسیاری از موارد از حیطه پیشبینی کارشناسان خارج بوده باشد. برای مثال تغییرات اقلیمی در ایران که عمدتاً بهصورت کاهش بارندگی ظاهر شده، یکی از عمده عواملی است که بسیاری از انتظارات اولیه طراحی برای سدهای ایران را با چالش مواجه کرده است. هرچند که در مواردی نیز سهم فعالیتهای انسانی خارج از محدودههای پیشبینی، دست بالاتری را در مقایسه با مباحث مربوط به تغییر اقلیم دارد. از اهم فعالیتهای (دخالتهای) انسانی میتوان به تغییر در الگوی کشت (عمدتاً بهصورت افزایش سطح زیر کشت و افزایش کشت محصولات با نیاز آبی بالا در مناطق بحرانی)، تغییر کاربری اراضی، تخصیصهای غیرقانونی و خارج از چارچوبهای نظارتی و کنترلی از محل رودخانهها و آبخوانها و برداشتهای وسیع و بیرویه از آبهای زیرزمینی اشاره کرد.
با توجه به شکل 1 که مربوط به وضعیت پرشدگی مخزن دو سد مخزنی در ایران بوده مشخص است که در بسیاری از مواقع پری مخازن (خط سیاه) حتی از میزان پری متوسط (خطچین آبی) نیز پایینتر است؛ در مواردی نیز این دو مقدار با هم برابرند. سد پانزده خرداد در حوضه مرکزی در طول دوره 27 ساله بهرهبرداری، شاهد تغییرات چشمگیری در درصد پری مخزن بوده است. در کل وضعیت مخزن این سد در نیمه ابتدایی دوره بهرهبرداری، بسیار بهتر بوده است. علاوهبر این، مخزن این سد هیچگاه پر نشده، بهطوریکه در بیش از 61 درصد از کل زمان بهرهبرداری، حداکثر حجم ذخیره مخزن برابر 40 درصد بوده است. برای این سد میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در حدود 32 درصد بوده است. بهطور مشابه سد ستارخان اهر نیز در حوضه خزر در طی دوره 23 ساله بهرهبرداری، میانگین پری 33 درصد را تجربه کرده است. وضعیت نمودار بیانگر حجم ذخیره پایین و عدم پری کامل مخزن سد در طول دوره بهرهبرداری است؛ بهگونهای که رقمی برابر حداکثر 40 درصد برای پارامتر پری مخزن بهمدت بیش از 16 سال برای آن به ثبت رسیده است. بهطورکلی میتوان گفت در بازههای زمانی نسبتاً وسیعی مخزن این سدها با مشکل کمبود ورودی و خالی بودن مواجه بوده است. بنابراین میتوان گفت این سدها با توجه به اهمیتی که دارند با مشکل عملکرد همراهاند و از پیشبینیهای مطالعاتی و اهداف توسعهای پیرامون خود فاصله جدی گرفتهاند. ازآنجاییکه این نمودارها تنها محدود به تعداد دو سد است، انجام آن در مقیاس وسیعتر (کشوری و برای حوضههای مختلف) بسیاری از اطلاعات را در مورد سایر سدهای ایران بهدست خواهد داد که بهنوبهخود حائز اهمیت است. همانطور که پیشتر نیز بحث شد این بررسی در صورت ارائه چارچوبهای مدیریتی مبتنیبر وقایع آماری، زمینه را برای اقدامات کارشناسی وسیعتر و جدیتر برای طرحهای پیشرو فراهم میسازد. هدف از انجام این پژوهش ارائه یک دید مناسب و نسبتاً جامع در رابطه با طرحهای متعدد سدسازی در ایران است، طرحهایی که در بسیاری از موارد با موفقیتهایی همراه بوده و هستند. بنابراین هدف بررسی دقیق اهداف، نتایج و عملکرد این طرحها و همچنین حصول یافتههایی مهم و ارائه چارچوبهایی کاربردی برای بررسی آن در محافل سیاستگذاری و سازمانهای ذیربط توسط کارشناسان مرتبط برای نیل به حداکثر عملکرد و بازدهی سدها در ایران خصوصاً برای سرمایهگذاریهای بعدی، طرحهای در دست طراحی و در حال ساخت آتی آنهم در شرایط جدید و خطیر تغییر اقلیم است. گزارش حاضر بهلحاظ ماهیت بررسی و اهداف پیرامون تألیف آن به نسبت دیگر پژوهشهای موجود دارای تمایز و امتیاز است. در حوزه بررسی عملکرد سدهای کشور (بهرغم تعداد محدود بررسیها)، پژوهشهای موجود عمدتاً حول بررسی حوضهای و نه موردی عملکرد سدهای کشور بوده است [4]. همچنین بهرهگیری از دادههای جامع آماری، ارائه جزئی روندهای بهرهمندی مالی پروژهها و بررسی روشهای علمی پیرامون عملکرد سدسازی در کشور از بارزترین وجوه تفاوت بررسی حاضر با بررسیهای پیشین است.
شکل 1. نمونهای از وضعیت درصد پری مخزن و میانگین بلندمدت آن در دو سد حوضههای مرکزی و خزر برای دورههای بهرهبرداری 27 و 23 ساله
یکی از زیرساختهای حیاتی مرتبط با حفظ و ذخیره منابع آب سطحی بدون شک سدها هستند. این سازههای مهم در بسیاری از کشورهای جهان ضامن طی مسیرهای توسعه در بسیاری از حوزهها ازجمله کشاورزی، انرژی و صنایع وابسته هستند. امروزه بهتناسب میل بالای کشورها به ایجاد این زیرساختهای حیاتی، مشکلاتی نیز دامنگیر این صنعت در جهان و بهویژه ایران شده است. در ایران تعداد زیادی سد در دست بهرهبرداری، مطالعه و ساخت وجود دارد که در معرض آسیب عملکرد پایین و خدمترسانی نامطلوب هستند. گزارش حاضر سعی دارد موضوع ارزیابی عملکرد سدهای در حال بهرهبرداری در ایران را با رویکردی جدید مورد مطالعه قرار دهد. در این گزارش بهطور خاص در رابطه با اهمیت آگاهی از وضعیت کنونی سدها، عملکرد آنها و همچنین مباحث پیرامون اتخاذ تدابیر مدیریتی کارآمد و اصولی بحث و اظهارنظر میشود.
در این گزارش سعی شده است موارد زیر بررسی شده و بعضاً به سؤالهایی در این رابطه پاسخ داده شود:
1-1. بررسی منابع و پژوهشهای موجود،
1.2. ذکر موارد کارایی سدها در توسعه همهجانبه حوزههای مرتبط با صنعت آب، انرژی، کشاورزی و سایر صنایع وابسته.
2-1. بررسی عملکرد سدها به تفکیک حوضه،
2-2. بررسی و تحلیل دادهها و پارامترهای مناسب برای آگاهی از وضعیت بلندمدت سدها در طول دوره بهرهبرداری،
2-3. اشاره به نقش مخرب دو عامل مهم تغییرات اقلیمی و دخالتهای انسانی در کاهش کارایی سدها و ارائه آمارهای مرتبط با آن،
2-4. آگاهی از سهم اثرگذاری عوامل مختلف تغییرات اقلیمی و دخالتهای انسانی بر عملکرد هرکدام از سدهای در دست بهرهبرداری مورد بررسی در این گزارش با تکیه بر مفاهیم و روشهای علمی جدید،
2-5. نتایج این بررسی میتواند نشان دهد که تا چه اندازه صنعت سدسازی در ایران در مقیاس ملی موفق بوده است. همچنین در صورت موفقیت و یا عدم موفقیت عوامل، موانع، چالشها و محدودیتهای احتمالی قابل بررسی است.
3-1. آگاهی از کمیت پروژههای سدسازی در آینده، حجم تأمین مالی و بودجهدهی به آنها و تحلیلهای آماری پیرامون آن.
اهم اهداف (اصلی و فرعی) گزارش حاضر موارد زیر خواهد بود:
هدف اصلی: بررسی عملکرد سدهای در دست بهرهبرداری کشور در مدیریت منابع آب.
اهداف فرعی:
با توجه به اینکه ممکن است تحقیقات متعددی مرتبط با یکی از جنبههای گزارش حاضر موجود باشد، لذا در این بخش سعی شد تحقیقاتی آورده شود که تا حد ممکن مشابه با اهداف این تحقیق (از لحاظ بررسی تمام جنبهها) باشد، البته این دسته از تحقیقات یا تعدادشان زیاد نیست و یا شباهت جهتگیری آنها با گزارش حاضر اندک است. قطعاً بررسی تجربیات موفق داخلی و بینالمللی و توجه سیاستی، مدیریتی و فنی ویژه به آنها میتواند اثر کاربردی و مناسبی بر بررسیهای داخلی داشته باشد. در ادامه به تعدادی از تحقیقات مشابه با ذکر جزئیات پرداخته شده است.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس پیرامون بحث بحران آب، به نقش توأم تغییرات اقلیمی و افزایش دخالتهای بالادست اعم از برداشت از منابع آب زیرزمینی و سطحی در کاهش حجم رواناب سطحی در کشور اشاره دارد. کاهش 11 درصدی میزان بارندگی 10 ساله منتهی به سال 1396 نسبت به متوسط بلندمدت، کاهش 44 درصدی میزان رواناب و عدم پرشدگی مخازن سدها حتی بهاندازه نصف حجم ذخیره مخازن، از دیگر موارد اشارهشده در این گزارش است. گزارش به سناریوهای متوسط و بدبینانه پیرامون کاهش حجم رواناب در کشور تا سال 1410 اشاره دارد که مقادیری برابر 3/5 و 32/5 درصد عنوان شده است [3].
گزارش دیگری از مرکز پژوهشهای مجلس وضعیت حجم ذخیره و عملکرد سدهای کشور برای یک بازه زمانی مشخص و بهصورت متوسط حوضهای را تحلیل و بررسی کرده است. این گزارش که به عملکرد حوضهای سدهای در دست بهرهبرداری کشور میپردازد به افزایش حدود 23 میلیارد مترمکعبی حجم ذخیره مخازن سدهای کشور در دوره 15ساله منتهی به سال 1395 و خالی ماندن حجم وسیعی از مخازن سدهای در دست بهرهبرداری کشور (تقریباً 50 درصد) تا (زمان تدوین گزارش) اشاره دارد. کاهش قابلتوجه حجم رواناب به میزان حدودی 50 درصد از سال آبی 1387-1386 و عدم بازگشت شرایط به شرایط عادی در سال مذکور و عدم انجام ارزیابیهای دقیق در زمان طراحی بهعنوان عامل کاهش کارایی سدها در بسیاری از حوضهها، از دیگر موارد اشارهشده در این گزارش است [4].
در بررسیهای جهانی و در یک تحقیق جامع، اطلاعاتی در مورد سدهای آلمان در سطح ملی که تا زمان انجام پژوهش آزادانه در دسترس نبوده ارائه شد. اطلاعات مربوط به سدها در این پژوهش با استفاده از کتابها، گزارش آژانسهای دولتی، گزارشهای مهندسی و صفحات اینترنتی، جمعآوری، تجزیهوتحلیل شده است که بالاترین سطح اطمینان برای اطلاعات سدها را تضمین میکند. در این پژوهش 530 سد در آلمان با اطلاعاتی در مورد نام و موقعیت سد، سال شروع ساخت و سال بهرهبرداری، طول تاج، ارتفاع سد، حجم دریاچه، هدف طراحی، مشخصات ساختمان سد و غیره، مورد بحث قرار گرفته است. در این پژوهش برای ارزیابی موقعیت سدها از یکسری دادههای مبتنیبر ماهواره نیز استفاده شده است. هدف پژوهش صرفاً بررسی کمّی و ارائه یک فهرست از سدهای مورد بهرهبرداری در کشور آلمان است، بنابراین پژوهش مذکور فاقد چارچوبهای مدیریتی و فنی است [5]. در پژوهشی دیگر با استفاده از دادههای ورودی روزانه به 13 سد، تأثیرات احتمالی تغییر اقلیم بر خطر طغیان جریانهای آتی ورودی به چندین سد بزرگ در مرکز و شمال کالیفرنیا بررسی شد. نتایج نشان میدهد که سدهایNew Don Pedro، Shasta، Lewiston و Trinity با بالاترین تغییرات بالقوه، با خطر وقوع سیل در یک شرایط اقلیمی گرم مواجه هستند. برمبنای مدلهای اقلیمی، عدم قطعیت مرتبط با دورههای بازگشت کوتاهتر زیاد است؛ بهطوریکه یک وضعیت عدم قطعیت عمده بر عملیات و برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدت سدهای بزرگ ایالت کالیفرنیا حاکم است. پژوهشگران با محاسبه دورههای بازگشت تاریخی و پیشبینیشده، تغییرات در احتمال وقوع مشکلات هیدرولوژیکی در سدها در یک شرایط اقلیمی گرم را کمّیسازی کردند. نتایج به قوت گرفتن خطر وقوع سیل در آینده اشاره دارد، بهگونهای که میتواند ناشی از افزایش تناوب جریانهای سطحی مخرب در شرایط اقلیمی گرم در سدهای بزرگ کالیفرنیا باشد. محدودیت در مقیاس مکانی انجام تحقیق و تعداد سدهای موردبررسی در این تحقیق مشهود است [6]. در یک تحقیق دیگر به آینده و عملکرد سدها در ایالات متحده آمریکا پرداخته شده است. پژوهشگران این تحقیق تصمیمگیری در مورد وضعیت و آینده سدها و همچنین موضوع آب در منطقه را منوط به شرایط آبهای زیرزمینی، بهرهوری اقتصادی، مهاجرت و رشد شهری دانستهاند. در یافتههای این پژوهش، بر اهمیت استراتژیهای مناسب محیط زیستی و اقتصادی برای ادغام زیرساختهای ذخیره آب سطحی و زیرزمینی در ملاحظات برنامهریزی محلی، منطقهای و ملی تأکید شده است. علاوهبر این، در پژوهش مذکور یک دستور کار تحقیقاتی برای ارزیابی طراحی و خرابی سدها و همچنین بهرهبرداری از سدها با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی آینده ارائه شده است [7].
در ادامه بررسیهای جهانی، با استفاده از بزرگترین و قابل اطمینانترین دادههای مرجع در نوع خود و تکنیکهای آماری چندسطحی (که برای اولین بار روی سدهای بزرگ در کشورهای مختلف اعمال شد) به تحلیل شرایط مالی، پیشبینی هزینه و زمانبندی بازدهی مالی تعدادی از سدهای مهم پرداخته شد. نتایج نشان میدهد که در بیشتر کشورها سدهای بزرگ برقآبی کاملاً گران تمام میشوند و روند ساخت آنها برای تأمین بازده مورد انتظار بسیار طولانی است، مگر اینکه اقدامات مناسب مدیریت ریسک برای آنها مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق به سیاستگذاران (بهویژه در کشورهای در حال توسعه) توصیه میشود که گزینههای تولید انرژی زودبازده و سریعالاحداث را که قادرند در افقهای زمانی کوتاهتری ساخته شوند به ابر پروژههای انرژی (رایجتر) ترجیح دهند. پژوهشگران تحقیق معتقدند که مشکلات زیاد در هزینه و برنامه فقط مختص سدهای بزرگ برقآبی نیست؛ بلکه سایر پروژههای بزرگ نیز که از دیگر فناوریهای تولید برق مانند انرژی هستهای، حرارتی یا بادی استفاده میکنند، با چالشهای مشابهی روبهرو هستند [8]. همچنین پژوهشگران در یک تحقیق دیگر، برآوردی کمی از تأثیر مخازن سدها بر تأمین آب آبیاری در طول قرن بیستم در یک مقیاس وسیع ارائه دادند. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که مخازن سدها بهطور قابلتوجهی به تأمین آب آبیاری در بسیاری از مناطق کمک میکنند. حوضههایی که وابستگی زیادی به مخازن سدها دارند شامل حوضههای رودخانه کلرادو و کلمبیا در ایالات متحده و چندین حوضه بزرگ در هند، چین و آسیای میانه هستند. در این تحقیق، تجزیه و تحلیلها با استفاده از یک طرح تازه، معتبر و توسعهیافته بهرهبرداری از مخزن در یک مدل هیدرولوژی و پوشش گیاهی و در مقیاس جهانی انجام شده است. علیرغم وضعیت و اثرات طبیعی، اثر همزمان بهرهبرداری از مخزن و تأمین آب آبیاری (بهعنوان اثرات انسانی) باعث کاهش میانگین تخلیه سالانه به اقیانوسها و تغییرات قابل ملاحظهای در زمان تخلیه به آنها میشود. در سطح جهانی، تأمین آب آبیاری از مخازن از حدود 18 میلیارد مترمکعب در سال، در ابتدای قرن بیستم، به حدود 460 میلیارد مترمکعب در سال، در پایان قرن بیستم افزایش یافتهاست. آمریکای شمالی، آفریقا و آسیا، جایی که مخازن بهترتیب 57، 22 و 360 میلیارد مترمکعب آب در سال بین سالهای 1981 تا 2000 تأمین میکنند، قارههایی هستند که بیشترین منفعت را از تأمین آب از مخازن داشتهاند [9].
همانطور که پیشتر نیز بحث شد بسیاری از کشورهای درحالتوسعه و توسعهیافته مانند ایران با سرمایهگذاری در زیرساختهای عظیم در صنعت سدسازی بهعنوان یکی از مبانی و نمادهای توسعه پایدار، درصدد افزایش امنیت آبی، انرژی، غذایی و در نهایت ملی خود هستند. براساس برآوردها، در جهان نزدیک به 59000 سد بزرگ با ظرفیت کل ذخیرهسازی تا 8300 میلیارد مترمکعب وجود دارد تا بتواند نیازهای روبهرشد مرتبط با آب، غذا و انرژی را برآورده کند [10]. با این حال، در بسیاری از این کشورها، بخش قابلتوجهی از پروژههای سدسازی به اشکال مختلفی زیرساختهای مناطق تحت پوشش خود را دچار آسیبهای جدی و بعضاً ماندگار نمودهاند. این آسیبها به طرق مختلف پتانسیل تبدیل به بحرانهای اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی و بعضاً امنیتی را دارد بهطوریکه دیگر ایجاد این پروژهها قادر به تأمین اهداف و سیاستهای توسعهای مرتبط با احداث و استقرار آنها نیست [11] و [12] و [13].
بهرغم کلیدی بودن نقش سدها در برآورد نیازهای وسیع مذکور، مشکلات قابلتوجه و مهمی نیز دامنگیر این صنعت مهم و حیاتی است. یکی از این مسائل کاهش جریانهای بالادستی رودخانه و ورودی مخازن در اثر یکسری تغییرات طبیعی و انسانی است. به زبان سادهتر باید گفت که مقدار آب ورودی که بهمنظور ذخیره در مخازن سدها پیشبینی شده است اکنون دیگر قابلدسترس نیست زیرا این آب به هر دلیل (اعم از دخالتهای انسانی بالادست، اثرات تغییرات اقلیمی مانند کاهش بارندگی و غیره) از چرخه استحصال و مصرف خارج شده است. این مسئله مهم میتواند بسیاری از اهداف توسعهای مرتبط با این صنعت مهم در سراسر جهان و خصوصاً ایران را با تهدیدات جدی و متعدد مواجه نماید. یکی از مفاهیم قابلتوجه در رابطه با بررسی عملکرد مخازن سدها مفهوم «آب سراب» است که کمبود آب پاییندست ناشی از تحولات و تخصیصهای بالادست را بدون در نظر گرفتن تخصیصهای تاریخی در مناطق پاییندست توصیف میکند [1] و [2]. بخشی از پژوهش حاضر قرار است عملکرد سدهای در حال بهرهبرداری در ایران را با در نظر گرفتن همین مفهوم و با بیان پارامترهای طراحی مهم مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. قطعاً کاهش جریانهای ورودی به مخازن سدها (عمدتاً در اثر کاهش بارندگی و دخالتهای انسانی) میتواند بهعنوان عامل اصلی در کاهش کیفیت خدمترسانی، وخامت در عملکرد سدها و کیفیت بهرهبرداری و درنهایت وقوع بحرانهای ثانویه احتمالی اقتصادی، اجتماعی و بعضاً امنیتی در ایران تلقی شود. در این قسمت با ارائه نمودارهایی وضعیت عملکرد مخازن تعدادی از سدهای مهم در دست بهرهبرداری در ایران واقع در حوضههای مختلف سراسر کشور بررسی میشود. شایان ذکر است که ملاک انتخاب این سدها مواردی چون اهمیت نقش و وظیفه آنها در حوضه بهمنظور تأمین و حفاظت از منابع آب سطحی، رتبه و جایگاه از لحاظ حجم ذخیره مخزن و همچنین اهمیت بررسی و رصد وضعیت آنها در حوزه کارشناسی، فنی و رسانهای است. در این بررسی پارامترهای درصد پری روزانه مخزن و میانگین بلندمدت درصد پری مخزن مبنای بررسی وضعیت خواهد بود.
در نگاه نخست، شکل 2 وضعیت تعدادی از سدهای مهم حوضه دریاچه ارومیه با مجموع حجم کل ذخیره 1/31 میلیارد مترمکعب را نشان میدهد. حوضه دریاچه ارومیه در سالیان اخیر، همواره مورد توجه متخصصان و ازسویدیگر رصدگران و کارشناسان وضعیت دریاچه ارومیه بوده است. خصوصاً اینکه در بسیاری از موارد کارشناسان و منتقدان این صنعت سدسازیهای متعدد در این حوضه را یکی از عوامل مسبب وخامت وضعیت دریاچه ارومیه در سالیان اخیر دانستهاند. نمودارهای شکل 2 (و دیگر شکلها) معرف درصد پری مخزن بر حسب زمان است که معرف مناسبی برای درک شرایط مخزن و تغییرات آن در طول زمان بهحساب میآید. شایان ذکر است که آمار درصد پری مخزن در بسیاری از موارد جزء پارامترهای اعلامی ازسوی وزارت نیرو و نهادهای ذیربط برای اطلاعرسانی وضعیت مخازن خصوصاً در سالیان اخیر بوده است، هرچند که درنهایت شکل نمودارهای تراز سطح آب و درصد پری مخزن با همدیگر مشابهاند. با توجه به شکل 2 مشخص است که سد شهید کاظمی (بوکان) در طول دوره بهرهبرداری 43 ساله از آن تا ابتدای تیرماه سال 1400 (توجه: زمان انتهای بررسیها برای تمامی سدها همین تاریخ است) نوسانات زیادی داشته، بهطوریکه برای قریب به 30 سال مخزن سد کامل پر نشده است. قریب به 60 درصد از کل دوره بررسی، ذخیره آب مخزن این سد درنهایت50 درصد بوده است. میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در حدود 44 درصد و در بسیاری از مواقع پری روزانه مخزن از این رقم پایینتر بوده است. میانگین بلندمدت درصد پری مخزن برای سد شهرچای بهعنوان دومین مخزن بزرگ حوضه دریاچه ارومیه، در طول دوره 15 ساله بهرهبرداری در حدود 55 درصد و در 55 درصد کل دوره بررسی، کل ذخیره مخزن این سد درنهایت 60 درصد بوده است. بهنظر میرسد وضعیت برای سد مهاباد به نسبت سدهای دیگر این حوضه بسیار بهتر است. سد مهاباد از ابتدای دوره بهرهبرداری 50 ساله آن، میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در حدود 54 درصد را تجربه کرده است. بیش از یکسوم کل دوره بهرهبرداری (بیش از 15 سال) حجم ذخیره مخزن این سد درنهایت40 درصد بوده است. میانگین بلندمدت درصد پری مخزن برای سد حسنلو در طول دوره 19 ساله بهرهبرداری در حدود 56 درصد و بیش از 42 درصد کل دوره بررسی، حجم ذخیره آب مخزن این سد درنهایت 50 درصد بوده است. نکته قابلتوجه در مورد سدهای این حوضه (خصوصاً شهید کاظمی و مهاباد) نوسانات زیاد در مقادیر درصد پری در طول کل دوره بهرهبرداری است؛ همچنین برای سد شهرچای وضعیت پایدارتری به چشم میخورد، اما برای سد حسنلو در 6 سال انتهای دوره بررسی وضعیت افت قابلتوجهی مشاهده میشود.
شکل 2. وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای حوضه دریاچه ارومیه از ابتدایدوره بهرهبرداری تا ابتدای تیرماه سال 1400
در بررسی بعدی، شکل 3 وضعیت تعدادی از سدهای مهم حوضه مرکزی با مجموع حجم کل ذخیره 3/16 میلیارد مترمکعب را نشان میدهد. سدهای حوضه مرکزی بهلحاظ وضعیت هیدرولوژیکی خاص فلات مرکزی و اثرگذاری وسیع عوامل مختلف اقلیمی و انسانی، وضعیت خاصی را در سالهای اخیر تجربه کردهاند. سد زایندهرود بهعنوان بزرگترین سد این حوضه و یکی از مهمترین و حیاتیترین سدهای کشور وضعیت متلاطم داشته است. براساس آمار، این سد از ابتدا تا انتهای زمان بررسی تنها دو بار پر شده است. با توجه به نمودار مربوطه، در طول 23 سال بهرهبرداری از سد زایندهرود، میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در حدود 38 درصد بوده است. وضعیت 15 سال منتهی به انتهای دوره بررسی (ابتدای تیرماه سال1400) نشاندهنده وضعیت وخیم درصد پری مخزن این سد و بهتبع آن شرایط احتمالی نامناسب برای پاییندست و مصرفکنندگان بهعلت شرایط ناپایدار مخزن است. قابلتوجه است که قریب به 45 درصد از طول دوره بهرهبرداری ذخیره آب مخزن این سد درنهایت 30 درصد بوده است. مقداری که برای این سد حیاتی با حجم ذخیره کل 1/45 میلیارد مترمکعب نگرانکننده بهنظر میرسد. وضعیت سد درود زن، در همین حوضه نیز اگرچه از بسیاری دیگر از سدهای همین حوضه بهتر است، اما روند درصد پری مخزن نشان میدهد که بیش از 63 درصد از طول دوره 23 ساله بهرهبرداری از این سد، حجم ذخیره آب مخزن این سد، درنهایت 50 درصد بوده است. در یک وضعیت ذخیره نامناسب دیگر، در سد ملاصدرا، عدم پرشدگی کامل مخزن در تمام طول دوره بهرهبرداری دیده میشود. حداکثر میزان پرشدگی مخزن در تمام دوره بهرهبرداری رقمی معادل 77 درصد و تنها برای یک روز است. شایان ذکر است که در بیش از نیمی از کل دوره بهرهبرداری 14 ساله از این سد، حجم ذخیره مخزن درنهایت 20 درصد بوده است. برای این سد، میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در طول دوره بهرهبرداری در حدود 23 درصد بوده است. با توجه به طولانی بودن دوره بهرهبرداری، وضعیت برای سد الغدیر (ساوه) وضعیتی بهمراتب نامناسبتر از دیگر سدها بوده است. در این سد میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در طول دوره 27 ساله بهرهبرداری در حدود 28 درصد بوده، بهطوریکه قریب به 80 درصد از کل دوره بهرهبرداری از این سد، یعنی بیش از 18 سال، حجم ذخیره آب مخزن درنهایت 40 درصد بوده است.
شکل 3. وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای حوضه مرکزی از ابتدای دوره بهرهبرداری تا ابتدای تیرماه سال 1400
شکل 4، وضعیت تعدادی از سدهای مهم حوضه خلیجفارس با مجموع حجم کل ذخیره 10/58 میلیارد مترمکعب را نشان میدهد. در این حوضه سد کرخه بهعنوان مهمترین و بزرگترین مخزن آبی کشور با حجم کل ذخیره 7/3 میلیارد مترمکعب در طول دوره 19 ساله بهرهبرداری، تنها یکبار پر شده است. در کل وضعیت مخزن این سد در 5 سال منتهی به انتهای دوره بررسی، بسیار بهتر بوده است، در این سد میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در حدود 46 درصد بوده است. علاوهبر این، بیش از 62 درصد از کل دوره بهرهبرداری از این سد، حجم ذخیره آب مخزن آن حداکثر 50 درصد بوده است. برای سد مارون در مدت زمان 19 سال بهرهبرداری، میانگینی معادل 53 درصد به ثبت رسیده است به نسبت سدهای مورد بررسی این حوضه بسیار بهتر است. در حدود نیمی از زمان بهرهبرداری اشاره شده در نمودار مربوط به همین سد، حجم ذخیره آب مخزن آن درنهایت 50 درصد بوده است. سد سلمان فارسی با 43 درصد میانگین درصد پری، وضعیت نامناسبی را در ابتدای دوره بررسی داشته، اما در 5 سال منتهی به انتهای دوره بررسی 12 ساله در مواردی پری را تجربه کرده و دارای وضعیت بهتری بوده است. بیش از 64 درصد از کل زمان بهرهبرداری، حجم ذخیره مخزن این سد حداکثر برابر 40 درصد بوده که نمایانگر وضعیت نامناسب مخزن برای یک مدت زمان طولانی است. سد رئیسعلی دلواری در طول 13 سال بهرهبرداری میانگینی معادل 27 درصد را تجربه کرده است. نمودار پری مخزن بیانگر وضعیت نامناسب مخزن در طول دوره بهرهبرداری است، بهطوریکه بیش از 95 درصد از کل دوره بهرهبرداری، مخزن سد حداکثر 50 درصد بوده، هرچند که یک سال منتهی به انتهای دوره بررسی به نسبت کل دوره شرایط نسبتاً بهتری داشته است.
شکل 4. وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای حوضه خلیجفارس از ابتدایدوره بهرهبرداری تا ابتدای تیرماه سال 1400
شکل 5، وضعیت تعدادی از سدهای مهم حوضه خزر با مجموع حجم کل ذخیره 4/52 میلیارد مترمکعب را نشان میدهد. سد سفیدرود بهعنوان بزرگترین سد این حوضه، در طول دوره 23 ساله بهرهبرداری رقم میانگینی معادل 47 درصد داشته است. مقادیر حداقل درصد پری بیانگر وضعیت نامطلوب مخزن سد در بازههای وسیعی از طول دوره بررسی و بهرهبرداری بوده است. در این سد بیش از 68 درصد از کل زمان بهرهبرداری اشاره شده در نمودار مربوطه، حجم ذخیره مخزن حداکثر 60 درصد بوده است. وضعیت برای سد خداآفرین بسیار نامطلوب بهنظر میرسد، در این سد میانگین بلندمدت درصد پری مخزن در حدود 14 درصد بوده است. در دوره 12 ساله بهرهبرداری از این سد، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 30 درصد بوده است که رقم قابلتأملی برای دومین سد مهم حوضه خزر بهحساب میآید. بهطور مشابه سد لار نیز وضعیت بسیار نامطلوبی داشته، میانگین بلندمدت درصد پری مخزن این سد در دوره 37 ساله بهرهبرداری تا انتهای زمان بررسی برابر 11 درصد بوده است. بیش از 81 درصد از طول دوره بهرهبرداری از این سد، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 20 درصد بوده است. سد شهید رجایی بهرغم نوسانات زیاد به نسبت وضعیت مطلوبی داشته است. میانگین بلندمدت درصد پری مخزن این سد در طول دوره 22 ساله بهرهبرداری تا انتهای زمان بررسی برابر 52 درصد بوده است. در بیش از 61 درصد از کل دوره بهرهبرداری از این سد حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 60 درصد بوده است.
شکل 5. وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای حوضه خزر از ابتدای دوره بهرهبرداری تا ابتدای تیرماه سال 1400
شکل 6، وضعیت تعدادی از سدهای حوضه سرخس با مجموع حجم کل ذخیره 1/27 میلیارد مترمکعب را نشان میدهد. در این حوضه سد دوستی بهعنوان بزرگترین مخزن این حوضه، بهجز در میانه دوره بررسی وضعیت نسبتاً نامطلوبی داشته، بهطوریکه میانگین پری 41 درصد برای 17 سال دوره بهرهبرداری از این سد به ثبت رسیده است. در این سد در بیش از 66 درصد از کل دوره بهرهبرداری، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 50 درصد بوده است. سد طُرُق، بهجز در ابتدا و انتهای دوره بررسی، وضعیت نامطلوبی داشته، بهطوریکه میانگین پری معادل 32 درصد برای 23 سال بهرهبرداری از آن به ثبت رسیده است. در طول این دوره حداقل مقادیر پری کمتر از 5 درصد نیز برای این سد ثبت شده است. در این سد، در بیش از 71 درصد از طول دوره بهرهبرداری اشاره شده در نمودار، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 40 بوده که نشانگر وضعیت نامطلوب مخزن برای یک مدتزمان طولانی است.
شکل 6. وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای حوضه سرخس از ابتدای دوره بهرهبرداری تا ابتدای تیرماه سال 1400
شکل 7، وضعیت تعدادی از سدهای حوضه هامون با مجموع حجم کل ذخیره 91/1 میلیون مترمکعب را نشان میدهد. در این حوضه سد اسدیه دارای شرایط نامطلوب و البته دارای ثباتی از لحاظ پری مخزن بوده است. در طول 10 سال دوره بهرهبرداری این سد میانگین 25 درصد برای آن مشاهده میشود. در این سد تقریباً در کل دوره بهرهبرداری، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 40 بوده است. سد ماشکید عُلیا در همین حوضه به نسبت وضعیت بهتری داشته، بهطوریکه میانگین پری 53 درصد برای 8 سال دوره بهرهبرداری این سد به ثبت رسیده است. در این سد در بیش از 60 درصد از کل دوره بهرهبرداری، حجم ذخیره مخزن حداکثر برابر 60 درصد بوده است.
شکل 7. وضعیت عملکرد تعدادی از سدهای حوضه هامون از ابتدای دوره بهرهبرداری تا ابتدای تیرماه سال 1400
در این بخش به بررسی این موضوع که دلیل موارد مطرحشده و وخامت شرایط سدهای در دست بهرهبرداری چه بوده است، پرداخته میشود. روند سریع تغییرات اقلیمی در جهان و بهطور خاص در ایران، تأثیر مستقیم و ویژهای بر رواناب سطحی و ورودی مخازن کشور داشته است. همانطور که در بررسیهای گذشته نیز ذکر شده، این مقدار کاهش در حجم رواناب (بهعنوان تغذیه اصلی مخازن کشور) به رقمی در حدود 50 درصد رسیده است، البته به نسبت اقلیم و حوضههای کشور و نیز به تناسب روند بهرهبرداری از سدهای کشور این رقم متفاوت است [4]. در کنار اثر تغییرات اقلیمی دخالتهای وسیع و غیرقابل رصد انسانی در تمامی حوضههای کشور به رقم کسری رواناب و ورودی به مخازن سدها افزوده است، رقمی که بعضاً و در برخی سدهای کشور بهطور قابلتوجهی بالاست. دخالتهایی از قبیل تخصیصهای پیشبینی نشده و خارج از برنامه، برداشتهای بالادستی عمدتاً غیرقانونی از منابع آب سطحی، تغییرات در الگو و سطح کشت و بهتبع آن افزایش برداشتها از منابع آب از این قبیل عوامل مؤثر بر کاهش رواناب ورودی به مخازن به حساب میآید.
همانطور که گفته شد مقدار حجم آبی که پیشبینی میشده بهطور کامل وارد مخازن سدهای کشور شود، بهدلایل متعددی مانند محدودیتها و مشکلات فنی (علمی) در فاز مطالعه، پیشبینی و کارشناسی، تأثیر نابسامان تغییرات اقلیمی بر میزان بارش و بهتبع آن کاهش رواناب و دخالتهای خارج از انتظار انسانی بر بالادست مخازن از دسترس خارج (ناپدید) میشود. با این تفاسیر، درنهایت مقدار حجم آب قابل دسترس (حجم واقعی یا حجم موجود) بهمراتب به کمتر از حد پیشبینی شده و برنامهریزی شده تقلیل مییابد. همانطور که بحث شد این تغییرات و غیرقابل دسترس شدن جریانهای ورودی میتواند ناشی از دو عامل اثرگذار تغییرات هیدرولوژیکی در مقیاس بزرگ (عمدتاً درنتیجه کاهش بارش و بهتبع آن کاهش رواناب و جریان ورودی به مخازن) یا فعالیتهای انسانی بالادست باشد. هرکدام از این عوامل وخیمکننده شرایط، سهم و درصد خاص بهخود را داشته و بسته به شرایط اقلیمی و جغرافیایی منطقه احداث سدها، شرایط حوضه موردنظر و درنهایت شرایط مدیریتی، انسانی و حتی اجتماعی دخیل میتوانند سهم و اثرگذاری متفاوتی داشته باشند. هرچند که برآوردها مقادیر مختلف را برای مخازن مختلف کشور نشان میدهد.
با توجه به موارد مطرحشده و مفهوم «آب سراب» که پیشتر به آن اشاره شد، مجموع مقادیری از جریان که متعاقب پیشبینیهای ناکافی در زمان طراحی و عوامل مطرحشده از دسترس خارج شده و هیچگاه وارد مخازن نمیشود، آب سراب است که خود به دو شکل عمده امکان ایجاد دارد: 1. تغییرات و دخالتهای انسانی (انسانساز)، 2. تغییر و تحولات طبیعی (هیدرولوژیک) [1] و [2]. نکته مهم در اینجا نقطه عطف یا نقطه زمانیای است که این تغییرات در کل طول دوره بهرهبرداری از مخازن سدها رخ میدهد. بهعبارتدیگر، آب سراب بعد از این نقطه مفهوم پیدا میکند (و قبل از این نقطه زمانی وجود نداشته است)، درواقع قبل از این نقطه زمانی، شرایط مخازن سدها عادی و با حجم آب ورودی واقعی و نرمال روبهرو بودهاند.
در رابطه با مبانی علمی مفهوم مذکور باید اشاره کرد که در این روش هرگونه کاهش جریان در بالادست مخزن سد ناشی از فعالیتهای انسانی یا کاهش بارندگی (درنتیجه تغییرات اقلیمی) فرض میشود. در این روش یک رگرسیون خطی (بهعنوان یکی از روشهای تجربی برای تعیین اثرگذاری فعالیتهای انسانی و تغییرات اقلیمی بر رواناب) بین میانگین جریان سالیانه و بارش در دوره قبل از زمان وقوع تغییرات ناگهانی محاسبه میشود. علاوهبر این، زمان وقوع تغییرات ناگهانی در جریان ورودی به مخزن سد براساس سری زمانی جریان سالیانه و با استفاده از آزمون پتیت تعیین میشود. سایر جزئیات و توضیحات پیرامون روش مذکور در منابع موجود و قابل دسترس است [1] و [2].
برای تشریح این مسئله وضعیت سه سد مهم کشور از لحاظ اثرگذاری این عوامل بر مخازن آنها تشریح میشود. هرکدام از شکلهای 8 (الف)، 8 (ب) و 8 (ج) معرف شرایط برای یکی از این سه سد است. شکل 8 (الف) مربوط به سد سفیدرود از حوضه خزر، شکل 8 (ب) مربوط به سد رئیسعلی دلواری از حوضه خلیجفارس و شکل 8 (ج) مربوط به سد پانزده خرداد از حوضه مرکزی است [2]. طبق شکل 8 (الف) یکسری تغییرات ناگهانی (علامت ستاره) در حجم جریان ورودی (دبی ورودی برحسب مترمکعب بر ثانیه) به مخزن سد سفیدرود مابین سالهای 1374 و 1379 رخ داده است. قبل از این نقطه زمانی، نمودار جریان ورودی در برابر زمان بیانگر شرایط نرمال برای جریان ورودی به مخزن سد و دسترسی مخزن به جریان واقعی، پیشبینیشده و بدون کاستی از بالادست است (ناحیه سبزرنگ). براساس نمودار پس از این تاریخ است که حجم آب ورودی دچار کاهش شده و آب سراب (ناحیه خاکستری) بهعلت کاهش ناگهانی جریان ورودی (بهسبب عوامل مطرحشده) ایجاد میشود. باید توجه شود که مقدار جریان ورودی واقعی (موجود و در دسترس) پس از تغییرات ناگهانی بهصورت ناحیه زردرنگ در نمودار مشخص شده است. همانطور که بحث شد، حجم آب سراب (غیرقابلدسترس یا ناپدید شده) خود به دو بخش تقسیم میشود: بخشی (حجمی) که درنتیجه فعالیتهای انسانی و بخشی که درنتیجه تغییر و تحولات طبیعی از دسترس خارج شده است. در شکل 8 (الف) نمودار پایینی که معرف حجم جریان ورودی به مخزن سد طی ماههای مختلف سال است، سهم یا درصد هرکدام از عوامل مسبب کاهش در جریان ورودی به مخزن سد را نیز دربرمیگیرد.
طبق نمودار که خود شامل سه ناحیه است، سهم فعالیتهای انسانی در حجم آب سراب (ناحیه قرمزرنگ)، سهم عوامل طبیعی در حجم آب سراب (عمدتاً درنتیجه کاهش بارندگی)، (ناحیه نارنجیرنگ) و درنهایت مقدار جریان واقعی قابلدسترس (ناحیه آبیرنگ) مشخص شده است. برمبنای این نمودار عوامل انسانساز و فعالیتهای مخرب بالادست سد سفیدرود موجب غیرقابل دسترس شدن جریان به میزان 57% شده، درحالیکه سهم عامل طبیعی کمتر و به میزان 43% بوده است.
بهطور مشابه همین اطلاعات در شکلهای 8 (ب) و (ج) برای دو سد دیگر آورده شده است. طبق شکل 8 (ب) تغییرات ناگهانی در حجم جریان ورودی به مخزن سد رئیسعلی دلواری مابین سالهای 1384 و 1389 رخ داده است. برمبنای این نمودار عوامل انسانساز و فعالیتهای مخرب بالادست سد رئیسعلی دلواری موجب غیرقابل دسترس شدن جریان ورودی به میزان 63% شده است، درحالیکه سهم عامل طبیعی کمتر و به میزان 37% بوده است. مقادیری که نشاندهنده وخامت بیشتر شرایط این سد از لحاظ سهم اثرگذاری عامل فعالیتهای انسانی در بالادست است. طبق شکل 8 (ج) تغییرات ناگهانی در حجم جریان ورودی به مخزن سد پانزده خرداد مابین سالهای 1384 و 1389 رخ داده است. برمبنای این نمودار سهم عامل فعالیتهای انسانی و عامل طبیعی در غیرقابل دسترس شدن جریان ورودی بهترتیب برابر 90% و 10% بوده است. سهم بالای عامل مخرب فعالیتهای انسانی نیز در این سد قابلتأمل است.
شکل 8. بازه زمانی وقوع تغییرات ناگهانی در جریان ورودی به مخازن سه سد مهم کشور (با مشخص بودن مقدار آب قابل دسترس و غیرقابل دسترس) و سهم اثرگذاری هرکدام از عوامل انسانی و طبیعی، الف) سد سفیدرود، ب) سد رئیسعلی دلواری و ج) سد پانزده خرداد [2]
همانطور که گفته شد، نکته قابلتأمل سهم نسبتاً بالاتر دخالتهای انسانی بالادست در کاهش جریان ورودی به مخازن سدهای مذکور (و البته بسیاری دیگر از سدهای کشور) به نسبت عوامل طبیعی است که نیاز است در رابطه با آن و مسائل ذیل این عامل بسیار بیشتر بحث، پژوهش و اظهارنظر شود. مسئلهای که برای بسیاری از سدهای کشور به درجات مختلفی رخ داده است (جدول 1). به زبان سادهتر سدهای کشور بهازای حجم ورودی بالاتری مطالعه، طراحی و ساخته شدهاند، درحالیکه بخش عمدهای از این حجم جریان ورودی (پیشبینیشده در زمان طراحی) دیگر قابل دسترس نیست، خصوصاً بعد از زمانی که تغییرات ناگهانی رخ داده است. شایان ذکر است در برخی از سدهای کشور سهم عامل طبیعی بالاتر بوده و در مواردی این سهم کامل و 100 درصدی است. عدم در نظر گرفتن مجموع این مسائل و عوامل اثرگذار (عمدتاً در مرحله مطالعه)، میتواند منجر به تحمیل هزینههای احتمالی بر محیط زیست، اقتصاد، زیرساختهای حیاتی کشور و حتی امنیت ملی در پروسه ایجاد مخازن جدید شود. هزینهای که باید بهطور جدی در رابطه با سدهای در دست مطالعه و ساخت آینده مورد توجه قرار گیرد تا در حد ممکن این مقدار از خسارت (بهطور خاص آب سراب) با در نظر گرفتن تمام فاکتورهای انسانی و طبیعی به کمترین مقدار خود کاهش یافته و مخازن ذخیره در بهینهترین حالت خود طراحی و ساخته شوند.
در ادامه بررسی و تحلیل عملکرد سدهای در دست بهرهبرداری کشور، جدول 1، حاوی اطلاعات تکمیلی در رابطه با تعداد 53 مورد از سدهای مهم کشور به تفکیک حوضه و بهترتیب حجم مخزن است که میتواند برای اظهارنظرهای کارشناسی مرتبط، بررسیها و تجدیدنظرهای مدیریتی بیشتر (خصوصاً در فاز بهرهبرداری) و جزئینگریهای مطالعاتی و پژوهشی بیشتر (خصوصاً در فاز مطالعه و احداث پروژههای جدید در حوضههای مختلف کشور) مفید واقع شود [2].
جدول 1. اطلاعات مربوط به سال وقوع تغییرات ناگهانی در جریان ورودی، میزان سهم فعالیتهای انسانی و عوامل طبیعی در حجم آب سراب و میزان تغییرات جریان ورودی (پس از نقطه عطف زمانی) برای تعدادی از مخازن سدهای در دست بهرهبرداری کشور [2]
|
سهم تأثیر عوامل انسانی (درصد) |
سهم تأثیر عوامل طبیعی (درصد) |
میزان تغییرات جریان ورودی (درصد) |
سال وقوع تغییرات ناگهانی |
حجم مخزن براساس هیدروگرافی خردادماه سال 1400 (میلیون مترمکعب) |
نام سد |
حوضه |
ردیف |
|
43/6 |
56/4 |
57- |
1377 |
5273 |
کرخه |
خلیجفارس |
1 |
|
33/7 |
66/3 |
49- |
1385 |
4670 |
گتوند |
2 |
|
|
46/4 |
53/6 |
57- |
1377 |
2845 |
سیمره |
3 |
|
|
33/1 |
66/9 |
44- |
1386 |
2719 |
کارون 3 |
4 |
|
|
22/8 |
77/2 |
37- |
1386 |
2650 |
دز |
5 |
|
|
33/6 |
66/4 |
45- |
1386 |
2439 |
شهید عباسپور (کارون 1) |
6 |
|
|
23/5 |
76/5 |
35- |
1377 |
2232 |
کارون 4 |
7 |
|
|
26/4 |
73/6 |
42- |
1386 |
1148 |
مارون |
8 |
|
|
24/7 |
75/3 |
49- |
۱۳۷۸ |
950 |
سلمان فارسی |
9 |
|
|
63 |
37 |
71- |
۱۳۸۵ |
694 |
رئیسعلی دلواری |
10 |
|
|
74/7 |
25/3 |
81- |
1382 |
554 |
گاوشان |
11 |
|
|
41/7 |
58/3 |
55- |
۱۳۸۶ |
547 |
کوثر (خیرآباد) |
12 |
|
|
31/7 |
68/3 |
71- |
1386 |
260 |
جره (رامهرمز) |
13 |
|
|
39/7 |
60/3 |
52- |
1386 |
256 |
مسجدسلیمان (گدارلندر) |
14 |
|
|
58/3 |
41/7 |
71- |
1379 |
240 |
استقلال (میناب) |
15 |
|
|
76/7 |
23/3 |
74- |
1377 |
215 |
قشلاق (وحدت) |
16 |
|
|
. |
100 |
3- |
1377 |
207 |
زیردان |
17 |
|
|
0 |
100 |
32- |
1378 |
167 |
پیشین |
18 |
|
|
82/4 |
17/6 |
92- |
1387 |
105 |
مروک |
19 |
|
|
38/2 |
61/8 |
53- |
1372 |
98 |
شمیل و نیان |
20 |
|
|
51/4 |
48/6 |
72- |
1386 |
82 |
رودبال داراب |
21 |
|
|
11/3 |
88/7 |
48- |
1377 |
51 |
جامیشان |
22 |
|
|
|
|||||||
|
57 |
43 |
66- |
۱۳۷۷ |
1050 |
سفیدرود |
خزر |
23 |
|
23/1 |
76/9 |
21- |
1378 |
960 |
لار |
24 |
|
|
12/5 |
87/5 |
14- |
1386 |
420 |
طالقان |
25 |
|
|
49/6 |
50/4 |
47- |
1374 |
211 |
آغ چای |
26 |
|
|
26/1 |
73/9 |
24- |
۱۳۷۶ |
162 |
شهید رجایی |
27 |
|
|
25/3 |
74/7 |
27- |
۱۳۸۶ |
141 |
البرز |
28 |
|
|
44/6 |
55/4 |
43- |
1374 |
137 |
بارون (ماکو) |
29 |
|
|
69 |
31 |
72- |
1377 |
130 |
آیدوغموش |
30 |
|
|
60/8 |
39/2 |
53- |
1383 |
127 |
ستارخان اهر |
31 |
|
|
69/1 |
30/9 |
71- |
1377 |
116 |
گلابر |
32 |
|
|
70/2 |
29/8 |
73- |
1377 |
108 |
سبلان |
33 |
|
|
14/1 |
85/9 |
16- |
1384 |
104 |
شهر بیجار |
34 |
|
|
0 |
100 |
41 |
1370 |
92 |
بارزو (شیروان) |
35 |
|
|
31/4 |
68/6 |
29- |
1373 |
61 |
شیرین دره |
36 |
|
|
32/7 |
67/3 |
23- |
1374 |
42 |
گلستان |
37 |
|
|
51/6 |
48/4 |
43- |
۱۳۷۷ |
37 |
وشمگیر (گنبد) |
38 |
|
|
|
|||||||
|
20/5 |
79/5 |
34- |
1386 |
1239 |
زایندهرود |
مرکزی |
39 |
|
8/2 |
91/8 |
51- |
1386 |
960 |
درودزن |
40 |
|
|
28/7 |
71/3 |
55- |
1386 |
440 |
ملاصدرا |
41 |
|
|
63/5 |
36/5 |
76- |
1375 |
277 |
الغدیر (ساوه) |
42 |
|
|
90 |
10 |
94- |
1375 |
192 |
پانزده خرداد |
43 |
|
|
84/8 |
15/2 |
93- |
۱۳۸۶ |
150 |
سیوند (سیبویه) |
44 |
|
|
13/9 |
86/1 |
13- |
1375 |
75 |
لتیان |
45 |
|
|
50/2 |
49/8 |
75- |
1378 |
40 |
شهید سلیمانی |
46 |
|
|
20/2 |
79/8 |
35- |
1372 |
35 |
گلپایگان |
47 |
|
|
|
|||||||
|
29/6 |
70/4 |
27- |
۱۳۷۴ |
808 |
شهید کاظمی (بوکان) |
دریاچه ارومیه |
48 |
|
36/7 |
63/3 |
37- |
1377 |
327 (حجم کل) |
کانی سیب |
49 |
|
|
20 |
80 |
38- |
1377 |
197 |
مهاباد |
50 |
|
|
33/6 |
66/4 |
33- |
1377 |
57 |
علویان |
51 |
|
|
33/8 |
66/2 |
37- |
1377 |
21 |
نهند |
52 |
|
|
|
|||||||
|
87/1 |
12/9 |
89- |
1378 |
24 |
اسدیه (دهانه رزه) |
هامون |
53 |
همانطور که بحث شد، جدول 1، شامل اطلاعاتی از قبیل سال وقوع تغییرات ناگهانی در جریان ورودی به سدهای در دست بهرهبرداری کشور، میزان سهم فعالیتهای انسانی و عوامل طبیعی در حجم آب سراب و میزان تغییرات جریان ورودی (پس از نقطه عطف زمانی) برای تعدادی از مخازن سدهای در دست بهرهبرداری کشور است. در رابطه با حجم جریان ورودی، با توجه به جدول 1، بهجز یک مورد افزایشی در تغییرات جریان ورودی از بالادست (سد بارزو)، در تمامی 52 سد دیگر تغییرات حجم جریان منفی (کاهشی) بوده است. در این میان بیشترین کاهش در حجم جریان ورودی مربوط به سد پانزده خرداد واقع در حوضه مرکزی با 94 درصد (پس از زمان تغییرات ناگهانی) و کمترین آن مربوط به سد زیردان واقع در حوضه خلیجفارس با 3 درصد است. در رابطه با میزان سهم فعالیتهای انسانی و عوامل طبیعی در حجم آب سراب، بیشترین اثرگذاری فعالیتهای انسانی در آب سراب و بهتبع آن کاهش حجم جریان ورودی مربوط به سد پانزده خرداد واقع در حوضه مرکزی با 90 درصد و کمترین آن مربوط به سدهای بارزو (از حوضه خزر)، زیردان و پیشین (از حوضه خلیجفارس) با اثرگذاری صفر درصد است. بنابراین حداکثر سهم اثرگذاری عوامل طبیعی مربوط به سدهای بارزو، زیردان و پیشین به میزان 100 درصد و حداقل آن برای سد پانزده خرداد به میزان 10 درصد است.
با توجه به اهمیت صنعت سدسازی در ایران و مباحث جاری پیرامون آن در ابعاد ملی، لازم است که دید جامعی از روند تحولات این صنعت نسبت به زمان بهدست آید. از دید کارشناسان و صاحبنظران حوزههای مختلف ازجمله محیط زیست، اقتصاد، منابع آب و غیره باید شرایط جدید مرتبط با تغییرات اقلیمی و شرایط خاص اقتصادی فعلی کشور، تأثیرات لازم را بر اقدامات جدید در این صنعت خصوصاً در حوزه مطالعات اولیه پروژهها بگذارد. باید در هر صورت اعمال شرایط جدید در حوزه تصمیمگیریهای کلان مرتبط با این صنعت، با توجه به فاکتورهایی از قبیل: پیشینه کارایی تصمیمات و اقدامات گذشته، پیشبینی دقیق شرایط مالی حاکم بر پروژهها در آینده، تغییر و تحولات سیاسی حتی در مقیاس منطقهای، شدت تغییرات اقلیمی و... صورت گیرد.
در این بخش لازم است با علم به وضعیت عملکرد سدهای در دست بهرهبرداری و موارد مطرح شده در بخشهای قبل، روند ایجاد پروژههای مختلف سدسازی در اقصی نقاط کشور بررسی و تحلیل شود. همچنین سعی بر آن شد که ابعاد بررسی پروژهها در سطح ملی و حتی نوع حمایت و بهرهمندی مالی این پروژهها نیز در چارچوب اعتبار طرحهای تملک داراییهای سرمایهای بررسی شود. برای این بررسی مدت زمانی که بتوان به یک دید نسبتاً جامع و مناسب از وضعیت فعلی بینجامد، انتخاب شد. این مدت زمان بررسی برابر 8 سال از سال 1394 تا سال 1401 است (جزئیات در جدول 2). بهرغم اینکه کار با بودجههای کلان کشور آنهم برای سالهای انتخابشده کاری نسبتاً زمانبر و مستلزم دقت است، سعی شد - بهعلت اهمیت موضوع- مشخصات تمام پروژههای در دست اقدام در هرکدام از مراحل احداث ساختمان، تکمیل مطالعات و حتی تغییر ابعاد ساختمان (مانند افزایش ارتفاع)، استخراج و تحلیل شود. شایان ذکر است که ارقام بودجهای مورد استفاده در بخش تحلیل مالی پروژهها (آورده شده در جدول 2) تماماً ارقام مصوب هستند. همچنین باید توجه کرد که بهدلیل توجه ویژه به بخش آب در کشور و بهطور خاص صنعت سدسازی، عموماً و براساس تجربه، بالای 90 درصد مقادیر مصوب در این بخش به عملکرد تبدیل میشود، بهگونهای که مقادیر مصوب را میتوان همان مقادیر عملکرد در نظر گرفت. هرچند که در نظر گرفتن و تحلیل مقادیر عملکرد درنهایت تأثیر ناچیزی بر نسبتهای نهایی اشارهشده در جدول 2 گذاشته و روند تغییرات تقریباً به همان صورت باقی خواهد ماند.
در بازه زمانی انتخابشده میتوان دید که کمیت، روند احداث و یا مطالعات سدهای جدید چگونه بوده است. تعداد سدهایی که در این بازه بودجه دریافت کردهاند در سال 1394 برابر 27 مورد، در سال 1395 برابر 13 مورد، در سال 1396 برابر 63 مورد، در سال 1397 برابر 79 مورد، در سال 1398 برابر 78 مورد، در سال 1399 برابر 96 مورد، در سال 1400 برابر 90 مورد و درنهایت در سال 1401 برابر 96 مورد بوده است. بهطوریکه بهجز یک روند کاهشی محسوس در سال 1395، از سال 1396 به بعد، به طرز قابلتوجهی بر تعداد پروژههای جدید چه در زمینه احداث ساختمان و چه در زمینه تکمیل مطالعات افزوده شده است. علاوهبر این، از سال (1396) به بعد یکروند افزایشی در بودجهدهی به پروژههای موجود قابل مشاهده است. در یک تخمین کلی پیشبینی میشد که با توجه به تغییر و تحولات اقلیمی و اقتصادی جاری کشور، عملکرد بعضاً نامناسب برخی سدهای در دست بهرهبرداری و نظرات و بعضاً هشدارهای کارشناسان و مجامع علمی یک روند کاهشی، ثابت و یا توقف بیشازپیش در اعطای اعتبار و بودجه به این پروژهها و درنهایت توقف آنها رخ بدهد، اما واقعیت نشان میدهد که اینگونه نیست. در بررسی سهم بودجه پروژههای سدسازی از کل بودجه کشور نیز روند افزایشی مشابهی دیده میشود. در کل، سهم کل بودجه منابع آب از کل بودجه کشور طی سالهای 1394 تا 1401 دارای حداقل مقدار 9/87 درصد در سال 1395، حداکثر مقدار 16/64 درصد در سال 1396 و مقدار میانگین 14/13 درصد برای کل دوره 8 ساله مورد بررسی است. درحالیکه سهم خالص پروژههای سدسازی از کل بودجه (فصل) منابع آب بهجز دو مورد روند کاهشی در سالهای 1395 و 1401 روند افزایشی چشمگیری داشته است. بهطوریکه در سال 1400 این مقدار به 38/29 درصد کل بودجه منابع آب و 6/1 درصد کل بودجه کشور رسیده است. علاوهبر این سهم خالص پروژههای سدسازی از بودجه منابع آب و کل بودجه کشور بهترتیب دارای میانگین 25/41 و 3/74 درصد برای کل دوره بررسی 8 ساله است. در این میان، نقطه زمانی قابلتوجه سال 1395 است که در آن تعداد پروژهها و دریافتی مالی آنها به نسبت سال قبل و سالهای پس از آن بهمراتب کمتر است.
نتایج این تحلیل نشان میدهد که در طول 8 سال بررسی، تعداد محدودی از سدها به دلایلی از روند دریافت بودجه حذف شدهاند. به این معنا که برای این پروژهها و برای مدتزمان چندین سال (در مواردی برای کل دوره 8 ساله بررسی) اعتباری برای ادامه فعالیت تصویب نشده است. میتوان با توجه به طولانی بودن عدم اعطای بودجه و اعتبار مالی، این سدها را که بعضاً دارای اهمیت موضوعی، جغرافیایی و اجرایی نیز هستند، تکمیلشده، متوقف شده و یا احتمالاً حذفشده (بهدلایل مختلف) در نظر گرفت. همچنین برای تعدادی از سدها نیز بهرغم اشاره به نام آنها در گزارشهای بودجه کشوری، برای تعداد سال قابلتوجهی بودجهای اختصاص نیافته است. بهطوریکه در مواردی از یک سال مشخص (انتها و یا نزدیک به انتهای بازه زمانی موردبررسی) روند اعطای اعتبار به آنها مجدداً از سر گرفته شده است. ازجمله این پروژهها میتوان به سد نازلو در حوضه آبریز دریاچه ارومیه (بهعلت توقف مقطعی ساخت پروژه)، سد شیرینآب در حوضه آبریز خلیجفارس (بهعلت بودن در انتظار ساخت و تأمین اعتبار در یک مقطع زمانی)، سد حاجیلار چای و چندیر در حوضه آبریز دریای خزر و سد زنگلانلو در حوضه آبریز سرخس (بهعلت اتمام عملیات ساخت و شروع عملیات بهرهبرداری)، اشاره کرد.
بهعنوان یک جمعبندی میتوان گفت که با توجه به افزایش تعداد پروژههای جاری طی سالیان اخیر و افزایش بودجه عمرانی کشور در بخش منابع آب و بهتبع آن بخش سدسازی، ممکن است لازم باشد تصمیمگیران حوزههای مرتبط در سطوح کلان سیاستگذاری و مدیریتی، به تعادل موارد ذکر شده با پتانسیلهای اقلیمی و محیط زیستی حال حاضر حاکم بر کشور بیشازپیش بیندیشند. ازآنجاکه از اهداف مهم تحلیل و بررسی پروژهها - چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ سهم آنها از کل بودجه عمرانی کشور- دستیابی به یک دید کلی در رابطه با روند رشد، مزایا و آسیبهای احتمالی این صنعت در چند سال گذشته است، ممکن است وقایع آماری مستخرج از این بررسیها در تصمیمگیریهای آینده مورد توجه محافل تصمیمگیری و سیاستگذاری کشور قرار گرفته و مفید واقع شود.
جدول 2. بررسی وضعیت اعتباری پروژههای سدسازی و درصد بهرهمندی آنها از کل بودجهمنابع آب و کل بودجه کشوری طی هشت سال متوالی (مبالغ به میلیون ریال)
|
1401 |
1400 |
1399 |
1398 |
1397 |
1396 |
1395 |
1394 |
شرح وضعیت |
|
47,802,756 |
35,475,220 |
19,604,200 |
12,950,853 |
8,628,087 |
8,588,101 |
1,936,100 |
3,609,370 |
جمع کل بودجه سدسازی* |
|
129,875,614 |
92,630,000 |
52,219,607 |
45,667,127 |
37,071,478 |
51,443,682 |
25,114,918 |
24,632,339 |
جمع کل بودجه منابع آب |
|
835,168,672 |
580,745,557 |
385,869,022 |
307,039,932 |
234,850,165 |
309,134,838 |
254,379,579 |
226,239,150 |
جمع کل بودجه کشوری |
|
36/8 |
38/29 |
37/54 |
28/35 |
23/27 |
16/69 |
7/7 |
14/65 |
درصد بودجه سدسازی از کل بودجه منابع آب |
| 15/55 |
15/95 |
13/53 |
14/87 |
15/78 |
16/64 |
9/87 |
10/88 |
درصد بودجه منابع آب از کل بودجه کشوری |
|
5/72 |
6/1 |
5/08 |
4/21 |
3/67 |
2/77 |
0/76 |
1/59 |
درصد بودجه سدسازی از کل بودجه کشوری |
*براساس اعتبار طرحهای تملک داراییهای سرمایهای و صرف شده در بخشهای احداث ساختمان سد (در برخی موارد دارای اعتبار مشترک با پروژههای انتقال آب و شبکه آبیاری و زهکشی)، تکمیل مطالعات و اجرای زیرساختهای سد و افزایش ارتفاع ساختمان سد.
سدها، بهعنوان یکی از نمادهای توسعه پایدار، نقشی اساسی در پیشبرد اهداف توسعه کشورها، حفظ، حراست و توسعه منابع آب، تولید انرژی و سرمایه و همچنین بدل شدن کشورها به نقشهای تأثیرگذار منطقهای ایفا میکنند. این زیرساختهای حیاتی و بعضاً بحثبرانگیز بهرغم اهمیت فوقالعاده آنها، در مواردی محل بحث، مناقشات بینالمللی و منشأ مشکلات محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی هستند. در این راستا نیاز است با بهرهگیری از مسائل و فنون علمی روز دنیا، برخورد با این زیرساختهای حیاتی را متفاوت از قبل پی گرفت. در ایران نیز سدها نقشی بسیار حیاتی در پیکره منابع آبی و محیط زیستی کشور دارند. برای سالیانی بخشی از بار تولید انرژی، تأمین آب شرب و نیاز صنایع و نیازهای گسترده زیرساختهای حوزه کشاورزی برعهده سدهای کشور بوده است. ایران با توجه به شرایط ویژه جغرافیایی و برخورداری از اقلیمی عمدتاً خشک و نیمهخشک وضعیت متفاوتی را خصوصاً در دوران تغییرات اقلیمی تجربه کرده است. این تجربه در پارهای از موارد به صدماتی بر منابع آب و سدهای در دست بهرهبرداری کشور انجامیده است. آثاری که بعضاً منجر به دوقطبی شدن فضای علمی، مدیریتی و کارشناسی جامعه و ایجاد بحثهای گسترده پیرامون مطالعه، ساخت و بهرهبرداری از آنها شده است.
نقطه غیرقابل چشمپوشی پیرامون این بحث، واقعیتهایی است که امروزه دامنگیر این صنعت حیاتی کشور شده است. تغییرات اقلیمی از یکسو و دخالتهای وسیع و عمدتاً مخرب انسانی ازسویدیگر به کاهش روزافزون قدرت مانور و عملکرد این اجزای حیاتی کشور منجر شده است. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن جمیع این موارد سعی کرده، دید نسبتاً جامعی به آنچه امروزه دامنگیر این صنعت مهم کشور بهویژه در حوزه بهرهبرداری است ارائه کند. نتایج این گزارش نشان میدهد عملکرد در حوزه بهرهبرداری از سدهای کشور بهطورکلی مناسب نیست و در این رابطه عوامل دخیل اشاره و بررسی شده است. در ادامه پیشنهادهایی برای عبور از این برهه بحرانی و داشتن دید بهتر برای پروژههای آتی سدسازی در ایران آورده شده است.