نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 کارشناس دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 کارشناس تیم پویایی شناسی دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
3 پژوهشگر ارشد گروه فناوری های نوین دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
به منظور کاهش سن ازدواج و افزایش فرزندآوری، توجه به ترویج فرهنگ خانواده محوری، مقابله با مصرف گرایی، ارتقای مهارتهای حل تعارض و ارتباط بین فردی، ایجاد شغل پایدار و افزایش درآمد خانوار اهمیت دارند.
کلیدواژهها
بیان/ شرح مسئله
خانواده یکی از اصلیترین نهادهای اجتماعی بوده که در قرن اخیر بهدنبال تغییرات ناشی از نوسازی با تحولات متعدد روبهرو شده است. خانواده ایرانی نیز مستثنا نبوده و در پی تغییرات ساختاری ناشی از توسعه، ابعاد مختلف آن دچار دگرگونی شده است. نرخ باروری کل از 7 فرزند در سالهای دهه 1360، به 1.75 فرزند در سال 1390 و براساس دادههای سرشماری 1395، به 2 فرزند رسید و با کاهشی مجدداً در سال 1400 به حدود 1.65 رسیده است؛ بهطوری که تحولات باروری ایران به سریعترین کاهش باروری در جهان تعبیر شده است.
ازسویدیگر، کاهش باروری و افزایش امید به زندگی سبب سالمندی جمعیت کشور شده است. نسبت جمعیت 65ساله و بیشتر از سال 1375 رو به فزونی گذاشته و از نیمه دهه هشتاد شمسی از کشورهای منطقه بیشتر شده است.
ازدواج نیز یکی دیگر از بخشهای نهاد خانواده است و دچار تغییرات چشمگیری شده که بر این اساس، میانگین سن در اولین ازدواج برای زنان در چند دهه اخیر حدود پنج سال افزایش داشته است. نرخ تجرد قطعی بالا رفته و نرخ طلاق امروزه به بیش از دو برابر میزان خود در دهه 1370 رسیده است. با افزایش سهم افراد ازدواج نکرده یا خانوادههای تکوالد، آسیبهای مختلف اجتماعی و فرهنگی تشدید میشوند.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
بررسی تحولات خانواده و باروری با رویکرد پویایی سیستم در سه سناریو خوشبینانه، میانه و بدبینانه شبیهسازی شدند. نتایج شبیهسازی سناریوها نشان میدهد که در سناریو بدبینانه ناامنی شغلی یکی از دلایل تأخیر در ازدواج و فرزندآوری است که درنهایت به کاهش تعداد فرزند نیز منجر میشود. مشکلات اقتصادی در سطح کلان نیز از دیگر موانع موجود بر سر راه ازدواج و فرزندآوری در این سناریو است. بهاینترتیب که هم توان اقتصادی افراد را برای ازدواج و تشکیل خانواده پایین میآورد و هم با اثر منفی که بر امید به آینده خانوادهها دارد، میتواند ازدواج و فرزندآوری را به تأخیر بیندازد. همچنین، با توجه به شرایط بد معیشت مردم در این سناریو، توجه و تأثیرپذیری آنها از کشورهای غربی بیشتر شده و فرهنگ خانوادهمحوری ضعیفتر میشود. خانوادهها که توان اقتصادی کافی برای حمایت از فرزندان خود جهت ازدواج و فرزندآوری را ندارند، انگیزه کافی نیز برای این حمایت در خود نمیبینند. بهرغم اینکه تعداد فرزند مطلوب جامعه در این سناریو بیش از دو فرزند است، اما خانوادهها بهدلیل توان اقتصادی پایین و درآمد ناکافی نسبت به هزینههای پرورش فرزند، تعداد فرزندان خود را محدود میکنند. در شرایطی که فرهنگ و ارزشها دچار دگرگونی شده، اهمیت خواستههای فردی و مادی بالا رفته، قناعت کمتر و مصرفگرایی بیشتر شده و دینداری کمرنگتر شده است. لذا، خانوادهها درصورتیکه برنامهریزی نشده فرزندی در راه داشته باشند، بهدلیل تغییرات فرهنگی عنوان شده توأم با فشار اقتصادی با احتمال بالاتری دست به سقط جنین میزنند. شرایط دشوار اقتصادی در این سناریو تنش را در خانوادهها بالا برده و تغییرات فرهنگی از قبح طلاق میکاهد.
در سناریو خوشبینانه، متغیرهای اقتصادی بهطور مستقیم محدودکننده ازدواج و یا فرزندآوری نخواهند بود. در این حالت نقش متغیرهای فرهنگی و اجتماعی که گاهی از متغیرهای اقتصادی نیز تأثیر میپذیرند، پررنگتر شده و در این سناریو این عوامل، محدودکننده باروری میشوند. توسعه اقتصادی به سرمایهگذاری در آموزش و ارتقای سرمایه انسانی منجر میشود و هر دو این عوامل ارزشها و نگرش افراد را تغییر میدهد. آنها فردگراتر شده و به نیازهای سطوح بالاتر خود توجه بیشتری میکنند و گزینههای بیشتری در کنار وظایف خانوادگی پیش روی زنان قرار میگیرد. همچنین بعد از رشد درآمد و با تغییر در ارزشها، استاندارد افراد و انتظارات و ایدئالهای آنها نیز بالاتر میرود، لذا ازدواج و فرزندآوری را تا برآورده کردن سهم مناسبی از انتظارات و استانداردهای خود به تأخیر میاندازند یا از منظر خود با هدف ارتقای کیفیت پرورش فرزند از تعداد فرزندان خود میکاهند. با تمام آنچه گفته شد؛ در سال 1430، میانگین سن زنان در اولین ازدواج 29 سال خواهد بود و نرخ باروری کل در این سناریو بالاتر از نرخ جانشینی بوده و در حدود 2.2 فرزند بهازای هر زن خواهد شد. جمعیت کل در این حالت بالاتر از 94 میلیون نفر میشود.
در سناریو میانه شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در وضعیت بینابین دو سناریو قبل است و در سال 1430، میانگین سن زنان در اولین ازدواج 30.5 سال و نرخ باروری کل 1.68 فرزند بهازای هر زن خواهد شد، جمعیت کل در این حالت 86.5 میلیون نفر میشود. اعتماد مردم به حاکمیت در این دو سناریو بهخصوص در سناریو خوشبینانه با توجه به رضایت از وضع معیشت بالا بوده و بستر مناسبی برای سیاستگذاری حوزه جمعیت فراهم است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با توجه به این موضوع که اعتماد به حاکمیت در سناریو خوشبینانه در بالاترین حد بوده و احتمال اثرگذاری سیاستها بیشتر است؛ لذا سیاستهای مختلف جمعیتی در سناریو خوشبینانه شبیهسازی شدند. با بررسی سیاستهای مختلف و سناریوها میتوان به این نتیجه رسید که مؤثرترین راه برای بهبود متغیرهای جمعیتی، رشد متغیرهای کلان اقتصادی و ایجاد امنیت اقتصادی در جامعه است؛ زیرا از روشهای مختلف بر متغیرهای مرتبط با خانواده و جمعیت اثرگذار است و امید به آینده و اعتماد به حاکمیت را نیز بالا میبرد.
سیاستهای تشویقی پولی بهرغم بار مالی که بر دولتها دارد؛ اثرگذاری کمتری نسبت به سیاستهای حمایتی و ترویجی دارند، اما این امر بهمعنای عدم نیاز به سیاستهای تشویقی پولی نیست؛ زیرا قطعاً این سیاستها برای بخشی از جامعه مشوق محسوب میشود. ازسویدیگر، همزمان با رشد اقتصادی، ارزشها و ویژگیهای فرهنگی جامعه بهمرور زمان دستخوش تغییراتی میشود که میتوان از آنها بهعنوان تبعات ناخواسته توسعه یاد کرد. لذا، در این شرایط توجه به متغیرهای فرهنگی، ترویج خانوادهمحوری، مقابله با مصرفگرایی و ترویج قناعت، ارتقای مهارتهای حل تعارض و ارتباط بینفردی برای حداکثرسازی مزایای توسعه و پیشگیری از آثار سوء فرهنگی ضرورت مییابد.
با توجه به چند بُعدی بودن مسائل جمعیتی بخشهای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی حاکمیت و نهادها در سطوح مختلف باید با یکدیگر همکاری کنند تا بتوانند بهصورت اثربخش در اجرای سیاستهای جمعیتی پیشنهاد شده اهتمام ورزند. در این صورت اعتماد مردم به آن سیاست و سایر سیاستهایی که در زمان دیگری برای حل این موضوع ارائه میشود، تقویت میشود و سیاستها اثربخشتر خواهند بود.
خانواده یکی از اصلیترین نهادهای اجتماعی بوده که در قرن اخیر بهدنبال تغییرات ناشی از نوسازی با تحولات متعدد روبهرو شده است. این تحولات که از کشورهای توسعهیافته آغاز شد، به آنها محدود نماند و با اشاعه آن در کشورهای در حال توسعه منجر به تغییرات زیادی در آن جوامع نیز گردید. ایران نیز همچون سایر این کشورها با حرکت بهسمت نوسازی شاهد تغییر در ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود بود که درنتیجه آن نهاد خانواده نیز دچار دگرگونیهایی شد. تغییر از خانواده گسترده به خانواده هستهای، استقلال جوانان در انتخاب همسر، ازدواج در سنین بالا، تغییر باروری طبیعی به فرزندآوری کنترل شده، کاهش درخواست فرزندخواهی، افزایش انتظارات از زندگی، همه حکایت از تغییر در نهاد خانواده دارد [1].
تحولات در نهاد خانواده و پویاییهای جمعیتشناسی بهشدت بههم وابسته هستند. کاهش باروری در کشور تا پایینتر از سطح جانشینی، واقعیت انکارناپذیر در جامعه ایران است. تأثیر سیاستهای کنترل جمعیتی در کاهش باروری ایران را نمیتوان نادیده گرفت، اما تغییر رفتار باروری مردم تحت تأثیر عوامل دیگری نیز بوده است. درواقع فرایند گذار باروری در ایران متناسب با تحولاتی بوده که در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نیز برخی از ابعاد سنتی خانواده بهوقوع پیوسته است و به تغییراتی در رفتار، ایدئالها و تمایلات فرزندآوری مردم منجر شده است [2] و [3]. این تغییرات تنها بر جمعیت فعلی کشور اثر نمیگذارد، بلکه بر ساختار آینده جمعیت و نسلهای آتی هم اثرگذار است.
پیشبینیهای جمعیتی نشان میدهد، ایران بین سالهای 1415 تا 1420 وارد مرحله سالمندی جمعیت خواهد شد. سالمندی جمعیت بهدلیل کاهش باروری و افزایش امید زندگی رخ میدهد. سرعت سالمند شدن در ایران بهدلیل سرعت بالای تغییرات باروری بالا بوده و کشور کمتر از دو دهه برای ایجاد زیرساختها و تأمین منابع لازم جهت مواجهه با این تغییر جمعیتی فرصت دارد [4].
ازدواج نیز یکی دیگر از بخشهای نهاد خانواده است که تحت تأثیر تغییرات ساختاری و فرهنگی در گذار از نظم سنتی به نظم مدرن دچار تغییرات چشمگیری شده است. میانگین سن در اولین ازدواج برای زنان در چند دهه اخیر حدود پنج سال افزایش داشته و نرخ تجرد قطعی بالا رفته و نرخ طلاق امروزه به بیش از دو برابر میزان خود در دهه 1370 رسیده است. با افزایش سهم افراد ازدواج نکرده یا خانوادههای تکوالد، آسیبهای مختلف اجتماعی و فرهنگی تشدید میشوند.
وجود این مسائل متعدد در حوزه جمعیت و خانواده در میانمدت و بلندمدت بر اقتصاد، جامعه، فرهنگ و حتی امنیت ملی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم اثر میگذارد. افزونبراین موارد، اهمیت و نقشی که خانواده و کارکردهای آن در فرهنگ ایرانی- اسلامی دارد سبب شده است تا بهطور مکرر در اسناد بالادستی، همچون اصل (10) قانون اساسی، سیاستهای کلی خانواده و سیاستهای کلی جمعیت ابلاغی توسط مقام معظم رهبری بر حمایت از این نهاد و حل چالشها و مسائلی که در ارتباط با آن وجود دارد، تأکید شود. در راستای اجرای این سیاستها و گرهگشایی از مسائل این حوزه، باید برنامههای عملی پیشنهاد شده و مداخلات اثرگذار صورت گیرد. موفقیت در شکلدهی تغییر و تحولات آتی همچنین هدایت کشور در مسیر مناسب، مستلزم درک علل تغییر و تحول در گذشته، شناخت ساختارها و روابط ایجادکننده تحولات آینده و نیز «برنامهریزی جامع و سیستمنگر» برای پاسخ به تحولات و حرکت در جهت اهداف است.
مدلهای طراحی شده در پارادایم پویاییشناسی سیستم، این امر را محقق میکنند، و ابزاری ارزشمند برای آزمون سیاستهای تدوین شده، نظارت و ارزیابی نتایج فراهم میآورند. همچنین فهم عمیقتری از چالشهایی که در مسیر تحقق کارکردهای خانواده قرار دارد، میسر میکند. پویاییشناسی سیستمها سعی میکند تا ساختارها و روابط نظاممندی که تغییر و تحولات را در نظامهای اقتصادی- اجتماعی بهوجود میآورد، شناسایی کند. با شناخت ساختار و روابط ایجادکننده تغییر، میتوان علل ساختاری رفتار نظامهای اقتصادی- اجتماعی را فهمید و اصلاح کرد.
در این گزارش سعی میشود تا برخلاف نوشتههایی که به خانواده و یا جمعیت بهعنوان یک مقوله جدا توجه کردهاند، خانواده و تصمیمهایی که در آن اتخاذ میشود بهعنوان زیرسیستمی از سیستم کل و در ارتباط متقابل با سایر زیرسیستمهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دیده شود. رویکرد پویایی سیستم به این منظور در نظر گرفته شده و تلاش میشود تا پیچیدگی رفتار آن درک شود و سناریوهای محتمل و مطلوب پیرامون آینده خانواده و جمعیت در ایران بررسی شود، تا درنهایت بتوان با ایجاد آگاهی بالاتر راهی برای تدوین سیاستهای کارا و مؤثر در این حوزه باز کرد. البته باید به این نکته توجه داشت که پیچیدگی تحولات خانواده بهدلیل فرابخشی بودن این حوزه بسیار بالاست و بهدلیل کیفی بودن بسیاری از متغیرهای اثرگذار در مدل پویایی تحول خانواده و نبود سنجههای کمّی برای برخی از شاخصها، سنجش و شبیهسازی آن بسیار سخت است.
۲. وضعیت تغییرات جمعیت و خانواده در ایران
یکی از عوامل بسیار مهم در اتخاذ خطمشیهای سیاسی و اقتصادی همگام شدن با تغییرات جمعیتی بوده که در این میان آگاهی از تغییر ترکیب سنی جمعیت در کشورها برای تصمیمگیری درخصوص سرمایهگذاری و برنامهریزی حائز اهمیت است. ایران در سه دهه گذشته تحولات جمعیتی چشمگیری را تجربه کرده است. نرخ باروری کل از 7 فرزند در سالهای دهه 1360، به 1.75 فرزند در سال 1390 رسید؛ بهطوریکه تحولات باروری ایران به سریعترین کاهش باروری در جهان تعبیر شده است. براساس دادههای سرشماری 1395، باروری اندکی در این بازه تا نزدیک نرخ جانشینی افزایشیافته و به 2 فرزند رسید، اما برآوردهای مرکز آمار نشان میدهد در سالهای اخیر مجدداً تا نزدیک نرخ 1.7 فرزند کاهش یافته است [5]. در شکل 1، میتوان میزان نرخ باروری کل ایران و کاهش شدید آن در سالهای گذشته نسبت به کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (منا MENA)، اروپا و آسیای مرکزی (ECA) و آمریکا (USA) را مشاهده کرد.
شکل 1. نمودار مقایسه نرخ باروری کل ایران نسبت به آمریکا، اروپا و خاورمیانه [5]
نکته قابلتوجهی که در مورد کاهش باروری در ایران باید دقت کرد این است که کاهش باروری در مناطق روستایی همراستا با مناطق شهری و استانهای با باروری پایین بوده و حتی شدیدتر از آنها بوده است. فاصله بین نرخ باروری کل در مناطق شهری و روستایی از اواخر دهه 1370 بهطور چشمگیری کاهش یافته است. شکل 2، میزان باروری کل در مناطق شهری و روستایی و کل کشور را براساس سرشماریهای سالهای 1365 تا 1395 نمایش میدهد. چنانچه در شکلهای 1 و 2، دیده میشود با وجود افزایش نسبی نرخ باروری کل در سرشماری 1395 نسبت به دوره منتهی به سرشماری ۱۳۹۰، از سطح جانشینی یعنی رقم ۲٫۱ کمتر است. این بدینمعناست که با جایگزینی کمتر از دو فرزند برای هر زوج، رفتهرفته نسلها بهنحو مطلوب جایگزین نشده و رشد منفی جمعیت را رقم خواهد زد. این رقم در مناطق شهری ۱٫65 و در مناطق روستایی ۲٫19 فرزند بهدست آمده است.
شکل 2. نمودار نرخ باروری کل به تفکیک مناطق شهری و روستایی [5]
البته بهرغم روند کاهشی نرخ باروری، تعداد جمعیت کشور در طول قرن اخیر افزایشی بوده، روندی که در دو دهه اخیر با آهنگ ملایمتری ادامه داشته است. جمعیت ایران که در ابتدای قرن اخیر حدود 10 میلیون نفر بوده، با روندی افزایشی در سال 1350 به 30 میلیون نفر و در انتهای قرن به بیش از 80 میلیون نفر رسیده است (شکل 3).
شکل 3. نمودار تحولات جمعیت کشور در قرن اخیر [6]
جمعیت کشور تا دهه 1360 با آهنگ افزایشی در حال رشد بوده و نرخ رشد جمعیت در آن دهه حدود 3.9 درصد در سال بوده است؛ پس از آن نرخ رشد بهطور مداوم در حال کاهش بوده بهطوریکه در سالهای اخیر به کمتر از یک درصد رسیده است. شکل 4، درصد رشد جمعیت در ایالات متحده آمریکا، خاورمیانه و شمال آفریقا، اتحادیه اروپا و ایران در سالهای 1961 تا 2021 میلادی مقایسه شده است.
شکل 4. نمودار مقایسه درصد رشد جمعیت [7]
علاوهبر اندازه مطلق جمعیت و یا نرخ رشد جمعیت، توجه به ترکیب یا ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن، بسیار حائز اهمیت است. چراکه میتواند منشأ بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شود و برای برنامهریزیهای مختلف حوزه اقتصادی و اجتماعی، همچون برنامهریزی آموزشی، برآورد عرضه نیروی کار، برنامهریزی برای امکانات بهداشتی و ... اهمیت دارد. گذار سنی جمعیت چهار مرحله دارد و بسته به ساختار سنی و غلبه گروههای اصلی سنی میتوان آن را در چهار مرحله زیر تقسیمبندی کرد:
الف) مرحله کودکی: جمعیت زیر 15 سال،
ب) مرحله جوانی: جمعیت 15 تا 29 سال،
ج) مرحله میانسالی یا بلوغ: جمعیت 30 تا 64 سال،
د) مرحله سالمندی: بالای 65 سال.
شکل 5، تغییرات ساختار سنی جمعیت در گروههای سنی اصلی را از اواسط دهه چهل شمسی تا سال 1415 نمایش میدهد.
شکل 5. نمودار مقایسه فراوانی جمعیت گروههای سنی [8]
برای نمایش هندسی توزیع جمعیت برحسب سن، میتوان از هرم سنی جمعیت نیز استفاده کرد. شکل هرم سنی یک کشور به سه عامل بستگی دارد: 1. تعداد موالید در هریک از نسلها، 2. تقلیل تعداد افراد در اثر مرگومیر و 3. مهاجرت به کشور و یا مهاجرت از کشور.
هرم سنی در جمعیتهای جوان مثلثی شکل با قاعده وسیع است و این نوع هرم، رشد سریع جمعیت را هم نشان میدهد و برعکس در جمعیت سالخورده هرم بهشکل زنگ ناقوس و استوانه درمیآید. همانطور که در شکل 6، مشاهده میشود هرم سنی جمعیت کشور در سال 1355 یک هرم سنی با شکل مثلثی و پایه بسیار وسیع است که نشان از ساختار سنی بسیار جوان دارد. ادامه روند باروری بالا تا سال 1365 و کاهش مرگومیر موجب شد که در دهه شصت، ساخت سنی جمعیت کشور به بالاترین حالت جوانی خود برسد و جمعیت کمتر از 15 سال بیش از 45 درصد جمعیت را به خود اختصاص دهد. پس از دهه شصت از یک طرف با کاهش مرگومیر و درنتیجه بالا رفتن سن امید به زندگی، افراد بیشتری به سنین بالای هرم جمعیتی رسیده و بنابراین بدنه هرم رو به گسترش است. از طرف دیگر با کاهش باروری پایه هرم سنی میل به کوچک شدن یافته و درنتیجه ساختار سنی جمعیت کمکم از حالت جوانی خود خارج میشود (شکل 6).
شکل 6. نمودار هرم سنی جمعیت از سال 1355 تا 1395 [32]
شکل 7، با استفاده از پیشبینیهای مرکز آمار ایران به مقایسه هرم سنی جمعیت در سال 1395 با سال 1405 و 1415 پرداخته است. گسترش بدنه هرم در سنین بالاتر نشان از حرکت جمعیت کشور بهسمت سالمندی دارد.
شکل 7. نمودار پیشبینی هرم جمعیتی در سالهای آتی [10]
یکی دیگر از شاخصهای مهم مرتبط با خانواده که در تحلیلهای جمعیتشناختی نیز اهمیت دارد، وضعیت زناشویی است. ازدواج، یکی از مؤلفههای اساسی تشکیل جامعه سالم چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی است که در همه جوامع اهمیت دارد. در جوامع اخلاقمدار با رویکرد محافظهکارانه حفظ نهاد ازدواج و خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است. در جامعه ما بهلحاظ مقتضیات فرهنگی- اجتماعی و توجه ویژه اسلام به خانواده و ازدواج این امر اهمیت بیشتری مییابد. علاوهبر تأثیراتی که ازدواج بر مؤلفههای اجتماعی و فرهنگی دارد، بر مؤلفههای جمعیتی همچون ترکیب و ساختار جمعیت و میزان باروری نیز اثرگذار است. هرچند ازدواج حجم جمعیت را تغییر نمیدهد، اما بهدلیل تقدم ازدواج بر باروری و همچنین رابطه میان زناشویی و باروری بهخصوص در کشور ما که فرزندآوری در خارج از نهاد مقدس خانواده پذیرفته شده نیست، مطالعه ازدواج بخش مهمی از تحلیلهای جمعیتشناسی را به خود اختصاص میدهد. شاخصهای متعددی در راستای تبیین وضعیت خانواده تعریف شده است که در این پژوهش با هدف بررسی تحولات مرتبط با خانواده و جمعیت، از میان آنها شاخصهایی همچون سن ازدواج، میزان تجرد قطعی و نرخ طلاق خام و خالص تبیین میشود.
سن ازدواج یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب میشود. تأخیر در ازدواج شرایط رشد ناهنجاریهای اجتماعی را فراهم میکند و از آن جهت که با کاهش طول دوره باروری میتواند الگوی فرزندآوری و ساختار جمعیت را تغییر دهد، بر مسئله جمعیت نیز تأثیرگذار است. در شکل 8، میبینیم که میانگین سن در اولین ازدواج برای زنان از 19/7 سال در سال 1355 به 23 سال در سال 1395 رسیده که این معیار در این دوره زمانی برای مردان نیز بیش از 3 سال افزایش داشته است. افزایش میانگین سن در اولین ازدواج نشاندهنده تأخیر در ازدواج جوانان بوده که امروزه به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است. همچنین بالا رفتن سن و کاهش تمایل به ازدواج بهدنبال خود پیامدهایی نظیر «تجرد قطعی» را بههمراه دارد.
شکل 8. نمودار میانگین سن در اولین ازدواج [6]
تجرد طولانی یا قطعی، پدیدهای است که در آن فرد شرایط مناسب سنی برای ازدواج را از دست میدهد. البته شاید امکان ازدواج داشته باشد، اما دیگر امکان باروری وجود ندارد. سن تجرد قطعی برای دختران بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی یا سنی است که قدرت باروری از دست میرود. لذا، باید توجه کرد که واژه تجرد قطعی برای افرادی بهکار میرود که بدون حتی یکبار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شدهاند. روند افزایشی تجرد قطعی در زنان، بهمراتب بیش از مردان بوده، بهطوریکه چنانچه در شکل 9 نیز دیده میشود؛ طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵ این شاخص برای مردان حدود دو برابر، اما برای زنان بیش از سه برابر شده است. در سال 1395 تجرد قطعی زنان روستایی بیشتر از تجرد قطعی زنان شهری بوده است [5].
شکل 9. نمودار درصد تجرد قطعی در زنان و مردان [5]
علاوهبر سن ازدواج و تجرد قطعی، تحولات دیگر نهاد خانواده نیز بهطور غیرمستقیم بر میزان باروری و افزایش جمعیت تأثیرگذار هستند. خانواده بهعنوان مهمترین نهاد اجتماعی، در طول تاریخ و در جوامع مختلف دچار تغییرات ساختاری، کارکردی و معنایی گستردهای شده که در ایران نیز این نهاد با تحولات عمدهای روبهرو است. یکی از مهمترین ابعاد و جنبههای در حال تغییر خانواده، افزایش میزان طلاق است. طلاق پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی بر مردان و زنان مطلقه، فرزندان طلاق و اجتماع دارد. طلاق خود، میتواند از عوامل متعددی ناشی شود که در هر صورت به کاهش فرزندآوری در خانواده منجر خواهد شد.
در سطح جهانی میزان طلاق در یک قرن اخیر روندی رو به افزایش داشته که این روند افزایشی بهویژه از دهه 1960 میلادی در بسیاری از کشورهای غربی سریع و شتابان بوده است [6]. متأسفانه، در جامعه ایران آمار طلاق بهخصوص در نقاط شهری (بهویژه شهر تهران)، در حال افزایش بوده و شاخصهای مختلفی برای سنجش پایداری خانواده وجود دارد، یکی از شاخصهایی که در رسانهها متواتر بوده، نسبت طلاق به ازدواج در هر سال است. اما کارشناسان حوزه خانواده معتقدند که مقایسه نسبت طلاق به ازدواج معیار مناسبی برای سنجش روند تعداد طلاقها نیست؛ چراکه در این مقایسهها، میزان طلاق در هر سال نسبت به میزان ازدواج در همان سال مقایسه میشود؛ درحالیکه باید آمار طلاق در هر سال را با آمار ازدواج در سال وقوع آن مقایسه کرد.
برای درک بهتر روند میزان طلاق میتوان از دو معیار مناسب دیگر که نرخ طلاق خام و نرخ طلاق خالص هستند، بهره برد. نرخ طلاق خالص، از تقسیم تعداد طلاقهای صورت گرفته طی یک سال معین بر جمعیت افراد دارای همسر (ضرب در 1000) بهدست میآید. نرخ طلاق خام نیز نشانگر تعداد طلاق بهازای هر 1000 نفر جمعیت کشور است. در ادامه این دو نرخ محاسبه و در شکل 10، نمایش داده شده است.
شکل 10. نمودار نرخ طلاق خام و نرخ طلاق خالص [10]
پدیده طلاق و افزایش میزان آن تبدیل به یک مسئله اجتماعی در ایران شده است. در حال حاضر، نه فقط سن ازدواج بالا رفته و از عمومیت ازدواج کاسته شده، بلکه خانواده هم آسیبپذیرتر شده و ازدواجها بیشتر در معرض طلاق قرار گرفته است. براساس یافتهها، احتمال مطلقه بودن در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی است. همچنین یافتهها نشان میدهد، عوامل اقتصادی همچون بیکاری جوانان متأهل، تورم و عدم توان تأمین مالی خانواده احتمال طلاق را افزایش میدهد [7]. همچنین عدم پایداری به ارزشهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، فردگرایی و مادیگرایی، کمرنگ شدن سنتهای خانوادهمحوری و نقش حمایتی خانواده، ناکافی بودن مهارتهای رفتاری و حل تعارض از علل فرهنگی و زمینهای پدید آورنده معضل طلاق شناخته شدهاند.
همانطور که بیان شد؛ تحولات خانواده دارای ابعاد مختلفی بوده و بر کارکردهای گوناگون خانواده اثر گذاشته است. یکی از مهمترین کارکردهای خانواده در طول تاریخ فرزندآوری و باروری بوده، اما در چند دهه گذشته باروری به میزان شدیدی کاهش داشته و به زیر حد جانشینی رسیده است. با توجه به این نکته در این متن فرصت پرداختن به تمام نظریات در مورد ابعاد و کارکردهای مختلف خانواده نیست، لذا بهصورت خلاصه نظریات تبیینکننده کاهش باروری مطرح میشود. در تحلیل نظریات باید به این نکته توجه داشت که کشورهای مختلف از روشهای گوناگون به باروری پایین رسیدهاند؛ بنابراین هر کشور و یا منطقه ممکن است تجربه منحصربهفردی از این موضوع داشته باشد.
الف) نظریات گذار جمعیتی: جوامع در جریان مدرنیته و گذار صنعتی و اقتصادی ، در وضعیت جمعیتی و اجتماعی خود نیز گذاری را تجربه کردند. بهعبارتدیگر، این جوامع از وضعیتی که در آن نظام اقتصادی سنتی و مبتنیبر کشاورزی و روستانشینی است، بهسوی نظام مبتنیبر صنعت و شهرنشینی حرکت کردهاند. همزمان با این تغییرات، جمعیت نیز از حالت تعادل نخستین که در آن مرگومیر و ولادت بالاست به تعادل جدید که در آن مرگومیر و ولادت در سطح پایینی بوده، گذر کرده است. حرکت یا انتقال از تعادل اولیه به تعادل جدید را «انتقال جمعیتی» یا «گذار جمعیتی» مینامند [۳]. نظریه گذار جمعیتی، بهطور مشخص توسط تامپسون (1944) و سپس توسط نوتستاین (1945)، تکمیل شد. بهطور خلاصه براساس نوشتههای ایشان میتوان بیان کرد: نظریه گذار جمعیتی، ترسیمکننده گذر از تعادل «بیولوژیک» به تعادل «ارادی» است [8] و [9].
سؤالی که مطرح میشود این است که آیا فقط یک گذار جمعیتی وجود دارد؟ لستاق و سورکین، به این سؤال پاسخ منفی داده و بیان میکنند: «نگاه تکگذاری از این نکته غافل است که گذار جمعیتی اول و گذار جمعیتی دوم بر دو دوره متمایز تاریخی متناظر هستند. دو دورهای که برحسب اغلب متغیرهای تشکیل خانواده در دو جهت عمل میکنند» [10]. آنها در بیان نظریه گذار جمعیتی دوم مطرح کردند که: تداوم باروری زیر جانشینی ناشی از تغییرات خانواده (پایین آمدن میزان ازدواج، افزایش سن اولین ازدواج، افزایش طلاق) و تغییرات در جامعه (کاهش نفوذ نهادهای سنتی، افزایش استقلال فردی و مطرح شدن نیازهای سطح بالاتر در پی افزایش رفاه مادی) است [6].
بسیاری از صاحبنظران حوزه جمعیت در تعمیم این نظریه نیز به سایر کشورها دچار تردید هستند و معتقدند این نظریه باید در بعضی از ابعاد و درجات تعدیل شود. ون دیکا و درک (2002)، خود نیز بعضی از محدودیتهای نظریهشان را میپذیرند و اعتراف میکنند که: «هر کشوری در هر زمان وارث عطیه فرهنگی و جمعیتی خاص خود است. واکنش به انتشار رفتارهای جدید، تا حدودی برمیگردد به اینکه یک ایده تا چه حد در الگوها و سنتهای جامعه قابل جذب باشد» [11].
ب) بالا رفتن احتمال بقای کودکان: کاهش شدید مرگومیر نوزادان و کودکان این امنیتخاطر را برای والدین بههمراه دارد که فرزندانشان تا سنین بلوغ زنده خواهند ماند و درنتیجه نیاز به تعداد فرزند زیاد برای ایجاد اطمینان از این موضوع که حداقل تعداد کمی از آنها باقی بمانند، کم میشود [12]. انقلاب اسلامی منجر به گسترش سیستم بهداشت و درمان در سراسر کشور شد و بهتبع آن مرگومیر نوزادان و کودکان کاهش یافت. این کاهش مرگومیر اطفال، شرط لازم برای کاهش باروری است، اما شرط کافی نیست. بهعبارتی باوجود اینکه کاهش مرگومیر اطفال امنیتخاطر کافی برای والدین ایجاد کرد تا باروری را کاهش دهند، اما این کاهش باروری آنقدر سریع بود که نمیتوان آن را بهسادگی با کاهش مرگومیر اطفال توضیح داد [13].
ج) نظریه تقاضا: همانند هر کالای دیگر تقاضا برای فرزند زمانی کاهش مییابد که هزینه فرزندآوری از منافع آن بیشتر شود [14] و [15]. در راستای این تئوری در کشور ما میتوان بیان کرد که زوجهای جوان ایرانی تصمیم میگیرند که با کنترل تعداد فرزندان، هزینههای آنها را مدیریت کرده و روی کیفیت تعداد کم فرزندان خود سرمایهگذاری کنند. همزمان با تغییرات اجتماعی رخ داده در جامعه، خانوادهها دریافتند که اگر بتوانند فرزندانشان را در زمینه تحصیلات پشتیبانی کنند، آنها فرصتهای اقتصادی و اجتماعی بهتری را در جامعه جدید خواهند داشت. تقاضا برای تعداد فرزند کمتر و توقف فرزندآوری در عدد دو، استراتژی والدین برای کنترل هزینهها به نسبت درآمدهای اقتصادیشان و درنتیجه فراهم کردن فرصتهای آموزشی بهتر برای فرزندانشان بود [13].
د) بالا رفتن آرمانهای اقتصادی: بالا رفتن آرزوها بهوسیله مدرنیزه شدن، جهانی شدن، رسانهها و تغییر در ساختار فرصتهای ایجاد شده بهوسیله تحصیلات ایجاد میشود. در این راستا، هم کشورها و هم خانوادهها در خواهند یافت که فرزند زیاد بهعنوان مانعی در جهت بهبود وضعیت اقتصادی عمل خواهد کرد [16]. این نظریه در مورد وضعیت ایران بهخوبی صادق است. بعد از انقلاب امید به آینده مردم افزایشیافته و مردم انتظار داشتند که رفاه اقتصادی آنها ارتقا پیدا کند. اما مشاهده شد که باروری از اوایل دهه 1360 شروع به کاهش کرد، زمانیکه وضعیت اقتصادی کشور مطلوب نبود. مشکلاتی که ایران بعد از انقلاب با آن مواجه بود، جنگ ایران- عراق، تحریمهای اقتصادی، نوسان در درآمدهای نفتی و مشکلات در بخش تولید و صنعت، این تصور را در زوجها بهوجود آورد که انتظارات بالای اقتصادی آنان برآورده نخواهد شد. شواهد واضحی وجود دارد که باروری پس از ازدواج در تمام استانهای کشور پیش از آغاز برنامه تنظیم خانواده دوم شروع به کاهش کرد. ازسویدیگر، در چند دهه گذشته تشکیل خانواده برای جوانان بسیار دشوار شده است. در فاصله 1365 تا 1385، میانگین سن ازدواج زنان و مردان ایرانی بهترتیب 2.7 و 3.7 سال افزایش داشته است. جوانان بهخصوص جوانان طبقه متوسط بهدلیل بیکاری، اشتغال موقت و حتی در صورت اشتغال عدم امنیت شغلی و نامطمئن بودن از آینده، ترس از تأمین نیازهای اولیه زندگی، بهخصوص مسکن اغلب ازدواج یا فرزندآوری را به تأخیر میاندازند [13] و [2] و [17].
ه) ارتقای وضعیت اجتماعی: کسردا و بیلی اظهار میکنند که زوجین با هدف ارتقای جایگاه اجتماعی و کسب موفقیت تعداد فرزندان خود را محدود میکنند تا بدینصورت انرژی و سرمایه بیشتری برای نیل به مقاصد اجتماعی خود داشته باشند [18]. مطالعات نشان میدهد که، دلایلی بر اثبات این نظریه وجود ندارد که ایرانیان تعداد فرزندان خود را برای بالا بردن جایگاه اجتماعی خود کاهش دادند. اگرچه تعداد فرزند زیاد در جامعه امروز ایران پذیرفته نیست، اما تعداد متوسط سه یا چهار فرزند را نمیتوان غیرقابل قبول دانست [19]. اما این نظریه میتواند همراستا با برخی از مؤلفههای نظریه گذار دوم جمعیتی، همچون توجه به نیازهای سطح بالاتر و خودشکوفایی برای ایران صادق باشد، از آن جهت که جوانان امروز با به تأخیر انداختن ازدواج و یا باروری و یا محدود کردن تعداد فرزندان تلاش میکنند تا وقت و انرژی بیشتری برای تحقق اهداف خود همچون تحصیل داشته باشند.
و) تغییرات نهادی: تغییر در نهادهایی مثل آموزش و پرورش، دولت، خانواده، فرهنگ و اقتصاد میتواند به باروری پایین نیز منجر شود [20]. مهمترین تغییر نهادی در ایران اجرای برنامههای مورد حمایت دولت درباره تنظیم خانواده بود. گذار باروری در ایران با تغییرات نهادی همراه بوده که بر این اساس، انقلاب منجر به دو تغییر نهادی عمده شد و در کاهش باروری کشور در آینده نقش مهمی داشت: آموزشهای فراگیر برای بانوان که شامل برنامههای نهضت سوادآموزی میشد و توسعه سیستم بهداشت و درمان ملی، که دسترسی به بهداشت اولیه را برای تمام ایرانیان فراهم میکرد. این دو تغییر زیربنای اجرای برنامه تنظیم خانواده را مهیا میکردند.
در بیان نقش آموزش و تحصیلات در کاهش باروری گفته شده است که: تحصیلات دسترسی به تفکر مدرن را فراهم میکند، اعتماد به نفس کافی برای مشارکت در دنیای مدرن را ایجاد میکند، برابری جنسیتی در روابط بین زوجین را ایجاد میکند، موجب کاهش مرگومیر نوزادان و اطفال میشود. آموزش زنان منجر به این میشود که توجه و تأکید زنان بر کیفیت فرزندان بیشتر از کمّیت آنها باشد. درواقع تحصیلات را میتوان بهعنوان شاخص مدرنیزه شدن در نظر گرفت.
ز) اشاعه ارزشهای جدید و ایدهپردازی: باروری به علت گسترش این ایده که خانواده در اندازه کوچک، بهتر از خانوادههای پرجمعیت است، کاهش مییابد [21]. باروری در کشور با انتشار این ایده که محدود کردن تعداد فرزندان، رفاه اقتصادی خانواده را بالا میبرد و فرصت را برای پیشرفت تعداد فرزندان کمتر فراهم میکند، کاهش یافت.
4.مدل پویایی سیستم جمعیت و خانواده
برای فهم علل و راهحل در مسائل پیچیده دنیای مدرن، تفکر غیرخطی و ارگانیک (سیستمی)، باید جایگزین تفکر خطی و مکانیکی سنتی شود. ریچموند (1994)، در تعریفی که از سیستم ارائه میدهد بیان میکند که، تفکر سیستمی هنر و علم مرتبط ساختن ساختار به عملکرد و عملکرد به ساختار است؛ با هدف تغییر ساختار (روابط) در جهت بالا بردن عملکرد. یکی از شاخههای تفکر سیستمی، پویایی سیستم (SD) است. پویایی سیستم روشی برای ترکیب کردن تمام اطلاعات در دسترس، از قبیل نظریهها و فلسفههای موجود، تجربیات فردی، بههمراه شبیهسازیهای کامپیوتری است، با این هدف که فهم بهتری از رفتار پویای سیستمهای پیچیده فراهم کند و ابزاری برای تأثیرگذاری بر نحوه تغییر امور در طی زمان مهیا کند [22].
در این مطالعه تلاش شد تا با بهکارگیری این روش، شناخت بهتری نسبت به رفتار سیستم در حوزه مسائل مرتبط با خانواده، مقاومت در مقابل سیاستهای اعمال شده و تأخیرهای رفتاری سیستم در پاسخ به سیاستها حاصل شود. فهم حاصل میتواند به سیاستگذاران این حوزه در اخذ تصمیمهای کارا و مؤثر کمک کند.
مدلسازی در این پژوهش برگرفته از الگوی پنج مرحلهای پیشنهاد شده توسط استرمن (2000)، انجام گرفت [23]:
شکل 11. زیرسیستمهای اصلی تشکیلدهنده مدل و متغیرهای آنها
ماخذ: نتایج پژوهش.
باید توجه داشت که مدلسازی توالی خطی از مراحل ذکر شده نیست، بلکه فرایندی بازخوردی است و مدلساز مراحل گفته شده را بارها تکرار میکند.
در مدل ارائه شده در این پژوهش یک افق زمانی پنجاهساله، از سال 1380 شمسی تا سال 1430 شمسی در نظر گرفته شده است. دلیل انتخاب این بازه زمانی، دربرگرفتن بخشی از زمان شروع آسیب وضعیت خانوادهها و متغیرهای جمعیتی است. همچنین با توجه به اینکه ساختار جمعیت ایران چند دهه آتی بهسمت سالمندی پیش میرود، بازه زمانی 1430 برای شناسایی تأثیر این موضوع بر اقتصاد و سایر حوزهها انتخاب شده است.
برای تجزیهوتحلیل سیستم در این مطالعه از نرمافزار Vensim استفاده شده است. در این پژوهش در کنار بررسی ادبیات پژوهش، داده و آمارهای منتشره، از مدلسازی گروهی برای تدوین فرضیههای پویا، شناخت عمیق ساختار مدل، متغیرهای اصلی که در ایجاد مسئله نقش داشتهاند و روابطی که منجر به شکلدهی رفتار متغیرهای کلیدی در طول زمان شدهاند، استفاده شده است. مدلسازی گروهی روشی است که برپایه روشهای تفکر سیستمی از طریق درگیر کردن ذینفعان توسط برقراری جلسات متعدد، بهدنبال یافتن فاکتورها، عوامل اصلی و تأثیرگذار در بررسی سیستمهای پیچیده آمیخته با سطوح عمیقی از عدم اطمینانها و ابهامات است.
در این مطالعه نیز در چند مرحله جلسات با خبرگان برگزار شد تا پیرامون مسئله بحث شود، سلسلهجلسات اولیه منجر به تشکیل مدل علّی حلقوی شد که متغیرها و فرضیههای اصلی را نشان میداد. در مرحله بعد طی جلسات مختلف گروه کانونی 10 نفره با تحلیل حلقههای علّی، دادهها و ادبیات پژوهش مدل حالت جریان اولیه برای 4 زیرسیستم با جزئیات بیشتر حاصل شد. شکل 11، زیرسیستمهای مدل را نشانمیدهد، که در آن زیرسیستمهای متعامل و متغیرهای اصلی در هر زیرسیستم مشخص شدهاند. سپس هدف ارزیابی، اصلاح و دقیقسازی این مدلها، کارگاه پویایی سیستم با حضور 40 نفر از خبرگان رشتههای مختلف جمعیتشناسی، روانشناسی، اقتصاد، مطالعات خانواده و سایر حوزههای مرتبط تشکیل شد. شکل 12، تصویر بخشی از جلسه را نمایش میدهد. همچنین جدول 1، ترکیب متخصصان حاضر در کارگاه و مشخصات آنها را نشان میدهد.
شکل 12. نمایی از کارگاه پویاییشناسی جمعیت و خانوادهمحوری
جدول 1. ترکیب تخصصهای حاضر در کارگاه پویاییشناسی جمعیت و خانوادهمحوری
|
تخصص |
تعداد |
جنس |
تحصیلات |
|||
|
|
|
زن |
مرد |
کارشناسی |
کارشناسی ارشد |
دکتری |
|
باروری و فرزندآوری |
8 |
5 |
3 |
0 |
2 |
6 |
|
ازدواج و طلاق |
5 |
5 |
0 |
0 |
0 |
5 |
|
تفکر سیستمی |
12 |
4 |
8 |
3 |
2 |
7 |
|
اقتصاد |
5 |
0 |
5 |
0 |
0 |
5 |
|
جامعهشناسی |
5 |
3 |
2 |
0 |
0 |
5 |
ماخذ: نتایج پژوهش.
برای اینکه مشخص کنیم قلمرو مدل تا کجاست از نمودار مرز مدل استفاده میکنیم. این نمودار درواقع جدولی است که در آن متغیرها به تفکیک درونزا، برونزا و در نظر گرفته نشده فهرست میشوند. متغیرهای درونزا متغیرهایی هستند که درون مدل قرار دارند و پویایی آنها مورد بررسی قرار گرفته است. متغیرهای برونزا متغیرهایی هستند که از خارج از محیط سیستم بهصورت پارامتر وارد شدهاند و بر سیستم اثر میگذارند، اما به پویایی آنها پرداخته نشده است (استرمن، 2000). جدول 2، نشانگر نمودار مرز مدل البته بهصورت خلاصه شده است.
جدول 2. نمودار مرز مدل بهصورت خلاصه شده
|
عوامل برونزا |
عوامل درونزا |
عوامل در نظر گرفته نشده |
|
مرگومیر (از مدل بهداشت) |
زنجیره سنی جمعیت مردان |
عوامل محیط زیستی |
|
مهاجرت (از مدل مهاجرت) |
زنجیره سنی جمعیت زنان |
چندهمسری |
|
تحصیلات (از مدل آموزش) |
جمعیت کل |
آثار فرهنگ قومی و قبیلهای |
|
نرخ بیکاری (از مدل اقتصاد) |
نرخ باروری کل |
|
|
درآمد قابل تصرف خانوار (از مدل اقتصاد) |
تعداد ازدواج در هر سال |
|
|
اعتماد به حاکمیت (از مدل حکمرانی) |
تعداد طلاق در هر سال |
|
|
فراگیری فضای مجازی |
سن ازدواج |
|
|
ضریب پذیرش از فرهنگ غرب |
نرخ سقط جنین |
|
|
دینباوری |
نرخ وابستگی سنی |
|
|
میل به مادری |
اطمینان از پایداری خانواده |
|
|
اثربخشی راههای کنترل باروری |
هزینههای مصرفی ایدئال |
|
|
رواج بهکارگیری از وسایل کنترل باروری |
تعداد فرزند مطلوب جامعه |
|
|
هزینه ضروری پرورش فرزند |
فردگرایی |
|
|
اثر فشار اجتماعی بر انگیزه ازدواج |
نفوذ فرهنگ خانوادهمحوری |
|
|
اثر بیولوژیک سن بر انگیزه ازدواج |
انگیزه تشکیل خانواده |
|
|
کارآمدی نظام همسریابی |
توان تشکیل خانواده |
|
|
مهارت زندگی |
امید به آینده |
|
|
اثر فرزندان بر تصمیم به طلاق |
حمایت خانواده گسترده در ازدواج |
|
|
فشار اجتماعی برای فرزندآوری |
قبح طلاق در جامعه |
|
|
اثر متوسط سال تحصیل بر ازدواج و فرزندآوری |
فشار اقتصادی بر خانواده |
|
|
ضریب سقط فیزیولوژیک |
میانگین تعداد فرزند هر گروه سنی |
|
ماخذ: همان.
البته باید به این نکته توجه داشت که درونزا و برونزا بودن متغیرها با مستقل و وابسته بودن متفاوت است. درواقع با توجه به اتکا بر پویایی سیستم هرکدام از متغیرها اثرگذاری قابلتوجهی بر تحولات حوزه خانواده دارد، اما در مدلسازی کمّیت معادل متغیرهای برونزا بر مدل تحمیل میشود و متغیرهای درونزا متغیری است که خود مدل کمّیت آن را مشخص میکند. درواقع مدل به سیاستگذار و مجری تصویری از آینده را ارائه میدهد که در وضعیتهای متفاوت از متغیرهای برونزا، متغیرهای درونزا دچار چه تحولی میشوند.
در جدول فوق همانگونه که پیشتر نیز ذکر شد؛ بهدلیل کیفی بودن برخی از متغیرهای برونزا، داده کمّی در مورد آن وجود نداشته و با استفاده از روش کالیبراسیون براساس سایر متغیرها تلاش شد کمّیتی برای آن در مدل بارگذاری شود.
4-1. برخی از بخشهای مدل
1.جمعیت و فرزندآوری
زیرسیستم جمعیت در ابرپروژه مدلسازی مسائل ایران با رویکرد سیستمی نقش مهمی دارد. زیرا در سایر مدلها همچون صندوقهای بازنشستگی، اقتصاد و تورم، بهداشت و آموزش، زنجیره سنی (ساختار سنی) و جنسی اهمیت بالایی دارد. لذا تیم مدلساز تلاش کردند تا شبیهسازیها با دقت بالایی انجام گیرد. در این بخش به توضیح زیرسیستم جمعیت و فرزندآوری خواهیم پرداخت. متغیرهای حالت اصلی مدل در این بخش تعداد جنین و تعداد فرزندان مادران در هر گروه سنی است. تعداد جنین یک نرخ ورودی و 2 نرخ خروجی دارد. تصمیمگیری در مورد تعداد فرزندان قصد شده و درنهایت ضریب فرزندآوری مؤثر، باتوجه به متغیرهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مدل در بخش خانواده مدل انجام میگیرد. همانطور که در شکل 13 مشخص است، نرخ تشکیل جنین که نرخ ورودی این متغیر حالت است درواقع همان ضریب فرزندآوری مؤثر بوده که بسته به میزان ناباروری مادران در آن گروه سنی و ضریب بارداری ناخواسته این میزان کم یا زیاد میشود. با توجه به اینکه در مدل فرض شده باروری در خارج از ازدواج اتفاق نمیافتد، جنینها از زنان متأهل آن گروه سنی بهوجود میآیند. بعد از تشکیل جنینها بخشی از آنها بهوسیله نرخ سقط جنین از بین خواهند رفت. این مقدار براساس ضریب سقط جنین که خود متأثر از عوامل مختلف است و در زیرسیستم خانواده تولید شده، بهدست میآید. در مرحله بعد هر تعدادی از جنینها که باقیمانده باشند بهوسیله نرخ تولد از متغیر حالت تعداد جنینها خارج خواهند شد. درنهایت فرزندان خارج شده از متغیر حالت جنینها به زنجیره جمعیتی و به تعداد فرزندان مادران در آن گروه سنی وارد خواهند شد. تعداد فرزندان مادران برای تولید شاخص نرخ باروری کل استفاده میشود.
شکل 13. نحوه ایجاد نرخ زادوولد و سقط جنین در سیستم
ماخذ: نتایج پژوهش.
زنجیره جمعیتی مدل درواقع جمعیت زنان و مردان را در بازههای سنی پنجساله محاسبه میکند. بهدلیل اینکه نرخ مرگومیر جمعیت زیر یک سال بهصورت معناداری با گروه سنی بالاتر خود تفاوت دارد و این موضوع در برنامهریزیهای سلامت و شاخصهای توسعه بهداشتی نیز حائز اهمیت است، برای این گروه سنی متغیر حالتی جدا در نظر گرفته شده است. برای متغیر حالت اول هر زنجیره 3 متغیر نرخ وجود دارد. اولین متغیر نرخ، نرخ تولد نوزادان دختر یا پسر است که درواقع تفکیک همان نرخ زادوولد بوده که به کمک ضریب جنسیتی انجام شده است. در ادامه بخشی از این نوزادان بهوسیله ضریب مرگومیر تعیین شده فوت خواهند کرد. درنهایت کودکانی که زنده ماندهاند به یک سالگی وارد میشوند. شکل 14، این متغیر حالت و نرخهای آن را برای جمعیت زنان نشان میدهد.
شکل 14. متغیر حالت و نرخهای جمعیت زیر یک سال
ماخذ: همان.
در ادامه و در سایر گروههای سنی روند مدل مانند شکل 15 خواهد بود. برای نمونه متغیر حالت زنان 35 تا 39 در شکل 15 نشان داده شده است. برای هر متغیر حالت گروه سنی 4 متغیر نرخ وجود خواهد داشت. متغیر ورودی اول نرخ ورود به این گروه سنی است که از متغیر حالت گروه سنی قبلی وارد میشود. همچنین افرادی که سنشان از محدوده این گروه سنی فراتر رفته و در انتهای هر سال از متغیر حالت خارج خواهند شد.
ماخذ: همان.
علاوهبراین، 2 متغیر نرخ که متأثر از روند رشد سن جمعیت است، 2 متغیر نرخ دیگر نیز برای هر گروه سنی وجود دارد که نشاندهنده مرگومیر و مهاجرت در آن گروه سنی (به تفکیک جنس) خواهند بود. مقادیر این 2 متغیر نرخ به کمک ضرایب برونزا در مدل تعیین شده است.
درنهایت در هر سال شاخصها و مقادیر اساسی که برای تحلیل جمعیت کشور بسیار مهم هستند محاسبه میشوند. شاخصهای مهمی همچون نسبت وابستگی (کل و تفکیک شده جوانی و سالمندی)، نسبت سالمندی، جمعیت فعال و ... در این بخش براساس زنجیره جمعیتی محاسبه خواهند شد.
2.زیرسیستم خانواده
همانطور که قبلاً اشاره شد زیرسیستم خانواده برای بررسی ساختارهای مرتبط با ازدواج، طلاق و تصمیمگیری در مورد فرزندآوری و سقط جنین است. اولین بخش از این زیرسیستم که به آن پرداخته خواهد شد، زنجیره زنان متأهل است. هر زنی که در زنجیره جمعیتی زیرسیستم جمعیت، در بازه سنی 15 تا 49 سال قرار دارد میتواند در وضعیت تأهل قرار بگیرد. از آن جهت این بازه انتخاب شده است که در مطالعات جمعیتشناسی، در این گروههای سنی زنان را بارور در نظر میگیرند. برای هر گروه سنی پنجساله در زیرسیستم جمعیت یک ضریب ازدواج مؤثر تخصیص داده شده است. این ضریب درواقع بیان میکند احتمال ازدواج برای هر زن در آن بازه سنی چقدر خواهد بود.
درنهایت با داشتن مقدار ضریب ازدواج مؤثر برای هر بازه سنی، میتوان تعداد ازدواجهایی که در آن سال رخ میدهد را برای هر بازه سنی محاسبه کرد. همچنین در هر سال بخشی از جمعیتی هر متغیر حالت در این زنجیره افزایش سن خواهند داشت و وارد متغیر حالت بعدی زنجیره خواهند شد. درنتیجه زنانی که وارد 50 سالگی میشوند، بهطور کامل از زنجیره خارج میشوند. علاوهبراین، 3 نرخ (نرخ ازدواج، ورود از بازه سنی قبلی، خروج به بازه سنی بعدی) که در هر بازه سنی وجود دارد، نرخ طلاق نیز وجود خواهد شد. برای هر بازه سنی یک ضریب طلاق در نظر گرفته شده که همانند ضریب ازدواج، یک احتمال برای طلاق گرفتن یک زوج متأهل در هر بازه سنی است، شکل 16 این روابط را برای یک گروه سنی 20 تا 24 سال نمایش میدهد.
شکل 16. بخشی از زنجیره ازدواج و تأهل زنان
ماخذ: همان.
تصمیمگیری در مورد ازدواج، طلاق، فرزندآوری و سقط جنین نیز در این زیرسیستم انجام میشود. برای نمونه در اینجا تصمیمگیری در مورد ازدواج و روابط اثرگذار بر نرخ ازدواج مؤثر در هر گروه سنی را توضیح خواهیم داد. ضریب ازدواج قصد شده در هر گروه سنی متأثر از انگیزه ازدواج و توان اقتصادی آن گروه سنی و اثر تأخیری که تحصیلات میتواند ایجاد کند، است. انگیزه ازدواج در هر گروه سنی از طریق ارتباط بین انگیزه تشکیل خانواده، اثر بیولوژیک سن بر انگیزه ازدواج و فشار اجتماعی بر آن گروه سنی ساخته میشود. انگیزه تشکیل خانواده خود تحت تأثیر عوامل فرهنگی و جمعیتی همچون فرهنگ خانوادهمحوری، فردگرایی و نسبت طلاق درک شده است. فردگرایی در زیرسیستم فرهنگ مدل از تعامل غیرخطی متغیرهای ضریب پذیرش از فرهنگ غرب، دینداری، متوسط سالهای تحصیل و اثر بلندمدت مصرف حقیقی خانوار بهدست میآید. توان اقتصادی از ارتباط بین نرخ بیکاری، درآمد مورد انتظار گروه سنی، حمایت خانواده گسترده و هزینههای ضروری خانواده حاصل میشود. درنهایت، ضریب ازدواج قصد شده تحت تأثیر کارآمدی نظام همسریابی به ضریب ازدواج مؤثر مبدل میشود. شکل 17، این پویاییها را برای یک گروه سنی نمایش میدهد. لذا، باید توجه کرد که اثر متوسط سالهای تحصیل در اینجا تأخیری بوده که میتواند در ازدواج ایجاد کند و با اثری که بر تغییر در ارزشها و نگرش افراد نسبت به ازدواج دارد و در بخش فرهنگی مدل دیده شده، متفاوت است. به همین ترتیب، تحت تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تصمیمگیری در مورد طلاق، فرزندآوری و سقط جنین انجام میشود، که جزئیات آن به تفصیل در گزارش فنی این مطالعه آمده است. بعضی مؤلفههای مهم برای سنجش اوضاع خانواده و جمعیت، مانند تعداد ازدواج سالیانه، تعداد طلاق سالیانه، میزان طلاق خام، میزان طلاق خالص، سن ازدواج و نرخ باروری کل در این زیرسیستم محاسبه خواهند شد.
شکل 17. روابط اثرگذار بر نرخ ازدواج مؤثر
ماخذ: همان.
مدلسازان پویایی سیستم، طیف گستردهای از تستها را بهمنظور رفع نواقص و بهبود مدل انجام دادهاند که برای نمونه میتوان به کارهای فارستر و سنگه (1980)، بارلاس (1996) و استرمن (2000) اشاره کرد [24]، [25] و [26]. در این پژوهش آزمون تأیید ساختار، آزمون شرایط حدی و آزمون بازتولید رفتار برای بررسی اعتبار مدل انجام گرفته است. در فرایند مدلسازی دیاگرامهای علّی و مدلهای حالت- جریان تولید شده در مراحل مختلف در اختیار خبرگان گذاشته شد و پس از دریافت پیشنهادها و رفع نواقص درنهایت مورد تأیید آنها قرار گرفت.
در آزمون شرایط حدی این موضوع که آیا زمانیکه متغیرها مقادیر حدی را دریافت میکنند، مدل رفتار منطقی دارد، بررسی میشود. در تست شرایط حدی، از طریق تعیین مقادیر اولیه در حالتهای حدی، میزان پایداری رفتار سیستم بررسی گردید. برای اینکار مقادیر حدی در معادلات اصلی چک شد. در اینجا پاسخ تست به تغییرات در بعضی از متغیرها نشان داده شده است. شکل 18 میزان زادوولد سالیانه و ازدواج سالیانه را درصورتیکه از سال 1390 بهبعد نرخ بیکاری به 40 درصد برسد، نشان میدهد. همانطور که انتظار میرود، میزان زادوولد و ازدواج سالیانه کاهش مییابد و رفتار مدل منطقی است.
شکل 18. نمودار متغیرهای تعداد موالید و ازدواج سالیانه در تست نرخ بیکاری
ماخذ: همان.
شکل 19، رفتار متغیرهای ازدواج و فرزندآوری را درصورتیکه درآمد خانوادهها دو برابر شود نشان میدهد. همانطور که مدل نشان میدهد؛ نرخ تولد و ازدواج بالاتر از حالت ادامه روند موجود بوده و با توجه به اینکه سایر شرایط تغییر نکرده، لذا رفتار مدل منطقی است.
شکل 19. نمودار ازدواج و نرخ زادوولد سالیانه در صورت دو برابر شدن درآمد
ماخذ: همان.
شکل 20. نمودار بازتولید رفتار متغیر جمعیت کل
ماخذ: همان.
یکی دیگر از آزمونهایی که برای بررسی اعتبار مدل انجام میشود، آزمون بازتولید رفتار است. این آزمون به این سؤال پاسخ میدهد که: رفتار مدل تا چه حد با رفتاری که از سیستم واقعی مشاهده میشود، همخوانی دارد؟ شکلهای 20 تا 23 رفتار مدل را در کنار نمودار سری زمانی دادههای حقیقی برای متغیرهای جمعیت کل، تعداد موالید در سال، تعداد ازدواج سالیانه و تعداد طلاق سالیانه نشانمیدهد. همخوانی بالا برای این متغیرهای کلیدی وجود دارد. لذا میتوان از مدل برای ساخت و شبیهسازی سناریوهای مختلف جمعیتی استفاده کرد.
شکل 21. نمودار بازتولید رفتار متغیر تعداد موالید در سال
ماخذ: همان.
شکل 22. نمودار بازتولید تعداد طلاق در سال
ماخذ: همان.
شکل 23. نمودار بازتولید تعداد ازدواج در سال
ماخذ: همان.
لازم به توضیح است؛ در تست شرایط حدی و اعتباریابی مدل از دو شاخص نرخ بیکاری و تغییرات درآمد خانوار استفاده شده است؛ چراکه شاخصهای اقتصادی در بین متغیرهای فرهنگی، اجتماعی و ... (فارغ از ماندگاری تغییر و تحول ایجاد شده) سریعترین اثر تحولی را نشان می دهند.
با توجه به آزمونهای مختلف، مدل از دقت و اعتبار کافی برای اجرا برخوردار است. در این مرحله مدل پژوهش برای پیشبینی رفتار متغیرهای کلیدی به اجرا گذاشته میشود. شبیهسازی با استفاده از دادههای بهدست آمده از مرکز آمار، بانک مرکزی ایران، سازمان بهداشت جهانی و بانک جهانی صورت گرفت، مدل در بازه زمانی پنجاه سال که از سال 1380 آغاز میشود و تا سال 1430 ادامه مییابد، اجرا شد. در ادامه برای ارائه سناریوهایی جهت بررسی رفتار متغیرهای کلیدی، مقدار بعضی از پارامترها را تغییر میدهیم تا در این راستا میزان تغییر متغیرهای کلیدی مشخص شود. سناریوها عمدتاً متغیرهای کلان اقتصادی که برونزا بودهاند و بعضی از پارامترهای برونزای بخش فرهنگی را تغییر میدهند. سپس با ارائه پیشنهادهای سیاستی رفتار متغیرهای کلیدی در حوزه جمعیت و اثربخشی سیاستها را بررسی خواهیم کرد.
در این سناریو شرایط اقتصادی بسیار خوب پیش میرود. بهگونهای سرمایهگذاری انجام گرفته، شغل ایجاد میشود و نرخ بیکاری با کاهش سالیانه حدود 2 درصد به 5 درصد در سال 1430 میرسد. با توجه به اینکه در این شرایط سرمایهگذاری اتفاق میافتد و نرخ بیکاری در حال کاهش است، مشارکت اقتصادی زنان و مردان هر دو افزایش مییابد بهطوریکه حدود 30 میلیون نفر در بازار کار مشغول فعالیت خواهند بود. افزایش سرمایهگذاری و رشد اشتغال به رشد اقتصادی متوسط سالیانه 5 درصد تا سال 1430 منجر خواهد شد. در این سناریو از لحاظ فرهنگی دینباوری کاهش نخواهد یافت و با توجه به رشدی که در وضعیت معیشت مردم اتفاق میافتد، اعتماد به حاکمیت افزایش یافته و به حدود 85 درصد خواهد رسید. دولت در بخش آموزش و سرمایه انسانی نیز سرمایهگذاری کرده و متوسط سالهای تحصیل به 13 سال افزایش مییابد.
در این حالت باروری رشد خواهد کرد و به بالاتر از نرخ جایگزینی خواهد رسید، اما با توجه به تغییراتی که در سطح تحصیلات، ارزشها و نگرش مردم، مصرفگرایی و فردگرایی آنها ایجاد میشود؛ باروری به حدود 2.2 در سال 1430 میرسد. در این حالت برای دستیابی به سطوح بالاتر نرخ باروری احتمالاً نیاز به سیاستگذاری در حوزه جمعیت خواهیم بود.
در این سناریو نیز اقتصاد رشد خواهد کرد، اما حدود 2 درصد سالیانه و نرخ بیکاری تکرقمی و حدود 9 درصد خواهد بود و نرخ مشارکت اقتصادی تغییری نخواهد کرد. دینباوری فردی به میزان 10 درصد کاسته خواهد شد و به 60 درصد خواهد رسید. در این سناریو اعتماد به حاکمیت هم رشد میکند، اما این رشد به اندازه سناریو خوشبینانه نخواهد بود. در این سناریو متوسط سالهای تحصیل در سال 1430 حدود یازده سال خواهد شد.
در این سناریو رشد اقتصادی صفر خواهد بود. سرمایهگذاری جدید انجام نمیگیرد و نرخ بیکاری افزایش پیدا میکند تا اینکه در سال 1430 به 15 درصد خواهد رسید. دینباوری فردی کاهش پیدا میکند و به 50 درصد در سال 1430 میرسد.
جدول 3. مشخصههای اصلی سه سناریو بهصورت خلاصه
|
سناریو بدبینانه |
سناریو میانه |
سناریو خوشبینانه |
|
افزایش نرخ بیکاری تا 15 درصد در سال 1430 |
کاهش نرخ بیکاری تا رسیدن به 9 درصد در سال 1430 |
کاهش نرخ بیکاری سالیانه حدود دو درصد، در سال 1430 به 5 درصد برسد. |
|
نرخ مشارکت تغییری نخواهد کرد. |
نرخ مشارکت تغییری نخواهد کرد. |
نرخ مشارکت زنان سالیانه 0.3 درصد و مردان سالیانه 0.5 درصد رشد کند. |
|
رشد اقتصادی صفر خواهد بود. |
رشد اقتصادی سالیانه دو درصد |
رشد اقتصادی متوسط سالیانه 5 درصد تا 1430 |
|
کاهش اعتماد به حاکمیت |
رشد حدوداً 50 درصدی اعتماد به حاکمیت |
افزایش اعتماد به حاکمیت تا حدود 85 درصد |
|
متوسط سالهای تحصیل در حدود 9 سال در سال 1430 |
افزایش متوسط سال تحصیل به 11 سال |
افزایش متوسط سالهای تحصیل به 13 سال |
|
کاهش 20 درصد دینباوری فردی |
کاهش دینباوری فردی به میزان 10 درصد |
دینداری کاهش پیدا نمیکند. |
ماخذ: همان.
رفتار متغیرهای مهم جمعیتی در سه سناریو گفته شده در شکلهای 24 تا 28 که در ادامه میآیند، نشان داده شده است. سن ازدواج در هر سه سناریو افزایش خواهد یافت، در شرایط بدبینانه بهدلیل شرایط دشوار اقتصادی و در شرایط خوشبینانه بهدلیل تغییرات فرهنگی که از آنها بهعنوان تبعات منفی توسعه یاد میشود، افزایش خواهد یافت. اما در شرایط بدبینانه نسبت به دو سناریو دیگر بیشتر افزایش مییابد.
شکل 24. نمودار مقایسه سن ازدواج در سه سناریو
ماخذ: همان.
تعداد ازدواج در سال در هر سه سناریو افزایش خواهد یافت و پس از آن کاهش مییابد. دلیل این افزایش، ورود فرزندان متولدین دهه 1360 (متولدین اواسط دهه 1380 و دهه 1390)، به سن ازدواج است. در شرایط ایدئال که در آن رشد اقتصادی بهمدت سه دهه حدود 5 درصد خواهد بود، شرایطی بسیار بهتر از نسل قبلی برای تشکیل خانواده وجود خواهد داشت. لذا این افزایش بیشتر بوده و حتی تعداد ازدواجها از نقطه اوج قبلی نیز فراتر خواهد رفت. اما در دو سناریو دیگر به نقطه اوج قبلی نخواهد رسید و در شرایط بدبینانه در اواخر دهه 1410 شروع به کاهش مجدد خواهد کرد (شکل 25).
شکل 25. نمودار مقایسه تعداد ازدواج و نسبت تعداد طلاق در هر سال به جمعیت زنان سن باروری در سه سناریو
ماخذ: همان.
سقط جنین و تعداد موالید در سه سناریو در شکل 26 نمایش داده شدهاند. در شرایط خوشبینانه تعداد موالید بعد از بهبود شرایط اندکی افزایش مییابد و تقریباً تا سال 1430 رشد چندانی نخواهد داشت. تعداد موالید حتی در این سناریو هیچگاه به نقاط اوج قبلی خود در اواسط دهه 1390 و اواخر دهه 1380 نخواهد رسید. نسبت سقط جنین در سناریوهای میانه و خوشبینانه کاهش خواهند یافت. اما حتی در حالت خوشبینانه نیز به میزان خود در دهه 1380 تا اواسط دهه 1390 نخواهد رسید.
شکل 26. نمودار مقایسه تعداد موالید و نسبت سقط جنین به کل بارداریها (در هر سال)
ماخذ: همان.
شکل 27. نمودار مقایسه نرخ باروری کل در سه سناریو
ماخذ: همان.
شکل 28. نمودار مقایسه جمعیت کل در سه سناریو
ماخذ: همان.
شکل 29. نمودار نسبت سالمندی سه سناریو
ماخذ: همان.
با توجه به اینکه در حالت خوشبینانه مردم از لحاظ اشتغال و معیشت در وضعیت مناسبی هستند و اعتماد به حاکمیت بالاست و درنتیجه احتمال اثرگذاری سیاستها نیز بالاست؛ لذا برای بررسی اثربخشی سیاستهای مختلف جمعیتی پیشنهادهای مختلف تشویقی مالی، حمایتی و یا اصلاحات فرهنگی را به بخشهای مختلف سناریو خوش بینانه اعمال کردیم و نتیجه را برای متغیرهای مهم جمعیتی در قالب شکل هایی که در ادامه میآیند، نشان دادیم.
در ابتدا اثر سیاست مسکن زوجین را بر ازدواج و زادوولد بررسی کردیم، بهاینترتیب که دولت از سال 1403، 30 درصد حداقل هزینه مسکن زوجین به آنها پرداخت کند. همانطور که در شکل 30 مشخص است با شیب ملایمی اثر این سیاست به حداکثر میرسد و بعد بهمرور زمان از اثربخشی آن کاسته میشود.
شکل 30. نمودار اثر سیاست کمکهزینه مسکن زوجین بر ازدواج و زادوولد خانوادهها
ماخذ: همان.
یکی دیگر از سیاستهای پیشنهادی اهدای کمک هزینه بهازای تولد فرزند است، در این سیاست از سال 1403 بهازای تولد هر فرزند 30 درصد سرانه هزینه مسکن به زوجین بهعنوان کمکهزینه پرداخت خواهد شد. شکل 31 رفتار نرخ باروری کل و تعداد موالید در سال را در صورت اعمال این سیاست نشان میدهد. همانطور که از شکل مشخص است اثر سیاستها بعد از مدتی به حداکثر میرسد و سپس با گذشت زمان از اثربخشی آن کاسته میشود.
شکل 31. نمودار رفتار نرخ باروری کل و تعداد موالید در سال در صورت اعمال سیاست کمکهزینه مسکن فرزند
ماخذ: همان.
شکل 32. نمودار رفتار تعداد موالید در سال در صورت اعمال سیاستهای حمایتی (کمک هزینه نگهداری از فرزند)
ماخذ: همان.
شکل 32، اثر سیاست کمکهزینه نگهداری از فرزند را بهعنوان یک سیاست حمایتی نشان میدهد. در این سیاست دولت از سال 1403، 50 درصد هزینه سرانه تحصیل و آموزش از حساب خانوار به خانوادهها پرداخت میکند. این هزینه برای سالهای پیش از تحصیل بهعنوان کمکهزینه نگهداری فرزند اعمال خواهد شد. همچنین در بسته حمایتی دیگر، دولت با فرهنگسازی از خانوادهها میخواهد تا با نگهداری نوههای خود در منزل از هزینه آموزش و پرورش نوههای خود بکاهند. بهاینترتیب، در این سیاست از سال 1403 خانوادهها 30 درصد هزینه آموزش و نگهداری نوههای خود را برعهده خواهند گرفت. با توجه به مسئله سالمندی جمعیت و هزینههای مرتبط به آن این کمکهزینه خانوادهها تا سال 1415 ادامه خواهد داشت. اثر این سیاست نیز همانند سیاستهای دیگر با تأخیر مشاهده و بهمرور از اثربخشی آن کاسته میشود. این سیاست هزینه بهمراتب کمتری به دولت تحمیل میکند، اما اثر آن نیز نسبت به سیاست کمکهزینه مسکن کمتر خواهد بود.
شکل 33. نمودار رفتار تعداد ازدواج و طلاق در سال در صورت اعمال سیاست ترویج قناعت
ماخذ: همان.
از دیگر اقدامات مؤثر، سیاست کاهش هزینه (ایدئال) زندگی به اندازه 10 درصد در اثر اقدامات ترویجی و تبلیغی حاکمیت است. این سیاست هم برای ازدواج و هم برای فرزندآوری اعمال خواهد شد، شکلهای 33 و 34 اثر این سیاست را بر متغیرهای مهم جمعیتی نشان میدهند. با توجه به این موضوع که هزینه ایدئال زندگی از روشهای مختلف بر تصمیمات زوجین اثرگذار است این سیاست بیشتر از سایر سیاستهای فرهنگی بر پویاییهای خانواده اثر میگذارد.
شکل 34. نمودار نرخ باروری کل در صورت اعمال سیاست ترویج قناعت
ماخذ: همان.
شکل 35. نمودار رفتار نرخ زادوولد تعداد طلاق در سال در صورت اعمال سیاست ارتقای مهارت زندگی
ماخذ: همان.
یکی دیگر از سیاستهای پیشنهادی ارتقای مهارت زندگی از طریق آموزش در تمام دوران تحصیل و ارتقای کمّیوکیفی نظام مشاوره بهگونهای مهارتهای نرم زندگی همچون اثرگذاری مثبت، رواداری، حل تعارض و حل مسئله در افراد 20 درصد افزایش یابد. در این صورت اعمال این سیاست از تعداد طلاق سالیانه کم شده و نرخ زادوولد نیز اندکی افزایش مییابد (شکل 35).
درنهایت با توجه به اینکه سیاستهای مختلف، بهخصوص سیاستهای مالی، بهمرور زمان از اثربخشی آنها کاسته میشد، همچنین این سیاستها برای دولتها بار مالی داشته و نمیتوانند مدام همه آنها را اعمال کنند، بسته سیاستی متنوع پیشنهاد شد. این بسته به گونهای طراحی شد که سیاستهای تشویقی مالی برای سه سال اعمال شوند و بعد سیاست تشویقی مالی دیگری اعمال شود.
در این حالت از سال 1403 سیاست ترویج فرهنگ قناعت اعمال میشود و هزینه ایدئال زندگی بهاندازه 5 درصد کاسته خواهد شد. سناریو حمایت دولت در حوزه کمکهزینه نگهداری و آموزش فرزند از سال 1403 تا 1406 اعمال میشود. در سیاست حمایتی دولت 30 درصد هزینه آموزش و نگهداری فرزندان را تأمین میکند. ازسویدیگر، سیاست حمایت خانوادهها نیز از سال 1403 تا 1413 اعمال میشود و خانوادهها 20 درصد کمکهزینه آموزش و نگهداری نوههای خود را تقبل میکنند.
سیاست کمکهزینه مسکن زوجین از سال 1406 تا 1409 اعمال میشود و دولت به زوجین 25 درصد هزینه مسکن (خانوار دونفره) را پرداخت خواهد کرد. سیاست مسکن فرزند از سال 1409 تا 1412 دولت 25 درصد هزینه سرانه مسکن برای هر فرزند را پرداخت خواهد کرد.
آموزش مهارتهای نرم زندگی از سال 1405 آغاز شده و اثربخشی آن بعد از 10 سال باعث ارتقای مهارت زندگی افراد و زوجین بهاندازه 10 درصد خواهد شد. اثر اعمال بسته متنوع در شکل 36 بر نرخ باروری کل و جمعیت کل نشان داده شده است. همانطور که از شکل نمایان است این بسته سیاستی که بهمرور بهروزرسانی میشود اثربخشی بیشتر و پایدارتری بر متغیرهای کلیدی دارد.
شکل 36. نمودار نرخ باروری کل و جمعیت کل در صورت اعمال بسته سیاستی و بهروزسازی مدام آن
با توجه به مطالب بیان شده، میتوان گفت که مهمترین هدف از طراحی مدل با رویکرد پویایی سیستم در این پژوهش، به تصویر کشیدن روابط متقابل متعدد بین زیرسیستمهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تأثیرگذار بر متغیرهای جمعیتی و خانواده، در راستای فهم بهتر علل زیربنایی تحولات جمعیتی ایران است؛ بهطوریکه به سیاستگذاران ضرورت نگاه چندبعدی را نشان داده و لزوم همکاری بخشهای مختلف در جهت اجرای ثمربخش سیاستهای جمعیتی را بهوضوح نمایش دهد.
تعداد ایدئال فرزند برای بیش از 80 درصد جمعیت ایران 2 فرزند یا بیشتر از دو فرزند است [27]. اما این میزان در چند دهه گذشته محقق نشده است. درواقع باروری پایین بیشتر از اینکه یک برآمد آگاهانه و تعمدی باشد، یک نتیجه ناخواسته حاصل از تغییرات نهادهای اقتصادی و اجتماعی است. با وجود اینکه جمعیت موضوع مورد توجه کشور در چند سال گذشته بوده، اما نبود مطالعات جامع پیرامون وضعیت کنونی جمعیت کاملاً مشهود است [13]. برای طراحی سیاستهای کارا و موفق باید مشکلات موجود را شناخت، دورنمای آینده را ترسیم کرد و نیازهای خود را تخمین زد که این امر نیازمند مطالعات جامع در سطوح مختلف است. رویکرد پویایی سیستم در این مسیر میتواند بسیار مفید باشد. پویایی سیستم سعی میکند تا ساختار و روابط ایجادکننده تغییر و تحول نظامهای اقتصادی- اجتماعی را شناسایی کند. با شناخت ساختار و روابط ایجادکننده تغییر میتوان علل رفتار سیستم را فهمید و برای اصلاح آن برنامهریزی و سیاستگذاری کرد. با توجه به توانایی پویایی سیستم در تسهیل درک مسائل پیچیده، در این پژوهش از این رویکرد برای شناخت بهتر پیچیدگیهای وضعیت کنونی جمعیت و خانواده بهره گرفته شد و سعی شد تا جمعیت و خانواده را بهعنوان زیرسیستمی در کنار زیرسیستم اجتماعی و اقتصادی مورد مطالعه قرار گیرد. عوامل کلیدی اثرگذار بر جمعیت در هر زیرسیستم شناخته شد و در قالب حلقههای علّی روابط علت- معلولی و بازخوردهای بین متغیرهای جمعیتی و اقتصادی- اجتماعی تبیین شد. برای شناخت عوامل کلیدی، تدوین حلقههای علّی و نمودار مفهومی، از نظرات خبرگان و ادبیات پژوهش استفاده شد.
همانطور که پیشتر گفته شد؛ بعضی از علل کاهش باروری علل مادی و بعضی دیگر غیرمادی هستند. دولت میتواند با اجرای سیاستهای متنوع بر هر دو دسته از عوامل اثر بگذارد و ریسک ازدواج و باروری را برای جوانان کاهش دهد. تغییرات باید بهنحوی باشد که به جوانان این اطمینان را بدهد که آنها میتوانند با میزان قابل تحمل خسران اقتصادی و تأثیر قابل قبول بر آرزوهای فردیشان تشکیل خانواده دهند و فرزندآوری کنند.
نتایج حاصل از شبیهسازی سناریوها نشان میدهد در وضعیت کنونی یکی از عوامل مهم برای افزایش باروری در کوتاهمدت بهبود وضعیت اقتصادی در سطح کلان و رشد اشتغال است و در طولانیمدت توجه به عوامل فرهنگی بهویژه ترویج فرهنگ قناعت و کاهش مصرفگرایی دارای اثرگذاری قابلتوجه و ماندگاری در نرخ باروری است. لذا میتوان گفت که بهمنظور کاهش سن ازدواج و افزایش فرزندآوری، علاوهبر توجه به ترویج فرهنگ خانوادهمحوری، ایجاد شغل پایدار، فراهم آوردن زمینههای رشد اقتصادی و افزایش درآمد خانوار اهمیت دارد. بهعبارتدیگر، در برنامهریزی سیاستی و طراحی بستههای سیاستی علاوهبر اهمیت متغیر انتخابی، زمان و چگونگی مداخله در متغیر مورد نظر بسیار مهم است؛ چراکه تغییر مثبت در متغیرهای اقتصادی منجر به بهبود شاخصهای کلیدی در کوتاهمدت خواهد شد و برای ماندگاری این آثار باید مداخله در متغیرهای فرهنگی انجام گیرد. چراکه تغییر در شاخصهای فرهنگی در جامعه ماندگاری رفتار در شاخصهای کلیدی خانواده را بهدنبال خواهد داشت. در این حالت توجه افراد به خود و نیازهای فردیشان در سطوح بالاتر و یا تمایل آنان به شکوفایی تواناییهای خود عامل مهم محدودکننده باروری خواهد بود. لذا در این شرایط توجه به متغیرهای فرهنگی، ترویج خانوادهمحوری، مقابله با مصرفگرایی و ترویج قناعت، ارتقای مهارتهای حل تعارض و ارتباط بینفردی برای حداکثرسازی مزایای توسعه و پیشگیری از اثرات سوء فرهنگی ضرورت مییابد. همچنین با افزایش تحصیلات زنان در پی توسعه کشور، نگرش آنها تغییر میکند و مشارکت آنان در بازار کار افزایش خواهد یافت. با توجه به این مطالب، ارائه خدمات مراقبت از کودکان و برنامههای کاری متنوع به گونهای که امنیت شغلی زنان را بعد از باروری تأمین کند، ضروری بهنظر میرسد. در تدوین بستههای سیاستی باید به این مطلب توجه داشت که سیاستهای تشویقی پولی نسبت به سایر سیاستها کارایی کمتری داشته و با گذشت زمان از اثربخشی آنها کاسته میشود. اما این امر بهمعنای عدم نیاز به سیاستهای تشویقی پولی نیست؛ زیرا قطعاً این سیاستها برای بخشی از جامعه مشوق محسوب میشود و به سایر بخشهای جامعه این پیام را میرساند که موضوع خانواده و فرزندپروری برای حاکمیت مهم و جدی است و اعتماد به اجرایی شدن سایر سیاستها نیز بالا میرود. همچنین برای مشاهده نتیجه سیاستهای اجرایی باید صبور بود و به تأخیرهای زمانی برای اثرگذاری که ممکن است بهدلیل زمانی که برای اجرای سیاست، انتشار آن و آگاهی عموم از سیاست و سپس اعتماد به آن طی شود، توجه داشت. اثر اغلب سیاستها بعد از گذشت حداقل سه سال بهطور کامل نمایان میشوند و گاهی با گذشت زمان از اثرگذاری آنها کم میشود، لذا پس از مدتی حدود پنج سال نیاز به بهروزرسانی دارند. برای موفقیت در تأثیرگذاری مثبت بر باروری باید بسته سیاستی جامع متنوعی ارائه شود؛ بهطوریکه اقشار مختلف جامعه را هدف قرار دهد و اگر سیاستی پس از طی فرایندهای لازم مناسب تشخیص داده شده و اعمال و ترویج گردید باید حاکمیت در اجرایی شدن آن اهتمام بورزد. در این صورت است که اعتماد مردم به آن سیاست و سایر سیاستهایی که در زمان دیگری برای حل این موضوع ارائه میشود، تقویت میگردد و سیاستها اثربخشتر خواهند بود.
نکته مهم دیگر این است که در این گزارش تأثیر مداخله سیاستی در سناریو خوشبینانه مورد ارزیابی قرار گرفت. لذا ضروری است برای رسیدن به بسته سیاستی نزدیک به شرایط فعلی جامعه، شرایط فعلی را با سناریوهای طرح شده انطباق داد و بسته سیاستی تأثیرگذار بر شرایط فعلی جامعه را انتخاب کرد. چراکه مداخله سیاستی برای هرکدام از سناریوهای خوشبینانه، میانه و بدبینانه متفاوت خواهد بود.
ازسویدیگر، طراحی مداخله سیاستی برای شرایط بحرانی نیز ضروری است؛ چراکه با تغییر شرایط جامعه و تحولات اجتماعی سریعالوقوع از قبیل، بیماریهای پاندمی و جنگ و ... میتوان بسته سیاستی شرایط بحرانی را جایگزین کرد.
آنچه باید در مورد پویایی سیستم توجه داشت این است که هدف مدلهای پویای سیستم، پیشبینی دقیق آینده نیست، بلکه هدف اصلی و مهمتر، شناخت ساختار درونی سیستم و فهم علل زیر بنایی رفتار سیستم در راستای کمک به سیاستگذاری جامع و پایدار در جهت تغییر عملکرد سیستم بهسمت نتایج مطلوب است [28]. این موضوع بهقدری حائز اهمیت است که فارستر بیان میکند، فرایند مدلسازی و شناخت سیستم میتواند حتی از خود مدل نیز سودمندتر باشد؛ زیرا بررسیهایی که در فرایند ساخت روابط علّی انجام میشود، همچنین مصاحبه و نشستهایی که با ذینفعان و خبرگان در مراحل اعتبارسنجی انجام میشود، میتواند شناخت خوبی نسبت به روابط علت و معلولی ایجاد کند [29].
لذا باید توجه داشت هنگام رؤیایی با مسائل پیچیده که بهوضوح مشخص نیستند، رویکردهای «سخت» تفکر سیستمی کارایی خود را از دست می دهند. هنگام مواجه با موضوعاتی از این دست که پیچیدگیهای زیادی دارند و مسائل متعددی درهمتنیده شدهاند، پویایی سیستم رویکرد مناسبی برای تحلیل است. در مطالعه مدلهای تولید شده توسط این رویکرد باید توجه داشت که این مدلها نیز مانند سایر مدلها محدودیتهای خاص خود را دارند و نمیتوان تمام حلقهها و روابطی که در جهان واقع وجود دارند و رفتار سیستم را شکل میدهند، شناخت [30]. حتی در صورت شناخت حلقهها آوردن تمام آنها در مدل از کارایی و اثربخشی مدل میکاهد، چراکه به پیچیدگی مدل آنقدر افزوده خواهد شد که مدل از هدف اصلی آن، که ایجاد فهم نسبت به سیستم است، دور شده و غیر قابل درک میشود. همچنین جمعآوری حجم زیادی از داده آنقدر زمانبر خواهد بود که در طی زمان ممکن است مسئله دچار تغییرات ساختاری شود [31].