Author
M
Graphical Abstract
آب به عنوان منبعی کلیدی برای توسعه پایدار، امنیت غذایی، رفاه اجتماعی و ثبات اقتصادی، نیازمند مدیریت هوشمندانه است. در کشورهایی مانند ایران که با کمبود ذاتی منابع آبی، محدودیت منابع مالی و چالشهای نظیر تغییرات اقلیمی، فشار بر زیرساختها و انبوهی از طرحهای نیمه تمام و همزمان درهم تنیدگی موضوعات آبی- اجتماعی مواجه هستند؛ ضرورت بازنگری در تخصیص اعتبارات و تدقیق اهداف طرحهای بخش آب دوچندان است. برای این امر نیاز است مدیریت بخش آب کشور از ابزارهای کارآمد و تجربه شده در سطح کشور و جهان استفاده کرده و نسبت به ترویج شیوه های نظام مند که در ارتقای کارکردها و کاهش هزینه ها مؤثر هستند، اقدام کند. البته باید توجه داشت که چالشهایی مانند فقر فرهنگ بهره وری و صرفه جویی در مصرف منابع، فقدان قوانین و مقررات مشخص برای اجرای مهندسی ارزش در صنعت آب، و کمبود دانش و آگاهی میان مهندسان و مدیران پروژه ها، ازجمله موانعی هستند که ممکن است استفاده مؤثر از این رویکرد را در ایران محدود کنند. همچنین، نبود حمایت نهادی کافی، تعارض منافع و نبود تعامل پویا میان برخی از بازیگران کلیدی مانند سازمان برنامه و بودجه کشور، وزارت نیرو، مجلس شورای اسلامی و بخش خصوصی، بر پیچیدگی اجرای پروژه های آبی براساس اولویت بندی واقعی، افزوده است. برای غلبه بر این مشکلات، می توان بر فرهنگ سازی در میان ذینفعان پروژه ها، تدوین و اجرای مقررات حمایتی، و ارتقای سطح دانش و آموزش مهندسان و مدیران پروژه ها در حوزه مهندسی ارزش تمرکز کرد.
مهندسی ارزش بهعنوان ابزاری ساختارمند، بر بهبود نسبت کارکرد به هزینه متمرکز بوده و میتواند با حذف هزینههای غیرضروری، بدون افت کیفیت، بهرهوری طرحهای آبی را ارتقاء دهد. ترویج این ابزار که تجارب موفقی از آن در جهان و کشور وجود داشته، میتواند به تسهیل مدیریت در بخش آب کمک کرده و شرایط را برای تحقق احکام قانون برنامه هفتم پیشرفت در ارتباط با "اصلاح اهداف و عملیات طرحها و زیرطرحهای" بخش آب فراهم ساخته و برنامهریزی در این بخش را تسهیل کند. به همین سبب بازشناسی جایگاه مهندسی ارزش در نظام تقنینی کشور و شناسایی ظرفیتهای نقشآفرینی این ابزار مدیریتی، میتواند به تحقق اهداف ذکر شده کمک کند. همچنین مجلس شورای اسلامی با بهره گیری از ظرفیت نهادهایی مانند دیوان محاسبات کشور و با اتکا به نتایج ابزارهایی ازاین دست، می تواند سازوکارهای نظارت بر بخش آب را تقویت کند.
فرآیند مهندسی ارزش، بر پایه همکاری گسترده تیمی و شامل مراحلی چون آمادهسازی، تحلیل اطلاعات، تحلیل عملکرد، خلاقیت، ارزیابی، توسعه ایدهها، ارائه و اجرای تغییرات تعریف میشود. این روش با تأکید بر تحلیل کارکرد و استفاده از ابزارهایی مانند نمودار FAST، امکان یافتن راهکارهای کمهزینه و کارآمد را فراهم میآورد.
تجارب موفق جهانی از جمله بهبود سیستمهای توزیع آب در چین، افزایش کارایی نیروگاههای برقآبی در ایران، ارتقاء طراحی سدها در لیتوانی و بهبود مدیریت زهکشی کشاورزی در مصر، اثربخشی این رویکرد را اثبات کردهاند. در این پروژهها، مهندسی ارزش منجر به کاهش هزینهها، تسریع اجرا، ارتقای کارایی و بهبود تصمیمگیری شده است.
در نظام قانونگذاری ایران نیز، از دهه ۷۰ به این سو، مهندسی ارزش به اسناد بالادستی راه یافته و در قوانین برنامههای سوم تا پنجم توسعه، قوانین مناقصات و سایر ضوابط فنی گنجانده شده است. اگرچه در قانون برنامه هفتم مستقیماً به مهندسی ارزش اشاره نشده، اما وفق قانون برنامه هفتم پیشرفت، مکلف شدن وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی به اصلاح اهداف و عملیات پروژههای آبی، فرصت مناسبی برای بهرهگیری بهتر از این ابزار ایجاد کرده است.
بخش آب کشور به دلایلی چون تنوع و گستردگی پروژهها، محدودیت منابع مالی و انسانی، نیاز به تسریع زمان اجرا و لزوم انطباق با تغییرات محیطی، تسکین تنشهای اجتماعی مرتبط با طرحهای آبی، ظرفیت بالایی برای بهرهگیری از مهندسی ارزش دارد. این روش میتواند در مقیاسهای مختلف پروژهها، از طرحهای کوچک روستایی تا سدهای عظیم، به کار رفته و با رویکرد کارکردمحور و ارتقای همکاری بینبخشی، کارایی طرحها را افزایش دهد. با این وجود، بررسیها نشان میدهد که تاکنون مهندسی ارزش بهطور مؤثر در ساختار اجرایی کشور نهادینه نشده و عواملی چون نبود انگیزه صرفهجویی، ضعف فرهنگسازی، و تمرکز بر منافع سازمانی مانع اصلی این امر بودهاند.
با توجه به شرایط فعلی، اولویتبندی پروژههای بخش آب با استفاده از چارچوبهای مهندسی ارزش ضروری است. معیارهای مناسب برای این اولویتبندی شامل میزان پاسخگویی پروژه به نیازهای اساسی، نرخ بازدهی اقتصادی، میزان حفاظت از منابع طبیعی، پیامدهای ناشی از تأخیر و کاهش نابرابریهای منطقهای است. مهندسی ارزش میتواند در شناسایی پروژههای با اولویت بالا، کاهش هزینهها و تسریع بهرهبرداری نقشآفرینی کند.
در نهایت برای بهرهگیری حداکثری از مهندسی ارزش در بخش آب کشور، موارد زیر پیشنهاد میشود:
لذا ، توجه به پیشنهادهای مطرح شده در نهادهای مرتبط با سیاستگذاری و عملیاتیسازی برنامههای بخش آب کشور میتواند ارتقای کیفیت پروژههای آبی، افزایش بهرهوری منابع و تحقق توسعه پایدار با بهرهگیری مهندسی ارزش، بهعنوان ابزاری استراتژیک، را به همراه داشته باشد.
آب بهعنوان یکی از حیاتیترین منابع طبیعی، نقشی بیبدیل در توسعه پایدار، امنیت غذایی، رفاه اجتماعی و ثبات اقتصادی ایفا میکند. در بسیاری از کشورها، بهویژه در مناطقی با محدودیت منابع آبی، مدیریت بهینه این منبع استراتژیک و زیربنایی به یک اولویت ملی تبدیل شده است. در ایران، با توجه به چالشهای ناشی از کمبود آب، افزایش تقاضا، تغییرات اقلیمی و فشار بر زیرساختهای موجود، ضرورت بازنگری و اولویتبندی طرحهای بخش آب بیش از پیش احساس میشود. در حال حاضر وجود انبوهی از طرحهای نیمهتمام، مدیریت بخش آب کشور را با چالشهای جدی مواجه ساخته که در این بین، کمبود اعتبارات مالی یکی از موانع اصلی پیشبرد این طرحهاست. لذا در شرایطی که منابع بودجهای محدود است، تخصیص غیربهینه اعتبارات میتواند به تأخیر در تکمیل پروژهها، افزایش هزینهها و حتی ناکارآمدی زیرساختهای آبی منجر شود. علاوه بر این، آب بهدلیل نقش رفاهی و امنیتی خود، فراتر از یک کالای اقتصادی است؛ تأمین آب شرب پایدار، پشتیبانی از کشاورزی و صنعت و حفظ اکوسیستمها از جمله کارکردهایی هستند که هرگونه اختلال در آنها میتواند تبعات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی گستردهای به دنبال داشته باشد. بنابراین برای پرهیز از مشکلات اشاره شده و یا بهبود وضعیت طرحها و مطالعات در دست انجام بخش آب کشور، اعم از پروژههای جدید مانند احداث سدها و شبکههای آبیاری یا تکمیل طرحهای نیمهتمام که حجم قابلتوجهی از منابع مالی و انسانی را به خود اختصاص دادهاند، انجام برنامهریزی دقیق و تخصیص هوشمندانه بودجه ضروری است. اما این مهم خود نیازمند بهینهکردن تخصیص اعتبارات و تدقیق مطالعات طرحهای بخش آب میباشد تا بتوان طرحهای دارای اولویت را مشخص کرد.
فقدان اولویتبندی صحیح در تخصیص بودجه طرحهای آبی، اغلب به پراکندگی منابع و کاهش اثربخشی پروژهها منجر میشود. این امر نهتنها بهرهوری سرمایهگذاریها را کاهش میدهد، بلکه میتواند تبعات دیگری مانند تخریب محیطزیست، هدررفت منابع آبی و نارضایتی عمومی را به همراه داشته باشد. در این راستا، بازخوردهای حاصل از اجرای پروژههای گذشته نشاندهنده ضرورت مدیریت منعطف و پویاست [1] که بتواند با تغییرات شرایط محیطی، اقتصادی و اجتماعی سازگار شود. چنین رویکردی نیازمند ابزارهایی است که بتوانند با تحلیل دقیق هزینهها، فواید و کارکردهای هر پروژه، تصمیمگیریهای مبتنی بر شواهد را تسهیل کرده و تخصیص بهینه اعتبارات را ممکن سازد، همچنین بتواند با افزایش همکاری بین ارکان دخیل در مطالعات طرحها، شرایط ارتقای نتایج مطالعات و حصول خروجیهای بهتر را فراهم آورد. یکی از این ابزارهای کلیدی، مهندسی ارزش است که میتواند با بهینهسازی طرحها و کاهش هزینههای غیرضروری، ضمن حفظ ارزشهای طرح (کیفیت و عملکرد)، به اولویتبندی هوشمندانه پروژهها کمک کند.
مهندسی ارزش در اوایل دهه ۱۹۴۰ میلادی در شرکت جنرال الکتریک توسط لورنس د. مایلز، به عنوان روشی نظاممند برای مقابله با کمبود منابع در جریان جنگ جهانی دوم توسعه یافت. هدف اصلی این رویکرد، حفظ یا ارتقاء کارکرد محصولات و خدمات در عین کاهش هزینهها بود [2]. در سالهای بعد، این مفهوم توسط سازمانهای دولتی آمریکا نیز پذیرفته شد و در سال ۱۹۵۷، نیروی دریایی ایالات متحده برنامهای رسمی برای پیادهسازی مهندسی ارزش ایجاد کرد که با مشارکت مستقیم مایلز و همکارانش توسعه یافت. در سال ۱۹۵۹، انجمن مهندسان ارزش آمریکا به منظور ترویج و توسعه این دانش تأسیس شد. این انجمن در سال ۱۹۹۶ به نام بینالمللی (SAVE International) تغییر یافت [3] و هماکنون به عنوان مرجع اصلی استانداردها، آموزشها و گواهینامههای مهندسی ارزش در سطح جهانی شناخته میشود.
مهندسی ارزش در حوزه مهندسی بهعنوان ابزاری قدرتمند برای بهینهسازی طراحیها، کاهش هزینهها و بهبود کارایی شناخته میشود. این روش با ترویج تفکر سیستمی و همکاری بینرشتهای، به مهندسان امکان میدهد تا با بازنگری در اجزای پروژه، راهکارهایی نوآورانه ارائه دهند که هم اهداف پروژه را محقق کند و هم منابع محدود را بهطور مؤثرتری استفاده نماید. در پروژههای مهندسی آب که اغلب با پیچیدگیهای فنی، زیستمحیطی و اجتماعی همراه هستند، مهندسی ارزش میتواند از طریق شناسایی گلوگاههای هزینهای، بهبود طراحی سازهها و افزایش پایداری پروژهها، ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد کند. برای مثال، این روش میتواند با بازطراحی یک سیستم آبیاری، مصرف آب را کاهش دهد یا با جایگزینی مواد گرانقیمت با گزینههای اقتصادیتر، هزینههای ساخت را در حالی که عملکرد سیستم حفظ میشود، پایین بیاورد. با وجود مزایای گسترده مهندسی ارزش، هنوز مدل بومی سازی شده و منطبق با شرایط نهادی و اجرایی کشور برای اولویت بندی پروژه ها به طور مشخص ارائه نشده است.
بر اساس تعریف انجمن بینالمللی مهندسی ارزش، مهندسی ارزش فرایندی است که با شناسایی کارکردهای اصلی یک پروژه، راهکارهایی را پیشنهاد میدهد که با کمترین هزینه، بهترین عملکرد و کیفیت را ارائه کنند [4]. این روش بر اصل «ارزش» تمرکز دارد و به صورت نسبت کارکرد به هزینه تعریف میشود. بهعبارتی، مهندسی ارزش رویکردی نظاممند و خلاقانه است که با هدف بهبود ارزش یک پروژه یا سیستم از طریق تحلیل کارکردها، هزینهها و عملکرد آن تعریف میشود. در این چارچوب، هدف مهندسی ارزش حذف یا کاهش هزینههای غیرضروری بدون لطمه زدن به کارکردهای اصلی پروژه است. این رویکرد معمولاً در مراحل مختلف چرخه عمر پروژه، از برنامهریزی و طراحی تا اجرا و بهرهبرداری، قابل اعمال است و شامل مراحلی مانند جمعآوری اطلاعات، تحلیل کارکرد، تولید ایدههای خلاقانه، ارزیابی گزینهها و ارائه پیشنهادهاست.
مهندسی ارزش طی چند دهه گذشته در طیف گستردهای از پروژهها در سراسر جهان به عنوان ابزاری اثربخش برای بهبود کارایی، ارتقاء کیفیت و کاهش هزینهها به کار گرفته شده است. این روش نظاممند، در حوزههایی چون صنایع تولیدی، ساختوساز، حملونقل، انرژی و زیرساختهای شهری، نتایج قابل توجهی به همراه داشته و در بسیاری از پروژههای بزرگ و پیچیده، نقش مهمی در دستیابی به اهداف عملکردی با صرفهجویی مالی ایفا کرده است. نمونههای موفق متعددی از بهکارگیری مهندسی ارزش در پروژههای جادهسازی، احداث پلها، توسعه شبکههای حملونقل عمومی، طراحی واحدهای صنعتی و حتی پروژههای فناوری اطلاعات گزارش شده که همگی مؤید کارآمدی این رویکرد در بهینهسازی منابع و افزایش ارزش پروژهها هستند.
در این میان، مهندسی ارزش در پروژههای بخش آب نیز تجارب موفق چشمگیری را رقم زده است، نمونههای موفقی در سطح جهانی وجود دارد که نشاندهنده اثربخشی این رویکرد در بهبود عملکرد و کاهش هزینههاست. در ادامه، به چند مورد مستند اشاره میشود:
الف) ارزیابی سیستمهای توزیع آب با استفاده از مهندسی ارزش (چین، 2006)
در سیستمهای توزیع آب شرب در کلانشهرهای چین، برای ارزیابی سیستمهای توزیع آب شهری از مهندسی ارزش استفاده شده است. در مطالعات صورت گرفته در این طرحها، به منظور تحلیل عملکرد اجزای مختلف سیستم توزیع آب، شناسایی هزینههای غیرضروری و بهینهسازی عملکرد با حفظ کیفیتِ خدمات از این شیوه بهره برده و از آن به عنوان ابزاری برای ارتقای کارایی اقتصادی سیستمها نام بردهاند [5] در طرح توزیع آب شرب شهری، این ابزار توانسته ضمن کاهش هزینههای اجرایی و ارائه جایگزینهای فنی مقرونبهصرفه، اثربخشی فرایند تصمیمگیری را افزایش دهد [5]. به همین سبب استفاده از روش مهندسی ارزش در طرحهای توزیع آب شرب نه تنها منجر به کاهش هزینهکردها شده، بلکه منجر به تسهیل مدیریت طرح از طریق تسهیل اتخاذ تصمیمات مدیریتی در روند اجرای طرح شده است.
ب) مهندسی ارزش و مدیریت ریسک در پروژههای نیروگاه برقآبی (ایران، ۲۰۲۴)
در پروژههای نیروگاههای برقآبی استان کهگیلویه و بویراحمد در ایران، از مهندسی ارزش به همراه مدیریت ریسک برای بهبود عملکرد پروژههای EPC استفاده شده است. در این طرحها، ساختار هزینه و ریسک پروژههای در حال اجرا به طور دقیق تحلیل گردید و از مهندسی ارزش برای بازنگری در تخصیص منابع و بهینهسازی طراحیها استفاده شده است. در این مطالعات، هدف از بهکارگیری مهندسی ارزش، شناسایی هزینههای غیرضروری، پیشگیری از بروز تأخیرات زمانی و بهبود مدیریت ریسکهای اجرایی در پروژههای نیروگاه برقآبی بوده است. نتایج نشان داد که این رویکرد توانسته با کاهش هزینهها و مدیریت بهتر ریسکهای ساخت و اجرا، کارایی اقتصادی پروژهها را افزایش دهد. در واقع استفاده از مهندسی ارزش در پروژههای نیروگاه برقآبی، منجر به صرفهجویی مالی، ارتقاء مدیریت پروژهها و تسهیل تصمیمگیریهای اجرایی شده است [6].
ج) کاربرد تحلیل ریسک و مهندسی ارزش در پروژههای سدسازی (لیتوانی، ۲۰۱۳)
در پروژههای سدسازی لیتوانی، از مهندسی ارزش در ترکیب با تحلیل ریسک به منظور ارتقای فرآیند طراحی و اجرا بهره گرفته شده است. این مطالعه که در سال ۲۰۱۳ انجام شد، با هدف شناسایی عوامل ریسکزا و فرصتهای بهینهسازی هزینه و عملکرد در پروژههای ساخت سد طراحی گردید. روش مورد استفاده، ترکیبی از تحلیل کیفی و کمی بود که امکان مقایسه بین گزینههای طراحی مختلف را فراهم میکرد.در این پروژهها از مهندسی ارزش برای بررسی دقیق گزینههای اجرایی، انتخاب طرحهای مقرونبهصرفهتر و بهینهسازی تصمیمگیریهای فنی استفاده شده است. براساس یافتههای پروژه، بهکارگیری همزمان تحلیل ریسک و مهندسی ارزش، میتواند به کاهش هزینههای کلان پروژه، ارتقاء کارایی عملیاتی و افزایش قابلیت کنترل پروژههای بزرگ آبی منجر شود. این تجربه نشان میدهد که مهندسی ارزش ابزاری کارآمد برای بهبود مدیریت پروژههای زیربنایی آبی در شرایط پرریسک است [7].
د) استفاده از مهندسی ارزش در مدیریت آبهای زهکشی کشاورزی (مصر، ۲۰۲۳)
در طرح مدیریت آبهای زهکشی کشاورزی در دلتای نیل، رویکرد مهندسی ارزش به عنوان ابزاری برای بهبود بهرهوری آب و کاهش اثرات زیستمحیطی مورد استفاده قرار گرفت. مطالعات این طرح که در سال ۲۰۲۳ توسط پژوهشگران مصری و اروپایی انجام شده، به بررسی عملکرد فعلی سیستمهای زهکشی، تحلیل هزینه-فایده راهکارهای بهبود، و انتخاب گزینههای بهینه پرداخته است. در این طرح، فرآیند مهندسی ارزش به گونهای طراحی شده که با حفظ کیفیت عملکرد سیستمهای زهکشی، کمترین هزینه و بالاترین بهرهوری حاصل شود. نتایج این رویکرد نشان داده که علاوه بر کاهش هزینههای مالی، امکان افزایش بهرهوری کشاورزی و ارتقاء پایداری منابع آب نیز فراهم آمده است. این تجربه موفق نشان داد که مهندسی ارزش میتواند به عنوان ابزاری مؤثر در مدیریت پایدار منابع آبی کشاورزی در مناطق حساس به کار رود [8].
با توجه به تجارب موفق اشاره شده در سطح جهان، میتوان انتظار داشت مهندسی ارزش از طریق موارد زیر به بهبود پایداری، انطباقپذیری پروژهها و مدیریت بهتر منابع آبی کمک کند.
با وجود مزایای فراوان، شواهد تجربی در برخی از کشورها نشان میدهد که این رویکرد کمتر از آنچه انتظار می رود مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال، در پروژه های ساخت وساز در کشور عربستان و کشورهای در حال توسعه مانند مالزی و نیجریه، که استفاده از مهندسی ارزش در آنها نه تنها توجیه پذیر، بلکه ضروری است، موانع کلیدی در به کارگیری مهندسی ارزش در پروژه های عمرانی شناسایی شده است. در این مطالعات از روشهای پیمایش و تحلیل آماری در کشور عربستان و همچنین روشهای مروری و تحلیلی در کشورهای در حال توسعه (مانند مالزی و نیجریه)استفاده شده و نتایج حاصل از پژوهشهای پیشین تجزیه وتحلیل شده است [9] و [10].
مطالعه انجام شده در عربستان سعودی، موانع استفاده از مهندسی ارزش را در سه دسته اصلی طبقه بندی کرده است:
1.موانع دانشی و اطلاعاتی
براساس دو مطالعه بررسی شده، مهندسی ارزش با وجود ظرفیت بالای خود در بهینه سازی هزینه و کیفیت پروژه ها، در عمل با موانع متعددی مواجه است که موجب کاهش بهره برداری از آن شده اند. این موانع عمدتا ناشی از کمبود دانش و آگاهی در میان ذینفعان پروژه، ضعف در مهارتهای تحلیلی، نگرش منفی نسبت به پیشنهادهای اصلاحی و نبود زیرساختهای قراردادی و سازمانی لازم هستند. برای رفع این موانع، هر دو مطالعه بر لزوم طراحی مداخلات آموزشی هدفمند برای مهندسان، طراحان و کارفرمایان تأکید دارند. افزودن دوره های آموزشی مهندسی ارزش به برنامه های دانشگاهی، برگزاری کارگاههای تخصصی برای بازیگران کلیدی صنعت و ارتقای سواد تصمیم گیری اقتصادی ازجمله اقداماتی است که میتواند زمینه ساز استفاده گسترده تر از این رویکرد باشد. همچنین اصلاح قراردادهای ساخت وساز به گونه ای که مشوقهایی برای پیشنهادهای بهبود و کاهش هزینه ها در نظر گرفته شود، به همراه تعریف استانداردها و دستورالعملهای بومی، ازجمله راهکارهایی هستند که به طور مشخص در این مطالعات توصیه شده اند. در سطح کلان، تدوین سیاستهای حمایتی توسط دولت و الزام به استفاده از مهندسی ارزش در پروژه های بزرگ می تواند به عنوان محرکی نهادی برای تغییر فرهنگ حاکم در صنعت ساخت وساز عمل کند.
درنهایت، استفاده از تیمهای متخصص و آموزش دیده در مراحل اولیه طراحی و ایجاد فضای تعاملی میان ذینفعان پروژه، شرط اساسی برای موفقیت مهندسی ارزش در عمل است.
با توجه به یافته های این مطالعات، میتوان دریافت که استفاده مؤثر از مهندسی ارزش در ایران نیز نیازمند توجه به همان چالشهایی است که در کشورهای دیگر تجربه شده اند. موانعی مانند نبود آگاهی کافی، ساختارهای قراردادی محدودکننده و مقاومت در برابر پیشنهادهای اصلاحی، مانع از تحقق کامل ظرفیتهای مهندسی ارزش در برخی کشورها شده اند. اگرچه نمیتوان با قطعیت گفت که این عوامل در ایران نیز به همین شکل عمل می کنند، اما با توجه به حجم بالای طرحهای نیمه تمام و محدودیتهای بودجه ای، بررسی این موانع و ایجاد سازوکارهایی برای کاهش آثار آنها میتواند مفید باشد. تقویت آموزش، ارتقای مهارتهای تحلیلی، بازاندیشی در شیوه های تصمیم گیری و ایجاد فضای تعاملی میان ذینفعان، ازجمله اقداماتی است که در تجربه های موفق بین المللی دیده شده و میتواند در طراحی یک مسیر بومی شده برای بهره گیری بهتر از مهندسی ارزش در ایران نقش آفرین باشد.
چنانچه ذکر شد، مهندسی ارزش (Value Engineering یا Value Methodology) یک رویکرد سیستماتیک و مبتنی بر تیم/همکاری گروهی برای بهبود ارزش پروژهها و محصولات است. این متدولوژی با هدف بهینهسازی نسبت عملکرد به هزینه طراحی شده و بر مبنای همکاری گسترده میان ذینفعان کلیدی، متخصصان فنی و تیم مدیریت پروژه عمل میکند [4]. در شکل کلاسیک زیر، فرایند مهندسی ارزش شامل 6 مرحله استاندارد است که به عنوان برنامه کاری شناخته می شود. این مراحل در شکل 1 نمایش داده شده است.
شکل 1 . شش مرحله کالسیک فرایند مهندسی ارزش
براساس تجربه های میدانی، استانداردهای به روز و همچنین توصیه های انجمن بین المللی مهندسی ارزش، در سالهای اخیر برخی مراحل مکمل به فرایند فوق افزوده شده اند تا پوشش دهی کاملتری نسبت به چرخه عمر پروژه صورت گیرد. فرایند مهندسی ارزش طبق استاندارد انجمن بین المللی مهندسی ارزش شامل گامهای متوالی زیر است [3]:
الف ) فاز آمادهسازی (Preparation Phase)
در این مرحله هدف آن است که پیشنیازهای اساسی مطالعه مهندسی ارزش فراهم شود. نخستین اقدام، تشکیل تیم مهندسی ارزش است. این تیم باید شامل مجموعهای از تخصصهای مختلف ازجمله مهندسی، مالی، بهرهبرداری، و گاهی مشاوران مستقل باشد. اعضای تیم در هماهنگی با کارفرما، اهداف پروژه، محدودهی کار، محدودیتهای زمانی و لجستیکی را مشخص میکنند. انتخاب درست تیم و تعیین چارچوب دقیق کاری اهمیت بسیار زیادی دارد، چرا که موفقیت فرایند به همین مرحله بستگی دارد. در این فاز، همفکری اولیه میان مدیران پروژه، کارفرما و اعضای کلیدی تیم طراحی انجام میشود تا اطمینان حاصل شود که همهی اعضا درک مشترکی از هدف نهایی پروژه دارند.
ب) فاز جمعآوری اطلاعات (Information Phase)
پس از آمادهسازی، تیم وارد مرحله جمعآوری اطلاعات میشود. هدف اصلی این فاز، درک جامع از پروژه، اجزا، عملکردها، هزینهها، محدودیتها و نیازهای کارفرما است. برای این منظور، تیم اسناد طراحی، برآوردهای مالی، برنامههای اجرایی، مشخصات فنی و سایر دادههای مرتبط را بررسی میکند. مصاحبه با اعضای اصلی تیم طراحی، مدیران اجرایی، و کاربران نهایی پروژه نقش مهمی در تکمیل درک تیم مهندسی ارزش ایفا میکند. در این فاز حضور فعال متخصصان فنی و ذینفعان اصلی پروژه بسیار حیاتی است، زیرا اطلاعات دقیق آنها پایه تحلیلهای بعدی خواهد بود.
ج ) فاز تحلیل عملکرد (Function Analysis Phase)
تحلیل عملکرد هسته اصلی فرایند مهندسی ارزش است. در این مرحله، تیم مهندسی ارزش به جای تمرکز بر اجزای فیزیکی پروژه، روی عملکردهای موردنیاز آن تمرکز میکند. عملکردها بهصورت ساده و عینی تعریف میشوند. سپس عملکردها به دو گروه «اصلی» و «پشتیبان» تقسیم میشوند و ارزش نسبی هر عملکرد نسبت به هزینههای آن تحلیل میگردد. برای ترسیم ارتباط بین عملکردها و تحلیل منطقی آنها، معمولاً از ابزارهایی مانند نمودار FAST (Function Analysis System Technique) استفاده میشود. این مرحله نیازمند همکاری تنگاتنگ با تیم طراحی، متخصصان فنی، بهرهبرداران نهایی و ذینفعان اصلی است، زیرا ارزش واقعی عملکردها در بخش آب تنها با مشارکت همه ذیمدخلان، بهدرستی درک میشود [3].
د) فاز خلاقیت (Creativity Phase)
در این مرحله، تیم مهندسی ارزش با برگزاری جلسات خلاقیت محور (مانند بارش فکری)، بدون هیچگونه قضاوت یا محدودیتی، ایدههای متنوعی را برای بهبود عملکرد پروژه یا کاهش هزینه تولید میکند. ایدهها میتوانند شامل تغییر در مواد، فناوریها، روشهای ساخت، یا حتی بازنگری اساسی در طراحی باشند. برای موفقیت در این مرحله، ضروری است که اعضای تیم در فضایی آزاد و بدون ترس از ردشدن ایدهها، نظرات خود را بیان کنند. حضور افراد خلاق، متخصصان حوزههای مختلف و حتی گاه مشاوران مستقل بیرونی میتواند به غنای ایدهها کمک کند.
ه) فاز ارزیابی (Evaluation Phase)
پس از تولید حجم زیادی از ایدهها، نوبت به غربالگری و ارزیابی آنها میرسد. در این مرحله، تیم براساس معیارهایی چون عملی بودن، میزان صرفهجویی، تاثیر بر کیفیت و ریسکهای احتمالی، ایدهها را اولویتبندی میکند. این ارزیابی باید با مشارکت مدیر پروژه، تیم طراحی، تیم مالی و ذینفعان کلیدی انجام شود. همفکری با بهرهبرداران پروژه در این فاز اهمیت ویژهای دارد، چراکه بسیاری از ایدهها اگرچه از دید فنی یا مالی جذابند، اما ممکن است در عمل برای کاربران نهایی مناسب نباشند.
و ) فاز توسعه (Development Phase)
ایدههای برگزیده در این مرحله به سطح توسعه بیشتری میرسند. این توسعه شامل تهیه طرحهای مقدماتی، تخمین هزینههای اصلاحی، تحلیل سود-هزینه و بررسی تاثیرات بالقوه بر زمانبندی پروژه است. در این بخش، تیمهای طراحی و مالی نقش اصلی در آمادهسازی مستندات دارند و تیم VE اطمینان حاصل میکند که مستندات به شکل کامل و شفاف برای ارائه آماده شده است. همکاری ذینفعان برای بررسی واقعبینانهی پیشنهادها در این مرحله الزامی است.
ز) فاز ارائه (Presentation Phase)
در این فاز، نتایج نهایی مطالعه مهندسی ارزش در قالب یک گزارش مستند و شفاف به مدیریت ارشد پروژه و کارفرما ارائه میشود. گزارش شامل خلاصه فرآیند، ایدههای منتخب، تحلیلهای اقتصادی و توصیههای اجرایی است. جلسه ارائه با حضور کارفرما، مدیران پروژه، مشاوران، پیمانکاران اصلی و گاه نمایندگان بهرهبردار برگزار میشود تا تصمیمگیری نهایی درباره پذیرش یا رد پیشنهادها صورت گیرد [3].
ح) فاز اجرا (Implementation Phase)
آخرین گام مهندسی ارزش، اجرای تغییرات تأیید شده است. تیم طراحی و اجرا مسئول اعمال اصلاحات در نقشهها، مشخصات فنی، قراردادها و برنامه زمانبندی پروژه هستند. همچنین در این فاز، نظارت بر اجرای صحیح تغییرات و ارزیابی میزان تحقق اهداف مهندسی ارزش انجام میشود. گاهی برای اطمینان از صحت اجرا، اعضای تیم مهندسی ارزش به عنوان ناظر یا مشاور در طول اجرا حضور دارند. این مرحله بدون همکاری مستمر میان مدیر پروژه، تیم اجرا و ذینفعان کلیدی نمیتواند موفق باشد. متدولوژی مهندسی ارزش، یک فرآیند مشارکتی و ساختارمند است که تنها با همکاری مؤثر میان متخصصان فنی، مدیران مالی، کاربران نهایی و کارفرمایان میتواند به نتایج مطلوب برسد [3]. از این منظر میتوان مهندسی ارزش را به عنوان ابزاری برای ترویج فرهنگ مشارکت همه ذینفعان و ذیمدخلان در بخش آب، که در قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز مورد تأکید قرار گرفته، برشمرد. در واقع اهمیت مشارکت ذینفعان در همهی مراحل فرایند مهندسی ارزش بسیار مشهود بوده و تضمین میکند که ایدههای بهینهسازی شده، هم قابل اجرا باشند و هم نیازهای واقعی پروژه را برآورده سازند.
با توجه به کارکردهای موفق مهندسی ارزش در بخشهای مختلف طرحها و مطالعات صورت گرفته در سطح جهان و رسوخ این رویکرد به بدنه اجرایی و مدیریتی کشور، استفاده از مهندسی ارزش ابتدا در انجام طرحهای عمرانی در کشور رواج پیدا کرد. با مطرح شدن موضوع مهندسی ارزش در اسناد و قوانین بالادستی نظیر قوانین توسعه پنجساله و نیز ارائه ضوابط و آییننامههای مختلف در این خصوص، استفاده از این ابزار مدیریتی در برنامهها، مطالعات و طرحهای وزارت نیرو به عنوان متولی بخش آب کشور، نمود بیشتری یافته است. در ادامه جایگاه مهندسی ارزش به عنوان یکی از ابزارهای ارزشمند مدیریت و اولویتبندی صحیح طرحها، در قوانین و ضوابط کشور در بخش آب مورد بررسی قرار گرفته است.
با توجه به تجارب موفق جهانی در توسعه و بهرهگیری از مهندسی ارزش که هدف اصلی آن دستیابی به بهترین کارکرد با کمترین هزینه، بدون از بین رفتن ویژگیهای حیاتی طرح یا سایر خصوصیات مطلوب محصول بوده [11]، از دهه 70 شمسی، بحث مهندسی ارزش رسماً به ادبیات حاکمیتی ایران نیز وارد شده است. در احکام بالادستی و قوانین کشور، نخستین بار تکالیف مرتبط با "مهندسی ارزش" در بند «ج» ماده (61) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1379) ارائه شده است. بر این اساس دستگاههای اجرایی موظف شدهاند در راستای تسهیل و کاهش هزینه طرحهای عمرانی خود، با رعایت استانداردهای فنی، نسبت به بازنگری آنها اقدام کنند.
همچنین بعد از برگزاری اولین کنفرانس مهندسی ارزش کشور در سال 1379، «دستورالعمل ارجاع کار و انعقاد قرارداد با واحدهای خدمات مهندسی ارزش» که توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی تدوین شده بود، نخستین ورود رسمی دولت در ارتباط با مهندسی ارزش محسوب میشود. در ادامه با توجه به سقف مالی پروژهها، دستگاههای دولتی موظف به اعمال مهندسی ارزش شدهاند [12]. بهمنظور ارتقای ساختارهای بهرهگیری از مهندسی ارزش و رفع تعارض منافع، دولت در آییننامه بند « هـ» ماده (۲۹) قانون برگزاری مناقصات (1385)، انجام مطالعات مهندسی ارزش توسط مشاور دخیل در طراحی و نظارت را ممنوع کرده است. همچنین برای تشویق مشاوران برای بهرهگیری از مطالعات مهندسی ارزش در روند اجرای مطالعات، سهمی از کاهش هزینه مالی طرح که حاصل از انجام این مطالعات باشد را به عنوان پاداش مشاور در نظر گرفته است.
در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1383)، با هدف ارتقاء کارآمدی و اثربخشی در طرحها و پروژههای سرمایهگذاری، دولت موظف شده تا اقداماتی نتیجهگرا و مبتنی بر سیستم کنترل کیفی را اجرا نماید که متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی کشور باشد. در همین راستا ذیل بند «ج» ماده (31)، دولت مکلف شده تا سازوکارهای لازم بهمنظور استقرار نظام مدیریت کیفیت و مهندسی ارزش، درپروژههای تملک دارائیهای سرمایهای را فراهم نماید. همچنین وفق بند «ج» ماده (214) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (1389)، دولت موظف شده تا مطالعات مهندسی ارزش را در طرحهای تملک دارایی سرمایهای بزرگ و متوسط اجرا کند. هدف قانونگذار از این تکلیف قانونی، افزایش کارآمدی و اثربخشی طرحهای تملک داراییهای سرمایهای دولت ذکر شده است. اما در قوانین برنامه پنجساله ششم و هفتم توسعه، صراحتاً عنوان مهندسی ارزش مورد تأکید قرار نگرفته است.
در سال 1392، دولت در «ضوابط فنی اجرایی توسعه دولت الکترونیکی» و با هدف با هدف چابکسازی، کاهش زمان و هزینه خدمات اداری، شفافسازی و مبارزه با فساد اداری، مهندسی ارزش را ذیل خدمات فناوری اطلاعات و امنیت نیز ذکر کرده است. در ادامه و در راستای احکام قانون برنامه پنجم توسعه، هیئت دولت در مصوبه «نظام تشخیص صلاحیت کارشناسان و مشاوران» (1393)، موضوع مهندسی ارزش را به همراه خدمات فکرافزاری در زمره خدمات کارشناسی و مشاوره ذکر کرده است. در واقع بخش اجرایی کشور در تدوین ضوابط به این مهم تأکید داشته که مهندسی ارزش را به عنوان یک ابزار نرم و برای کمک به ارتقای مدیریت پروژههای کشور میتوان مورد استفاده قرار داد.
در قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1403) به عنوان قانون متأخر کشور که به همراه سایر اسناد بالادستی، مهمترین نقش را در تدوین و شکلدهی به قوانین بودجه سنواتی ایفا میکند، همانطور که اشاره شد، صراحتاً موضوع مهندسی ارزش ذکر نشده است. وفق بند «چ» ماده (38) قانون برنامه هفتم پیشرفت، در ارتباط با اولویتبندی پروژههای بخش آب کشور وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی مکلف شدهاند تا نسبت به "اصلاح اهداف و عملیات طرحها و زیرطرح(پروژه)ها" اقدام کنند. میتوان هدف اصلی قانونگذار را یافتن توجیه [فنی-اجرایی و اقتصادی-اجتماعی] برای طرحهای نیمهتمام در بخشهای آب و کشاورزی دانست که با توجه به تأکید صورت گرفته در متن قانون، مبنی بر استفاده از "طرحهای مکمل از جمله شبکههای آبیاری و زهکشی اصلی و فرعی" برای این منظور، میتوان توجه اصلی قانونگذار را به طرحهای سد و شبکه معطوف دانست. با این وجود با توجه به تکلیف قانونی مندرج در بند «چ» ماده (38) قانون برنامه هفتم، بخش اجرایی کشور ناگزیر از انجام اولویتبندی طرحهای در دست اجرای خود خواهد بود که در همین راستا بهرهگیری از ابزار مهندسی ارزش، که پیشینههای قانونی و تجارب اجرایی آن در کشور فراهم آمده، میتواند در بخش اجرایی کشور برای نیل به اهداف این تکالیف قانونی، مورد تأکید قرار گیرد.
در ایران استفاده از این ابزار ارزشمند با چالشها و موانع متعددی مواجه بوده است. اگرچه قانونگذار در دوره های مختلف، ازجمله در اسناد بالادستی نظیر برنامه های پنجساله توسعه، آیین نامه های اجرایی سازمان برنامه و بودجه، و برخی بخشنامه های ابلاغی ازسوی نهادهای دولتی، بر لزوم استفاده از مهندسی ارزش تأکید کرده، اما این رویکرد هنوز به صورت یک فرایند در پروژه های اجرایی کشور نهادینه نشده و جایگاه ثابتی در چرخه مدیریت پروژه ندارد. مطالعات متعددی در ایران به بررسی موانع به کارگیری مهندسی ارزش در پروژه های عمرانی پرداخته اند. این موانع را می توان در چند دسته اصلی طبقه بندی کرد.
الف) موانع فرهنگی و نگرشی
یکی از موانع اصلی، فقدان فرهنگ صرفه جویی و بهره وری در استفاده از منابع است. در بسیاری از پروژه ها، نگرش منفی نسبت به پیشنهادهای اصلاحی و تغییرات ساختاری وجود دارد که مانع از پذیرش مهندسی ارزش می شود. همچنین، عدم تمایل به همکاری و تعامل با تیمهای مهندسی ارزش داخلی نیز از دیگر موانع فرهنگی محسوب می شود [13].
ب) موانع ساختاری و سازمانی
نبود قوانین و مقررات مشخص برای اجرای مهندسی ارزش به ویژه در صنعت ساخت وساز، یکی از موانع ساختاری مهم است. همچنین، فقدان حمایت و مشارکت فعال ازسوی مالکان و ذینفعان پروژه ها و نبود کارگاههای آموزشی و تخصصی در این زمینه، از دیگر موانع سازمانی به شمار می روند [14]. در برخی موارد، تعارض منافع میان دستگاههای اجرایی، مشاوران و پیمانکاران و یا تقدم دادن اهداف کوتاه مدت و ملاحظات سازمانی بر اهداف بلندمدت پروژه، مانعی برای اجرای مؤثر مهندسی محسوب می شود [9].
ج) موانع دانشی و آموزشی
کمبود دانش و آگاهی درباره مهندسی ارزش در میان مهندسان و مدیران پروژه ها و فقدان دستورالعملها و راهنماهای داخلی برای به کارگیری این روش، از موانع دانشی مهم هستند. همچنین، کمبود متخصصان مهندسی ارزش آشنا به صنعت ساخت وساز و نبود آموزشهای تخصصی در این زمینه، از دیگر چالشهای آموزشی محسوب می شوند [15].
د)موانع اجرایی و زمانی
در برخی پروژه ها، به دلیل محدودیتهای زمانی و اضطرار در اجرای کارگاهها، امکان به کارگیری مهندسی ارزش وجود ندارد. همچنین، عدم تعریف صحیح معیارهای لازم برای شناسایی و انتخاب پروژه ها به منظور انجام مهندسی ارزش و عدم اجرای این روش در زمان مناسب، از دیگر موانع اجرایی هستند [16] .
ه) موانع اقتصادی و مالی
کمبود منابع مالی و هزینه های بالای پروژه های عمرانی، ازجمله موانع اقتصادی به کارگیری مهندسی ارزش هستند. همچنین نبود مشوقهای مالی برای اجرای این روش و عدم تخصیص بودجه مناسب برای آموزش و توسعه مهندسی ارزش، از دیگر چالشهای مالی محسوب میشوند [17].
با توجه به این موانع، توسعه و به کارگیری مؤثر مهندسی ارزش در ایران نیازمند توجه به فرهنگ سازی، آموزش تخصصی، تدوین قوانین و مقررات حمایتی و ایجاد ساختارهای سازمانی مناسب است. همچنین، تخصیص منابع مالی کافی و ایجاد مشوقهای اقتصادی میتواند نقش مهمی در ارتقای این روش در پروژه های عمرانی کشور ایفا کند.
در لایحه بودجه سال 1404، مجموع اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای بخش آب بالغ بر 574 هزار میلیارد ریال است. همچنین بررسی اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای در فصول «منابع آب» و «آب و فاضلاب» نشان میدهد بخش آب کشور با سهم 30 درصدی از مجموع اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای، بیشترین اعتبارات مصوب را پس از فصل حملونقل به خود اختصاص داده است. همین امر نشانگر اهمیت بخش آب در سیاستهای توسعهای کشور بوده که حاکی از توجه ویژه دولت به مقوله ارتقای زیرساختهای آبی و مدیریت منابع حیاتی کشور است [18].
از سوی دیگر تعدد و تنوع طرحهای نیمهتمام در بخش آب، به ویژه در حوزههای تأمین آب شرب، توسعه و بهسازی شبکههای آبیاری، مدیریت منابع آبهای سطحی و زیرزمینی و همچنین پروژههای فاضلاب شهری و روستایی، که مجموع اعتبارات لازم برای اتمام آنها بیش از 10 هزار میلیارد ریال میباشد، مبین این نکته است که تکمیل سرراست این طرحها با چالشهای متعدد، از جمله چالشهای اعتباری مواجه میباشد. به همین سبب مدیریت بخش آب کشور برای تخصیص بهینه اعتبارات محدود به این حجم از طرحهای نیمهتمام، ناگزیر از اولویتبندی صحیح میباشد. در همین راستا ضرورت دارد اولویتبندی طرحهای نیمهتمام و حتی تدقیق مطالعات در بخش آب با شیوههایی صورت پذیرد که بتوانند بیشترین نقش را در تضمین امنیت غذایی، توسعه اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی ایجاد کنند. همچنین با توجه به تکالیف قانونی ارائه شده در قانون برنامه هفتم پیشرفت، وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی میبایستی نسبت به بازنگری در اهداف و عملیات طرحهای آب و کشاورزی اقدام کنند، لذا این دو وزارتخانه ناگزیر از اولویتبندی طرحهای در دست اقدام خود هستند. از طرفی اجرای اولویتبندیها، تنها زمانی با کمترین اعتراض همراه خواهد بود که با مشارکت حداکثری ذیمدخلان طرحها حاصل شده باشد. به همین سبب، شیوههایی باید برای الویتبندی طرحها و تدقیق مطالعات در بخش آب مورد استفاده قرار گیرد که نه تنها کاربرد موفق آنها به اثبات رسیده، بلکه در ساختار اجرایی این شیوهها، زمینه مشارکت همه ذیمدخلان فراهم باشد.
بخش آب به دلیل نقش محوریاش در تأمین نیازهای اساسی، توسعه اقتصادی و حفظ محیطزیست، یکی از حساسترین حوزههای برنامهریزی و سرمایهگذاری است. با توجه به محدودیتهای مالی، تعدد پروژههای نیمهتمام و ضرورت پاسخگویی به نیازهای متنوع جوامع، استفاده از روشهای نوین برای مدیریت پروژههای این بخش ضروری است. مهندسی ارزش، بهعنوان رویکردی که کارایی و هزینهها را بهینه میکند، میتواند نقشی کلیدی در ارتقای عملکرد پروژههای آبی ایفا کند. چارچوب ارزیابی و اولویت بندی در مهندسی ارزش براساس متدولوژی این رویکرد، متناسب با موضوع، اهداف و کارکرد پروژه ها تعیین می شود و میتواند معیارهایی نظیر هزینه، ریسک، آثار زیست محیطی، ارزشهای اجتماعی و بهره وری را دربرگیرد.
موضوعات و مسائل مختلف بخش آب و ماهیت خاص آنها، استفاده از ابزارهای کارآمد نظیر مهندسی ارزش را به منظور کاهش هزینهها دوچندان کرده است. از اهم ویژگیهای طرحها و موضوعات بخش آب که ضرورت استفاده از ابزارهای اولویتبندی را دوچندان کرده، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف) تنوع و گستردگی پروژهها: پروژههای بخش آب شامل طرحهای متنوعی مانند آبرسانی شهری، آبیاری و زهکشی، طرحهای انتقال، حفاظت از منابع آبی و غیره هستند. این تنوع، برنامهریزی و تخصیص منابع را پیچیده میکند که برای مدیریت کارآمد در ارتباط با موضوعات پیچیده، اثرات و نقش اقدامات قابل اتخاذ و پیامدهای اجراسازی آنها بایستی شناسایی شود. مهندسی ارزش با تحلیل دقیق کارکرد هر پروژه و در فضایی که خروجیهای سیاستی آن حاصل مشارکت همه ذیمدخلان است، امکان میدهد که منابع به پروژههایی اختصاص یابد که بیشترین تأثیر را دارند، بدون اینکه هزینههای اضافی تحمیل شود.
ب) نیاز به بهبود کارایی منابع: منابع مالی و انسانی محدود، ایجاب میکند که هر پروژه با حداکثر کارایی اجرا شود. بسیاری از پروژههای آبی، بهویژه طرحهای نیمهتمام، با مشکلاتی مانند هزینههای پیشبینینشده یا طراحیهای غیربهینه مواجه هستند. مهندسی ارزش میتواند با بازنگری در طراحیها و روشهای اجرا، ضمن حفظ ارزش (عملکرد و کیفیت)، کارایی منابع را افزایش دهد.
ج) فشار برای کاهش زمان اجرا: مهندسی ارزش با شناسایی گلوگاههای اجرایی و ارائه راهکارهای سریعتر، میتواند زمان اجرای پروژهها را کاهش دهد.
د) نیاز به انطباق با تغییرات: شرایط محیطی، اقتصادی و اجتماعی بهسرعت تغییر میکنند، مانند نوسانات قیمت مصالح یا الگوهای جدید مصرف آب. پروژههای آبی باید بتوانند با این تغییرات سازگار شوند. مهندسی ارزش با رویکردی انعطافپذیر، امکان بازطراحی پروژهها را فراهم میکند تا با شرایط جدید همخوانی داشته باشند، بدون اینکه هزینههای گزافی ایجاد شود.
بدون استفاده از روشهای کارآمد و تجربه شده برای اولویتبندی و بازنگری صحیح در طرحهای بخش آب، خطر ناکارآمدی، افزایش هزینهها، و ناتوانی در پاسخ به نیازهای فوری افزایش مییابد. لذا بهرهگیری از ابزار مهندسی ارزش در بخش آب که تجارب استفاده موفق از آن در بخش آب به اثبات رسیده، میتواند تحولی در مدیریت پروژهها و تخصیص بهینه اعتبارات ایجاد کند. علاوهبر ظرفیتهای موجود در بخش آب، اهم دلایل امکانپذیر بودن استفاده از مهندسی ارزش به عنوان یک شیوه مدیریتی کارآمد در بخش آب را میتوان به شرح ذیل برشمرد:
این نیازها نشان میدهند که مهندسی ارزش میتواند بهعنوان یک راهکار جامع برای پاسخ به چالشهای پیچیده و متنوع در بخش آب عمل کند. این رویکرد با بهرهگیری از انعطافپذیری خود، قابلیت سازگاری با پروژهها در مقیاسهای مختلف و شرایط متغیر را داشته و میتواند بهطور همزمان مشکلات مالی، عملیاتی و فنی را کاهش دهد. با تأکید بر کارکردهای اصلی پروژهها، مهندسی ارزش به حفظ اهداف کلیدی کمک میکند و از طریق تشویق به همکاری بینرشتهای، به جلب نوآوریها و راهکارهای خلاقانه میپردازد. این رویکرد، علاوه بر کاهش هزینهها و افزایش کارآیی، میتواند بهویژه در پروژههای پیچیده و با منابع محدود، راهگشا باشد. بنابراین، مهندسی ارزش بهطور مؤثر میتواند بهعنوان یک ابزار استراتژیک برای بهینهسازی فرآیندها و رسیدن به نتایج پایدار در پروژههای آبی عمل کند.
با این وجود بررسیهای صورت گرفته بیانگر این است که ابزار مهندسی ارزش به طور متناسبی در ساختار اجرایی کشور مورد استفاده قرار نگرفته است. در ذکر دلایل این مسئله، نبود انگیزه و عدم فرهنگسازی لازم برای صرفهجویی در بهرهبرداری از منابع و اموال عمومی، کمتوجهی به کیفیت، تمرکز بر منافع سازمانی و شخصی و کمتوجهی به منافع جمعی و نبود نظام پاداش به صرفهجویی ذکر شده است [10].
در شرایط کنونی، بخش آب با چالشهای متعددی روبهرو است؛ از محدودیتهای مالی و منابع گرفته تا پروژههای نیمهتمام و مشکلات اجرایی که به علت عدم اولویتبندی صحیح و بهینهسازی منابع بهوجود آمدهاند. در این میان، اهمیت اولویتبندی طرحها به وضوح آشکار است. بهویژه با توجه به بودجههای کم و نیاز به مدیریت دقیقتر منابع، باید توجه ویژهای به انتخاب پروژههایی که از بیشترین بازدهی و تأثیرگذاری برخوردار هستند، معطوف شود. طرحهای ناتمام و نیمهتمام در بخش آب، علاوه بر هدررفت منابع، موجب ایجاد پیچیدگیهای اجرایی و اثرات منفی بر محیطزیست و جامعه میشوند. خطاهای برنامهریزی و اجرایی در این بخش میتواند تأثیرات ماندگاری داشته باشد که جبران آنها هزینههای بالایی به همراه خواهد داشت. بنابراین، ضرورت اولویتبندی صحیح و استفاده از ابزارهای کارآمد و اثباتشده برای کاهش این ریسکها بیش از پیش احساس میشود.
در این راستا، مهندسی ارزش بهعنوان یکی از ابزارهای کارآمد و امتحانشده میتواند راهحلی مؤثر برای مدیریت بهینه این چالشها از طریق اولویتبندی صحیح طرحها ارائه دهد. این روش که در بسیاری از پروژههای بزرگ و کوچک موفقیتآمیز بوده، نهتنها در انتخاب و اولویتبندی طرحهای مختلف نقش اساسی دارد، بلکه میتواند در بهبود کارکرد پروژهها و صرفهجویی در منابع مالی نیز مؤثر واقع شود. مهندسی ارزش بهواسطه تحلیل دقیق کارکردها و فرآیندها، به شناسایی فرصتهای بهینهسازی و کاهش هزینهها کمک میکند، بدون آنکه کیفیت و اهداف اصلی پروژه تحت تأثیر قرار گیرد. این رویکرد در بسیاری از کشورها با موفقیت بهکار گرفته شده است و نشان داده که حتی در پروژههای بزرگ و پیچیده نیز میتوان از طریق بازطراحی برخی جنبههای پروژه، به صرفهجوییهای چشمگیر دست یافت.
یکی از مسائل مهم در به کارگیری مهندسی ارزش در بخش آب، تسهیل و ارتقای بسترهای قانونی بوده، اما به کارگیری این ابزار مهم با چالشها و محدودیتهای متعددی همراه بوده است. هرچند قانونگذاران در بازه های زمانی مختلف، ازجمله در اسناد کلان مانند برنامه های پنجساله توسعه، آیین نامه های اجرایی سازمان برنامه و بودجه، و برخی بخشنامه های صادر شده توسط نهادهای دولتی، بر ضرورت استفاده از مهندسی ارزش تأکید کرده اند، اما این روش هنوز به عنوان یک روند رسمی و پایدار در پروژه های اجرایی کشور جایگاه ثابتی نیافته و به طور کامل در فرایند مدیریت پروژه ها نهادینه نشده است. ریشه اصلی این مسئله را میتوان در موانع ساختاری و سازمانی، ضعف آموزشی، مشکلات مالی و محدودیتهای اجرایی و زمانی جستجو کرد. علاوه براین، فرهنگ صرفه جویی هنوز به طور کامل در جامعه نهادینه نشده است.
از آنجا که مهندسی ارزش بهطور گسترده در بسیاری از کشورها و حتی در برخی از طرحهای داخلی کشور بهعنوان یک ابزار قانونی مورد استفاده قرار گرفته است، میتوان با تقویت این بسترها، استفاده از آن را در پروژههای آبی گسترش داد. این امر نیازمند تبیین و تشویق بهرهبرداران و تصمیمگیرندگان به استفاده از این ابزار و تدوین دستورالعملها و راهکارهای قانونی است که استفاده از مهندسی ارزش را تسهیل کند.
در این راستا، پیشنهاد میشود که در سیاستگذاریهای اجرایی طرحهای کلان بخش آب و تخصیص بودجههای سنواتی، مهندسی ارزش بهعنوان یک رویکرد استاندارد و قانونی گنجانده شود. این رویکرد باید در مراحل اولیه برنامهریزی و تدوین طرحها مورد استفاده قرار گیرد تا به شناسایی بهترین راهکارها، تخصیص بهینه منابع و اولویتبندی پروژهها کمک کند. در واقع، مهندسی ارزش میتواند بهعنوان ابزاری برای تعیین پروژههایی که از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بیشترین تأثیر مثبت را خواهند داشت، عمل کند.
علاوه بر این، مهندسی ارزش میتواند بهویژه در تسهیل بازخوردگیری و ایجاد شفافیت در فرآیندهای اجرایی پروژهها مؤثر باشد. این روش با فراهم آوردن بستر مناسب برای تبادل ایدهها و نظرات، امکان شناسایی نواقص عمده طرحها را در مراحل مختلف پروژه فراهم آورد. بهاینترتیب، بهبود کیفیت نظارت و مدیریت بر طرحهای بخش آب که از وظایف ذاتی مجلس شورای اسلامی است، امکانپذیر میشود. با استفاده از مهندسی ارزش، علاوه بر ارتقای کارایی و اثربخشی پروژهها، میتوان نظرات مختلف متخصصان و ذینفعان را در فرآیند تصمیمگیری وارد کرد و به در تصمیمات همگرایی بیشتر بین همه ذیمدخلان دست یافت.
بهطور کلی، مهندسی ارزش بهعنوان یک روش علمی و کاربردی، میتواند چالشهای موجود در بخش آب را مدیریت کرده و راهحلهای بهینهتری ارائه دهد. از طریق شفافسازی فرآیندها و مشارکت دادن همه ذینفعان در تصمیمگیریها، این رویکرد میتواند زمینهساز بهبود کیفیت پروژهها و افزایش کارایی منابع در بخش آب باشد. به همین دلیل، ضروری است که در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای اجرایی، بهطور جدی از مهندسی ارزش استفاده شود تا مشکلات و چالشهای موجود تقلیل یافته و پروژههای آبی با صرفهجویی بیشتر، کیفیت بالاتر و تأثیرگذاری بیشتر اجرا شوند.
و در انتها پیشنهادات در راستای پیشبرد هرچه بهینهتر اهداف به شرح زیر ارائه میشود: