1.مقدمه
مزایدهها از دیرباز بهعنوان ابزاری کارآمد برای تخصیص منابع و کالاها در شرایط رقابتی شناخته شدهاند. در سادهترین شکل، این فرآیند شامل فروش یک کالای منفرد به بالاترین قیمت پیشنهادی است؛ بسیاری از مزایده ها تک کالایی یا تک خدمتی هستند، در این شرایط حراج گذار قصد فروش تنها یک کالا یا خدمت را دارد. در مزایده های پیچیده تر، چندین کالا یا خدمت مشابه و همگن به فروش میرسند. این مزایده ها سالهاست سابقه طولانی داشته و مطالعات زیادی درباره آنها انجام شده است.
در دنیای واقعی، بسیاری از معاملات شامل مجموعهای از کالاها یا خدمات ناهمگن هستند که تخصیص بهینه آنها به خریداران مختلف، نیازمند طراحی سازوکارهای پیچیدهتری نسبت به زمانی است که کالاها همگن هستند. بهویژه در مواردی که کالاها ماهیت مکمل یا جانشین دارند، انتخاب شیوه مناسب مزایده نقش تعیینکنندهای در دستیابی به نتایجی کارآمد، منصفانه و ضدتبانی ایفا میکند. برای مثال، در حالتی که فروشنده قصد دارد یک کالای غیرقابلتقسیم با ویژگیهای مشخص را به مزایده بگذارد، نیازی به تصمیمگیری درباره نحوه تجمیع اقلام برای ارائه به خریداران وجود ندارد. در این شرایط، مسائلی نظیر اینکه کدام اقلام با یکدیگر فروخته شوند یا به کدام خریدار اختصاص یابند، بیاهمیت است. اما زمانی که اقلام مزایده دارای ویژگیهای متفاوت باشند یا قابلیت تقسیم میان خریداران را داشته باشند، مسئله نحوه بستهبندی و تخصیص آنها پیچیدهتر خواهد شد.
این پیچیدگی در معاملات روزانه نیز قابل مشاهده است. بهعنوان نمونه، در فرآیند فروش داراییهای یک مزرعه پس از درگذشت مالک، میتوان کل دارایی را یکجا به فروش رساند، یا آن را به بخشهای مختلف تقسیم کرده و هر بخش را به خریداران متفاوت واگذار کرد. بهعنوان مثال، خانه و انبار ممکن است در قالب یک بسته به افرادی فروخته شود که به دنبال خانهای برای تعطیلات هستند. زمین کشاورزی ممکن است به کشاورزانی که در مجاورت آن زمین دارند واگذار شود. تجهیزات کشاورزی میتوانند جداگانه در بازار گستردهتری به فروش برسند و زیستگاه طبیعی مجاور جنگل یا رودخانه ممکن است به سازمانی محیطزیستی واگذار شود.
متأسفانه در ایران، علیرغم تنوع گسترده نیازهای مزایده ای کالاهای ناهمگن—از واگذاری پروژههای زیرساختی پیچیده تا فروش شرکتهای دولتی—هنوز غالباً از روشهای سنتیِ چندکالایی ساده برای تمامی سناریوها استفاده میشود. این سادهسازی مسئله بصورت ناکارآمد، سه معضل عمده را ایجاد میکند: اولاً، دارایی واگذار شده به فردی که ارزش بالاتری برای آن قائل است نمی رسد (کارایی کاهش یافته) و درآمد دولت از فروش کاهش مییابد. ثانیاً، با نادیده گرفتن روابط مکملی یا جانشینی بین اقلام، سبب کاهش انگیزه مشارکت فعال خریداران میشود. ثالثاً، فقدان سازوکارهای ضدتبانیِ متناسب با مزایدههای ترکیبی، ریسک فساد و تبانی بین پیشنهاددهندگان را تشدید مینماید. در شرایطی که اقتصاد ایران بهدنبال بهرهوری حداکثری منابع و شفافیت فرآیندهاست، تداوم این رویه ، ممکن است علاوه بر اتلاف بخشی از داراییهای عمومی، اعتماد ذینفعان به نظام تخصیص را نیز تضعیف کند. بنابراین لازم است با شناخت هرچه بهتر مزایده های ترکیبی، متناسب با شرایط خاص هر مزایده،از بهترین ابزارهای موجود برای تخصیص بهینه منبع بهره برد.
در چنین شرایطی مزایده ها را ترکیبی یا بستهای می نامند. برای مزایده های ترکیبی می توان روش های متنوعی بسته به شرایط خاص مسئله طراحی نمود. در ادامه چند نوع از مزایده های نسبتا رایج و مشهور این حوزه به اختصار معرفی میشوند.
2.معرفی مزایده های ترکیبی
الف) مزایده ترکیبی با پیشنهاد محرمانه
در این مدل، شرکتکنندگان تنها یک بار و بهصورت محرمانه پیشنهاد خود را برای یک یا چند بسته از اقلام ثبت میکنند. این بسته ها می توانند طبق صلاحدید مزایده گر شامل یک یا چند قلم از مجموعه مورد فروش باشند. پس از دریافت همه پیشنهادها، سیستم مزایده ترکیبی از آنها را انتخاب میکند که بیشترین درآمد ایجاد کند بطوریکه هیچیک از اقلام تکراری واگذار نشوند. مزیت اصلی این مدل در سادگی و سرعت اجرای آن است و همچنین شرکتکنندگان میتوانند با اطمینان از عدم افشای اطلاعات، بستههای ترکیبی مطلوب خود را پیشنهاد دهند. با این حال، چون هیچ اطلاعاتی از رفتار سایر شرکتکنندگان در اختیار نیست، احتمال اشتباه در برآورد قیمت و رفتار استراتژیک بالا میرود و این مسئله میتواند کارایی و درآمد انتظاری مزایده را کاهش دهد. این مدل بیشتر مناسب مواردی است که زمان برای برگزاری مزایده محدود است.
ب) مزایده همزمان چندمرحلهای
در این نوع مزایده، چندین قلم کالا بهطور همزمان و طی چندین دور بصورت باز به مزایده گذاشته میشوند. در هر دور، شرکتکنندگان قیمت فعلی(قیمتی که درحال حاضر پیشنهاددهندگان پیشنهاد داده اند) اقلام را مشاهده میکنند(به عنوان مثال روی صفحه کامپیوتر خود!) و میتوانند برای اقلام دلخواه پیشنهاد بدهند. در واقع افراد با مشاهده قیمت فعلی اقلام گوناگون برای هر کالا بصورت جداگانه اعلام میکنند که آیا در قیمت مذکور داوطلب خرید هستند یا خیر. بنابراین به ازای هر قیمت اعلامی، افرادی هستند که حاضرند کالا را در آن قیمت تهیه کنند و باقی افراد نیز دیگر داوطلب خرید کالا نیستند، به وضوح هرچه رقم اعلامی افزایش یابد، تعداد افراد داوطلب در هر مرحله کاهش می یابد و با افزایش قیمت کالاهایی که بیش از یک داوطلب خرید دارند به مقدار یک واحد، به مرحله بعد میرویم. درواقع تنها اگر برای یک قلم چند پیشنهاد وجود داشته باشد، قیمت آن در دور بعد افزایش مییابد. این فرایند مزایده تا زمانی ادامه مییابد که هیچکس حاضر به افزایش قیمت نباشدو در این مرحله افراد برنده و قیمتهای فروش کالا مشخص شده و مزایده پایان می یابد. این مدل کاملا برای تمام افراد در تمام مراحل شفاف است و به شرکتکنندگان اجازه میدهد در طول زمان استراتژی خود را تغییر دهند. با این حال، چون امکان ارائه پیشنهاد برای بستههای ترکیبی وجود ندارد، ممکن است افراد متقاضی چند قلم مکمل تنها در خرید برخی از اقلام برنده شوند که مطلوب نبوده و لذا رفتارهای استراتژیک رخ خواهد داد که می تواند باعث کاهش کارایی نتایج شود. این مدل برای اقلامی مناسب است که مکمل یکدیگر نیستند یا ارزش آن ها به یکدیگر وابسته نیست[1].
ج) مزایده ساعت ترکیبی دو مرحلهای
یکی از تفاوتهای بنیادین این نوع از مزایدات با نوع قبلی آن است که "به طور معمول"، در مزایده های همزمان چندمرحله ای امکان پیشنهاد روی بستههای ترکیبی وجود ندارد و افراد روی کالاهای مختلف بصورت منفرد قیمتگذاری را انجام میدهند اما در این مدل امکان پیشنهاددادن روی بسته ها و ترکیبات مختلف کالاها نیز علاوه بر کالاهای منفرد، ممکن است. بطور دقیقتر این نوع مزایده معمولا در دو مرحله انجام میشود. ابتدا در مرحله «ساعتوار»، قیمت اقلام به طور خودکار (در صورتی که تقاضا بیشتر از عرضه باشد: حداقل دو متقاضی برای یک بسته در قیمت تعیین شده) در چندین دور افزایش مییابد تا برای هر بسته حداکثر یک متقاضی باقی بماند. سپس در مرحله دوم، هر شرکتکننده با توجه به اطلاعات منتشر شده در مرحله اول یک پیشنهاد نهایی و محرمانه برای بسته انتخابی خود ثبت میکند. ذکر این نکته حائز اهمیت است که پیشنهادات مرحله دوم کاملا از پیشنهادات مرحله اول افراد مستقل نیست و بنابراین افراد انگیزه ندارند که در مرحله اول بدون توجه به ترجیحات واقعی خود پیشنهاد دهند، به عنوان مثال ممکن است قاعده مزایده به این صورت باشد که پیشنهادات مرحله دوم برای هر فرد، باید حداقل به اندازه پیشنهادات مرحله اول او باشد یا مثلا ممکن است افراد نتوانند ترتیب ترجیحات اعلامی خود در مرحله اول را در مرحله دوم تغییر دهند.(مثلا اگر فرد در مرحله اول بسته الف را به بسته ب ترجیح داده بود، در مرحله دوم نیز باید الزاما به نحوی پیشنهاد قیمت دهد که بسته الف برای او نسبت به بسته ب مرجح باشد.) در انتهای مرحله دوم، سیستم مزایده، ترکیبی از پیشنهادها را که بیشترین درآمد برای برگزارکننده ایجاد شود انتخاب میکند. این مدل به شرکتکنندگان اجازه میدهد ارزش واقعی خود را برای بستههای ترکیبی از اقلام بیان کنند و بهطور کلی نتایج کارآمدتری تولید میکند، اما طراحی و اجرای آن پیچیده است[2].
طراحی دقیق و متناسب مکانیسمهای مزایده در شرایط گوناگون اهمیت بسزایی دارد، چراکه انتخاب نادرست قالب مزایده میتواند پیامدهایی همچون تبانی میان شرکتکنندگان، کاهش سطح رقابت و تخصیص ناکارای منابع را در پی داشته باشد. برای نمونه در مزایده SMRA، امکان مشاهده رفتار رقبا در هر مرحله وجود دارد و این امر میتواند زمینهساز هماهنگیهای غیرصریح و تثبیت قیمتها در سطوح پایینتر شود؛ پدیدهای که نهتنها درآمد حاصل از فروش را کاهش میدهد، بلکه به تخصیص نامطلوب منابع نیز میانجامد. در مقابل، مزایدههای CCA که از پیشنهاددهی محرمانه در مرحله پایانی بهره میبرند، در برخی شرایط خاص توانستهاند از میزان تبانی بکاهند و کارایی بالاتری در تخصیص منابع فراهم آورند. با این حال، عملکرد این مکانیسمها به شدت به عواملی نظیر ساختار کالاها، تعداد شرکتکنندگان و شدت رقابت بستگی دارد. پژوهشهای متعددی با رویکردهای نظری و آزمایشگاهی به بررسی این موضوع پرداختهاند.(برای مثال، بیچلر و همکاران (۲۰۱۳) و آزبل و میلگرام (۲۰۰۶)) در مجموع، باید اذعان داشت که هیچ مکانیسم مزایدهای بهتنهایی برای تمامی شرایط بهینه نیست و انتخاب درست مستلزم تحلیل جامع از ساختار بازار، ویژگیهای اقلام مورد مزایده و پیشبینی رفتار شرکتکنندگان است [2-4].
۳.جمعبندی و نتیجهگیری
یکی از عوامل بسیار تعیینکننده در انتخاب نوع مزایده، اهدافی است که حراجگذار از برگزاری آن دنبال میکند. برای نمونه، زمانی که حراجگذار یک نهاد دولتی است، ممکن است اهدافی فراتر از صرفاً حداکثرسازی درآمد مطرح باشد و ملاحظاتی همچون حفظ تولید، جلوگیری از تکهتکه شدن داراییهای دولتی یا پایداری اشتغال نیز مدنظر قرار گیرد. این موضوع بهویژه در فرآیندهایی مانند واگذاری داراییهای عمومی یا خصوصیسازی بنگاهها اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی میتوان با بهرهگیری از ترکیب مزایدههای مختلف و اعمال قواعدی خاص، سازوکاری متناسب با اهداف سیاستگذار طراحی کرد.
مثلا در حالتی که ذکر شد، یکی از این سازوکارها میتواند استفاده از مزایدههای ترکیبی باشد به نحوی که در آن ابتدا بستههای مختلفی از ماشینآلات با نظر کارشناسان تعریف شده و شرکتکنندگان روی همه این بستهها، هر قلم بهصورت جداگانه، و همچنین کل مجموعه کارخانه پیشنهاد قیمت ارائه دهند. سپس، یک مزایده صعودی برگزار شود که در آن در هر مرحله، ترکیبی از پیشنهادات که بیشترین درآمد را ایجاد میکند بهعنوان برنده موقت انتخاب شود. این روند تا زمانی ادامه مییابد که دیگر هیچ پیشنهاد جدیدی ارائه نشود. در پایان، اگر برنده نهایی فردی باشد که پیشنهاد خرید کل کارخانه را داده، مزایده خاتمه مییابد. اما اگر پیشنهادهای برنده مربوط به مجموعهای از افراد باشد که بخشهای مختلف کارخانه را بهطور جداگانه خریداری کردهاند، مزایده وارد مرحله دوم میشود که پیشنهاددهی افراد تنها روی کل کارخانه و بصورت مهروموم است. درنهایت اگر برنده دور دوم قیمتی بالاتر از مجموع قیمت های افراد برنده در دور اول (برای بخش های منفصل کارخانه) پیشنهاد داده بود برنده نهایی مزایده می شود و در غیر اینصورت برندگان نهایی مزایده همان نفرات برنده دور اول خواهند بود و قطعات کارخانه بصورت جداگانه فروخته خواهد شد. همچنین میشود از ابتدا تصمیمگیری بر اساس مقایسه درآمد حاصل از دو حالت انجام شود و اگر اختلاف آنها از یک عدد آستانه (که بیانگر ارزش حفظ یکپارچگی تولید است) کمتر باشد، خریدار کل کارخانه برنده اعلام میشود و در غیر این صورت، همان ترکیب خریداران بخشهای جداگانه بهعنوان برنده نهایی در نظر گرفته میشوند.
البته باید توجه کرد که سازوکارهای بالا صرفا مثال بوده و بسته به جزئیات حاکم بر فضای مزایده و قواعد آن و اهداف سیاستگذار، طراحی مزایده بهتر است بصورت تخصصی و جزئی و بسته به مسئله مورد نظر صورت گیرد.