نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
استادیار جمعیت شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد
کلیدواژهها
خلاصه مدیریتی
سالخوردگی جمعیت در کشورهای توسعهیافته بهصورت تدریجی بهآرامی و طی بیش از دو قرن گذشته رخداده است، ازاینرو این اقتصادها زمان کافی برای برنامهریزی در خصوص مواجهه با این تغییر ساختار سنی را داشتهاند. چالشهای اقتصادهای نوظهور که ایران در این اقتصادها قرار دارد، جنس متفاوتی دارد، چون جمعیتشان در برابر یک تغییر سریع در ساختار سنی قرار گرفتهاند. کاهش چشمگیر نرخهای باروری و همچنین کاهش نرخهای مرگومیر، ساختار سنی را طی چند دهه تغییر داده است و این امر مستلزم واکنش سریع به نیازها و تقاضاهای متفاوت گروههای سنی در حال گسترش و همچنین در حال انقباض است. بنابراین در این کشورها ازجمله ایران نیاز است که خیلی سریع ویژگیهای جمعیتشناختی در زمان حال و آینده بررسی شود و تأثیرات نهادها روی آنها و تأثیر متقابل آنها روی نهادها در جامعه شناخته شود.
با توجه به اینکه برنامههای توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به آیندهنگری در مورد خصوصیات و اندازه جمعیت نیاز دارد، پیشبینی در مورد اندازه و ساختار سنی جنسی، میزان رشد جمعیت، ترکیب و توزیع و ... در عصر حاضر بهعنوان عامل اصلی موفقیت جریان برنامهریزی توسعه شناخته شده است. آشنایی از روند تغییرات جمعیتی در هر کشور، پایه و مبنای تدوین برنامهها و سیاستهای جمعیتی است. سطح جمعیت پیشبینی شده، پایه تصمیمگیریهای مربوط به سرمایهگذاری در زمینه ایجاد مدارس، بیمارستانها، جادهها، تسهیلات رفاهی؛ مسکن، سطح فعالیت اقتصادی، عرضه و تقاضای کالا و تأمین نیرو و ... است. بنابراین پیشبینی روند جمعیت از گذشته تاکنون و پیشبینی تغییرات آن در آینده ضروری است.
فراهم شدن زمینههای شناخت روند سالمندی جمعیت ازآنرو لازم است که این جمعیت به لحاظ ویژگیهای خود، نیازها و تواناییهایی دارد که برای برخورداری از زندگی مناسب باید به آنها توجه شود و میتوان گفت شناخت روند سالمندی در حال و آینده کمک به تدوین سیاستهای مناسب و مرتبط به آن میکند. دو نکته مفقوده در بحثهای سالخوردگی ساختار سنی کشور وجود دارد؛ یکی عدم توجه به تعداد سالمندان در حال حاضر و دیگری وضعیت کنونی افرادی است که در آینده قرار است اوج سالخوردگی کشور را تشکیل دهند. درواقع به نوعی سیاستهای کشوری تنها به تعریف سالخوردگی توجه کرده و در پی افزایش باروری در جهت کاهش نسبت سالمندان از کل جمعیت است. این موضوع باعث شده است که به نوعی خود جمعیت سالمندان دچار غفلت واقع شوند. با هر شرایطی که بخواهیم در آینده به باروری توجه داشته باشیم؛ نباید فراموش کنیم که در آیندهای نهچندان دور کشور ایران با ۱۰ میلیون جمعیت 65 ساله و بالاتر برخوردار خواهد بود. تعداد افراد سالمند کشور (65 ساله و بالاتر) در سال 1400 به حدود 5.5 میلیون رسیده و در سال 1415 به 10 میلیون نفر و در سال 1420 به بیش از 13 میلیون نفر میرسد. درواقع نظام تأمین اجتماعی کشور ایران باید منتظر تأمین اجتماعی و مراقبت بهداشتی از یک جمعیت بالغ بر سه برابر چیزی باشد که در حال حاضر وجود دارد. تغییر یا عدم تغییر در باروری هیچ تأثیری بر این موضوع نداشته و سیاستهای ما باید توجه خود را به خود این جمعیت جلب کنند و نیازهای آنها را بشناسند تا توان برنامهریزی و تشکیل زیرساختها برای اداره کردن آنها را داشته باشند.
راز حرکت به سمت یک سالخوردگی موفق در عبور از جوانی موفق و استفاده از تواناییهای دوران جوانی بهعنوان ذخیرهای برای دوران کهنسالی سالمندی است. جوانانِ سالمند فردای ایران، خوشبختانه امروزه از سطح سواد بالایی برخوردارند، با برنامهریزی و استفاده بهینه از استعدادهای این جوانان، سالمندی آنان نیز بهینه خواهد شد. داشتن سبک زندگی سالم در دوران جوانی میتواند امید به سالمندی سالم و شاداب را به همراه داشته باشد. نباید از تغییرات اقتصادی و اجتماعی در تحلیل آینده سالمندی غافل بود. سالمندان آینده کاملاً از سالمندان کنونی متفاوت خواهند بود. در سالهای آینده که تعداد و نسبت بالاتر جمعیت سالمندان به شکل ساختار سنی سالخورده پدیدار میشوند، سالمندان از نرخهای باسوادی بالاتر و احتمالاً از حمایتهای رسمی و تأمین اجتماعی بیشتری نسبت به سالمندان کنونی بهرهمند خواهند بود، اگرچه کاهش باروری تعداد فرزندان والدین را کاهش خواهد داد و مهاجرت ممکن است آنها را از دسترس والدین سالمند دور کند. درواقع از نگاه جمعیتشناسان اگر کاهش باروری کیفیت زندگی سالمندان را تهدید کند از طریق کوچک شدن شبکههای خویشاوندی بر رفاه و بهزیستی آنها اثر خواهد گذاشت.
سالخوردگی جمعیت کشور به سمت زنانه شدن است و زنان کشور در مقابل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار آسیبپذیرند. توانمندسازی زنان از ضروریات سالمندی فعال و موفق است. نظام سلامت در ایران باید این پتانسیل را داشته باشد که طی سالهای آینده بهکلی دگرگون شده و اهداف سیاستی خود را در راستای نیازهای جمعیت سالمند دگرگون سازد. بیماریها و مرگهای نوظهور در این دوره دارای ویژگی خاصی است. گروه بزرگی از مرگهای این دوره حاصل بیماریهای درمانناپذیر و گروه دیگری از مرگها بهکلی ماهیت بیماری، در مفهوم پزشکی را ندارند. سرطانها، بیماری قلب و عروق و بسیاری از بیماریهای مزمن دیگر را صرفاً با پیشگیری میتوان درمان کرد. تصادفات، خودکشی و قتل را نیز صرفاً با سیاستهای اجتماعی میتوان پیشگیری کرد. بنابراین نظام سلامت در ایران و ازجمله در کل جهان باید به سمتی حرکت کند که از تأکیدات درمانی و پزشکی کاسته شده و بر برنامههای پیشگیرانه و اجتماعی بیافزاید. سلامت در آینده بیش از آنکه پزشکی و درمانگرا باشد، باید اجتماعی پیشگیرانه باشد. در این راستا نیاز است که از همین الان شروع کرده و جوانان امروز که سالمندان فردا هستند را با سبک زندگی سلامتمحور و پیشگیرانه آشنا کرده و با آموزش رفتارهای اجتماعی، آنها را بهصورت فعال و سالم به دوران سالمندی هدایت کنیم.
سالخوردگی در ایران سریع، چشمگیر و حتمی خواهد بود و از اهداف سیاستگذاری، آماده شدن برای این وضعیت است.
مقدمه
براساس بررسی مرکز آمار، در سال 1335 جمعیت ایران در حدود 19 میلیون نفر برآورد شده و در شهریور سال 1401 جمعیت به عدد 84.645 میلیون نفر رسیده است. درواقع در این دوره 66 ساله جمعیت کشور بیش از چهار برابر شده است.
ویژگیهای حال حاضر جمعیت در ایران متمرکز بر جوانان است. نسل متولدان اواخر دهه پنجاه و شصت، بهعنوان بزرگترین گروه جمعیت ایران هستند. بزرگترین گروههای جمعیتی ایران در سنین 30 تا 45 سالگی با جمعیتی حدود 24 میلیون نفر در سال 1401 قرار دارند.
در ایران اواسط دهه هشتاد حجم جمعیتی ناشی از افزایش باروری وارد سنین کار و فعالیت اقتصادی (۶۵-۱۵ سالگی) شده و تا نیمه دهه 1420 در این سنین خواهند بود و لذا وضعیتی به نام «پنجره جمعیتی» را در این دوره بهوجود آورده است.
از ویژگیهای مثبت جوانان حال حاضر کشور ایران، در کنار حجم بسیار بالای آنها، بالا بودن درصد باسوادی و تحصیلات عالیه در بین آنهاست. فرصتی که اگر بهدرستی از آن استفاده شود و مهارتهای فراگرفته شده در دوران تحصیل، با مهارتهای مورد نیاز مشاغل کشور منطبق شود و جوانان را به سمت اشتغال سوق دهد، میتواند رمز موفقیت پنجره جمعیتی در ایران باشد.
از ویژگیهای منفی دوران جوانی در جمعیت ایران، درصد بالای بیکاری، تأخیر در سن ازدواج و تشکیل خانواده و تأخیر در فرزند آوری است که به کاهش باروری در کل کشور منجر شده و نگرانی در مورد سالمندی جمعیت در آینده را بهوجود آورده است.
بدینترتیب، چالشهای جمعیتی حال حاضر و آینده ایران، به نحوه بهرهبرداری از فرصت پنجره جمعیتی بستگی دارد. بهرهبرداری از فرصت پنجره جمعیتی و تبدیل آن به فرصت اقتصادی و اجتماعی مستلزم توانمندی و مقتدرسازی جوانان برای توسعه اقتصادی، گسترش فرصتهای شغلی، سرمایهگذاری مطلوب، بهبود کیفیت سرمایه انسانی و فراهم کردن فرصتهایی برای حضور زنان در بازار کار است. در این میان، مهمترین بستر تبدیل پنجره جمعیتی به توسعه گسترش فرصتهای شغلی بهویژه برای جوانان تحصیلکرده در کشور است. بنابر نتیجه گرفته شده بهصورت ویژه میتوان پیشنهادهای سیاستی زیر را در راستای موفقیت برنامهریزیهای مرتبط با سیاست جمعیتی در کشور گوشزد کرد:
- توجه به اشتغال جوانان تحصیلکرده،
- توجه به تشکیل خانواده و جلوگیری از تأخیر بیشتر سن ازدواج،
- توجه به فرزند آوری جوانان و کمک به فرزند آوری پس از ازدواج آنها.
سیاستهای موجود
خوشبختانه با توجه به آگاهی افراد و متخصصان از اهمیت موضوع جمعیت در برنامهریزیها و همچنین تأکیدات مقام معظم رهبری بر موضوع جمعیت در سخنرانیهای مختلف و قرار دادن آن در سیاستهای کلان ابلاغی کشور، در سالهای اخیر سیاستهای جمعیتی مختلفی در حال اجراست. عمده تأکید سیاستهای موجود بر تشویق افزایش فرزند آوری و تشویق در کاهش سن ازدواج بوده است.
ضعف سیاستهای موجود
با وجود اهمیت سیاستهای جمعیتی موجود، نقاط ضعفی نیز در سیاستها موجود است که در زیر به آن پرداخته شده است:
فهم ناقص از شاخصهای باروری منجر به این شده است که سیاستهای تشویقی فرزند آوری در کشور عمدتاً بر فرزند سوم و بالاتر باشد، درواقع ازآنجاییکه میزان باروری کل در کشور به حدود 1.7 (فرزند به ازای هر زن 15 تا 49 ساله) رسیده است و سیاستگذاری آینده آن در جهت افزایش میزان باروری به 2.5 است، لذا سیاستگذار باروری بالای دو فرزند را راهی برای افزایش باروری به بالای 2 دیده است. بااینحال باید متذکر شد که میزان باروری، حاصل میانگین فرزند آوری کل زنان 15 تا 49 ساله کشور در یک سال است. هر فرزندی که زنان در یک سال به دنیا میآورند نقش یکسانی بر میانگین تعداد فرزند آوری خواهد داشت. ازاینرو سیاستگذاری جمعیتی باید مشوق همه فرزندان به دنیا آمده در کشور باشد و نه فرزندان با یک رتبه مشخص.
براساس مطالعات صورت گرفته، آنچه میانگین باروری کل را در ایران کاهش داده، وجود تعداد بالای زنان با باروری صفر است که زنان ازدواج نکرده، زنان ازدواج کرده بدون فرزند، زنان مطلقه و بیوه بدون فرزند و زنان نابارور را شامل میشود. هرگونه تلاش برای خارج کردن این گروه زنان از وضعیت باروری صفر به باروری یک فرزند، نقش اساسی در افزایش میانگین باروری در کشور خواهد داشت. بااینحال در مشوقهای فرزند آوری، فرزند اول جای زیادی را به خود اختصاص نداده است.
در حوزه ازدواج نیز وضعیت مشابه وجود دارد و بسیاری از دختران دهه شصت در کشور با مضیقه ازدواج مواجه بوده و در سنین بالا در وضعیت مجرد قرار دارند. در زمینه ازدواج نیز همه ازدواجها اثر مثبت بر باروری کشور خواهد گذاشت، لذا باید در سیاستهای جمعیتی در کنار تشویق ازدواجهای سنین پایین، مشوقهایی را برای افراد مواجه با تأخیر ازدواج نیز ایجاد کرد تا این گروه از افراد، با تأخیر بیشتر در زمینه ازدواج مواجه نشوند. دیگر زمینه مرتبط با ازدواج که در سیاستگذاری از آن غفلت شده است، افزایش طلاق در کشور است. طلاق به دور شدن زنان از بارداری منجر شده و فرزندپروری زنان را با مشکل مواجه میکند. سیاستگذاری در جهت کاهش طلاق و همچنین فرهنگسازی برای ازدواج مجدد زنان طلاق گرفته میتواند از سیاستهای غیرمستقیم و اثرگذار بر افزایش باروری در کشور باشد.
در حوزه مهاجرت نیز خروج هر جوان از کشور به کاهش نرخ رشد جمعیت کشور بهصورت کلی و بهصورت ویژه به کاهش نیروی کار تحصیلکرده و جوان منجر خواهد شد و ازطرفی خروج جوانان، به معنی از دست رفتن نیروی با قابلیت ازدواج و باروری بوده و بر کاهش باروری در کشور اثرگذار خواهد بود. لذا در سیاستگذاری جمعیتی باید توجه ویژهای به ماندگاری جوانان شود و عدم خروج جوانان از کشور بهمثابه فرزند آوری مورد توجه و حمایت قرار گیرد.
جمعیت ایران در آینده و الزامات سیاستگذاری
مهمترین نتیجه بررسی انجام شده این است که بهدلیل تغییرات سریع رخداده در باروری و مرگومیر کشور ایران، سرعت تغییرات ساختار سنی در آینده قطعی است. درواقع ویژگیهای جمعیتی کشور طی زمان بهسرعت تغییر خواهند کرد و در ۱۰ سال آینده نیازهای سیاستگذاری با توجه به جمعیت دگرگون میشود. عامل اصلی این تغییرات افزایش سریع باروری در دهه شصت و کاهش سریعتر آن در دو دهه بعدی است و باعث ایجاد تورم در هرم جمعیتی کشور شده است. هرچه در زمان پیش میرویم و جمعیت دهه شصت به سنین بالاتر میرسند، نیازهای مرتبط با سن آنها نیز در ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور برجسته میشود. با ورود این جمعیت بزرگ در سالهای 1430 به بعد به سنین سالمندی، تعداد سالمندان در کشور افزایش خواهد یافت و درنتیجه نیازهای مرتبط با این افراد در آینده برجسته میشود. با توجه به سرعت وقوع این تغییرات باید سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی بهصورت مستمر تغییرات جمعیتی را رصد کنند و با نگاه ویژه به افزایش جمعیت سالمند در کشور، آمادگی لازم را برای رسیدن به این دوره داشته باشند.
در کنار تغییرات جمعیتی منجر به افزایش تعداد جمعیت سالمند در کشور، سایر تغییرات اقتصادی و اجتماعی نیز در ورود به دوره سالمندی اهمیت دارد. جهت روشن شدن مطلب باید اشاره شود که در گذشته حمایت از سالمندان معمولاً از طریق توافقات غیررسمی خانواده و جامعه ارائه میشد و سن یکی از عوامل قشربندی اجتماعی محسوب میشد، اما امروزه اینگونه توافقات و ارائه حمایتهای مورد نیاز سالمندان تقریباً در همهجا رو به تضعیف است و سن و سال بهعنوان یک امتیاز اجتماعی ارزش و اهمیت خود را از دست داده است. در کنار فرهنگسازی برای حفظ ارزش و جایگاه سالمندان در جامعه، ایجاد و تقویت مؤسسههای غیردولتی، انجمنهای عمومی، خیریه و ... در زمینه حمایت از سالخوردگان ضروری بهنظر میرسد و البته مهمتر از ایجاد این مؤسسهها، آمادهسازی فرهنگی برای پذیرش این موسسههاست چراکه در جامعه ارزشی ایران حمایتهای غیرخانوادگی از سالمندان تا حدی مورد سرزنش هم ازطرف سایرین و هم ازطرف خود سالمندان است.
در اکثر جوامع پیشرفته امروزی حمایت از سالمندان ازسوی مراقبتهای بهداشتی دولتی و سازمانهای بازنشستگی خصوصی ارائه میشود. این برنامهها در کم کردن و از بین بردن شکاف موجود در درآمدها و منابع، بین سالمندان و جمعیت واقع در سنین کار موفقیتآمیز بوده و میزان فقر در میان سالمندان را بهطور اساسی کاهش داده است.
اساساً در برنامهریزیها هم تعداد سالمندان و هم نسبت سالمندان در کل جمعیت باید مورد توجه قرار گیرند. در سیاستگذاریهای کلان ملی، تعداد سالمندان درواقع بیانکننده تعداد تختهای بیمارستانی مورد نیاز در آینده، تعداد افراد متخصص طب سالمندان، کمکهای بهداشتی و تعداد خانههای سالمندی مورد نیاز برای آینده است، نسبت سالمندان در یک جمعیت بیانکننده تعداد افراد مورد نیاز در سنین کار و فعالیت برای ارائه حمایتهای مالی به اشخاص سالمند و تعداد مددکاران و افراد متخصص طب سالمندی و پرسنل مورد نیاز برای آموزش و فعالیت در خانههای سالمندی است.
در حوزه سلامت اگر عوامل خطرساز محیطی و فردی، بیماریهای مزمن و کاهشدهنده عملکرد در حد پایین نگه داشته شوند و ازسویی عوامل حمایتکننده از سالمندان بالا نگه داشته شوند، افراد هم از زندگی طولانیتر و هم باکیفیت بالاتر لذت خواهند برد. آنها در سلامت به سر خواهند برد و میتوانند زندگیشان را همچنانکه مسنتر میشوند کنترل کنند. درنتیجه تعداد کمتری از سالمندان به مراقبتهای پزشکی و خدمات هزینهبر نیاز خواهند داشت.
در حوزه نیروی کار و مشارکت نیز اگر بازار کار، استخدام، آموزش، برنامهها و سیاستهای بهداشتی و اجتماعی از مشارکت کامل سالمندان در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بهره برد، و براساس حقوق اولیه انسانی آنها، از تواناییها و نیازها و ترجیحات آنها حمایت کنند، آنها میتوانند سهم بزرگی در فعالیتهای مختلف اقتصادی و اجتماعی، چه دستمزدی چه غیردستمزدی، داشته باشند.
در راستای سالمندی جمعیت در کشور نیاز است سیاستهای زیر مدنظر باشد:
توجه به افزایش درصد و تعداد سالمندان در آینده جمعیتی کشور و ایجاد زیرساختهای مورد نیاز جمعیت سالمند در آینده،
شناخت ویژگیهای سالمندان در جامعه و شناخت نیازهای سالمندان، در جهت رفع مناسب آنها،
توجه به سبک زندگی افراد در دوران جوانی و میانسالی در جهت داشتن دوره سالمندی فعال و سالم،
توجه به وضعیت فرزند آوری و ازدواج در جهت افزایش جمعیت گروههای سنی پایین بهعنوان نیروی جایگزین سالمندان در آینده.
بیان مسئله
سالخوردگی جمعیت فرایندی شناخته شده بهعنوان پیامد انتقال جمعیتشناختی است که در آن باروری و مرگومیر از سطوح بالا به پایین کاهش پیدا میکند. مهمترین عوامل مؤثر بر سالخورده شدن جمعیت، کاهش مرگومیر، خصوصاً مرگومیر نوزادان و کودکان و کاهش اساسی و مستمر باروری و به تبع آن کاهش رشد جمعیت است که باعث تغییرات اساسی در ساختار سنی جمعیت اکثر جوامع ازجمله ایران شده است.
در سال 2030، نزدیک به نیمی از جمعیت جهان (44.7 درصد) بالای 50 سال خواهند داشت، یک چهارم جمعیت بالای 65 سال و 12.7 درصد نیز بالای 75 سال خواهند بود. طول عمر در حال افزایش است و پیشبینی میشود امید به زندگی نوزادان تازه متولد شده در اروپا بیش از 100 سال شود. مطابق پیشبینیها، در پایان قرن بیستویکم، اروپا بیش از 5 میلیون نفر جمعیت بالای 100 سال خواهد داشت (سازمان ملل 2017). در حال حاضر در اکثر کشورها ازجمله ایران جمعیت در سن کار بیشتر از جمعیت وابسته است. بهطوریکه در کل دنیا، تعداد افراد در سن کار، پنج برابر جمعیت افراد بالای60 سال است. این نسبت در سال2050 به زیر سه برابر میرسد. نهتنها نسلهای بزرگ در سن کار به سنین پیری وارد خواهند شد، بلکه در بسیاری از کشورها از مزایای افزایش عمر بهرهمند خواهند شد و بسیاری از آنها دهه هشتاد و نود سالگی را تجربه خواهند کرد. این تغییرات جمعیتی پیامدهای چشمگیری بر مقولات زیر خواهد داشت: عرضه اشتغال؛ ساختار خانواده؛ تقاضای خدمات رفاهی و بهداشتی؛ الگوهای مصرف و پسانداز؛ ارائه مسکن و حملونقل؛ اوقات فراغت و رفتار جمعی؛ شبکهها و تعاملات اجتماعی. افزایش آگاهی دولتها و سیاستگذاران از پیامدهای سالخوردگی جمعیت، فرضیه بار جمعیتشناختی را گسترش میدهد[1]. پیشبینیها حاکی از فروپاشی خدمات ملی سلامت و حتی اقتصادها در اثر افزایش تقاضای خدمات بهداشتی و حقوق بازنشستگی است. این احتمال میرود که خانوادهها هم نتوانند کسری و کمبود بودجه عمومی را در حوزههای خدمات عمومی پوشش دهند. بنابراین جوامعی که افراد بازنشسته و سالخورده، نسبت بالایی از جمعیت آنها را شامل میشوند، پیامدها و تبعات اقتصادی خاصی گریبانگیرشان خواهد بود.
شواهد اخیر مبتنیبر سرشماری 1395 در ایران نشان میدهد که آهنگ پیری رشد بیشتری در پیش گرفته است. با وجودی که باروری از اوج خود در اوایل دهه 1360 به سطح پایین و در حد جانشینی در دهه 1380 سقوط کرده و رشد جمعیت را به کمتر از 1/7 درصد در سالهای 1390-1365 کاهش داده است، جمعیت سالمند 60 ساله و بیشتر به نرخ رشد سالیانه بیش از 5 درصد در همان دوره رسیده است. درواقع کاهش باروری که هنوز اثر آن بر تغییر جمعیت سنین بزرگسال و سالمند آشکار نشده و سالها به تعویق میافتد، هیچ نقشی در تغییر تعداد جمعیت سالمندان نداشته، بلکه این رشد چشمگیر ناشی از افزایش شانس زنده ماندن تا سنین سالمندی است. چنین پدیدهای را جمعیتشناسان سالخوردگی فردی نامیدهاند. ظهور آثار سالخوردگی فردی اولین مرحله از سالخوردگی جمعیت ایران را شکل میدهد و پیشبینی میشود در سال 1435 جمعیت 65 سال به بالا در ایران 17 درصد جمعیت باشد و وارد سالخوردگی جمعیت شود.
سالخوردگی جمعیت در کشورهای توسعهیافته بهصورت تدریجی طی بیش از دو قرن رخداده است، ازاینرو این اقتصادها زمان کافی برای برنامهریزی در خصوص مواجهه با این تغییر ساختار سنی را داشتهاند[1]. چالشهای اقتصادهای نوظهور که ایران هم با آن مواجه است، جنس متفاوتی دارد، چون در برابر یک تغییر سریع در ساختار سنی جمعیتشان قرار گرفتهاند. کاهش چشمگیر نرخهای باروری و کاهش مداوم نرخهای مرگومیر، ساختار سنی آنها را طی چند دهه تغییر داده است و این امر مستلزم واکنش سریع به نیازها و تقاضاهای متفاوت گروههای سنی در حال گسترش و همچنین در حال انقباض است. بنابراین در این کشورها ازجمله ایران نیاز است که خیلی سریع ویژگیهای جمعیتشناختی یک جمعیت در زمان حال و آینده شناخته شود و تأثیرات نهادها روی آنها و تأثیر متقابل آنها روی نهادها در جامعه شناخته شود.
با توجه به اینکه برنامههای توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به آیندهنگری در مورد خصوصیات و اندازه جمعیت نیاز دارد، پیشبینی در مورد اندازه و ساختار سنی جنسی، میزان رشد جمعیت، ترکیب و توزیع و ... در عصر حاضر بهعنوان عامل اصلی موفقیت جریان برنامهریزی توسعه شناخته شده است. آشنایی از روند تغییرات جمعیتی در هر کشور، پایه و مبنای تدوین برنامهها و سیاستهای جمعیتی است، سطح جمعیت پیشبینی شده، پایه تصمیمگیریهای مربوط به سرمایهگذاری در زمینه ایجاد مدارس، بیمارستانها، جادهها، تسهیلات رفاهی؛ مسکن، سطح فعالیت اقتصادی، عرضه و تقاضای کالا و تأمین نیرو و ... است. بنابراین پیشبینی روند جمعیت از گذشته تاکنون و پیشبینی تغییرات آن در آینده ضروری است.
فراهم شدن زمینههای شناخت روند سالمندی جمعیت ازآنرو لازم است که این جمعیت به لحاظ ویژگیهای خود، نیازها و تواناییهایی دارد که برای برخورداری از زندگی مناسب باید به آنها توجه شود و میتوان گفت شناخت روند سالمندی در حال و آینده کمک به تدوین سیاستهای مناسب و مرتبط به آن میکند. در این گزارش سعی شده است تا بر روند سالمندی جمعیت در کشور از 1335 تا 1395 مروری داشته باشد و با توجه به سناریوهای مختلف روند پیری جمعیت را پیشبینی کند و به تدوین سیاستهای مربوطه و پیشنهادهای سیاسی بپردازد. بنابراین سؤالهایی که در مطالعه حاضر برای پاسخ به آنها خواهد بود به شرح زیر است:
*حجم و تغییرات آینده جمعیت در کشور ایران به تفکیک گروه های سنی چگونه خواهد بود؟
*تغییرات ساختار ســنی جمعیت در ایران چگونه است و ایران چه زمانی وارد فاز سالمندی جمعیت خواهد شد؟
* وضعیت پنجره جمعیتی در ایران چگونه است؟
*آیا ویژگی های جمعیتی سالمندان در آینده تغییر خواهد کرد؟
*چه سیاست های جمعیتی در تکمیل سیاســت موجود جمعیتی، متناسب با تغییرات جمعیت در کشور باید تدوین شود؟
در.تکمیل.گزارش.حاضر.و.با.استفاده.از.نتایج.جمعیت.پایه.بدست.آمده.
درمطالعه حاضر، در گزارش های بعدی به سوالات مرتبط با تغییرات ساختار سنی جمعیت در کشور به شرح زیر پرداخته خواهد شد:
جمعیت و امنیت در ایران:
* تغییرات جمعیت در ایران چه پیامدهای امنیتی را به دنبال خواهد داشت؟(تغییرات جمعیت دارای توان نظامی در آینده کشور)
*تغییرات جمعیت در ایران چه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت؟
جمعیت و شهرنشینی در ایران:
جمعیت، سواد وتحصیلات در آینده ایران
جمعیت، خانوار،و نیاز ساخت مسکن در ایران
جمعیت، وضع فعالیت و نیاز اشتغال زایی در ایران
1.مطالعات حوزه ساختار سنی و سالمندی جمعیت در ایران
مطالعات حوزه ساختار سنی جمعیت در ایران را میتوان در چهار حوزه مطالعاتی کلی تقسیم کرد: 1. بررسی تغییرات ساختار سنی جمعیت، 2. پیامدهای تغییرات ساختار سنی جمعیت، 3. تغییرات جمعیتی و سیاستگذاری، 4. عوامل مؤثر بر تغییرات ساختار سنی. بیشتر مطالعات روی پیامدهای تغییرات ساختار سنی جمعیت صورت گرفتهاند. پسازآن بررسیهای صورت گرفته در حوزه تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور حجم چشمگیری از مطالعات را به خود تخصیص داده و دومین موضوع مهم مورد نظر پژوهشگران بوده است. دو حوزه دیگر یعنی تغییرات جمعیتی و سیاستگذاریها و عوامل مؤثر بر تغییرات ساختار سنی جمعیت نیز حجم بسیاری از مطالعات را به خود اختصاص دادهاند[2]. مطالعه ساختار سنی معمولاً با استفاده از شاخصهایی چون نسبت جمعیت در گروههای سنی بزرگ، نسبتهای وابستگی، میانه و میانگین سنی و همچنین تستهایی چون تست ورتهایم و ورنر و ... انجام میشود و براساس این شاخصها به طبقهبندیهایی از ساختار سنی جمعیتها تحت عناوین جوان، میانسال و در حال گذار، پیر و سالخورده و ... صورت میگیرد. در مطالعات صورت گرفته در مورد ساختار سنی ایران نیز اکثر مطالعات از چنین روندی استفاده کردهاند.
در فصلنامه علوم رفتاری[3] با استفاده از تست ورتهایم و ورنه به بررسی تغییرات ساختار سنی کشور در دوره زمانی 1335 تا 1385 پرداخته شده است و با توجه به نتایج این شاخصها نظر به جوانی کشور در دوره 1335 تا 1345 و شدیدتر شدن این جوانی در دوره 1355 تا 1365 داشته و اینکه بعد از سالهای 1365 از شدت این جوانی کاسته شده و در دوره 1375 تا 1385 سرعت این کاهش شدیدتر میشود. در همایش جمعیتشناسی ایران[4] نیز علاوه بر تست ورتهایم نسبتهای وابستگی نیز در دوره مذکور محاسبه شد و نظرات مشابه بهدست آمد. بررسیهای آمار رسمی ایران[5] نیز در مطالعهای با استفاده از تست ورتهایم و سایر شاخصهای مرتبط با ساختار سنی چون درصد افراد در گروههای سنی بزرگ در سالهای 1345 تا 1385 پرداخته و با مقایسه نرخ رشد سالمندان در مقابل نرخ رشد جمعیت کشور به روند شدید سالمندی در آینده کشور اشاره میکند. در همایش جمعیتشناسی ایران [6] نیز در بررسی تحولات ساختار سنی جمعیت کشور در دوره زمانی 1330 تا 1390 به نتایج مشابه اشاره دارند و روند کاهش از جوانی شدید و تغییر در جهت سالخوردگی را در اواخر این دوره مورد توجه قرار میدهند. بررسی و تحلیل مسائل و چالشهای جمعیتی ایران [7] ساختار سنی کشور را در دوره زمانی 1335 تا 1381 با استفاده از توزیع جمعیت در گروههای سنی بزرگ مورد بررسی قرار داده و بر تأثیر تغییرات روند ساختار سنی در نسبتهای وابستگی پرداخته است. در بررسی مجله علوم انسانی دانشگاه اصفهان [8] روی ساختمان سنی کشور در دوره زمانی 1345 تا 1365 نیز با استفاده از شاخصهایی چون نسبت جمعیت در گروههای سنی، میانه و میانگین سنی و مقایسه آنها با سایر کشورهای منطقه، نظر بر جوانی شدید کشور در مقایسه با سایر کشورهاست.
در گروه دیگری از مطالعات علاوه بر روندهای گذشته به پیشبینی روندهای آینده تحولات ساختار سنی جمعیت پرداخته شد. در ششمین همایش جمعیتشناسی ایران [9] با استفاده از معیارهای شرایاک و سیگل در مورد شاخصهایی چون میانه سنی، نسبت جمعیت جوان و شاخص سالخوردگی به مرحلهبندی گذار ساختار سنی جمعیت کشور در دوره زمانی 1330 تا 1450 پرداخته شد و نظر بر این بود که دوره زمانی قبل از 1380، دوره جوانی و دوره بعد از 1415 دوره سالخوردگی کشور است و دوره بین این دو، دوره گذار جمعیت از جوانی به سالمندی در کشور است. فصلنامه جمعیت [10] نیز هم به روندهای گذشته و هم به روندهای آینده تغییرات ساختار سنی کشور پرداخته و به مرحلهبندی تغییرات ساختار سنی کشور به کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و سالخوردگی توجه داشته است. بهطورکه بهنظر جمعیت ایران مراحل کودکی، نوجوانی و جوانی خود را سپری کرده و از سال 1390 وارد دوران میانسالی شده و از 1410 نیز وارد دوران سالخوردگی میشود. در مقاله نگاهی به تحولات سالخوردگی در ایران[11]، بررسی سالمندی جمعیت ایران [12] و مطالعه تطبیقی گذار سنی کشورهای مسلمان[13] نیز گذار ساختار سنی کشور در دورههای زمانی مشابه مطالعه شد و نظرات مشابه در مورد روند سالمندی در آینده عنوان شد.
در نخستین همایش انجمن جمعیتشناسی ایران [14] با استفاده از فرضیات متفاوت در مورد آینده باروری در کشور به پیشبینی تغییرات در ساختار سنی جمعیت کشور در آینده در سناریوهای مختلف پرداخته شده است. در بررسی همایش تحلیل روندهای جمعیتی کشور [15] و بررسی ویژگیهای اقتصادی [16] علاوه بر بررسی روند ساختار سنی کشور در گذشته و آینده به موضوع زنانه شدن سالخوردگی و افزایش نسبت زنان نسبت به مردان سالمند در آینده اشاره شده است.
بررسی روند سالمندی بازنشستگان [17] تحولات جمعیت سالخورده کشور در دوره 1335 تا 1385 را مورد مطالعه قرار داده و به افزایش سریع نسبت سالخوردگان در آینده توجه داشتند. بررسی پدیده سالمندی در ایران[18] نیز نسبت سالمندان 60 ساله و بالاتر را در دوره زمانی 1355 تا 1381 مورد بررسی قرار داده و به مقایسه آنها برحسب جنس و محل سکونت (شهری و روستایی) پرداخته و در دورههای زمانی اخیر تغییرات به سمت زنانه شدن سالمندی و همچنین افزایش سالمندان شهری نسبت به روستایی را مورد توجه قرار داده است.
یافتههای تحقیقات کاربردی پروژه جمعیت و توسعه نیز بیان میدارد با توجه به این مسئله که ایران اکنون مرحله انتقال ساختار سنی از جوانی به سالخوردگی را تجربه میکند باید به فزونی سرعت و سهم سالخوردگان در سالهای آتی توجه کرده و بر برنامهریزی و آیندهنگری برای کنترل مسائل مربوط به سالخوردگان توجه ویژه داشته باشد [19].
حبیباله زنجانی در مقاله خود بر این نکته توجه کرده است که در حال حاضر برخی از استانهای کشور در مرحله آغازین ورود به سالخوردگی جمعیت هستند که با رسیدن سهم افراد 60 سال به بالا به 8 درصد کل جمعیت مصداق مییابد. این نسبتها در آینده افزایش محسوسی خواهند داشت و در یک دوره 40 ساله نزدیک به 20 درصد جمعیت در این مرحله قرار خواهند داشت. پیامدهای سالخوردگی بسیار سنگین است و تنها گروه سالمندان را دربرنمیگیرد، بلکه آثار سنگینتری را در نظام درمانی، اشتغال و سیاستهای تأمین اجتماعی برجای میگذارد [20]. کاوه فیروز و میرزایی در مقاله خود با تأکید بر اینکه در حال حاضر، سالخوردگان سریعترین نرخ رشد جمعیت را در بین گروههای سنی مختلف دارند و در آینده نزدیک بیشترین افزایش جمعیت سالمند در کشورهای در حال توسعه از قبیل ایران اتفاق خواهد افتاد بهطوریکه طبق نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران، نسبت جمعیت 60 سال و بیشتر، از 3.4 درصد در سال 1375 به 7.27 درصد در سال ۱۳۸۵ رسیده است پیشبینی میشود این نسبت تا سال 2050 به 26 درصد برسد. با توجه به روند روبهرشد سالمندی در ایران، اتخاذ سیاستهای اجرایی دقیق بهمنظور بهبود وضعیت سلامت سالخوردگان ضروری است[21]. در حوزه پیامدهای اقتصادی تغییرات ساختار سنی جمعیت گروهی از مطالعات که اقتصاددانان انجام دادهاند بیشتر جنبه اقتصادی محض داشته و به موضوعهایی چون اثر تغییرات ساختار سنی بر رشد اقتصادی، درآمد سرانه، نابرابری در درآمدها و تغییرات در هزینهها براثر تغییرات ساختار سنی میپردازند. گروه دیگری که بیشتر پایههای جمعیتشناختی دارند، بیشتر بحث گروههای سنی بزرگ جمعیتی و ابعاد اقتصادی آنها را مطرح میکنند و ازجمله موضوعهای مطرح در این قسمت بحث پنجره جمعیتی است که در آن فشار وارد شده بر نیروی کار از طرف گروههای خارج از سن کار به حداقل میرسد. یا اینکه برخی به مباحث بازار کار و اثری که تغییرات ساختار سنی تغییرات جمعیت بر آن و وضعیت اشتغال و بیکاری میگذارد تمرکز میکنند.
ازجمله مطالعاتی که به متغیرهای اقتصادی پرداختهاند میتوان به بررسی اثر تغییرات ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی [22] اشاره داشت که رشد اقتصادی آینده کشور را متأثر از تغییرات ساختار سنی مورد بررسی قرار دادند و معتقد بودند که در سالهای آینده بهدلیل اینکه نرخ رشد جمعیت در سن کار از نرخ رشد کل جمعیت بیشتر است لذا میتواند درآمد سرانه را بالاتر برد. ولی ازطرفی بهدلیل بالاتر بودن نرخ رشد جمعیت در سن کار نسبت به نرخ رشد جمعیت شاغل، درآمد سرانه کاهش مییابد. در بررسی علل و اثرات رشد سریع جمعیت [23] جوانی شدید کشور در دهه 1370 مورد بررسی قرار گرفته و اینکه سهم بالای جمعیت زیر 15 سال کشور در این دوره هزینههای مصرفی و بهداشتی بالایی دارند و لذا مانع توسعه اقتصادی کشور شدهاند.
در همایش جمعیتشناسی ایران [24] نیز بحث تغییرات ساختار سنی کشور و رابطه بین جمعیت خارج از سن کار و جمعیت در سن کار را در قالب سودهای جمعیتی ناشی از پنجره جمعیتی و فراوانی نیروی کار و همچنین سودهای ناشی از دوران کهنسالی و رشد پسانداز مطرح کردند و نظر بر این داشتند که تا سالهای اخیر بیشتر مصرف ناشی از جمعیت زیر 15 سال بوده است ولی در آینده حجم عمده مصرف کشور به سنین بالا منتقل میشود.
مقاله مهاجرت و جابهجایی جمعیت در بستر فاز پنجره جمعیتی ایران [25] اثر تغییرات ساختار سنی جمعیت را بر مهاجرت مورد مطالعه قرار داده و معتقد است که با وارد شدن کشور در پنجره جمعیتی و زیاد شدن تعداد جوانان و در مقابل افزایش بیکاری در استانهای کشور، جریانهای مهاجرتی شتاب بیشتری خواهند گرفت. در مقالهای که به بررسی تغییرات ساختار سنی و مهاجرت سالمندان در ایران [26] پرداخته است نیز بحث مهاجرت سالمندان مورد بررسی قرار گرفت و اینکه بهدلیل سالخورده شدن کشور و افزایش حجم سالمندان در جمعیت، حجم آنها در مهاجرت هم بیشتر شده است.
در چند نمونه از مطالعات نیز پیامدهای اقتصادی تغییرات ساختار سنی کشور در قالب تغییرات در هزینههای کشور مطرح شد. مجله سالمند [27] بحث سالخورده شدن و افزایش هزینههای بهداشتی و سلامت مرتبط با سالمندان را مطرح کرده است، با توجه به حجم سالخوردگان در آینده کشور برآورد کردند که تا سال 1430 هزینههای بخش سلامت باید دو و نیم برابر شود.
در بررسی فصلنامه جمعیت [28] نیز بحث بالا بودن مصرف در دوره جوانی و سالخوردگی مطرح شده و معتقدند که در دوره سالمندی هزینههای افراد بیشتر میشود و هزینههای بالایی بر بخش خدمات وارد میکند.
مقالاتی نیز به بررسی اثر ساخت سنی جمعیت روی تابع بلندمدت مصرف [29] ، مبانی جمعیتشناسی [30] و بررسی اثر ساخت سنی جمعیت کشور روی تورم [31] بحثهای مشابهی را مطرح کرده و تأکید بر افزایش مصرف و هزینهها را در دهههای آتی کشور بهدلیل تغییرات ساختار سنی جمعیت داشتند.
فصلنامه پژوهشهای اقتصادی و فصلنامه مدرس علوم انسانی اثر اقتصادی سالخوردگی را با کاهش پساندازها و نیز اثر سالخوردگی را با افزایش تقاضا برای پول مطرح کردند و همچنین اثر تغییرات ساختار سنی را بر تورم بررسی کرده و اشاره داشتند که مصرف بالاتر در این دوره باعث افزایش تورم خواهد شد. در مقاله بررسی نیازهای مسکن با توجه به تغییرات ساختار جمعیتی شهر تهران اثر تغییرات ساختار سنی کشور بر تقاضای مسکن مطرح شد و اینکه در سالهای آینده با توجه به حجم بالای افراد میانسال در کشور، تقاضا برای مسکن حتی با عدم تغییر در حجم جمعیت بیشتر خواهد شد. [31]، [32]، [33]، [34].
درنهایت در اکثر مطالعات صورت گرفته در کنار بحث تغییرات ساختار جمعیتی کشور، لزوم توجه به سیاستگذاریهای مرتبط نیز مورد تأکید بوده است. در تعدادی از مطالعات نیز خلأهای موجود در سیاستگذاری مرتبط با تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور گوشزد شده است.
در ششمین همایش جمعیتشناسی ایران [9] خلأهای سیاستگذاری مرتبط با ساختار سنی مطرح شده و اعتقاد بر این بود که سیاستگذاریها همگام با مراحل گذار ساختار سنی کشور نیست. فصلنامه جمعیت [10] نیز تأکید بر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی مرتبط با گذار ساختار سنی کشور مورد توجه قرار داده است.
در مقالات ششمین همایش جمعیتشناسی [35] با مطالعه بر نیازهای برآورده نشده تنظیم خانواده در کشور به نقد سیاستگذاریهای دولت پرداخته شد و در اینجا نیز به متناسب نبودن سیاستها با تغییرات ساختار سنی کشور اشاره شد.
مقاله سالخوردگی جمعیت ایران: ضرورت سیاستگذاری و اجرای برنامهها [36] نیز به تفاوت ساختار سنی در استانهای کشور توجه داشته و لذا به سیاستگذاریهای متفاوت در سطوح استانی در خصوص ساختار سنی آنها مطرح شده است.
1-1 روششناسی تحقیق
تحقیق حاضر به لحاظ داده مورد استفاده، یک طرح ثانویه است. منبع اصلی دادهها برگرفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن و همچنین نتایج ثبت سالیانه وقایع حیاتی در سازمان ثبت احوال است. در این تحقیق در کنار استفاده ثانویه از اطلاعات با استفاده از فنون جمعیتشناختی به آیندهنگری در حوزه تغییرات جمعیتی پرداخته شده و با استفاده از شاخصهای جمعیتشناختی روند تحولات جمعیت و ابعاد آن تحلیل و تفسیر شده است. بنابراین این فصل به فنون جمعیتشناختی در پیشبینی جمعیت و روشهای برآورد پیامدهای جمعیتی و تعریف مفاهیم و شاخصهای بهکار برده شده اختصاص یافته است.
1-2 مراحل انجام پیشبینی جمعیت
با توجه به نقایص روش ریاضی، امروزه بیشتر از روش ترکیبی استفاده میشود، چراکه در آن بهوضوح عناصر تغییر جمعیت (باروری، مرگ، مهاجرت، ترکیب سنی و جنسی) به حساب آورده میشوند. مبانی جمعیتشناسی [30] همچنین، پیشبینیجمعیت با روش ترکیبی این امکان را فراهم میآورد که همه ساختار جمعیت طی دوره معین را در آینده پیشبینی کرد. لذا امروزه این روش بیش از هر روش دیگری کاربرد دارد. اطلاق واژه ترکیبی به آن سبب است که جمعیت پیشبینی شده براساس عملکرد مجموعه عوامل مؤثر بر تغییرات جمعیت بهدست میآید [37].
در تحقیق حاضر نیز با توجه به دوره نسبتاً بلندمدت، پیشبینی استفاده از روش ریاضی فاقد توجیه علمی بوده و بنابراین روش ترکیبی پیشبینی جمعیت روش مناسب برای انجام این کار تشخیص و ترجیح داده شد. نرمافزار مورد استفاده برای این پیشبینی، اسپکتروم است. پیشبینی جمعیت با روش ترکیبی برحسب سن و جنس در پنج مرحله و بهصورت زیر است:
تعیین جمعیت پایه برحسب توزیع سنی و جنسی که به این منظور غالباً از گروههای پنجساله استفاده میشود.
محاسبه ضریب نسبت بازماندگی (... ) برای همه گروههای سنی و جنسی، جهت تعیین جمعیتی که در پنج سال بعد هنوز زنده بوده و پنج سال مسنتر از جمعیت پایه هستند.
تعیین تعداد تولدها در دوره سرشماری با ضرب کردن میزان باروری ویژه سنی به جمعیت زنان. این موالید باید به دو گروه متولدان پسر و دختر تقسیم شوند و سپس با ضرب کردن در میزانهای بازماندگی مناسب، آنها را به افراد باقیمانده از گروه 4-0 ساله برای دوره پنج ساله بعد تبدیل کرد (به شرح فرمول 8).
تطبیق میزان مهاجرت؛ پیشبینی مهاجرت مشکلتر از پیشبینی باروری و مرگ است، زیرا سطح مهاجرت به اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی هر دو مکان مهاجرفرست و مهاجرپذیر و همچنین به سیاست دولتها در زمانهای معین وابسته است.
در این مورد، با توجه به مجموعه اطلاعات موجود یا از طریق بررسیهای نمونهای ترکیب سنی و جنسی مهاجران، چگونگی تغییر و تحول نرخ آن در دوره پیشبینی برآورد میشود و سپس به پیشبینی شمار آنها مانند یک جمعیت معمولی با سطح باروری و مرگومیر خاص خود اقدام میشود. آنگاه، با فرض همانند شدن مهاجران از نظر ویژگیهای جمعیتی در یک دوره (معمولاً یک دوره پنجساله) با جمعیتهای قبلی، ارقام پیشبینی شده مهاجران در گروههای سنی را نظیربهنظیر به شمار جمعیت پیشبینی شده غیرمهاجر در همان سال اضافه کرده تا کل جمعیت گروه سنی بهدست آید. حاصلجمع شمار افراد گروههای سنی، کل جمعیت هر جنس و مجموع افراد دو جنس، شمار کل جمعیت پیشبینی شده را در پایان یک دوره پنجساله بهدست میدهد.
تکرار مکرر این عمل سبب میشود که پیشبینیهای جمعیتی برای 5 یا 10 سال بعد از تاریخ شروع، 15سال، 20 سال و ... بهدست آید. این نوع پیشبینی را میتوان برای سنین منفرد و فاصلههای زمانی دلخواه تهیه کرد، اما معمولاً بهطور قراردادی در پیشبینی جمعیتها دوره زمانی و دوره سنی یکسان در نظر گرفته میشود.
1-3 مؤلفههای پیشبینی جمعیت
در پیشبینی جمعیت اجزای اصلی تغییرات جمعیتی یعنی باروری، مرگومیر و مهاجرت دخیل بوده و نقطه تلاقی هر سه آنها در پیشبینی جمعیتی میسر میشود. البته خود واژه پیشبینی بیانگر آن است که روند آتی جمعیت ناشناخته بوده و ارقام پیشبینی درصورتیکه میزان تولد، مرگ و مهاجرت مشخص باشند، نشاندهنده جمعیت در آینده خواهند بود. در این زمینههایند نیز میگوید پیشبینی تلاشی است در این زمینه که جمعیت در آینده چقدر خواهد بود، و این پیشبینی فراتر از پیشگویی عامیانه است، بلکه اشاره به مجموعهای از اقدامهای پیچیده دارد و نشاندهنده پیشبینیهای واقعی است که جمعیتشناسان به آن اعتماد دارند [38] و [39].
بنابراین باید گفت اگر اطلاعات درستی از اجزای تغییرات جمعیتی در دست باشد، میتوان بهخوبی به برآوردی از جمعیت در آینده دست یافت. البته بهدلیل عدم اطمینانی که نسبت به تغییرات این میزانها در آینده وجود دارد معمولاً چند پیشبینی براساس حالات مختلف این میزانها انجام میشود که معمولاً از آنها بهعنوان سناریوها یا فرضهای پایین، وسط و بالا نام برده میشود[38] و [40].
در کشور ایران میزان مرگ و باروری به سطوح بسیار پایین رسیدهاند لذا تغییرات این متغیرها در آینده زیاد نخواهد بود. البته در حوزه مرگومیر و باروری پیشبینی روندها متفاوت خواهد بود. سیاستگذاری دولتها همواره در پی افزایش امید زندگی بوده و در صورت عدم رخداد حوادث خاص مرگومیر طی زمان رو به کاهش است. لذا فرض آینده این متغیر در پیشبینیها همواره افزایشی است ولی در مورد متغیر باروری باید با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاستگذاریها تصمیم گرفت.
1-3-1 جمعیت پایه
همه پیشبینیهای جمعیتی باید از یک جایی شروع شوند. نقطه شروع، شمار افراد برحسب سن و جنس در سال پایه است. هم برای مردان و هم برای زنان، جمعیت برحسب گروههای سنی منظم پنجساله از 4-0 تا 79-75 ساله و آخرین گروه سنی نیز بهصورت 80 ساله و بالاتر ارائه میشود. سال پایه در گزارش حاضر اطلاعات مربوط به سرشماری سال 1395 کل کشور است.
1-3-2 باروری
یک پیشبینی جمعیتی مستلزم اطلاعاتی درباره سطح و الگوی باروری است که بهترتیب از طریق میزان باروری کل و توزیع سنی بهدست میآید. میزان باروری کل بیانگر شمار موالید زندهای است که یک زن در صورت زنده ماندن تا سن 50 سالگی و تحت الگوی فرزند آوری رایج هر گروه سنی خواهد داشت. جمعیتشناس علاوه بر باروری کل برای سال مبدأ، نیازمند ارائه فرضیاتی در خصوص تغییر باروری تا سال مقصد است. سال مقصد در گزارش حاضر سال 1420 است.
باروری یکی از مهمترین مؤلفههای تحولات جمعیتی هر کشوری است. باروری روی تعداد و ساختار جمعیت تأثیر میگذارد. از دیدگاه جمعیتشناسی اولین عاملی که در تغییر و تحولات ساخت جمعیت تأثیر مهمی دارد، پدیده باروری است. جمعیتی که در معرض مهاجرت نیست، ثبات یا تغییر در باروری، در کنار ثبات یا تغییر در مرگومیر، عامل اصلی ثبات یا تغییر در حجم، توزیع و ترکیب جمعیت است. در جمعیتهای بسته (بدون مهاجرپذیری و مهاجرفرستی)، تنها عامل رشد، جمعیت باروری است، درصورتیکه باروری از مرگومیر بیشتر باشد جمعیت رشد میکند [41].
کاهش مستمر باروری و مرگومیر میتواند باعث سالخوردگی جمعیت شود. سرعت و شتاب کاهش باروری ایران در چند دهه اخیر، بیسابقه بوده است. میزان باروری کل بین سالهای 1365 تا 1379 از 6.5 به 2.2 فرزند برای هر زن کاهش یافته است و تا سال 1385 این میزان به 1.9 فرزند برای هر زن رسید که کاهش سرعت تغییرات فرزند آوری در دهه 1380 را نشان میدهد و در ادامه میزان باروری سال 1390 بیانگر شیب بسیار ملایم کاهش باروری است، بهنحویکه این میزان به 1.8 فرزند در این سال رسیده است. مطالعه روند باروری با استفاده از دادههای سرشماری 1390 نشان میدهد که هرچند میزان باروری اندکی پایینتر از سطح جانشینی رسیده ولی در سالهای اخیر روند کاهشی باروری کند شده است و میزان باروری در دهه اخیر حدود 1.8 ثابت مانده است. علاوهبراین برآورد باروری با استفاده از دادههای بررسی جمعیتی و بهداشتی وزارت بهداشت و کاربرد روش توالی فرزندان حاکی از این است که میزان باروری در سال 1389 اندکی بالاتر از 2 فرزند بوده است. بررسی تاریخچه باروری زنان در مطالعه فوق نشانگر این است که هنوز حدود 70 درصد زنان ایرانی تا پایان سن باروری دو فرزند و یا بیشتر داشتهاند و کمتر از یکسوم زنان احتمال داشتن کمتر از دو فرزند دارند [42] و [43].
1-3-3 میزان باروری کل
میزان باروری کل عبارت است از تعداد فرزندانی که یک زن طی دوره تولید مثل خود به دنیا میآورد. این شاخص با استفاده از روشهای مستقیم و غیرمستقیم برآورد جمعیتی قابل محاسبه است. در این تحقیق از هر دو تکنیک استفاده شده و براساس مقایسه نتایج تصمیم گرفته شده است.
1-3-4 محاسبه باروری کل به روش مستقیم
برای محاسبه میزان باروری کل، از دو منبع داده ثبت احوال (تعداد ولادتهای جاری ثبت شده در سال مورد نظر) و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن (تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده در 365 روز گذشته) استفاده شده است. برای این منظور ابتدا باروری ویژه سنی زنان محاسبه و درنهایت میزان باروری کل برآورد شده است، نتایج هر روش برای سال 1395 در جداول 1 ارائه شده است.
این جدول نشان میدهند چنانچه از دادههای سرشماری و ثبت احوال در محاسبات استفاده شود به شرط آنکه دادههای سرشماری خالصتر شود، به عبارتی جمعیت زنان ایرانی در مخرج کسر و جمعیت موالید ثبت شده در صورت قرار گیرد، نتایج معتبرتری بهدست خواهد آمد.
جدول1. مقایسه محاسبات میزان های باروری با استفاده از نتایج سرشماری و آمارهای ثبتی، سال1395
برآورد میزان باروری کل به روش غیر مستقیم
1-3-5 برآورد میزان باروری کل با روش رله:
روش رله از روشهای غیرمستقیم محاسبه شاخصهای باروری و ازجمله میزان باروری کل زنان محسوب میشود که مبتنیبر ساختار سنی و جنسی جمعیت است. رله جمعیتشناس هندی میزان باروری کل را با استفاده از نسبت کودک به زن محاسبه کرد. در این روش پس از محاسبه نسبت تعداد کودکان (در دو گروه سنی0 تا 4 و 5 تا 9 سال) به تعداد زنان (در چهار گروه سنی 15 تا 45، 15 تا 49، 20 تا 49 و 20 تا 54 سال)، و امید زندگی در بدو تولد میزان باروری کل زنان محاسبه میشود.
1-3-6 برآورد میزان باروری کل با روش P/F:
روش P/F از روشهای غیرمستقیم محاسبه میزان باروری کل زنان محسوب میشود که مبتنیبر تعداد فرزندان زنده متولد شده زنان است. با توجه به آنکه معمولاً در سرشماریها در گزارش تعداد موالید ثبت شده از زنان 20 تا 24 و 25 تا 29 ساله احتمال اشتباه کمتری وجود دارد با یک بررسی محدود و دقیق در مورد تعداد فرزندان متولد شده این دو گروه سنی از زنان میتوان به برآورد نسبتاً قابل قبولی از میزان باروری کل جامعه مورد نظر دست یافت.
1-3-7 برآورد میزان باروری کل با روش پالمور- گانسکاران
روش پالمور از روشهای غیرمستقیم محاسبه میزان باروری کل زنان محسوب میشود که مبتنیبر ساختار سنی و جنسی جمعیت است. این روش براساس دو دسته از اطلاعات امید زندگی در بدو تولد برای زنان و توزیع سنی جمعیت زنان در گروههای سنی پنجساله میزان باروری کل را محاسبه میکند.
با توجه به تغییرات باروری و ساختار جمعیت ایران در دهههای اخیر روش فرزندان خود برای محاسبه میزان باروری کل ایران بهعنوان مناسبترین روش محسوب شده است. به این دلایل که روش فرزندان خود، بر فرض خاصی در مورد باروری استوار نیست. برخی از روشهای غیرمستقیم ازجمله روش براس، با فرض ثابت بودن باروری در گذشته باروری را محاسبه میکنند، امکان محاسبه نوسانات سالیانه باروری در طول دوره بررسی امکانپذیر است. استفاده از این روش مستلزم فرض خاصی از مهاجرت نیست و با استفاده از یک سرشماری میتوان برای یک دوره 15 ساله باروری را محاسبه کرد و اینکه روش فرزندان خود برآوردی از باروری حال را ارائه میدهد.
1-3-8 میزان باروری براساس روش فرزندان خود
یکی از روشهای غیرمستقیم در خصوص برآورد باروری روش فرزندان خود است. منطق اصلی روش فرزندان خود بر این اساس استوار است که فرزندان 0 تا 15 سال با استفاده از تکنیک بازماندگی معکوس به مدت 15 سال پیشبینی معکوس میشوند و بدین طریق موالید در هرکدام از سالهای قبل از سرشماری (تا 15 سال) بهدست میآید. سپس با تقسیم موالید بر زنان در هر سال میزانهای باروری ویژه سنی و باروری کل برای سالهای منفرد قبل از سرشماری برآورد میشود.
این روش در سالهای اخیر با استفاده از نتایج سرشماری 1390 برای استانهای کشور تا سطح شهرستان بهکار گرفته شده و نتایج آن تحت عنوان یک گزارش پژوهشی منتشر شده است. گزارش انجام شده را پرفسور محمد جلال عباسی شوازی از محققان برجسته در حوزه جمعیتشناسی و باروری در ایران انجام داده است [43]. این محقق جمعیتشناسی در حوزه باروری تخصص داشته و بیش از دهها طرح انجام داده است، لذا نتایج گزارش ایشان در استفاده از این روش مورد اعتماد و قابل رجوع است. ازآنجاییکه بهکارگیری روش با استفاده از دادهها نتایج یکسانی را بهدست میدهد و محقق مذکور به روش مسلط بوده و به خوبی به اصلاح دادهها قبل از محاسبه در روش پرداختهاند لذا در مطالعه حاضر ترجیح داده شد مستقیم از نتایج گزارش ایشان استفاده شود. درباره فواید بهکارگیری روش و ضرورت استفاده از آن در ایران و همچنین فرایند اصلاح دادهها و چگونگی بهکارگیری این روش با استفاده از دادههای سال 1390، میتوان به تحولات باروری در ایران در چهار دهه اخیر منبع [43] مراجعه نمود.
برآورد باروری کل برگرفته از مطالعه تحولات باروری در ایران با استفاده از روش فرزندان خود روی دادههای سرشماری در نمودار 1 برای کل کشور آمده است. همانگونه که ذکر شد زمانی که باروری به سطوح پایین میرسد تغییرات آن اندک خواهد بود. روند نمودار در 10 سال آخر به خوبی این قضیه را نشان داده است. در اواخر دهه 1370 باروری در ایران به سطوح بسیار پایین رسیده و ازآنپس با تغییرات خیلی اندک بهصورت مسطح جریان یافته است. سیاستگذاری جمعیتی در کشور به سمت افزایش باروری و رساندن آن به بالاتر از سطح جایگزینی است. سازمان ثبت احوال کشور براساس آخرین نتایج دادههای باروری معتقد است که در سال 1395 باروری کشور اندکی افزایش داشته و به حدود 2 فرزند برای هر زن رسیده است. با توجه به این نکات برای آینده باروری در کشور دو سناریوی باروری ثابت و افزایشی در نظر گرفته میشود. در سناریوی افزایش باروری، با توجه به سیاستهای افزایش باروری در کشور، نرخ باروری افزایشی در حدود 15 درصد تا پایان دوره در نظر گرفته میشود. این رویه براساس سناریوی افزایش باروری سازمان ملل در پیشبینی جمعیت ایران انتخاب شده است[43].
نمودار 1.میزان باروری کل، ایران 1365تا 1390
1-3-9 میزان باروری ویژه سن:
برای انجام پیشبینی جمعیت علاوه بر میزان باروری کل، توزیع سنی باروری نیز مورد نیاز است. در برنامه رایانهای اسپکتروم این اطلاعات بهصورت درصد باروری طول عمر برحسب گروههای سنی منظم پنجساله از 19-15 تا 49-45 وارد میشود. نرمافزار مذکور برای ارائه توزیع سنی باروری امکان استفاده از مدلهایی میدهند که برای این منظور ساخته شدهاند. در پیشبینی حاضر با توجه به توزیع سنی باروری در کشور از توزیع سنی باروری متوسط سازمان ملل استفاده شده است. توزیع سنی باروری براساس تحولات باروری در ایران در چهار دهه اخیر 2 آورده شده است. [43]
نمودار 2. میزانهای باروری ویژه سن، ایران 1365تا1390
1-3-10 سناریوهای تغییرات باروری
سناریو افزایش باروری: با توجه به سیاستهای جمعیتی کشور که به سمت افزایش تعداد موالید است و همچنین با توجه به رسیدن نسل بیشزایی دهه 1360 به سن باروری و اینکه میزان باروری کل در سال 1395 به 2.01 رسیده است که یک افزایش نسبت به میزان باروری کل 1.9 در سال 1390 داشته است. ازسویی میزان باروری کل در خیلی از مناطق روستایی بالاتر از سطح جانشینی است و ازسویدیگر سیاستهای حذف برنامههای تنظیم خانواده برای خانوادههای مناطق محروم و روستاها میتواند در راستای افزایش موالید مفید باشد درنتیجه سناریو افزایش جمعیت میتواند یک سناریو محتمل باشد.
سناریو ثبات باروری: بهنظر میرسد سناریو ثبات باروری در حد 2 برای سالهای آینده در یک دوره کوتاهمدت بهدلیل حجم موالید مربوط به نیروی محرکه اول دور از ذهن نباشد اما با عبور از این نسل که در سن باروری هستند، احتمال بهوقوع پیوستن این سناریو در درازمدت کم باشد.
درنتیجه با توجه به مجموعه فرضیهها و تجربیات کارشناسی در پیشبینیهای جمعیت کشور پیشبینیهای فرض جمعیت سازمان ملل، روندهای جاری و تجربههای بینالمللی و همچنین از همه تغییرات سطح باروری در سالهای اخیر در کشور، میتوان به دیدگاه زیر در مورد تغییرات سطح باروری در آینده رو آورد: 1. تثبیت سطح باروری کل حدود 2 فرزند در سال 1405 و 2. افزایش سطح باروری کل بالاتر از سطح جانشینی 2/1 فرزند.
1-3-11 مرگومیر
در اسپکتروم مرگومیر براساس دو فرض امید زندگی در بدو تولد برحسب جنس و یک جدول عمر از میزان مرگومیر ویژه سن توصیف میشود.
1-3-12 امید زندگی در بدو تولد
چنانچه گزارش آمارهای مربوط به مرگومیر کامل باشد با استفاده از آمارهای سیستم ثبت وقایع حیاتی میتوان شاخص امید به زندگی را در بدو تولد محاسبه کرد. در ایران سیستم ثبت مرگومیر آنقدر دقیق نیست تا بتوان از آنها برای برآورد شاخص امید به زندگی در بدو تولد بهخصوص در استانها استفاده کرد. در این گزارش امید زندگی از مقایسه نتایج مطالعات پیشین و همچنین اعمال روش غیرمستقیم برآورد شده است.
نتایج امیدِ زندگی در صفر سالگی برای کشور ایران در دوره زمانی 1355 تا 1390 در مطالعات مختلف در نمودار 3 آمده است. برآورد امیدِ زندگی برای کل کشور در مطالعات مختلف نزدیک به هم است. علاوه بر نتایج مطالعات مختلف با استفاده از روش غیرمستقیم نیز به برآورد امید زندگی پرداخته شده است. روش مورد استفاده روش براس در برآورد امیدِ زندگی با استفاده از احتمال بقای فرزندان است. دادههای سرشماری 1365 در زمینه فرزندان زنده به دنیا آمده و در زمان سرشماری زنده برای مادران بهصورت تمام شماری بوده و لذا دادههای قابلقبولی برای برآورد امیدِ زندگی با استفاده از روش غیرمستقیم براس است. استفاده از این روش بر دادههای سال 1365 به برآورد امیدِ زندگی در صفر سالگی طی دوره زمانی 1350 تا 1365 منجر میشود. پس از حذف نقاط پرتِ این برآوردها نتایج بهدست آمده روی نمودار برای سالهای 1355 تا 1363 تحت عنوان روش براس مشخص شده است. سپس با استفاده از روند این برآوردها به پیشبینی امیدِ زندگی تا سال 1390 پرداخته شده است. ازآنجاییکه انتظار میرود امیدِ زندگی بهصورت روند لجستیک تغییر یابد از معادله لجستیک جهت برآورد مسیر تغییرات امیدِ زندگی تا سال 1390 استفاده شده است. روی نمودار خطی که بهصورت راه راه مشخص شده نتایج استفاده از این روش نشان داده شده است. نتایج بهدست آمده از این روش کاملاً منطبق بر نتایج بخش جمعیت سازمان ملل و همچنین نتایج مطالعه[43] است. برآورد سازمان ملل مربوط به اخیرترین بازبینی این سازمان در برآورد جمعیت جهان و کشورها تحت عنوان بازبینی 2015 پیشبینیهای جمعیت است. در برآوردهای سازمان ملل علاوه بر اطلاعات گذشته، پیشبینی تغییرات آینده امید زندگی نیز برای کشور آمده است. با توجه به منطقی بودن برآوردها در زمان حال، میتوان به اعتماد به برآوردهای آینده این سازمان نیز نگاه کرد. ازاینرو در برآورد تحولات آینده امید زندگی از برآوردهای امید زندگی سازمان ملل استفاده خواهد شد.
نمودار 3. امید زندگی در صفر سالگی برآورد شده در مطالعات مختلف، ایران1355تا 1390
1-3-13مدل جدول عمر منطقهای از میزان مرگومیر ویژه سنی
تقریباً بین عمده کارشناسان و متخصصان جمعیتی به نزدیک بودن مدل مرگومیر غرب به وضعیت مرگومیر ایران اتفاقنظر وجود دارد، با این وجود اختلافهایی نیز در این خصوص دیده میشود. درمجموع در مطالعه حاضر از مدل غرب برای میزانهای مرگومیر ویژه سنی استفاده شده است.
2. تحلیل پیامدهای تغییرات جمعیت
جمعیت ایران، از گذشته تاکنون
2-1 تغییرات حجم جمعیت در ایران
تا نیمه دوم قرن سیزدهم هجری شمسی سرشماری نفوس در ایران متداول نبوده است. بنابراین سرشماریهای آماری که از طریق شمارش نفوس ارائه شده در دسترس نیست. طبق برآوردهای بهدست آمده جمعیت ایران تا قبل از شروع قرن 14 هجری شمسی، در حدود 10 میلیون نفر بوده که بهدلیل بالا بودن سطح مرگومیر رشد اندکی داشته است.
بررسیهای تاریخی در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری شمسی روشنگر اوضاع نابسامان اجتماعی-اقتصادی و وجود بیماریهای واگیردار نظیر حصبه، آبله، وبا و مالاریا در شمال و جنوب و خشکسالیهای بیشمار و عوامل دیگری است که سبب ازدیاد مرگومیر بهویژه برای کودکان بوده است. همچنین عدم برخورداری از تسهیلات درمانی و بهداشتی، پزشک، دارو و آب آشامیدنی و ناآگاهی مردم به اصول بهداشتی از عوامل مؤثر دیگر در این افزایش بودهاند. البته باید گفت همه کشورهای منطقه آسیا کموبیش در چنین وضعی بوده و این امر خاص کشور نبوده است.
در جدول 2 (قسمت الف) براساس برآوردهایی که در مطالعات پیشین موجود است، تحولات جمعیت ایران تا قبل از انجام سرشماری رسمی در سال 1335 آورده شده است.
همانطور که مشاهده میشود جمعیت ایران در حدود سال 1260 تقریباً 7/6 میلیون نفر بوده است که بهتدریج افزایش یافته و در سال 1335 به 18/9 میلیون نفر رسیده است که بهطور متوسط از رشدی معادل 1/2 درصد در سال برخوردار بوده است. درصد رشد سالیانه جمعیت ایران طی سالهای 1300-1260 ناچیز بوده است ولی بعد از سال 1300 همراه با بهبود امکانات بهداشتی و درمانی مملکت از میزان مرگومیر کاسته شد و رشد جمعیت هرساله افزایش یافته است. افزایش جمعیت ایران در فاصله سالهای ۱۳۰۴ -۱۲۷۴ هـ.ش بهطور متوسط سالیانه 2 درصد، در فاصله سالهای 13۲۴-13۰۵ هـ. ش سالیانه 1/5 درصد، در فاصله سالهای 1344-1325 هـ.ش سالیانه 2/5 درصد بوده است.
براساس برآوردهای بهدست آمده جمعیت ایران در ابتدای قرن حاضر حدود 11 میلیون نفر بوده است. شاخصه این دوره رشد پایین و بطئی جمعیت است. براساس نتایج جدول 1، شروع رشد جمعیت در ایران از سالهای 1320 به بعد بوده است. در قسمت ب جدول 2 و براساس آمارهای قابل استناد سرشماری به خوبی میتوان رشد بالای جمعیت ایران را در دهههای 20، 30، 40، 50 و 60، قرن حاضر مشاهده کرد.
رشد جمعیت حاصل تفاضل تولد و مرگومیر است. در نمودار 4، تعداد تولد و مرگ سالیانه در جمعیت ایران در دوره زمانی 1335 تا 1398 آورده شده است. همانگونه که مشاهده میشود در ایران سال 1335 سالیانه حدود 900 هزار تولد و 400 هزار مرگ داشته است، و تفاضل این دو سالیانه حدود 500 هزار نفر به جمعیت ایران افزوده شده است. به تعداد تولدها در زمان افزوده شده و در دهه 40 سالیانه حدود یک میلیون و صد هزار تولد و در دهه 50 سالیانه حدود یک میلیون و چهارصد هزار تولد و در دهه 60 به اوج خود یعنی سالیانه حدود 2 میلیون تولد رسیده است. افزایش تعداد تولدها در کنار کاهش تعداد مرگومیر باعث افزایش رشد جمعیت شده است. در دهه 1340 سالیانه تقریباً 600 هزار نفر به جمعیت ایران افزوده شده است. این افزایش در دهه ۱۳50 به حدود 1 میلیون و در دهه ۱۳60 به حدود 1 میلیون و 400 هزار نفر رسیده است. دهه ۱۳۶۰ بهعنوان دهه انفجاری رشد جمعیت ایران قلمداد شده و معیار آن هم رشد 14 میلیون نفری جمعیت در این دهه است. اگر بخواهیم به خوبی رشد جمعیت در این دهه را تصور کنیم میتوانیم از این تمثیل استفاده کنیم که در این دهه در هر سال 14 برابر ورزشگاه آزادی بهصورت تکمیل شده به جمعیت ایران افزوده شده است.
پس از دهه 1360 کمکم تعداد تولدها در کشور کاهش یافته و مجدداً رشد جمعیت در کشور پایین میآید. در کنار نوسانات رشد جمعیت، آنچه که باید بیشتر مدنظر باشد تحولات در حجم جمعیت ایران است. حجم جمعیت ایران همواره رو به افزایش بوده و این افزایش در برخی دورهها بیسابقه و قابلتوجه بوده است. بهصورت مستند و براساس آمار سرشماری، در سال 1335 جمعیت ایران در حدود 19 میلیون نفر برآورد شده و در سال 1398 جمعیت ایران به حدود 83 میلیون نفر رسیده است (نمودار 5). درواقع در این دوره 60 ساله جمعیت کشور بیش از چهار برابر شده است و اگر بخواهیم براساس برآوردهای سالهای ابتدای قرن 14 هجری شمسی محاسبه کنیم جمعیت کشور در این قرن حدود هشت برابر شده است.
همانگونه که اشاره شد افزایش جمعیت در ایران در طول زمان یکسان صورت نگرفته است. سرعت آن در آغاز بسیار کند بود و در فاصله بیست سال- از 1300 تا 1320- تنها 1/2 برابر شد و اوج رشد آن در دوره بیستساله 1350 تا 1370 بوده که جمعیت تقریباً دو برابر شده و از حدود 29 به 57 میلیون نفر رسیده است. براساس نتایج تفصیلی سرشماری سال 1395 مرکز آمار ایران، جمعیت ایران برابر 79/9 میلیون نفر بوده است و در سال 1398 به 83 میلیون نفر رسیده است.
بررسی آمار و ارقام سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن و آمارگیریهای جاری جمعیت نشان میدهد که ایران در دهه 1365-1355 با افزایش شدید باروری روبهرو بوده است، بهگونهای که در اثر افزایش تعداد موالید، درصد رشد سالیانه جمعیت کشور از 2/7 درصد در دهه 1355-1345 به 3/9 درصد در دهه 1365-1355 رسیده است. بهیقین عوامل متعددی در افزایش جمعیت کشور دخیل بودهاند که ازجمله آنها میتوان به تغییرات اعمال شده و اجرای سیاستهای مستقیم و غیرمستقیم تشویق موالید اشاره کرد، روند تحولات باروری نشان میدهد که میزان باروری کل از 7/7 فرزند برای هر زن در سال 1345 به 6/3 فرزند در سال 1355 کاهش یافته است[44] و [45] .
بعد از این کاهش اولیه وقفهای موقتی در گذار جمعیتی ایران پدید آمد و تحت تأثیر شرایط خاص متأثر از رویداد انقلاب اسلامی، باروری در بین سالهای 1358-1356 اندکی افزایش یافت و سپس تا حوالی 1363 به بعد دوباره بهتدریج روند کاهش باروری آغاز شد و از 6/9 فرزند برای هر زن در این سال، به 5/5 فرزند در سال 1367 رسید- که زمان راهاندازی مجدد برنامههای تنطیم خانواده است- و از این زمان به بعد، بهسرعت روند انتقالی خود را طی کرده و میزان باروری کل به 2/17 فرزند در سال 1379 میرسد [42].
جدول 2 .تحولات جمعیت ایران از گذشته تا کنون
نمودار 4 .تحولات تعداد مرگ و تولد،1335تا 1398، ایران
نمودار 5 .تحولات تعداد جمعیت،1335تا 1398، ایران
2-1-1 گذار جمعیتی در ایران
تحولات جمعیتی ایران در قرن اخیر را میتوان در چارچوب مدل گذار جمعیتی تبیین کرد. گذار جمعیتی بهعنوان یک تئوری و چارچوب تحلیل به تبیین تحولات جمعیتی در طول زمان در قالب گذار میزانهای بالای موالید و مرگومیر به میزانهای پایین موالید و مرگومیر در بستر توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع میپردازد. در بستر گذار جمعیتی دو فاز کلی گذار از هم متمایز میشود؛ مرگومیر و باروری.
گذار مرگومیر، عامل اصلی تحولات جمعیتی ایران در قرن چهاردهم هجری شمسی بوده است. آغاز گذار مرگومیر در ایران به اوایل قرن 14 هـ.ش برمیگردد. میزان مرگومیر در آن زمان حدود 32 در هزار برآورد شده است[46].
این میزان طی قرن حاضر بهویژه از سال 1335 به بعد کاهش یافته است و به حدود 6 در هزار رسیده است. بهعلاوه در بستر گذار مرگومیر، میزان مرگومیر اطفال که در ابتدای قرن 14 هـ.ش 305 در هزار بوده به 23 در هزار در سال 1390 کاهش یافته است. همگام با این تحولات امید زندگی در بدو تولد افزایش چشمگیری داشته و از 25 سال در اوایل قرن 14 هـ.ش به 72 سال در سال 1390 افزایش یافته است. براساس بررسی روندهای باروری مرگومیر، مراحل گذار جمعیتشناختی ایران را میتوان بهصورت زیر و مطابق نمودار 6 براساس میزان مرگ و تولد ترسیم کرد[47].
- مرحله اول (قبل از سال 1305)
در این مرحله، بین باروری و مرگومیر که هر دو در سطح بالا و در حدود ثابتی قرار داشت تعادل وجود دارد. بهاینترتیب که میزان مرگ در حدود 36 در هزار و موالید در حدود 40 در هزار بود بنابراین رشد جمعیت نیز در حدود پایینی قرار داشت (0/4 درصد در سال). درواقع این مرحله همان تعادل قدیم در جمعیت ایران و بنا بر نظریه بلاکر دوره ثبات و سکون جمعیتی است.
نمودار 6 . گذار جمعیت شناختی ایران 1255-1420
- مرحله دوم (1365-1305)
مرحله دوم به مدت 60 سال در ایران به طول میانجامد و از سال 1305 و با تغییر در الگوی مرگومیر شروع میشود. همانطور که در نمودار 6 مشاهده میشود از این دوره به بعد مرگومیر ایران شروع به کاهش است، درصورتیکه میزانهای خام موالید بدون تغییر و در حالت بالای خود باقی میماند. در این مرحله میزانهای رشد جمعیت ایران در ابتدا بهطور آرام شروع به افزایش و کمکم به اوج خود در دهههای پایانی این مرحله میرسند (1365-1355). این مرحله بنا بر نظریه بلاکر همان آغاز بسط و توسعه جمعیتی است.
- مرحله سوم (1395-1365)
این مرحله از سال 1365 و با شروع کاهش باروری در ایران شروع میشود. در این مرحله مرگومیر به سطوح پایین خود رسیده ولی همچنان با سرعت کمی رو به کاهش است و باروری نیز در این مرحله با سرعت زیادی شروع به کاهش میکند بهطوریکه در مدت 30 سال به سطوح پایین میرسد. همانطور که مشاهده میشود در این مرحله آهنگ رشد جمعیت نیز به کندی میگراید. این مرحله با توجه به الگوی بلاکر همان مرحله پایان بسط و توسعه جمعیتی است.
- مرحله چهارم (1420-1395)
این مرحله از سالهای 1395 به بعد شروع شد. همانطور که مشاهده میشود در این مرحله میزانهای باروری و مرگ هر دو به سطوح پایین خود میرسد، حتی در اواخر این مرحله (1420-1400) میزانهای مرگ شروع به رشد خواهد کرد. نرخ رشد جمعیتی نیز در این مرحله همانند مرحله اول به سطوح پایینی خواهد رسید ( بین 0/2 تا 0/7 درصد در سال). درواقع این همان تعادل جدید است. با توجه به نظر بلاکر میتوان این مرحله را ثبات و سکون مجدد نامید.
بدینترتیب براساس دو عنصر کلیدی تغییرات جمعیتی یعنی میزانهای موالید و مرگومیر مدل گذار جمعیتی فرمولبندی و طراحی شده است. قبل از شروع گذار جمعیتی زندگیهای کوتاه، موالید زیاد، رشد جمعیت کند وکم و جمعیت ساختاری جوان دارد. در بستر گذار ابتدا مرگومیر و سپس باروری کاهش یافته، درنتیجه میزانهای رشد جمعیت ابتدا افزایش سریعی داشته و سپس دوباره کاهش مییابد. با حرکت به سمت باروری پایین و زندگی طولانی یک جمعیت سالخورده شکل خواهد گرفت [48]. ازاینرو در مراحل پایانی گذار جمعیتی مباحث جمعیتی بهجای رشد و افزایش جمعیت حول محور ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن متمرکز است.
2-1-2 تغییرات ساختار سنی جمعیت
همانگونه که در بخش پیشین نتیجه گرفته شد، در مرحله پس از گذار جمعیتی، ساختار سنی تغییر کرده و لذا در کنار حجم جمعیت آنچه بیشتر باید مورد توجه باشد ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن است. در جدول 3 جمعیت ایران طی سالهای 1335 تا 1395 در گروههای سنی پنج ساله آورده شده است و در نمودار 7 ساختار سنی جمعیت کشور و تحولات آن با استفاده از هرمهای سنی به تصویر کشیده شده است. نگاه به هرمهای سنی و جنسی به خوبی تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور را نشان میدهد. هرم سنی جمعیت کشور در سال 1345 یک هرم سنی بسیار جوان است. در این سالها مرگومیر در حدود چند دهه است که کاهش یافته و باروری همچنان در سطح بالای خود قرار دارد. درنتیجه این دو عامل هرم سنی جمعیت کشور شکل مثلثی به خود گرفته و پایه آن بسیار وسیع است که نشان از یک ساختار سنی بسیار جوان است. تا سال 1365 همین روند در باروری و مرگومیر پایدار بوده است؛ مرگ همچنان کاهشی بوده و باروری نیز در سطح بالای خود قرار داشته و حتی در نیمه اول دهه شصت اندکی افزایش مییابد. این موضوع باعث شده که در دهه ۱۳۶۰ ساخت سنی جمعیت کشور به بالاترین حالت جوانی خود برسد و جمعیت سنین کمتر از 15 سال بیش از 45 درصد از جمعیت کشور را به خود اختصاص دهد. در میانه دهه شصت باروری نیز میل به کاهش پیدا کرده و در کنار مرگومیر همچنان رو به کاهش، تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور را بهگونهای دیگر دستخوش تغییر میکند.
پس از دهه شصت ازیکطرف با کاهش مرگومیر افراد بیشتری به سنین بالای هرم جمعیتی رسیده و لذا بدنه هرم جمعیتی رو به گسترش است، ازطرفدیگر با کاهش باروری پایه هرم سنی میل به کوچک شدن یافته و درنتیجه این دو ساخت سنی جمعیت کمکم از حالت جوانی خود خارج میشود.
درواقع باید بگوییم که کشور ایران در فرایند گذار جمعیتی با نوعی گذار در ساختار سنی مواجه میشود. در فاز اول گذار جمعیتی، بهعلت کاهش مرگومیر بهویژه در سنین اولیه شاهد افزایش سریعی در سنین پایین جمعیت (جمعیت زیر 15 سال) هستیم. بهعبارتی تورم جمعیتی در مقوله جمعیت زیر 15 سال اتفاق میافتد. در این شرایط که شکل هرم سنی مثلثی (هرم سنی 1365 سال) است، فشار اقتصادی زیادی بر جمعیت سنین فعالیت برای حمایت از جمعیت کثیر وابسته زیر 15 سال وارد میشود. در فاز دوم گذار جمعیتی، باروری کاهش یافته و نسل دوره بیشزادی وارد سنین فعالیت میشود، درنتیجه این سنین نسبت بزرگتری از جمعیت را به خود اختصاص میدهد و شرایط مناسبی برای رشد اقتصادی فراهم میشود. در این وضعیت تورم جمعیتی وارد سنین فعالیت شده و شکل هرم سنی مانند بادکنک کشیده میشود. نمودار هرم سنی سال 1385 و 1395 این وضعیت را بهوضوح نشان میدهد.
جدول 3 .جمعیت به تفکیک گروههای سنی و جنس، ایران، 1335تا 1395
ادامه جدول 3.جمعیت به تفکیک گروههای سنی و جنس، ایران،1335تا1395
در طول سه دهه اخیر یعنی از 1365 تا 1395، نسبت جمعیت زیر 15 سال کشور از 45/5 درصد به 24 درصد کاهش یافته است. در مقابل سهم جمعیت در سنین فعالیت (64-15 سال) طی این مدت از 51/5 درصد به حدود 70 درصد افزایش یافته است. علاوهبراین سهم جمعیت سالمند (65 ساله و بالاتر نیز از 3/1 درصد در سال 1365 به 16/1 درصد در سال 1395 افزایش یافته است [49]همچنین در یک دهه اخیر یعنی از 1385 تا 1395 میانگین سنی جمعیت کشور از 24/7 سال به 31/1 سال افزایش یافته است [50].
نمودار 7. هرم سنی جمعیت ایران از سال1335تا 1395
ادامه نمودار 7.هرم سنی جمعیت ایران از سال1335تا1395
3.آینده تحولات جمعیت ایران
3-1 تحولات حجم و رشد جمعیت ایران ( 1395 تا 1420)
در فصل سوم بهوضوح در مورد پیشبینی جمعیت و پیشفرضهای آن صحبت شد، همانگونه که ذکر شد برای آینده تحولات جمعیت در ایران از دو سناریوی پیشبینی استفاده شد. این سناریوها درباره باروری بوده و در یکی از آنها فرض بر افزایش باروری و در دیگری فرض بر ثبات باروری بود. انتخاب این دو سناریو براساس فروض جمعیتی و مطالعات جمعیتی ایران انجام گرفت. با توجه به وضعیت جمعیتی کشور و سیاستهای جمعیتی حال حاضر، سناریوی افزایش باروری بهعنوان سناریوی مورد هدف و منتخب است. البته باید این نکته را یادآور شویم که پیشبینی آینده جمعیتی کشور تا سال 1420 براساس فروض باروری صرفاً جمعیت زیر 20 سال کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. درواقع پیشبینی جمعیت تا 20 سال آینده براساس جمعیت حال حاضر صورت گرفته و این جمعیت از طریق فروض مرگومیر به سنین بالاتر منتقل خواهند شد که در 20 سال بعد جمعیت 20 ساله و بالاتر کشور را تشکیل خواهند داد. بنابراین صرفاً برای جمعیت زیر 20 سال از طریق فروض باروری پیشبینی صورت خواهد گرفت و تفاوت نتایج پیشبینیها نیز در جمعیت همین سنین است. در جدول 4 و نمودارهای 8 و 9 جمعیت پیشبینی شده کشور در سناریوهای مختلف در افق پیشبینی آمده است.
در دو سناریوی باروری افزایشی و باروری ثابت در سال 1420 جمعیت ایران بهترتیب در حدود 98 و 95 میلیون پیشبینی شده است. در نمودار 8 روند تحولات آینده جمعیت کشور و تفاوت آن در دو سناریوی مختلف باروری نشان داده شده است. در نمودار 9 تحولات نرخ رشد کشور بهصورت درصد در سال آورده شده است. در هر دو سناریو نرخ رشد جمعیتی کشور در آینده رو به کاهش است ولی همانگونه که مشخص است در سناریوی با باروری ثابت نرخ رشد کشور در پایان دوره نزدیک به صفر است. عامل کاهش رشد جمعیت در کشور تحولات بهوجود آمده در ساختار سنی و کل جمعیت است. حجم بالای جمعیت کشور و همچنین ساختار سنی رو به سالخورده آن باعث شده است تا حتی در صورت افزایش باروری، تعداد تولدها نسبت به کل جمعیت پایین بوده و در مقابل افزایش مرگها به رشد پایین جمعیت منجر شود.
در سناریوی باروری افزایش حجم جمعیت کشور در حدود 3 میلیون و 280 هزار بیشتر از سناریوی باروری ثابت افزایش خواهد یافت. در سناریوی افزایش باروری تا انتهای دوره جمعیت کشور از 79 میلیون در سال 1395 با افزایش 18 میلیونی به بیش از 98 میلیون نفر افزایش خواهد یافت. در سناریوی باروری ثابت افزایش جمعیت تا انتهای دوره در حدود 15 میلیون بوده و جمعیت کشور به حدود 95 میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
جدول 4 . پیش بینی جمعیت ایران در دوره زمانی 1395تا 1420در دو سناریوی باروری افزایشی و ثابت
نمودار 8.پیش بینی جمعیت ایران در دوره زمانی 1395تا 1420در دو سناریوی باروری افزایشی و ثابت
نمودار 9. پیش بینی نرخ رشد جمعیت ایران در دوره زمانی 1395تا 1420در دو سناریوی باروری افزایشی و ثابت
3-2 تحولات ساختار سنی جمعیت ایران (1395 تا 1420)
در بخش تحولات ساختار سنی جمعیت ایران از گذشته تاکنون اشاره کردیم که ساختار سنی جمعیت ایران رو به گذار بوده است. در فاز اول گذار جمعیت کشور در حالت جوانی قرار داشته و در فاز دوم گذار که به زمان حال حاضر جمعیت کشور مربوط است جمعیت از حالت جوانی خارج شده و به سمت سالخوردگی در حرکت است. در این فاز آنچه مورد توجه است جمعیت جوان و حجم بالای آن در کشور است. ازاینرو سیاستهای کنونی جمعیتی در کشور باید به این گروه جمعیتی کشور توجه ویژهای داشته باشند.
در آینده نزدیک فاز سوم گذار ساختار سنی جمعیت کشور رخ خواهد داد. بهعلت کاهش سریع باروری و مرگومیر، موج جمعیتی به سمت سنین سالمندی حرکت کرده و درنتیجه سهم جمعیت 65 ساله و بالاتر افزایش چشمگیری مییابد. در این حالت که تورم جمعیتی از دامنه سنین فعالیت خارج شده و وارد سنین سالمندی میشود، هرم سنی استوانهای شکل میگیرد که هرم سنی سال 1420 این را نشان میدهد. در این شرایط جمعیت در سنین فعالیت باید نسبت چشمگیری از جمعیت سالمند را حمایت کند.
بنابراین به تبعیت از گذار جمعیتی، گذار ساختار سنی نیز رخ میدهد. تحولات ساختار سنی جمعیت کشور در گروههای سنی بزرگ در جدول 5 و توزیع درصدی آن در جدول 6 آمده است.
در نمودار 10 تحولات درصد جمعیت در دو سناریوی مختلف باروری مقایسه شده و در نمودار 11 هرم سنی جمعیت کشور در دو سناریوی مختلف آمده است. نتایج نمودار 10 به خوبی نشان از وضعیت پنجره جمعیت در ترکیب سنی جمعیت کشور است. همانگونه که مشخص است درصد جمعیت فعال 15 تا 64 ساله طی دوره زمانی در حدود 70 درصد است. در سالهای انتهایی دوره، اندکی از حجم این گروه سنی کاسته شده و نشان از این است که وضعیت پنجره جمعیتی در حال بسته شدن است. هرم سنی کشور نیز در انتهای دوره زمانی نشان از وضعیت انتهایی دوره میانسالی و نزدیک شدن کشور به حالت سالخوردگی جمعیت است.
در نمودار 11 هرم جمعیتی کشور براساس دو سناریوی پیشبینی باروری آورده شده است. همانگونه که ذکر شد بالای هرم سنی در هر دو سناریو یکسان است. درواقع جمعیت در گروههای سنی بالای 20 سال پیشبینی نبوده و یک واقعیت است؛ چراکه جمعیت این سنین در زمان حال موجود است و صرفاً از طریق احتمال بقا به سنین بالاتر کشانده شدهاند. این نکته در برنامهریزیهای آینده کشور باید بسیار مورد توجه واقع شود چراکه جمعیت در سنین بالا یک واقعیت برای آینده کشور است و باید توجه ویژهای به نیازهای آنها داشته باشیم. زمانی که متولدان دهه پنجاه و بهویژه دهه شصت به سنین بالای 60 سال برسند، که حتماً خواهند رسید، جمعیت سالمند در کشور زیاد خواهد شد. برآورد دقیق این جمعیت در آینده یک فرصت خوب است که بتوان برای آنها در آینده برنامهریزی کرد. حال که این برآورد به خوبی در دسترس برنامهریزان است نکته اساسی برآورد نیازهای این جمعیت سالمند است. آنچه میتواند نگرانی کشور را از مشکلات سالمندی کمتر کند برآورد نیاز این جمعیت سالمند در آینده و تلاش برای بهوجود آوردن زمینههای رفع این نیازها در آینده است.
جدول 5. جمعیت در گروه های سنی بزرگ در دو سناریوی مختلف، ایران، 1395تا 1420
جدول 6. درصد جمعیت در گروه های سنی بزرگ در دو سناریوی مختلف، ایران، 1395تا 1420
نمودار 10.درصد جمعیت در گروه های سنی بزرگ در دو سناریوی مختلف، ایران،1395تا 1420
نمودار 11. هرم سنی و جنسی جمعیت کشور در دو سناریوی مختلف، 1420
نمودار 12.هرم سنی و جنسی جمعیت کشور در سال 1395و 1420
3-3 گذار ساختار سنی جمعیت در ایران
همانطور که در بخش پیشین اشاره شد گذار جمعیتی شامل چهار مرحله است و درنتیجه آن گذار ساختار سنی رخ خواهد داد. در بخش تحولات جمعیت کشور تا زمان حال به وضعیت گذار جمعیتشناختی در کشور پرداخته و نشان داده شد که گذار جمعیتی در ایران بهوقوع پیوسته است. بنابراین در مراحل انتهایی و آینده گذار باید آماده گذار ساختار سنی جمعیت بود. در این بخش به گذار ساختار سنی جمعیت کشور براساس شاخصهای جمعیتی پرداخته شده است. گفتنی است در این بخش برای نشان دادن گذار ساختار سنی جمعیت در کشور، دوره پیشبینی جمعیت تا سال 1445 ارتقا داده شده و یک سناریوی باروری پایین نیز در جهت افزایش دقت به سناریوهای پیشبینی افزوده شده است.
گذار ساختار سنی را میتوان در چهار مرحله متمایز و مشخص کرد که با افزایش چشمگیر جمعیت در یکی از گروههای سنی خاص مشخص میشود؛ ابتدا فاز کودکی، سپس جوانی، بعد از آن بلوغ جمعیت و درنهایت سالمندی است [51]. اولین فاز یعنی کودکی زمانی رخ میدهد که کاهش میزانهای مرگ در طول مرحله اول گذار جمعیتی، افزایش در تعداد کودکان را ایجاد میکند. در این شرایط هرم سنی مقعر شکل میشود که خاص کشورهای با میزان بالای رشد جمعیتی است. بعد از مدتی میزانهای باروری شروع به کاهش میکند و درنتیجه تغییرات اساسی در ساختار سنی جمعیت آغاز میشود. در این شرایط بهتدریج پایههای هرم سنی باریک و بهطور فزایندهای محدبی شکل میشود.
مرحله دوم گذار ساختار سنی، فاز جوانی است که طی آن تورم به سنین جوانی میرسد، سپس تورم به سنین میانسالی منتقل شده و آن فاز سوم یعنی فاز بلوغ را مشخص خواهد کرد. بعد از آن، یعنی بیش از 60 سال از آغاز کاهش باروری، تورم وارد سنین سالمندی شده و فاز سالمندی جمعیت را شکل خواهد داد.
همانطور که نمودارهای هرم سنی نشان میدهد ایران فاز اول گذار ساختار سنی که در آن سهم عمده جمعیت زیر 15 سال قرار دارد را پشت سر گذاشته است و از سال 1375 وارد فاز دو جمعیتی یعنی فاز جوانی جمعیت شد، این مرحله حدود 15 سال به طول انجامد تا اینکه در سال 1390 وارد مرحله میانسالی شده است. در این مرحله که تا سال 1415 طول خواهد کشید تعداد جمعیت 49-30 ساله افزایش چشمگیری خواهد یافت. در ادامه براساس شاخص درصد کهنسالان و معیارهای شرایاک و سیگل به زمانبندی گذار ساختار سنی جمعیت کشور بهصورت مشخص پرداخته شده است.
جدول 7.پیش بینی تعداد جمعیت در گروههای سنی بزرگ در سناریوهای مختلف از 1445-1395
نمودار 13. درصد گروههای سنی بزرگ در سناریوهای مختلف پیش بینی در افق زمانی1395تا 1445
نمودار 13 نشان میدهد که در هر سه سناریو تا سال 1415 جمعیت کمتر از 15 ساله کشور سیر کاهشی خواهد داشت. دلیل اصلی این موضوع خارج شدن اوج جمعیتی زنان متولد دهه شصت از سنین اوج باروری (25 تا 35 سالگی) است. بعد از سال 1415 با وارد شدن فرزندان زنان مذکور به سنین اوج باروری، اندکی به تعداد موالید کشور اضافه شده و به تعداد جمعیت زیر 15 ساله کشور افزوده میشود. پس از آن براساس سناریوهای متفاوت پیشبینی، تحولات جمعیت کمتر از 15 ساله کشور روند کاملاً متفاوتی را به خود میگیرد. در سناریوی پایین، روند کاهشی جمعیت زیر 15 ساله ادامه داشته و در پایان دوره پیشبینی به حدود 11 میلیون رسیده درحالیکه در سناریوی بالای پیشبینی جمعیت این گروه سنی به بالاتر از 20 میلیون و در حدود 22 میلیون نفر خواهد رسید. درواقع جمعیت گروه سنی کمتر از 15 سال در سناریوی پایین نصف جمعیت این گروه سنی در سناریوی بالاست. تغییرات جمعیت در گروه سنی 64-15 براساس سناریوهای مختلف پیشبینی اندک است. تا 20 سال آینده جمعیت این گروه سنی متأثر از تغییرات باروری نبوده و در هر سه سناریو تعداد جمعیت این گروه سنی یکسان است. در بیست سال آینده (تا قبل از سال 1415) جمعیت 15 تا 64 ساله کشور از حدود 56 میلیون نفر به حدود 66 میلیون نفر افزایش خواهد یافت از سال 1415 به بعد در هر سه سناریو از تعداد جمعیت این گروه سنی کاسته میشود. البته در سناریوهای مختلف پیشبینی تغییرات آینده جمعیت این گروه سنی اندکی متفاوت خواهد بود. در انتهای دوره پیشبینی فاصله سناریوی پایین و بالا در حدود 10 میلیون خواهد بود. پیشبینی میشود جمعیت گروه سنی 65 به بالا از حدود 4.5 میلیون در سال 1395 به حدود 22.5 میلیون در سال 1435 برسد. در خصوص درصد جمعیت گروه سنی 65 ساله و بالاتر در سنین مختلف، تغییرات باروری در سناریوهای متفاوت تنها در حدود 5 درصد نسبت این گروه را در کل جمعیت تغییر میدهد. درصد جمعیتی این گروه در سناریوی پایین 20 درصد و در سناریوی بالا 25 درصد است.
3-4 درصد کهنسالان در جمعیت
با توجه به اینکه معمولاً افراد 65 ساله به بالا را پیر بهحساب میآورند، میتوانیم بگوییم که هرچه درصد 65 ساله به بالاترها بیشتر باشد، جمعیت پیرتر است. درصد کهنسالان در جمعیت با تقسیم جمعیت بالای 65 سال به کل جمعیت بهدست میآید که طبق نظر شرایاک و سیگل اگر کمتر از 5 درصد باشد جمعیت جوان و اگر بین 5 تا 15 باشد جمعیت میانسال و اگر بیشتر از 15 باشد جمعیت پیر است[52].
جدول 8 نتایج فراوانی و درصد جمعیت 65 ساله و بیشتر جمعیت ایران را نشان میدهد. همانطور که این مقادیر نشان میدهند و با توجه به نظر شرایاک و سیگل میتوان نتیجهگیریهای زیر را با استفاده از این شاخص در مورد سالخوردگی جمعیت برای ایران بهدست آورد.
تا قبل از سال 1385 نسبت جمعیت 65 ساله و بالاتر جمعیت ایران زیر 5 درصد است که نشان از جوان بودن جمعیت ایران تا این دوره است. این نسبت در سال 1390 دچار تغییر شده و از سال 1395 به بعد به بالای 5 درصد رفته و تا پایان دوره پیشبینی به افزایش خود ادامه میدهد. میتوان این افزایش را ناشی از افزایش امید زندگی ازیکطرف و ازطرفدیگر کاهش باروری ایران دانست. بنابراین این دوره جزء دوره گذار ساختار سنی کشور و یا دوره میانسالی جمعیت کشور است.
از سال 1415 به بعد درصد کهنسالان به بالای 10 رفته و شروع به رشد سریعتری نسبت به دوره قبلی خود میکند بهطوریکه در پایان دوره پیشبینی به 13.4 درصد میرسد. بنابراین باید گفت که در انتهای دوره زمانی پیشبینی، جمعیت ایران نزدیک به مرحله سالخوردگی شده است.
جدای از درصد کهنسالان در جمعیت، تعداد آنها نیز میتواند برای برنامهریزیها بسیار مهم باشد. همانگونه که در جدول 8 مشاهده میشود، تعداد افراد 65 ساله و بالاتر در جمعیت ایران بهسرعت در حال افزایش است، بهویژه این سرعت را میتوانیم از سالهای 1400 به بعد بهطور سریعتر مشاهده کنیم. برای مثال درصد رشد در دهه 1330 برابر با 1/8 و در دهه 1380 تا 1390 برابر با 16 درصد و درصد رشد در سال 1410 تا 1420 در حدود 50 درصد است. بهطورکلی شمار جمعیت 65 ساله و بالاتر ایران که در سال 1335 به تعداد 921 هزار نفر میرسید در سال 1395 به 48715 هزار نفر رسیده و پیشبینی میشود که این تعداد در سال 1420 به بالاتر از 13 میلیون نفر برسد. ازآنجاییکه احتمال نمیرود مرگومیر تغییرات شدیدی را در ایران داشته باشد باید بگوییم که این نتیجه پیشبینی شده بسیار با واقعیت نزدیک است.
جدول 8. فراوانی و درصد کهنسالان در جمعیت ایران در دوره زمانی 1420-1335
4. بحث و پیشنهادها
بنابر نتایج گزارش حاضر نکته اصلی بحث جمعیت کشور در دوران امروزی تغییرات ساختار سنی جمعیت است. درواقع آنچه باید در برنامهریزیها مورد بحث باشد نه حجم جمعیت بلکه ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن است. در این میان آنچه برای زمان حال اهمیت دارد برنامهریزی برای استفاده از مزایای پنجره جمعیت و آنچه برای آینده اهمیت دارد برنامهریزی برای پیشگیری از مشکلات سالمندی است.
بهصورت مستند و براساس آمار سرشماری، در سال 1335 جمعیت ایران حدود 19 میلیون نفر برآورد شده و در سال 1398 جمعیت ایران به حدود 83 میلیون نفر رسیده است. درواقع در این دوره 60 ساله جمعیت کشور بیش از چهار برابر شده است و اگر بخواهیم براساس برآوردهای سالهای ابتدای قرن 14 هجری شمسی محاسبه کنیم جمعیت کشور در این قرن حدود 8 برابر شده است.
افزایش جمعیت ایران در طول زمان یکسان صورت نگرفته است. سرعت آن در آغاز بسیار کند بود و در فاصله بیست سال- از 1300 تا 1320- تنها 1/2 برابر شد و اوج رشد آن در دوره بیستساله 1350 تا 1370 بوده که جمعیت تقریباً دو برابر شده و از حدود 29 میلیون به 57 میلیون نفر رسیده است. بر همین اساس تغییرات آینده جمعیتی کشور نیز یکسان نخواهد بود و بهصورت دورهای باید منتظر تغییرات جمعیت و پیامدهای ناشی از آن باشیم.
تحولات جمعیتی در ایران را باید برمبنای تئوری گذار جمعیتشناختی و گذار ساختار سنی تحلیل کرد. فاز اول گذار جمعیت کشور که به گذشته مربوط است در حالت جوانی قرار داشته و در فاز دوم گذار که به زمان حال حاضر جمعیت کشور مربوط است جمعیت از حالت جوانی خارج شده و به سمت سالخوردگی در حرکت است. در این فاز آنچه مورد توجه است جمعیت جوان و حجم بالای آن در کشور است. لذا سیاستهای کنونی جمعیتی در کشور باید به این گروه جمعیتی کشور توجه ویژهای داشته باشند.
در آینده نزدیک فاز سوم گذار ساختار سنی جمعیت کشور رخ خواهد داد. بهعلت کاهش سریع باروری و مرگومیر، موج جمعیتی به سمت سنین سالمندی حرکت کرده و درنتیجه سهم جمعیت 65 ساله و بالاتر افزایش چشمگیری مییابد. در این حالت که تورم جمعیتی از دامنه سنین فعالیت خارج شده و وارد سنین سالمندی میشود، هرم سنی استوانهای شکل میگیرد که هرم سنی سال 1420 این را نشان میدهد. در این شرایط جمعیت در سنین فعالیت باید نسبت چشمگیری از جمعیت سالمند را حمایت کند. بنابراین به تبعیت از گذار جمعیتی، گذار ساختار سنی نیز رخ میدهد.
اگرچه تحقیق حاضر بهعنوان پیشبینی جمعیتی است، ولی باید یادآور شویم که نتایج جمعیت در گروههای سنی بالای 20 سال پیشبینی نبوده و یک واقعیت است، چراکه جمعیت این سنین در زمان حال موجود است و صرفاً از طریق احتمال بقا به سنین بالاتر کشانده شدهاند. این نکته در برنامهریزیهای آینده کشور باید بسیار مورد توجه واقع شود چراکه جمعیت در سنین بالا یک واقعیت برای آینده کشور است و باید توجه ویژهای به نیازهای آنها در آینده داشته باشیم. جمعیت سالمندان در آینده کشور زیاد خواهد شد زمانی که متولدان دهه پنجاه و بهویژه دهه شصت به سنین بالای 60 سال برسند که حتماً خواهند رسید، جمعیت سالمند در کشور زیاد خواهد شد. برآورد دقیق این جمعیت در آینده یک فرصت خوب است که بتوان برای آنها در آینده برنامهریزی کرد. حال که این برآورد به خوبی در دسترس برنامهریزان است نکته اساسی برآورد نیازهای این جمعیت سالمند است. آنچه که میتواند نگرانی کشور را از مشکلات سالمندی کمتر کند برآورد نیاز این جمعیت سالمند در آینده و تلاش برای بهوجود آوردن زمینههای رفع این نیازهاست. در تحقیق حاضر سعی شد چشماندازی از واقعیت تغییرات جمعیتی کشور در 20 سال آینده بهدست آید تا بهعنوان چراغ راهی برای سیاستگذاریها مورد استفاده قرار گیرد.
علاوه بر بررسی و شناخت وضعیت تغییرات جمعیتی در کشور سعی شد در حوزههای مختلف به تحلیل پیامدهای ناشی از تغییرات جمعیتی در کشور پرداخته شود، در ادامه به جمعبندی هریک از این پیامدها پرداخته شده است.
۴-۱ ساختار جمعیتی
در مقایسه با امروز جمعیت ایران در آینده سالخوردهتر خواهد شد. در دوره پیشبینی از جمعیت گروههای سنی پایین (4-0 و 9-5 ساله) کاسته شده و به درصد گروههای سنی 64-15 ساله و 65 ساله و بالاتر افزوده خواهد شد.
تا قبل از سال 1380 همه شاخصهای مطالعه سالخوردگی جمعیت (میان سنی، درصد کهنسالان در جمعیت و نسبت کهنسالان به کمسالان) برای جمعیت ایران با توجه به نظر شرایاک و سیگل در مقوله جوانی قرار دارند، میتوان گفت که تا قبل از 1380 جمعیت ایران جوان است. همچنین با توجه به اینکه بعد از سال 1420 همه این شاخصها در مقوله سالخوردگی قرار خواهند گرفت، میتوان این دوره را دوره سالخوردگی جمعیت ایران دانست. بنابراین دوره زمانی بین 1380 تا 1420 نیز بهعنوان دوره میانسالی یا گذار به سالخوردگی جمعیت ایران است. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد سریع بودن روند سالخوردگی در ایران یا همان درهمفشردگی سالخوردگی است. برای مثال سالخوردگی در غرب بسیار بهتدریج رخ داد بهطوریکه 115 سال طول کشید تا جمعیت بالای 65 ساله در فرانسه از 7 به 14 درصد برسد درصورتیکه در ایران همین وضعیت طی 15 سال یعنی از سال 1405 تا 1420 رخ میدهد که عامل اصلی آن کاهش سریع باروری است[9].
بررسی هرمهای سنی جمعیت ایران نشان میدهد که در سال 1330 تعداد زیادی از افراد در سنین پایین، بهخصوص کمتر از 15 سالگی قرار دارند، چراکه در این سالها با کنترل مرگومیر بهخصوص در سالهای اول زندگی، نسبت گروههای سنی جوان در کل جمعیت افزایش یافته و لذا قاعده هرم را وسیع ساخته است. همچنین در هرم سنی سال 1330 مشاهده میشود که سنین بالای هرم خالی از جمعیت است که ناشی از امید زندگی پایین در این سالهاست. با کاهش باروری از سالهای 1365 به بعد، تعداد جمعیت در گروههای سنی پایین کاسته شده و به گروههای سنی بالاتر افزوده میشود و شکل هرم سنی بهکلی دگرگون میشود که میتوان این دگرگونی را در هرمهای سنی سال 1385 و 1420 به خوبی مشاهده کرد. در هرم سنی سال 1385 جمعیت سنین زیر 15 سال کاهش یافته و قاعده هرم کوچک شده است و در عوض موالید زیاد سالهای 1355 تا 1365 به میانههای هرم انتقال یافته و میانه هرم نسبت به قاعده آن وسیعتر شده است. با استمرار کاهش باروری تا سال 1420 قاعده هرم به کاهش خود ادامه داده و به میانه و رأس هرم افزوده میشود. بنابراین برای جلوگیری از مسئلهآمیز شدن سالخوردگی در ایران باید نهادهای مرتبط از همین حالا به فکر این جمعیت سالخورده با ویژگیهای خاص فرهنگی و اجتماعی باشند.
جدای از این درصدها و نسبتها باید بگوییم آنچه میتواند برای برنامهریزان اهمیت بیشتری داشته باشد، تعداد جمعیت سالخوردگان است. تعداد افراد 60 ساله و بالاتر ایران بهسرعت در حال رشد است. در آیندهای نهچندان دور کشور ایران باید خود را برای مواجه شدن با جمعیت 60 ساله و بالاتر بیشتر از 10 میلیون آماده کند. کشور ایران در سال 1420 با جمعیت 60 سال و بالاتر 19 میلیون نفری مواجه میشود. کاملاً روشن است که اگر از همین الان خود را برای این وضعیت آماده نکند، این تعداد سالخورده میتوانند نتایج اقتصادی و اجتماعی مخربی را برای کشور بهبار آورند. درواقع اقتصاد ما باید خود را برای تأمین اجتماعی (بیمه و بازنشستگی) و مراقبت بهداشتی یک جمعیت 19 میلیون نفری آماده کند.
آنچه باید در اینجا ذکر شود این است که سالخورده شدن جریانی برگشتناپذیر است. درواقع این جمعیت سالخورده میلیونی را ما در آینده خواهیم داشت و راهحل درمانی ندارد و ما فقط باید خود را برای مواجه شدن با آن آماده کنیم بهطوریکه نه برای جامعه و نه برای خود این سالخوردهها مشکلی پیش نیاید.
طرف دیگر قضیه خود سالخوردگان هستند. کسانی که خودشان زمانی نقش تولیدی داشتهاند و به جامعه خدمت کردهاند و حال انتظار است که جامعه در خدمت آنها باشد. با وجود این تعداد وسیع سالخورده، کشور ما باید دارای یک نظام تأمین اجتماعی بسیار قوی باشد، و باید از همین زمان حال شرایطی را فراهم کند که افراد تهیدست و کسانی که در شغلهای غیررسمی هستند نیز بتوانند خود را تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار دهند.
همچنین ضرورت دارد که متفکران علوم انسانی و اجتماعی و دستاندرکاران رفاه اجتماعی، مطالعات بیشتری در مورد مشکلات و نیازهای سالخوردگان با توجه به فرهنگ و شرایط جامعه ایران انجام دهند؛ چراکه در جامعه ما شرایط بهگونهای است که رفتن به خانه سالمندان حتی با وجود امکانات خوب هم ازطرف سالخوردگان نوعی کملطفی بهحساب میآید و سالمندان بیشتر ترجیح میدهند که در کنار فرزندان و تحت مراقبت مستقیم آنها باشند. ازطرفی امروزه با کاهش باروری در ایران، تعداد فرزندان بسیار کم شده است و به 1 یا 2 فرزند رسیده است و این در حالی است که همین تعداد فرزند اندک نیز با شهری شدن جامعه، هستهای شدن خانواده و تأکید بر دادن فرصت به زنان و مشارکت بیشتر آنان در اشتغال و پیشرفت تحصیلی، فرصت کمتری را برای پرداختن به افراد سالخورده دارند.
همه اینها باعث میشود که سازگاری با شرایط جدید زندگی (بازنشستگی) و بهصورت فردی بیکار درآمدن، برای افراد سالخورده رنجآور و باعث مشکلات روانی شود. لذا به نظامهای آموزشی نیاز است که مهارتها و آمادگیهایی را در افراد پرورش دهند که در روزگار پیری به کارشان بیاید و اوقات فراغتشان را لذتبخش کنند. در گذشته افراد سالخورده بهدلیل وجود خانوادههای گسترده و همچنین نزدیک بودن اقوام به هم، امکان معاشرت با هممحلیها و دیگران زیاد بود، همچنین وجود مراسم و جشنهای سنتی و مهمانیها بهگونهای اوقات فراغت سالخوردگان را پر میکرد. درصورتیکه در جوامع شهری امروزی خانوادهها هستهای شدهاند و سنتها نیز به فراموشی سپرده شدهاند و با تقسیم کار، افراد از هم دور شده و از معاشرتهای محلهای و مهمانیها نیز خبری نیست ازاینرو نیاز است که مکانهای جدیدی (برای مثال پارک) را مختص به افراد سالخورده ایجاد کنیم که بتوانند با افراد همسن خود معاشرت داشته باشند. همچنین میتوانیم با ایجاد شبکههای تلویزیونی که برنامههای مناسب با افراد سالخورده را پخش میکنند، در داخل منزل اوقات فراغت افراد سالخورده را پر کنیم.
یکی دیگر از بزرگترین مشکلات سالخوردگان، تنهایی و احساس ناکارآمدی برای جامعه است، لذا ما میتوانیم نسل جوان را طوری آموزش دهیم که افراد سالخورده را کمتر تنها گذارند و طوری رفتار کنند که افراد سالخورده فکر کنند هنوز به آنها نیاز دارند.
همچنین، همانگونه که ذکر شد، بسیاری از بیماریهای مزمن دوران پیری به متغیرهای فرهنگی و رفتاری و سبک زندگی افراد وابستهاند، ازاینرو در یک سبک زندگی صحیح به میزان زیادی میتوانیم از این بیماریها پیشگیری کنیم. درواقع ازآنجاییکه نسل جوان امروز، سالخورده فرداست، با آموزش صحیح آنها و ایجاد یک سبک زندگی مناسب (ورزش کردن، تنظیم وزن، عدم استعمال مواد مخدر و....) میتوان بسیاری از آسیبها را کمتر کرد.
کشور ایران در سالهای گذشته بهدلیل تغییرات در امر باروری و مرگومیر؛ بهطورقطع در آینده در یک دوره کوتاه، به سرعت وارد فاز سالمندی جمعیت خواهد شد. ازاینرو سیاستگذاری جمعیت در ایران باید برای حمایت و پیگیری جوانان امروز تا زمان رسیدنشان به سالمندی در آینده باشد. بهطوریکه باید ازیکطرف در جهت رفع نیازهای جوانان امروز و ازطرفدیگر فراهمسازی شرایط برای جمعیت سالمند آینده باشد. بنابراین باید اهداف سیاستی زیر مورد توجه قرار گیرد:
* توجه به تشکیل خانواده و جلوگیری از افزایش سن ازدواج؛
* توجه به افراد مواجه با تأخیر ازدواج و تشویق به ازدواج افراد مجرد در سن بالا،
* پیشگیری از طلاق و تشویق به ازدواج مجدد افراد بدون همسر؛
* سیاستگذاری برای جلوگیری از مهاجرت جوانان به خارج از کشور؛
* توجه به اشتغال و مسکن جوانان تحصیلکرده به عنوان پیشزمینه شروع زندگی زناشویی؛
*اعمال سیاستهای تشویقی فرزند آوری؛
* استفاده از ظرفیت سالمندان در فعالیتهای مختلف اقتصادی؛
* شناخت و ایجاد زیرساختهای مورد نیاز جمعیت سالمند در آینده؛
* توجه به افزایش جمعیت گروههای ســنی پاییــن بهعنوان نیروی جایگزین سالمندان در آینده؛
* در نظــر گرفتــن پدیده زنانه شــدن جمعیــت و توجــه ویژه به توانمندسازی آنها.
4-۲ سیاست موجود در کشور
عمده تأکید سیاستهای موجود در کشور برای تشویق افزایش فرزند آوری و کاهش سن ازدواج بوده است. در این مسیر تشویق فرزند آوری در تعداد بالا و ازدواج در سنین پایین دو محور اصلی را شامل میشود.
4-۳حلقه مفقوده سیاستگذاری
برخی از سیاستها با آنکه ضروری است اما در سیاستگذاری جمعیتی کشور جایگاهی ندارند. یکی از نتایج مورد تأکید تحقیق این است که سالمندی جمعیت کشور ایران سریع، حتمی و غیرقابل بازگشت خواهد بود و حتماً باید برای آن آماده شد. البته سالمندی جمعیت بهعنوان بحران، قابل پیشگیری بوده و با مدیریت آن میتواند بهعنوان یک دوره موفقیت نیز نگریسته شود.
در این خصوص نیاز است جوانان و میانسالان سبک زندگی سلامتمحوری داشته باشند تا بهصورت سالم وارد دوره پیری شوند. لذا سیاستگذاری در خصوص سبک زندگی سلامتمحور جوانان، از ضرورتهای سیاستگذاری جمعیتی در کشور ایران است. بهطوریکه جوانان با سبک زندگی سلامتمحور، کاهش استرس، انجام فعالیت ورزشی و تغذیه مناسب، بهصورت سالم پیر شده و سالمندی فعالی را به همراه خواهند داشت. سالمندان فعال هم در سطح فردی و هم در سطح کلان هزینه کمتری برای نظام سلامت خواهند داشت و ازطرفی میتوانند نقش خود را در فعالیت اقتصادی حفظ کنند.
در خصوص وضعیت نیروی کار کشور و نگرانی از کاهش نیروی کار در دوره سالمندی نیاز است توجه ویژه به اشتغال زنان شود. زنان بهعنوان نیمی از جمعیت کشور هستند و حضور آنها در نیروی کار به خوبی میتواند جبرانکننده کاهش نیروی کار در دوره سالمندی باشد. گفتنی است در حال حاضر کمتر از 15 درصد زنان کشور در فعالیت اقتصادی مشارکت دارند و هرگونه سیاستگذاری در زمینه اشتغال زنان، پتانسیل بسیار بالایی برای افزایش نیروی کار در کشور به همراه خواهد داشت. البته در حوزه اشتغال زنان باید به این نکته توجه داشت که مانع فرزند آوری آنان نشود. درواقع سیاستهای اشتغال زنان باید بهصورتی طراحی شوند که اشتغال و فرزند آوری را برای زنان به همراه داشته باشد. در آینده زنان کشور بهدلیل افزایش تحصیلات، میل بالاتری به اشتغال خواهند داشت و لذا در سیاستهای فرزند آوری، ضروری است که اشتغال زنان مدنظر باشد بهگونهای که آنها بتوانند فرزندپروری را در کنار اشتغال بهصورت همزمان انجام دهند. در غیر این صورت فرزند آوری بهعنوان هزینه فرصت اشتغال زنان نگریسته شده و کاهش فرزند آوری به عنوان زمینه اشتغال نگریسته خواهد شد. همچنین باید به مهاجرت خارج از کشور جوانان نیز تأکید کرد و هرگونه اقدام و سیاستگذاری در خصوص کاهش مهاجرت جوانان به خارج از کشور نیز میتواند برای حفظ نیروی کار آماده خدمت مؤثر باشد. دیگر موضوع مهم در این زمینه، مرگ زودرس جوانان ناشی از حوادث و سوانح است که سالیانه شمار زیادی از جوانان کشور را کاهش میدهد. سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی مناسب از دیگر مواردی است که میتواند در نگهداشت نیروی جوان کشور اثرگذار باشد.
نکته پایانی در پذیرش وقوع سالمندی جمعیت، فراهمسازی تشکیلات دولتی در حمایت و نگهداری از سالمندان است. باید پذیرفت که امکان همزیستی همه سالمندان با فرزندانشان وجود ندارد و لازم است برای تحقق آن برنامهریزی شود. ضمناً ضروری است سیستم حمایت دولتی از سالمندان در کشور افزایش یابد و به نحو مقتضی فرهنگسازی برای زندگی در سراهای دولتی برای سالمندان انجام شود. همچنین تعداد سالمندان در آینده حتماً افزایش خواهد یافت که باید امکانات سلامت متناسب برای آنها افزایش یابد. سالخوردگی جمعیت کشور بهسمت زنانه شدن است و زنان کشور در مقابل مشکلات اقتصادی و اجتماعی بسیار آسیبپذیرند. توانمندسازی زنان از ضروریات سالمندی فعال و موفق است. فرهنگسازی در زمینه سهیم بودن زنان در تقسیم منابع اقتصادی در سطح خانوار و همچنین توجه بیشتر به آنها در حمایتهای دولتی باید مورد توجه قرار گیرد.
4-۴ تکمیل سیاستهای موجود
وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور باعث میشود که در مقابل فرزند آوری در تعداد بالا و ازدواج در سنین پایین نوعی مقاومت اجتماعی ایجاد شود. بنابراین پیشنهاد میشود در تکمیل سیاستهای موجود به موارد زیر توجه شود:
هر فرزندی که در یک سال به دنیا میآید نقش یکسانی بر میانگین تعداد فرزند آوری خواهد داشت. لذا سیاستگذاری جمعیتی باید مشوق همه فرزندان به دنیا آمده در کشور باشد و نه صرفاً فرزندان در رتبههای بالا.
براساس مطالعات صورت گرفته، آنچه میانگین باروری کل را در ایران کاهش داده است، وجود تعداد بالای زنان با باروری صفر است که زنان ازدواج نکرده، زنان ازدواج کرده بدون فرزند، زنان مطلقه و بیوه بدون فرزند و زنان نابارور را شامل میشود. هرگونه تلاش برای خارج کردن این گروه زنان از وضعیت باروری صفر به باروری یک فرزند، نقش اساسی در افزایش میانگین باروری در کشور خواهد داشت. بااینحال در سیاست موجود در کشور و مشوقهای فرزند آوری، مشوق فرزند اول جای زیادی را به خود اختصاص نداده است. نیاز است در سیاستگذاری، فرزند اول پس از ازدواج بیشترین تشویق را به خود اختصاص دهد.
در حوزه ازدواج نیز وضعیت مشابه وجود دارد و بسیاری از دختران دهه شصت در کشور هنوز ازدواج نکرده و در سنین بالا مجرد هستند. ازاینرو چون همه ازدواجها اثر مثبت بر باروری کشور خواهد گذاشت، باید در سیاستهای جمعیتی علاوه بر تشویق ازدواج سنین پایین، مشوقهایی را برای افراد مواجه با تأخیر ازدواج نیز ایجاد کرد تا این گروه از افراد، ترغیب به ازدواج شوند. برای نمونه در بحث وام ازدواج، به ازدواجهای در سنین بالا نیز توجه شود.
دیگر بعد تشویقی در حوزه افزایش ازدواج و فرزند آوری، توجه به ازدواج مجدد افراد مطلقه و بیوه است که در سیاستهای جمعیتی کشور هیچ جایگاهی ندارد. در این زمینه به فرهنگسازی نیاز است و باید در جهت کاهش قبح ازدواج با دختران بیوه و طلاق گرفته، سیاستگذاری شود.
نکته دیگر ایجاد سیاستهای جمعیتی غیرمستقیم و پنهان است. مسکن و اشتغال از پیشنیازهای ازدواج، پایداری خانواده و فرزند آوری است. هرگونه سیاستگذاری در جهت اشتغال و تأمین مسکن جوانان قطعاً در بلندمدت به ازدواج و فرزند آوری جوانان کمک خواهد کرد. نوع دیگر سیاست غیرمستقیم کمک به فرزندپروری برای جوانان است. کمک به فرزندپروری از طریق ایجاد مهدکودک در محل کار و ... بهصورت پنهان ترس از فرزند آوری را در جوانان کاسته و نگرش آنها را به فرزند آوری تغییر خواهد داد. اینگونه سیاستهای پنهان و غیرمستقیم هم با مقاومت اجتماعی مواجه نخواهند شد و هم تأثیر بلندمدت خواهد گذاشت.