تحلیل آسیبپذیری شهری به معنای ارزیابی میزان خسارتهای وارده به جوامع، ساختمانها و مناطق جغرافیایی در برابر بلایای طبیعی شامل پیشبینی شدت و میزان خسارت وارده به عناصر مختلف شهری در صورت وقوع حوادث با شدت مشخص میشود. فرآیند تحلیل آسیبپذیری با برآورد احتمال خسارتهای جانی و مالی میتواند به ارائه راهکارهایی برای کاهش آسیبها و کاهش اثرات منفی ناشی از سوانح طبیعی منجر شود. عواملی از جمله قرارگیری شهرها بر روی گسلهای فعال، تمرکز جمعیتی بالا، عدم رعایت ضوابط و مقررات ساخت، گسترش ساختوسازهای غیررمجاز و بلندمرتبهسازیهای غیراصولی، آسیبپذیری شهری را تشدید میکنند. در عین حال، وجود فضاهای باز، مراکز خدمات امداد و نجات، زیرساختهای ارتباطی مناسب و آموزشهای عمومی میتوانند بهطور قابلتوجهی به کاهش خسارات ناشی از سوانح و تسریع روند امدادرسانی اثربخش باشند.
زیرساخت شهری به معنای یک دارایی، سیستم یا بخشی از آن است که در یک منطقه شهری قرار دارد و برای حفظ عملکردهای حیاتی جامعه ازجمله بهداشت، ایمنی، امنیت، رفاه اقتصادی یا اجتماعی مردم ضروری است. ایجاد اختلال یا تخریب این زیرساختها میتواند تأثیرات چشمگیری بر عملکرد منطقه شهری داشته باشد. آسیبهای محیط شهری را میتوان بر اساس رفتار به دو دسته اصلی آسیبهای سازهای (شامل تخریب ابنیه، تأسیسات و زیرساختهای شهری با درجات مختلف) و آسیبهای غیرسازهای (شامل صدمات انسانی، محیطی و بهداشتی) تقسیم کرد. ارزیابی آسیبپذیری ساختمانهای موجود در واقع یک نوع پیشبینی خسارتدیدگی آنها در مقابل رخدادهای احتمالی است. دامنه خساراتی که یک سانحه ایجاد میکند به عوامل زیادی از جمله زیرساختهای شهری بستگی دارد. در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه با تمرکز شدید، یک سانحه طبیعی میتواند به یک فاجعه منجر شود.
برای درک بهتر آسیبپذیری شهری باید توجه کرد که این مسئله محدود به جنبههای کالبدی و فیزیکی نیست بلکه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی نیز نقش بهسزایی دارند. بهویژه در کشورهای درحال توسعه جایی که بافتهای شهری اغلب با چالشهای اجتماعی و اقتصادی زیادی روبهرو هستند، آسیبپذیری نه تنها ناشی از مخاطرات طبیعی بلکه از ضعف زیرساختها و نهادهای مدیریتی نیز ناشی میشود. تحلیل جامع و دقیق آسیبپذیری، علاوهبر شناسایی این تهدیدات، بستر لازم برای طراحی و اجرای برنامههای مقاومسازی، کاهش ریسک و بهبود تابآوری شهری را فراهم میآورد و به ساخت شهرهایی امنتر و مقاومتر در برابر بلایای طبیعی کمک میکند.
ارزیابی آسیبپذیری ساختمانها و زیرساختها از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا میتواند به کاهش قابلتوجه آسیبها و پیامدهای بحرانها کمک کند. توصیف و تحلیل آسیبپذیری داراییهای فیزیکی حیاتی در کشور، چارچوبی برای مدیریت انواع مخاطرات فراهم میکند. لذا ضروری است که یک الگوی مناسب برای ارزیابی حوادث، آسیبپذیری و خطرپذیری مطابق با شرایط موجود طراحی شود. برای ارتقای تابآوری ساختمانها و زیرساختها، پیش از هرچیز انجام تجزیهوتحلیل دقیق میزان آسیبپذیری ضروری است. بااینحال، رسیدن به آسیبپذیری صفر در عمل امکانپذیر نیست، زیرا پایداری مطلق در دنیای واقعی وجود ندارد. بنابراین، آسیبپذیری بهعنوان ضعفهای زیرساختها و بناها در برابر مخاطرات مختلف شناخته میشود. تجزیهوتحلیل دقیق این آسیبپذیریها، اطلاعات کلیدی برای رفع خلأهای تابآوری فراهم میکند. شناسایی آسیبهای قبلی، بررسی و ارزیابی و در نهایت برآورد و کمیسازی سه مرحله اصلی فرآیند تحلیل آسیب پذیری شهری در برابر مخاطرات است.
ارزیابی آسیبپذیری شهری را میتوان از دو منظر مختلف مورد بررسی قرار داد. یکی از این رویکردها تقسیمبندی بر اساس کمی یا کیفی بودن آسیبپذیری و رویکرد دیگر، تحلیل آسیبپذیریها بر اساس دو روش سناریو محور و دارایی محور است. همچنین ارزیابی آسیبپذیری شهری را میتوان با توجه به دسترسی به دادهها و اطلاعات مورد نیاز و استفاده از روشها و مدلهای تحلیل موجود، در سه سطح کلان (مقیاسهای بزرگ مانند بلوکهای آماری، مناطق و نواحی شهرداری یا محدودههای شهری)، خرد (پلاک به پلاک) و تلفیقی (ترکیبی از دو حالت) مورد بررسی قرار داد.
شهرها بهعنوان سامانههای پیچیدهای که تحت تأثیر عناصر مختلفی از جمله مولفههای شهرسازی، مشخصات منطقهای، وضعیت زیرساختها، سطح دسترسی و حتی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه قرار دارند، در برابر بحرانهای طبیعی سطوح مختلف آسیبپذیری را تجربه می کنند. در این راستا، افزایش تابآوری شهری تنها از طریق شناسایی دقیق ابعاد مختلف آسیبپذیری و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه ممکن است. بر اساس نتایج این پژوهش، ابعاد کالبدی، محیطی، زیرساختی و دسترسی به دلیل تأثیر مستقیم بر شدت و گستردگی آسیب ناشی از مخاطرات از اهمیت بیشتری برخوردارند. هر یک ابعاد آسیبپذیری دربرگیرنده زیرمعیارهایی هستند که برای سنجش دقیقتر میزان آسیبپذیری باید بررسی و امتیازدهی شوند. به این ترتیب میتوان ارزیابی کلی آسیبپذیری را با استفاده از روشهای تحلیلی و وزندهی انجام شده محقق کرد. این رویکرد امکان شناسایی دقیقتر نقاط ضعف شهری را فراهم کرده و به برنامهریزان و مدیران شهری ابزارهای کاربردی برای طراحی و اجرای راهبردهای کاهش خطر و افزایش پایداری شهری ارائه میدهد.
افزایش تابآوری شهری منوط به شناسایی دقیق ابعاد مختلف آسیبپذیری، تدوین سیاستهای عملیاتی و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه است. بهاین منظور مجموعهای از راهکارهای پیشنهادی به منظورکاهش آسیبپذیری با هدف بهبود وضعیت مدیریت بحران و کاهش خسارات احتمالی ارائه شده است.
کاهش آسیبپذیری در برابر این مخاطرات نیازمند رویکردی چندبعدی است که شامل برنامهریزی دقیق، اصلاح و ارتقای قوانین، نظارت مستمر، آموزش عمومی و بهرهگیری از فناوریهای نوین باشد. متناسب با ابعاد آسیبپذیری شهری که در بخشهای قبل مورد بررسی قرار گرفت، راهکارهای کاهش آسیبپذیری را نیز میتوان در همان ابعاد جستجو کرد. این ابعاد با یکدیگر تعامل داشته و هر کدام نقشی حیاتی در پیشگیری، آمادگی و پاسخ به بحران ایفا میکنند. برای مثال، ضعف در زیرساختها میتواند تلاشها برای امدادرسانی را مختل نموده و کمبود آگاهی عمومی ممکن است اثرات بحران را تشدید کند. بنابراین تدوین راهکارهایی که به طور جامع این ابعاد را پوشش دهند برای کاهش ریسک و تقویت تابآوری ضروری است. در این گزارش، مجموعهای از راهکارهای پیشنهادی برای هر یک از ابعاد آسیبپذیری (محیطی، کالبدی، دسترسی، زیرساختی و ...) ارائه شده است که با تأکید بر تجارب علمی و عملی به بهبود وضعیت مدیریت بحران و کاهش خسارات احتمالی میپردازد. نکتهای که باید متذکر شد، اهمیت اتخاذ یک رویکرد یکپارچه در مدیریت آسیبپذیری شهری است که تمامی ابعاد آسیبپذیری را در بر بگیرد. این رویکرد باید با هماهنگی میان نهادهای مختلف، تدوین برنامههای جامع، تخصیص منابع به مناطق آسیبپذیر و توجه به مدیریت پیشگیرانه انجام شود.
شناسایی میزان آسیبپذیری بافتهای شهری و تحلیل عوامل مؤثر بر آن از پیشنیازهای اساسی در مدیریت بحرانهای شهری بهشمار میآید. در دنیای امروز، تقریباً نیمی از کلانشهرهای جهان در معرض خطرات ناشی از گسلهای فعال یا مناطق سیلابی قرار دارند. این وضعیت با رشد روزافزون جمعیت شهرنشین و شدتیافتن بلایای طبیعی تشدید یافته است. [1]. توجه به کاهش آسیبپذیری شهری باید بهعنوان یکی از اولویتهای اساسی در برنامهریزی توسعه پایدار شهرها مدنظر قرار گیرد. ایران، با قرارگیری در بین 10 کشور آسیبپذیر جهان از بلایای طبیعی، به دلیل قرار داشتن در مناطق مستعد خطر با 31 نوع از 43 نوع بلایای شناختهشده جهانی مواجه است. تحلیل و ارزیابی آسیبپذیری بهمنظور شناسایی و طبقهبندی تهدیدات بالقوه ضروری است اما پیچیدگیهای خاص محیط شهری بهویژه در کلانشهرها شناسایی دقیق تمامی مؤلفههای آسیبپذیر را با چالش روبهرو میسازد. در این زمینه، آسیبپذیری نهتنها میزان خسارتهای احتمالی ناشی از بلایا را پیشبینی میکند، بلکه بهعنوان ابزاری تحلیلی امکان پیشبینی و اولویتبندی مخاطرات را فراهم و اقدامات مقابلهای را تسهیل میکند [2]. شهرها بهعنوان سیستمهایی پیچیده و متشکل از اجزای وابسته و درهمتنیده نیازمند تحلیل و ارزیابی دقیق آسیبپذیری از طریق بررسی ساختارها و روابط میان این اجزا هستند. شناسایی و تفکیک عناصر کلیدی شهر در قالب معیارها و زیرمعیارهای مرتبط با آسیبپذیری جزئی از فرآیند این تحلیل است. سکونتگاههای شهری در طول زمان همواره در معرض انواع وقایع طبیعی و انسانساخت قرار داشتهاند که منجر به تخریب جزئی و یا نابودی کامل آنها شده است. از اینرو شناسایی آسیبها و تدوین معیارهای ارزیابی آسیبپذیری بهعنوان یک ضرورت برای کاهش پیامدهای سوانح و بهبود ایمنی شهری مطرح میشود. تحلیل آسیبپذیری همچنین بستر لازم برای برنامهریزی شهری و مدیریت بحران را فراهم میآورد [3].
تحلیل آسیبپذیری شهری به معنای ارزیابی میزان خسارتهای وارده به جوامع، ساختمانها و مناطق جغرافیایی در برابر بلایای طبیعی شامل پیشبینی شدت و میزان خسارت وارده به عناصر مختلف شهری در صورت وقوع حوادث با شدت مشخص میشود. فرآیند تحلیل آسیبپذیری با برآورد احتمال خسارتهای جانی و مالی میتواند به ارائه راهکارهایی برای کاهش آسیبها و کاهش اثرات منفی ناشی از سوانح طبیعی منجر شود. عواملی از جمله قرارگیری شهرها بر روی گسلهای فعال، تمرکز جمعیتی بالا، عدم رعایت ضوابط و مقررات ساخت، گسترش ساختوسازهای غیررمجاز و بلندمرتبهسازیهای غیراصولی، آسیبپذیری شهری را تشدید میکنند. در عین حال، وجود فضاهای باز، مراکز خدمات امداد و نجات، زیرساختهای ارتباطی مناسب و آموزشهای عمومی میتوانند بهطور قابلتوجهی به کاهش خسارات ناشی از سوانح و تسریع روند امدادرسانی اثربخش باشند [4 ، 5]. برای درک بهتر آسیبپذیری شهری باید توجه کرد که این مسئله محدود به جنبههای کالبدی و فیزیکی نیست بلکه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی نیز نقش بهسزایی دارند. تحلیل جامع و دقیق آسیبپذیری، علاوهبر شناسایی تهدیدات، بستر لازم برای طراحی و اجرای برنامههای مقاومسازی، کاهش ریسک و بهبود تابآوری شهری را فراهم میآورد و به ساخت شهرهایی امنتر و مقاومتر در برابر بلایای طبیعی کمک میکند.
بسیاری از عوامل مؤثر در ایجاد حجم خسارات ناشی از بحرانهای طبیعی و مشکلات مرتبط با ان ناشی از عدم هماهنگی در برنامهریزیهای حقوقی و سازمانی در سطح ملی، منطقهای و محلی است، به عبارتی قوانین موجود در چارچوب وظایف سازمانها بهخصوص در مراحل قبل از بحران به درستی اجرا نمیشوند. بنابراین اشنایی با قوانین حقوقی و ساختاری مدیریت بحران کشور بهمنظور شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف و ارائه اصلاحات مورد نیاز امری ضروری است. داشتن یک قانون جامع مدیریت بحران میتواند در سطح ملی و محلی در پیشبرد هدفمند و ضابطهمند مدیریت بحران مؤثر بوده و در مراحل مختلف بحران هماهنگی لازم بین سازمانهای مختلف را به وجود اورد. لزوم هماهنگی و وحدت رویه در اقدامات و فعالیتهای مدیریت بحران، تهیه بانکهای اطلاعاتی و تحقیقات مرتبط با این موضوع، قوانین و مقررات ایمنی در این زمینه و نحوه ارتباط نهادها با هم از جمله عوامل کلیدی و موثر در تعریف قوانین و لزوم توجه به موضوع مدیریت بحران میباشد [7،6]. در این رابطه، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گزارشهایی [8،9،10،11] در راستای روشنشدن مفهوم مدیریت بحران و قوانین مرتبط با ان را ارائه داده است. این مرکز در گزارشهای کارشناسی دیگری نیز به بررسی ابعاد موضوع و ارائه راهکارهای پیشنهادی در زمینۀ ارتقاء تابآوری شهری در برابر سیل، کاهش ریسک ناشی از زلزله در پهنههای گسلی و ارائه درساموختههایی از زلزله سال 1401 ترکیه پرداخته است [12،13،14]. در گزارش دیگری ضمن ارزیابی وضعیت مخاطرات طبیعی و اسیبهای ان در کشور و بررسی احکام برنامههای اول تا ششم توسعه (در حوزه پیشگیری، مدیریت بحران و مقاومسازی در برابر خسارات سنگین ناشی از سوانح طبیعی)، محورهای پیشنهادی کلان و پیشنهادات تکمیلی و الحاقی در امتداد این محورها برای برنامه هفتم توسعه ارائه شده است [15]. در گزارش «تابآوری شهرها و ریسک مخاطرات طبیعی» ضمن مرور وضعیت رخدادهای طبیعی در ایران و اسیبشناسی مدیریت بحران در کشور، به بیان چالشها و ارائه راهکارهای سیاستی و مدیریتی در حوزۀ برنامهریزی و اجرا و در راستای ارتقای تابآوری شهری پرداخته شده است [16].
در ایران، قوانین و مقررات مرتبط با کاهش آسیب پذیری بهعنوان بخشی از اقدامات حوزه مدیریت بحران از انسجام و شفافیت کافی برخوردار نیستند، که این امر منجر به ناهماهنگی میان سازمانها و گاهی تداخل وظایف شده است. تغییرات مکرر در قوانین و ساختار مدیریت بحران، از یکسو نشاندهنده اهمیت موضوع و از سوی دیگر بیانگر نبود تمرکز و راهبرد منسجم در این حوزه است. برای دستیابی به یک رویکرد جامع، صرف تعیین حقوق و وظایف کافی نیست، بلکه شناخت مسئولیتها و ایجاد پشتوانه اجرایی نیز ضروری است.
در راستای اهمیت این موضوع، در سال ۱۳۸۴ سیاستهای کلی پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و حوادث غیرمترقبه توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب و پس از تأیید مقام معظم رهبری به دستگاههای ذیربط ابلاغ شد. در ادامه، وزارت کشور در سال ۱۳۸۵ پیشنهاد تأسیس سازمان مدیریت بحران را به دولت ارائه کرد. این لایحه، با هدف هماهنگی میان نهادهای مرتبط و اعمال مدیریت واحد در مراحل مختلف بحران، تدوین و در سال ۱۳۸۶ به تصویب مجلس شورای اسلامی و در سال ۱۳۸۷ به تأیید شورای نگهبان رسید و سپس برای اجرا ابلاغ شد. با این حال، تجارب ناشی از سوانح (از جمله زلزله ورزقان (1391) با 306 کشته، زلزله سرپل ذهاب (1396) با 660 کشته، سیل فروردین 1398 و سیل مرداد 1401 با دهها کشته در چند شهر ایران و...) پس از تصویب این قانون نشان داد که همچنان نیازمند اصلاحات اساسی است تا بتوان ریسک وقوع حوادث را کاهش و عملکرد مدیریت بحران را بهبود بخشید. علاوهبر این، در سال ۱۳۹۹، قانون تأسیس «صندوق بیمه حوادث طبیعی» به تصویب رسید تا با پوشش بیمهای، بخشی از خسارات مالی ناشی از بلایای طبیعی جبران شود. بااینحال، عدم تخصیص مناسب بودجه به این صندوق، عملکرد آن را با چالشهایی مواجه کرده و اثربخشی آن را محدود ساخته است. [15]
جدول 1. اهم سوابق تقنینی مرتبط با موضوع
|
ردیف |
قانون، دستورالعمل، مقرره |
تاریخ تصویب |
|
1 |
1334/04/11 |
|
|
2 |
1374/12/22 |
|
|
3 |
1382/01/17 |
|
|
4 |
سیاستهای کلی نظام برای پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و حوادث غیرمترقبه |
1384/02/03 |
|
5 |
1387/02/31 |
|
|
6 |
1388/01/23 |
|
|
7 |
راهبردهای برنامه عملیاتی مدیریت بحران و برنامه واکنش اضطراری |
1393/08/07 |
|
9 |
1398/05/07 |
|
|
12 |
1403/04/18 |
|
|
13 |
قوانین برنامه پنجساله توسعه پیشین |
1368- 1400 |
ریشه واژه «vulus» در زبان لاتین به معنای آسیب یا صدمه است و عبارت «inter alia» نیز در فرهنگهای انگلیسی به معنای تجربه آسیبهای فیزیکی یا عاطفی به کار میرود [17]. امروزه، بیش از 25 تعریف و رویکرد متفاوت برای تبیین آسیبپذیری ارائه شده است. یکی از شناختهشدهترین این تعاریف، توسط سازمان ملل و در قالب «راهبرد بینالمللی کاهش بلایا» ارائه شده است. بر اساس این تعریف، آسیبپذیری شرایطی است که از طریق عوامل یا فرآیندهای فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی شکل گرفته و آمادگی جوامع را در برابر پیامدها و اثرات بلایا کاهش میدهد [18،19]. برخی از مهمترین تعاریف آسیبپذیری در منابع در جدول 2 ارائه شده است.
آسیبپذیری را میتوان سطح یا درجهای دانست که در آن یک سیستم به دلیل فشارها و تهدیدات وارده مستعد پذیرش آسیب میشود. مطابق با دیدگاههای علوم انسانی، این درجه آسیبپذیری به دو عامل اساسی «سامانههای مواجهه با بحران، فشار و تهدید» و «توانایی سیستم برای غلبه بر بحران» وابسته است. بر اساس نظریه آسیبپذیری و ویژگیهای مفهومی آن، هر فضای شهری مفروض دارای میزانی مشخص از خطرپذیری است. با این حال، سطح و گستره آسیبپذیری و ایمنی بهصورت یکنواخت در سطح شهر توزیع نمیشود؛ چرا که فضاهایی خاص، به دلیل ماهیت آسیبپذیر خود، مستعد رخداد مخاطرات محیطی هستند، در حالی که دیگر فضاهای شهری از امنیت نسبی بیشتری برخوردارند [20]. مطابق نظریه آسیبپذیری، احتمال وقوع حوادث و مخاطرات در بخشهای خاصی از شهر و برای گروههایی از شهروندان بیشتر از سایرین است. این افراد بهعنوان اقشار «آسیبپذیر»، «مستعد حادثه» یا «حادثهپذیر» شناخته میشوند. از نظر اجتماعی و اقتصادی، تحلیلهای کلان نظریه آسیبپذیری تعاریف عمومیتری ارائه میدهند. در بسیاری از موارد، برای رتبهبندی کیفی این آسیبپذیری از معیارهای «کم»، «متوسط» و «زیاد» استفاده میشود [21].
آسیبهای محیط شهری را میتوان بر اساس رفتار به دو دسته اصلی آسیبهای سازهای (شامل تخریب ابنیه، تأسیسات و زیرساختهای شهری با درجات مختلف) و آسیبهای غیرسازهای (شامل صدمات انسانی، محیطی و بهداشتی) تقسیم کرد. علاوهبر این، از منظر زمانی و وسعت تخریب، آسیبها به دو دسته آسیبهای اولیه که بهطور مستقیم و بلافاصله پس از وقوع نیروهای وارده بر سطح و حجم نمایان میشوند و آسیبهای ثانویه که شامل تشدید و گسترش آسیبهای اولیه (مانند آتشسوزی، انفجار یا مشکلات اجتماعی- روانی) بوده و معمولاً بر اثر عملکرد عوامل محیطی رخ میدهند قابل تفکیکاند. مفهوم آسیبپذیری اغلب با خطر آمیخته میشود. اگر خطر را بهعنوان میزان خسارت بالقوه تعریف کنیم که حاصل احتمال وقوع مخاطرات و سطح آسیبپذیری است، آسیبپذیری میتواند بهعنوان نقص ذاتی در ابعاد خاص محیط شهری تعریف شود. این نقص، بنا به ویژگیهای بیولوژیکی، فیزیکی یا طراحی، شهر را مستعد پذیرش آسیب میکند. [22]
جدول 2. مهمترین تعاریف آسیبپذیری در منابع بینالمللی
|
ردیف |
تعریف آسیبپذیری |
منبع |
|
1 |
آسیبپذیری درجه آسیب یک عنصر یا عناصر در معرض خطر در اثر وقوع یک پدیده طبیعی با مقیاس معین است که از صفر تا یک متغیر است. |
سازمان ملل متحد United Nations |
|
2 |
آسیبپذیری شرایطی است که توسط عوامل یا فرایندهای فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی تعیین میشود و آمادگی جوامع را در مقابل اثرات و پیامدهای ناشی از بلایا، کاهش میدهد. |
راهبرد بینالمللی برای کاهش بلایا (ﭼﺎرﭼﻮب ﮐﺎری ﻫﯿﻮﮔﻮ ﺑﺮای ﺳﺎل ﻫﺎی 2005 – 2015) Hyogo framework for action 2005–2015 |
|
3 |
آسیبپذیری میزان حساسیت یک سیستم یا عدم توانایی آن نسبت به مقابله با اثرات منفی تغییرات است. |
گزارشهای هیئت بیندولتی در مورد تغییرات آبوهوایی The Intergovernmental Panel on Climate Change (IPCC) |
|
4 |
آسیبپذیری اقتصادی به حالتی اطلاق میشود که در آن به دلیل وقوع حوادث غیر قابل پیشبینی و بیرونی اقتصادی که اکثر مواقع شوک نامیده میشود، فرایند توسعه اقتصادی یک کشور عقب بیفتد. |
بنیاد مطالعات و تحقیقات توسعه بینالمللی The Foundation for International Development Study and Research (FERDI) |
|
5 |
آسیبپذیری نقطه مقابل تابآوری است: وقتی یک سیستم اجتماعی یا زیستمحیطی تابآوری خود را از دست بدهد، در برابر تغییراتی که قبلا میتوانست جذب کند آسیبپذیر میشود. |
Kasperson and Kasperson, 2001 [23] |
|
6 |
آسیبپذیری در برابر مخاطرات طبیعی به سه مؤلفه تقسیم میگردد: در معرض قرار گرفتن، مقاومت و تابآوری. |
Pelling, 2003 [24]
|
|
7 |
پارامترهای اصلی آسیبپذیری عبارتاند از: در معرض استرس قرار گرفتن سیستم، حساسیت و ظرفیت سازگاری. |
Adger, 2006 [25] |
|
8 |
در معرض قرار گرفتن و حساسیت دو جنبه آسیبپذیری هستند. |
Zhou et al., 2009 [26] |
|
9 |
آسیبپذیری به مجموعه شرایط ناشی از فاکتورهای فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی گویند که در معرض ضرر و زیان بودن یک جامعه را افزایش میدهد. |
UN (United Nations), 2002 [27] |
|
10 |
به هر گونه ضعف در یک دارایی که این امکان را به یک تهدید میدهد تا توانایی آسیب و ایجاد خسارت به یک دارایی ، شریانهای حیاتی یا زیرساختها را ایجاد نماید، گویند و به عبارتی از هر نقطه ضعفی که میتواند به وسیله دشمن مورد بهرهبرداری قرار گیرد تا داراییها را مورد هدف قرار دهد و به آنها خسارت وارد نموده یا آنها را سرقت نماید. |
Piers Blaikie, et al. [28] |
ماخذ: یافته های پژوهش.
3-2. رابطه آسیبپذیری با تابآوری، سازگاری و خطرپذیری
آسیبپذیری از دیدگاههای مختلف تحلیل شده است. برخی مطالعات، آن را نقطه مقابل تابآوری معرفی میکنند. درحالیکه عدهای دیگر آن را ویژگی ذاتی یک فرد، سیستم یا جامعه میدانند که شامل قرار گرفتن در معرض خطر و حساسیت به تهدیدات است. از سوی دیگر، گروهی از تعاریف آسیبپذیری را در تعامل با تابآوری و سازگاری بررسی کردهاند. بر اساس این دیدگاه، تعاریفی که تابآوری و سازگاری را زیرمجموعه آسیبپذیری در نظر میگیرند، در واقع به مفهوم آسیبپذیری شبهدائمی اشاره دارند و بر این باورند که میتوان با اتخاذ سیاستهای مرتبط با تابآوری و سازگاری، میزان آسیبپذیری را کاهش داد. این مفاهیم، نه صرفاً بهصورت جداگانه یا در ارتباطهای دوتایی، بلکه باید بهعنوان بخشی از یک الگوی ترکیبی و تعاملی که شامل هر سه مفهوم است، بررسی شوند.
در دهههای گذشته، نگرش نسبت به مدیریت بلایای ناشی از تغییرات اقلیمی و شرایط عدم اطمینان، دستخوش تحولات مهمی شده است. این تحول از رویکرد «کنترل مستقیم بلایا» به سمت «کاهش آسیبپذیری» و سپس به «سازگاری و تحول ساختاری» تغییر یافته است [29]. در این راستا، استراتژی یوکوهاما و چارچوب اقدامی هیوگو (2005-2015) به بسیاری از کشورها کمک کردهاند تا رویکردهای سیستماتیک و یکپارچهای برای کاهش آسیبپذیری و ریسکهای مرتبط با بلایای طبیعی اتخاذ کنند. این اسناد نشان میدهند که مدیریت بلایا میتواند از طریق کاهش ریسک (از جمله کاهش آسیبپذیری) و اعمال سیاستها و رویههای مرتبط با مدیریت ریسک (مانند تقویت تابآوری و سازگاری) بهصورت مؤثری تحقق یابد. [30]
تابآوری و آسیبپذیری دو مفهوم اساسی در مدیریت سوانح هستند که بهطور معمول بهعنوان مفاهیم متضاد در نظر گرفته میشوند. با این حال، برخی محققان معتقدند که این دو مفهوم در برخی موارد همپوشانی دارند و کاملاً مجزا نیستند. ویژگیهایی وجود دارند که فقط بر آسیبپذیری یا تابآوری تأثیر میگذارند، اما برخی ویژگیهای اجتماعی میتوانند هم بر هر دو تأثیر داشته باشند [31]. با این حال، یک پرسش اساسی که مطرح میشود، به رابطه میان این دو مفهوم مربوط است. آیا تابآوری نقطه مقابل آسیبپذیری است؟ آیا تابآوری یکی از عوامل آسیبپذیری محسوب میشود؟ یا برعکس، آسیبپذیری یکی از عوامل تعیینکننده تابآوری است؟ پاسخ سادهای برای این پرسشها وجود ندارد. بررسی این رابطه برای تعریف معنای تابآوری، پیامدها و کاربردهای آن بسیار مهم است.
آسیبپذیری به «پتانسیل از دست دادن» اشاره دارد و در تعاریف دقیقتر، این پتانسیل با در نظر گرفتن احتمال «در معرض خطر قرار گرفتن» و «حساسیت به آسیب» مشخص میشود. آسیبپذیری را بهعنوان توانایی تحمل خسارت یا به عبارتی از دست دادن در اثر یک رویداد مخاطرهآمیز تعریف کردهاند، در حالی که برخی آن را به میزان احتمالی که یک سیستم در اثر قرار گرفتن در معرض یک مخاطره دچار آسیب میشود، مرتبط میدانند. همچنین، آسیبپذیری بهعنوان حساسیت به آسیب، پتانسیل تغییر یا دگرگونی نیز در نظر گرفته میشود. بااینحال، دیدگاههای متنوعی در مورد معنای دقیق آسیبپذیری وجود دارد. برخی از این تفاوتها در درک رابطه بین آسیبپذیری و تابآوری حائز اهمیت هستند. [32]
تابآوری از واژه لاتین «Resilience» به معنای توانایی بازگشت، بهبود سریع، خاصیت ارتجاعی، انعطافپذیری و ترمیمپذیری گرفته شده است. تابآوری و توانایی انطباق با تغییرات هنگام مواجهه با بحرانها هدفی مهم است. چرا که پیشبینی کامل آسیبپذیری سیستمها، بهویژه سیستمهای اجتماعی و فنی، امکانپذیر نیست. بنابراین طراحی جامعهای که قادر به مقابله کارآمد با بحرانها باشد، ضروری است. در جوامع تابآور، مردم و منابع در برابر تکانهها و ضربههای غیرعادی نسبت به جوامعی که فاقد سازگاری و انعطافپذیری هستند، بهطور قطع پایدارتر و مقاومترند [33]. مفهوم تابآوری در مقایسه با آسیبپذیری، رویکرد عملیتری برای مقابله با تغییرات ارائه میدهد. این تغییر رویکرد از تلاش سنتی برای کنترل تغییرات در سیستمها به نگرشی واقعبینانهتر برای افزایش ظرفیت سازگاری با نااطمینانیها و غافلگیریهاست. در بسیاری از موارد، تقویت تابآوری میتواند مشابه کاهش آسیبپذیری، بهویژه از طریق کاهش در معرض خطر قرار گرفتن، کاهش حساسیت و یا تقویت ظرفیت سازگاری در نظر گرفته شود. اگرچه تعریف جامع و پذیرفتهشدهای از تابآوری وجود ندارد، میتوان گفت تابآوری حداقل سه مفهوم «پاسخ به اختلال»، «ظرفیت خودسازماندهی» و «ظرفیت یادگیری و سازگاری» را در بر دارد [30].
شکل زیر به معرفی برخی وجوه تمایز بین مفاهیم آسیب پذیری و تاب آوری می پردازد. این تفاوتها نشان میدهند که آسیبپذیری بیشتر بر «جلوگیری و کاهش خطرات» تمرکز دارد، در حالی که تابآوری به «سازگاری، واکنش و بازسازی پس از بحران» توجه دارد. این دو مفهوم مکمل یکدیگر هستند و درک تفاوتهای آنها برای مدیریت مؤثر بحرانها ضروری است.
شکل 1. برخی تفاوت های بین آسیبپذیری و تابآوری [34]
طبق نظر اتحادیه تابآوری، آنچه آسیبپذیر است، تابآور نیست و بالعکس. در این دیدگاه، تابآوری و آسیبپذیری بهعنوان عواملی در هم تنیده و متقابل در نظر گرفته میشوند. با این حال، این نوع از تعبیر به نظر بسیاری از پژوهشگران سادهانگارانه است و بهعبارتدیگر، دچار دور تسلسل میشود (سیستم آسیبپذیر است زیرا تابآور نیست و تابآور است زیرا آسیبپذیر نیست) [35].
در شکل زیر، ارتباط میان این دو مفهوم به شیوهای متفاوت بیان شده است و تلاش میکند تا آسیبپذیری و تابآوری را در برابر یکدیگر مقایسه کند. تابآوری در برابر بلایا بر فرآیند افزایش «ظرفیت مقاومت» و «بازیابی از خسارات» ناشی از حوادث طبیعی شدید در کوتاهترین زمان ممکن و با حداقل یا بدون نیاز به کمکهای خارجی تأکید دارد. این یک فرآیند پویا است که عمدتاً بر مراحل وقوع و پس از وقوع بلایا تمرکز دارد (زمانی که خسارت اتفاق افتاده است) و به بهبود توانایی سیستم برای مقاومت، بازیابی و بررسی گزینههای سیاستی برای مقابله با مخاطرات کمک میکند. تابآوری میتواند بهطور پویا از طریق یادگیری از تجربیات بلایای گذشته و سازگاری با شرایط جغرافیایی محلی بهبود یابد.
در مقابل، آسیبپذیری بر واکنش سیستم در برابر مخاطرات یا پتانسیل وقوع آنها تأکید دارد و احتمال وقوع خسارات ناشی از این مخاطرات را تعیین میکند. آسیبپذیری دارای دو جنبه اصلی، یعنی میزان «قرارگیری در معرض خطر» و «حساسیت» است که با تغییر در ساختارها و کارکردهای سیستم تحت تأثیر مخاطرات، متغیر خواهند بود. بهطور کلی، مفهوم آسیبپذیری بیشتر بر وضعیت سیستم پیش از وقوع بحران متمرکز است و در برنامهریزی برای مقابله با بلایای آینده نقش مهمی دارد. این ویژگی، خاصیت ذاتی هر سیستم محسوب میشود و میتواند با جابهجایی مکان یا بازسازی پس از یک سانحه دستخوش تغییر شود. [32]
شکل 2. ارتباط بین آسیبپذیری و تابآوری [32]
ظرفیت سازگاری (Adaptive capacity) بهعنوان توانایی یک سیستم برای تنظیم خود نسبت به تغییرات، تعدیل اثرات و مقابله با یک اختلال تعریف شده است [31]. به عبارتی سازگاری به معنای تنظیمات یا تغییراتی است که در واکنش به محرکها (تغییرات اقلیمی و مخاطرات طبیعی) و پیامدهای آنها انجام میشود. تعریف سازگاری همچنین به سه پرسش کلیدی وابسته است: سازگاری با چه چیزی؟ (محرکهای اقلیمی و مخاطرات طبیعی). چه کسی یا چه چیزی سازگار میشود؟ (ساختار کالبدی، سیستمهای انسانی، اکوسیستمها و...). سازگاری چگونه رخ میدهد؟ (بهصورت خودجوش یا برنامهریزیشده، واکنشی یا پیشدستانه، ساختاری، نهادی، رفتاری و...).
درواقع بین سازگاری خودجوش (autonomous adaptation) و سازگاری برنامهریزیشده (planned adaptation) تفاوت وجود دارد. سازگاری خودجوش معمولاً بدون مداخله مستقیم سیاستگذاری رخ میدهد، در حالی که سازگاری برنامهریزیشده نیازمند سیاستها و اقدامات سازمانیافته برای کاهش آسیبپذیری و افزایش تابآوری سیستمها در برابر مخاطرات است. علاوهبر این، سازگاری میتواند واکنشی (reactive) یا پیشدستانه (anticipatory) باشد. واکنشی زمانی رخ میدهد که اثرات تغییرات اقلیمی احساس شوند، درحالیکه پیشدستانه بر اساس پیشبینیها و برنامهریزیهای آیندهنگر اجرا میشود. [36]
سازگاری هم زیرمجموعه آسیبپذیری و هم تابآوری در نظر گرفته میشود و بر اهمیت تلاش جوامع برای سازگاری با بلایا به جای تلاش برای کنترل آنها تأکید دارد. این تغییر دیدگاه از کنترل تغییرات به سوی افزایش ظرفیت انطباق با نااطمینانیهای آینده، بازتابی از واقعبینی نسبت به تغییرات محیطی است. برخی از محققان، سازگاری را بهعنوان تعدیلاتی تعریف میکنند که میتواند آسیبپذیری جوامع را کاهش دهد و آن را در کنار مؤلفههایی چون در معرض قرار گرفتن و حساسیت، بخشی از آسیبپذیری میدانند. در مقابل، عدهای دیگر سازگاری را یکی از عوامل اصلی تابآوری تلقی کرده و آن را ابزاری برای حفظ بلندمدت سیستم بدون کاهش کیفیت آن میدانند. با وجود تفاوت در رویکردهای علمی، وجه مشترک سازگاری در علوم مختلف، تعدیل نسبت به تغییرات به منظور بهرهبرداری از فرصتهای جدید یا کاهش پیامدهای منفی است. [30]
در حوزه تغییرات زیستمحیطی، رابطه آسیبپذیری، تابآوری و ظرفیت سازگاری با شش الگوی مرتبط معرفی شده است که در نهایت آسیبپذیری و تابآوری را بهصورت مفاهیم تودرتو و مرتبط با هم همانند بخش (و) شکل زیر در نظر گرفتهاند.
شکل 3. ارتباط مفهومی بین آسیبپذیری، تابآوری و سازگاری [31]
الف) تابآوری بخشی جداییناپذیر از ظرفیت سازگاری در نظر گرفته شده است. ب) ظرفیت سازگاری را بهعنوان مؤلفه اصلی آسیبپذیری لحاظ میکند. ج) این مفاهیم بهعنوان مفاهیم تودرتو و در یک ساختـار کلی آسیبپذیری در نظر گرفته میشوند. د) تابآوری بهعنوان توانایی برگشت به عقب یا مقابله با یک رویداد مخاطرهآمیز و در واقع بهعنوان پیامد و زیرمجموعه آسیبپذیری در نظر گرفته شده است. ه) ظرفیت سازگاری با مفهوم تابآوری ادغام شده است. و) آسیبپذیری و تابآوری را بهصورت مفاهیم تودرتو و مرتبط با هم در نظر میگیرند.
ریسک (خطر)، احتمال وقوع یک حادثه در بازه زمانی مشخص است و بهعنوان معیاری برای سنجش احتمال وقوع خطر شناخته میشود. این مفهوم بر پایه دادهها و اطلاعات علمی شکل گرفته و با هدف تعیین سطح ایمنی یا پذیرش یک فناوری یا روش خاص، بر تخمین و کمیسازی احتمال وقوع حادثه تأکید دارد. خطرپذیری نیز به شدت و وسعت خسارات احتمالی ناشی از وقوع حوادث طبیعی اطلاق میشود و شامل اثرات بالقوه بر جوامع، زیرساختها و مناطق جغرافیایی است. مناطقی که احتمال وقوع حادثه در بازه زمانی خاصی در آنها بیشتر باشد، بهعنوان مناطق با خطرپذیری بالا شناخته میشوند.
وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) چندین روش برای ارزیابی خطرپذیری شریانهای حیاتی ارائه داده است. همانگونه که در شکل شماره زیر نشان داده شده است، در تازهترین و معتبرترین آنها، ارزیابی خطرپذیری مطابق شکل زیر تعریف شده است.
تهدید یا مخاطره در رابطه فوق، به هرگونه شرایط، موقعیت یا رویدادی اشاره دارد که قابلیت بالقوه برای ایجاد آسیب یا خسارت به سرمایهها را دارد. در تعریف دیگری، تهدید میتواند شامل حوادث یا شرایطی باشد که امکان وارد کردن آسیب به دارایی یا افراد را به همراه دارد. هرچند توانایی جوامع و دولتها در مقابله با بحرانهای طبیعی بهبود یافته، اما افزایش زیرساختها و جمعیت در معرض خطر، احتمال وقوع بحرانهای طبیعی را بیشتر کرده است. [38]
زیرساخت شهری به معنای یک دارایی، سیستم یا بخشی از آن است که در یک منطقه شهری قرار دارد و برای حفظ عملکردهای حیاتی جامعه ازجمله بهداشت، ایمنی، امنیت، رفاه اقتصادی یا اجتماعی مردم ضروری است. ایجاد اختلال یا تخریب این زیرساختها میتواند تأثیرات چشمگیری بر عملکرد منطقه شهری داشته باشد [39]. بر این اساس، زیرساختهای شهری شامل تمامی عناصری است که وظیفه تأمین نیازهای متنوع شهروندان را در زمینههای سکونت، فعالیت، استراحت، فراغت و بهبود کیفیت زندگی شهری بر عهده دارند.
بر اساس سند راهبردی پدافند شهری کشور، زیرساختهای کلیدی شهری شامل مراکز، شریانها و تأسیسات زیربنایی نظیر آب، برق، گاز، راه، انرژی، ارتباطات و فناوری اطلاعات معرفی میشوند. این زیرساختها نیازهای حیاتی مردم، مدیریت امور شهر و تداوم حیات شهروندان را تأمین میکنند و هرگونه فقدان یا اختلال در عملکرد آنها، زندگی مردم را بهشدت به مخاطره خواهد انداخت. [40]
شکل 5. زیرساختهای شهری بر اساس سند راهبردی پدافند کشور [41]
4. تجزیه و تحلیل آسیبپذیری، رویکردها و سطوح ارزیابی
ارزیابی آسیبپذیری ساختمانها و زیرساختها از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا میتواند به کاهش قابلتوجه آسیبها و پیامدهای بحرانها کمک کند. توصیف و تحلیل آسیبپذیری داراییهای فیزیکی حیاتی در کشور، چارچوبی برای مدیریت انواع مخاطرات فراهم میکند. لذا ضروری است که یک الگوی مناسب برای ارزیابی حوادث، آسیبپذیری و خطرپذیری مطابق با شرایط موجود طراحی شود.
برای ارتقای تابآوری ساختمانها و زیرساختها، پیش از هرچیز انجام تجزیهوتحلیل دقیق میزان آسیبپذیری ضروری است. بااینحال، رسیدن به آسیبپذیری صفر در عمل امکانپذیر نیست، زیرا پایداری مطلق در دنیای واقعی وجود ندارد. بنابراین، آسیبپذیری بهعنوان ضعفهای زیرساختها و بناها در برابر مخاطرات مختلف شناخته میشود. تجزیهوتحلیل دقیق این آسیبپذیریها، اطلاعات کلیدی برای رفع خلأهای تابآوری فراهم میکند. [42]
4-2. رویکردهای ارزیابی آسیبپذیری
ارزیابی آسیبپذیری شهری را میتوان از دو منظر مختلف مورد بررسی قرار داد. یکی از این رویکردها تقسیمبندی بر اساس کمی یا کیفی بودن آسیبپذیری و رویکرد دیگر، تحلیل آسیبپذیریها بر اساس دو روش سناریو محور و دارایی محور است.
بررسیها نشان میدهد که اتکا به یکی از رویکردهای کمی یا کیفی و یا انتخاب صرف یکی از دو روش سناریو محور و دارایی محور نمیتواند نتایج دقیقی ارائه دهد. از آنجایی که میزان آسیبپذیری یک دارایی تحت تأثیر ویژگیهای ذاتی آن دارای و همچنین پیامدهای ناشی از وقوع حوادث است، تلفیق این روشها ضروری به نظر میرسد. در نتیجه، با درنظرگرفتن سناریوهای احتمالی و ویژگیهای ذاتی داراییها و نیز آسیبپذیریهایی محتمل شهر در اثر نبود آن دارایی، میتوان آسیبپذیریهای کیفی را از طریق معیارهایی به شاخصهای کمی تبدیل نمود.
یک شهر باید ضمن تأمین تمامی نیازهای ساکنان خود، توانایی مقاومت در برابر انواع مخاطرات را داشته و از نظر عملکردی و محیطی کارا و پایدار باشد. با توجه به وابستگی و ارتباط متقابل میان اجزای مختلف شهر، لازم است تمامی عوامل در این ارزیابی گنجانده شود. در نهایت، اتخاذ این رویکرد امکان تبدیل معیارها و عوامل مؤثر در آسیبپذیری شهری به شاخصهای قابل اندازهگیری را فراهم میکند. [3]
4-3. سطوح ارزیابی آسیبپذیری ساختمانها
ارزیابی آسیبپذیری شهری را میتوان با توجه به دسترسی به دادهها و اطلاعات مورد نیاز و استفاده از روشها و مدلهای تحلیل موجود، در سه سطح کلان، خرد و تلفیقی مورد بررسی قرار داد. این سطوح به شرح زیر هستند [47]:
5. معیارها و شاخصهای مؤثر در آسیبپذیری شهری در برابر رخدادهای طبیعی
برنامهریزی باهدف مدیریت بحران و تخمین ریسک مخاطرات همواره یکی از دغدغههای اصلی برنامهریزان و مدیران شهری بوده است. شناخت و تعیین میزان آسیبپذیری بافتهای شهری در برابر حوادث بهمنظور برنامهریزی مدیریت بحران قبل از وقوع رخداد، الزامی است و اهداف زیر را دنبال می کند.
از آن جایی که شناخت علل آسیبپذیری و نحوه تأثیرپذیری شهر از رخدادهای طبیعی، وابسته به شناخت دقیق علل و نحوه آسیبپذیری هر یک از عناصر تشکیل دهنده کالبد شهر است؛ ازاینرو، شناخت عوامل مؤثر در آسیبپذیری بافتهای شهری، شناخت میزان اهمیت هر یک از عناصر مؤثر در آسیبپذیری بافتهای شهری و در نهایت، ارائه برنامهای مدون و کاربردی در جهت مدیریت بهینه بحران در قبل و بعد از بحران در شهر میتواند مؤثر باشد. [48]
ارزیابی آسیبپذیری ساختمانهای موجود در واقع یک نوع پیشبینی خسارتدیدگی آنها در مقابل رخدادهای احتمالی است. در حقیقت فجایع ناشی از سوانح از تنش میان دو پدیده یکی طبیعی و دیگری ساخته دست بشر است و بازتابهای واکنش انسان در مقابل این سانحه طبیعی است که فاجعه میآفریند. آسیبپذیری سکونتگاههای انسانی در مقابل بلایای طبیعی به علت تمرکز جمعیت و فعالیتهای اقتصادی در نواحی وسیع و تراکم و امنیت نابسامان و بیقاعده سکونتگاهها به طور مداوم افزایش یافته است. دامنه خساراتی که یک سانحه ایجاد میکند به عوامل زیادی از جمله زیرساختهای شهری بستگی دارد. در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه با تمرکز شدید، یک سانحه طبیعی میتواند به یک فاجعه بینجامد. [49]
آسیبپذیری در برابر سوانح از عوامل متعددی نشأت میگیرد که برخی از مهمترین آنها شامل رشد جمعیت در مناطق پرخطر، افزایش شهرنشینی، رشد سالمندی، فقر، فرهنگ نادرست مواجهه با خطر، عدم رعایت استانداردها، عدم تحقق برنامهها و ضعف عملکرد سازمانهای مسئول است. ایران، همانند سایر کشورها، با انواع آسیبپذیریها در برابر مخاطرات مواجه است. آسیبپذیری شامل مجموعهای از عوامل و شرایطی است که باعث میشود افراد، جوامع، داراییها یا فرایندها مستعد تأثیرپذیری از خطرات شوند. بر اساس سند راهبرد ملی مدیریت بحران [50] ، این آسیبپذیریها در قالب ابعاد مختلف کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، محیطزیستی و سازمانی طبقهبندی میشوند که در شکل زیر توضیح داده شدهاند. از آنجا که بخش وسیعی از کشور و درصد قابلتوجهی از سکونتگاههای شهری و روستایی در معرض خطرات طبیعی قرار دارند، توجه به عامل در معرض قرارگیری، نقش موثری در کاهش خطر و افزایش تابآوری در کشور دارد. اجرای پروژهها و احداث تأسیسات در پهنههای با خطر بالا، و توسعه نامتوازن شهری، بهویژه در کلانشهرها، از جمله عواملی هستند که خطرپذیری افراد، داراییها و سرمایههای کشور را افزایش میدهند. توجه به این عوامل و برنامهریزی برای کاهش آسیبپذیری و افزایش تابآوری، امری ضروری است.
شکل 6. معیارهای مؤثر در آسیبپذیری بر اساس سند راهبرد ملی مدیریت بحران کشور [50]
برای درک بهتر آسیبپذیری شهری، اجزای سیستم شهری تجزیهوتحلیل شده و عوامل مؤثر بر آسیبپذیری شناسایی گردیدهاند. معیارها و شاخصهای مؤثر بر آسیبپذیری شهری از منابع و پژوهشهای متعددی [51،21،3،38،5،52] گردآوری، اصلاح و تکمیل شدهاند. بررسی پیشینه پژوهش نشان میدهد که اغلب به این موضوع نگاههای جزئی و موردی داشتهاند، اما با رویکردی جامع میتوان بدون توجه به نوع تهدید، آسیبپذیری ناشی از اختلال سیستم شهری را ارزیابی کرد و با شناسایی عوامل مؤثر، پیشنهاداتی برای کاهش آن ارائه داد. در این پژوهش، با جمعبندی پارامترهای مؤثر ابعاد طبیعی، کالبدی، دسترسی، زیرساختی و سایر (مانند ابعاد اجتماعی و اقتصادی) بهعنوان مهمترین ابعاد آسیبپذیری شهری استخراج شده است. هریک از این ابعاد شامل معیارهای متنوعی هستند که در بخشهای بعدی بررسی خواهند شد. این معیارها امکان تحلیل دقیقتر و کاهش خطا در ارزیابی آسیبپذیری را فراهم میکنند.
عوامل طبیعی و زیستمحیطی بهطور مستقیم و غیر مستقیم بر میزان آسیبپذیری یک منطقه تأثیر میگذارند و تعیینکننده شدت خطرات و آسیبهای ناشی از مخاطرات طبیعی هستند. ویژگیهایی مانند موقعیت جغرافیایی، توپوگرافی، شیب زمین، نوع و مقاومت خاک، میزان بارندگی، نزدیکی به گسلها و آبراههها، و شرایط اقلیمی نقش مهمی در ایجاد یا تشدید آسیبپذیری دارند. مناطق واقعشده در حریم گسلها یا دارای خاکهای ضعیف، بیشتر در معرض خسارات ناشی از زلزله قرار دارند. همچنین، بارندگی شدید یا عدم نفوذپذیری خاک میتواند خطر سیلاب را افزایش دهد. تغییرات زیستمحیطی، مانند کاهش پوشش گیاهی و استفاده نادرست از منابع طبیعی، نیز پایداری زمین را کاهش داده و خطراتی نظیر فرسایش خاک، زمینلغزه، و سیلاب را تشدید میکند. بنابراین، تحلیل دقیق این عوامل برای برنامهریزی و کاهش آسیبپذیری ضروری است.
گسلها محل تجمع انرژی در لایههای زمین هستند که هنگام آزادسازی، باعث زلزله میشوند. شدت لرزهها و جابهجایی زمین در نزدیکی گسلها بیشتر است و میتواند باعث تخریب گسترده در سازهها شود. فاصله از گسلها یک معیار کلیدی در ارزیابی لرزهخیزی زمین است که در تعیین مناطق مناسب برای ساختوساز اهمیت دارد.
ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی خاک، مانند مقاومت برشی، تراکمپذیری، و نفوذپذیری، بر پایداری سازهها تأثیر مستقیم دارد. خاکهای ضعیف مانند رسهای نرم و ماسههای اشباعشده در هنگام زلزله مستعد روانگرایی هستند و باعث فروریزش سازهها میشوند. ارزیابی مقاومت خاک در مناطق با خطر بالای لرزهخیزی حیاتی است.
زمینهای با شیب زیاد به دلیل ناپایداری ذاتی مستعد لغزش، ریزش سنگ، و زمینلغزه هستند. در مناطقی با بارش زیاد یا زلزله، خطر افزایش مییابد. توپوگرافی همچنین بر هدایت آبهای سطحی تأثیر میگذارد و در مدیریت رواناب نقش دارد.
شتاب زمین ناشی از زلزله عامل اصلی واردآمدن نیروهای دینامیکی به سازهها است. بیشینه شتاب زمین نشاندهنده حداکثر شتاب در یک منطقه خاص در هنگام زلزله است. شتاب مبنای طرح بهعنوان شاخص لرزهخیزی، برای طراحی سازههای مقاوم در برابر زلزله در نظر گرفته میشود و نقش حیاتی در کاهش آسیبپذیری دارد.
بارشهای شدید باعث اشباع خاک، افزایش رواناب، و وقوع سیلاب میشود. همچنین، بارش زیاد در زمینهای شیبدار میتواند فرایندهای فرسایش خاک و زمینلغزه را تشدید کند. در مناطق با بارش بالا، باید ظرفیت مدیریت رواناب و پایداری زمین موردتوجه قرار گیرد.
مناطق نزدیک به آبراههها بیشتر در معرض خطر سیلاب قرار دارند و درواقع نزدیکی به رودخانه، کانال آب و مسیل از عوامل افزایش خطر سیلگیری در منطقه محسوب میشود. این مناطق بهویژه در دورههای بارش سنگین یا ذوب برف به دلیل بالا آمدن آب و عدم توانایی شبکههای تخلیه در انتقال حجم زیاد رواناب دچار سیل میشوند. از سوی دیگر، نزدیکی به مسیلها باعث تخلیه راحتتر رواناب میشود و با افزایش فاصله از آبراههها، تخلیه رواناب نیز مشکلتر میشود؛ اما طراحی نادرست مسیلها میتواند خطرات سیلاب را افزایش دهد.
سرعت باد نقش تعیینکنندهای در آسیبپذیری سازهها، بهویژه ساختمانهای بلند و سبک دارد. بادهای شدید میتوانند باعث تخریب سقفها، اجزای غیر سازهای و آسیب به زیرساختها شوند. مناطقی با سرعت باد بالا نیاز به طراحی خاص سازهای دارند که مقاومت در برابر فشارهای ناشی از باد را تضمین کند.
دبی ۲۵ساله به بیشترین حجم جریان آب در طول یک دوره بازگشتی ۲۵ساله اشاره دارد. این معیار نشاندهنده شدت و تکرار سیلابها در یک منطقه است و برای برنامهریزی زیرساختها مانند سدها و شبکههای زهکشی استفاده میشود.
دبی پیک سیلاب بیانگر حداکثر حجم جریان سیلاب در دورههای بازگشتی طولانیمدت (۵۰ یا ۱۰۰ سال) است. این شاخص به ارزیابی خطرات بلندمدت سیلاب و طراحی تأسیسات مقاوم در برابر حوادث شدید مانند پلها و کانالهای آب کمک میکند.
خاک با نفوذپذیری پایین باعث تجمع آبهای سطحی و افزایش خطر سیلاب میشود. از سوی دیگر، خاک با نفوذپذیری بالا به تخلیه رواناب کمک میکند، اما در صورت کاهش رطوبت میتواند ناپایدار شود. ارزیابی نفوذپذیری در تعیین قابلیت مدیریت رواناب و جلوگیری از فرسایش خاک اهمیت دارد.
پوشش گیاهی با تثبیت خاک و کاهش فرسایش، خطر لغزش زمین و سیلاب را کاهش میدهد. تراکم بالای پوشش گیاهی، رواناب سطحی را کاهش داده و به نفوذ آب به زیرسطح کمک میکند. کاهش پوشش گیاهی، بهویژه در مناطق شیبدار، خطر زمینلغزه و سیلاب را افزایش میدهد.
شهرها بهعنوان محیطهای کالبدی انسانی، مستعد انواع آسیبپذیریهای فیزیکی هستند که یکی از مهمترین عوامل آن، ساختار کالبدی و سازمان فضایی شهر است. در این زمینه، معیارهایی همچون فرسودگی بافت، تراکم، دانهبندی، عرض معابر و نحوه ترکیب راهها و بلوکهای شهری نقش اساسی دارند. نحوه مجاورت قطعات تفکیکی با معابر، میزان محصوریت بافتها، و الگوهای فضایی میتوانند آسیبپذیری شهری را تشدید یا کاهش دهند. ارزیابی این عوامل به شناخت بهتر نقاط ضعف کالبدی و ارتقای توان پایداری شهری کمک میکند. شاخصهای ارزیابی آسیبپذیری شهری در برابر مخاطرات از بعد کالبدی- فضایی به شرح ذیل است:
این شاخص بهعنوان یک عامل کلیدی در ارزیابی آسیبپذیری شهری، تأثیر مستقیمی بر میزان تلفات و خسارات ناشی از بحرانها دارد. تراکم جمعیتی، بهمعنای تعداد افراد در واحد سطح، شاخصی است که بار جمعیتی بر معابر شهری را نشان میدهد. در مناطقی با تراکم جمعیتی بالا، سرعت پناهگیری و امدادرسانی کاهش مییابد و احتمال تلفات انسانی افزایش پیدا میکند. تراکم بالای جمعیت همچنین منجر به بسته شدن معابر، محدودیت در گریز به مناطق امن و کاهش دسترسی به خدمات امدادی در هنگام وقوع بحرانها میشود. این شاخص معمولاً بر اساس نفر در هکتار اندازهگیری شده و میتواند در سطوح مختلف شهری یا محلهای ارزیابی شود. تراکم ساختمانی نیز که به نسبت زیربنای سرپوشیده کل طبقات و ساختمانهای موجود در یک قطعه زمین (زیربنای ناخالص) به مساحت آن قطعه زمین اشاره دارد، بر ایمنی و آسیبپذیری شهری تأثیر بسزایی دارد. افزایش تراکم ساختمانی علاوهبر محدود کردن فضاهای باز موردنیاز برای امدادرسانی و تجمع اضطراری و کاهش امکان گریز، احتمال فروپاشی ساختمانها و ایجاد خسارتهای جانی و مالی را بالا میبرد. از این رو، تنظیم تراکم ساختمانی و جمعیتی بر اساس ظرفیت و توان مناطق شهری، اهمیت بسیاری در کاهش آسیبپذیری دارد. در مجموع، افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی در مناطق شهری باعث افزایش احتمال خسارتها و دشواری در امدادرسانی میشود. به همین دلیل، مدیریت صحیح تراکم و توزیع متعادل آن در محدودههای شهری، بهویژه در مناطق مستعد خطر، میتواند نقش مؤثری در کاهش آسیبپذیری و افزایش ایمنی شهری داشته باشد [52،53].
سازگاری کاربریهای همجوار به نحوه قرارگیری و ارتباط میان کاربریهای مختلف شهری اشاره دارد و در ارزیابی آسیبپذیری نقش حیاتی ایفا میکند. هر کاربری، بسته به عملکرد و محل قرارگیری، میزان مشخصی از آسیبپذیری در برابر مخاطرات را دارد. درصورت عدم رعایت اصول همجواری و قرار گرفتن کاربریهای ناسازگار در کنار یکدیگر، میتواند منجر به افزایش آسیبپذیری و گسترش خطرات شود. بهعنوانمثال، قرارگیری تأسیسات صنعتی یا انبارهای مواد خطرناک در نزدیکی مناطق مسکونی میتواند در صورت وقوع بحران، خسارات جبرانناپذیری به بار آورد. در هنگام وقوع زلزله نیز هر نوع کاربری بسته به شرایط زمینشناسی و موقعیت مکانی، میزان آسیبپذیری متفاوتی را تجربه میکند که مدلهای تحلیلی میتوانند میزان سازگاری هر کاربری را با موقعیت جغرافیایی آن ارزیابی کرده و مخاطرات ناشی از شرایط منطقهای و زمینشناسی را تعیین کنند.
به طور کلی شهرها، بهدلیل وسعت جغرافیایی و تمرکز تأسیسات و نیروی انسانی، مستعد تهدیدات متنوعی هستند که برخی از آنها، مانند زلزله یا آتشسوزی، میتوانند همافزایی مخرب میان کاربریهای ناسازگار ایجاد کنند. این همافزایی میتواند شدت بحران و میزان خسارات را افزایش دهد. ازاینرو، طراحی صحیح سازمان فضایی شهر و رعایت اصول همجواری کاربریها، گامی اساسی در کاهش آسیبپذیری شهری و بهبود تابآوری در برابر مخاطرات مختلف به شمار میآید.
مفهوم بافت شهری بهطور کلی به چگونگی ترکیب اجزای مختلف شهر ازجمله معابر و سازهها اشاره دارد. این ترکیب میتواند تأثیر زیادی بر کارایی سیستم شهری بهویژه در مواقع بحران داشته باشد. در واقع هر نوع بافت شهری در برابر تهدیدات طبیعی یا انسانساخت واکنش متفاوتی دارد و طراحی صحیح آن علاوهبر کاهش آسیبپذیری، میتواند به تسهیل در امدادرسانی، پاکسازی و اسکان موقت نیز کمک کند. به عبارت دیگر، نوع بافت شهری ارتباط مستقیمی با آسیبپذیری در برابر بحرانها دارد. بهعنوان مثال بافتهای منظم و پیوسته در اراضی هموار معمولاً آسیبپذیری کمتری دارند. این نوع بافتها امکان دسترسی آسان برای امدادرسانی را فراهم کرده و سرعت واکنش در هنگام بحران را افزایش میدهند. بهویژه بافت شطرنجی که به دلیل طراحی منظم و راههای دسترسی متعدد، در مواقع اضطراری عملکرد موثری دارد. در مقابل، بافت ناپیوسته و نامنظم در نواحی هموار یا بافت پلکانی در اراضی کوهپایهای آسیبپذیری بیشتری دارند. این نوع بافتها به دلیل ساختار پیچیده و محدودیت در دسترسی به معابر میتوانند در زمان وقوع بحران مانع از امدادرسانی سریع و مؤثر شوند. به علاوه ویژگیهای بافت میتواند در توان واکنش ساکنان در برابر تهدیدات مختلف نیز تأثیرگذار باشد. بهعنوانمثال در بافتهای منظم و ساده امکان گریز و پناهگیری بهمراتب سریعتر از بافتهای پیچیده و نامنظم است. بنابراین مطالعه و تحلیل بافت شهری در فرایند برنامهریزی و مدیریت بحران نقش کلیدی دارد.
پایداری شهری وابسته به تحول و تغییرات تدریجی شهر در ابعاد مختلف است، بهگونهای که بتواند به نیازهای زمانی و مکانی پاسخ دهد. زمانی که این سازگاری محقق نشود، شهرها به سمت فرسودگی در ابعاد کالبدی، اجتماعی و عملکردی حرکت میکنند. فرسودگی شهری در واقع به معنای کاهش کیفیت و کارایی اجزای کالبدی شهر است که به تدریج به نابودی کالبدی-عملکردی شهر منجر میشود. این فرسودگی میتواند ناشی از عدم نگهداریرشد بیرویه یا عدم تطابق با نیازهای اجتماعی و اقتصادی جدید باشد. بافتهای فرسوده به دلیل ویژگیهای ساختاری ناپایدار و نفوذناپذیر خود در زمان بحرانها خطرات بیشتری را به همراه دارند. میزان تخریب در این بافتها بهویژه در هنگام وقوع حوادث طبیعی یا تهدیدات انسانساخت بالا است و این امر بر آسیبپذیری عمومی تأثیر میگذارد. در چنین مناطقی همچنین دسترسی به خدمات اضطراری و امدادرسانی محدود بوده و میتواند کارایی اقدامات امدادی را کاهش دهد. بهطور خاص در برنامهریزی دفاعی شهری این مناطق به دلیل خطرات موجود و آسیبپذیری بالاترشان نیاز به توجه ویژه دارند. افزایش فاصله با بافتهای فرسوده و بیکالبد، علاوهبر بهبود کیفیت زندگی، میتواند موجب کاهش آسیبپذیری در برابر بحرانها و تهدیدات شود، چرا که بافتهای سالمتر و مقاومتر عملکرد بهتری در مواجهه با بحرانها دارند.
درجه محصوریت یکی از شاخصهای کلیدی در ارزیابی آسیبپذیری شهری است که ارتباط مستقیمی با نحوه واکنش و میزان توان امدادرسانی در زمان بحران دارد. این شاخص به نسبت عرض معابر به ارتفاع ساختمانهای مجاور اشاره دارد و در مواقع بروز بحران اهمیت ویژهای پیدا میکند. در شرایطی که معابر باریک و ساختمانها با ارتفاع زیاد در کنار هم قرار گیرند، فضای عبور برای افراد و خودروهای امدادی محدود میشود که این موضوع بهویژه در شرایط اضطراری و هنگام گریز از محل بحران به شدت تأثیرگذار است. از سوی دیگر، در معابر باریک و محصور احتمال ترافیک یا انسداد مسیرها بیشتر است که میتواند دسترسی به نقاط مختلف شهر و مناطق امن را با مشکل مواجه کند. این شاخص در بسیاری از مطالعات آسیبپذیری شهری در برابر تهدیدات طبیعی و انسانساخت بهعنوان یکی از پارامترهای مهم در ارزیابی امنیت و آمادگی شهری مطرح میشود.
نفوذپذیری بافت شهری یکی از معیارهای تعیینکننده در ارزیابی آسیبپذیری است که ارتباط مستقیم با عرض معابر دارد. در واقع نفوذپذیری بافت به معنای قابلیت دسترسی و عبور و مرور در داخل شهر است که تحت تأثیر عرض معابر قرار دارد. هرچه عرض معابر بیشتر باشد، امکان دسترسی سریعتر به مناطق مختلف شهر از جمله مناطق بحرانی بیشتر است. در همین راستا، شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، یکی از معیارهای شناسایی بافتهای فرسوده را وجود معابر زیر 6 متر به میزان حداقل 50 درصد از بافت منطقه میداند. معابر باریک که دسترسی محدودی به شهر و مناطق مختلف دارند میتوانند موجب افزایش آسیبپذیری در مواقع بحران شوند. بهویژه در شرایطی که نیاز به جابجایی سریع افراد یا تجهیزات امدادی باشد، این بافتهای کمنفوذ میتوانند عملکرد سیستم امدادرسانی را مختل کنند. بنابراین ارتقای عرض معابر و افزایش نفوذپذیری بافت بهویژه در مناطق پرجمعیت میتواند به کاهش آسیبپذیری شهری و تسهیل در فرایندهای امدادرسانی کمک کند.
دانهبندی بافت شهری که به میانگین حدنصاب مساحت قطعات اراضی اشاره دارد، یکی از عوامل مؤثر در تعیین میزان آسیبپذیری شهری است. اراضی شهری معمولاً به سه دسته ریزدانه (کمتر از 200 مترمربع)، میاندانه (200 تا 400 مترمربع)، و درشتدانه (بیش از 400 مترمربع) تقسیم میشوند. براساس شاخصهای شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، وجود قطعات با مساحت کمتر از 150 مترمربع به میزان حداقل 50 درصد بافت، یکی از معیارهای شناسایی بافتهای فرسوده محسوب میشود. در این میان، بافتهای ریزدانه به دلیل تراکم بالای کالبدی، محدودیت فضای باز و کاهش فضای مفید برای گریز، پناهگیری، امدادرسانی و اسکان موقت، از آسیبپذیری بیشتری برخوردارند. علاوهبر این، انسداد مسیرهای ارتباطی و کاهش کارایی شبکه معابر در این بافتها، مشکلاتی نظیر گرههای ترافیکی و افزایش میزان خطر را تشدید میکند. در مقابل، بافتهای درشتدانه به دلیل کاهش گرههای ترافیکی، تعداد کمتر بنبستها و افزایش کارآمدی شبکه ارتباطی، در زمان وقوع بحران عملکرد بهتری دارند. همچنین، دانهبندی بافت تأثیر مستقیمی بر نظم فضایی بلوکهای شهری، تراکم جمعیتی، تمرکز خدمات و زیرساختها دارد و ازاینرو، طراحی بهینه دانهبندی میتواند نقش مهمی در کاهش آسیبپذیری شهری ایفا کند. در نهایت، این شاخص نهتنها در طراحی و برنامهریزی شهری بلکه در مدیریت بحران نیز تأثیرگذار بوده و بافتهای میاندانه و درشتدانه، بهویژه در مواجهه با تهدیدات طبیعی و انسانساخت، از ایمنی بیشتری برخوردارند. [22،52]
ساختمان بهعنوان محصول نهایی فرایند ساختوساز تحتتأثیر مجموعهای از مقررات، خدمات، مصالح، محصولات و تجهیزات قرار دارد. بخش عمده کیفیت ساختوساز به عواملی مانند نوع مصالح، اهمیت سازه، تعداد طبقات، سال ساخت، نظام ساختوساز، کنترل و تضمین کیفیت و میزان توسعهیافتگی صنعت ساخت وساز کشور وابسته است. در ادامه مهمترین معیارهای آسیبپذیری از بعد کالبدی-ساختمان بررسی میشوند:
مقاومت ساختمان و سطح ایمنی آن در برابر زلزله، آتشسوزی و... یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی آسیبپذیری است که به عوامل مختلفی مانند سال ساخت، مصالح بهکاررفته، نوع نمای ساختمان، سیستم سازهای و کیفیت ساخت وابسته است. طبق شاخصهای استاندارد، ساختمانها به چهار گروه نامقاوم، کممقاوم، نیمهمقاوم و مقاوم تقسیم میشوند. ساختمانهای دارای مصالح باکیفیت و طراحی مطابق استانداردهای روز مقاومت بیشتری در برابر بلایا دارند. از سوی دیگر، بناهایی که با مصالح خشتی، گلی یا آجری ساخته شدهاند در برابر زلزله یا تهدیدات دیگر آسیبپذیرتر هستند.
نوع مصالح سازهای نقش کلیدی در رفتار ساختمان هنگام وقوع بحران به خصوص در زمان زلزله دارد. ساختمانها را از نظر نوع مصالح بهکاررفته در سازه میتوان به چهار دسته بادوام، نیمه بادوام، کمدوام و بیدوام تقسیم کرد. استفاده از مصالح مقاوم مانند بتن مسلح، فولاد و مواد سبک و مقاوم نظیر بلوکهای سبک بتنی، خطرات ناشی از زلزله را کاهش میدهد. سازههای سنگی و خشتی بهویژه در مناطق زلزلهخیز بیشترین خطرپذیری را دارند و این موضوع در تحلیلهای خطرپذیری اهمیت زیادی دارد.
سیستم باربر جانبی هر ساختمان تأثیر مستقیمی بر رفتار آن در برابر زلزله دارد. ساختمانها بسته به سیستم سازهای خود مانند قاب خمشی، دیوار برشی، سیستمهای ترکیبی و... از مقاومت جانبی متفاوتی در برابر زلزله برخوردار هستند. آییننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله این سیستمها را برای ارزیابی رفتار لرزهای طبقهبندی کرده است. سیستمهای دوگانه و قاب خمشی ویژه معمولاً عملکرد بهتری در برابر نیروهای لرزهای دارند.
علاوهبر نوع خاک و مشخصات زمین محل ساخت پارامترهای دیگری از جمله ارتفاع ساختمان و تعداد طبقات آن نیز بر ارتعاش و ناپایداری سازه تأثیرگذار بوده و از عوامل مهم آسیبپذیری به شمار میروند. با افزایش ارتفاع ساختمان و تعداد طبقات، ضریب تشدید لرزهای و جابهجایی سازه افزایش مییابد. بنابراین طراحی سازههای بلند باید با رعایت ضوابط آییننامه و تحلیل دقیق لرزهای انجام شود.
سطح اشغال ساختمان، که بهعنوان نسبت مساحت سطح مجاز احداث بنا به مساحت کل قطعه زمین تعریف میشود، یکی از معیارهای کلیدی در پدافند غیرعامل محسوب میشود. رعایت اصولی سطح اشغال در طراحی ساختمانها موجب میشود بخشی از زمین آزاد بماند و به ایجاد فضاهای باز برای پناهگیری، عملیات امدادرسانی و کاهش تراکم جمعیتی کمک شود. بهعنوان مثال، ضوابط پدافند غیرعامل پیشنهاد میکنند که درصد معینی از زمین در هر قطعه یا پلاک به فضای باز اختصاص یابد تا تعادل میان توده و فضا برقرار شود [22]. عدم رعایت این شاخص میتواند به تراکم بالای جمعیت و اختلال در امدادرسانی در مواقع بحرانی منجر شود.
نمای ساختمان نیز بهعنوان یکی از متغیرهای تأثیرگذار در میزان آسیبپذیری کالبدی از عوامل مهمی است که میتواند در هنگام بلایا خطرساز باشد. نماهای سنگین یا شیشهای که در ساختوسازهای جدید رواج بیشتری یافتهاند به دلیل ریزش خطرناک در هنگام زلزله تهدیدی جدی محسوب میشوند. در مقابل استفاده از مصالح سبک و مقاوم، مانند پنلهای پیشساخته و تقویتشده ضد حریق میتواند این آسیبها را به میزان زیادی کاهش دهد.
عمر ساختمان یکی دیگر از شاخصهای مهم آسیبپذیری است. در ایران عمر مفید ساختمانها بهطور میانگین ۳۰ سال برآورد شده است. ساختمانهای قدیمیتر که بر اساس استانداردهای قدیمی یا بدون نظارت مهندسی ساخته شدهاند از مقاومت کمتری برخوردارند. چراکه در هر دوره و در ویرایشهای مختلف آییننامه، کیفیت مصالح ساختمانی، ساخت و اجرا تغییر میکند. این موضوع بهویژه در مواجهه با زلزله که نیاز به طراحی لرزهای پیشرفته دارد نمود بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل ساختمانهای قدیمیتر نیازمند مقاومسازی یا تخریب و بازسازی هستند. همچنین ضرورت احیا و مرمت بناهای تاریخی به دلیل قدمت بسیار زیاد و بالا بودن احتمال آسیبها و تلفات انسانی این اماکن در مواقع بروز بحرانهای طبیعی، باید مورد توجه قرار گیرد.
شبکههای ارتباطی شهری که هدف آن برآوردن مفهوم نیاز به دسترسی است، نقشی کلیدی در کاهش آسیبپذیری در برابر بحرانها و حوادث مختلف بهویژه پس از وقوع زلزله ایفا میکنند. طراحی یک شبکه ارتباطی کارآمد میتواند تا حد زیادی میزان خسارتها و صدمات ناشی از بحرانها را کاهش دهد. شبکههای ارتباطی مؤثر عرض بیشتری دارند و مساحت بیشتری را نسبت به سطوح ساختهشده شهری پوشش میدهند. علاوهبر این، معابر شبکه باید کمترین پیچ و خم را داشته باشند بهگونهای که دسترسی به کاربریهای حساس مانند بیمارستانها و مراکز امدادی بهطور مستقیم برقرار شود و امکان دسترسی سواره هرچه بیشتر فراهم باشد. همچنین نوع بافت شهری نیز تأثیر زیادی بر کارآمدی این شبکهها دارد. در بافتهای شهری با دانهبندی درشت که معابر کمتری را مسدود میکنند و گرههای ترافیکی کمتری دارند، کارایی شبکههای ارتباطی بیشتر و میزان آسیبپذیری کمتر است. در نتیجه، بهبود و توسعه شبکه ارتباطی نهتنها در شرایط عادی یک ضرورت است بلکه در مواقع بحرانی و غیرعادی برای حفظ جان افراد و تسهیل عملیات امدادی اهمیت چندبرابری پیدا میکند.
فضاهای باز شهری از جمله پارکها، میدانها و سایر اراضی باز، نقش بسیار مهمی در کاهش آسیبپذیری شهری ایفا میکنند. این فضاها بهعنوان محلهایی امن برای گریز، پناهگیری، امدادرسانی، اسکان موقت و جمعآوری کمکها در زمان بحران عمل میکنند. همچنین با توجه به ظرفیت زیرساختهای گردشگری و تفریحی می توان از امکاناتی نظیر هتلها و مراکز اقامتی جهت اسکان شهروندان در زمان وقوع بحرانهایی نظیر زلزله، سیل و ... بهرهگیری نمود. از طرفی فضاهای باز تأثیر زیادی در تعدیل تراکم جمعیتی و ساختمانی دارند و میتوانند بهعنوان فضای ارتباط دهنده بین فعالیتهای مختلف درون شهر عمل کنند. طراحی مناسب فضاهای باز در محدوده شهری به گونهای که متناسب با نیازهای بحران و دارای توزیع عادلانه در مناطق مختلف شهر باشد، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این فضاها میتوانند در مواقع اضطراری به کاهش وسعت و دامنه آسیبها کمک کنند و با افزایش قابلیتهای دفاعی از آسیبپذیری شهر در برابر تهدیدات طبیعی و انسانساخت بکاهند. از جمله مهمترین فضاهای باز شهری که در بحرانها کاربرد دارند میتوان به فضاهای سبز شهری، معابر و دسترسیها، اراضی ذخیره خدمات شهری و فضاهای وسیع عمومی یا خصوصی اشاره کرد. بدین ترتیب، توجه به طراحی و توزیع صحیح فضاهای باز بهویژه در بافتهای شهری برای کاهش آسیبپذیری و افزایش تابآوری شهری ضروری است. [22]
مراکز امداد و نجات بهویژه ایستگاههای آتشنشانی و مراکز درمانی در کاهش آسیبها و مدیریت بحران نقشی حیاتی دارند. مکانیابی این مراکز باید بهگونهای باشد که دسترسی سریع و آسان به آنها در مواقع بحران تضمین شود. ایستگاههای آتشنشانی باید در محل تقاطعها و در خیابان دوطرفه قرار گیرند تا در صورت بروز حوادث بهسرعت به منطقه حادثهدیده دسترسی پیدا کنند. فاصله از ایستگاههای آتشنشانی حداکثر 1500 متر پیشنهاد شده تا امدادرسانی سریع و مؤثر امکانپذیر شود [54]. همچنین مراکز درمانی نیز باید در دسترس و نزدیک به مناطق پرخطر قرار گیرند تا در صورت وقوع حادثه، رسیدگی سریع به مصدومین و مجروحین تسهیل گردد. شعاع دسترسی برای درمانگاهها 650 تا 750 متر و برای بیمارستانها 1 تا 1.5 کیلومتر توصیه میشود [55]. این دسترسی باید بهگونهای باشد که افراد بتوانند بهراحتی و در کمتر از 10 دقیقه پیادهروی به مراکز درمانی برسند. نزدیک بودن به مراکز امدادی مانند آتشنشانی و درمانی بهویژه در زمان بحران موجب افزایش کارآمدی عملیات امداد و نجات میشود. بنابراین برنامهریزی شهری باید بر اساس این معیارها صورت گیرد تا از آسیبپذیری کمتر و تابآوری بالاتری برخوردار شویم.
زیرساختهای شهری شامل کلیه خدمات و شبکههای ضروری برای عملکرد یک شهر از جمله کاربریهای عمومی و خدماتی (تأسیسات روبنایی) و شبکههای حملونقل، آب و فاضلاب، نیرو، سوخت، ارتباطات و دیگر تأسیسات مرتبط (تأسیسات زیربنایی) هستند. هرگونه نقص یا اختلال در عملکرد تأسیسات شهری شامل خدماتی مانند آب، برق، گاز، تلفن و سیستمهای فاضلاب میتواند به بحرانهای شدید شهری و مشکلات سیاسی و امنیتی منجر شود. این تاسیسات که معمولاً بهصورت سیستمهای پیچیده زیرزمینی طراحی و اجرا میشوند، بهعنوان شریانهای حیاتی شهر عمل میکنند و نقش اساسی در تأمین نیازهای اولیه شهروندان دارند.
به طور کلی زیرساختها در هر جامعه و کشوری بهعنوان یکی از ارکان اصلی و حیاتی برای ادامه حیات شهری به شمار میروند. اگر هر یک از این زیرساختها بهدرستی عمل نکند یا آسیبپذیر باشد، میتواند باعث ایجاد اختلالات عمده در خدمات عمومی و در نهایت بحرانهایی در سایر بخشها شود. نقص در زیرساختها میتواند بهحدی مخرب باشد که نهتنها اثرات منفی مستقیم بر زندگی شهری داشته باشد بلکه موجب فروپاشی سایر شبکهها و بروز پیامدهای پیشبینینشده در سطح اقتصادی و اجتماعی گردد. بنابراین اهمیت حفظ کارکرد صحیح و ایمن این زیرساختها و همچنین ارتقای تابآوری آنها در برابر بحرانها امری حیاتی است تا از بروز اختلالات گسترده و تهدیدات جدی جلوگیری شود. نقش زیرساختهای مختلف شهری در میزان آسیبپذیری در بحرانها در ادامه این بخش ارائه شده است.
شبکه حملونقل شهری بهعنوان یکی از آسیبپذیرترین زیرساختها در برابر سوانح و تهدیدات، نقشی حیاتی در برقراری ارتباط میان عناصر مختلف شهر ایفا میکند. هرگونه اختلال یا آسیب در این شبکه میتواند باعث قطع ارتباطات داخلی شهر و تشدید بحران شود. اهمیت این شبکه نهتنها بهعنوان مسیرهای تردد بلکه بهعنوان عاملی تأثیرگذار در کاهش یا تشدید آسیبپذیری شهری دوچندان است. شبکه حملونقل شامل معابر شهری، شبکه راههای بین شهری، خطوط ریلی و شبکههای هوایی و دریایی است که هرکدام حجم معینی از ترددها را مدیریت کرده و سطح متفاوتی از سرویسدهی را ارائه میدهند. در زمان بحران کارایی این شبکهها بهویژه شبکههای جادهای و ریلی مستقیماً بر سرعت امدادرسانی و مدیریت بحران تأثیر میگذارد. زیرساختهای حملونقل شامل فناوری و دانش طراحی، ساخت و نگهداری است که باید ایمن، کارآمد و اقتصادی طراحی شوند. درعینحال، کاهش آسیبپذیری این شبکهها در برابر تهدیدات طبیعی همچون زلزله و سیل ضروری است تا عملکردهای آنها با حداقل آسیب مختل نشود و بهسرعت بازیابی گردد. بدین ترتیب، مدیریت بهینه شبکه حملونقل و تقویت تابآوری آن از عناصر کلیدی حفظ پویایی و کاهش آسیبهای ناشی از بحران در شهرهای امروزی به شمار میآید.
5-4-2. تأسیسات شهری (آب، برق، گاز، مخابرات و...)
تأسیسات شهری شامل زیرساختهای حیاتی مانند آب، برق، گاز، و مخابرات است که هر یک از این شریانها نقش مهمی در عملکرد ایمن و پایدار شهر دارند. هریک از زیرساختهای شهری شامل تأسیسات بالادستی و پاییندستی هستند و هرگونه اختلال در بخش بالادستی میتواند عملکرد بخش پاییندستی را بهشدت مختل کرده و خسارات جدی به خدمات شهری وارد کند. برای مثال، قطع گاز یک نیروگاه میتواند تولید برق را متوقف کند و در نتیجه سایر خدمات شهری را نیز دچار بحران نماید. اندرکنش میان این شریانهای حیاتی بسیار مهم است زیرا تخریب یا خرابی یکی از آنها ممکن است به بروز آسیبهای ثانویه مانند آتشسوزی، انفجار یا شوک الکتریکی منجر شود. بهطورکلی، آسیب دیدن این تأسیسات میتواند تلفات ناشی از وقوع بحران را به دلیل آسیبهای ناشی از عدم دسترسی به شریانهای حیاتی در زمان امداد و آسیبهای ناشی از سوانح ثانویه بهشدت افزایش دهد. بهعنوانمثال، شبکههای آبرسانی بهدلیل نقش حیاتی در ادامه زندگی، از اهمیت بالایی برخوردارند و بازگرداندن آنها به حالت عادی در مواقع بحران ضروری است. تأسیسات برقی شامل نیروگاهها، خطوط انتقال و شبکههای توزیع نیز از شریانهای کلیدی شهر محسوب میشوند که اختلال در آنها میتواند تبعات گستردهای به همراه داشته باشد. شبکههای گازرسانی به دلیل خطرات ناشی از انفجار و اتفاقات ثانویه از حساسیت بالاتری برخوردارند. در این میان تأسیسات مخابراتی نیز با حفظ ارتباطات و اطلاعرسانی، نقشی کلیدی در کاهش تلفات و خسارات دارند و اختلال در آنها میتواند مدیریت بحران را دشوار کند [56]. بنابراین عواملی همچون جانمایی مناسب این تأسیسات، نوع فناوری بهکاررفته، شیوه کنترل و نظارت بر آنها میتواند تأثیر بسزایی در کاهش خطرپذیری و ارتقای ایمنی شهری داشته باشد. بررسی این مؤلفهها امکان ارزیابی میزان خطرپذیری ناشی از کارایی پایین این زیرساختها را فراهم میسازد.
مراکز پرخطر یا تأسیسات خطرآفرین به آن دسته از زیرساختهای شهری اطلاق میشوند که در ارتباط با مواد خطرناک هستند و به دلیل ماهیت خود میتوانند خطرات ثانویهای نظیر انفجار و آتشسوزی ایجاد کنند. مراکز سوخترسانی مانند پمپبنزینها و تأسیسات صنعتی از جمله این مراکز هستند که در صورت وقوع حوادث میتوانند موجب خسارات گستردهای در مناطق شهری شوند. این مراکز بهویژه زمانی که در مجاورت کاربریهای حساس مانند بیمارستانها، مدارس، دانشگاهها یا مراکز امدادرسانی قرار گیرند، دامنه تخریب شهری و تلفات انسانی را افزایش میدهند.
آسیبپذیری ناشی از این مراکز به دو دسته فیزیکی و عملکردی تقسیم میشود. آسیبپذیری فیزیکی ناشی از انفجار به بررسی شعاع تخریب و میزان خسارت در اطراف تأسیسات میپردازد که این شعاع بر اساس نوع و میزان مواد خطرزا تعیین میشود. بهعنوان مثال، در صورت انفجار پمپبنزین، مساحتی به شعاع 150 تا 200 متر در معرض خطر قرار میگیرد [52]. ازاینرو، تأسیسات خطرآفرین نظیر مخازن سوخت به دلیل تأثیر قابلتوجه بر آسیبپذیری شهری باید با دقت مکانیابی شده و ملاحظات حفاظتی و زیستمحیطی در طراحی و همجواری آنها رعایت شود. بررسی پیامدهای احتمالی ناشی از تخریب این مراکز و تعامل آنها با سایر اجزای شهری، برای کاهش خطرات ضروری است.
آسیبپذیری در برابر مخاطرات طبیعی ابعاد گستردهای دارد که علاوهبر جنبههای محیطی، کالبدی و زیربنایی، شامل جنبههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... نیز میشود. هر یک از این ابعاد بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر میزان تابآوری جامعه در برابر حوادث تأثیر میگذارند.
وضعیت آموزش، سطح آگاهی عمومی و آمادگی اجتماعی در کاهش آسیبپذیری ناشی از مخاطرات طبیعی بسیار مهم است. سطح سواد، میزان دسترسی به اطلاعات و آموزشهای مرتبط با مدیریت بحران از جمله آموزش کمکهای اولیه، مقابله با حوادث و آگاهی از استانداردهای مسکن مقاوم از شاخصهای کلیدی این بعد به شمار میروند. تحقیقات نشان داده است که رابطه مستقیمی بین سطح سواد و میزان آمادگی خانوارها در شرایط بحرانی وجود دارد. همچنین، همبستگی بالایی میان آگاهی اجتماعی و کاهش تلفات جانی مشاهده شده است. شبکههای اجتماعی و همبستگی اجتماعی نیز در تسهیل امدادرسانی و افزایش تابآوری نقش دارند.
آسیبپذیری از بعد اقتصادی با وضعیت معیشتی افراد، سطح درآمد، وجود بیمههای حوادث و توان بازسازی مناطق آسیبدیده پس از بحران مرتبط است. مالکین با درآمد پایینتر به دلیل ناتوانی در مقاومسازی مسکن، دسترسی کمتر به امکانات و عدم توانایی در بازسازی پس از حوادث، بیشتر در معرض خطر قرار دارند. بیمه حوادث بهعنوان یک راهکار اقتصادی میتواند تأثیر قابلتوجهی در کاهش فشار مالی و روانی خانوارها بعد از بحران داشته باشد و سرعت بازسازی را افزایش دهد.
تصمیمگیریهای سیاسی و میزان توجه سیاستگذاران به مدیریت بحران و توسعه پایدار از دیگر ابعاد تأثیرگذار است. برنامهریزی و سیاستگذاری مناسب برای مدیریت منابع، آموزش عمومی و کاهش خطرپذیری از مخاطرات طبیعی از جمله عواملی است که میتواند آسیبپذیری را کاهش دهد. همچنین شفافیت در مدیریت بحران و پاسخگویی در شرایط بحرانی بر اعتماد عمومی و اثربخشی اقدامات دولت تأثیر میگذارد.
نقش فرهنگ و باورهای عمومی در آمادگی در برابر مخاطرات طبیعی بسیار پررنگ است. جوامعی که فرهنگ پیشگیری و ایمنی را ترویج دادهاند، نسبت به سایر جوامع تابآوری بیشتری دارند. باورهای اشتباه، کمتوجهی به استانداردهای ایمنی و یا انکار خطر میتواند آسیبپذیری را افزایش دهد. همچنین فرهنگ مشارکت جمعی میتواند در بهبود روند امدادرسانی و بازسازی تأثیر بسزایی داشته باشد.
استفاده از فناوریهای نوین در پیشبینی، پایش و مدیریت بحران یکی از مهمترین ابعاد کاهش آسیبپذیری است. سامانههای هشدار سریع، پهپادها، نرمافزارهای مدیریت بحران و تحلیل دادههای کلان میتوانند به شناسایی و کاهش مخاطرات کمک کنند. همچنین وجود زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) برای اطلاعرسانی سریع و هماهنگی در زمان بحران، نقش حیاتی دارد.
بهطور کلی، کاهش آسیبپذیری مستلزم اتخاذ رویکردی جامعی است که تمامی ابعاد اعم از محیطی، کالبدی، زیرساختی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را مدنظر قرار دهد. این رویکرد باید بر مبنای پیشگیری، آموزش و تقویت تابآوری طراحی شود تا جوامع بتوانند در برابر مخاطرات طبیعی آمادگی و توانایی بیشتری برای مقابله داشته باشند.
6. فرایند تحلیل آسیبپذیری بر مبنای وزن و اهمیت شاخصها
در بخش پیشین، ابعاد مختلف آسیبپذیری بهطور جامع مورد بررسی قرار گرفت. هر یک از این ابعاد دربرگیرنده زیرمعیارهایی هستند که برای سنجش دقیقتر میزان آسیبپذیری باید در نظر گرفته شوند. از میان این ابعاد مواردی نظیر بعد زیستمحیطی، کالبدی، زیرساختی و دسترسی به دلیل تأثیر مستقیم و حیاتی آنها بر شدت و گستردگی آسیب ناشی از مخاطرات از اهمیت بیشتری برخوردارند. در این فرآیند برای هر بعد زیرمعیارهایی مشخص به منظور سنجش دقیقتر تعریف شد. برای مثال، در بعد زیستمحیطی معیارهایی چون فاصله از گسل، میزان بارش و نفوذپذیری خاک؛ در بعد کالبدی شاخصهایی نظیر تراکم جمعیت، نوع بافت، مقاومت و عمر بناها؛ در بعد زیرساختی عواملی مانند وضعیت شبکههای حملونقل، تاسیسات شهری؛ و در بعد دسترسی، عواملی مانند نزدیکی به مراکز امدادی و خدماتی و دسترسی به فضاهای باز و سایر ابعاد اجتماعی، اقتصادی و... مورد بررسی قرار گرفتند.
برای ارزیابی این ابعاد، ابتدا وضعیت هر یک از معیارها بررسی شده و بر اساس یک سیستم امتیازدهی استاندارد، مقادیر مشخصی به آنها اختصاص داده میشود. این معیارها و شاخص امتیازدهی با بررسی منابع و بر مبنای میزان اهمیت و تأثیر هر معیار در کاهش یا افزایش آسیبپذیری، جمعبندی و تکمیل شدهاند. در گام بعدی میتوان با استفاده از روشهای تحلیلی مانند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) یا مدلهای چندمعیاره و تکنیکهای مشابه، وزن نهایی هر بعد محاسبه شده و تأثیر نسبی هر معیار در ارزیابی کلی آسیبپذیری را تعیین کرد. در نهایت، این رویکرد تحلیلی، چارچوبی جامع برای شناسایی نقاط ضعف و قوت جامعه فراهم کرده و اولویتبندی اقدامات لازم برای کاهش آسیبپذیری را امکانپذیر میکند. معیارها و شاخصهای مرتبط با هر بعد آسیبپذیری و نحوه امتیازدهی آنها که بر اساس یافتههای تحقیق به دست آمدهاند، در جدول زیر ارائه شده است.
جدول 3 . ابعاد و معیارهای ارزیابی آسیبپذیری در برابر مخاطرات طبیعی
|
ابعاد آسیبپذیری |
معیارها |
شاخص امتیازدهی |
|
بعد طبیعی و زیستمحیطی |
فاصله از خطوط گسل |
کمتر از 80 متر 80 تا 300 متر 300 تا 500 متر بیش از 500 متر |
|
جنس (مقاومت) خاک |
سنگ و شبه سنگ (نوع I) خیلی متراکم یا سنگ سست (نوع II) متراکم تا متوسط (نوع III) متوسط تا نرم (نوع IV) |
|
|
توپوگرافی و شیب زمین |
کمتر از 15 درجه بین 15 تا 30 درجه بیش از 30 درجه |
|
|
بیشینه شتاب زمین/ شتاب مبنای طرح منطقه |
g0/35 (پهنه با خطر نسبی خیلی زیاد) g0/30 (پهنه با خطر نسبی زیاد) g0/25 (پهنه با خطر نسبی متوسط) g0/20 (پهنه با خطر نسبی کم) |
|
|
میزان بارش منطقه |
مرطوب: بیش از 700 میلیمتر نیمه مرطوب: 500- 700 میلیمتر نیمه خشک: 250-450 میلیمتر خشک: 100-250 میلیمتر نیمه بیابانی: 50-100 میلیمتر بیابانی: کمتر از 50 میلیمتر |
|
|
نزدیکی به رودخانه، کانال و مسیل |
داخل حریم خارج از حریم |
|
|
سرعت وزش باد |
119 تا 153 کیلومتر بر ساعت (آسیبهای کم) 154 تا 177 کیلومتر بر ساعت (آسیبهای متوسط به زیرساختها) 178 تا 208 کیلومتر بر ساعت (آسیبهای زیاد به ساختمانها و گیاهان) 209 تا 251 کیلومتر بر ساعت (آسیبهای گسترده و تخریبهای شدید) بیش از 252 کیلومتر بر ساعت (تخریبهای فراگیر و فاجعهآمیز) |
|
|
دبی 25 ساله آبهای سطحی و زیرزمینی |
کمتر از 100 مترمکعب بر ثانیه بین 100 تا 300 مترمکعب بر ثانیه بین 300 تا 600 مترمکعب بر ثانیه بیش از 600 مترمکعب بر ثانیه |
|
|
دبی پیک سیلاب 50 ساله و 100 ساله |
کمتر از 2000 مترمکعب بر ثانیه بین 2000 تا 6000 مترمکعب بر ثانیه بین 6000 تا 10000 مترمکعب بر ثانیه بیش از 10000 مترمکعب بر ثانیه |
|
|
نفوذپذیری خاک |
نفوذپذیر نیمهنفوذپذیر نفوذناپذیر |
|
|
تراکم پوشش گیاهی |
کم متوسط زیاد |
|
|
بعد کالبدی- فضایی |
تراکم ساختمانی/ تراکم جمعیتی |
صفر تا 50 نفر در هکتار 50 تا 200 نفر در هکتار بیش از 200 نفر در هکتار |
|
سازگاری زمین با کاربری آن و سازگاری کاربریهای هم جوار |
کاملا سازگار نسبتا سازگار نسبتا ناسازگار کاملا ناسازگار |
|
|
نوع بافت |
ارگانیک شطرنجی ترکیبی پیوسته/ ناپیوسته هموار/ پلکانی منظم/ نامنظم |
|
|
فرسودگی بافت |
بافت فرسوده شهری بافت حاشیه ای (سکونتگاه غیررسمی) بافت نوین و غیر فرسوده |
|
|
درجه محصوریت (نسبت عرض معابر به ارتفاع ساختمانهای مجاور) |
صفر تا 1/5 1/5 تا 5 5 به بالا |
|
|
درصد معابر شهری/ عرض معابر (نفوذپذیری بافت) |
صفر تا 6 متر 6 تا 12 متر 12 تا 20 متر بیش از 20 متر |
|
|
درصد میانگین مساحت قطعات (دانهبندی بافت) |
کمتر از 120 متر مربع بین 120 تا 300 مترمربع 300 تا 500 مترمربع بیش از 500 مترمربع |
|
|
بعد کالبدی- ساختمان |
مقاومت بنا |
نامقاوم (کاملا ناایمن) کم مقاوم نیمه مقاوم مقاوم (کاملا ایمن) |
|
نوع مصالح سازه |
ساختمانهای بادوام با اسکلت فلزی، بتنی، سنگ، آهن، آجر، آهن ساختمانهای نیمه بادوام با آجر و چوب، سنگ و چوب، بلوک سیمانی، تمام آجر و سنگ و آجر ساختمانهای کم دوام به صورت تمام چوب، خشت و چوب و خشت و گل ساختمانهای بی دوام بهصورت چادر، حصیر و مشابه آن |
|
|
سیستم سازهای |
سیستم دیوارهای باربر سیستم قاب ساختمانی ساده سیستم قاب خمشی سیستم دوگانه یا ترکیبی سیستم ستون کنسولی |
|
|
ارتفاع یا تعداد طبقات ساختمان |
بنایی یک طبقه بنایی بیش از یک طبقه بتنی یا فلزی تا 4 طبقه بتنی یا فلزی 4 تا 8 طبقه بتنی یا فلزی بیش از 8 طبقه |
|
|
سطح اشغال ساختمان |
کمتر از 40 درصد بین 40 تا 60 درصد بیش از 60 درصد |
|
|
نمای ساختمان |
خشت وگل شیشه سیمان، سنگ، آجر و مشابه کامپوزیت و سایر (قابل اشتعال) |
|
|
قدمت بنا |
زیر 20 سال 20 تا 40 سال بالای 40 سال |
|
|
بعد دسترسی |
شبکه ارتباطی |
فاصله از شبکه معابر اصلی: کمتر از 50 متر 50 تا 200 متر 200 تا 400 متر بیش از 400 متر |
|
فضاهای باز و عمومی |
فاصله از فضاهای باز و عمومی: کمتر از 150 متر 150 تا 400 متر 400 تا 600 متر بیش از 600 متر |
|
|
مراکز امداد و نجات |
فاصله از مراکز امداد و نجات: آتش نشانی، کمتر از 1000 متر بیمارستان، کمتر از 1000 تا 1500 متر مراکز اورژانس، کمتر از 700 متر درمانگاه و داروخانه، کمتر از 1000 متر |
|
|
بعد زیرساختی- شبکه حمل و نقل |
هوایی: فرودگاه |
کیفیت و ایمنی زیرساخت (بر اساس احتمال خدمات رسانی در شرایط بحرانی) ظرفیت حمل بار و مسافر با توجه به جمعیت و وسعت شهر |
|
دریایی: بندر |
||
|
ریلی: راه اهن قطار شهری ایستگاه |
||
|
جاده ای شریانی درجه یک شریانی درجه دو جمع و پخش کننده ورودیهای شهر پل و تونلهای معابر ترمینال |
||
|
بعد زیرساختی- تاسیسات شهری |
آب: سد تصفیه خانه خط انتقال آب مخازن آب موجود شبکه توزیع آب موجود چاه آب جمع آوری فاضلاب سیستم توزیع آب ایستگاههای پمپاژ |
وضعیت سلامت و ایمنی تاسیسات وسعت و جمعیت تحت پوشش خدمات قابلیت خدمات رسانی در شرایط بحران مکانیزه بودن تاسیسات سیستم کنترل خودکار در زمان بحران مجهز به سامانه اعلام خطر و هشدار |
|
برق: نیروگاه پستهای برق خطوط انتقال برق شبکه توزیع برق سیستم کنترل و فرماندهی کنترل کننده دیزل ژنراتور (CGC) ایستگاه تقلیل فشار TBS فیدر یا منبع تغذیه |
||
|
گاز و سوخت: کنترل کننده دیزل ژنراتور (CGC) ایستگاه تقلیل فشار TBS مراکز تولید و پالایشگاهها شبکه توزیع گاز خط انتقال گاز جایگاه سوخت CNG پمپ بنزین مخازن سوخت کوچک مخازن سوخت بزرگ |
||
|
مخابرات: ایستگاه مخابراتی BTS مراکز پست دیتا سنترها مراکز مخابراتی دکلهای مخابراتی |
||
|
بعد زیرساختی- مراکز پرخطر |
صنایع شیمیایی صنایع هسته ای مراکز تولید و نگهداری مواد منفجره صنایع میکروبی و بیولوژیک مخازن سوخت |
رعایت تمهیدات ایمنی فاصله از مناطق مسکونی: کمتر از 500 متر 500 تا 2000 متر بیش از 2000 متر |
|
سایر ابعاد [51،21، 3،38،5،52،57] |
اجتماعی |
بعد خانوار آموزش و دانش درباره فجایع و بلایا مراقبتهای سلامت (در شرایط عادی و اورژانس) ترکیب سنی و جنسی جمعیت همبستگی اجتماعی و مشارکت مردمی مهاجرت گروهی و برنامهریزینشده به مناطق شهری در حاشیه قرار دادن برخی افراد و گروهها |
|
فرهنگی |
توجه عموم به فجایع و بلایا رعایت مقررات و پیش آگاهیهای امنیتی سازوکارهای مقابله با شرایط عدم وابستگی و تعهدات فردی سطح سواد و تحصیلات |
|
|
سیاسی |
حمایت مسئولان اجرایی از برنامههای مربوط به فجایع و بلایا مدیریت بحران و تعیین سیاستها و برنامههای کاری قبل از وقوع بحران توانایی در کاهش یا تسکین شرایط فرایند تصمیمگیری نهادهای مربوط به فجایع و بلایا |
|
|
اقتصادی [57] |
نحوه توزیع منابع عمومی تشویق سودآوری بدون توجه کافی به پیامدها عدم توجه به پیامدهای نخریدن بیمه جمعیت فعال اقتصادی منابع مالی پیشگیری از وقوع، برنامهریزی و مدیریت بحران |
|
|
فناوری |
وسایل ساختاری کاهشدهنده دقت و تعداد سامانههای هشداردهنده دقت در تولید صنعتی پیش بینی درباره تجهیزات/ برنامههای رایانهای |
ماخذ: بر اساس یافتههای پژوهش.
میزان آسیبها و تلفات ناشی از بلایای طبیعی ارتباط مستقیمی با سطح آمادگی و تابآوری جوامع در مواجهه با این حوادث دارد. عواملی همچون وضعیت نامساعد کالبدی شهر از جمله ناکارآمدی شبکه معابر، کمبود فضاهای باز، تراکم بالای جمعیت، ناسازگاری کاربریها و وجود ساختمانهای فرسوده بهطور قابلتوجهی میزان آسیبپذیری شهر را افزایش میدهند. این شرایط میتوانند هم بر شدت خسارات ناشی از حوادث طبیعی و هم بر زمان و کیفیت بازسازی پس از بحران تأثیر منفی داشته باشند. برای ارزیابی آسیبپذیری کالبدی میتوان سطوح آسیب و خطر را به سطوح مختلف (پنج سطح پیشنهاد شده) طبقهبندی و امتیازدهی کرد. برایناساس، امتیازات زیر معیارها در روش تحلیل مورد نظر را میتوان در پنج دسته؛ آسیبپذیری کم (نمره 1)، کم (نمره 3)، متوسط (نمره 5)، زیاد (نمره 7) و خیلی زیاد (نمره 9) اختصاص داد. این دستهبندی به شناسایی نقاط ضعف بحرانی کمک کرده و معیاری برای مقایسه آسیبپذیری مناطق مختلف ارائه میدهد.
در این فرآیند، زیرمعیارهای مرتبط با هر بعد از آسیبپذیری بر اساس اولویت و اثرگذاری در یکی از سطوح آسیبپذیری قرار میگیرند. این دادهها سپس با استفاده از روشهای پیشرفته تحلیل دادهها مانند تکنیکهای چندمعیاره نظیر AHP، ANP و... پردازش شده و ارزیابی جامعی از آسیبپذیری منطقه به دست میآید. این رویکرد امکان شناسایی دقیقتر نقاط ضعف شهری را فراهم کرده و به برنامهریزان و مدیران شهری ابزارهای کاربردی برای طراحی و اجرای راهبردهای کاهش خطر و افزایش پایداری شهری ارائه میدهد. [58]
7.ارائه راهکارهای پیشنهادی به منظور کاهش آسیبپذیری در برابر مخاطرات طبیعی
مخاطرات طبیعی همواره یکی از عوامل اصلی تخریب زیربناهای شهری، تلفات انسانی و خسارات اقتصادی در سراسر جهان بودهاند. کاهش آسیبپذیری در برابر این مخاطرات نیازمند رویکردی چندبعدی است که شامل برنامهریزی دقیق، اصلاح و ارتقای قوانین، نظارت مستمر، آموزش عمومی و بهرهگیری از فناوریهای نوین باشد. متناسب با ابعاد آسیبپذیری شهری که در بخشهای قبل مورد بررسی قرار گرفت، راهکارهای کاهش آسیبپذیری را نیز میتوان در همان ابعاد جستجو کرد. این ابعاد با یکدیگر تعامل داشته و هر کدام نقشی حیاتی در پیشگیری، آمادگی و پاسخ به بحران ایفا میکنند. برای مثال، ضعف در زیرساختها میتواند تلاشها برای امدادرسانی را مختل نموده و کمبود آگاهی عمومی ممکن است اثرات بحران را تشدید کند. بنابراین تدوین راهکارهایی که به طور جامع این ابعاد را پوشش دهند برای کاهش ریسک و تقویت تابآوری ضروری است. در ادامه، مجموعهای از راهکارهای پیشنهادی برای هر یک از ابعاد آسیبپذیری ارائه شده است که با تأکید بر تجارب علمی و عملی به بهبود وضعیت مدیریت بحران و کاهش خسارات احتمالی میپردازد.
آسیبپذیری شهری در برابر مخاطرات طبیعی و انسانساخت یکی از مسائل اساسی در برنامهریزی و توسعه شهری محسوب میشود. این آسیبپذیری در واقع به مجموعهای از ضعفها و تهدیدهایی اطلاق میشود که میتوانند عملکرد زیرساختها، خدمات عمومی و کیفیت زندگی شهری را تحت تاثیر قرار دهند. مخاطرات طبیعی از جمله زلزله، سیل، آتشسوزی، طوفان و دیگر بلایای طبیعی با تعامل پیچیدهای با ویژگیهای کالبدی، زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی شهرها میتوانند آسیبهای گستردهای به بار آورند. در این میان، تشدید آسیبپذیری در اثر عوامل انسانی نظیر ساختوساز غیر اصولی، فرسودگی ساختمانها، عدم توجه به ویژگیهای جغرافیایی منطقه، ضعفهای زیرساختی، عدم توزیع متناسب جمعیت، مدیریت ناکارآمد و فقدان آمادگیهای لازم در برابر مخاطرات وضعیت بحرانزایی را برای جوامع شهری ایجاد میکند.
شهرها بهعنوان سامانههای پیچیدهای که تحت تأثیر عناصر مختلفی از جمله مولفههای شهرسازی، مشخصات منطقهای، وضعیت زیرساختها، سطح دسترسی و حتی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه قرار دارند، در برابر بحرانهای طبیعی سطوح مختلف آسیبپذیری را تجربه می کنند. در این راستا، افزایش تابآوری شهری تنها از طریق شناسایی دقیق ابعاد مختلف آسیبپذیری و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه ممکن است. بررسیهای این مطالعه نشان میدهد که مهمترین ابعاد آسیبپذیری شامل ابعاد کالبدی، محیطی، زیرساختی، دسترسی و... هستند که برای هر بعد زیرمعیارهایی مشخص به منظور امتیازدهی و سنجش دقیقتر تعریف شد. در مرحله بعدی میتوان ارزیابی کلی آسیبپذیری را با استفاده از روشهای تحلیلی و وزندهی انجام شده محقق کرد. در ادامه، بر اساس نتایج تحقیق، راهکارهایی بهمنظور کاهش آسیبپذیری در برابر مخاطرات طبیعی ارائه شد. نکتهای که باید متذکر شد، اهمیت اتخاذ یک رویکرد یکپارچه در مدیریت آسیبپذیری شهری است که تمامی ابعاد آسیبپذیری را در بر بگیرد. این رویکرد باید با هماهنگی میان نهادهای مختلف، تدوین برنامههای جامع، تخصیص منابع به مناطق آسیبپذیر و توجه به مدیریت پیشگیرانه انجام شود.