Author
M
بیان/ شرح مسئله
چابکسازی دولت و متناسبسازی نقش و اندازه دولت بهعنوان یکی از اصول کلیدی اصلاحات نظام اداری در کشور بوده که مبتنیبر سیاستهای کلی نظام اداری است. در این راستا، موضوع تمرکززدایی و انتقال تصدیهای قابل واگذاری از دولت به سایر بخشها یکی از برنامههای مهم و راهبردی است. این سیاست به کاهش تمرکز تصمیمگیری در دولت مرکزی و واگذاری امور اجرایی و تصدیگری به سطوح محلی میپردازد. قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز بر انتقال وظایف اجرایی و تصدیهای قابل واگذاری به دستگاههای اجرایی استانی تأکید کرده است. بااینحال، اجرای این سیاستها با چالشهایی ازجمله مقاومت ساختارهای مرکزی، ضعف زیرساختهای محلی، فقدان قانون جامع در حوزه تمرکززدایی و تقسیمات کشوری و نبود دستورالعملهای اجرایی مشخص مواجه بوده است. این گزارش با هدف تدوین نقشه راهی برای اجرای موفق این سیاست، الزامات قانونی، پیشینه تاریخی و چالشهای موجود را بررسی کرده و راهکارهایی عملیاتی ارائه داده است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
این گزارش بهتفصیل نشان میدهد که واگذاری تصدیها به دستگاههای اجرایی استانی میتواند به بهبود بهرهوری، تسریع در تصمیمگیریهای محلی، و کاهش تمرکز اداری در دولت مرکزی منجر شود. با وجود تصویب قوانین متعدد، ازجمله قانون مدیریت خدمات کشوری و برنامههای توسعه، اجرای این سیاست با چالشهای جدی روبهرو بوده است. مقاومت دستگاههای مرکزی بهدلیل تمایل به حفظ قدرت، ضعف زیرساختهای انسانی و مالی در استانها و نبود دستورالعملهای اجرایی شفاف از موانع اصلی در این مسیر محسوب میشوند. از دیگر مشکلات قابلتوجه، ضعف هماهنگی میان دستگاههای مرکزی و محلی، تضاد منافع در فرایندهای اجرایی و فقدان یک نظام نظارتی کارآمد برای ارزیابی عملکرد استانها در انجام وظایف جدید است. همچنین، عدم تفکیک امور ملی از منطقهای و محلی، ابهام در تفکیک دقیق وظایف حاکمیتی و تصدیگری و وابستگی مالی استانها به بودجههای ملی از دیگر عوامل مؤثر در کندی پیشرفت این سیاست هستند. برای غلبه بر این موانع، گزارش تأکید دارد که شفافسازی وظایف، تقویت زیرساختها، و ایجاد ساختارهای پایش و ارزیابی ضروری است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
برای تحقق واقعی تمرکززدایی، دولت باید لایحهای جامع در زمینه تمرکززدایی و تقسیمات سیاسی- اداری به مجلس شورای اسلامی ارائه کند که در آن تفکیک امور ملی از منطقهای و محلی، مسئولیتهای دولت مرکزی و سطوح مختلف حکمرانی، ساختار اجرایی مناسب، شرح وظایف استانداران و فرمانداران با رویکرد عدم تمرکز، تأمین مالی وظایف واگذار شده و نظام نظارتی مشخص شود.
در گام بعدی، لازم است سازمان اداری و استخدامی کشور با مشارکت دستگاههای اجرایی و مرکز پژوهشهای مجلس، چارچوب ملی تمرکززدایی را تدوین کند که شامل نقشه راه واگذاری وظایف، دستورالعملهای زمانمند، تفکیک امور حاکمیتی و تصدیگری، و شاخصهای ارزیابی عملکرد باشد و به تصویب شورای عالی اداری برسد. همچنین، اجرای آزمایشی در سه استان پایلوت با تأمین منابع مالی و ارزیابی شفاف نتایج، بهعنوان پیشنیاز گسترش برنامه در سایر استانها ضروری است. تهیه سند شفاف وظایف برای هر دستگاه اجرایی که شامل تفکیک خدمات و زمانبندی واگذاری باشد و آموزش و توانمندسازی کارکنان استانی با محوریت مدیریت مالی، برنامهریزی منطقهای، و فناوریهای نوین، از اقدامات ضروری برای اجرای موفق تمرکززدایی است.
در دهههای اخیر، نقش دولتها در عرصه حکمرانی و اداره امور عمومی دستخوش تغییرات بنیادینی شده است. یکی از مهمترین این تغییرات، تلاش برای کاهش تمرکز در تصمیمگیریها و واگذاری وظایف اجرایی از سطح ملی به سطوح محلی است. این تغییرات که با عنوان «تمرکززدایی» شناخته میشود، اهدافی همچون افزایش کارآمدی اداری، بهبود خدمات عمومی، کاهش هزینههای دولت و مشارکت بیشتر جوامع محلی را دنبال میکند. در این زمینه، واگذاری امور تصدیگری به دستگاههای اجرایی استانی بهعنوان بخشی از سیاستهای توسعهای و اداری کشورها از اهمیت بسیاری برخوردار است. در جمهوری اسلامی ایران، سیاستهای مرتبط با تمرکززدایی و واگذاری تصدیها به استانها، ازجمله بندهای کلیدی قوانین برنامههای توسعهای کشور بهشمار میآید؛ بهویژه در برنامه هفتم پیشرفت، به تفکیک وظایف اجرایی از امور حاکمیتی و انتقال آنها به سطوح محلی تأکید شده است. بااینحال، اجرای این سیاستها همواره با چالشهایی همچون زیرساخت قانونی لازم، مقاومت ساختارهای مرکزی، کمبود منابع مالی و نیروی انسانی در استانها و پیچیدگی هماهنگی بینبخشی مواجه بوده است.
موضوع انتقال تصدیهای قابل واگذاری به استانها و شهرستان از موضوعات مهم و اساسی است که در قانون برنامه هفتم پیشرفت (جزء «3» بند «الف» ماده 105) بیان شده است. ناظر به انتقال وظایف اجرایی وزارتخانهها و سازمانهای مستقل تحت نظر رئیسجمهور به واحدهای استانی تابعه تاریخچهای از اقدامات تقنینی و اجرایی ارائه و برخی ملاحظات و توصیهها ارائه میشود. تفکیک وظایف اجرایی از حوزه مرکزی دستگاههای اجرایی و محدود نمودن فعالیت حوزههای مذکور به اعمال حاکمیتی و امور مدیریتی و راهبردی، سیاستگذاری، برنامهریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل و انتقال وظایف اجرایی به واحدهای استانی، شهرستانی و سایر سطوح جغرافیایی جزء وظایف مهم شورای عالی اداری در دورههای مختلف تشکیل آن بوده است. بند «3» ماده (115) قانون مدیریت خدمات کشوری درخصوص وظایف شورا به این موضوع اختصاص یافته است.
این گزارش با هدف ارائه نقشه راهی برای انتقال امور تصدیگری به دستگاههای اجرایی استانی تهیه شده و در آن، ضمن بررسی الزامات قانونی و تاریخی این سیاست، مراحل و سازوکارهای پیشنهادی برای عملیاتیسازی آن تشریح شده است.
ساختار گزارش حاضر بدیننحو است که ابتدا مفهومشناسی دقیقی از امور تصدیگری و حاکمیتی مبتنیبر قانون مدیریت خدمات کشوری انجام خواهد شد و اهمیت واگذاری تصدیها تشریح میشود. در ادامه پیشینه تقنینی و تاریخچه واگذاری تصدیها از منظر قوانین و اسناد مرتبط تحلیل میشود و در ادامه موانع اجرایی واگذاری وظایف اجرایی به دستگاههای اجرایی استانی تشریح و تبیین خواهد شد. در مرحله بعد نیز نقشه راه پیشنهادی برای واگذاری تصدیها به استانها ارائه که شامل شناسایی و دستهبندی تصدیهای قابل واگذاری، تعیین مصادیق توسط دستگاههای اجرایی، اولویتبندی وظایف قابل واگذاری و تشکیل کارگروه ویژه ذیل شورای عالی راهبری برنامه است. در پایان نیز پیشنهادهای سیاستی و توصیههای اجرایی برای پیادهسازی درست ماده (105) برنامه هفتم پیشرفت ارائه میشود.
موضوع تمرکززدایی و حکمرانی محلی بهطور عام و بحث واگذاری تصدیها به استانها به شکل خاص در قوانین و مقررات کشور (بعد از انقلاب اسلامی) مورد اشاره قرار گرفته است. در یک نگاه کلی میتوان، قوانین مرتبط با حوزه تمرکززدایی و واگذاری تصدیها را بهشرح زیر برشمرد.
جدول 1. پیشینه تقنینی در حوزه تمرکززدایی و واگذاری تصدیها در کشور
|
نکات برجسته / نقاط ضعف و قوت / پیامدهای اجرا |
شماره ماده / صفحه |
تاریخ تصویب |
مرجع تصویب |
نام سند |
|
قانون اساسی با تأکید بر اصول 44، 100 و 101 بهطورکلی تمرکززدایی و واگذاری امور به شوراهای محلی را بهعنوان یک سیاست بنیادی مطرح میکند. این اصول پایههای تمرکززدایی و تفویض اختیارات را در ساختار حکمرانی کشور بنیان میگذارد. |
اصول 44، 100، 101 |
1386 |
مجلس خبرگان قانون اساسی |
|
|
این قانون وظایف و اختیارات شوراهای محلی را برای اداره امور مناطق بهطور دقیقتر مشخص کرد. بهعنوان اولین گام عملی در مسیر تمرکززدایی، پایههای اجرایی نظام مدیریت محلی تقویت شد. در این قانون بیشتر به ایجاد و ساختار شوراها پرداخته و به موضوع واگذاری وظایف اجرایی و تصدیها به استانها توجه کمتری شده است. |
-- |
1375/03/01 |
مصوبات مجلس شورای اسلامی |
قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران |
|
برنامه اول توسعه بر تقویت مدیریت منطقهای و ایجاد ظرفیتهای محلی تأکید کرد. این اقدام به آمادهسازی زیرساختهای اولیه برای تمرکززدایی کمک کرد. این برنامه فاقد رویکرد مشخص یا چارچوب اجرایی برای واگذاری وظایف اجرایی و تصدیها به استانها بود. |
- |
1368 |
مجلس شورای اسلامی |
|
|
در این برنامه، تمرکززدایی بهعنوان یکی از راهبردهای اساسی مطرح شد و بر لزوم تفویض بخشی از اختیارات اجرایی تأکید شد. سیاستهای مربوط به تفویض اختیارات بهصورت کلی بیان شده و سازوکار دقیق یا ضوابط اجرایی برای این موضوع ارائه نشده است. |
- |
1374 |
مجلس شورای اسلامی |
|
|
برای نخستینبار، موضوع واگذاری وظایف اجرایی به استانها بهصورت رسمی در ماده 1 و بند ج ماده 136 مطرح شد. ایجاد چارچوبی برای شناسایی وظایف حاکمیتی و اجرایی از نقاط برجسته این قانون بود. |
ماده 1 و بند ج ماده 136 |
1379 |
مجلس شورای اسلامی |
|
|
ماده ۷۰ قانون برنامه سوم توسعه و تنفیذ آن در برنامه چهارم توسعه بر تشکیل شورای برنامهریزی و توسعه استان به ریاست استاندار برای هدایت، هماهنگی و نظارت بر توسعه استان تأکید دارد. این شورا از کمیتههای تخصصی متشکل از مدیران و نهادهای استانی تشکیل شده و وظایف شوراها و کمیتههای مشابه پیشین را در خود ادغام میکند. همچنین، دبیرخانه این شورا در سازمان برنامه و بودجه استان مستقر خواهد بود تا وظایف اجرایی و نظارتی آن را پشتیبانی کند. |
تبصره (۱) ماده (۷۰) قانون برنامه سوم توسعه و ماده (۸۳) قانون برنامه چهارم |
1383 |
مجلس شورای اسلامی |
تبصره «۱» ماده (۷۰) تنفیذی قانون برنامه سوم توسعه و موضوع ماده (۸۳) قانون برنامه چهارم توسعه |
|
این قانون بهصورت دقیق به تفکیک امور حاکمیتی و تصدیگری پرداخته و مصادیق هرکدام را مشخص کرده است. همچنین، مواد 8 تا 11 چارچوبی برای واگذاری تصدیها ارائه میدهند. |
مواد 8-11 و 115 |
1386 |
مجلس شورای اسلامی |
|
|
ماده 28 این قانون به لزوم تمرکززدایی و انتقال وظایف اجرایی به استانها تأکید دارد و تکالیف قانونی را در این زمینه مشخص میکند. |
ماده 28 |
1396 |
مجلس شورای اسلامی |
|
|
جزء 3 بند الف ماده 105 بهصراحت دولت را مکلف به انتقال وظایف اجرایی به استانها میکند و گامی بلند در تحقق تمرکززدایی است. |
جزء 3 بند الف ماده 105 |
1402 |
مجلس شورای اسلامی |
مأخذ: یافته های تحقیق.
در این جدول بهصورت خلاصه، به مهمترین اسناد قانونی مرتبط با موضوع تمرکززدایی و واگذاری تصدی به استانها اشاره شد. دو اقدام اساسی و مهم که جنبه اجرایی دارد نیز در طول سالیان گذشته انجام شده است که در ادامه درخصوص این دو اقدام توضیحاتی ارائه میشود.
براساس ماده (1) قانون برنامه سوم توسعه درخصوص تشکیل شورای عالی اداری نیز تفکیک وظایف اجرایی از حوزه مرکزی دستگاههای اجرایی جزء وظایف شورای مزبور بوده است؛ در اجرای حکم مذکور، وظایف اجرایی وزارتخانهها و سازمانهای مستقل تحت نظر رئیسجمهور در حوزه مرکزی برای انتقال به واحدهای استانی مشخص و طی مصوبات شورای عالی اداری بهشرح جدول زیر جهت اجرا، ابلاغ شد:
جدول 2. مصوبات شورای عالی اداری در راستای انتقال تصدیها به دستگاههای اجرایی استانی
|
ردیف |
مصوبه |
تاریخ |
|
1 |
انتقال وظایف اجرایی وزارت آموزش و پرورش، راه و ترابری، کار و امور اجتماعی به واحدهای استانی آنها |
1381/9/2 |
|
2 |
انتقال وظایف اجرایی وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی و صنایع و معادن به واحدهای استانی آنها |
1381/10/20 |
|
3 |
انتقال وظایف اجرایی وزارتخانههای جهاد کشاورزی و مسکن و شهرسازی به واحدهای استانی آنها |
1381/11/6 |
|
4 |
انتقال وظایف اجرایی سازمان تربیتبدنی جمهوری اسلامی ایران به واحدهای استانی آنها |
1382/7/12 |
|
5 |
انتقال وظایف اجرایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به واحدهای استان آن |
1383/1/30 |
|
6 |
انتقال وظایف وزارت بازرگانی به واحدهای استانی آن |
1382/2/20 |
|
7 |
انتقال وظایف اجرایی سازمان حفاظت محیط زیست به واحدهای استانی آن |
1383/3/4 |
|
8 |
انتقال وظایف اجرایی وزارت امور اقتصاد و دارایی به واحدهای استانی آن |
1384/1/21 |
|
9 |
انتقال اختیارات سازمان مدیریت و برنامهریزی به استانها |
1381/9/2 |
مأخذ: همان.
نتایج عملکرد مصوبات شورای عالی اداری در آن دوره، براساس گزارشهای واصله از استانداریها در استانهای مختلف در جدول زیر خلاصه شده است:
جدول 3. تحلیل عملکرد و ارزیابی انتقال تصدیها به دستگاههای اجرایی استانی
|
ردیف |
نام استان |
نحوه اجرای مصوبات شورای عالی اداری |
توضیحات |
|||
|
کامل |
نسبتاً کامل |
ناقص |
گزارش نشده |
|||
|
1 |
آذربایجان شرقی |
|
|
√ |
|
عدم تفویض اختیار و فقدان اعتبار لازم علت عدم انجام برخی وظایف است. |
|
2 |
آذربایجان غربی |
|
|
√ |
|
برخی وظایف کتباً واگذار شده، اما عملاً واگذار نشده؛ نبود بودجه مناسب، عدم انتقال پستهای مربوطه، فقدان دستورالعمل اجرایی. |
|
3 |
اردبیل |
|
|
|
√ |
--- |
|
4 |
اصفهان |
|
√ |
|
|
عدم تفویض اختیار از مرکز، نیاز به نیروی انسانی متخصص، نیاز به تجهیزات |
|
5 |
ایلام |
|
√ |
|
|
نبود آزمایشگاه و تجهیزات، فقدان پست کارشناسی تخصصی، کمبود اعتبارات |
|
6 |
بوشهر |
|
|
|
√ |
--- |
|
7 |
تهران |
|
|
|
√ |
نامه رسیده، اما پیوست گزارش نشده |
|
8 |
چهارمحال و بختیاری |
|
|
√ |
|
عدم تفویض اختیار |
|
9 |
خراسان رضوی |
|
√ |
|
|
عدم تفویض اختیار ازسوی مرکز و ستاد اعتبارات ملی است. عدم استقبال بخش غیردولتی |
|
10 |
خراسان جنوبی |
|
√ |
|
|
به علت تازهتأسیس بودن استان و کمبود اعتبار و امکانات برخی بندهای مصوبات انجام نمیشود. نبود بخش غیردولتی فعال در مورد مصوبه واگذاری واحدهای آموزشی به بخش غیردولتی |
|
11 |
خراسان شمالی |
|
√ |
|
|
--- |
|
12 |
خوزستان |
|
|
|
√ |
--- |
|
13 |
زنجان |
|
√ |
|
|
عدم تفویض اختیار، کمبود امکانات و بودجه |
|
14 |
سمنان |
|
|
√ |
|
عدم تفویض اختیار، نبود امکانات، کمبود بودجه |
|
15 |
سیستان و بلوچستان |
|
|
|
√ |
--- |
|
16 |
فارس |
|
|
√ |
|
عدم تأمین اعتبار و فقدان دستورالعمل در برخی موارد |
|
17 |
قزوین |
|
|
√ |
|
عدم تخصیص بودجه |
|
18 |
قم |
|
|
√ |
|
عدم تفویض اختیار، عدم احداث مراکز تحقیقاتی، نبود سازوکار لازم برای اجرایی شدن |
|
19 |
کردستان |
|
√ |
|
|
برخی از وظایف حاکمیتی است، فقدان نیروی متخصص، نبود آموزش و دستورالعمل متمرکز |
|
20 |
کرمان |
|
|
|
√ |
--- |
|
21 |
کرمانشاه |
|
|
|
√ |
--- |
|
22 |
کهگیلویه و بویراحمد |
|
|
|
√ |
--- |
|
23 |
گلستان |
|
|
|
√ |
--- |
|
24 |
گیلان |
|
|
|
√ |
--- |
|
25 |
لرستان |
|
√ |
|
|
برخی موارد بهطور مشترک توسط ستاد و استان انجام میشود. |
|
26 |
مازندران |
|
|
√ |
|
عدم تفویض اختیار، کمبود نیروهای متخصص، برخی وظایف منتقل شده با مصوبه هماهنگی ندارد. |
|
27 |
مرکزی |
|
|
√ |
|
عدم تفویض اختیار، برخی از وظایف بهطور مشترک در ستاد و استان انجام میشود. کمبود نیروی انسانی متخصص واحدهای استانی در وزارت صنایع و معادن، خلأ قانونی جهت حمایت از مبتکرین |
|
28 |
هرمزگان |
|
|
|
√ |
--- |
|
29 |
همدان |
|
|
|
√ |
--- |
|
30 |
یزد |
|
|
√ |
|
--- |
مأخذ: همان.
همانطور که جدول فوق نشان میدهد، این مصوبات در هیچکدام از استانها بهطور کامل اجرا نشده و فقط در 8 استان بهصورت نسبتاً کامل و در 10 استان دیگر بهصورت ناقص به اجرا درآمده و علت عدم اجرای مصوبات یا اجرای ناقص آنها در ستون توضیحات ذکر شده است که مهمترین آنها مقاومت حوزه ستادی در تفویض اختیارات و نبود نیروی انسانی متخصص و مجرب در موارد تفویض شده و عدم انتقال بودجه موارد تفویضی به واحدهای استانی بوده است. بهبیاندیگر، واحدهای استانی میگویند تمرکززدایی اداری باید همراه با تمرکززدایی مالی باشد.
این تصویبنامه بهمنظور تسهیل در فرایند تمرکززدایی و تقویت مدیریت محلی، بر واگذاری بخشی از اختیارات دستگاههای اجرایی از سطح ملی به واحدهای استانی تأکید دارد. هدف اصلی این مصوبه، کاهش وابستگی استانها به تصمیمگیریهای مرکز و افزایش کارایی و پاسخگویی در سطوح محلی بود. در این تصویبنامه، برای نخستینبار ضربالاجل مشخصی (پایان سال 1400) برای تکمیل فرایند واگذاری اختیارات تعیین شده بود. این موضوع، اهمیت تسریع در اجرای تمرکززدایی را نشان میدهد.
وظایف واگذار شده شامل امور غیرحاکمیتی، تصدیگری، و بخشی از اختیارات اجرایی بود که مستلزم تغییرات عمده در ساختار مدیریت محلی نبود. در این تصویبنامه، استانداران بهعنوان نمایندگان عالی دولت در استانها، نقش محوری در نظارت و مدیریت امور واگذار شده پیدا کردند. در جدول 4 برخی از پیشنهادهایی که برای واگذاری اختیارات مصوب شده بود، نشان داده شده است.
جدول 4. اختیارات واگذار شده به استانها به تفکیک دستگاهها
|
دستگاه اجرایی |
اختیارات واگذار شده |
|
وزارت امور اقتصادی و دارایی |
بخشودگی جرائم و تقسیط بدهی مالیاتی تا سقف مقرر در قانون مالیاتهای مستقیم |
|
وزارت جهاد کشاورزی |
1. مدیریت طرح تجهیز، تکمیل و راهاندازی شرکتهای تعاونی تولید روستایی، 2. تأیید نهایی زمانبندی خریدهای تضمینی با پیشنهاد شورای برنامهریزی و توسعه استان، 3. صدور مجوز تولید کلیه آبزیان، 4. تعیین حریم گلخانهها، 5. اعمال تخفیف قیمت اراضی ملی و دولتی برای طرحهای تولیدی توسط کمیسیون واگذاری استان، 6. صدور مجوز صادرات محصولات کشاورزی مازاد بر مصرف استان در حدود سهم اعلامی سالیانه،
|
|
وزارت صنعت، معدن و تجارت |
1. صدور مجوز معافیت حقوق ورودی موضوع ماده (۱۱۹) قانون امور گمرکی با رعایت دستورالعمل مربوط و تشخیص رؤسای سازمان استانها،
|
|
وزارت نیرو |
1. تغییر کاربری چاههای کشاورزی به صنعتی و جابهجایی آنها در همان دشت (محدوده مطالعاتی)، 2. انعقاد قراردادهایی که با سرمایهگذاری بخش خصوصی انجام میشود توسط شرکتهای آب منطقهای و آب و فاضلاب در قالب مجوزهای قانونی بهصورت خودکفا و بدون ایجاد بار مالی جدید برای دولت،
|
|
وزارت راه و شهرسازی |
- انجام کلیه مراحل اجرایی پروژههای ساختمانی دولتی و عمومی با اعتبار کمتر از پانصد میلیارد ریال در استان |
|
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی |
اعمال پاداش افزایش تولید توسط استانها
|
|
سازمان حفاظت محیط زیست |
1. واگذاری معادن در مناطق شکار ممنوع،
|
|
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری |
1. تصمیمگیری و تعیین تکلیف جواز تأسیس بهرهبرداران غیرفعال مناطق نمونه گردشگری توسط شورای برنامهریزی و توسعه استان،
|
مأخذ:یافته های تحقیق.
این تصویبنامه، اگرچه گامی مثبت در راستای تحقق تمرکززدایی بود؛ اما گزارشی از عملکرد آن ارائه نشده و براساس وضعیت موجود میتوان اینطور گفت که اجرا نشده است.
یکی از قوانین مهم و راهبردی در حوزه تعیین امور حاکمیتی و تصدیگری، قانون مدیریت خدمات کشوری است. در قانون مدیریت خدمات کشوری، به تفکیک امور حاکمیتی و امور تصدیگری مشخص و معین شدهاند و مصادیق آن نیز بیان شده است. در نظام اداری ایران، بهدلیل ساختار دولت، شرایط اقتصادی و اقتضائات سیاسی، بسیاری از وظایف تصدیگری همچنان در اختیار دولت باقی ماندهاند. قانون مدیریت خدمات کشوری، نیز در چارچوب وضعیت موجود دولت تدوین شده و به تفکیک وظایف تصدیگری و حاکمیتی براساس این شرایط پرداخته است. بنابراین، تأکید گزارش بر واگذاری تصدیها به استانداران بهمعنای تغییر نقش دولت در این حوزه نیست؛ بلکه براساس واقعیتهای اجرایی کشور و لزوم سازماندهی وظایف در سطوح محلی و منطقهای مطرح شده است. بااینحال، برای اصلاح تدریجی این روند، لازم است تفکیک دقیق امور ملی، منطقهای و محلی در قوانین صورت گیرد تا مسیر تمرکززدایی با پشتوانهای واضحتر و مطابق با اصول سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی اجرا شود.
در ماده (8) قانون مدیریت خدمات کشوری، امور حاکمیتی اینگونه تعریف شده است: «آن دسته از اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه شده و بهرهمندی از این نوع خدمات موجب محدودیت برای استفاده دیگران نمیشود». برخی از مهمترین مصادیق امور حاکمیتی در قانون مدیریت خدمات کشوری بهشرح زیر است:
الف) سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت در بخشهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی،
ب) برقراری عدالت و تأمین اجتماعی و بازتوزیع درآمد،
ج) ایجاد فضای سالم برای رقابت و جلوگیری از انحصار و تضییع حقوق مردم،
د) فراهم نمودن زمینهها و مزیتهای لازم برای رشد و توسعه کشور و رفع فقر و بیکاری،
هـ) قانونگذاری، امور ثبتی، استقرار نظم و امنیت و اداره امور قضایی،
و) حفظ تمامیت ارضی کشور و ایجاد آمادگی دفاعی و دفاع ملی،
ز) ترویج اخلاق، فرهنگ و مبانی اسلامی و صیانت از هویت ایرانی- اسلامی،
ح) اداره امور داخلی، مالیه عمومی، تنظیم روابط کار و روابط خارجی،
ط) حفظ محیط زیست و حفاظت از منابع طبیعی و میراث فرهنگی،
ی) تحقیقات بنیادی، آمار و اطلاعات ملی و مدیریت فضای فرکانس کشور،
ک) ارتقای بهداشت و آموزش عمومی، کنترل و پیشگیری از بیماریها و آفتهای واگیر، مقابله و کاهش آثار حوادث طبیعی و بحرانهای عمومی،
ل) بخشی از امور مندرج در مواد (۹)، (۱۰) و (۱۱) این قانون نظیر موارد مذکور در اصول بیستونهم (۲۹) و سیام (۳۰) قانون اساسی که انجام آن توسط بخش خصوصی و تعاونی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی با تأیید هیئتوزیران امکانپذیر نیست.
م) سایر مواردی که با رعایت سیاستهای کلی مصوب مقام معظم رهبری بهموجب قانون اساسی در قوانین عادی جزء این امور قرار میگیرد.
سه ویژگی اصلی امور حاکمیتی را میتوان شامل: 1. غیرقابل واگذاری به بخش خصوصی یا تعاونی، 2. بهرهبرداری عمومی از نتایج آن بدون ایجاد محدودیت و 3. مسئولیت اصلی اجرای آنها با دولت و حاکمیت است.
در کنار امور حاکمیتی، امور تصدیگری نیز در قانون مدیریت خدمات کشوری مشخص شده است. براساس قانون برنامه هفتم پیشرفت، دولت باید نسبت به واگذاری تصدیهای قابل واگذاری به استانها، اقدامات لازم را انجام دهد. در مواد (9) تا (11) قانون مدیریت خدمات کشوری، سه دسته امور مشخص شدهاند که بهنوعی امور تصدیگری هستند، و عبارتاند از:
جدول 5. انواع تصدیگری در قانون مدیریت خدمات کشوری[11]
|
انواع تصدیگری |
تعریف |
شیوه انجام |
|
آن دسته از وظایفی است که منافع اجتماعی حاصل از آنها نسبت به منافع فردی برتری دارد و موجب بهبود وضعیت زندگی افراد میشود، از قبیل: آموزش و پرورش عمومی و فنی و حرفهای، علوم و تحقیقات، درمان، توانبخشی، تربیتبدنی و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومی و امور فرهنگی، هنری و تبلیغات اسلامی |
ماده ۱۳- امور تصدیهای اجتماعی، فرهنگی و خدماتی با رعایت اصول بیستونهم (۲۹) و سیام (۳۰) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از طریق توسعه بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی تعیین صلاحیت شده و با نظارت و حمایت دولت و با استفاده از شیوههای ذیل انجام میشود: ۱. اعمال حمایتهای لازم از بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی مجری این وظایف، ۲. خرید خدمات از بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی، ۳. مشارکت با بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی از طریق اجاره، واگذاری امکانات و تجهیزات و منابع فیزیکی، ۴. واگذاری مدیریت واحدهای دولتی به بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی با پرداخت تمام و یا بخشی از هزینه سرانه خدمات، ۵. ایجاد و اداره واحدهای دولتی موضوع این ماده توسط دستگاههای اجرایی. |
|
|
آن دسته از طرحهای تملکداراییهای سرمایهای است که موجب تقویت زیرساختهای اقتصادی و تولیدی کشور میشود، از قبیل: طرحهای آبوخاک و شبکههای انرژی، ارتباطات و راه |
ماده 14- امور زیربنایی با مدیریت، حمایت و نظارت دستگاههای اجرایی توسط بخش غیردولتی (تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی) انجام خواهد شد و در موارد استثنایی با تصویب هیئتوزیران توسط بخش دولتی انجام خواهد شد. |
|
|
آن دسته از اموری است که دولت، متصدی اداره و بهرهبرداری از اموال جامعه است و مانند اشخاص حقیقی و حقوقی در حقوق خصوصی عمل میکند، از قبیل: تصدی در امور صنعتی، کشاورزی، حملونقل، بازرگانی، مسکن و بهرهبرداری از طرحهای مندرج در ماده (۱۰) این قانون |
ماده ۱۵- امور تصدیهای اقتصادی با رعایت اصل چهلوچهارم (۴۴) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری به بخش غیردولتی واگذار میشود. |
واگذاری امور تصدیگری از دولت مرکزی به سطوح محلی یا بخش خصوصی، یکی از اصول کلیدی در اصلاحات نظام حکمرانی و اداری محسوب میشود. در جمهوری اسلامی ایران نیز، با توجه به شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی کشور و با در نظر داشتن اصول و سیاستهای هادی منبعث از قانون اساسی، واگذاری تصدیها نقش محوری در تحول نظام اداری و بهبود حکمرانی دارد. در ادامه، ضرورت این امر براساس محورهای مختلف تبیین میشود:
الف) کاهش بار اجرایی از دوش دولت مرکزی
یکی از پیامدهای مستقیم تمرکز دولت بر امور تصدیگری، افزایش بار اجرایی و کاهش توانایی دولت در پرداختن به وظایف اصلی حکمرانی است. با واگذاری وظایف غیرحاکمیتی، دولت میتواند منابع خود را به وظایف کلیدی مانند سیاستگذاری، نظارت، و هدایت امور ملی اختصاص دهد. همچنین کاهش تصدیگری دولت منجر به سبکتر شدن ساختار اداری میشود و به رفع معضلاتی همچون بوروکراسی ناکارآمد و پیچیدگیهای مدیریتی کمک میکند.
ب) تمرکز بر برنامههای کلان ملی
واگذاری تصدیها به استانها یا بخش خصوصی یا شهرداریها، به دولت امکان میدهد بر مأموریتهای کلان ملی همچون تدوین و اجرای سیاستهای توسعهای بلندمدت، تقویت تواناییهای راهبردی برای مواجهه با چالشهای بینالمللی، افزایش هماهنگی میان دستگاههای ملی برای رفع مشکلات بینبخشی و آیندهنگری در مواجهه فعال با موضوعات و روندهای کلان عرصه حکمرانی و سیاستگذاری تمرکز کند.
ج) تحقق عدالت و بهرهوری
انتقال وظایف به سطوح محلی و خصوصی اگر بهصورت اصولی و درست انجام شود، زمینهساز عدالت در توزیع منابع و خدمات میشود. این امر منجر به کاهش تمرکز منابع در پایتخت و مناطق برخوردار، و توزیع متناسب آنها در مناطق کمتر توسعهیافته است و ازسویدیگر ارتقای بهرهوری در ارائه خدمات، بهدلیل توانایی بالاتر نهادهای محلی یا بخش خصوصی در تطبیق خدمات با نیازهای بومی صورت میپذیرد.
د) افزایش شفافیت، مسئولیتپذیری و مشارکت محلی
واگذاری وظایف اجرایی به استانها یا نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی منجر به این میشود که اولاً، نظارت عمومی بر عملکرد دستگاههای محلی و خصوصی تسهیل شود و شفافیت اداری افزایش یابد. ثانیاً، با نزدیکتر شدن تصمیمگیریها به مردم، امکان مشارکت محلی در فرایندهای اجرایی افزایش مییابد و ثالثاً، مسئولیتپذیری نهادهای محلی تقویت خواهد شد و این امر باعث کاهش تخلفات و افزایش اعتماد عمومی میشود.
ه) کارآمدسازی نظام اداری کشور
تمرکززدایی یکی از اصول بنیادین برای بهبود کارایی نظام اداری است. این رویکرد به دستگاههای محلی اختیار بیشتری میدهد تا در شرایط بحران یا فوریت، تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. فرایندهای تصمیمگیری و اجرای سیاستها را تسریع میکند؛ زیرا تصمیمگیری در سطح محلی به زمان و منابع کمتری نیاز دارد. همچنین امکان تطبیق سیاستها با نیازهای خاص هر منطقه را فراهم میآورد. همه این موارد بهصورت همافزا باعث کارآمدسازی بهتر نظام اداری میشوند.
و) تقویت ظرفیتهای محلی و توسعه منطقهای
واگذاری تصدیها به استانها و شهرستانها، موجب تقویت ظرفیتهای بومی و منطقهای میشود. این امر از طریق ارتقای نیروی انسانی محلی از طریق آموزش و تجربهافزایی، ایجاد فرصتهای اقتصادی و شغلی جدید در مناطق کمتر توسعهیافته و کاهش مهاجرت از مناطق محروم به مناطق مرکزی، با تقویت زیرساختهای محلی میشود.
ز) کاهش هزینههای دولت
واگذاری امور تصدیگری به بخش خصوصی یا محلی، بار مالی دولت را کاهش میدهد. کاهش هزینههای مستقیم دولت برای ارائه خدمات عمومی، بهینهسازی تخصیص منابع با استفاده از کارآمدی ذاتی نهادهای خصوصی و محلی و افزایش درآمدهای مالیاتی بهدلیل رشد اقتصادی ناشی از مشارکت بخش خصوصی ازجمله مواردی است که ثمرات واگذاری تصدیها به بخش خصوصی یا دولتهای محلی است.
واگذاری امور تصدیگری در نظام حکمرانی و اداری کشور، نهتنها یک سیاست اجرایی بلکه یک راهبرد اساسی برای تحقق عدالت، بهرهوری، شفافیت، و کارآمدی در مدیریت عمومی است. این سیاست با کاهش تمرکز دولت بر امور اجرایی، امکان تقویت نقش دولت در وظایف حاکمیتی را فراهم کرده و به توسعه پایدار و متوازن کشور کمک میکند. بااینحال، اجرای موفق این سیاست مستلزم وجود زیرساختهای قوی، نظارت مستمر و هماهنگی میان بخشهای مختلف نظام اداری و اجرایی است.
با بررسی و تحلیل سابقه اجراییسازی انتقال امور تصدیگری از دولت مرکزی به استانها، برخی از موانع اجرایی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتاند از:
ازاینرو، واسپاری یا واگذاری اختیارات به سطوح زیر ملی، مستلزم بررسی مجدد سطوح شناخته شده حاکمیت و مدیریت کشور است؛ چراکه در جمهوری اسلامی ایران آگاهانه یا ناآگاهانه بحث اصلاح تقسیمات کشوری بهنوعی جای بحث تمرکززدایی را گرفته است؛ اما اصلاح تقسیمات کشوری بهطور مجرد و بدون انجام اصلاحات در مدیریت سرزمین چندان تأثیری در توسعه کشور نخواهد داشت. ازسویدیگر، استانداران تنها در بُعد وظایف فرابخشی با وزارت کشور مرتبط بوده و صرفاً و از این بُعد دارای ارتباط تشکیلاتی تعریف شدهای با وزارت مذکورند و برعکس در ارتباط با وظایف بینبخشی آنها که ناشی از نمایندگی عالی دولت و پشتوانه رأی اعتماد هیئتوزیران است؛ وزارت کشور فاقد اختیارات، اقتدار و زمینههای قانونی برای تأمین این منظور است و تشکیل شورای برنامهریزی و توسعه استان در استانها نتوانسته است این مشکل را برطرف کند. بهاینترتیب، چگونگی انجام وظایف بینبخشی توسط استاندار بهعنوان نماینده عالی دولت در استان باید مبتنیبر رویکرد برنامه هفتم پیشرفت، قانونمند شود. در جمعبندی میتوان هفت مانع اصلی در اجرای موفق واگذاری تصدیها به استانها را بهشرح زیر برشمرد:
جدول 6. موانع پیش روی واگذاری تصدیها به دستگاههای اجرایی استانی
|
شرح مانع |
عنوان مانع |
|
عدم شناسایی شخصیت حقوقی برای سطوح تقسیمات کشوری و عدم انعطافپذیری قوانین برای تطابق با شرایط محلی ازجمله موانع قانونی هستند. |
فقدان تفکیک امور ملی از محلی |
|
واحدهای ستادی تمایل به حفظ قدرت و نفوذ خود دارند و بهدلیل نگرانی از کاهش کنترل و تمرکز، در برابر واگذاری اختیارات مقاومت میکنند. فرهنگ اداری در ایران بهطور تاریخی بر تمرکزگرایی استوار بوده و تغییر این رویکرد نیازمند زمان و آموزشهای گسترده است. |
مقاومت ساختارهای مرکزی |
|
کمبود نیروی انسانی متخصص، نبود تجهیزات و فناوری کافی و فقدان دستورالعملهای شفاف اجرایی در استانها مانع اجرای کامل وظایف واگذار شده است. |
ضعف زیرساختهای اداری و فنی |
|
انتقال ناقص وظایف بدون تأمین منابع مالی و مدیریتی کافی منجر به این شده که استانها اغلب مجبور به دریافت تأیید از مرکز برای تصمیمگیریهای کلیدی هستند. |
عدم تفویض اختیار کامل |
|
نبود سیستمهای ارتباطی منظم و تضاد منافع میان واحدهای مرکزی و استانی باعث کاهش هماهنگی و افزایش تعارض در اجرا میشود. |
ضعف در هماهنگی میانبخشی |
|
عدم اعتماد به توانمندی استانها و عدم آمادگی بخش خصوصی محلی برای پذیرش وظایف اجرایی ازجمله چالشهای فرهنگی و اجتماعی محسوب میشود. |
مسائل فرهنگی و اجتماعی |
|
وابستگی استانها به بودجههای ملی و عدم تطابق منابع مالی با وظایف واگذار شده منجر به ضعف عملکرد واحدهای استانی در انجام وظایف جدید میشود. |
تمرکزگرایی در تأمین اعتبارات و بودجه |
مأخذ: یافته های تحقیق.
با توجه به نکات بیان شده، بهمنظور ارتقای کیفیت حکمرانی کشور لازم است که براساس سیاستهای کلی نظام و همچنین قانون برنامه هفتم پیشرفت، برنامه و اقدام اجرایی برای انتقال تصدیهای قابل واگذاری به استانها انجام شود. قبل از ارائه نقشه راه بهمنظور عملیاتیسازی این موضوع مهم برخی از الزامات و بایستهها مبتنیبر اسناد قانونی و تجارب پیشین ارائه میشود که عبارتاند از:
براساس الزامات و نکات بیان شده نقشه راه پیشنهادی برای انتقال تصدیهای قابل واگذاری به استانها بهشرح زیر ارائه میشود.
اولین گام مهم این است که تصدیهای قابل واگذاری به استانها مبتنیبر سیاستها و قوانین شناسایی و دستهبندی شوند. براساس مرور اسناد سیاستی و قانونی، دستهبندی اولیه ذیل برای واگذاری امور تصدیگری ارائه میشود.
شکل 1. دستهبندی انواع تصدیها
مأخذ:یافته های تحقیق.
لازم است بهصورت مصداقی تمامی تصدیهای قابل واگذاری، ذیل هریک از گونههای پنجگانه ذکر شده قرار بگیرند.
در گام بعدی لازم است هریک از وزارتخانهها و مؤسسات دولتی، تصدیهای قابل واگذاری خود را به استانها مشخص کنند و ذیل پنجگانه مرحله قبل قرار دهند. در این مرحله وزارتخانهها، باید ابتدا کلیه خدمات و تکالیفی که برعهده دارند را مشخص کنند و در مرحله بعد طبق قانون امور حاکمیتی را از تصدیگری تفکیکی کنند و در مرحله بعد تصدیهای قابل واگذاری را در ذیل دستهبندی مرحله قبل قرار دهند. در ذیل یک نمونه از ماتریس تکالیف قابل واگذاری وزارتخانهها آمده است.
جدول 7. ماتریس تکالیف و تصدیهای قابل واگذاری وزارتخانهها
|
|
تصدیهای قابل واگذاری |
||||
|
امور اجتماعی و فرهنگی |
امور زیربنایی، صنعتی و عمرانی |
امور اقتصادی و بودجه |
امور سیاسی و مدیریتی |
امور بهداشت و درمان |
|
|
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی |
*حمایت، نظارت و اجرای قوانین و ضوابط مربوط به فعالیتهای فرهنگی و هنری اعم از مطبوعات و نشریات، نشر کتاب، چاپخانهها و مؤسسات وابسته، مؤسسات تبلیغاتی و... * صدور مجوز و پروانه فعالیتهای فرهنگی، هنری، سینمایی، ویدئویی، مطبوعاتی، خبری، تبلیغاتی، اطلاعرسانی، آموزش و پژوهش فرهنگی و هنری، صنوف فرهنگی و هنری، انجمنها، مؤسسات، کانونها و مراکز فرهنگی و هنری |
*توسعه، ایجاد، احداث و تکمیل و تجهیز کتابخانههای عمومی و مراکز فرهنگی و هنری و سینمایی و اداره آنها |
|
*ایجاد و اداره مؤسسات و مراکز آموزشی در زمینههای فرهنگی، هنری، سینمایی، مطبوعاتی، خبری، میراث فرهنگی، گردشگری و زیارتی، اوقاف و امور خیریه و اجرای برنامههای آموزشی یاد شده |
|
|
وزارت جهاد کشاورزی |
|
*تهیه، تدوین و اجرای طرحهای جامع مربوط به افزایش تولید محصولات کشاورزی و دامی و کاهش ضایعات در سطح استان * اجرای وظایف مقرر در قانون توزیع عادلانه آب مصوب ۱۳۶۱ و اصلاحات بعدی آن در سطح استان |
*انجام اقدامات لازم در زمینه خرید، فروش، بازاریابی، صادرات، بیمه، نگهداری، امحا و نظایر آن درخصوص محصولات و فراوردههای بخش کشاورزی براساس قوانین، مصوبات و آییننامهها و دستورالعملهای مربوطه در چارچوب سیاستهای بازرگانی کشور * اجرای ماده ۸۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت برای انجام فعالیتهای مربوط به کشاورزی، منابع طبیعی و دام و طیور و آبزیان |
|
*نظارت بهداشتی بر مراکز نگهداری و پرورش دام و مراکز تهیه، تولید و توزیع و عرضه فراوردههای خام با منشأ دامی و محصولات شیلاتی، کارخانجات خوراک دام، کشتارگاهها و اماکن عرضه دام و اعمال استانداردها |
در گام سوم لازم است که پس از شناسایی تصدیهای قابل واگذاری هر دستگاه اجرایی، مبتنیبر اقتضائات هر دستگاه اجرایی و امکانپذیری اجرایی و همچنین توانمندی و قابلیتهای استانها برای پذیرش مسئولیت تصدیها، تصدیهای قابل واگذاری در سه سطح بهمنظور اجراییسازی و انتقال به استان، اولویتبندی شوند.
شکل 2. اولویتبندی و سطحبندی تصدیهای قابل واگذاری
اجرایی شدن حکمرانی غیرمتمرکز در کشور و افزایش اختیارات استانداران و انتقال تصدیهای قابل واگذاری، نیاز به یک ساختار ثابت برای راهبری و نظارت بر اجرای آن است. بهرغم اینکه در کشور، نهاد شورای عالی اداری وجود دارد؛ اما بهدلیل اینکه مانند دیگر شوراهای کشور، کارآمدی لازم را نداشته است، پیشنهاد میشود بهصورت ویژه ذیل «شورای عالی راهبری برنامه»، کمیتهای برای این امر تشکیل شود و سازمان اداری و استخدامی کشور و وزارت کشور بهصورت منظم اقدامات خود را گزارش دهند تا این برنامه بزرگ ملی و تکلیف قانونی به بهترین وجه، اجرایی شود.
گزارش حاضر به بررسی ضرورت و فرایند واگذاری امور تصدیگری از دولت به استانها در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت کشور پرداخته است. ابتدا، با مفهومسازی دقیق امور تصدیگری و تفکیک آن از وظایف حاکمیتی، جایگاه این موضوع تبیین شد. همچنین، سابقه تقنینی و اجرایی این امر، ازجمله مصوبات برنامههای توسعهای و قوانین مرتبط نظیر قانون مدیریت خدمات کشوری و قانون برنامه هفتم پیشرفت و همچنین آییننامههای اجرایی و اقدامات مرتبط با موضوع بهتفصیل بررسی شد تا زمینهای برای درک عمیقتر این برنامه و تاریخچه آن فراهم شود. در ادامه، یافتههای گزارش به شناسایی چالشهای موجود در مسیر انتقال وظایف اجرایی به استانها متمرکز شد. از مهمترین موانع میتوان به مقاومت ساختارهای مرکزی، ضعف زیرساختهای فنی و اداری در استانها، ابهامات قانونی در تفکیک وظایف و وابستگی بودجهای واحدهای استانی به دولت مرکزی اشاره کرد. این موانع باعث شده است که تمرکززدایی و واگذاری تصدیها به استانها به شکل کامل و کارآمد در کشور اجرایی نشود، هرچند تلاشهایی در قالب مصوبات پیشین صورت گرفته است.
یکی از موضوعات بنیادینی که در مسیر تحقق تمرکززدایی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد، عدم تفکیک شفاف امور ملی از امور منطقهای و محلی در قوانین کشور است. در حال حاضر، معیاری مشخص برای تمایز این امور در نظام حقوقی ایران وجود ندارد و همین امر باعث شده که بسیاری از وظایف اجرایی که قابلیت واگذاری به سطوح محلی را دارند، همچنان در سطح ملی مدیریت شوند. این نقیصه، پیشنیاز اساسی برای اجرای موفق سیاست تمرکززدایی است و بدون تعریف و تفکیک دقیق این امور، انتقال وظایف اجرایی و تصدیها به استانها با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
براساس تحلیلهای ارائه شده، پیشنهادهای سیاستی مشخصی برای رفع موانع و تسریع فرایند تمرکززدایی ارائه شده است. این پیشنهادها شامل اجرای تدریجی و آزمایشی واگذاریها، ایجاد چارچوبهای قانونی شفاف، تقویت منابع مالی و انسانی در سطح استانی و تشکیل کارگروههای نظارتی ویژه ذیل شورای عالی راهبری برنامه هفتم پیشرفت برای نظارت بر اجرای این برنامه است. همچنین، بهرهگیری از فناوریهای نوین برای نظارت و شفافیت و افزایش هماهنگی میان دستگاههای اجرایی و استانها از دیگر توصیههای کلیدی است. در گزارش حاضر بر اهمیت رویکرد مرحلهای و متوازن در اجرای سیاست تمرکززدایی تأکید دارد. همچنین، واگذاری امور تصدیگری نهتنها به کاهش بار اجرایی دولت مرکزی کمک میکند، بلکه موجب بهبود عدالت اجتماعی، تقویت ظرفیتهای محلی، و تسریع توسعه اقتصادی در مناطق کمتر توسعهیافته میشود. برای تحقق این اهداف، ایجاد هماهنگی میانبخشی و مشارکت مردم در فرایند حکمرانی از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی از پیشنهادها و توصیههای سیاستی و تقنینی بهشرح زیر ارائه میشود.
جدول 8. پیشنهادها و توصیههای سیاستی
|
ردیف |
نوع توصیه |
توصیه سیاستی |
الزامات و قیود اجرایی |
دستگاه متولی |
دستگاه معین |
زمانبندی اجرا (کوتاهمدت، میانمدت، بلندمدت) |
ملاحظات |
|
|
تداوم* |
اصلاح** |
|||||||
|
1 |
|
* |
تدوین و تصویب «قانون جامع تمرکززدایی» برای تفکیک وظایف حکمرانی ملی و محلی، تأمین مالی و نظارت شفاف. |
- هماهنگی بین قوای مقننه و مجریه - رفع خلأهای قانونی موجود |
وزارت کشور و سازمان اداری واستخدامی کشور |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
میانمدت |
همسویی با اصل ۴۴ قانون اساسی و نیازهای توسعه منطقهای |
|
2 |
|
* |
اجرای آزمایشی واگذاری تصدیها در سه استان پایلوت با ظرفیت اداری بالا. |
-انتخاب استانهای پایلوت |
دولت(هیئتوزیران) |
استانداران منتخب و سایر دستگاههای اجرایی |
میانمدت |
گزارش شفاف عملکرد به مجلس و اصلاح طرح براساس نتایج پایلوت |
|
3 |
* |
|
تفکیک وظایف حاکمیتی و تصدیگری در سند اختصاصی هر وزارتخانه. |
- تهیه سند شفاف برای هر دستگاه |
سازمان اداری واستخدامی کشور |
سایر دستگاههای اجرایی |
کوتاهمدت |
جلوگیری از موازیکاری و شفافسازی مسئولیتها |
ماخذ: یافته های تحقیق.