Roadmap for Delegating Executive Responsibilities to Provincial Executive Bodies Based on Article 105 of the Seventh Development Plan

Author

M

Abstract
This report examines the delegation of executive responsibilities to provincial executive bodies within the framework of the country's seventh development plan and emphasizes that decentralization is a fundamental step towards improving the efficiency of the administrative system, social justice, and balanced regional development. Despite related laws and policies and the operational experience of the past 20 years, this process has faced obstacles such as weak coordination, lack of financial and human resources, and resistance from central agencies. Findings indicate that pilot implementation in selected provinces, strengthening local capacities, and developing a comprehensive framework for separating governance and executive responsibilities in executive bodies can contribute to the successful implementation of this policy. The key recommendation of the report is to develop a national decentralization framework that specifies a roadmap, clear and time-bound guidelines, and oversight criteria, which should be approved by the High Administrative Council and serve as a roadmap throughout the seventh development plan for the Administrative and Recruitment Organization of the country and executive bodies, with the Islamic Consultative Assembly maintaining continuous and precise oversight over it. This framework, along with training and empowering provincial staff and reforming the budgeting system, will facilitate the achievement of the seventh plan's goals regarding the transfer of responsibilities to provincial executive bodies and other sectors.
Subjects

 خلاصه مدیریتی

بیان/ شرح مسئله

چابک‌سازی دولت و متناسب‌سازی نقش و اندازه دولت به‌عنوان یکی از اصول کلیدی اصلاحات نظام اداری در کشور بوده که مبتنی‌بر سیاست‌های کلی نظام اداری است. در این راستا، موضوع تمرکززدایی و انتقال تصدی‌های قابل واگذاری از دولت به سایر بخش‌ها یکی از برنامه‌های مهم و راهبردی است. این سیاست به کاهش تمرکز تصمیم‌گیری در دولت مرکزی و واگذاری امور اجرایی و تصدی‌گری به سطوح محلی می‌پردازد. قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز بر انتقال وظایف اجرایی و تصدی‌های قابل واگذاری به دستگاه‌های اجرایی استانی تأکید کرده است. بااین‌حال، اجرای این سیاست‌ها با چالش‌هایی ازجمله مقاومت ساختارهای مرکزی، ضعف زیرساخت‌های محلی، فقدان قانون جامع در حوزه تمرکززدایی و تقسیمات کشوری و نبود دستورالعمل‌های اجرایی مشخص مواجه بوده است. این گزارش با هدف تدوین نقشه راهی برای اجرای موفق این سیاست، الزامات قانونی، پیشینه تاریخی و چالش‌های موجود را بررسی کرده و راهکارهایی عملیاتی ارائه داده است.

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

این گزارش به‌تفصیل نشان می‌دهد که واگذاری تصدی‌ها به دستگاه‌های اجرایی استانی می‌تواند به بهبود بهره‌وری، تسریع در تصمیم‌گیری‌های محلی، و کاهش تمرکز اداری در دولت مرکزی منجر شود. با وجود تصویب قوانین متعدد، ازجمله قانون مدیریت خدمات کشوری و برنامه‌های توسعه، اجرای این سیاست با چالش‌های جدی روبه‌رو بوده است. مقاومت دستگاه‌های مرکزی به‌دلیل تمایل به حفظ قدرت، ضعف زیرساخت‌های انسانی و مالی در استان‌ها و نبود دستورالعمل‌های اجرایی شفاف از موانع اصلی در این مسیر محسوب می‌شوند. از دیگر مشکلات قابل‌توجه، ضعف هماهنگی میان دستگاه‌های مرکزی و محلی، تضاد منافع در فرایندهای اجرایی و فقدان یک نظام نظارتی کارآمد برای ارزیابی عملکرد استان‌ها در انجام وظایف جدید است. همچنین، عدم تفکیک امور ملی از منطقه‌ای و محلی، ابهام در تفکیک دقیق وظایف حاکمیتی و تصدی‌گری و وابستگی مالی استان‌ها به بودجه‌های ملی از دیگر عوامل مؤثر در کندی پیشرفت این سیاست هستند. برای غلبه بر این موانع، گزارش تأکید دارد که شفاف‌سازی وظایف، تقویت زیرساخت‌ها، و ایجاد ساختارهای پایش و ارزیابی ضروری است.

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

برای تحقق واقعی تمرکززدایی، دولت باید لایحه‌ای جامع در زمینه تمرکززدایی و تقسیمات سیاسی- اداری به مجلس شورای اسلامی ارائه کند که در آن تفکیک امور ملی از منطقه‌ای و محلی، مسئولیت‌های دولت مرکزی و سطوح مختلف حکمرانی، ساختار اجرایی مناسب، شرح وظایف استانداران و فرمانداران با رویکرد عدم تمرکز، تأمین مالی وظایف واگذار شده و نظام نظارتی مشخص شود.

در گام بعدی، لازم است سازمان اداری و استخدامی کشور با مشارکت دستگاه‌های اجرایی و مرکز پژوهش‌های مجلس، چارچوب ملی تمرکززدایی را تدوین کند که شامل نقشه راه واگذاری وظایف، دستورالعمل‌های زمان‌مند، تفکیک امور حاکمیتی و تصدی‌گری، و شاخص‌های ارزیابی عملکرد باشد و به تصویب شورای عالی اداری برسد. همچنین، اجرای آزمایشی در سه استان پایلوت با تأمین منابع مالی و ارزیابی شفاف نتایج، به‌عنوان پیش‌نیاز گسترش برنامه در سایر استان‌ها ضروری است. تهیه سند شفاف وظایف برای هر دستگاه اجرایی که شامل تفکیک خدمات و زمان‌بندی واگذاری باشد و آموزش و توانمندسازی کارکنان استانی با محوریت مدیریت مالی، برنامه‌ریزی منطقه‌ای، و فناوری‌های نوین، از اقدامات ضروری برای اجرای موفق تمرکززدایی است.

 

1.مقدمه      

در دهه‌های اخیر، نقش دولت‌ها در عرصه حکمرانی و اداره امور عمومی دستخوش تغییرات بنیادینی شده است. یکی از مهم‌ترین این تغییرات، تلاش برای کاهش تمرکز در تصمیم‌گیری‌ها و واگذاری وظایف اجرایی از سطح ملی به سطوح محلی است. این تغییرات که با عنوان «تمرکززدایی» شناخته می‌شود، اهدافی همچون افزایش کارآمدی اداری، بهبود خدمات عمومی، کاهش هزینه‌های دولت و مشارکت بیشتر جوامع محلی را دنبال می‌کند. در این زمینه، واگذاری امور تصدی‌گری به دستگاه‌های اجرایی استانی به‌عنوان بخشی از سیاست‌های توسعه‌ای و اداری کشورها از اهمیت بسیاری برخوردار است. در جمهوری اسلامی ایران، سیاست‌های مرتبط با تمرکززدایی و واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها، ازجمله بندهای کلیدی قوانین برنامه‌های توسعه‌ای کشور به‌شمار می‌آید؛ به‌ویژه در برنامه هفتم پیشرفت، به تفکیک وظایف اجرایی از امور حاکمیتی و انتقال آنها به سطوح محلی تأکید شده است. بااین‌حال، اجرای این سیاست‌ها همواره با چالش‌هایی همچون زیرساخت قانونی لازم، مقاومت ساختارهای مرکزی، کمبود منابع مالی و نیروی انسانی در استان‌ها و پیچیدگی هماهنگی بین‌بخشی مواجه بوده است.

موضوع انتقال تصدی‌های قابل واگذاری به استان‌ها و شهرستان از موضوعات مهم و اساسی است که در قانون برنامه هفتم پیشرفت (جزء «3» بند «الف» ماده 105) بیان شده است. ناظر به انتقال وظایف اجرایی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مستقل تحت نظر رئیس‌جمهور به واحدهای استانی تابعه تاریخچه‌ای از اقدامات تقنینی و اجرایی ارائه و برخی ملاحظات و توصیه‌ها ارائه می‌شود. تفکیک وظایف اجرایی از حوزه مرکزی دستگاه‌های اجرایی و محدود نمودن فعالیت حوزه‌های مذکور به اعمال حاکمیتی و امور مدیریتی و راهبردی، سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل و انتقال وظایف اجرایی به واحدهای استانی، شهرستانی و سایر سطوح جغرافیایی جزء وظایف مهم شورای عالی اداری در دوره‌های مختلف تشکیل آن بوده است. بند «3» ماده (115) قانون مدیریت خدمات کشوری درخصوص وظایف شورا به این موضوع اختصاص یافته است.

این گزارش با هدف ارائه نقشه راهی برای انتقال امور تصدی‌گری به دستگاه‌های اجرایی استانی تهیه شده و در آن، ضمن بررسی الزامات قانونی و تاریخی این سیاست، مراحل و سازوکارهای پیشنهادی برای عملیاتی‌سازی آن تشریح شده است.

ساختار گزارش حاضر بدین‌نحو است که ابتدا مفهوم‌شناسی دقیقی از امور تصدی‌گری و حاکمیتی مبتنی‌بر قانون مدیریت خدمات کشوری انجام خواهد شد و اهمیت واگذاری تصدی‌ها تشریح می‌شود. در ادامه پیشینه تقنینی و تاریخچه واگذاری تصدی‌ها از منظر قوانین و اسناد مرتبط تحلیل می‌شود و در ادامه موانع اجرایی واگذاری وظایف اجرایی به دستگاه‌های اجرایی استانی تشریح و تبیین خواهد شد. در مرحله بعد نیز نقشه راه پیشنهادی برای واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها ارائه که شامل شناسایی و دسته‌بندی تصدی‌های قابل واگذاری، تعیین مصادیق توسط دستگاه‌های اجرایی، اولویت‌بندی وظایف قابل واگذاری و تشکیل کارگروه ویژه ذیل شورای عالی راهبری برنامه است. در پایان نیز پیشنهادهای سیاستی و توصیه‌های اجرایی برای پیاده‌سازی درست ماده (105) برنامه هفتم پیشرفت ارائه می‌شود.

 

2.پیشینه پژوهش

موضوع تمرکززدایی و حکمرانی محلی به‌طور عام و بحث واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها به شکل خاص در قوانین و مقررات کشور (بعد از انقلاب اسلامی) مورد اشاره قرار گرفته است. در یک نگاه کلی می‌توان، قوانین مرتبط با حوزه تمرکززدایی و واگذاری تصدی‌ها را به‌شرح زیر بر‌شمرد.

 

جدول 1. پیشینه تقنینی در حوزه تمرکززدایی و واگذاری تصدی‌ها در کشور

نکات برجسته / نقاط ضعف و قوت / پیامدهای اجرا

شماره ماده / صفحه

تاریخ تصویب

مرجع تصویب

نام سند

قانون اساسی با تأکید بر اصول 44، 100 و 101 به‌طور‌کلی تمرکززدایی و واگذاری امور به شوراهای محلی را به‌عنوان یک سیاست بنیادی مطرح می‌کند. این اصول پایه‌های تمرکززدایی و تفویض اختیارات را در ساختار حکمرانی کشور بنیان می‌گذارد.

اصول 44، 100، 101

1386

مجلس خبرگان قانون اساسی

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

این قانون وظایف و اختیارات شوراهای محلی را برای اداره امور مناطق به‌طور دقیق‌تر مشخص کرد. به‌عنوان اولین گام عملی در مسیر تمرکززدایی، پایه‌های اجرایی نظام مدیریت محلی تقویت شد. در این قانون بیشتر به ایجاد و ساختار شوراها پرداخته و به موضوع واگذاری وظایف اجرایی و تصدی‌ها به استان‌ها توجه کمتری شده است.

--

1375/03/01

مصوبات مجلس شورای اسلامی

قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران

برنامه اول توسعه بر تقویت مدیریت منطقه‌ای و ایجاد ظرفیت‌های محلی تأکید کرد. این اقدام به آماده‌سازی زیرساخت‌های اولیه برای تمرکززدایی کمک کرد. این برنامه فاقد رویکرد مشخص یا چارچوب اجرایی برای واگذاری وظایف اجرایی و تصدی‌ها به استان‌ها بود.

-

1368

مجلس شورای اسلامی

برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

در این برنامه، تمرکززدایی به‌عنوان یکی از راهبردهای اساسی مطرح شد و بر لزوم تفویض بخشی از اختیارات اجرایی تأکید شد. سیاست‌های مربوط به تفویض اختیارات به‌صورت کلی بیان شده و سازوکار دقیق یا ضوابط اجرایی برای این موضوع ارائه نشده است.

-

1374

مجلس شورای اسلامی

برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

برای نخستین‌بار، موضوع واگذاری وظایف اجرایی به استان‌ها به‌صورت رسمی در ماده 1 و بند ج ماده 136 مطرح شد. ایجاد چارچوبی برای شناسایی وظایف حاکمیتی و اجرایی از نقاط برجسته این قانون بود.

ماده 1 و بند ج ماده 136

1379

مجلس شورای اسلامی

قانون برنامه سوم توسعه

ماده ۷۰ قانون برنامه سوم توسعه و تنفیذ آن در برنامه چهارم توسعه بر تشکیل شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان به ریاست استاندار برای هدایت، هماهنگی و نظارت بر توسعه استان تأکید دارد. این شورا از کمیته‌های تخصصی متشکل از مدیران و نهادهای استانی تشکیل شده و وظایف شوراها و کمیته‌های مشابه پیشین را در خود ادغام می‌کند. همچنین، دبیرخانه این شورا در سازمان برنامه و بودجه استان مستقر خواهد بود تا وظایف اجرایی و نظارتی آن را پشتیبانی کند.

تبصره (۱) ماده (۷۰) قانون برنامه سوم توسعه و ماده (۸۳) قانون برنامه چهارم

1383

مجلس شورای اسلامی

تبصره «۱» ماده (۷۰) تنفیذی قانون برنامه سوم توسعه و موضوع ماده (۸۳) قانون برنامه چهارم توسعه

این قانون به‌صورت دقیق به تفکیک امور حاکمیتی و تصدی‌گری پرداخته و مصادیق هرکدام را مشخص کرده است. همچنین، مواد 8 تا 11 چارچوبی برای واگذاری تصدی‌ها ارائه می‌دهند.

مواد 8-11 و 115

1386

مجلس شورای اسلامی

قانون مدیریت خدمات کشوری

ماده 28 این قانون به لزوم تمرکززدایی و انتقال وظایف اجرایی به استان‌ها تأکید دارد و تکالیف قانونی را در این زمینه مشخص می‌کند.

ماده 28

1396

مجلس شورای اسلامی

قانون برنامه ششم توسعه

جزء 3 بند الف ماده 105 به‌صراحت دولت را مکلف به انتقال وظایف اجرایی به استان‌ها می‌کند و گامی بلند در تحقق تمرکززدایی است.

جزء 3 بند الف ماده 105

1402

مجلس شورای اسلامی

قانون برنامه هفتم پیشرفت

مأخذ: یافته های تحقیق.

در این جدول به‌صورت خلاصه، به مهم‌ترین اسناد قانونی مرتبط با موضوع تمرکززدایی و واگذاری تصدی به استان‌ها اشاره شد. دو اقدام اساسی و مهم که جنبه اجرایی دارد نیز در طول سالیان گذشته انجام شده است که در ادامه درخصوص این دو اقدام توضیحاتی ارائه می‌شود.

2-1. واگذاری وظایف اجرایی دستگاه‌های اجرایی به واحدهای استانی براساس مصوبات شورای عالی اداری (دهه 80)

براساس ماده (1) قانون برنامه سوم توسعه درخصوص تشکیل شورای عالی اداری نیز تفکیک وظایف اجرایی از حوزه‌ مرکزی دستگاه‌های اجرایی جزء وظایف شورای مزبور بوده است؛ در اجرای حکم مذکور، وظایف اجرایی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مستقل تحت نظر رئیس‌جمهور در حوزه مرکزی برای انتقال به واحدهای استانی مشخص و طی مصوبات شورای عالی اداری به‌شرح جدول زیر جهت اجرا، ابلاغ شد:

 

جدول 2. مصوبات شورای عالی اداری در راستای انتقال تصدی‌ها به دستگاه‌های اجرایی استانی

ردیف

مصوبه

تاریخ

1

انتقال وظایف اجرایی وزارت آموزش ‌و پرورش، راه ‌و ترابری، کار و امور اجتماعی به واحدهای استانی آنها

1381/9/2

2

انتقال وظایف اجرایی وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی و صنایع و معادن به واحدهای استانی آنها

1381/10/20

3

انتقال وظایف اجرایی وزارتخانه‌های جهاد کشاورزی و مسکن و شهرسازی به واحدهای استانی آنها

1381/11/6

4

انتقال وظایف اجرایی سازمان تربیت‌بدنی جمهوری اسلامی ایران به واحدهای استانی آنها

1382/7/12

5

انتقال وظایف اجرایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به واحدهای استان آن

1383/1/30

6

انتقال وظایف وزارت بازرگانی به واحدهای استانی آن

1382/2/20

7

انتقال وظایف اجرایی سازمان حفاظت محیط‌ زیست به واحدهای استانی آن

1383/3/4

8

انتقال وظایف اجرایی وزارت امور اقتصاد و دارایی به واحدهای استانی آن

1384/1/21

9

انتقال اختیارات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به استان‌ها

1381/9/2

مأخذ: همان.

نتایج عملکرد مصوبات شورای عالی اداری در آن دوره، براساس گزارش‌های واصله از استانداری‌ها در استان‌های مختلف در جدول زیر خلاصه شده است:

 

جدول 3. تحلیل عملکرد و ارزیابی انتقال تصدی‌ها به دستگاه‌های اجرایی استانی

 

ردیف

نام استان

نحوه اجرای مصوبات شورای عالی اداری

توضیحات

کامل

نسبتاً کامل

ناقص

گزارش نشده

1

آذربایجان شرقی

 

 

 

عدم تفویض اختیار و فقدان اعتبار لازم علت عدم انجام برخی وظایف است.

2

آذربایجان غربی

 

 

 

برخی وظایف کتباً واگذار شده، اما عملاً واگذار نشده؛ نبود بودجه مناسب، عدم انتقال پست‌های مربوطه، فقدان دستورالعمل اجرایی.

3

اردبیل

 

 

 

---

4

اصفهان

 

 

 

عدم تفویض اختیار از مرکز، نیاز به نیروی انسانی متخصص، نیاز به تجهیزات

5

ایلام

 

 

 

نبود آزمایشگاه و تجهیزات، فقدان پست کارشناسی تخصصی، کمبود اعتبارات

6

بوشهر

 

 

 

---

7

تهران

 

 

 

نامه رسیده، اما پیوست گزارش نشده

8

چهارمحال‌ و بختیاری

 

 

 

عدم تفویض اختیار

9

خراسان رضوی

 

 

 

عدم تفویض اختیار از‌سوی مرکز و ستاد اعتبارات ملی است.

عدم استقبال بخش غیردولتی

10

خراسان جنوبی

 

 

 

به علت تازه‌تأسیس بودن استان و کمبود اعتبار و امکانات برخی بندهای مصوبات انجام نمی‌شود.

نبود بخش غیردولتی فعال در مورد مصوبه واگذاری واحدهای آموزشی به بخش غیردولتی

11

خراسان شمالی

 

 

 

---

12

خوزستان

 

 

 

---

13

زنجان

 

 

 

عدم تفویض اختیار، کمبود امکانات و بودجه

14

سمنان

 

 

 

عدم تفویض اختیار، نبود امکانات، کمبود بودجه

15

سیستان و بلوچستان

 

 

 

---

16

فارس

 

 

 

عدم تأمین اعتبار و فقدان دستورالعمل در برخی موارد

17

قزوین

 

 

 

عدم تخصیص بودجه

18

قم

 

 

 

عدم تفویض اختیار، عدم احداث مراکز تحقیقاتی، نبود سازوکار لازم برای اجرایی شدن

19

کردستان

 

 

 

برخی از وظایف حاکمیتی است، فقدان نیروی متخصص، نبود آموزش و دستورالعمل متمرکز

20

کرمان

 

 

 

---

21

کرمانشاه

 

 

 

---

22

کهگیلویه و بویراحمد

 

 

 

---

23

گلستان

 

 

 

---

24

گیلان

 

 

 

---

25

لرستان

 

 

 

برخی موارد به‌طور مشترک توسط ستاد و استان انجام می‌شود.

26

مازندران

 

 

 

عدم تفویض اختیار، کمبود نیروهای متخصص، برخی وظایف منتقل‌ شده با مصوبه هماهنگی ندارد.

27

مرکزی

 

 

 

عدم تفویض اختیار، برخی از وظایف به‌طور مشترک در ستاد و استان انجام می‌شود. کمبود نیروی انسانی متخصص واحدهای استانی در وزارت صنایع و معادن، خلأ قانونی جهت حمایت از مبتکرین

28

هرمزگان

 

 

 

---

29

همدان

 

 

 

---

30

یزد

 

 

 

---

مأخذ: همان.

همان‌طور که جدول فوق نشان می‌دهد، این مصوبات در هیچ‌کدام از استان‌ها به‌طور کامل اجرا نشده و فقط در 8 استان به‌صورت نسبتاً کامل و در 10 استان دیگر به‌صورت ناقص به اجرا درآمده و علت عدم اجرای مصوبات یا اجرای ناقص آنها در ستون توضیحات ذکر شده است که مهم‌ترین آنها مقاومت حوزه ستادی در تفویض اختیارات و نبود نیروی انسانی متخصص و مجرب در موارد تفویض شده و عدم انتقال بودجه موارد تفویضی به واحدهای استانی بوده است. به‌بیان‌دیگر، واحدهای استانی می‌گویند تمرکززدایی اداری باید همراه با تمرکززدایی مالی باشد.

 

2-2. تصویب‌نامه درخصوص واگذاری اختیارات دستگاه‌های اجرایی تا پایان سال 1400 به واحدهای استانی مربوط در استان‌ها (1395)

این تصویب‌نامه به‌منظور تسهیل در فرایند تمرکززدایی و تقویت مدیریت محلی، بر واگذاری بخشی از اختیارات دستگاه‌های اجرایی از سطح ملی به واحدهای استانی تأکید دارد. هدف اصلی این مصوبه، کاهش وابستگی استان‌ها به تصمیم‌گیری‌های مرکز و افزایش کارایی و پاسخ‌گویی در سطوح محلی بود. در این تصویب‌نامه، برای نخستین‌بار ضرب‌الاجل مشخصی (پایان سال 1400) برای تکمیل فرایند واگذاری اختیارات تعیین شده بود. این موضوع، اهمیت تسریع در اجرای تمرکززدایی را نشان می‌دهد.

وظایف واگذار شده شامل امور غیرحاکمیتی، تصدی‌گری، و بخشی از اختیارات اجرایی بود که مستلزم تغییرات عمده در ساختار مدیریت محلی نبود. در این تصویب‌نامه، استانداران به‌عنوان نمایندگان عالی دولت در استان‌ها، نقش محوری در نظارت و مدیریت امور واگذار شده پیدا کردند. در جدول 4 برخی از پیشنهادهایی که برای واگذاری اختیارات مصوب شده بود، نشان داده شده است.

 

جدول 4. اختیارات واگذار شده به استان‌ها به تفکیک دستگاه‌ها  

دستگاه اجرایی

اختیارات واگذار شده

وزارت امور اقتصادی و دارایی

 

بخشودگی جرائم و تقسیط بدهی مالیاتی تا سقف مقرر در قانون مالیات‌های مستقیم

وزارت جهاد کشاورزی

1. مدیریت طرح تجهیز، تکمیل و راه‌اندازی شرکت‌های تعاونی تولید روستایی، 2. تأیید نهایی زمان‌بندی خریدهای تضمینی با پیشنهاد شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان، 3. صدور مجوز تولید کلیه آبزیان، 4. تعیین حریم گلخانه‌ها، 5. اعمال تخفیف قیمت اراضی ملی و دولتی برای طرح‌های تولیدی توسط کمیسیون واگذاری استان، 6. صدور مجوز صادرات محصولات کشاورزی مازاد بر مصرف استان در حدود سهم اعلامی سالیانه،
7. صدور مجوز صادرات دام مازاد بر نیاز به خارج از کشور، 8. تعیین سقف واگذاری اراضی ملی و دولتی بیش از ۱۰۰ هکتار برای مصارف کشاورزی توسط اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان،
9. واگذاری زمین تا ۱۰۰ هکتار در کمیسیون ماده (۲) برای طرح‌های کشاورزی،
10. مجوز واگذاری اراضی بیش از ۱۰۰ هکتار از منابع ملی برای احداث شهرک‌های صنعتی با رعایت اسناد بالادستی،
11. مجوز واگذاری اراضی دولتی برای شهرک‌های صنعتی تا ۱۰۰ هکتار،
12. واگذاری مستقیم اراضی مجتمع‌های شیلاتی به بخش خصوصی،
13. صدور مجوز تکثیر ماهیان گرمابی و سردابی،
14. صدور موافقت اصولی برای طرح‌های تولید داروی دامی و مکمل.

 

وزارت صنعت، معدن و تجارت

1. صدور مجوز معافیت حقوق ورودی موضوع ماده (۱۱۹) قانون امور گمرکی با رعایت دستورالعمل مربوط و تشخیص رؤسای سازمان استان‌ها،
2. حذف و آزادسازی محدوده‌های اکتشافی فاقد ذخیره با یک‌بار مزایده و در صورت نبود متقاضی،
3. تعیین قیمت‌گذاری اراضی محدوده شهرک‌ها و نواحی صنعتی جدید، 4. تملک اراضی جهت ایجاد شهرک‌های صنعتی جدید و توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، 5. صدور مجوز ورود موقت مواد اولیه کارخانجات توسط گمرک استان، 6. اعمال معافیت واحدهای تولیدی از پرداخت عوارض گمرکی واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات توسط کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید استان در صورت تحقق شرایط مشخص، 7. صدور مجوزهای اعزام و پذیرش هیئت‌های تجاری، بازاریابی و برگزاری نمایشگاه‌های خارج از کشور به‌همراه سهم یارانه تخصیص‌یافته توسط کارگروه توسعه صادرات استان،
8. صدور مجوزهای معافیت گمرکی ماشین‌آلات مستعمل خارجی توسط سازمان صنعت، معدن و تجارت استان، مشروط به تعیین سال ساخت و ایفای نقش در اشتغال‌زایی و صادرات استان توسط کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید استان.

 

 

وزارت نیرو

1. تغییر کاربری چاه‌های کشاورزی به صنعتی و جابه‌جایی آنها در همان دشت (محدوده مطالعاتی)، 2. انعقاد قراردادهایی که با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی انجام می‌شود توسط شرکت‌های آب منطقه‌ای و آب و فاضلاب در قالب مجوزهای قانونی به‌صورت خودکفا و بدون ایجاد بار مالی جدید برای دولت،
3. صدور مجوز احداث مولدهای مقیاس کوچک (CHP) به شرکت‌های توزیع برق در استان‌های فاقد برق منطقه‌ای در چارچوب دستورالعمل‌های وزارت نیرو، 4. صدور مجوز احداث نیروگاه‌های خورشیدی و بادی.

 

وزارت راه و شهرسازی

- انجام کلیه مراحل اجرایی پروژه‌های ساختمانی دولتی و عمومی با اعتبار کمتر از پانصد میلیارد ریال در استان

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

اعمال پاداش افزایش تولید توسط استان‌ها

 

سازمان حفاظت محیط ‌زیست

1. واگذاری معادن در مناطق شکار ممنوع،
2. اختیار تعیین محل استقرار صنایع موضوع رده‌های (۴) تا (۷) ماده (۳) تصویب‌نامه شماره ۷۸۹۴۶/ت۳۹۱۲۷هـ مورخ ۱390/۴/۱5 راجع به ضوابط و معیارهای استقرار واحدها و فعالیت‌های صنعتی و تولیدی توسط کارگروه موضوع ماده (۸) تصویب‌نامه یاد شده.

 

سازمان میراث‌ فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری

1. تصمیم‌گیری و تعیین تکلیف جواز تأسیس بهره‌برداران غیرفعال مناطق نمونه گردشگری توسط شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان،
2. صدور موافقت اصولی تأسیسات گردشگری، 3. صدور مجوز طرح‌های سرمایه‌گذاری با رعایت سیاست‌های ابلاغی سازمان میراث ‌فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری.

 

مأخذ:یافته های تحقیق.

این تصویب‌نامه، اگرچه گامی مثبت در راستای تحقق تمرکززدایی بود؛ اما گزارشی از عملکرد آن ارائه نشده و براساس وضعیت موجود می‌توان این‌طور گفت که اجرا نشده است.

3. مفهوم شناسی امور تصدی‌گری و حاکمیتی در قانون مدیریت خدمات کشوری

یکی از قوانین مهم و راهبردی در حوزه تعیین امور حاکمیتی و تصدی‌گری، قانون مدیریت خدمات کشوری است. در قانون مدیریت خدمات کشوری، به تفکیک امور حاکمیتی و امور تصدی‌گری مشخص و معین شده‌اند و مصادیق آن نیز بیان شده است. در نظام اداری ایران، به‌دلیل ساختار دولت، شرایط اقتصادی و اقتضائات سیاسی، بسیاری از وظایف تصدی‌گری همچنان در اختیار دولت باقی مانده‌اند. قانون مدیریت خدمات کشوری، نیز در چارچوب وضعیت موجود دولت تدوین شده و به تفکیک وظایف تصدی‌گری و حاکمیتی براساس این شرایط پرداخته است. بنابراین، تأکید گزارش بر واگذاری تصدی‌ها به استانداران به‌معنای تغییر نقش دولت در این حوزه نیست؛ بلکه براساس واقعیت‌های اجرایی کشور و لزوم سازماندهی وظایف در سطوح محلی و منطقه‌ای مطرح شده است. بااین‌حال، برای اصلاح تدریجی این روند، لازم است تفکیک دقیق امور ملی، منطقه‌ای و محلی در قوانین صورت گیرد تا مسیر تمرکززدایی با پشتوانه‌ای واضح‌تر و مطابق با اصول سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی اجرا شود.

در ماده (8) قانون مدیریت خدمات کشوری، امور حاکمیتی این‌گونه تعریف شده است: «آن دسته از اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه شده و بهره‌مندی از این نوع خدمات موجب محدودیت برای استفاده دیگران نمی‌شود». برخی از مهم‌ترین مصادیق امور حاکمیتی در قانون مدیریت خدمات کشوری به‌شرح زیر است:

الف) سیاستگذاری، برنامه‌ریزی و نظارت در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی،

ب) برقراری عدالت و تأمین اجتماعی و باز‌توزیع درآمد،

ج) ایجاد فضای سالم برای رقابت و جلوگیری از انحصار و تضییع حقوق مردم،

د) فراهم نمودن زمینه‌ها و مزیت‌های لازم برای رشد و توسعه کشور و رفع فقر و بیکاری،

هـ) قانونگذاری، امور ثبتی، استقرار نظم و امنیت و اداره امور قضایی،

و) حفظ تمامیت ارضی کشور و ایجاد آمادگی دفاعی و دفاع ملی،

ز) ترویج اخلاق، فرهنگ و مبانی اسلامی و صیانت از هویت ایرانی- اسلامی،

ح) اداره امور داخلی، مالیه عمومی، تنظیم روابط کار و روابط خارجی،

ط) حفظ محیط ‌زیست و حفاظت از منابع طبیعی و میراث‌ فرهنگی،

ی) تحقیقات بنیادی، آمار و اطلاعات ملی و مدیریت فضای فرکانس کشور،

ک) ارتقای بهداشت و آموزش عمومی، کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها و آفت‌های واگیر، مقابله و کاهش آثار حوادث طبیعی و بحران‌های عمومی،

ل) بخشی از امور مندرج در مواد (۹)، (۱۰) و (۱۱) این قانون نظیر موارد مذکور در اصول بیست‌و‌نهم (۲۹) و سی‌ام (۳۰) قانون اساسی که انجام آن توسط بخش خصوصی و تعاونی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی با تأیید هیئت‌وزیران امکان‌پذیر نیست.

م) سایر مواردی که با رعایت سیاست‌های کلی مصوب مقام معظم رهبری به‌موجب قانون اساسی در قوانین عادی جزء این امور قرار می‌گیرد.

سه ویژگی اصلی امور حاکمیتی را می‌توان شامل: 1. غیرقابل واگذاری به بخش خصوصی یا تعاونی، 2. بهره‌برداری عمومی از نتایج آن بدون ایجاد محدودیت و 3. مسئولیت اصلی اجرای آنها با دولت و حاکمیت است.

در کنار امور حاکمیتی، امور تصدی‌گری نیز در قانون مدیریت خدمات کشوری مشخص شده است. براساس قانون برنامه هفتم پیشرفت، دولت باید نسبت به واگذاری تصدی‌های قابل واگذاری به استان‌ها، اقدامات لازم را انجام دهد. در مواد (9) تا (11) قانون مدیریت خدمات کشوری، سه دسته امور مشخص شده‌اند که به‌نوعی امور تصدی‌گری هستند، و عبارت‌اند از:

 

جدول 5. انواع تصدی‌گری در قانون مدیریت خدمات کشوری[11]

انواع تصدی‌گری

تعریف

شیوه انجام

ماده ۹- امور اجتماعی، فرهنگی و خدماتی

آن دسته از وظایفی است که منافع اجتماعی حاصل از آنها نسبت به منافع فردی برتری دارد و موجب بهبود وضعیت زندگی افراد می‌شود، از قبیل: آموزش ‌و پرورش عمومی و فنی و حرفه‌ای، علوم و تحقیقات، درمان، توان‌بخشی، تربیت‌بدنی و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومی و امور فرهنگی، هنری و تبلیغات اسلامی

ماده ۱۳- امور تصدی‌های اجتماعی، فرهنگی و خدماتی با رعایت اصول بیست‌و‌نهم (۲۹) و سی‌ام (۳۰) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از طریق توسعه بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی تعیین صلاحیت شده و با نظارت و حمایت دولت و با استفاده از شیوه‌های ذیل انجام می‌شود:

۱. اعمال حمایت‌های لازم از بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی مجری این وظایف،

۲. خرید خدمات از بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی،

۳. مشارکت با بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی از طریق اجاره، واگذاری امکانات و تجهیزات و منابع فیزیکی،

۴. واگذاری مدیریت واحدهای دولتی به بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی با پرداخت تمام و یا بخشی از هزینه سرانه خدمات،

۵. ایجاد و اداره واحدهای دولتی موضوع این ماده توسط دستگاه‌های اجرایی.

ماده ۱۰- امور زیربنایی

آن دسته از طرح‌های تملک‌دارایی‌های سرمایه‌ای است که موجب تقویت زیرساخت‌های اقتصادی و تولیدی کشور می‌شود، از قبیل: طرح‌های آب‌وخاک و شبکه‌های انرژی، ارتباطات و راه

ماده 14‌- امور زیربنایی با مدیریت، حمایت و نظارت دستگاه‌های اجرایی توسط‌ بخش غیردولتی‌ (تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی) انجام ‌خواهد شد و در موارد استثنایی با تصویب هیئت‌وزیران توسط بخش دولتی انجام خواهد شد.

ماده ۱۱- امور اقتصادی

آن دسته از اموری است که دولت، متصدی اداره و بهره‌برداری از اموال جامعه است و مانند اشخاص حقیقی و حقوقی در حقوق خصوصی عمل می‌کند، از قبیل: تصدی در امور صنعتی، کشاورزی، حمل‌ونقل، بازرگانی، مسکن و بهره‌برداری از طرح‌های مندرج در ماده (۱۰) این قانون

ماده ۱۵- امور تصدی‌های اقتصادی با رعایت اصل چهل‌و‌چهارم (۴۴) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری به بخش غیردولتی‌ واگذار می‌شود.

 

4. اهمیت و ضرورت واگذاری تصدی‌ها در نظام حکمرانی و اداری کشور

واگذاری امور تصدی‌گری از دولت مرکزی به سطوح محلی یا بخش خصوصی، یکی از اصول کلیدی در اصلاحات نظام حکمرانی و اداری محسوب می‌شود. در جمهوری اسلامی ایران نیز، با توجه به شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی کشور و با در نظر داشتن اصول و سیاست‌های هادی منبعث از قانون اساسی، واگذاری تصدی‌ها نقش محوری در تحول نظام اداری و بهبود حکمرانی دارد. در ادامه، ضرورت این امر براساس محورهای مختلف تبیین می‌شود:

الف) کاهش بار اجرایی از دوش دولت مرکزی

یکی از پیامدهای مستقیم تمرکز دولت بر امور تصدی‌گری، افزایش بار اجرایی و کاهش توانایی دولت در پرداختن به وظایف اصلی حکمرانی است. با واگذاری وظایف غیرحاکمیتی، دولت می‌تواند منابع خود را به وظایف کلیدی مانند سیاستگذاری، نظارت، و هدایت امور ملی اختصاص دهد. همچنین کاهش تصدی‌گری دولت منجر به سبک‌تر شدن ساختار اداری می‌شود و به رفع معضلاتی همچون بوروکراسی ناکارآمد و پیچیدگی‌های مدیریتی کمک می‌کند.

ب) تمرکز بر برنامه‌های کلان ملی

واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها یا بخش خصوصی یا شهرداری‌ها، به دولت امکان می‌دهد بر مأموریت‌های کلان ملی همچون تدوین و اجرای سیاست‌های توسعه‌ای بلندمدت، تقویت توانایی‌های راهبردی برای مواجهه با چالش‌های بین‌المللی، افزایش هماهنگی میان دستگاه‌های ملی برای رفع مشکلات بین‌بخشی و آینده‌نگری در مواجهه فعال با موضوعات و روندهای کلان عرصه حکمرانی و سیاستگذاری تمرکز کند.

ج) تحقق عدالت و بهره‌وری

انتقال وظایف به سطوح محلی و خصوصی اگر به‌صورت اصولی و درست انجام شود، زمینه‌ساز عدالت در توزیع منابع و خدمات می‌شود. این امر منجر به کاهش تمرکز منابع در پایتخت و مناطق برخوردار، و توزیع متناسب آنها در مناطق کمتر توسعه‌یافته است و از‌سوی‌دیگر ارتقای بهره‌وری در ارائه خدمات، به‌دلیل توانایی بالاتر نهادهای محلی یا بخش خصوصی در تطبیق خدمات با نیازهای بومی صورت می‌پذیرد.

د) افزایش شفافیت، مسئولیت‌پذیری و مشارکت محلی

واگذاری وظایف اجرایی به استان‌ها یا نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی منجر به این می‌شود که اولاً، نظارت عمومی بر عملکرد دستگاه‌های محلی و خصوصی تسهیل شود و شفافیت اداری افزایش یابد. ثانیاً، با نزدیک‌تر شدن تصمیم‌گیری‌ها به مردم، امکان مشارکت محلی در فرایندهای اجرایی افزایش می‌یابد و ثالثاً، مسئولیت‌پذیری نهادهای محلی تقویت خواهد شد و این امر باعث کاهش تخلفات و افزایش اعتماد عمومی می‌شود.

ه) کارآمدسازی نظام اداری کشور

تمرکززدایی یکی از اصول بنیادین برای بهبود کارایی نظام اداری است. این رویکرد به دستگاه‌های محلی اختیار بیشتری می‌دهد تا در شرایط بحران یا فوریت، تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. فرایندهای تصمیم‌گیری و اجرای سیاست‌ها را تسریع می‌کند؛ زیرا تصمیم‌گیری در سطح محلی به زمان و منابع کمتری نیاز دارد. همچنین امکان تطبیق سیاست‌ها با نیازهای خاص هر منطقه را فراهم می‌آورد. همه این موارد به‌صورت هم‌افزا باعث کارآمدسازی بهتر نظام اداری می‌شوند.

و) تقویت ظرفیت‌های محلی و توسعه منطقه‌ای

واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها و شهرستان‌ها، موجب تقویت ظرفیت‌های بومی و منطقه‌ای می‌شود. این امر از طریق ارتقای نیروی انسانی محلی از طریق آموزش و تجربه‌افزایی، ایجاد فرصت‌های اقتصادی و شغلی جدید در مناطق کمتر توسعه‌یافته و کاهش مهاجرت از مناطق محروم به مناطق مرکزی، با تقویت زیرساخت‌های محلی می‌شود.

ز) کاهش هزینه‌های دولت

واگذاری امور تصدی‌گری به بخش خصوصی یا محلی، بار مالی دولت را کاهش می‌دهد. کاهش هزینه‌های مستقیم دولت برای ارائه خدمات عمومی، بهینه‌سازی تخصیص منابع با استفاده از کارآمدی ذاتی نهادهای خصوصی و محلی و افزایش درآمدهای مالیاتی به‌دلیل رشد اقتصادی ناشی از مشارکت بخش خصوصی ازجمله مواردی است که ثمرات واگذاری تصدی‌ها به بخش خصوصی یا دولت‌های محلی است.

واگذاری امور تصدی‌گری در نظام حکمرانی و اداری کشور، نه‌تنها یک سیاست اجرایی بلکه یک راهبرد اساسی برای تحقق عدالت، بهره‌وری، شفافیت، و کارآمدی در مدیریت عمومی است. این سیاست با کاهش تمرکز دولت بر امور اجرایی، امکان تقویت نقش دولت در وظایف حاکمیتی را فراهم کرده و به توسعه پایدار و متوازن کشور کمک می‌کند. بااین‌حال، اجرای موفق این سیاست مستلزم وجود زیرساخت‌های قوی، نظارت مستمر و هماهنگی میان بخش‌های مختلف نظام اداری و اجرایی است.

5. موانع اجرای سیاست انتقال وظایف اجرایی از مرکز به دستگاه‌های اجرایی استانی

با بررسی و تحلیل سابقه اجرایی‌سازی انتقال امور تصدی‌گری از دولت مرکزی به استان‌ها، برخی از موانع اجرایی وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

  1. یکی از مشکل‌ترین کارها، هماهنگی میان‌بخشی در سطح برنامه‌ریزی و اجراست. نمایندگی‌های وزارتخانه‌ها در سطح استان، براساس دستورالعمل‌های صادره از مرکز عمل می‌کنند. مقامات استانی نیز در این حالت، قدرت مانور چندانی ندارند؛ زیرا واحدهای استانی در مقابل دستگاه مرکزی مسئول‌اند و نه مقام‌های استانی همچون استاندار. این امر باعث می‌شود که دستگاه‌های اجرایی مثل وزارتخانه‌ها در مقابل واگذاری تصدی مقاومت کنند، چون قدرتشان را از دست می‌دهند.
  2. یکی از مهم‌ترین موانعی که در مسیر اجرای سیاست انتقال وظایف اجرایی از مرکز به استان‌ها وجود دارد، خلأها و نارسایی‌های قانونی است که به‌عنوان یک پیش‌نیاز اساسی باید پیش از هرگونه اقدام عملی، شناسایی و برطرف شوند. اگرچه در قوانین متعددی ازجمله قانون اساسی، قانون مدیریت خدمات کشوری و قوانین برنامه‌های توسعه‌ای کشور به تمرکززدایی و واگذاری وظایف اجرایی به استان‌ها اشاره شده است؛ اما نبود یک چارچوب حقوقی دقیق و عملیاتی، همواره مانع از اجرای مؤثر این سیاست بوده است. به‌طور مشخص، عدم تفکیک واضح وظایف حاکمیتی از امور تصدی‌گری، ابهام در حدود اختیارات استانداران و دستگاه‌های استانی و نبود دستورالعمل‌های مشخص برای فرایند واگذاری، باعث شده است که بسیاری از دستگاه‌های اجرایی در برابر انتقال وظایف مقاومت کنند. علاوه‌بر‌این، آیین‌نامه‌های اجرایی فعلی، تطابق کافی با ساختارهای اداری و ظرفیت‌های اجرایی استان‌ها ندارند و همین امر موجب ایجاد ناهماهنگی در فرایند واگذاری شده است.
  3. یکی از خلأهای قانونی در نظام اداری کشور، نبود قانون مشخص و شفاف درباره وظایف و اختیارات استانداران و فرمانداران ویژه است. در حال حاضر، تعیین جایگاه، مسئولیت‌ها و اختیارات این مدیران منطقه‌ای، بیشتر براساس مصوبات شورای عالی اداری ساماندهی شده است که کلی، مبهم و فاقد جزئیات اجرایی کافی هستند. این در‌حالی است که، با توجه به ماهیت تقنینی این موضوع، لازم بود که قانونگذار مستقیماً در این زمینه ورود کرده و چارچوب قانونی لازم را تعیین کند. در برخی قوانین پیشین، وظایف استانداران و فرمانداران به‌صورت قانونی مشخص شده بود، اما در وضعیت کنونی، این خلأ قانونی باعث ایجاد ناهماهنگی در ساختار اجرایی و عدم شفافیت در تقسیم وظایف بین دولت مرکزی و مدیریت‌های استانی شده است.
  4. وظایف و اختیارات استانداران در قوانین به شیوه‌ای نگاشته شده است که در صورت نگرش انتزاعی به آن به‌نظر می‌رسد که استاندار، حاکم واقعی در قلمرو مأموریت خود است که به‌جز اختیار مالی، تمام اختیارات دیگر را در دست دارد؛ ولی با مطالعه رفتار واقعی نظام اداری پی برده می‌شود که استاندار در عمل اقتدار زیادی ندارد و نمی‌تواند اجرای مصوبات مربوط به انتقال وظایف به واحدهای استانی دستگاه‌های اجرایی مستقر در استان را پیگیری کند؛ زیرا ادارات استانی از دستگاه مرکزی خود تبعیت می‌کنند؛ اعتبارات جاری و عمرانی مورد نیاز آنها عمدتاً از مرکز تأمین می‌شود و شعبه استانی وزارتخانه در مقابل وزارتخانه متبوع خود مسئولیت‌پذیر و پاسخ‌گو است نه استاندار.
  5. با توجه به تخصصی بودن وظایف و نیاز وافری که به انجام‌وظیفه تخصصی آنها که لوازمش (اعتبار، نیروی انسانی، مهارت و حق تصمیم‌گیری در زمینه مسائل تخصصی بخش) در اختیار وزارتخانه است، تابعیت ادارات محلی از استاندار بیشتر تشریفاتی و غیررسمی است و در صورت بروز هر نوع اختلاف جدی به‌طور طبیعی از مقررات و سیاست‌های وزارتخانه تبعیت خواهند کرد و قانون نیز از آنها حمایت می‌کند. پس مداخله استاندار و نظارت وی فقط تا حدی ‌که همسو با تصمیم‌های وزارتخانه باشد، باعث پیشبرد امور اجرایی خواهد شد و در غیر این صورت برعکس، موجب اختلال در نظام اداره امور خواهد شد و به نتیجه نیز نخواهد رسید.

ازاین‌رو، واسپاری یا واگذاری اختیارات به سطوح زیر ملی، مستلزم بررسی مجدد سطوح شناخته شده حاکمیت و مدیریت کشور است؛ چرا‌که در جمهوری اسلامی ایران آگاهانه یا ناآگاهانه بحث اصلاح تقسیمات کشوری به‌نوعی جای بحث تمرکززدایی را گرفته است؛ اما اصلاح تقسیمات کشوری به‌طور مجرد و بدون انجام اصلاحات در مدیریت سرزمین چندان تأثیری در توسعه کشور نخواهد داشت. از‌سوی‌دیگر، استانداران تنها در بُعد وظایف فرابخشی با وزارت کشور مرتبط بوده و صرفاً و از این بُعد دارای ارتباط تشکیلاتی تعریف شده‌ای با وزارت مذکورند و برعکس در ارتباط با وظایف بین‌بخشی آنها که ناشی از نمایندگی عالی دولت و پشتوانه رأی اعتماد هیئت‌وزیران است؛ وزارت کشور فاقد اختیارات، اقتدار و زمینه‌های قانونی برای تأمین این منظور است و تشکیل شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان در استان‌ها نتوانسته است این مشکل را بر‌طرف کند. به‌این‌ترتیب، چگونگی انجام وظایف بین‌بخشی توسط استاندار به‌عنوان نماینده عالی دولت در استان باید مبتنی‌بر رویکرد برنامه هفتم پیشرفت، قانونمند شود. در جمع‌بندی می‌توان هفت مانع اصلی در اجرای موفق واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها را به‌شرح زیر برشمرد:

 

جدول 6. موانع پیش روی واگذاری تصدی‌ها به دستگاه‌های اجرایی استانی  

شرح مانع

عنوان مانع

عدم شناسایی شخصیت حقوقی برای سطوح تقسیمات کشوری و عدم انعطاف‌پذیری قوانین برای تطابق با شرایط محلی ازجمله موانع قانونی هستند.

فقدان تفکیک امور ملی از محلی

واحدهای ستادی تمایل به حفظ قدرت و نفوذ خود دارند و به‌دلیل نگرانی از کاهش کنترل و تمرکز، در برابر واگذاری اختیارات مقاومت می‌کنند. فرهنگ اداری در ایران به‌طور تاریخی بر تمرکزگرایی استوار بوده و تغییر این رویکرد نیازمند زمان و آموزش‌های گسترده است.

مقاومت ساختارهای مرکزی

کمبود نیروی انسانی متخصص، نبود تجهیزات و فناوری کافی و فقدان دستورالعمل‌های شفاف اجرایی در استان‌ها مانع اجرای کامل وظایف واگذار شده است.

ضعف زیرساخت‌های اداری و فنی

انتقال ناقص وظایف بدون تأمین منابع مالی و مدیریتی کافی منجر به این شده که استان‌ها اغلب مجبور به دریافت تأیید از مرکز برای تصمیم‌گیری‌های کلیدی هستند.

عدم تفویض اختیار کامل

نبود سیستم‌های ارتباطی منظم و تضاد منافع میان واحدهای مرکزی و استانی باعث کاهش هماهنگی و افزایش تعارض در اجرا می‌شود.

ضعف در هماهنگی میان‌بخشی

عدم اعتماد به توانمندی استان‌ها و عدم آمادگی بخش خصوصی محلی برای پذیرش وظایف اجرایی ازجمله چالش‌های فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود.

مسائل فرهنگی و اجتماعی

وابستگی استان‌ها به بودجه‌های ملی و عدم تطابق منابع مالی با وظایف واگذار شده منجر به ضعف عملکرد واحدهای استانی در انجام وظایف جدید می‌شود.

تمرکزگرایی در تأمین اعتبارات و بودجه

مأخذ: یافته های تحقیق.

6. نقشه راه پیشنهادی انتقال تصدی‌های قابل واگذاری به دستگاه‌های اجرایی استانی

با توجه به نکات بیان شده، به‌منظور ارتقای کیفیت حکمرانی کشور لازم است که براساس سیاست‌های کلی نظام و همچنین قانون برنامه هفتم پیشرفت، برنامه و اقدام اجرایی برای انتقال تصدی‌های قابل واگذاری به استان‌ها انجام شود. قبل از ارائه نقشه راه به‌منظور عملیاتی‌سازی این موضوع مهم برخی از الزامات و بایسته‌ها مبتنی‌بر اسناد قانونی و تجارب پیشین ارائه می‌شود که عبارت‌اند از:

  • توصیه می‌شود تجربه دهه 80 شورای عالی اداری بازخوانی شود و با انجام آسیب‌شناسی دقیق، آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های جدید در در اجرای بندهای (3)‌ و (15) ماده 115 قانون مدیریت خدمات کشوری با اصلاحات لازم به تصویب شورای عالی اداری برسد. در این قسمت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و سازمان اداری و استخدامی کشور می‌توانند با برگزاری نشست‌های تخصصی و جمع‌آوری ذی‌نفعان، گزارش سیاستی این موضوع را تهیه و تدوین کنند.
  • لازم است در دولت، هم‌افزایی میان سازمان اداری و استخدامی کشور و وزارت کشور برای تهیه چارچوب عملیاتی و اجرایی این بند قانونی برنامه هفتم پیشرفت ایجاد شود تا زیرساخت‌های لازم متناسب با اقتضائات نظام سیاسی و نظام اداری کشور برای واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها و شهرستان‌ها، فراهم شود. این اقدام می‌تواند با تشکیل کمیته پیگیری‌های ویژه ذیل دفتر رئیس‌جمهور یا معاون اول با حضور دستگاه‌های اجرایی از دولت و مجلس انجام شود.
  • واگذاری امور تصدی‌گری به استان‌ها باید به‌صورت تدریجی و همراه با یک نمونه آزمایشی باشد. به‌صورت نمونه یک وزارتخانه و دستگاه اجرایی که داوطلب است، تصدی‌های قابل واگذاری آن شناسایی و مبتنی‌بر چارچوب و اصول مشخص، واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها انجام شود.
  • یکی از اصول اساسی که پیش از تدوین نقشه راه پیشنهادی باید مدنظر قرار بگیرد، شناسایی و رفع موانع و خلأهای قانونی در فرایند تمرکززدایی و واگذاری امور تصدی‌گری به استان‌هاست. این موضوع به‌عنوان پیش‌نیاز اساسی در اجرای موفق این سیاست، باید مورد توجه ویژه باشد. پیش از ارائه نقشه راه، باید توجه ویژه‌ای به چالش‌های قانونی، ازجمله ابهام در تفکیک وظایف حاکمیتی و تصدی‌گری، نبود دستورالعمل‌های اجرایی شفاف و خلأهای موجود در قوانین مرتبط شود.
  • یکی از چالش‌های اساسی در مسیر اجرای سیاست تمرکززدایی، نبود معیارها و اصول مشخص در تفکیک امور ملی از امور منطقه‌ای و محلی در قوانین کشور است. هرچند سیاست‌های متعددی بر تمرکززدایی تأکید داشته‌اند؛ اما عدم تعریف مشخص این دسته‌بندی باعث شده است که بسیاری از وظایف اجرایی که قابلیت واگذاری به سطوح محلی را دارند، همچنان در اختیار دولت مرکزی باقی بمانند. این مسئله ضرورت تدوین چارچوبی قانونی را نشان می‌دهد که بتواند امور ملی، منطقه‌ای و محلی را از یکدیگر متمایز کرده و مبنای مشخصی برای سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در این حوزه ارائه دهد.

براساس الزامات و نکات بیان شده نقشه راه پیشنهادی برای انتقال تصدی‌های قابل واگذاری به استان‌ها به‌شرح زیر ارائه می‌شود.

 

6-1. شناسایی و دسته‌بندی تصدی‌های قابل واگذاری به دستگاه‌های اجرایی استانی

اولین گام مهم این است که تصدی‌های قابل واگذاری به استان‌ها مبتنی‌بر سیاست‌ها و قوانین شناسایی و دسته‌بندی شوند. براساس مرور اسناد سیاستی و قانونی، دسته‌بندی اولیه ذیل برای واگذاری امور تصدی‌گری ارائه می‌شود.

 

شکل 1. دسته‌بندی انواع تصدی‌ها

 

 

 

مأخذ:یافته های تحقیق.

لازم است به‌صورت مصداقی تمامی تصدی‌های قابل واگذاری، ذیل هریک از گونه‌های پنج‌گانه ذکر شده قرار بگیرند.

 

6-2. تعیین مصادیق امور تصدی‌گری توسط هریک از وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی

در گام بعدی لازم است هریک از وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی، تصدی‌های قابل واگذاری خود را به استان‌ها مشخص کنند و ذیل پنج‌گانه مرحله قبل قرار دهند. در این مرحله وزارتخانه‌ها، باید ابتدا کلیه خدمات و تکالیفی که بر‌عهده دارند را مشخص کنند و در مرحله بعد طبق قانون امور حاکمیتی را از تصدی‌گری تفکیکی کنند و در مرحله بعد تصدی‌های قابل واگذاری را در ذیل دسته‌بندی مرحله قبل قرار دهند. در ذیل یک نمونه از ماتریس تکالیف قابل واگذاری وزارتخانه‌ها آمده است.

جدول 7. ماتریس تکالیف و تصدی‌های قابل واگذاری وزارتخانه‌ها

 

تصدی‌های قابل واگذاری

امور اجتماعی و فرهنگی

امور زیربنایی، صنعتی و عمرانی

امور اقتصادی و بودجه

امور سیاسی و مدیریتی

امور بهداشت و درمان

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

*حمایت، نظارت و اجرای قوانین و ضوابط مربوط به فعالیت‎های فرهنگی و هنری اعم از مطبوعات و نشریات، نشر کتاب، چاپخانه‎ها و مؤسسات وابسته، مؤسسات تبلیغاتی و...

* صدور مجوز و پروانه فعالیت‌های فرهنگی، هنری، سینمایی، ویدئویی، مطبوعاتی، خبری، تبلیغاتی، اطلاع‎رسانی، آموزش و پژوهش فرهنگی و هنری، صنوف فرهنگی و هنری، انجمن‎ها، مؤسسات، کانون‎ها و مراکز فرهنگی و هنری

*توسعه، ایجاد، احداث و تکمیل و تجهیز کتابخانه‎های عمومی و مراکز فرهنگی و هنری و سینمایی و اداره آنها

 

*ایجاد و اداره مؤسسات و مراکز آموزشی در زمینه‎های فرهنگی، هنری، سینمایی، مطبوعاتی، خبری، میراث‌ فرهنگی، گردشگری و زیارتی، اوقاف و امور خیریه و اجرای برنامه‎های آموزشی یاد شده

 

وزارت جهاد کشاورزی

 

*تهیه، تدوین و اجرای طرح‌های جامع مربوط به افزایش تولید محصولات کشاورزی و دامی و کاهش ضایعات در سطح استان

* اجرای وظایف مقرر در قانون توزیع عادلانه آب مصوب ۱۳۶۱ و اصلاحات بعدی آن در سطح استان

*انجام اقدامات لازم در زمینه خرید، فروش، بازاریابی، صادرات، بیمه، نگهداری، امحا و نظایر آن درخصوص محصولات و فراورده‏های بخش کشاورزی براساس قوانین، مصوبات و آیین‌نامه‏ها و دستورالعمل‏های مربوطه در چارچوب سیاست‌های بازرگانی کشور

* اجرای ماده ۸۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت برای انجام فعالیت‌های مربوط به کشاورزی، منابع طبیعی و دام و طیور و آبزیان

 

*نظارت بهداشتی بر مراکز نگهداری و پرورش دام و مراکز تهیه، تولید و توزیع و عرضه فراورده‏های خام با منشأ دامی و محصولات شیلاتی، کارخانجات خوراک دام، کشتارگاه‌ها و اماکن عرضه دام و اعمال استانداردها

مأخذ: یافته های تحقیق.

6-3. اولویت‌بندی تصدی‌های قابل واگذاری هر دستگاه اجرایی

در گام سوم لازم است که پس از شناسایی تصدی‌های قابل واگذاری هر دستگاه اجرایی، مبتنی‌بر اقتضائات هر دستگاه اجرایی و امکان‌پذیری اجرایی و همچنین توانمندی و قابلیت‌های استان‌ها برای پذیرش مسئولیت تصدی‌ها، تصدی‌های قابل واگذاری در سه سطح به‌منظور اجرایی‌سازی و انتقال به استان، اولویت‌بندی شوند.

 

شکل 2. اولویت‌بندی و سطح‌بندی تصدی‌های قابل واگذاری

 

 

 

مأخذ: یافته های تحقیق.

6-4. تشکیل کارگروه ویژه ذیل «شورای عالی راهبری برنامه»

اجرایی‌ شدن حکمرانی غیرمتمرکز در کشور و افزایش اختیارات استانداران و انتقال تصدی‌های قابل واگذاری، نیاز به یک ساختار ثابت برای راهبری و نظارت بر اجرای آن است. به‌رغم اینکه در کشور، نهاد شورای عالی اداری وجود دارد؛ اما به‌دلیل اینکه مانند دیگر شوراهای کشور، کارآمدی لازم را نداشته است، پیشنهاد می‌شود به‌صورت ویژه ذیل «شورای عالی راهبری برنامه»، کمیته‌ای برای این امر تشکیل شود و سازمان اداری و استخدامی کشور و وزارت کشور به‌صورت منظم اقدامات خود را گزارش دهند تا این برنامه بزرگ ملی و تکلیف قانونی به بهترین وجه، اجرایی شود.

7. جمع‌بندی و ارائه پیشنهادهای سیاستی و تقنینی

گزارش حاضر به بررسی ضرورت و فرایند واگذاری امور تصدی‌گری از دولت به استان‌ها در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت کشور پرداخته است. ابتدا، با مفهوم‌سازی دقیق امور تصدی‌گری و تفکیک آن از وظایف حاکمیتی، جایگاه این موضوع تبیین شد. همچنین، سابقه تقنینی و اجرایی این امر، ازجمله مصوبات برنامه‌های توسعه‌ای و قوانین مرتبط نظیر قانون مدیریت خدمات کشوری و قانون برنامه هفتم پیشرفت و همچنین آیین‌نامه‌های اجرایی و اقدامات مرتبط با موضوع به‌تفصیل بررسی شد تا زمینه‌ای برای درک عمیق‌تر این برنامه و تاریخچه آن فراهم شود. در ادامه، یافته‌های گزارش به شناسایی چالش‌های موجود در مسیر انتقال وظایف اجرایی به استان‌ها متمرکز شد. از مهم‌ترین موانع می‌توان به مقاومت ساختارهای مرکزی، ضعف زیرساخت‌های فنی و اداری در استان‌ها، ابهامات قانونی در تفکیک وظایف و وابستگی بودجه‌ای واحدهای استانی به دولت مرکزی اشاره کرد. این موانع باعث شده است که تمرکززدایی و واگذاری تصدی‌ها به استان‌ها به شکل کامل و کارآمد در کشور اجرایی نشود، هرچند تلاش‌هایی در قالب مصوبات پیشین صورت گرفته است.

یکی از موضوعات بنیادینی که در مسیر تحقق تمرکززدایی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد، عدم تفکیک شفاف امور ملی از امور منطقه‌ای و محلی در قوانین کشور است. در حال حاضر، معیاری مشخص برای تمایز این امور در نظام حقوقی ایران وجود ندارد و همین امر باعث شده که بسیاری از وظایف اجرایی که قابلیت واگذاری به سطوح محلی را دارند، همچنان در سطح ملی مدیریت شوند. این نقیصه، پیش‌نیاز اساسی برای اجرای موفق سیاست تمرکززدایی است و بدون تعریف و تفکیک دقیق این امور، انتقال وظایف اجرایی و تصدی‌ها به استان‌ها با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد.

براساس تحلیل‌های ارائه‌ شده، پیشنهادهای سیاستی مشخصی برای رفع موانع و تسریع فرایند تمرکززدایی ارائه شده است. این پیشنهادها شامل اجرای تدریجی و آزمایشی واگذاری‌ها، ایجاد چارچوب‌های قانونی شفاف، تقویت منابع مالی و انسانی در سطح استانی و تشکیل کارگروه‌های نظارتی ویژه ذیل شورای عالی راهبری برنامه هفتم پیشرفت برای نظارت بر اجرای این برنامه است. همچنین، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای نظارت و شفافیت و افزایش هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و استان‌ها از دیگر توصیه‌های کلیدی است. در گزارش حاضر بر اهمیت رویکرد مرحله‌ای و متوازن در اجرای سیاست تمرکززدایی تأکید دارد. همچنین، واگذاری امور تصدی‌گری نه‌تنها به کاهش بار اجرایی دولت مرکزی کمک می‌کند، بلکه موجب بهبود عدالت اجتماعی، تقویت ظرفیت‌های محلی، و تسریع توسعه اقتصادی در مناطق کمتر توسعه‌یافته می‌شود. برای تحقق این اهداف، ایجاد هماهنگی میان‌بخشی و مشارکت مردم در فرایند حکمرانی از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی از پیشنهادها و توصیه‌های سیاستی و تقنینی به‌شرح زیر ارائه می‌شود.

 

  • دولت و مجلس شورای اسلامی با همکاری یکدیگر با تدوین و تصویب «قانون جامع تمرکززدایی» یا «قانون جامع تقسیمات سیاسی- اداری»، چارچوبی حقوقی و اجرایی برای تفکیک وظایف سطوح مختلف حکمرانی، تعریف اختیارات مقامات محلی و استانداران، نحوه تأمین مالی وظایف واگذار شده و ایجاد یک نظام نظارتی شفاف و پاسخ‌گو فراهم کند. این قانون باید ضمن تبیین دقیق نقش دولت مرکزی و سطوح مختلف حکمرانی منطقه‌ای و محلی، بر رفع خلأهای قانونی موجود تمرکز کرده و نظام مدیریتی کشور را با سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و نیازهای توسعه‌ای کشور هماهنگ سازد.
  • سازمان اداری و استخدامی کشور با مشارکت سایر دستگاه‌های اجرایی و همچنین کمک مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، چارچوب ملی تمرکززدایی را تدوین کند که شامل نقشه راه واگذاری وظایف، دستورالعمل‌های دقیق و زمان‌مند، معیارهای تفکیک امور حاکمیتی و تصدی‌گری و شاخص‌های ارزیابی عملکرد باشد. این چارچوب باید به تصویب شورای عالی اداری برسد و در طول برنامه هفتم پیشرفت برای پیاده‌سازی ماده 105 قانون برنامه هفتم پیشرفت مبنا قرار بگیرد.
  • با توجه به تجربیات ناموفق گذشته لازم است اجرای آزمایشی واگذاری تصدی‌ها در دستور کار قرار بگیرد. در سال دوم برنامه هفتم پیشرفت، سه استان با ظرفیت بالای اداری و زیرساختی به‌عنوان پایلوت انتخاب شوند. وظایف تصدی‌گری مشخصی به این استان‌ها واگذار شود و سازمان برنامه‌وبودجه، تأمین منابع مالی مرتبط را تضمین کند. نتایج طرح به‌صورت شفاف به مجلس شورای اسلامی و نهادهای اجرایی گزارش شود و براساس عملکرد این برنامه در این سه استان در سایر استان‌ها نیز پیاده‌سازی شود.
  • سازمان اداری و استخدامی کشور برای هر وزارتخانه و دستگاه اجرایی، سندی شفاف طراحی کند که در آن اولاً، تمامی وظایف و خدمات دستگاه‌ها مشخص شود، ثانیاً، وظایف حاکمیتی و تصدی‌گری تفکیک شود، ثالثاً، وظایف قابل واگذاری مشخص و زمان‌بندی اجرای آن تعیین شود.
  • آموزش و توانمندسازی کارکنان دولت در سطوح استانی و محلی نیز موضوع مهم دیگر است که باید مدنظر قرار بگیرد. سازمان اداری و استخدامی کشور برنامه‌های آموزشی جامع برای کارکنان اداری استان‌ها طراحی و اجرا شود تا توانایی آنها در مدیریت وظایف جدید افزایش یابد. این آموزش‌ها شامل مدیریت مالی، برنامه‌ریزی منطقه‌ای و استفاده از فناوری‌های مدرن برای تصمیم‌گیری باشد.

 

جدول 8. پیشنهادها و توصیه‌های سیاستی

ردیف

نوع توصیه

توصیه سیاستی

الزامات و قیود اجرایی

دستگاه متولی

دستگاه معین

زمان‌بندی اجرا (کوتاه‌مدت، میان‌مدت، بلندمدت)

ملاحظات

تداوم*

اصلاح**

1

 

*

تدوین و تصویب «قانون جامع تمرکززدایی» برای تفکیک وظایف حکمرانی ملی و محلی، تأمین مالی و نظارت شفاف.

- هماهنگی بین قوای مقننه و مجریه

- رفع خلأهای قانونی موجود

وزارت کشور و سازمان اداری واستخدامی کشور

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

میان‌مدت

همسویی با اصل ۴۴ قانون اساسی و نیازهای توسعه منطقه‌ای

2

 

*

اجرای آزمایشی واگذاری تصدی‌ها در سه استان پایلوت با ظرفیت اداری بالا.

 -انتخاب استان‌های پایلوت
- تأمین منابع مالی توسط سازمان برنامه‌وبودجه
- نظارت بر عملکرد

دولت(هیئت‌وزیران)

استانداران منتخب و سایر دستگاه‌های اجرایی

میان‌مدت

گزارش شفاف عملکرد به مجلس و اصلاح طرح براساس نتایج پایلوت

3

*

 

تفکیک وظایف حاکمیتی و تصدی‌گری در سند اختصاصی هر وزارتخانه.

- تهیه سند شفاف برای هر دستگاه
- زمان‌بندی واگذاری وظایف

سازمان اداری واستخدامی کشور

سایر دستگاه‌های اجرایی

کوتاه‌مدت

جلوگیری از موازی‌کاری و شفاف‌سازی مسئولیت‌ها

ماخذ: یافته های تحقیق.

 

 

 

[1]. مجلس خبرگان قانون اساسی. (1368). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: مجلس خبرگان.
[2]. مجلس شورای اسلامی. (1375). قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی.
[3]. مجلس شورای اسلامی. (1368). برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی.
[4]. مجلس شورای اسلامی. (1374). برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی.
[5]. مجلس شورای اسلامی. (1379). قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی.
[6]. مجلس شورای اسلامی. (1386). قانون مدیریت خدمات کشوری. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی.
[7]. مجلس شورای اسلامی. (1396). قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی.
[8]. مجلس شورای اسلامی. (1402). قانون برنامه هفتم پیشرفت. تهران: مصوبات مجلس شورای اسلامی. مصوبات شورای عالی اداری
[9]. شورای عالی اداری. (1381). مصوبه انتقال وظایف اجرایی وزارتخانه‌های مختلف به واحدهای استانی. تهران: شورای عالی اداری.
[10]. هیئت‌وزیران. (1395). تصویب‌نامه واگذاری اختیارات دستگاه‌های اجرایی به استان‌ها تا پایان سال 1400. تهران: هیئت‌وزیران.
[11]. قانون مدیریت خدمات کشوری.