Authors
بیان/شرح مسئله
با توجه به پیشرفت سریع فناوریها، افزایش سرعت تولید، جمعآوری، پردازش و استفاده از دادهها و همچنین تکهتکه شدن گسترده اطلاعات، حکمرانی بر داده و حکمرانی با داده بهعنوان یکی از چالشهای بزرگ جهانی در دهههای آینده مطرح است. بااینحال، این وضعیت همچنین فرصتهای قابلتوجهی را برای بهبود تصمیمگیریها، افزایش شفافیت و بهرهوری و ارتقای نوآوریهای فناورانه فراهم میآورد. به این ترتیب، حکمرانی داده نهتنها با چالشهای پیچیدهای مواجه است، بلکه میتواند بهعنوان محرکی برای توسعه پایدار و پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی نیز عمل کند .حکمرانی ملی داده فرایندی است که در آن دولت، بخش خصوصی و جامعه بهطور مشترک برای ایجاد و استقرار یک چارچوب قانونی و نهادی برای جمعآوری، ذخیره، استفاده و اشتراکگذاری دادهها همکاری میکنند. این چارچوب باید بهگونهای طراحی شود که منافع همه ذینفعان را در نظر بگیرد و از حریم خصوصی، امنیت و شفافیت دادهها محافظت کند. یکی از پیشنیازهای معنا یافتنِ حکمرانی ملی داده، پذیرفتن این اصل است که امروزه، داده یک دارایی راهبردی ملی محسوب میشود.
حکمرانی ملی داده میتواند به شکل گستردهای بر روی تولید ناخالص داخلی کشورها تأثیرگذار باشد و با فراهم کردن شرایط لازم و کافی دسترسی به دادههای با کیفیت برای بخش خصوصی، فرصت تجاریسازی کلاندادهها را ایجاد کند و همچنین موجب افزایش کارایی، شفافیت و ارتقای کیفیت خدمات عمومیشود و موجب جلب مشارکت بیشتر شهروندان در حکمرانی گردد. نظام حکمرانی ملی دادهِ موفق به قانونگذار کمک میکند تا برنامههای توسعه اقتصادی را مبتنیبر تجزیهوتحلیل داده بهبود بخشد و منابع را بهینه تر تخصیص دهد. از طرفی ضعف در حکمرانی ملی داده موجب افت کیفیت دادههای ملی، آسیبپذیری امنیتی دادههای حساس ملی و اسرار تجاری بخش خصوصی و کاهش قدرت رقابت بازار داخلی و بینالمللی میشود و بر شاخصهای توسعه کشورها تأثیرگذار است.
بهدلیل وجود خلأهای خطمشیگذاری و قانونی در حوزههایی مانند حقوق مالکیت معنوی، حفاظت از دادههای شخصی و دادههای باز، همچنین ضعف در اجرای قوانین دسترسی آزاد به اطلاعات، سیستم حکمرانی داده در کشور با تعارضات ساختاری، حقوقی و حتی فراتر از آن مواجه است. چالشهای مهم شامل: کمبود دادههای معتبر و قابلاعتماد، دسترسی ناعادلانه به دادههای ملی، انحصارطلبیهای نهادهای خاص، و مراکز داده قدیمی است که امکان اشتراکگذاری دادهها را محدود میکند. علاوهبر این، محدودیتهای فنی و مالی در توسعه سیستمهای ملی حکمرانی داده، برخی نواقص امنیتی در مدیریت دادهها و کمبود نیروی انسانی ماهر از دیگر چالشهای مهم هستند. نبود آگاهی و مشارکت کافی جامعه نیز بهدلیل عدم اطلاعرسانی درست درباره اهمیت حکمرانی داده، اجرای خطمشیها را دشوارتر کرده است.
نقطه نظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
در مواجهه با حجم عظیمی از دادههایی که انسآنها و اشیا تولید میکنند، مفهومی تحت عنوان حکمرانی با داده/ حکمرانی بر داده اهمیت بیشتری پیدا کرده است. حکمرانی بر داده عبارت است از اصول و خطمشیهای کلان حاکمیت در زمینه تضمین حداکثری منافع ملی و امنیتی مرتبط با داده است که مسائلی از قبیل: مالکیت داده، تعیین انواع داده (حساس، عادی، تجاری، عمومی و ...)، مدیریت جریآنهای داده در کشور، کیفیت داده، دسترسپذیری داده، کیفیت انتشار داده، انحصار داده، شبکه ملی اطلاعات، تدوین الزامات بومیسازی داده، دستورالعملهای پردازش و آزادسازی دادههای عمومی، تحدید بهرهبرداریهای مجاز از دادهها و مدیریت پایگاههای اطلاعات ملی و ... در این دامنه قرار میگیرد.
حکمرانی با داده به چگونگی استفاده از داده (بهخصوص کلان داده) برای بهبود، هوشمندسازی، روزآمدسازی و کارآمدسازی تحقق اهداف حکمرانی میپردازد. مسائلی همچون توسعه قطبهای منطقهای و تعاملات بینالمللی داده، ملیسازی داده، ارتقای شاخصهای هوشمندسازی، تحقق حکمرانی دادهمحور، تحقق خطمشیگذاری شواهدمحور، تقویت مراکز داده و خدمات ابری کشور، گذار کاربست فناوری در جهت افزایش اشراف حاکمیت بر فضای مجازی بهجای تصدیگری، بررسی راهکارهای مشارکت بخش خصوصی در نوآوریهای بخش عمومی و ... در این حوزه وجود دارند. حکمرانی بر داده و حکمرانی با داده مکمل یکدیگر هستند و در ادامه گزارش ترکیب این دو رویکرد با عنوان حکمرانی داده بیان میشود. حکمرانی بر داده یک پایه ضروری برای حکمرانی با داده است. بدون حکمرانی بر داده، دادهها ممکن است ناقص، غیرقابل استفاده یا غیرقابل اعتماد باشند [۱].
فرایند مدیریت داده مبتنیبر روشهای فناوری اطلاعات است که برای دسترسی به دادهها از زمان ایجاد تا زمان منسوخ شدن استفاده شده و زمانی آغاز میشود که حکمرانان داده دستورالعملها را تدوین و ابلاغ میکنند. از نظر فنی شامل اجرای قوانین، رویهها، شرایط و خطمشیهای تعریف شده در اسناد حکمرانی داده است. به بیاندیگر حکمرانی داده عبارت است از اعمال تصمیمگیری و خطمشیگذاری ناشی از شناسایی ارتباط بین دادهها با هدف فعال کردن خدمات مؤثر در سازمان و همچنین آن چه که از ترسیم آینده سازمان باید محقق شود و درعینحال سازوکاری است برای پرداختن به موضوعات مربوط به کیفیت دادهها است، اما مدیریت داده به فرایندهای سازمانی، قوانین و مسئولیت پذیری ناشی از شناسایی ارتباط بین دادهها اشاره دارد. به عبارت دیگر، مدیریت دادهها امکان شناسایی افرادی را میدهد که قرار است مسئولیت تصمیمگیری و مدیریت آنها را بهعهده بگیرند و قوانین و رویهها را وضع کنند، به این دلیل است که در ترسیم معماری کلاندادهها، لایه مدیریت دادهها لایه زیرین حکمرانی دادهها قرار میگیرد [۲].
انتظار میرود بازار جهانی حکمرانی داده تا سال۲۰۳۰ بهدلیل افزایش رقابت تجاری و نیاز به تصمیمگیری راهبردی مبتنیبر داده، افزایش نگرانیها در مورد حفظ حریم خصوصی دادهها و لزوم انطباق با مقررات، رشد قابلتوجهی داشته باشد. از منظر کسبوکارها و سود تجاری، پیشبینی میشود که آمریکای شمالی بیشترین سهم بازار حکمرانی داده (ابری و غیر ابری) و منطقه اروپا بیشترین نرخ رشد را تا سال ۲۰۳۱ را تجربه کنند. در طول این دوره نرخ رشد مرکب سالیانه %۲۱ پیشبینی میشود. [۳].
حکمرانی ملی داده به ترتیبات مختلفی ازجمله مقررات، فناوری، سیاسی، نظارتی یا نهادی اشاره دارد که بر دادهها و چرخه آنها (تولید، جمعآوری، ذخیرهسازی، استفاده، حفاظت، دسترسی، به اشتراکگذاری و حذف) در سراسر حوزههای سیاست و مرزهای سازمانی و ملی تأثیر میگذارد. بهعبارتدیگر، حکمرانی داده به ایجاد چارچوبهای قانونی، تعیین نقشها و مسئولیتهای مختلف در زمینه حکمرانی داده، ازجمله نهادهای نظارتی و اجرایی، ایجاد زیرساختهای لازم، آموزش و ترویج فرهنگ حکمرانی داده برای حکمران و جامعه اطلاق میشود. دادههایی که در بخشهای دولتی و حاکمیتی ایجاد میشوند، میتواند بستر مناسبی برای خلق ارزش در راستای تصمیمگیریهای راهبردی در سطح ملی باشد. این تصمیمات از منظر حاکمیتی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور، نقش کلیدی در خطمشیگذاری و تدوین برنامههای پنجساله توسعه ایفا میکنند و برای اجرای مؤثر برنامههای عملیاتی توسط نهادها، سازمانها، وزارتخانهها و مؤسسات وابسته اهمیت زیادی دارند.
براین اساس در این گزارش پس از بررسی سوابق تقنینی و تجربیات کشورهای منتخب در حکمرانی داده، چالشها و روندهای پیشروی حکمرانی داده ذکر شده است. در ادامه برمبنای اسناد و گزارشهای جهانی دوگانههای سیاستی و سناریوهای آینده پیشروی حکمرانی داده اشاره شده است. در نهایت برمبنای تصویر آینده حکمرانی داده، تجویزهای سیاستی تقنینی برای ایران ارائه شده است.
اسناد ذیل برای تضمین حاکمیت قانون، شفافیت و دسترسی عمومی به اطلاعات، حریم شخصی و امنیت دادهها در ایران تدوین شدهاند:
سند راهبردی جمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی با افق ۱۴۱۰ در چهار بخش ارزشها، چشماندازها، اهداف و اقدامات کلان تنظیم شده است. بخشهای ارزشها و چشماندازهای این سند در ۱۴۰۰ و اهداف و اقدامات کلان در ۱۴۰۱ به تصویب شورای عالی فضای مجازی رسیده است. این سند دارای ۳۹ اقدام کلان در راستای اهداف مذکور است.
این سند در سال ۱۳۷۷ توسط تشخیص مصلحت نظام تصویب شد. سیاستهای کلی نظام در ارتباط با شبکههای اطلاعرسانی رایانهای شامل موارد زیر است [۴]:
این سند مصوبه هیئتوزیران در ۱۳۸۷ بوده که در سال ۱۳۸۸ ابلاغ شدهاست. در این سند، اولویتها و اهداف راهبردی و همچنین راهکارهایی برای شهروندان ایرانی-اسلامی، منابع انسانی، کسبوکار، صنعت فناوریاطلاعات، دولت، پژوهش و نوآوری فناوری، شبکههای محلی و بینالمللی ارائه شده است. هدف این سند فراهمسازی دسترسی همگانی به فناوری اطلاعات و ارائه آموزشهای جامع برای تربیت نیروی انسانی ماهر است. این آموزشها در جهت بهکارگیری فناوری در تمامی ابعاد زندگی و ایجاد فضای خلاقانه برای سازماندهی یک جامعه شبکهای و هوشمند طراحی شدهاند. همچنین، این سند با هدف حرکت از اقتصاد منابعبنیان به دانشبنیان، شهروندان مسئولیتپذیر را برای تولید ارزش تربیت میکند و تلاش دارد تا شکاف دیجیتال ملی را با جامعه جهانی کاهش دهد.
به مجموعهای از مقررات و قوانین اطلاق میشود که در سال ۱۳۸۸ به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید. این قانون به جرائم مرتبط با فضای مجازی و رایانهای مانند دسترسی غیرمجاز به دادهها، جعل و کلاهبرداری رایانهای، نفوذ به سیستمها و نقض حریم خصوصی میپردازد. هدف از این قانون،حفاظت از امنیت اطلاعات و حقوق کاربران در فضای مجازی و ایجاد چارچوبی برای پیگرد قانونی و مجازات جرائم رایانهای است.
سند تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات بهعنوان یکی از اسناد کلیدی برای توسعه زیرساخت ارتباطی فضای مجازی در کشور تدوین شده است. این سند در جلسات شورای عالی فضای مجازی به تصویب رسید و با هدف یکپارچهسازی نظرات و تضمین هماهنگی طراحی شبکه ملی اطلاعات با الزامات کلان بالادستی تهیه شد.
محورهای ۶ گانه این سند شامل مواردی مانند زیرساخت ارتباطی، استقلال در مدیریت شبکه، خدمات ارتباطی، سالمسازی و امنیت و تعرفه و مدل اقتصادی است. این شبکه بهگونهای طراحی شده که درخواستهای دسترسی داخلی به اطلاعات از طریق مراکز داده داخلی مسیریابی شوند و نیازی به عبور از زیرساختهای خارجی نداشته باشند، در نتیجه امنیت و حاکمیت داده تقویت شود.
جهت استانداردسازی تبادل داده بین دستگاهی برای تحقق دولت الکترونیک آیین نامههایی جهت تشریح وظایف نهادهای مرتبط به تصویب رسیده است، همچنین قانون «مدیریت دادهها و اطلاعات ملی» با عنوان اولیه «طرح یکپارچهسازی دادهها و اطلاعات ملی» در راستای ایجاد بانک اطلاعاتی واحد تهیه و در آبانماه سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید تا گامی برای نزدیکتر شدن حاکمیت به حکمرانی دیجیتال در کشور باشد. در ماده (۴) این قانون تأکید شده، دادهها و اطلاعات ملی با لحاظ مسائل امنیتی و با رعایت محرمانگی اطلاعات اشخاص در اختیار دولت جمهوری اسلامی ایران است.
لایحه «حمایت و حفاظت از دادههای شخصی» از دیماه سال ۱۴۰۱ برای تصویب نهایی تحت بررسی بوده تا نهایتا زمینه ایمنسازی اطلاعات اشخاص حقیقی و حقوقی در اینترنت و فضای مجازی را فراهم سازد. در صورت تصویب و براساس این قانون باید حقوق و تکالیف دارندگان دادههای مردم بهصورت کامل شفاف و مشخص تدوین شود. مهمترین ویژگی این لایحه برطرف کردن نگرانی مردم از حفظ حریم خصوصی و دادههای خود در پلتفرمهای داخلی است که باید نظاممند شوند. حریم خصوصی کاربران فضای مجازی در ایران تاکنون مشمول قانونی نبوده و به همین دلیل بسیاری از مصادیق نقض حریم خصوصی در فضای مجازی به اشکال متفاوت، ازجمله مقاصد تبلیغاتی اتفاق افتاده است. ازاینرو، بهدلیل مشخص نبودن مصادیق گردآوری، استفاده، نگهداری، افشای اطلاعات و مسئولیتهای متولیان دادههای شخصی ازجمله شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی، حفاظت از حریم خصوصی کاربران در فضای مجازی با ابهامات جدی روبهرو بوده است.
براساس این لایحه برای حفاظت و صیانت از دادهها و اطلاعات شخصی، کمیسیون صیانت از دادهها و اطلاعات شخصی تشکیل میشود. همچنین پردازش دادهها و اطلاعات شخصی، منوط به رضایت شخص موضوع این طرح است. اگر فرد متوجه شود که دادههای او به نادرستی پردازش شده یا بدون رضایتش مورد استفاده قرار گرفته، این حق را دارد که در هر زمان، درخواست کند تا همه یا بخشی از دادههایش پردازش نشود یا از پردازش خارج شود.همچنین اگر فردی به پردازش دادههای خود رضایت دهد، بهمعنای آشکار شدن هویت شخص موضوع داده و اطلاعات نیست و باید گمنامی او حفظ شود. همانطور که از تعاریف مرتبط با سطح اختیار فردی در زمینه ویرایش اطلاعات و دادههای شخصی در مفاد این قانون مشخص است، سیستمهای مدنظر این قانون سیستمهای موجود سنتی و متمرکز است.
گفتنی است در تا به امروز قانون مدونی در این زمینه منتشر نشده است:
برنامه هفتم توسعه کشور با توجه به جهتگیریهای سیاستهای کلی ابلاغی مقام معظم رهبری، با هدف پیشرفت اقتصادی توأم با عدالت در چارچوب محورهای رشد اقتصادی و اشتغال، مهار پایدار تورم، اصلاحات ساختاری بودجه تنظیم شده است. در این برنامه، حکمرانی داده بهعنوان یکی از ابعاد مهم حکمرانی در سازمانها و کشورها مطرح است. حکمرانی داده بهمعنای مدیریت و کنترل دادهها در سطح سازمانی است و شامل فرایندهای جمعآوری، ذخیرهسازی، مدیریت و استفاده از دادهها است. در برنامه هفتم توسعه، بر توسعه اقتصاد دیجیتال و استفاده از دادهها برای تصمیمگیریهای بهتر و افزایش بهرهوری تأکید شده است. این برنامه به دنبال ایجاد یک محیط مناسب برای توسعه اقتصاد دیجیتال و استفاده از دادهها در تمامی بخشهای اقتصادی کشور است.
سند ملی هوش مصنوعی ایران که در ۲۹ خردادماه سال ۱۴۰۳ به تصویب رسید، اهداف کلان کشور در زمینه توسعه هوش مصنوعی را تبیین میکند. این سند با هدف تحقق تمدن نوین اسلامی و ارتقای کیفیت حکمرانی، به هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری تحولآفرین در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی میپردازد.همچنین، با هدف قرار دادن عدالت اجتماعی، امنیت ملی و رشد اقتصادی، ایران را به یکی از ۱۰ کشور پیشرو در این حوزه تا افق ۱۴۱۲ میرساند و زمینهساز تحولات در حوزههای مختلف ازجمله صنعت، کشاورزی، بهداشت و آموزش میشود.
سند ملی هوش مصنوعی ایران تأکید ویژهای بر تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد در حوزه هوش مصنوعی دارد. هدف این است که با توسعه آموزشهای علمی و پژوهشی، نیروی کار ماهر مورد نیاز برای رقابت در سطح بینالمللی تربیت شود. در کنار آن، زیرساختهای حقوقی، فنی و شبکه ملی اطلاعات نیز تقویت خواهند شد تا بتوان از کلاندادهها و مدلهای بومی برای تسریع در پیشرفت فناوری هوش مصنوعی و کاربردیسازی آن در بخشهای مختلف استفاده کرد.
۲-۲. بررسی تطبیقی تجربیات سیاستی کشورهای منتخب
تجربیات سیاستی/ تقنینی در حوزه حکمرانی داده در کشورها متفاوت است و به شرایط خاص هر کشور بستگی دارد. در سطح بینالمللی، بسیاری از کشورها در حوزه حکمرانی ملی داده تجربیاتی بهدست آوردهاند. برای مثال، در آفریقا، بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۲۱، تعداد کشورهایی که حداقل یک شکل قانون حفاظت از دادهها را داشتند، سه برابر شده و از ۱۲ به ۲۸ رسیده است [۵]. بااینحال، هنوز تلاش زیادی باید انجام گیرد تا اطمینان حاصل شود که این چارچوبها بهطور کامل اجرا میشوند. به کمک این تلاشها، کشورهای جهان میتوانند به مدیریت بهتر دادههای ملی خود بپردازند و هوشمندانه از این منابع ارزشمند بهرهبرداری کنند.
حکمرانی داده به طراحی مجموعهای از فرایندها، نقشها، خطمشیها، استانداردها و معیارهایی است که استفاده مؤثر و کارآمد از داده ها را در طول چرخه عمر آن تضمین میکند. چارچوب حاکمیت داده مانند یک قانون اساسی است که بهوضوح خطمشیهای مربوط به دریافت، جریان و حفاظت از اطلاعات را مشخص میکند [۶].
اصول حکمرانی داده، به مجموعه قواعدی اشاره دارد که بقای خطمشیهای مربوط به حکمرانی داده را ممکن میسازد. اصول داده طیف گستردهای دارد که به تناسب هدف اولیه سازمان از اجرای حکمرانی داده متفاوت است. برخی از چارچوبهای حکمرانی داده بر ایجاد مالکیت داده یا اطمینان از اینکه مسئولیتها بهدرستی بین ذینفعان داده و کسانی که مسئولیتهای مدیریت دادهها را دارند، تقسیم میشوند، تمرکز میکنند و برخی دیگر بیشتر بر روی اطمینان از استاندارد شدن داده ها یا کیفیت خوب تمرکز میکنند و برخی از اصول بر نحوه کار با داده ها در حین انجام فرایندهایی مانند حل مسئله تمرکز میکنند.
با توجه به تجربیات جهانی بررسی شده، برخی از عوامل موفقیت در حکمرانی ملی داده عبارتند از [۷]:
مقایسه شاخصهای مبتنیبر «داده باز» روش دیگری برای اندازهگیری و رتبهبندی پیشرفت دولتها در حکمرانی ملی داده است. شاخص جهانی داده باز، توسط بنیاد دانش باز، از سال ۲۰۱۳ اجرا و روشهای ارزیابی آن بهصورت داوطلبانه انجام میشود. این شاخص حدود ۱۰۰ کشور مختلف را در ۱۵ مجموعه داده مقایسه میکند. حکمرانی داده بر کیفیت حکمرانی کلان راهبردی تأثیرگذار خواهد بود زیرا حکمرانی داده ضعیف میتواند بر تصمیمگیری حکمرانان تأثیر بگذارد و مانع توسعه خطمشیهای مؤثر کشورها شود. به علاوه، پراکندگی در نظام حکمرانی داده و قوانین حفظ حریم خصوصی میتواند چالشهایی را برای پذیرش هوش مصنوعی ایجاد کند و مانع توسعه اعتماد و ایمنی شود [۸]. همچنین تمرکز بر ویژگیهای انواع مختلف دادهها، ازجمله دادههای شخصی، صنعتی، تجاری، علمی و ملی لازم خواهد بود. این شاخص برای هر دو طرف (دولت و ملت) مبنایی را برای بحث و تجزیهوتحلیل زیستبوم داده باز در کشور و در سطح بینالمللی فراهم میکند.
اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۱ استراتژی دادههای خود را با هدف ایجاد بازار دادههای آزاد و عادلانه تعریف کرد. این استراتژی به ایجاد یک پایگاه داده در گستره قاره اروپا بهمنظور تسهیل تبادل دادهها میان کشورهای عضو و حمایت از رشد اقتصادی پایدار و دیجیتالی میانجامد. پارلمان اروپا بهعنوان نماینده مردم اروپا، در حوزه حکمرانی ملی دارای تجربیات متعددی است که شامل تصویب قوانین، نظارت بر اجرای قوانین، تعامل با دولتها و حضور در کنفرانسها و اجلاسهای بینالمللی است.
استراتژی داده اتحادیه اروپا بر ایجاد یک بازار یکپارچه برای داده متمرکز است که هم از رقابت جهانی اروپا و هم از حکمرانی داده آن پشتیبانی میکند. هدف اصلی این قانون استفاده از ظرفیتهای ایجاد شده بواسطه حجم روزافزون دادههای صنعتی در جهت منافع کشورهای اروپایی و تبدیل اروپا به رهبر اقتصاد داده است[۹]. اتحادیه اروپا برای کسب جایگاه رهبری در اقتصاد جهانی داده، در نظر دارد:
اتحادیه اروپا با تدوین استراتژی جامع هوش مصنوعی، اجرای قانون عمومی حفاظت از دادهها، پیشنهاد قانون هوش مصنوعی و ایجاد شاخص آمادگی هوش مصنوعی، چارچوبهای قانونی و استراتژیک محکمی برای توسعه و استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی فراهم کرده است. همچنین از طریق برنامههای افق ۲۰۲۰ و افق اتحادیه اروپا، سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در پژوهش و نوآوری هوش مصنوعی انجام داده و با تدوین دستورالعملهای اخلاقی، استفاده مسئولانه از این فناوری را تضمین میکند. این اقدامات به بهبود زیرساختهای فناوری، تقویت مهارتهای انسانی و افزایش اعتماد عمومی به هوش مصنوعی کمک کرده و اتحادیه اروپا را بهعنوان پیشگام جهانی در حکمرانی دادهها و هوش مصنوعی معرفی میکند.
اخذ این گواهینامه برای سازمانها اختیاری است و آنها را قادر میسازد تا اعتماد مشتریان و ذینفعان خود را افزایش دهند و نشان میدهد سازمانها عملکرد مسئولانهای در حفاظت از دادهها داشتهاند [۱۲].
چین با تدوین و اجرای چارچوبهای قانونی و استراتژیک جامع، یکی از پیشگامان جهانی در حوزه حکمرانی دادهها است. قوانین کلیدی همچون قانون امنیت سایبری، قانون حفاظت از اطلاعات شخصی و قانون مدیریت دادهها بنیآنهای محکمی برای حفاظت از دادهها، امنیت شبکه و حفظ حریم خصوصی افراد فراهم کردهاند. نهادهای نظارتی مانند سازمان تنظیم و نظارت بر دادهها نقش مرکزی در اجرای این قوانین ایفا میکنند. علاوهبر این، استراتژیهای ملی مانند استراتژی دادههای بزرگ و ابتکارات هوش مصنوعی با تمرکز بر توسعه زیرساختهای فناوری پیشرفته و ارتقای مهارتهای نیروی انسانی، چارچوبهای مؤثری برای بهرهبرداری بهینه از دادهها و پیشرفت فناوریهای نوین ایجاد کردهاند. با این وجود، رویکرد چین به حاکمیت داده قطعاً بدون چالش نیست. این کشور باید با مسائلی مانند مراکز داده قدیمی که مانع اشتراکگذاری و ادغام دادهها در میان بخشها و مناطق مختلف میشود، مقابله کند؛ سوءاستفاده احتمالی از دادهها، مسئلهای است که به کیفیت و اعتماد دادهها آسیب میرساند؛ تمرکز دادهها، که باعث ایجاد انحصار دادهها و نابرابریها میشود و اختلافات در رابطه با داده، که از منافع و ارزشهای متناقض داده ناشی میشود. این کشور همچنین باید با تهدیدهای مربوط به دولتهای متخاصم مرتبط با جنگ سایبری است، مقابله کند که در این راستا ممکن است برای اهداف استراتژیک یا مخرب خود اقدام به سرقت، خرابکاری یا دستکاری دادههای چین کنند. این مسائل خطرات جدی برای امنیت دادهها، توسعه و همکاری چین ایجاد میکند. چین باید این مسائل را از طریق قوانین، مقررات، استانداردها و شیوههای مؤثری که تعهدات داخلی و بینالمللی خود را متعادل میکند و به تنوع فرهنگها و احترام میگذارد، رسیدگی کند [۱۶].
علاوهبر کشورها، مجمع جهانی اقتصاد، ابتکار داده برای هدف مشترک را راه اندازی کرده که هدف آن ایجاد یک چارچوب حاکمیتی اصولی برای افزایش مسئولانه منافع اجتماعی از دادهها است. این ابتکار عمل، در حال ایجاد یک چارچوب حاکمیتی است که سیاست و مدلهای داده را بر روی اهداف مشترک متمرکز میکند که بسته به زمینه، مجوزهای متفاوتی را برای همان دادهها ممکن میسازد. چنین مدلهای انعطاف پذیر حکمرانی داده میتوانند مبادلات دادهای تحت رهبری دولتها را امکانپذیر کند و مسیر انتقال کشورها به اقتصاد مبتنیبر داده را ترویج کند. هدف این ابتکار ایجاد نوآوری در عصر انقلاب صنعتی چهارم با تسریع استفاده قابل اعتماد و عادلانه از دادهها برای رشد ۵ درصدی تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال ۲۰۳۰ میلادی است [۱۷].
مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۱ پیش نویس سندی با عنوان «بهسوی اقتصاد داده: چارچوبی توانمند» منتشر کرده است که بر اهمیت دادهها در حل برخی از چالشهای مهم پیشروی جوامع تأکید میکند. چارچوب فوق مدعی است با فراهم کردن بستری برای ذینفعان مختلف دولت، صنعت، استارتآپها، مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاهها برای همکاری و بهرهبرداری از قدرت ارزشآفرینی دادهها، به بهبود حکمرانی دادههای ملی کمک میکند. چارچوب پیشنهادی مجمع جهانی اقتصاد، مبادلات دادهها را با معماریهای باز، مقیاسپذیر و مدلهای حکمرانی شفاف و عادلانه با حمایت از اصول انگیزهبخشی صحیح ترویج میکند [۱۸].
زمانی که اکونومیست مقاله «ارزشمندترین منبع جهان دیگر نفت نیست، بلکه دادهها هستند» را در سال ۲۰۱۷ منتشر کرد، گاهی این مفهوم مورد سوءاستفاده و سوءبرداشت قرار گرفته است. این قیاس داده با نفت با هدف افزایش آگاهی عمومی در پاسخ به افزایش انحصار دادهها و جریانهای کنترل شده داده و تأکید بر کاربردهای داده برای تصمیمگیری بهتر و افزایش هوش تجاری بیان و بهخوبی پذیرفته شد، اما ذینفعان، بهویژه حکمرانان و بخش دولتی، اغلب در اداره، مدیریت دارایی نامشهود داده و ارزشگذاری آن شکست میخورند [۱۴].
در حوزه حکمرانی داده، فناوریهای نوپدید موجب بروز چالشهای جدیدی میشوند، بهطوریکه [۱۹و ۲۰]:
با گسترش استفاده از دستگاههای هوشمند و اینترنت اشیا، رشد تصاعدی دادههای تولید شده در سراسر جهان، نیاز به دادههای به موقع و دقیقتر بیشتر میشود زیرا ممکن است داده در دسترس نباشد و یا بهراحتی قابل تفسیر یا استفاده نباشد تبادل دانش بین کشورها سازوکار مهمی برای پر کردن این شکافهاست. ظهور و پذیرش فناوری یادگیری ماشین، و بهطور خاص مدلهای زبانی بزرگ، نیاز به مدیریت سیستماتیک و شفاف دادهها را بیشتر کرده است.
با وجود ابزارهای تحلیل داده قدرتمند، تحلیل دادههای پیچیده و بزرگ همچنان یک چالش مهم در اداره ملی دادهها خواهد بود. این ممکن است بهدلیل نیاز به تخصص و دانش فنی بالا، هزینههای بالای ابزارهای تحلیل داده، و یا پرهزینه بودن ذخیره سازی کلاندادهها باشد.
در بسیاری از سازمانها، دادهها از منابع متعددی جمعآوری میشوند بهرهبرداری بهینه از این دادهها، نیازمند یکپارچهسازی آنها است که میتواند با چالشهای قابلتوجهی مواجه شود. این چالشها ناشی از تنوع فرمتها و ساختارهای دادهها هستند، که برای ترکیب آنها به یک فرمت استاندارد و مشترک، فرایندهای پیچیدهای از قبیل تبدیل و تطبیق دادهها ضروری است. بنابراین، ایجاد سازوکارهای مؤثر برای یکپارچهسازی دادهها، ازجمله تبدیل فرمتها و استانداردسازی ساختارها، برای تسهیل دسترسی و تحلیل یکپارچه اطلاعات در سازمانها، کلیدی محسوب میشود. با توجه به اینکه دادههای ملی بسیارحساس هستند، امنیت دادهها یک چالش بسیار مهم خواهد بود. این موضوع ممکن است بهدلیل تهدیدات سایبری، هکرها و دسترسی غیرمجاز به دادهها باشد. بهطورکلی استفاده از فناوریهای نوظهور تهدیدات امنیتی بسیاری دارند.
در ایران نیز چالشهایی برای حکمرانی داده وجود دارد. زیستبوم داده بهویژه در بخش خصوصی و در شرایط خلأهای قانونی نظیر حقوق مالکیت معنوی، حریم خصوصی و… شکل گرفته است. از سوی دیگر در کشور هنوز یک محیط منضبط داده شکل نگرفته و نیازمند زیرساختهای تأمین حریم خصوصی و زیرساختهای جریان گردش و داده است. زیرساختهایی که هم حقوق مردم را تأمین کند و هم بازار را برای عملکرد پویای مبتنیبر تبادل داده آماده سازد.
در ۱۰ سال آینده، رشد روزافزون حجم دادهها، پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، توسعه دولت الکترونیک، روند جهانیشدن، تمرکز بر حریم شخصی، تقاضای بالا برای دادهها و نیاز به قوانین و مقررات جدید تأثیر بسزایی در نظام حکمرانی ملی داده کشورها خواهد داشت. برخی از روندهای تأثیرگذار بر حکمرانی داده عبارتند از:
4-1. تأثیر تغییرات جمعیتی بر مدیریت داده
تغییرات جمعیتی در جهان، ازجمله افزایش جمعیت، پیری جمعیت و تغییرات در ترکیب جمعیت تأثیر قابلتوجهی بر مدیریت دادهها دارد. افزایش جمعیت منجر به افزایش تولید دادهها میشود. برای مثال، جمعیت جهان در حال حاضر حدود ۸ میلیارد نفر است و انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ به ۸.۵ میلیارد نفر افزایش یابد. این افزایش جمعیت منجر به تولید مقادیر عظیمی از دادهها در زمینههای مختلف ازجمله سلامت، آموزش، تجارت و دولت میشود. پیری جمعیت منجر به افزایش نیاز به دادههای شخصی میشود. برای مثال، جمعیت جهان در حال پیر شدن است و انتظار میرود تا سال ۲۰۵۰، تعداد افراد بالای ۶۵ سال در جهان از ۱.۲ میلیارد نفر به ۲.۱ میلیارد نفر افزایش یابد [۲۱].
افزایش جمعیت سالخوردگان، نیاز به جمعآوری و پردازش دادههای شخصی برای ارائه خدمات به این جمعیت مانند مراقبتهای بهداشتی، مراقبتهای طولانی مدت و خدمات اجتماعی را افزایش میدهد. براساس گزارش سازمان ملل متحد ، تغییرات در ترکیب جمعیت منجر به افزایش تنوع دادهها میشود. برای مثال، جمعیت جهان در حال متنوع شدن است و انتظار میرود تا سال ۲۰۵۰، ۶۰ درصد از جمعیت جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی کنند. این افزایش تنوع منجر به تولید مقادیر عظیمی از دادهها در زمینههای مختلف ازجمله فرهنگ، زبان و مذهب میشود. این تغییرات جمعیتی چالشهای جدیدی را برای حکمرانی داده ایجاد میکند. برای مثال، این تغییرات میتواند منجر به افزایش پیچیدگی در جمعآوری، پردازش و استفاده از دادهها شود. همچنین میتواند منجر به افزایش خطر سوءاستفاده از دادهها، بهویژه برای گروه های آسیبپذیر مانند افراد سالخورده و اقلیتها شود.
توسعه مدیریت دادهها و تحلیلهای پیشرفته نیازمند نیروی انسانی متخصص در حوزههای مختلف مانند علم داده، هوش مصنوعی، امنیت سایبری و مدیریت اطلاعات است. این امر میتواند منجر به ایجاد فرصتهای شغلی جدید و ارتقای مهارتهای نیروی کار در سطح جهانی شود.
افزایش نابرابری، بیثباتی سیاسی و ظهور دولتهای اقتدارگرا، چالشهای جدیدی را برای حکمرانی داده ایجاد میکند. برای مثال، این تغییرات میتواند منجر به سوءاستفاده از دادهها برای سرکوب مخالفان یا اعمال کنترل بر شهروندان شود.
رشد اقتصاد دیجیتال و ظهور شرکتهای فناوری غولپیکر، چالشهای جدیدی را برای حکمرانی داده ایجاد میکند. برای مثال، این تغییرات میتواند منجر به تمرکز قدرت در دست چند شرکت بزرگ و کاهش شفافیت در نحوه استفاده از دادهها شود.
تغییرات آبوهوایی و سایر چالشهای زیستمحیطی، چالشهای جدیدی را برای حکمرانی داده ایجاد میکند. برای مثال، این تغییرات میتواند منجر به افزایش نیاز به جمعآوری و پردازش دادههای زیستمحیطی برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در مورد مدیریت منابع طبیعی شود.
برخی از تحولات و روندهای فناورانه تأثیرگذار بر حکمرانی داده عبارتند از:
در آینده،کلاندادهها همچنان یکی از مهمترین موضوعات در حوزه فناوری و کسبوکار خواهند بود. افزایش رشد روزافزون رسانههای اجتماعی و رشد اینترنت اشیا، موجب میشود دادهها از نظر ساختار، متنوع تر و بسیار پیچیده شوند.
در کووید ۱۹ نقش کلیدی تحلیل کلان داده، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در پاسخ به چالشهای نوظهور و تصمیمگیریهای بخشهای دولتی و خصوصی نمایان شد [۲۲].
در گزارشی که توسط مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۵ به چاپ رسیده، نحوه استفاده از دادهها در خطمشیگذاری بررسی شده است. در این گزارش به این موضوع اشاره شده است که استفاده از کلاندادهها میتواند برای تحلیل و پیشبینی روندهای مختلف مفید باشد و خطمشیگذاران را در بهبود رویکرد و برنامهریزیهای خود یاری کند. همچنین، اهمیت بالایی در پیشرفت توسعه پایدار کاهش فقر، افزایش بهرهوری و بهبود زندگی شهروندان دارد [۲۳]. برخی پیشبینیها در مورد آینده کلاندادهها عبارتند از [۲۴] :
در مجموع، کلاندادهها بهعنوان یک ابزار مؤثر در پردازش و تحلیل دادهها و بهبود عملکرد کسبوکارها، همچنان بهعنوان یکی از مهم ترین موضوعات در حوزه فناوری و کسبوکار خواهند بود.
شکل 1. نمودار بازار جهانی کلان داده (۲۰۲۲-۲۰۳۰)[25]
رایانش کوانتومی یک فناوری نوظهور است که قدرت بالایی در حل مسائل پیچیده دارد و میتواند در زمینههای مختلف ازجمله بهداشت و درمان، محیط زیست و انرژی تأثیر بگذارد. این فناوری میتواند با سرعت بخشیدن به تشخیص بیماریها، شخصیسازی درمان، بهینهسازی قیمتگذاری داروها و سرعت بخشیدن به توسعه واکسنها، به ارتقای سطح سلامت جامعه کمک کند [۲۶]. بااینحال، این فناوری هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و تأثیرات اخلاقی، اجتماعی و قانونی آن هنوز بهطور کامل مورد بررسی قرار نگرفتهاند. بنابراین، برای استفاده از تأثیرات مثبت رایانش کوانتومی در اقتصاد و اشتغال کشورهای در حال توسعه مانند ایران، نیاز به سرمایهگذاری در زیرساختها، توسعه تخصصهای مورد نیاز و تعیین قوانین و مقررات مناسب برای نظارت بر استفاده از این فناوری و جلوگیری از سوءاستفاده از آن وجود دارد. مجمع جهانی اقتصاد گزارشی در اینخصوص منتشر کرده است که در آن اصولی برای طراحی و استفاده مسئولانه از فناوری رایانش کوانتومی برای حصول نتایج مثبت برای جامعه ارائه شده است. برخی از فواید رایانش کوانتومی برای حکمرانی ملی داده عبارتند از[۲۷]:
در نهایت، رایانش کوانتومی و حکمرانی داده بهعنوان دو حوزه مکمل در عصر دیجیتال، تأثیرات متقابلی بر یکدیگر دارند. توسعه رایانش کوانتومی میتواند به بهبود حکمرانی داده کمک کند و همچنین، حکمرانی داده میتواند در توسعه این فناوری نقش مهمی ایفا کند. محاسبات کوانتومی، زمین بازی آینده پردازش اطلاعات و تحلیل داده را تغییر خواهد داد. کشورهایی که موفق به توسعه هر دو حوزه شوند، میتوانند در دنیای رقابتی برتری یابند و به سرعت پیشرفت کنند [۲۸].
در این شرایط است که دیگر «بیت» پاسخگوی نیازهای جدید مطرح شده نخواهد بود و عملاً سیستمها و ماشینها، به «کیوبیت» نیاز مبرم پیدا میکنند تا بتوانند بهجای مدیریت دو حالتی دادهها (مدیریت داده با محوریت ساختار بیت)، به مدیریت چندحالته دادهها (مدیریت داده با محوریت ساختار کیوبیت) مهاجرت کنند.
در رویکرد مدیریت داده با محوریت ساختار کیوبیت، نانو ماشینها براساس دادههای ذخیره شده در شکل یک رشته یا حالتهای کوانتوم اتمیک کار میکنند. برای مثال، روشهای مختلفی برای ذخیرهسازی این دادهها وجود دارند که اکثر آنها از ترکیب ترانزیستورهای الکترونی و نقاط کوانتومی تشکیل شدهاند. در سالهای اخیر، شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل و مایکروسافت سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در توسعه محاسبات کوانتومی انجام دادهاند. این تلاشها بهمنظور ارتقای ظرفیت پردازش دادهها و بهبود دقت محاسبات کوانتومی صورت گرفتهاند، که میتواند تحولی اساسی در مدیریت دادهها و فناوریهای مرتبط ایجاد کند.
شکل 2. نمودار حجم بازار رایانش کوانتومی در آینده (۲۰۲۰-۲۰۳۰) [۲۶]
هوش مصنوعی مسئولانه و حکمرانی ملی داده دو مفهوم کلیدی هستند که در کنار هم میتوانند بهبود قابلتوجهی در عملکرد افراد و سازمانها داشته باشند. دستیابی به هوش مصنوعی مسئولانه، نیازمند حکمرانی داده قوی است. در هوش مصنوعی مسئولانه، اصلیترین هدف، تضمین این است که هوش مصنوعی با رعایت اصول اخلاقی، حقوقی و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی جامعه، بهمنظور خدمت به انسانیت و بهبود شرایط زندگی افراد، طراحی و پیادهسازی شود.
حکمرانی داده از طریق تعیین استانداردها، قوانین و مقررات قابل اجرا، میتواند به تضمین هوش مصنوعی مسئولانه کمک کند. همچنین، از طریق مدیریت دادهها، میتوان به تشخیص و رفع تبعیضهای ناشی از هوش مصنوعی، تضمین شفافیت و امنیت دادهها و حفاظت از حریم خصوصی شهروندان، کمک کرد. بنابراین،هوش مصنوعی مسئولانه و حکمرانی داده با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند و رویکردی مبتنیبر این دو مفهوم میتواند بهبود قابلتوجهی در عملکرد سازمانها و جامعه داشته باشد.
باید توجه داشت که استفاده نامسئولانه از هوش مصنوعی و کلاندادهها ممکن است منجر به نتایج منفی شود. بنابراین، نیاز به تعیین قوانین و مقررات مناسب برای نظارت بر استفاده از هوش مصنوعی و جلوگیری از سوءاستفاده از آن وجود دارد.
هرچند بلاکچین از نظر فنی یک فناوری بالغ نیست اما میتواند تأثیر قابلتوجهی بر حکمرانی ملی داده داشته باشد. این فناوری میتواند به سادهسازی مدیریت اطلاعات قابل اعتماد کمک کند و دسترسی بخش دولتی به دادههای عمومی را با حفظ امنیت این اطلاعات آسان کند. در آینده، با افزایش حجم دادههای تولید شده، دولتها نیازمند روشهایی مطمئنتر برای جمعآوری، ذخیره، پردازش و تحلیل این دادهها هستند. استفاده از بلاکچین بهعنوان روشی برای حکمرانی داده، میتواند به رسیدن به اهداف زیر کمک کند [۲۹]:
حکمرانی داده بهعنوان یکی از اصول اساسی در توسعه و مدیریت شهرهای هوشمند عمل میکند. در شهرهای هوشمند، حجم عظیمی از دادهها از منابع متنوعی مانند حسگرها، دستگاههای اینترنت اشیاء، سیستمهای حملونقل و زیرساختهای شهری جمعآوری میشود. حکمرانی دادهها شامل خطمشیها، فرایندها و استانداردهایی است که برای مدیریت، حفاظت، اشتراکگذاری و استفاده بهینه از این دادهها بهکار گرفته میشوند. اجرای یک چارچوب حکمرانی دادهای قوی، اطمینان حاصل میکند که دادهها بهصورت ایمن و منصفانه مدیریت میشوند، حریم خصوصی شهروندان حفظ و تصمیمگیریهای مبتنیبر دادهها با دقت و شفافیت انجام میشود. برای نمونه، شهر سنگاپور با پیادهسازی خطمشیهای جامع حکمرانی داده، توانسته است از دادهها برای بهبود خدمات شهری، مدیریت ترافیک و افزایش کارایی سیستمهای انرژی استفاده کند [۶۰].
علاوهبر این، حکمرانی داده نقش کلیدی در تسهیل همکاری میان بخشهای مختلف شهری ایفا میکند. این امر به دولتها و سازمانهای شهری امکان میدهد تا از دادههای مشترک برای بهینهسازی منابع، پیشبینی نیازهای آینده و پاسخگویی به بحرآنها بهرهبرداری کنند. برای مثال، شهر بارسلونا با ایجاد یک پلتفرم مرکزی برای مدیریت دادهها، توانسته است پروژههای هوشمندی مانند مدیریت پسماند، بهبود خدمات بهداشتی و ارتقای امنیت عمومی را با استفاده از تحلیلهای پیشرفته دادهای پیادهسازی کند [۶۱]. در نهایت، حکمرانی داده نهتنها به بهبود کیفیت زندگی شهروندان کمک میکند، بلکه به توسعه پایدار و اقتصادی شهرهای هوشمند نیز ارتقا میبخشد.
اینترنت اشیا بهمعنای اتصال دستگاهها و سیستمهای مختلف به اینترنت است که امکان ارتباط و تبادل اطلاعات بین آنها را فراهم میکند. در دهه آینده، تعداد دستگاههای متصل به اینترنت اشیا بهطور قابلتوجهی افزایش خواهد یافت و در نتیجه، حجم دادههای تولید شده نیز بسیار زیاد خواهد شد. اینترنت اشیا و کلاندادهها در بسیاری از زمینهها وجه مشترکی با یکدیگر دارند. حفظ امنیت و حریم خصوصی و ملاحظات مراقبت از دادهها، انتقال داده در فضای ابری، ادغام داده و غیره مسائلی هستند که پیادهسازی حکمرانی داده را ضروری میکند. برخی از جنبههای کلیدی ارتباط اینترنت اشیا و حکمرانی ملی داده عبارتند از[۳۰]:
شکل 3. نمودار پیشبینی حجم بازار اینترنت اشیا (میلیارد دلار) [۳۱]
4-5-7.اینترنت اشیا زیستی نانویی
ترکیب دادههای ریز، یادگیری عمیق، رایانش ابری و رایانش لبه ای، رسانه های اجتماعی و اینترنت اشیا عملاً موجب پیدایش نسل جدیدی از اینترنت اشیا، تحت عنوان اینترنت اشیای زیستی نانویی خواهد شد. این سخن بدان معناست که عملاً مقوله حکمرانی دادهها در اینترنت اشیا، مبدل به الگوی خودمدیریتی داده میشود. یعنی هر شیء یا حتی هر ماده از یک شیء (هر جزء سازنده یک شیء)، مسئول نگهداشت روزآمد و پردازش هدفمند دادههای متعلق به خودش است. بنابراین به نظر میرسد برای شناخت بهتر حکمرانی داده در مقیاس نانو باید «مدیریت کوانتومی دادهها» و «مدیریت دادههای کوانتومی» را شناخت و ازجمله راههای مناسب، دادهشناسی از منظر نظریه کوانتومی اطلاعات است. آنچه حائز اهمیت است نقش داده در رفتارهای این نوع از نانو ماشینهاست [۳۲].
از منظر اینترنت اشیا، یکی از مصادیق بهرهگیری از داده برای هوشمندسازی رفتار اشیا، فوگ یوتیلیتی است. در حقیقت یوتیلیتی فوگ و فوگلِت یکی از مصدایق دیتافیکیشن در مقیاس نانو هستند که به دنبال هوشمندسازی رفتار اشیا هستند. یوتیلیتی فوگها نوعی نانوربات هستند که با جمعآوری دادههای بسیار کوچک از محیط پیرامونی خود و پردازش آنها با کمک نانو رایانش رفتارهای جمعی هوشمندانهای از خود نشان میدهند و از این طریق میتوانند بر روی ساختار و رفتار اشیا و یا پیرامون خود تأثیرگذار باشند.
یکی از حوزههایی که فوگلت میتواند بر حکمرانی دادهها تأثیر بگذارد، حوزه حریم خصوصی و امنیت دادهها است. همانطور که دادههای بیشتری توسط افراد و سازمانها تولید و جمعآوری میشود، نیاز به ذخیرهسازی و پردازش دادههای امن و خصوصی اهمیت فزایندهای مییابد. بهطور بالقوه میتوان با اجازه دادن به دادهها برای ذخیره و پردازش به شیوهای غیرمتمرکز، با هر فوگلت بهعنوان مسئول بخش کوچکی از دادهها، رویکرد جدیدی برای حفظ حریم خصوصی و امنیت دادهها ایجاد شود. این رویکرد بهطور بالقوه میتواند امنیت و حریم خصوصی بیشتری را نسبت به سیستمهای متمرکز فعلی فراهم کند، زیرا دسترسی مهاجم به همه دادهها در یک مکان بسیار دشوارتر است. بااینحال، هنوز چالشهای فنی زیادی وجود دارد که باید قبل از پیادهسازی چنین سیستمی بر آنها غلبه کرد، مانند اطمینان از ایمن و قابل اعتماد بودن هر فوگلت.
حوزه دیگری که یوتیلیتی فوگها در آن میتوانند بر حکمرانی دادهها تأثیر بگذارد، حوزه مدیریت و تجزیهوتحلیل دادهها است. هر چقدر دادههای بیشتری تولید شود، مدیریت و تجزیهوتحلیل آنها بهطور فزایندهای دشوارتر میشود. یوتیلیتی فوگها بهطور بالقوه میتوانند با اجازه دادن به دادهها برای ذخیره و پردازش به شیوهای توزیع شده، به هر فوگلت نظم جدیدی برای مدیریت داده ببخشند. این موضوع میتواند امکان تجزیهوتحلیل دادههای کارآمدتر و مؤثرتر را فراهم کند.
بهطورکلی، در حالی که پیوندهای بالقوهای بین یوتیلیتی فوگها و حکمرانی داده وجود دارد، گمانهزنیهای زیادی باقی مانده است و چالشهای فنی زیادی وجود دارد که باید بر آنها غلبه کرد. بهطورکلی، ترکیب فناوری فوگلت و حکمرانی داده احتمالا نقش مهمی در شکل دادن به آینده پردازش و تجزیهوتحلیل دادهها در دهه آینده ایفا میکند. با توجه به اینکه رایانش نانو کاربردهای گستردهای در سلامت، صنعت، پزشکی و کشاورزی دارد، حکمرانی داده در این حوزه بسیار حائز اهمیت است [۳۳].
4-5-8. دیتاسفر
دیتاسفر به شبکه بههمپیوسته دادهای اشاره دارد که توسط منابع مختلف ازجمله دستگاههای اینترنت اشیا، رسانههای اجتماعی و دیگر پلتفرمهای دیجیتال تولید میشود. همانطور که مقدار دادههای تولید شده توسط این منابع همچنان در حال رشد است، حکمرانی داده برای اطمینان از مدیریت و استفاده مسئولانه و اخلاقی این دادهها اهمیت فزایندهای پیدا میکند. براساس گزارش شرکت بینالمللی داده، انتظار میرود که مجموع دادههای جهان، از ۳۳ زتابایت در سال ۲۰۱۸ به ۱۷۵ زتابایت تا سال ۲۰۲۵ افزایش یابد. این نرخ رشد مرکب سالیانه ۶۱ درصد را نشان میدهد [۳۴].
در دهه آینده، با توجه به ماهیت بههمپیوسته دیتاسفر، این احتمال وجود دارد که همکاری بین سازمانها در مدیریت و استفاده از دادهها افزایش یابد. این مسئله ممکن است شامل توسعه چارچوبهای حکمرانی دادههای مشترک و به اشتراکگذاری بهترین شیوهها باشد. با توجه به اهمیت روزافزوندادهها در تصمیمگیری درآینده، تمرکز بیشتری بر اطمینان از دقیق، قابل اعتماد و با کیفیت بودن دادهها خواهد بود. این مسئله ممکن است شامل توسعه استانداردهای جدید کیفیت دادهها و استفاده از تکنیکهای پیشرفته برای اعتبارسنجی و راستیآزمایی دادهها باشد.
شکل 4. نمودار اندازه رشد سالیانه دیتاسفر جهانی [۳۴]
هویت دیجیتال جزء حیاتی حاکمیت دادههاست. زیرا به سازمانها اجازه میدهد تا کاربران و اشیایی که به دادهها دسترسی دارند و از آنها استفاده میکنند را شناسایی و تأیید کنند. احتمالاً در دهه آینده، سیستمهای هویت غیرمتمرکز( که به افراد اجازه میدهند دادههای شخصی خود را کنترل کرده و آنها را فقط با اشخاص مورد اعتماد به اشتراک بگذارند) بهطور گستردهتری مورد استفاده قرار خواهند گرفت و ممکن است شامل استفاده از فناوری بلاک چین و سیستمهای هویت غیرمتمرکز باشد که منجر به افزایش اشتراکگذاری دادهها بین کشورها میشود. این امر مستلزم آن است که سازمانها مقررات پیچیده حفاظت از دادهها را بهصورت بینالمللی دنبال و اطمینان حاصل کنند که خطمشیهای حکمرانی دادهشان در حوزههای قضایی و حقوقی مختلف رعایت میشود. با گسترش بیشتر سیستمهای هویت دیجیتال، نیاز به همکاری و استانداردسازی بیشتر بین سازمانها، دولتها و ارائهدهندگان فناوری وجود خواهد داشت و ممکن است شامل توسعه استانداردهای حکمرانی داده در سطح ملی و بینالمللی و ایجاد روش هایی برای اطمینان از مدیریت ایمن و مسئولانه دادههای هویت دیجیتال باشد [۳۵].
وب فضایی مفهومی است که به نسل بعدی اینترنت اشاره دارد و مبتنیبر فناوریهایی مانند واقعیت مجازی و واقعیت افزوده خواهد بود. وب فضایی به کاربران اجازه میدهد تا با محتوای دیجیتال به روشی طبیعیتر و شهودیتر تعامل داشته باشند و اشکال جدیدی از ارتباطات، همکاری و تجارت را ممکن میسازد.
شکل 5. نمودار تکامل نسلهای وب[36]
وب فضایی سه لایه دارد:
این امر حفظ حریم خصوصی را به یک ضرورت حیاتی تبدیل میکند و به همین دلیل است که بسیاری، فناوریهای دفترکل توزیعشده مانند بلاک چین را لازم میدانند. تغییرناپذیری، یکپارچگی و امنیت دادهها باید تضمین شود. نقشهبرداری سهبعدی از دنیای فیزیکی، ایجاد کپی دیجیتال سهبعدی از جهان و تولید دوقلوهای دیجیتال برای همه چیز ایجاد خواهند شد. وقتی افراد و اشیاء در محیط واقعی حرکت میکنند، انبوهی از داده به همزادهای آنها منتقل میشود تا وب فضایی همانندسازی شود .
با توجه به اینکه وب فضایی (نسل بعدی اینترنت) بهعنوان یک فضای مجازی با قابلیتهای بسیاری شناخته شده است، تجزیهوتحلیل کلاندادههای مربوط به سلامتی، آموزش، تجارت و غیره امکانپذیر و حیاتی خواهد بود و با توجه به اینکه به کاربران اجازه میدهد تا بهطور مستقیم با یکدیگر تعامل داشته باشند، میتوان برای ایجاد ارتباطات بین دولت و شهروندان استفاده کرد.
برای مثال، میتوان در این فضا، جلسات دولتی و مشاورههای شهروندی برگزار کرد. بااینحال، برای استفاده موفق از وب فضایی در حکمرانی داده، نیاز به بررسی دقیق تمام جنبههای آن و ایجاد راهکارهای مناسب برای مواجهه با چالشهای پیشرو لازم است. برای مثال، نیاز به حفظ حریم خصوصی کاربران در این فضا، ایجاد استانداردهای مناسب برای جمعآوری و مدیریت دادهها، و ایجاد راهکارهای امنیتی برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز به دادهها و اطلاعات موجود در این فضا، ازجمله چالشهای ممکن است. بدیهی است برای استفاده از مزایای وب فضایی، تدوین چارچوبهای قانونی و نظارتی، همکاریهای بینالمللی، ایجاد زیرساختها و استانداردهای مورد نیاز مانند شبکههای پهنباند پرسرعت، شبکههای با تأخیر کم مهم خواهد بود و تأثیر بالقوه اجتماعی و اقتصادی آن بر حکمرانی، بنگاههای اقتصادی و جامعه، گسترده ارزیابی میشود [۳7].
متاورس یا فراجهان، مفهوم در دنیای دیجیتال است که به یک دوران جدید از ارتباطات و تعاملات آنلاین اشاره دارد. فراجهان یک فضای مجازی بزرگ است که از جهان واقعی جداست و دنیای واقعی را شبیهسازی میکند. در فراجهان، کاربران میتوانند در یک جهان افتراقی آنلاین حضور پیدا کنند، با یکدیگر تعامل داشته باشند و به محتواهای دیجیتالی دسترسی داشته باشند. تأثیر فراجهان بر اقتصاد نیز میتواند قابلتوجه باشد. با ایجاد یک فضا و بستر مجازی برای تعاملات تجاری، زمینههای جدیدی را برای حکمرانی کسبوکارها فراهم میکند. برای مثال، شرکتها میتوانند در فراجهان فروشگاهها، محصولات و خدمات خود را معرفی کنند و با مشتریان در سراسر جهان در ارتباط باشند. همچنین، شهروندان میتوانند در فراجهان به دنبال مشاغل، فرصتهای کاری جدید و ارتباطات جدید باشند، البته، این تأثیرات در حال حاضر بهطور کامل قابل پیشبینی نیستند و ممکن است در آینده تحولات بیشتری داشته باشند [۳8].
شکل 6. نمودار پیشبینی بازار متاورس (۲۰۲۱-۲۰۳۰) [۳9]
در متاورس، حجم عظیمی از دادهها تولید و مصرف میشوند . حکمرانی دادهها در فراجهان نقش مهمی در ایجاد یک محیط امن و قابل اعتماد دارد. برای استفاده از متاورس در حکمرانی ملی داده، میتوان از راهکارهای زیر استفاده کرد:
به کمک واقعیت افزوده، میتوان دادههای مختلف را بهصورت بصری و با درک بهتری مشاهده کرد. در حوزه حکمرانی، ممکن است نیاز به نمایش و تحلیل دادههای پیچیده باشد، که با کمک واقعیت افزوده، میتوان بهراحتی و دقت بیشتری این کار را انجام داد. این فناوری بهوسیله نمایش دادهها در قالب تصاویر، گرافیک یا صدا، دقت و قابلیت فهم و تحلیل دادهها را برای کاربران بهبود میبخشد. استفاده از واقعیت افزوده میتواند کیفیت خدمات دولتی حضوری و غیرحضوری را از روشهای مختلف افزایش دهد:
در دهه آینده، احتمالاً شاهد توسعه رویکردهای جدید حکمرانی داده برای مدیریت حجم عظیمی از دادههای مرتبط با واقعیت افزوده خواهیم بود. دادههای مرتبط با واقعیت افزوده میتوانند برای تحلیل و تصمیم گیری در حوزههای مختلف مورد استفاده قرار گیرند [40].
واقعیت مجازی بهعنوان یک فناوری نوظهور در حوزهی حکمرانی ملی داده تأثیرات قابلتوجهی دارد. این تأثیرات شامل بهبود دسترسی به دادهها، افزایش مشارکت عمومی، تصمیمگیری مبتنیبر داده و ارتقای آموزش و پرورش است [41].
یکی از مزایای استفاده از واقعیت مجازی، افزایش دقت و کیفیت تصمیمگیری است. با استفاده از این فناوری، مدیران و تصمیمگیران میتوانند بهطور دقیقتری به دادهها دسترسی داشته باشند و با تجسم بهتر درک بهتری از مسائل پیچیده داشته باشند. این امر میتواند بهبود قابل ملاحظهای در تصمیمگیریهای ملی و خطمشیگذاری داشته باشد. میتوان بهطور مؤثری شکافهای ناشی از جغرافیا و مکان را حذف کرد تا فرصت برابر برای شرکت افراد در تصمیمگیریهای حاکمیتی فراهم نمود. همچنین، واقعیت مجازی میتواند در ارتقای آموزش نقش مؤثری داشته باشد.
با فراگیرتر شدن فناوری واقعیت مجازی، نیاز به امنیت دادهها در برنامهها و سختافزارهای مرتبط نیز افزایش مییابد. دادههای حساس کاربران، مانند اطلاعات بیومتریک، ممکن است توسط سیستمهای واقعیت مجازی جمعآوری و ذخیره شوند. اطمینان از حفظ حریم خصوصی و امنیت این دادهها برای حفظ اعتماد کاربران و رعایت مقررات حفاظت از دادهها بسیار مهم است [42].
برای استفاده بهینه از واقعیت مجازی در حکمرانی ملی داده، میتوان روی توسعه نرمافزارها و محتوای مرتبط تمرکز کرد. این موضوع باعث میشود تا واقعیت مجازی بهعنوان یک ابزار مؤثر در حوزه حکمرانی ملی داده مطرح شود.
حکمرانی ابری میتواند تأثیر مستقیمی بر حکمرانی دادههای ملی داشته باشد. یکی از دلایل این مسئله این است که استفاده از خدمات ابری ممکن است باعث انتقال دادههای حساس به سرورهای دیگری شود که در کشورهای دیگری مستقر هستند و از نظر حقوقی و قانونی ممکن است مشکلاتی برای کشور مبدأ دادهها ایجاد کند. بنابراین، لازم است که حکومتها در حکمرانی ابری و حکمرانی دادههای ملی خود دقت کنند و قوانین و مقررات مناسبی را برای کنترل انتقال دادههای حساس بین کشورها تدوین کنند. ایجاد چارچوب حاکمیت رایانش ابری مزایایی ازجمله کاهش هزینههای سرور، امنیت بیشتر، دسترسی سریعتر به دادهها را بههمراه دارد.
پیشبینی میشود که «حکمرانی داده بهعنوان یک سرویس» به یک جنبه مهم از حکمرانی ملی داده تبدیل شود. برای دولتها ارائه راهحلهای حکمرانی داده بعنوان سرویس برای کسب وکارهایی که در تلاش هستند تا با قوانین فزاینده در مورد حفاظت از دادهها و حریم خصوصی همگام شوند، رایجتر خواهد شد. پذیرش استانداردها و پروتکلهای بینالمللی داده نیز در آینده گسترده تر خواهد شد که به تسهیل اشتراکگذاری دادههای فرامرزی و درعینحال مدیریت مؤثر حریم خصوصی دادهها و خطرات امنیتی کمک میکند.
محیط نظارتی برای حکمرانی دادهها نیز بهدلیل افزایش حجم دادههای تولید شده، ظهور فناوریهای جدید و افزایش نگرانیهای عمومی در مورد حریم خصوصی دادهها احتمالاً پیچیدهتر خواهد شد. بهطورکلی، در آینده، حکمرانی داده بهعنوان یک سرویس برای کسب وکارها و سازمانهای دولتی برای مدیریت مؤثر و محافظت از مقادیر روزافزون دادهای که در عصر دیجیتال امروزی تولید میشود، ضروری خواهد بود.
براساس گزارش شرکت بینالمللی داده، مجموع هزینههای جهانی در خدمات ابری زیرساختی - تا سال ۲۰۲۵ از ۱.۳ تریلیون دلار فراتر خواهد رفت و نرخ رشد مرکب سالیانه ۱۶.۹% خواهد بود [43]. همچنین، با توجه به وابستگی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به دادههای باکیفیت و قابل اعتماد، ایجاد یک نظام حکمرانی ملی داده کارآمد برای تسهیل استفاده، بهینهسازی هزینهها، افزایش مقیاسپذیری در فضای ابری و کنترل انتقال دادهها از ذخیرهسازی فیزیکی به ابر، امری ضروری و حیاتی بهنظر میرسد.
شکل 7. نمودار بازار جهانی خدمات زیرساخت رایانش ابری [44]
بسیاری از کشورها قوانین و مقرراتی برای کنترل و محدود کردن انتقال دادههای حساس بین کشورها دارند. این قوانین معمولاً بهمنظور حفاظت از امنیت ملی، حفظ حریم خصوصی و جلوگیری از دسترسی غیرمجاز به دادهها تدوین شدهاند.
یکی از مهمترین قوانین در این زمینه، رویه محدودیت صادرات در قالب قوانین صنعتی و تجاری است. این قوانین معمولاً برای کنترل صادرات دادههای حساس مانند دادههای پزشکی، تحقیقاتی، صنعتی و نظامی از یک کشور به کشورهای دیگر تدوین شدهاند. بهعلاوه، بسیاری از کشورها قوانینی برای حفاظت از حریم خصوصی و اطلاعات شخصی آنها تدوین کردهاند که به شرکتها و سازمانها محدودیتهایی برای انتقال دادههای حساس به کشورهای دیگر نیز اعمال میکند.
در این راستا، قوانینی مانند GDPR در اتحادیه اروپا، CCPA در ایالات متحده و PIPEDA در کانادا، بهمنظور حفاظت از حریم خصوصی و محدود کردن انتقال دادههای شخصی به کشورهای دیگر تدوین شدهاند. همچنین، قوانینی مانند قانون محافظت از اطلاعات شخصی در چین و قانون محافظت از اطلاعات شخصی در روسیه نیز برای کنترل انتقال دادههای حساس به کشورهای خارجی وجود دارند.
4-5-15.رایانش لبهای
رایانش لبهای یا محاسبات لبهای یک استراتژی قدرتمند برای کمک به کاهش تراکم شبکه در آینده خواهد بود که بهواسطه فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و اینترنت نسل پنجم توسعه مییابد. رایانش لبهای یک الگوی محاسباتی توزیع شده است که برای بهبود زمان پاسخ و صرفهجویی در پهنای باند، محاسبات و ذخیره اطلاعات را به محلی که نیاز است نزدیک میکند. امروزه حجم دادههایی که توسط حسگرها، برنامههای کاربردی و سایر اجزای اینترنت اشیاء تولید میشوند، بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. برای کاهش حجم دادههای ارسالی، کاهش ترافیک شبکه و کاهش مسافت طی شده توسط دادهها تا رسیدن به مقصد، میتوان از محاسبات لبهای بهرهبرداری کرد. این رویکرد امکان پردازش دادهها در نزدیکی منبع تولید آنها را فراهم میکند، که منجر به بهینهسازی عملکرد شبکه و کاهش تأخیرهای انتقال داده میگردد. رایانش لبه میتواند تأثیر مستقیمی بر حکمرانی ملی داده داشته باشد، زیرا باعث میشود دادهها نزدیکتر به منبع خود پردازش شوند و این امر میتواند سرعت، امنیت، دسترسپذیری پردازش دادهها را افزایش دهد. این فناوری میتواند به کاهش وابستگی به مراکز داده متمرکز و دور از کاربران کمک کند و در نتیجه میتواند برای پردازش دادههای حساس به زمان در مکانهای دور با اتصال محدود یا بدون اتصال به یک مکان متمرکز استفاده شود. در این شرایط، محاسبات لبه میتواند مانند مراکز داده کوچک عمل کند. محاسبات لبهای بهطور مؤثر برای کاهش اندازه دادههای منتقل شده و در نتیجه کاهش تاخیر خدمات، بهبود تجربیات مشتری ، تجزیهوتحلیل دادهها در شرایط بحران و غیره عمل میکند. [45]
شکل 8. نمودار بازار جهانی رایانش لبهای [46]
با توجه به مطالب فوق در شکل ۹ روندهای تأثیرگذار بر آینده حکمرانی داده اشاره شده است.
شکل 9. روندهای مؤثر بر آینده حکمرانی ملی داده
مأخذ: یافتههای پژوهش
حکمرانی داده یک حوزه در حال تکامل است که با توجه به روندهای جدید، دائماً در حال تغییر است. برای پاسخگویی به انواع فرصتها و چالشها ، مهم است که حکمرانی ملی داده بهگونهای طراحی شود که انعطافپذیر و سازگار باشد. براساس روندهای احصاء شده، میتوان نتیجه گرفت که مفهوم و مدلهای حکمرانی داده در آینده به سمت موارد زیر حرکت کند:
۵. دوگانههای سیاستی حکمرانی دادهها
دوگانههای سیاستی حکمرانی داده، در واقع مجموعهای از تضادها هستند که در حکمرانی داده وجود دارند و برای پیادهسازی یک حکمرانی ملی داده مؤثر و پایدار، نیاز به پاسخگویی به هر دو طرف آنها هست. برخی از این دوگانهها عبارتند از:
این دوگانه، هریک بهطور مستقل و بدون در نظر گرفتن دیگری، قابلتوجه بوده و بهعنوان دوگانگی سیاستی در حوزه حکمرانی داده شناخته میشوند. بنابراین، برای تحقق حکمرانی ملی دادهها، ضروری است که این دوگانگیها بهصورت همزمان و مکمل در کنار یکدیگر مورد بررسی و توجه قرار گیرند.
.۶. سناریوهای حکمرانی ملی داده
تاکنون در مطالعات کمی به سناریوهای آینده داده و حکمرانی داده توجه شده است. در یکی از پژوهشها سناریوهای دادههای هوشمند اشاره شده و تکامل و توسعه آن در آینده را شرح میدهد [52]:
1. سناریوی اعتماد عمومی بالا به اشتراک گذاری دادهها و محدودیت در انتقال داده: این سناریو نشاندهنده زیستبومی با سطوح بالای شفافیت در مورد نحوه استفاده و به اشتراکگذاری دادهها بین سازمانها است. تنظیمگری و نظارت قوی برای کنترل اشتراک دادهها وجود دارد. چنانچه مشکلات فنی و غیرفنی رخ دهد، مصرفکنندگان اعتماد دارند که شبکه ایمن است و راهکارهای مناسب برای جبران خسارت وجود دارد و سطوح بالایی از سواد دیجیتال و شمول دیجیتال، استانداردهای بالایی برای امنیت دادهها و حریم خصوصی در سراسر زیستبوم وجود دارد. محدودیت در انتقال داده به این معناست که دادهها فقط تحت شرایط خاص و محدود بین سازمانها منتقل میشوند تا از حریم خصوصی و امنیت دادهها بهطور کامل محافظت شود.
۲. سناریوی اعتماد عمومی بالا به اشتراک گذاری دادهها و قابلیت بالا انتقال داده: در این سناریو، اعتماد عمومی به طرحهای داده هوشمند و قابلیت انتقال دادهها بالا است. این سناریو به احتمال زیاد وقتی رخ میدهد که دولت یک رویکرد نظارتی سبک را اتخاذ کند و به بازار دادههای هوشمند اجازه دهد تا بهطور ارگانیک توسعه یابند. همچنین به احتمال زیاد با توسعه فناوریها و استانداردهای جدید که کنترل دادههای خود را برای مصرف کنندگان آسانتر میکند و آن را بهطور ایمن با ارائهدهندگان مختلف به اشتراک میگذارد، تسهیل میشود.
۳. سناریوی اعتماد عمومی پایین به اشتراک گذاری دادهها و محدودیت در انتقال داده : در این سناریو، اعتماد عمومی به طرحهای داده هوشمند و قابلیت انتقال دادهها کم است. این سناریو بهاحتمال زیاد زمانی اتفاق میافتد که مردم نگرانی در مورد امنیت و حریم خصوصی دادههای خود داشته باشند (یا اگر بازار دادههای هوشمند در دست چند بازیگر بزرگ قرار گرفته باشد). همچنین وقوع این سناریو میتواند بهدلیل عدم وجود مقررات دولتی یا عدم آگاهی عمومی دولت از دادههای هوشمند و مزایای آن باشد.
۴. سناریوی اعتماد عمومی پایین به اشتراکگذاری دادهها و قابلیت انتقال دادهها بالا
در این سناریو، اعتماد عمومی به اشتراکگذاری دادهها کاهش یافته اما قابلیت انتقال دادهها بالا باقی میماند. این وضعیت ممکن است زمانی رخ دهد که دولتها فناوریهای پیشرفتهای برای انتقال و پردازش دادهها توسعه داده باشند، اما اقدامات حفاظتی و نظارتی کافی برای اطمینان از امنیت و حریم خصوصی دادهها اتخاذ نکردهاند. در نتیجه، دادهها بهطور گستردهای منتقل میشوند، اما نگرانیهای عمومی درباره سوءاستفادهها و نقض حریم خصوصی افزایش مییابد. این سناریو میتواند منجر به کاهش مشارکت عمومی در پروژههای دادهای شود، حتی با وجود زیرساختهای قوی انتقال داده است.
شکل 10. نمودار سناریوهای مبتنیبر اعتماد عمومی و قابلیت انتقال دادهها [52]
این پژوهش بیان میکند که مطلوبترین سناریو، سناریوی ۲ است که در آن اعتماد عمومی و قابلیت انتقال دادهها بالا است. این سناریو به مصرفکنندگان اجازه میدهد تا از مزایای کامل دادههای هوشمند مانند خدمات شخصی و قیمتهای پایینتر بهرهمند شوند ، در حالی که هنوز کنترل دادههای خود را حفظ و از حریم خصوصی خود محافظت میکنند.
این گزارش همچنین تعدادی توصیه برای چگونگی دستیابی به سناریوی ۲ ارائه میدهد ازجمله:
آینده حکمرانی داده در جمهوری اسلامی ایران بهشدت به توانایی کشور در هماهنگی همگامسازی خطمشیهای ملی با روندهای جهانی و منطقهای وابسته است. ایران در مسیر تحول دیجیتال با چالشهایی مواجه است که شامل نبود یک چارچوب حقوقی جامع برای حفاظت از دادههای شخصی، ضعف در زیرساختهای سایبری و کمبود نیروی متخصص در حوزه تحلیل دادهها میشود. یکی از گامهای اساسی برای بهبود حکمرانی داده، تدوین و تصویب قوانینی مشابه مقررات عمومی حفاظت از دادههای اتحادیه اروپا است که علاوهبر حفاظت از حقوق شهروندان، فضای مناسبی برای نوآوریهای دیجیتالی فراهم میکند. با توجه به اینکه دادهها بهعنوان یک دارایی استراتژیک در عصر دیجیتال شناخته میشوند، حکمرانی مؤثر دادهها میتواند به رشد اقتصادی و تقویت نقش ایران در اقتصاد جهانی کمک کند.
تحولات جهانی در حوزه داده و فناوریهای نوین، ازجمله هوش مصنوعی، فناوریهای توزیعشده مانند بلاکچین و رمزنگاری پیشرفته، مسیر جدیدی را برای حفاظت و مدیریت دادهها فراهم کرده است. ایران، برای تقویت حکمرانی داده، باید به سمت استفاده از این فناوریها حرکت کند. این شامل سرمایهگذاری در پروژههای امنیت سایبری ملی و تقویت همکاریهای فناورانه با کشورهای پیشرو در زمینه فناوری اطلاعات میشود. برای مثال، چین و روسیه از مدلهای پیشرفته حکمرانی داده استفاده میکنند که نهتنها بر محافظت از دادهها تمرکز دارد، بلکه به توسعه زیرساختهای نوآورانه نیز کمک میکند. ازاینرو، ایران میتواند با ایجاد یک پایگاه داده ملی مبتنیبر بلاکچین و استفاده از رمزنگاری کوانتومی، از دادههای خود در برابر حملات خارجی محافظت کرده و حاکمیت دادهای خود را تقویت کند.
در نهایت، آینده حکمرانی داده در ایران به توانمندی در جذب و پرورش نیروی انسانی متخصص و توانمند وابسته است. کشورهایی مانند کره جنوبی و سنگاپور نشان دادهاند که سرمایهگذاری در آموزش و ایجاد نیروی متخصص در حوزههای دادهمحور، نقش کلیدی در موفقیتهای دیجیتالی آنها داشته است. ایران نیز برای دستیابی به یک اکوسیستم دادهمحور پایدار، باید آموزشهای تخصصی و پروژههای تحقیقاتی در حوزههای امنیت سایبری، تحلیل داده و حکمرانی دیجیتال را در اولویت قرار دهد. ایجاد یک شبکه قوی از همکاریهای دانشگاهی و صنعتی، همراه با تقویت نهادهای نظارتی مستقل، میتواند ایران را به یکی از بازیگران اصلی در حوزه حکمرانی داده در منطقه تبدیل کند.
از طرفی هر کشوری شرایط ویژهای دارد که بر روش حکمرانی ملی داده آن تأثیر میگذارد. این شرایط شامل ساختار سیاسی و اداری کشور، فرهنگ و ارزشهای جامعه، سطح توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، وضعیت قوانین و مقررات مربوط به دادهها و حفظ حریم خصوصی و غیره است. اهم پیشنهادها برمبنای نظرات خبرگان در جهت توسعه حکمرانی ملی داده شامل موارد ذیل است:
انجام همکاری و مشارکت بین دولت و بخشهای خصوصی، بین کشورهای منطقه و بین گروههای ملی دیجیتال بهمنظور تقویت وزنه راهبردی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حکمرانی بر داده و و حمایت از ائتلافهای راهبردی منطقهای و بینالمللی ضرورت دارد.