شرح / بیان مسئله
بررسی کلی تحولات نظام آموزش و پرورش رسمی عمومی کشور از زمان تأسیس آن نشان میدهد تحولات متعددی در ساختار و نحوه اداره این نظام، میزان تمرکز، ترکیب مقاطع و... طی دورههای مختلف بهوجود آمده است. این مهم طی سالهای اخیر علاوهبر تغییر ساختار و مقاطع با مباحث قابلتوجهی درخصوص کارایی ساختار موجود و طول مقاطع و لزوم بازنگری آن همراه بوده است. در همین زمینه با توجه به نظامهای آموزشی متفاوت در میان کشورهای دنیا و لزوم آگاهی از تجارب این کشورها مطالعه حاضر انجام شده است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
مطالعات مذکور، یافتههای مهمی را از قبیل موارد ذیل حاصل میکند که میتوان از آنها در ارتقای سطح حکمرانی نظام آموزش و پرورش بهره برد:
- شروع دوره آموزش رسمی در کشور هلند از 5 سالگی و در کشورهای آلمان، فنلاند و ژاپن از 6 سالگی است. با این تفاوت که در کشور فنلاند، آموزش رسمی با دوره پیشدبستان و در سایر کشورها از دوره دبستان شروع میشود.
- سن آموزش اجباری و طول مقاطع و دورههای تحصیلی یا سن ورود و خروج به این مقاطع تا اندازهای در بین چهار کشور متفاوت است. آموزش اجباری در کشورهای آلمان و ژاپن 9 سال، در هلند 11 سال و در فنلاند 13 سال است.
- در نظر گرفتن مسیرهای متنوع و متعدد برای تحصیل بهویژه در متوسطه دوم توسط نظامهای آموزشی کشورهای مورد مطالعه که امکان انتخاب ادامه تحصیل یا ورود به بازار کار را برای دانشآموزان فراهم میکند. بیشترین میزان تنوع در این زمینه مربوط به نظام آموزشی کشور آلمان است
- آشنا کردن بیشتر دانشآموزان (فنی و حرفهای) با دنیای کار واقعی با ترکیب آموزش در مدرسه با آموزش در محل کار در نظام آموزشی آلمان که از آن با عنوان آموزش دوگانه یاد میشود. در نظام آموزشی هلند نیز تلاش شده است تا رویکرد مشابهی تحت عنوان آموزش متوسطه حرفهای (MBO) اتخاذ شود که در پی افزایش شانس ورود به بازار کار افراد است.
- تنوع قابلتوجه دورههای تحصیلی و مدارک مرتبط برای فارغالتحصیلان این دورهها: از نظر مدارک ارائه شده در نظامهای آموزشی بررسی شده برخی از مدارک ارائه شده منجر به ادامه تحصیل در نظام آموزش عالی میشود (همچون Abiture در آلمان)، برخی منجر به ورود به بازار کار میگردد (که از تنوع بسیار بالایی در نظامهای آموزشی بررسی شده، برخوردار است) و برخی نیز علاوهبر بازار کار، این قابلیت را برای فارغالتحصیل دارد تا وارد نظام آموزش عالی حرفهای (علمی – کاربردی) شود.
- کوتاهتر شدن طول دوره تحصیل با طراحی دورههای متوسطه حرفهای: برای مثال افراد با داشتن مدرک متوسطه اول ESA در آلمان میتوانند وارد بازار کار شوند و این بهمعنای کوتاه شدن دوره آموزش عمومی برای کسانی است که قصد ادامه تحصیل در سطح آموزش عالی را نداشته و خواهان ورود به بازار کار هستند.
- استفاده از ظرفیت شهرداریها در اداره امور و اجرای سیاستها: یکی از نکات قابلتوجه در مطالعه حاضر را توجه به ظرفیت شهرداریها و نقش آنها در اداره امور و اجرای سیاستهای آموزشی از طریق اداره مدارس میتوان عنوان کرد.
- مسئولیتهای قابلتوجه مدیران مدارس/ مؤسسات آموزشی علاوهبر مسئولیتهای جاری روزانه و رتق و فتق امور ساده: برای مثال در کشور هلند، مدیران مدارس/ مؤسسات آموزشی مسئولیتهایی همچون مراقبت از جنبههای مادی سازمان مدرسه، بهویژه تأمین هزینههای جاری و پرسنلی، تعیین سیاستها در مورد برنامه درسی، مسائل پرسنلی (استخدام و برکناری کارکنان و ...) و پذیرش دانشآموزان را برعهده دارند.
- محدود بودن تعداد وزارتخانههای متولی امور آموزشی: در کشورهای مطالعه شده، تنها یک وزارتخانه مسئول امور آموزش (در سطوح و حوزههای مختلف) است، این درحالی است که در کشوری نظیر ژاپن، سایر امور مرتبط با سنین کودکی، نوجوانی و جوانی همچون ورزش، فرهنگ و نوآوری نیز با وزارتخانه مربوط به آموزش تجمیع شده است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
براساس یافتههای فوقالذکر میتوان پیشنهادهای سیاستی ذیل را ارائه داد:
اداره نظامهای آموزشی بهگونهای که منجر به تربیت افراد در چارچوب سیاستها و اهداف بالادستی شده و افراد را برای ورود به جامعه و برعهده گرفتن مسئولیتها آماده کند میتواند نشان از موفقیت در ادارهکرد آن نظام تلقی شود، اما برای دستیابی به چنین موفقیتی عوامل متعددی میتواند اثرگذار باشد که ساختار اداری، ترکیب و طول مقاطع و سن ورود و خروج دانشآموزان بخشی از آنها قلمداد میشود. بررسی کلی تحولات نظام آموزش و پرورش رسمی عمومی کشور از زمان تأسیس آن نیز نشان میدهد تحولات متعددی در ساختار و نحوه اداره این نظام، میزان تمرکز، ترکیب مقاطع و... طی دورههای مختلف بهوجود آمده است. این تحولات از تشکیل وزارت معارف در سال 1289 تا وزارت آموزش و پرورش فعلی، شورای عالی معارف تا تبدیل شدن آن به شورای عالی آموزش و پرورش و تغییر ساختار و ترکییب مقاطع از 6-3-3 در سال 1290، 5-3-4 در سال 1345 تا 6-3-3 موجود، همه نشان از ایدههایی است که سیاستگذاران و برنامهریزان نظام آموزشی در ایران جهت ایجاد تحول و دستیابی به شرایط مطلوب برای تحصیل، زندگی و اشتغال پس از آن داشتهاند [1]. در اسناد بالادستی آموزش و پرورش نیز گزارههای سیاستی متعددی درخصوص تحول ساختاری آموزش و پرورش ذکر شده که شمایلی از آن در جدول ذیل آمده است.
جدول 1. گزارههای سیاستی احصا شده از اسنادبالادستی درخصوص ساختار نظام آموزش رسمی عمومی
|
سند |
مواد سند |
مفاد آمده |
|
ماده (۶) |
۶ - تحول در ساختار مالی، اداری و نظام مدیریتی با تأکید بر: ۱- ۶- بازمهندسی ساختار اداری در کلیه سطوح با رویکرد چابکسازی، پویاسازی همراه با ظرفیتسازی، فرهنگسازی و بسترسازی، برای تقویت مشارکتهای مردمی و غیردولتی، منطبق بر قانون اساسی و سیاستهای کلی نظام اداری و آموزش و پرورش بهویژه ایجاد زمینه مشارکت معلمان، خانوادهها، حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز علمی و پژوهشی و سایر نهادهای عمومی و دستگاههای اجرایی در فرایند تعلیم و تربیت. |
|
|
راهبرد کلان (12) |
بازنگری و بازسازی، ساختارها و رویهها در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی کشور |
|
|
هدف عملیاتی 21 |
بازنگری و بازمهندسی ساختارها و رویهها و روشها |
|
|
راهکار 6-21 |
تحول در ساختار و مدیریت زمان آموزش در مدارس و تعیین و متناسبسازی، ساعات و روزهای آموزشی در طول هفته |
|
|
راهکار 5-22 |
اصلاح ساختار اجرایی و کاهش تعداد واحدهای اداری، متناسب با مدیریت کارآمد و اثربخش |
با توجه به آنچه که در اسناد فوقالذکر آمده است، تمرکز بر بهرهور ساختن و رفع موانع ساختاری ناکارآمدیهای موجود در آموزش و پرورش امری مهم است. در این مسیر، استفاده از تجربیات موفق جهان میتواند منبع خوبی برای بازنگریهای ساختاری باشد. بدین منظور در گزارش پیشرو به مطالعه تطبیقی نظامهای آموزش رسمی عمومی کشورهای آلمان، فنلاند، هلند و ژاپن با توجه به مؤلفههای ساختار اداری و ساختار آموزشی (سن آموزش، طول و ترکیب مقاطع و مدرک تحصیلی مرتبط) پرداخته شده است.
با توجه به آنچه که ذکر شد در ادامه مطالعه تطبیقی نظامهای آموزش و پرورش کشورهای آلمان، فنلاند، هلند و ژاپن با توجه به مؤلفههای ساختار اداری و ساختار آموزشی (سن آموزش، طول و ترکیب مقاطع و مدرک تحصیلی مرتبط) در ادامه آمده است:
2-1-1. ساختار اداری
جمهوری فدرال آلمان با 16 ایالت در قلب اروپا قرار داشته و با 9 کشور همسایه است. در جمهوری فدرال آلمان، مسئولیت آموزشی بین دولت فدرال و ایالتها تقسیم شده است. محدوده مسئولیتهای دولت فدرال (وزارت آموزش و تحقیقات فدرال) در زمینه آموزش در قانون اساسی تعریف شده است. در آلمان، هر دولت ایالتی در قلمرو مربوط بهخود، قدرت قانونگذاری گستردهای در بخش آموزش مدارس و تحصیلات دانشگاهی دارد (مگر آنکه قانون اساسی به دولت فدرال چنین قدرتی را داده باشد). این توزیع صلاحیت قانونگذاری بین دولت فدرال و ایالت در قانون اساسی تعریف شده است، به اینصورت که ایالتها تا زمانیکه قانون اساسی قدرت قانونگذاری را به فدراسیون اعطا نکند، حق قانونگذاری دارند (ماده (70) قانون اساسی). بنابراین قوانین آموزشی و فرهنگی در درجه اول برعهده ایالتها بوده و اداره این امور نیز بهطور کامل برعهده خود آنهاست.
فدراسیون نیز مسئولیتهای متعددی دارد، اما مسئولیت اصلی آن در قبال آموزش و پرورش و کودکستان، کمکهای مالی برای دانشآموزان و رفاه کودکان و جوانان (بهویژه آموزش و مراقبت در دوران کودکی در مراکز مهدکودک و خدمات مراقبت از کودک) است. از دیگر مسئولیتهای دولت فدرال، اقداماتی در راستای ارتقای اشتغال و همچنین تحقیقات شغلی و بازار کار است. علاوهبر این، قانون اساسی اشکال خاصی از همکاری بین فدراسیون و ایالتها را در محدوده به اصطلاح وظایف مشترک پیشبینی کرده است. بهغیر از جمهوری فدرال و ایالتها، خودگردانی محلی نیز در آلمان، قدمت بسیار طولانی دارد و گسترش آن به قرون وسطی برمیگردد، همانطور که در قانون اساسی (ماده (28)) تصریح شده است وظیفه مقامات محلی در حوزه آموزش شامل ساخت و نگهداری مراکز نگهداری از کودکان، ساختمانهای مدرسه همچنین مسئول آموزش بزرگسالان و رفاه جوانان هستند و با تأمین اکثر هزینههای عمومی در این زمینه به ترویج و حمایت از فعالیتهای فرهنگی کمک میکنند [2].
وزارت آموزش و تحقیقات فدرال شامل هفت ادارهکل بهشرح زیر است [3]:
2-1-2. نظام آموزش عمومی
آموزش اجباری در آلمان برای همه کودکانی که قبل از اول آگوست 6 ساله میشوند آغاز میشود و شامل 9 سال تحصیل تماموقت است[4]. براساس مصوبه کنفرانس دائمی وزیران آموزش و پرورش و امور فرهنگی در اکتبر سال 1997 با عنوان «توصیههایی برای شروع مدرسه»، ایالتها میتوانند این تاریخ را بین 30 ژوئن تا 30 سپتامبر تعیین کنند. درواقع کودکانی که بعد از اول آگوست (یا تاریخی که ایالت مشخص کرده است) به 6 سالگی میرسند ممکن است پس از درخواست والدین خود اجازه داشته باشند زودتر از موعد مدرسه را شروع کنند. همچنین در بسیاری از ایالتها، اگر انتظار نرود که محیط مدرسه شرایط مطلوبی را برای رشد کودک ایجاد کند، در موارد استثنایی امکان تعویق وجود دارد[5].
بهطورکلی نظام آموزشی در آلمان شامل، دورهها و مقاطع تحصیلی مختلفی است که برخی از آنها اجباری بوده (دبستان و متوسطه اول) و برخی دیگر اختیاری است که دانشآموزان به صلاحدید و اختیار خانوادهها میتوانند در آنها حضور داشته باشند. در ادامه دورهها و مقاطع تحصیلی بهترتیب ارائه میشود.
مراکز آموزش پیش از دبستان تحت نظارت نهادهای مسئول خدمات رفاهی عمومی کودکان و نوجوانان در سطح ایالت فعالیت میکنند. حدود 67 درصد از مراکز مهدکودک در آلمان در سال 2023 توسط نهادهای غیردولتی خدمات رفاهی کودکان و جوانان اداره میشده است. مراکز مراقبت و آموزش کودکان کمتر از 6 سال به سه دسته تقسیم میشود:
-مراکزی که برای نگهداری و مراقبت از کودکان زیر 3 سال تأسیس شدهاند،
-مراکزی که برای آموزش کودکان ۶-۳ سال هستند،
-مراکزی که نگهداری و آموزش هر دو گروه سنی را برعهده دارند.
همانگونه که اشاره شد استفاده از خدمات این مراکز، توسط خانوادهها اختیاری است. اگرچه در اکثر ایالتها، مقامات حق دارند آن را اجباری کنند[6].
در سالی که کودکان به 6 سالگی میرسند، موظف به تحصیل در دبستان هستند. همه دانشآموزان در آلمان وارد دبستان میشوند که تقریباً در همه ایالتها، پایههای اول تا چهارم را پوشش میدهد (در برلین و براندنبورگ پایههای اول تا ششم). در کلاس اول و دوم بیشتر دروس با تنها چند معلم، بهخصوص معلم اصلی تدریس میشود که این امر سبب رویکرد آموزشی منسجم و پاسخگویی بیشتر به نیازهای فردی دانشآموزان میشود و به دانشآموزان کمک میکنند راحتتر به مدرسه عادت کنند، اما از کلاس سوم به بعد معلمان متعدد با موضوعهای متفاوت تدریس میکنند که به دانشآموزان کمک میکنند برای انتقال به دوره متوسطه آماده شوند[5].
مقطع متوسطه در آلمان، پس از مقطع ابتدایی شروع میشود و به دو مقطع متوسطه اول و متوسطه دوم تقسیم میشود. در مقطع متوسطه اول بهطور معمول دانشآموزان در سنین 10 الی 15 سال در پایههای تحصیلی پنجم تا نهم تحصیل میکنند. مقطع متوسطه دوم در دبیرستانهای آلمان برای دانشآموزان سنین 15 الی 18 سال است. دانشآموزان هر دو مقطع ملزم به حضور در مدرسه هستند: متوسطه اول بهطور تماموقت و متوسطه دوم عموماً بهطور پارهوقت و به مدت سهسال. وظیفه کلیه دورههای آموزشی در مقطع متوسطه اول، آماده کردن دانشآموزان برای دورههای آموزشی در متوسطه دوم است. در پایان مقطع متوسطه دوم، صلاحیت حرفهای یا حق دسترسی به آموزش عالی به دانشآموزان اعطا میشود[7].
دوره متوسطه اول در آلمان با توجه به عوامل مختلف به چهار نوع مدرسه تقسیم میشود، که هریک از انواع بهشرح زیر قابل تعریف است:
نوع اول: این نوع که از آن با عنوان Gymnasium یاد میشود برای ورود، نیازمند کسب نمرات بالاتر در دوره ابتدایی است و پایههای پنجم الی دوازدهم را دربرمیگیرد. بهعبارتدیگر این نوع، متوسطه اول و دوم را بهصورت یکجا پوشش داده و تا سن 18 سالگی ادامه دارد و منجر به مدرک (گواهی) ورود به آموزش عالی میگردد که از آن در اصطلاح آلمانی به Abitur یاد میشود. در این نوع از مدارس، دانشآموزان طیف وسیعی از موضوعات را آموزش میبینند، اما تمرکز اصلی روی آموزش زبانها، ریاضیات و علوم است [8]. این نوع از مدرسه، تنها مدرسهای است که هماکنون در تمامی ایالتهای آلمان وجود دارد[9].
نوع دوم: این نوع مدارس، تحت عنوان Realschule فعالیت میکنند که معمولاً شامل پایههای پنجم تا دهم است. این نوع مدارس، محبوبترین نوع مدرسه در سطح متوسطه اول است، بهطوریکه حدود 40% از دانشآموزان در این نوع مدارس ثبت نام میکنند. با وجود اینکه این نوع مدارس، سطح آموزشی پایینتری نسبت به مدارس نوع اول دارند، اما همچنان استانداردهای علمی بسیار بالایی داشته و تمرکز زیادی نیز بر یادگیری زبان توسط دانشآموزان دارند[8]. این نوع مدرسه به تعداد قابلتوجهی در پنج ایالت بادن- وورتمبرگ، بایرن، هسن، نیدراشسن و نوردراین -وستفالن وجود دارند[9]. پایان تحصیلات در این نوع از مداس میتواند منجر به ادامه تحصیل شود که در اصطلاح آلمانی به این مدرک (MSA) Mittlerer Schulabschluss گفته میشود[10].
نوع سوم: این نوع مدارس تحت عنوان Hauptschule به آموزش در پایههای پنجم الی نهم مشغول هستند. این نوع مدارس از سطح علمی بالایی برخوردار نیستند و در آنها بیشتر به آموزشهای عمومی و پایه پرداخته میشود و بیشتر برای دانشآموزانی مناسب است که قصد آموختن حرفهای را دارند یا به دنبال کارآموزی هستند. بسیاری از دانشآموزانی که در این نوع از مدارس تحصیل میکنند در کنار تحصیل بهصورت پارهوقت بهعنوان کارآموز مشغول به فعالیت هستند[8] دانشآموزان پس از پایان تحصیل در این نوع از مدارس مدرک (ESA) Erster Schulabschluss دریافت میکنند که منجر به اشتغال و آموزش در سیستم دوگانه در متوسطه دوم میشود[10].
نوع چهارم: به این نوع از مدارس «مدارس جامع» گفته میشود. این مدارس یکپارچه، ترکیبی از 3 نوع مدرسه قبلی است. بهعبارتدیگر مدارس جامع یکپارچه، یک واحد آموزشی و سازمانی را تشکیل داده که سه برنامه آموزشی دوره متوسطه اول را پوشش میدهد. این مدارس، این امکان را برای دانشآموزان فراهم میکند که بسته به عملکرد و ترجیحات خود، بین مدارس مختلف جابهجا شوند. برای مثال هنگامیکه دانشآموزان به پایه دهم میرسند میتوانند با دیپلم ESA آن مدرسه را ترک کنند یا سهسال دیگر بمانند و با دریافت مدرک آزمون Abitur برای پذیرش در دانشگاهها اقدام کنند[8].
با پایان دوره متوسطه اول – که پایان دوره آموزش اجباری نیز است و معمولاً افراد 15 سال سن دارند – آموزش متوسطه دوم آغاز میشود. نوع مدرسهای که دانشآموزان در دوره متوسطه دوم وارد آن میشوند به صلاحیتهای کسب شده در پایان دوره متوسطه اول بستگی دارد. بر این اساس انواع آموزشها در دوره دوم متوسطه شامل موارد زیر است:
- آموزش عمومی تماموقت: این نوع آموزش تنها در مدارس آموزش عمومی (Gymnasium) ارائه میشود. پس از پایان تحصیل در این دوره، دانشآموزان صلاحیت ورود به آموزش عالی را کسب میکنند. مدرک اعطا شده پس از پایان تحصیلات این دوره مجوز ورود به هر دوره تحصیلی در هر مؤسسه آموزش عالی را مجاز میسازد. علاوهبر این امکان شروع یک دوره آموزش و کارآموزی حرفهای را فراهم میکند. آموزش عمومی در سطح متوسطه دوم به ارائه یک آموزش عمومی عمیق اختصاص دارد که قابلیت عمومی برای تحصیل دانشگاهی بوده و مقدمهای برای کار علمی سطح بالاتر است. دانش عمیق، مهارتها، شایستگیها در دروس زبان آلمانی، زبان خارجی و ریاضی در این دوره از اهمیت خاصی برخوردار است. علاوهبر این تدریس دروس هنر، علوم اجتماعی و رشتههای علمی و فنی به تحقق اهداف این سطح کمک قابلتوجهی میکند. در این دوره، آموزش بهصورت تخصصی، چند رشتهای و بینرشتهای سازماندهی شده است. آموزش در این دوره، فضایی را برای توسعه و تقویت شخصیتی، شکلدهی به یک زندگی مسئولیتپذیر و مشارکت در جامعه کمک میکند. همچنین در این دوره، اطلاعات مناسبی درباره مؤسسات آموزش عالی، زمینههای شغلی و ساختارها و الزامات آموزش عالی و دنیای حرفهای ارائه میشود[11].
- آموزش حرفهای: دورههای آموزش حرفهای در سطح متوسطه دوم منجر به صلاحیت حرفهای برای مشاغل نیازمند مهارت میشود (مشاغلی که نیازمند آموزش رسمی هستند). در همین زمینه قطعنامههای کنفرانس دائمی وزرای آموزش و پرورش و امور فرهنگی تضمین میکنند که بسیاری از دورههای آموزشی حرفهای میتوانند به کسب صلاحیت ورود به آموزش عالی منجر شوند[11]. این نوع آموزش به دو شکل مدارس حرفهای تماموقت و آموزش حرفهای در سیستم دوگانه ارائه میشود.
- مدارس حرفهای تماموقت: مدارس حرفهای تماموقت دورههای یک تا سهساله ارائه میدهند. این دورهها میتوانند بخشی از یک دوره کارآموزی بوده یا حتی بهطور کامل جایگزین یک دوره کارآموزی باشند. مدارس حرفهای تماموقت به چهار نوع تقسیم میشوند [12]:
- نوع اول (Berufliches Gymnasium): این مدارس در سطح متوسطه دوم یک دوره آموزشی سهساله ارائه میدهد که هم شامل دروس عمومی و هم دروس حرفهای مانند تجارت و فناوری میشود. فارغالتحصیلان این نوع مدارس علاوهبر مدرک حرفهای مانند دستیاری یک شغل، مدرک ورود به آموزش عالی را نیز دریافت میکنند[13].
- نوع دوم (Berufsfachschule): هدف این نوع مدارس، آموزش و تعمیق مبانی برای دانشآموزان بهمنظور کسب مهارتهای شغلی است، بهطوریکه یا مدارک اولیه شغلی برای یک یا چند شغل معتبر را فراهم کنند یا آنها را به سمت کسب مدرک آموزشی حرفهای تنها در یک شغل هدایت میکنند. مدارس حرفهای، آموزش عمومی قبلاً کسبشده را گسترش میدهند و میتوانند به مدرک تحصیلی بالاتری از این سطح منجر شوند[12].
- نوع سوم (Fachoberschule): این نوع مدارس، دورههای دوساله را در زمینههای مختلف ارائه میدهند. سال اول شامل، آموزش عملی در محل کار و درس بوده، درحالیکه سال دوم شامل، دروس عمومی و موضوعی خاص است. دانشآموزان با تحصیل در این نوع مدارس به دانشها و مهارتهای نظری و عملی عمومی و تخصصی مجهز میشوند و مدرک ورود به مؤسسات آموزش عالی علمی – کاربردی (Fachhochschule) را کسب میکنند. در این نوع مدارس رشتههای تحصیلی کسبوکار و مدیریت، فناوری، بهداشت و مددکاری اجتماعی، طراحی، تغذیه و اقتصاد خانگی و همچنین کشاورزی، فناوری زیستی و زیست محیطی آموزش داده میشود[12].
- نوع چهارم (Berufsoberschule): این نوع مدارس در چند ایالت وجود دارد و برای آن دسته از دانشآموزانی که در سیستم دوگانه تحصیل کردهاند این فرصت را ارائه میکند تا مدرک ورودی آموزش عالی را دریافت کنند. این مدارس با ارائه دو سال آموزش تماموقت یا آموزش پارهوقت طولانیتر به فارغالتحصیلان این امکان را فراهم میکند که در یک مؤسسه آموزش عالی علمی - کاربردی تحصیل کنند. درصورتیکه آموزشهای فوق با یک زبان خارجی دوم همراه باشد میتواند به صلاحیت ورود به آموزش عالی عمومی منجر شود (یعنی در تمامی رشتهها و در تمام مؤسسات آموزش عالی)[12].
- آموزش حرفهای در سیستم دوگانه: سیستم دوگانه در آلمان، یک رویکرد متمایز برای آمادهسازی، افراد برای مشاغل ماهر است. این سیستم آموزش نظری در کلاس درس را با آموزش عملی در شرکتها ترکیب میکند، بهعبارتدیگر آموزش در دو مکان یادگیری انجام میشود، محل کار و مدرسه حرفهای (Berufsschule). به اینصورت که دانشآموزان زمان خود را بین حضور در یک مدرسه حرفهای (جاییکه جنبههای نظری حرفه انتخابی خود را آموزش میبینند) و کار در یک شرکت میزبان (جاییکه مهارتها و تجربه عملی بهدست میآورند) تقسیم میکنند. در اینجا شرکتها، نقش مهمی در فرایند آموزش دارند و کارگران ماهر را بهعنوان مربی برای نظارت و راهنمایی کارآموزان منصوب میکنند. این آموزش براساس قرارداد آموزشی بین شرکت و کارآموز منعقد میشود. کارآموزان سه یا چهار روز در هفته را در شرکت و تا دو روز را در مدرسه حرفهای میگذرانند. علاوهبر این آموزش در مدارس حرفهای بهصورت بلوکی که تا 6 هفته طول میکشد انجام میشوند که بسیار رایج است. علاوهبر این شرکتها هزینههای آموزش عملی را برعهده گرفته و به کارآموزان حقالزحمه آموزشی نیز پرداخت میکنند که معمولاً مطابق با توافقنامه جمعی است که مبلغ این حقالزحمه با هر سال آموزش افزایش مییابد. کسانی که این دوره را با موفقیت به پایان میرسانند، این اجازه را دارند تا فوراً کار ماهرانهای را در یک شغل شناخته شده انجام دهند که نیازمند آموزش رسمی است. شایان ذکر است فارغالتحصیلان این دوره اغلب دارای نرخهای بالای استخدام هستند. این نوع مدارس، مدلی است که بسیاری از کشورها بهدلیل موفقیت آن در کاهش بیکاری جوانان و افزایش نتایج آموزش حرفهای به دنبال اجرایی کردن آن هستند[12]. براساس نحوه آموزش در این سیستم آموزش در حین کار و مدرسه بهشرح زیر قابل توصیف است:
- آموزش حین کار: این نوع آموزش توسط شرکتها، صنعت و تجارت و همچنین ادارات دولتی و تاحدی در مشاغل مستقلی که توسط خانوارها اداره میشود قابلیت انجام دارد. شرکتها براساس قرارداد منعقده متعهد هستند مهارتها و صلاحیتهای حرفهای که برای شغل مورد نظر نیاز به آموزش رسمی دارد را به کارآموزان آموزش دهند. صلاحیتهای شرکتها در فرایند آموزش و کارکنان آموزشدهنده درون شرکتی توسط نهادهای مسئول آموزش حرفهای در سیستم دوگانه نظارت میشود. همچنین این امکان فراهم است که چند شرکت برای برآوردن الزامات آموزشی در مشاغل مختلف همکاری کنند. مراکز آموزشی بین شرکتی آموزش را به افرادی ارائه میکنند که در شرکتهای کوچک یا تخصصی آموزش میبینند – جاییکه آموزش جامع را دریافت نمیکنند - ، که به دلایلی همچون هزینه بالا و ظرفیت محدود فاقد تجهیزات فنی مدرن هستند [12].
- آموزش در مدارس حرفهای: دامنه آموزش در مدارس حرفهای حداقل دوازده ساعت در هفته است. این آموزشها شامل، درسهای مربوط به حرفه و دروس بینرشتهای است که بهویژه در زمینههای زبان آلمانی، یک زبان خارجی، سیاست یا اقتصاد، دین یا اخلاق و و ورزش را پوشش میدهد. جزئیات بیشتر این دروس میتواند توسط ایالتها تنظیم شود. همچنین چارچوب برنامههای درسی مربوط به مدارس حرفهای توسط کنفرانس دائمی وزرای آموزش و امور فرهنگی ایالتها تعیین شده است[12].
تحصیلات بعد از متوسطه و غیر آموزش عالی به برنامههایی اطلاق میشود که پس از تحصیلات متوسطه انجام میشود، اما به مدرک دانشگاهی منتهی نمیشود. مدت زمان این دورهها در آلمان یکساله و دوساله است و منجر به مدرکی تحتعنوان Fachgebundene Hochschulreife میشود که صلاحیت تحصیل در رشتههای خاص در مؤسسات آموزش عالی را اعطا میکند. در صورت تسلط شاغلان به تحصیل در این دورهها به زبان خارجی دوم منجر به اخذ مدرکAllgemeine Hochschulreife میشود که صلاحیت ورود به کالجها و مؤسسات آموزش عالی را برای افراد فراهم میکند[11].
در بخش فوق نظام آموزشی عمومی آلمان در ابعاد ساختار اداری، ساختار آموزشی، ترکیب مقاطع و ... به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت، حال در این قسمت مهمترین نکات بحث شده بهصورت خلاصه ارائه میشود:
شکل 1. ساختار نظام آموزشی کشور آلمان
مأخذ: یافته های پژوهش.
2-2-1. ساختار اداری
اداره نظام آموزشی در فنلاند در سه سطح دولت مرکزی، منطقهای و محلی انجام میشود:
وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ فنلاند، مسئولیتهای متعددی ازجمله اداره امور مربوط به مهدهای کودک، آموزش، پژوهش، هنر، فرهنگ، ورزش، اشتغال جوانان، سیستمهای آرشیوی، موزه و کتابخانههای عمومی، کلیساها و سایر جوامع مذهبی، کمکهای مالی دانشآموزی را برعهده دارد [14] و شامل پنج اداره کل است:
همچنین وزارتخانههای دیگری نیز در برخی از شاخههای آموزش دخیل هستند. وزارت امور اقتصادی و اشتغال فنلاند، مسئول آموزش بازار کار و وزارت دفاع مسئول دانشگاه دفاع ملی است[16].
علاوهبر وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات مرکزی نیز وجود دارند که توسط وزارتخانه هدایت میشوند، اما این سازمانها در تصمیمات خود مستقل بوده و دخالتی توسط وزارتخانه در آن صورت نمیگیرد. بنابراین سازمانها و مؤسسات مرکزی در حوزه خود نسبتاً مستقل هستند. براین نمونه آژانس ملی آموزش فنلاند (EDUFI) که یک آژانس توسعه ملی است، زیرنظر وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ فعالیت میکند و وظایف آن توسط قانون تعریف شده است. این نهاد، مسئول توسعه آموزش و مراقبت از دوران کودکی، آموزش پیشدبستانی، آموزش پایه، تحصیلات متوسطه عمومی، آموزش متوسطه حرفهای و آموزش بزرگسالان است. همچنین این آژانس به وزارت آموزش و فرهنگ در اتخاذ سیاستهای آموزشی و اجرای آنها در سطح ملی کمک میکند. فعالیتهای آژانس ملی آموزش فنلاند شامل، تهیه برنامههای درسی اصلی ملی و الزامات مربوط به مدارک تحصیلی و همچنین ترویج بینالمللی شدن در آموزش و پرورش است. همچنین اطلاعات نظارتی را در مورد هزینههای آموزش، مؤسسات آموزشی، تعداد دانشآموزان، متقاضیان و فارغالتحصیلان منتشر میکند. این آژانس همچنین در تبادل اطلاعات بینالمللی در مورد آموزش از طریق شبکههای اروپایی مشارکت دارد[16].
مدیریت منطقهای
همچنین آژانسهای اداری ایالتی منطقهای (AVI) در فنلاند وجود دارد. این آژانسها در همکاری نزدیک با مقامات محلی فعالیت میکنند که یکی از حوزههای مسئولیت آنها آموزش و پرورش و فرهنگ است[16].
مدیریت محلی
واحد اصلی اداره محلی در فنلاند، شهرداریها هستند که در سال 2021 در این کشور تعداد 309 شهرداری وجود داشته است. مقامات محلی از اختیار و خودگردانی قابلتوجهی جهت اداره امور برخوردارند. شهرداریها، مسئولیت گستردهای در ارائه خدمات اساسی همچون آموزش و مراقبت از دوران کودکی، آموزش پیشدبستانی و پایه و ... به شهروندان داشته و اجازه دارند برای انجام این خدمات از ساکنان مالیات بگیرند. مقامات محلی میتوانند خدمات را به روشهای مختلف ارائه دهند. ازآنجاکه شهرداریها ممکن است همه چیز را به تنهایی مدیریت نکنند، میتوانند بهطور مشترک با سایر مقامات محلی، جوامع و شرکتها به ارائه خدمات بپردازند[16].
نکته قابلتوجه در فنلاند این است که در میان احزاب سیاسی در مورد اهمیت و رویکرد آموزش و پرورش اجماع وجود دارد. بنابراین، استراتژیهای آموزشی و برنامههای میانمدت، حتی با تغییر دولتها، ثابت میمانند و توسعه آموزش به شیوهای پایدار و قابل پیشبینی ادامه دارد. یکی از اصول اساسی آموزش فنلاند، تضمین دسترسی برابر به آموزش و آموزش با کیفیت بالا برای همه، صرفنظر از پیشینه قومی، سن، وضعیت مالی و یا موقعیت مکانی است. در فنلاند، آموزش در همه سطوح، از تحصیلات ابتدایی تا آموزش عالی رایگان است[17].
در مورد تمرکز و عدم تمرکز در سیستم آموزشی فنلاند باید اشاره شود که این سیستم در ابتدا بهشدت متمرکز بوده است، اما در بازنگری صورت گرفته در پایان دهه 1990 سیستم بهطور کامل غیرمتمرکز شد، بهطوریکه مفاهیم پایه و مرکزی نیز دیگر توسط وزارتخانه تعیین نمیشد – اقدامی که تا پیش از آن از مسئولیتهای اصلی دولت مرکز بود، اما با اصلاحی مجدد از سال 2014 ترکیبی از روش متمرکز و غیرمتمرکز در پیش گرفته شد. بهطوریکه تعیین مفاهیم پایه و مرکزی، صلاحیتهای مورد انتظار و روشها را توصیه میکند و معلمین تصمیم میگیرند که کدام محتوا را با چه روشی ارائه کنند، بهعبارتدیگر مدارس خود انتخاب میکنند و سازگار میشوند[18].
2-2-2. نظام آموزش عمومی
آموزش اجباری در فنلاند از 6 سالگی با مقطع پیشدبستانی آغاز میشود[19]. طول دوره آموزش اجباری در اول آگوست 2021، افزایش یافته و مقرر شده است تمام دانشآموزانی که تحصیلات ابتدایی و متوسطه اول را به پایان رساندهاند، باید برای تحصیل در مقطع متوسطه دوم نیز درخواست دهند. پس از این اصلاحیه، آموزش اجباری تا زمانیکه دانشآموز 18 سال تمام شود یا تحصیلات متوسطه دوم را به پایان برساند ادامه مییابد، اما بهطورکلی نظام آموزش عمومی در فنلاند به دورهها و مقاطع مختلفی تقسیم میشود که در ادامه به تفکیک شرح داده میشود[20].
آموزش و مراقبت در دوران کودکی برای همه کودکان تا سن 6 سال، یعنی برای کودکان زیر سن مدرسه بهصورت اختیاری در نظر گرفته شده است. خدمات آموزش و مراقبت در دوران کودکی پس از پایان دوره مرخصی والدین در زمانی که کودک معمولاً 9 یا 10 ماهه است شروع میشود، اما در عمل، آموزش و مراقبت اکثر کودکان دیرتر (از حدود 2 سالگی) شروع میشود. زیرا والدین تا زمانیکه کوچکترین فرزند خانواده سهساله شود، حق دریافت مرخصی و کمکهزینه مراقبت در منزل را دارند. بر همین اساس شهرداریها مکلف هستند تا خدمات آموزش و مراقبت در دوران کودکی را براساس نیاز محلی توسط مراکز آموزش و مراقبت ارائه دهند. تقویم سالیانه و ساعات کار روزانه این واحدها بهصورت محلی تعیین میشود، بهعبارتدیگر دارای تقویم منعطف جغرافیایی هستند.[21]
آموزش اجباری یکساله پیشدبستانی از آگوست سالی که کودکان 6 ساله میشوند، یعنی یکسال قبل از آموزش مدرسه شروع میشود. شرکت در آموزش پیشدبستانی یا فعالیتهای مربوطه از آگوست 2015 اجباری شده است. شهرداریها باید حداقل 700 ساعت در سال آموزش پیشدبستانی ارائه دهند. عموماً این کار بهگونهای سازماندهی میشود که کودکان نیمی از روز فعالیتهای آموزشی پیشدبستانی داشته باشند (4 ساعت در روز) و بقیه روز به آموزش و مراقبت از دوران کودکی اختصاص دارد. همچنین مواد آموزشی و وعدههای غذایی روزانه بهصورت رایگان ارائه میشود. اگر فاصله محل زندگی کودک تا محل آموزش پیشدبستانی بیش از 5 کیلومتر بوده یا اگر مسیر خطرناک باشد، شهرداریها موظف به ارائه خدمات حملونقل رایگان به کودکان هستند[22].
آموزش جامع مدرسه (ابتدایی و متوسطه اول) از سن 7 سالگی شروع میشود و به مدت 9 سال ادامه دارد. آموزش ابتدایی و متوسطه اول در یک ساختار واحد و در مدارس جامع ارائه میشود که دارای پایههای اول تا نهم است[19]. آموزش معمولاً توسط یک معلم در بیشتر دروس در پایههای اول تا ششم صورت میگیرد و در پایههای هفتم تا نهم عمدتاً توسط معلمان متخصص برای هر موضوع ارائه میشود. در پایههای هفتم تا نهم دانشآموزان یک معلم راهنما نیز دارند، یعنی یکی از معلمان مسئولیت کلی یک گروه را بهعهده دارد[23]. تحصیل برای دانشآموزان و همچنین مواد آموزشی، غذای روزانه مدرسه، خدمات بهداشتی و رفاهی و حملونقل از خانه به مدرسه درصورتیکه فاصله خانه تا مدرسه طولانی بوده یا مسیر خطرناک باشد رایگان است[19]. دانشآموزان بعد از گذراندن آموزش جامع ابتدایی و متوسطه اول گواهینامه مدرسه جامع را دریافت میکنند که با داشتن آن میتوانند در یکی از دو نوع آموزش متوسطه دوم ادامه تحصیل دهند[24].
تحصیلات متوسطه دوم به دو نوع آموزش متوسطه عمومی و آموزش متوسطه حرفهای تقسیم میشود. سن عمومی برای شرکت در تحصیلات متوسطه از 16 تا 19 سال است (3 سال)، اما بزرگسالان نیز در هر سنی میتوانند در متوسطه دوم مدارس مخصوص بهخود ثبتنام کنند. نکته جالب توجه اینکه تمایل بزرگسالان برای ثبت نام در آموزش متوسطه حرفهای بیشتر از آموزش متوسطه عمومی است[25] در سال 2023، 52.3٪ از دانشآموزانی که دوره جامع ابتدایی و متوسطه اول را به پایان رسانده بودند، تحصیلات خود را در یک دبیرستان عمومی آغاز کردند، 39.8٪ وارد آموزش و تربیت حرفهای در دوره دوم متوسطه شدند، 6.9٪ به برنامههای آموزشی که منجر به دریافت مدرک نمیشود (مانند آموزشهای پیشنیاز برای برنامههای منتهی به دیپلم متوسطه) ادامه دادند و 1٪ یا در هیچ برنامه آموزشی در چارچوب آموزش اجباری شرکت نکردند یا بهطور موقت غیبت داشتهاند [20].
- آموزش متوسطه عمومی: آموزش متوسطه عمومی در فنلاند برای گروه سنی جوانان و بزرگسالان ارائه میشود. در سال 2022 تعداد جوانان ثبتنام کننده در این دوره 103000 نفر در 356 مدرسه و 6600 بزرگسال در 86 مدرسه بودهاند. زمان لازم برای اتمام این دورهها بین ۲ تا ۴ سال است، اما اکثر دانشآموزان در ۳ سال فارغالتحصیل میشوند. این دوره تحصیلی مبتنیبر سال نیست، بلکه مبتنیبر واحد است. در این دوره دروس اجباری و اختیاری وجود دارد. دروس اختیاری به دو دسته دروس اختیاری ملی و دروس اختیاری مدرسهای تقسیم میشوند[25]. درواقع دانشآموزان براساس رشته مورد علاقهشان که قصد تحصیل آن را در دانشگاه دارند، واحدهای تحصیلی اختیاری را انتخاب میکنند. این الگو مشابه الگوی ترمی واحدی است. برای مثال فردی که قصد تحصیل رشته مهندسی در دانشگاه را دارد، در این دوره درس ریاضی پیشرفته را نیز میگذراند. چراکه برای ورود به دانشگاه به آن نیاز دارند، ولی فردی که قصد ادامه تحصیل در رشتهای مانند فلسفه را دارد فقط ریاضی (1) را در این دوره میگذراند و ممکن است نیازی به گذراندن سایر دروس مرتبط با ریاضی و علوم را نداشته باشد[18]. پس از اتمام این دوره، دانشآموزان مدرکی بهنام ylioppilastutkinto دریافت میکنند که نهتنها گواهی پایان دوره تحصیلات متوسطه عمومی بوده، بلکه بهعنوان یک مدرک مهم برای ادامه تحصیل در آموزش عالی مورد نیاز است[26].
- آموزش متوسطه حرفهای (VET): آموزش و پرورش حرفهای در فنلاند، بخشی ضروری از سیستم آموزش متوسطه بوده که هدف آن آمادهسازی، دانشآموزان برای مشاغل خاص و ادغام مهارتهای عملی با دانش نظری است. دورههای حرفهای اولیه برای تکمیل به سهسال زمان نیاز دارند. از سال 2021 حدود 41 درصد از فراگیرانی که تحصیلات ابتدایی و متوسطه اول را به پایان رساندهاند، بلافاصله پس از آن در آموزش متوسطه حرفهای ثبتنام کردهاند. بنابراین میتوان گفت این دوره از محبوبیت قابلتوجهی در بین دانشآموزان فنلاندی برخوردار است. آنها مدارک VET خود را از طریق مؤسسات حرفهای یا دورههای کارآموزی بهدست میآورند. این آموزش هم برای دانشآموزان جوان و هم برای بزرگسالان در دسترس است. بهطورکلی، آموزش و پرورش حرفهای در فنلاند، بهگونهای طراحی شده است که مهارتها و دانش لازم را برای ورود موفقیتآمیز بهعنوان نیروی کار را در اختیار دانشآموزان قرار دهد و درعینحال مسیرهایی را برای یادگیری مستمر و توسعه حرفهای ارائه کند [27].
دورههای پس از متوسطه و غیر آموزش عالی در فنلاند بر VET تأکید دارند. در این دوره، صلاحیتهای حرفهای تخصصی در درجه اول برای بزرگسالان – عمدتاً برای افراد ماهر در زمینههای مختلف – در نظر گرفته شده است تا شایستگی عملی و مهارتهای حرفهای خود را در آزمونهای صلاحیت نشان دهند. صلاحیتهای حرفهای تخصصی به بزرگسالان امکان میدهد موقعیت خود را در بازار کار بهبود بخشند. ازسویدیگر اکثر دانشآموزان با هدف تکمیل آزمونهای شایستگی در این نوع آموزشها شرکت میکنند[28].
شکل 2. ساختار نظام آموزشی کشور فنلاند
مأخذ: یافته های پژوهش.
با توجه بهشرح ابعاد مختلف درخصوص نظام آموزش عمومی فنلاند، مهمترین نکات را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- ساختار اداری نظام آموزش عمومی فنلاند در سه سطح دولت مرکزی، منطقهای و محلی صورت میپذیرد. همچنین وزارتخانههای دیگری همچون امور اقتصادی و اشتغال فنلاند علاوهبر وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ، مسئولیتهایی را در این زمینه برعهده دارند.
- آموزش اجباری در فنلاند از 6 سالگی با مقطع پیشدبستانی آغاز میشود و سیزده سال به طول میانجامد. بهعبارتدیگر آموزش اجباری تا پایان مقطع متوسطه دوم ادامه دارد. پس از پیشدبستانی طول مقاطع بهترتیب در دبستان و متوسطه اول جمعاً 9 سال و متوسطه دوم 3 سال است.
- بیش از 40 درصد دانشآموزان فنلاندی پس از پایان دوره متوسطه اول آموزش حرفهای را انتخاب کرده و در این حوزه تحصیلات متوسطه دوم خود را ادامه میدهند.
2-3-1. ساختار اداری
ویژگی متمایز سیستم آموزشی هلند این است که یک سیاست آموزشی متمرکز را با مدیریت غیرمتمرکز مدارس ترکیب میکند. بدین صورت که مسئولیت کلی نظام آموزشی برعهده دولت، بهویژه وزارت آموزش، فرهنگ و علوم است. همچنین، این وزارتخانه الزامات قانونی را برای آموزش در دوران کودکی، آموزش ابتدایی و متوسطه و آموزش حرفهای متوسطه را تعیین میکند و کنترل کلی آموزش متوسطه عمومی بزرگسالان را در اختیار دارد. وزیر مربوطه، چارچوبی را تعیین میکند که مدارس باید در آن فعالیت کنند، ولی هیچ برنامه درسی ملی وجود ندارد، اما اهداف آموزش عمومی وجود دارد. نقش مقامات ایالتی در آموزش و پرورش محدود به وظایف نظارتی و قانونی است. مدارس دولتی توسط شورای شهرداری (یا کمیته حاکم) یا یک نهاد حقوقی عمومی یا بنیادی که توسط شورا ایجاد شده است اداره میشوند. مدیریت و اداره مدارس در آموزشهای ابتدایی و متوسطه و همچنین مدارس آموزشهای حرفهای متوسطه بهصورت محلی سازماندهی شده است. هیئت مدرسه، مسئول اداره مدرسه و کیفیت آموزش است و وظیفه نیل به اهداف آموزشی را برعهده دارد[29]. در اصل (۲۳) قانون اساسی درخصوص حکمرانی آموزش اینگونه آمده است:
بنابراین میتوان گفت سیستم آموزش هلندی از یکسو بسیار متمرکز و ازسویدیگر بسیار غیرمتمرکز است.
وزارت آموزش، فرهنگ و علوم شامل بخشهای مختلفی است که هرکدام به موضوعات خاصی مرتبط میشوند، ازجمله:
همانگونه که مشخص است هریک از بخشهای فوق مسئول حوزه خاصی از آموزش هستند و با مؤسسات مربوطه در آن زمینه ارتباط برقرار میکنند، اما بخشهای دیگر مانند سیاست بینالملل، بخش قانونگذاری و امور حقوقی، مسئول امور مربوط به همه امور آموزشی هستند[32].
مدیریت در سطح دولت مرکزی
وزیر آموزش، فرهنگ و علوم، آموزش و پرورش را از طریق قوانین و با در نظر گرفتن احکام قانون اساسی کنترل میکند. مسئولیتهای اصلی او در رابطه با آموزش و پرورش مربوط به ساختار و بودجه سیستم، مدیریت مؤسسات دولتی، بازرسی، امتحانات و حمایت از دانشآموزان است. دولت مرکزی همچنین نوآوری در آموزش را ترویج میکند. وزیر مربوطه علاوهبر این، مسئول هماهنگی سیاست علمی و سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای است. کنترل از طریق اعمال استانداردهای کمّی یا کیفی مربوط به فرایند آموزشی در مدارس از طریق ترتیباتی برای تخصیص منابع مالی و سایر منابع و با اعمال شرایطی که مدارس باید رعایت کنند، تحقق مییابد. مواردی که دولت مرکزی در مورد آنها تصمیم میگیرد عبارتند از: انواع مدرسهای که ممکن است وجود داشته باشد، طول دوره در هر نوع مدرسه، برای برخی از انواع مدرسه، موضوعاتی که باید تدریس شوند و حداقل و حداکثر تعداد دورههای تدریس در سال، هنجارهای تقسیم کلاسها، استانداردهای شایستگی برای کارکنان آموزشی، حداکثر تعداد دورههای آموزشی برای هر کارمند، حقوق و عناصر اصلی وضعیت حقوقی کارکنان آموزشی، ترتیبات پذیرش دانشآموزان در مدارس ویژه و مدارس متوسطه، ترتیبات معاینه دانشآموزان، فرصتهای مشارکت کارکنان، دانشآموزان و والدین و هنجارهای تأسیس و تعطیلی مدارس است[32].
مدیریت در سطح منطقهای
هلند به 12 ایالت تقسیم شده است. دخالت مقامات ایالتی عمدتاً به شکل وظایف نظارتی و قضایی قانونی است. شورای استانی در دسترس بودن تعداد کافی مدارس ابتدایی و متوسطه دولتی را تضمین میکند و بهعنوان مرجع تجدیدنظر برای مدارس خصوصی با درخصوص تصمیمات اتخاذ شده توسط مقامات شهرداری عمل میکند. با توجه به مدیریت مدارس و برنامه درسی، نقش ایالتها محدود است[32].
مدیریت در سطح محلی
شهرداری، وظیفه اجرای قانون آموزش اجباری را از طریق نظارت و بررسی وضعیت ثبتنام دانشآموزان در سنین پایین ساکن در منطقه از این جنبه که آیا این افراد بهعنوان دانشآموز در یک مؤسسه آموزشی ثبتنام کردهاند یا خیر برعهده دارد. همچنین تصویب برنامههای سالیانه برای تأمین مدارس جدید عمومی و خصوصی در سطوح ابتدایی و متوسطه، تخصیص منابع از بودجه جهت حذف نابرابریهای آموزشی و تهیه یک برنامه جبرانی محلی، خرید خدمات آموزش بزرگسالان برای گروههای هدف خاص و اجرای قوانین حملونقل دانشآموزان با تعریف معیارها و شرایط خاص در چارچوب قانونی از دیگر وظایف شهرداریها در هلند است[33].
مدیریت در سطح مؤسسات آموزشی
تمام مدارس، دارای یک نهاد صلاحیتدار قانونی هستند که به آن شورای مدرسه گفته میشود. این نهاد، مسئولیت اداره و مدیریت مدرسه یا مدارس تحت سرپرستی خود را برعهده دارد. مهمترین فعالیتهای مدیریت شامل مراقبت از جنبههای مادی سازمان مدرسه و بهویژه تأمین هزینههای جاری و هزینههای پرسنلی است. همچنین مدیریت به تعیین سیاستها در مورد برنامه درسی، مسائل پرسنلی (استخدام و برکناری کارکنان و غیره) و پذیرش دانشآموزان مربوط میشود. نهاد صلاحیتدار مسئول آنچه در مدرسه رخ میدهد، به میزانی که تحت قوانین قانونی قرار دارد، است. برخی از اختیارات شورای مدرسه ممکن است به مدیر مدرسه واگذار شود، اما مسئولیت همچنان با نهاد صلاحیتدار باقی میماند[33].
2-3-2. نظام آموزش عمومی
در هلند، آموزش اجباری برای کودکان بین سنین 5 تا 16 سال است. هر کودک باید از اولین روز مدرسه در ماه بعد از پنجمین سال تولد خود، تماموقت به مدرسه برود. هرچند تحصیل از سن 5 سالگی اجباری است، اما اکثر کودکان از سن 4 سالگی شروع به رفتن به مدرسه میکنند و تا زمانیکه کودک 16 ساله شود ادامه دارد[30].
نظام آموزشی در هلند به دورهها و مقاطع زیر تقسیم میشود که در ادامه بهشرح هریک پرداخته میشود.
مراکز مهدکودک برای کودکان تا سن 4 سال خدمات ارائه میدهند. آنها اغلب به گروههای نوزادان، کودکان نوپا و پیشدبستانی تقسیم میشوند. آموزش در دوران کودکی برای گروه هدف کودکان 2.5 تا 4 ساله تحت نظارت شهرداری است. شهرداریها موظفند برای هر کودک 2.5 تا 4 ساله، حداقل 960 ساعت آموزش در دوران کودکی ارائه کنند که بهطور متوسط حدود 16 ساعت در هفته (40 هفته) است [34].
کودکان در هلند میتوانند از سن چهارسالگی به مدرسه بروند، اما حضور در مدرسه قبل از سن پنج سالگی اجباری نیست. بهمنظور کمک به کودکان کمتر از چهار سال جهت انطباق با محیط مدرسه، این امکان برای آنها فراهم میشود تا به مدت نیمروز در دوره 2 ماهه قبل از تولد چهار سالگی خود به مدرسه بروند. معمولاً کودکان در سن 12 سالگی و حداکثر تا 14 سالگی مدرسه ابتدایی را به پایان میرسانند (مقطع ابتدایی 8 سال به طول میانجامد). مدارس ابتدایی اختیار تصمیمگیری در مورد سازمان داخلی خود و گروهبندی دانشآموزان را دارند. در بیشتر مدارس ابتدایی دانشآموزان براساس سن گروهبندی میشوند، ولی برخی دیگر از مدارس مبنای گروهبندی را سطح رشد یا توانایی دانشآموزان قرار دادهاند[35].
آموزش متوسطه شامل تمام انواع آموزشهایی است که بعد از آموزش ابتدایی میآید که به دو نوع آموزش عمومی و آموزش حرفهای تقسیم میشود. این مقطع برای دانشآموزان 12 تا 16 سال (در برخی برنامهها 12 تا 18 سال) است.
آموزش متوسطه عمومی: آموزش متوسطه عمومی در هلند به دو نوع تقسیم میشود:
- آموزش متوسطه عمومی (HAVO): این برنامه پنجسال به طول میانجامد و برای دانشآموزان 12 تا 17 سال است. در این دوره به دانشآموزان دانش عمومی پایه ارائه میشود، بهطوریکه آنها برای آموزش عالی حرفهای آماده میشوند. دانشآموزان در حال تحصیل در این دوره میتوانند به صلاحدید خود به نوع دیگر آموزش متوسطه عمومی یعنی آموزش پیشدانشگاهی منتقل شوند. پس از گذراندن دروس پایه در این نوع آموزش متوسطه که سهسال به طول میانجامد، دانشآموزان وارد مرحله دوم این دوره میشوند که ملزم به انتخاب یکی از چهار ترکیب موضوعی هستند که هر گروه از موضوعات شامل یک جزء اجباری و یک جزء اختیاری است[36].
- آموزش پیشدانشگاهی (VWO): این دوره6 سال به طول میانجامد و برای دانشآموزان 12 تا 18 سال است و آنان را برای تحصیل در دانشگاه آماده میکند. در این دوره بر موضوعات آکادمیک و مهارتهای تفکر انتقادی تأکید میشود. دوره آموزش پیشدانشگاهی به دو دوره سهساله تقسیم که دوره دوم از سال چهارم شروع میشود که همانند دوره آموزش متوسطه عمومی دانشآموزان در مرحله یا دوره دوم باید یکی از چهار ترکیب موضوعی را انتخاب کنند که هر ترکیب شامل یک جزء اجباری و یک جزء اختیاری است. در این دوره برخی از مدارس برنامههای دو زبانه ارائه میدهند که در این برنامه از سال اول به بعد حدود نیمی از دروس به زبان انگلیسی تدریس میشود[36].
آموزش حرفهای: در دوره متوسطه آموزش حرفهای به دو نوع آموزش متوسطه پیش حرفهای و حرفهای تقسیم میشود:
- آموزش متوسطه پیشحرفهای (VMBO): این برنامه آموزش مقدماتی حرفهای، چهار سال طول میکشد و دانشآموزان را برای آموزش حرفهای در سطح بعدی ((MBO آماده میکند و بر مهارتهای عملی و همچنین موضوعات نظری تمرکز دارد. دانشآموزان در این دوره میتوانند از بین چهار مسیر یادگیری یکی را انتخاب کنند که شامل: برنامه نظری، برنامه ترکیبی، برنامه حرفهای مدیریت متوسط و برنامه حرفهای پایه[37].
بهعنوان بخشی از سیاستها آموزش با نیازهای ویژه در این دوره، دو اقدام یا پشتیبانی صورت میپذیرد:
اول، به دانشآموزانی که پس از انتخاب یکی از مسیرهای فوق برای پیشبرد برنامه خود به کمک موقت نیاز دارند، پشتیبانی آموزشی (LWOO) ارائه میشود تا آنان را قادر به دریافت گواهینامه پایان تحصیلات (VMBO) کند.
دوم، به دانشآموزانی که بعید بهنظر میرسد از طریق چهار مسیر فوقالذکر حتی با حمایت و پشتیبانی قادر به دریافت مدرک باشند. به این دانشآموزان، آموزش عملی ((PRO ارائه میشود که برخلاف چهار مسیر یادگیری اشاره شده منجر به مدرک نمیشود و تنها دانشآموزان را برای ورود مستقیم به بازار کار منطقهای آماده میکند[37].
- آموزش متوسط حرفهای (MBO): این نوع آموزش، یک آموزش کاربردی سطح متوسط بوده که دارای اهداف آموزشی سهگانه است. دانشآموزان با تحصیل در این دوره شایستگیها، دانش و مهارتهای مورد نیاز حرفهای خاص را میآموزند. گروه هدف اصلی آن جوانان از سن 16 سالگی هستند و سه بخش تجارت، مهندسی و فناوری، خدمات شخصی و اجتماعی و مراقبتهای بهداشتی را دربرمیگیرد. دانشآموزان در این دوره، یادگیری در کلاس را با آموزش عملی ترکیب میکنند. این دوره از یکسو برای دانشآموزانی که در پی افزایش شانس خود جهت ورود به بازار کار هستند مناسب است و ازسویدیگر برای اقتصاد و بازار کار بسیار با اهمیت است. چراکه نیروی کار ماهر کافی فراهم میکند. به همین دلیل دولت نیز اقدامات متعددی انجام میدهد تا از انطباق این آموزش با تغییرات روزافزون بازار کار اطمینان حاصل کند. دانشآموزان در این نوع آموزش میتوانند یکی از دو مسیر یادگیری ذیل را انتخاب کنند:
در آموزش متوسط حرفهای طیف گستردهای از دورهها در چهار سطح آموزشی ارائه میشود. بر همین اساس مدارک تحصیلی این دوره میتواند از سطوح 1 تا 4 متغیر باشد که سطح 4، بالاترین سطح است و امکان دسترسی به آموزش عالی حرفهای (HBO) را فراهم میکند. این سطوح عبارتند از:
سطح 1- آموزش ابتدایی: دورههای این سطح، یکسال به طول میانجامد. این دورهها، دانشآموزان را برای بازار کار آماده میکند یا آنها را قادر میسازد تا به دوره سطح 2 پیشرفت کنند. برای ورود به این دوره، هیچگونه شرط پذیرش وجود ندارد.
سطح 2- آموزش حرفهای پایه: دورههای این سطح یک تا دو سال به طول میانجامد و دانشآموزان را برای مشاغل عملی مانند آرایشگری یا مکانیک آموزش میدهد. شرایط پذیرش این دوره، تکمیل یک برنامه حرفهای پایه در آموزش متوسطه پیش حرفهای است.
سطح 3 – آموزش حرفهای: این دورهها دو تا سهسال طول میکشد. دانشآموزان، آموزش میبینند که وظایف مختلفی را بهطور مستقل در زمینه شغلی انتخابی خود انجام دهند، برای مثال بهعنوان دستیار پرستار یا مکانیک ارشد. شرایط پذیرش این دوره، تکمیل برنامه حرفهای در VMBO، یا تکمیل موفقیتآمیز سهسال اول دوره متوسطه عمومی (HAVO) یا آموزش پیشدانشگاهی (VWO) است.
سطح 4 – آموزش مدیریت میانی: این دورهها سه تا چهار سال به طول میانجامد. دانشآموزان این دوره آموزش میبینند که تمام وظایف مربوط به شغل انتخابی خود را بهطور مستقل انجام دهند. نمونههایی از مشاغل عبارتند از: مدیر فروشگاه یا تکنسین توانبخشی. دانشآموزانی که دوره خود را با موفقیت به پایان برسانند میتوانند به آموزش عالی حرفهای (HBO) بروند. شرایط پذیرش این دوره، تکمیل برنامه حرفهای در VMBO، یا تکمیل سهسال اول تحصیلات متوسطه عمومی (HAVO) یا آموزش پیش دانشگاهی (VWO) است[38].
دانشآموزان در پایان دوره متوسطه خود در امتحانات سراسری شرکت میکنند و نتایج صلاحیت، آنها را برای ادامه تحصیل مشخص میکند. سیستم آموزشی هلند برای حمایت از استعدادها و نیازهای متنوع دانشآموزان طراحی شده است و تضمین میکند که آنها فرصتهای متعددی برای آموزش عالی یا آموزش حرفهای براساس علایق و تواناییهای خود دارند.
در هلند، تحصیلات پس از متوسطه غیر آموزش عالی به برنامههای آموزشی اطلاق میشود که پس از تحصیلات متوسطه انجام میشود، اما به مدرک دانشگاهی منتهی نمیشود. این سطح از آموزش معمولاً بر آموزش حرفهای و مهارتهای عملی متمرکز است که دانشآموزان را برای مشاغل خاص آماده میکند. در این دوره آموزش، محتوای برنامه درسی برای گسترش دانش، مهارتها و شایستگیهای دانش آموزانی طراحی شده است. محتوا تخصصیتر بوده، اما سطح آن پایینتر از آموزش عالی است. معمولاً طول این دورهها از6 ماه تا دو یا سهسال متغیر است. بهطورکلی، آموزش پس از متوسطه و غیرآموزش عالی در هلند با هدف تجهیز افراد به مهارتها و دانش عملی مناسب برای بازارهای کاری خاص و کمک به نیروی کار ماهر است[39].
با توجه به توضیحات فوق و ابعاد مورد بررسی درخصوص نظام آموزش عمومی کشور هلند، موارد زیر را بهعنوان مهمترین موارد میتوان بهطور خلاصه اشاره کرد:
شکل 3. ساختار نظام آموزشی کشور هلند
مأخذ: یافته های پژوهش.
2-4-1. ساختار اداری
سیستم آموزشی در ژاپن توسط وزارت آموزش و پرورش، فرهنگ، ورزش، علوم و فناوری (MEXT) در سطح ملی، شورای آموزش و پرورش استان در سطوح استانی و شورای آموزشی شهرداری در سطح منطقه مدیریت میشود. MEXT در سال 2001 با ادغام وزارت آموزش و پرورش با آژانس علم و فناوری تأسیس شد [40] و بهعنوان دستگاه مرکزی مسئولیت امور آموزش و پرورش، سیاستگذاری و نظارت بر نظام آموزشی و همچنین پژوهشهای علمی و فناوری این کشور را برعهده دارد. ساختار این وزارتخانه بهطورکلی شامل بخشهای زیر است:
- دفتر برنامهریزی امکانات و پیشگیری از بلایا: این دفتر بر اطمینان از طراحی زیرساختها و تأسیسات عمومی برای مقاومت در برابر بلایایی مانند زلزله، سونامی و سیل تمرکز دارد.
- دفتر سیاست آموزشی: این دفتر، مسئول تدوین و اجرای سیاستهای آموزشی ملی است و شامل بخشهای سیاست، اصلاحات آموزشی و امور بینالملل، برنامهریزی پژوهشی، سیاست منابع انسانی آموزشی، ارتقای یادگیری مادامالعمر، ارتقای یادگیری جامعه، برابری جنسیتی، یادگیری جامعه و بخش ایمنی است.
- دفتر آموزش ابتدایی و متوسطه:مسئول تدوین و اجرای سیاستهای مربوط به آموزش از پیشدبستانی تا متوسطه است.
- دفتر آموزش عالی: مسئول نظارت و ارتقای سیستم آموزش عالی در این کشور است.
- دفتر سیاستگذاری علم و فناوری: مسئول برنامهریزی و طراحی سیاستهای اساسی برای ارتقای علم و فناوری است.
- دفتر ترویج پژوهش: سیاستهایی را برای ترویج تحقیقات علمی مبتنیبر ایدههای خلاقانه و تحقیقات مرتبط با برنامههای کاربردی آینده پیش میبرد.
- دفتر تحقیق و توسعه: تحقیق و توسعه را برای رسیدگی به مشکلات اجتماعی مانند مسائل زیستمحیطی و انرژی و زلزله و پیشگیری از بلایا ترویج میکند.
- آژانس ورزشی ژاپن: این قسمت در تلاش است تا سیاستهای مرتبط با ورزش را ترویج کند و کشوری با محوریت ورزش را تحقق بخشد.
- آژانس امور فرهنگی: با هدف دستیابی به یک «ملت جدید مبتنیبر فرهنگ و هنر» از طریق ارتقای هنر و فرهنگ فعالیت میکند[41].
اداره آموزش و پرورش ژاپن در سطح ملی:
سیستم آموزشی ژاپن، ساختار نسبتاً متمرکزی دارد و وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش، علم و فناوری (MEXT) مسئول تمام آموزشها در ژاپن است. این وزارتخانه در مورد تأسیس مؤسسات آموزشی جدید تصمیم میگیرد و بودجه تمامی مؤسسات آموزشی ملی و کمکهای بلاعوض برای مؤسسات خصوصی را تعیین میکند. این وزارتخانه، مسئول نظارت بر تعدادی از سازمانهای تحقیقاتی نیز است. همچنین دستورالعملهایی را برای برنامه درسی ملی آموزش ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم منتشر میکند. این امر حتی در مورد آموزش پیشدبستانی تا پایههای بالاتر از آموزش متوسطه و نیز برای آموزش ویژه نیز اعمال میشود [42]. از زمان اجرای اصل عدم تمرکز پس از جنگ جهانی دوم، هیچ رابطه سلسهمراتبی بین دولت مرکزی و محلی وجود نداشته است. این بدان معناست که هر سطح از سیاستگذاری برابر و مستقل است. بااینحال، دولت مرکزی بر روابط بین رؤسای دولتهای محلی و مدارس نظارت دارد [42]. بهطورکلی در ژاپن، وزارت آموزش و پرورش، فرهنگ، ورزش، علوم و فناوری اختیار بیشتر فعالیتهای آموزشی را دارد و از طریق توصیههای غیررسمی از بالا، ساختار اداری تمایل دارد بهعنوان یک سیستم متمرکز عمل کند.
وزارت آموزش و پرورش، فرهنگ، ورزش، علوم و فناوری که مسئول تعلیم و تربیت مردم و اعتلا و اشاعه علوم و فرهنگ جامعه بوده به حکم قانون دارای اختیاراتی بهشرح ذیل است:
الف) فراهم کردن امکانات لازم بهمنظور گسترش و بهبود آموزش و پرورش برای عموم از طریق تدوین و تنظیم لوایح لازم و تقدیم آن به پارلمان،
ب) تنظیم موازین و مقررات لازم برای تأسیس و احداث مؤسسات آموزشی و استخدام کارکنان و نظارت دقیق بر اجرای آنها در سطح کشور،
ج) صدور مجوز تأسیس دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی ایالتی، محلی و خصوصی،
د) کمک مالی به دولتها و مقامات محلی آموزش و پرورش به تناسب نیاز آنان[43].
اداره آموزش و پرورش در سطح استان: ژاپن ۴۷ استان دارد که در هریک از آنها مسئولیت اداره امور آموزش و پرورش و اشاعه علوم و فرهنگ بهعهده شورای آموزش و پرورش است. هر شورای آموزش و پرورش استان، متشکل از پنج عضو است که توسط فرماندار با موافقت مجمع استان منصوب میشوند. آنها چهار سال در این سمت هستند. این شورا، اداره مدارس متوسطه دوم و مدارس ویژه آموزش و پرورش در استان خود را برعهده داشته و بودجه و لوایح را به فرماندار پیشنهاد میکند. صدور گواهینامه معلمان و امور مربوط به استخدام و پرداخت حقوق آنان از وظایف دیگر این هیئتهاست. همچنین این شورا، کتابهای درسی مورد استفاده در مدارس را انتخاب میکند و بر کلیه مدارس دولتی، کتابخانهها، موزهها و سایر مؤسسات فرهنگی/ آموزشی که توسط استان تأسیس شدهاند نظارت میکند [40].
اداره آموزش و پرورش در سطح شهرها: شوراهای آموزش و پرورش شهرداری، مدارس (عمدتاً در مقاطع ابتدایی و متوسطه اول) و مؤسسات آموزشی فرهنگی و اجتماعی (تالارهای شهروندی، کتابخانهها، موزهها و غیره) را که توسط شهرداری تأسیس میشوند را اداره میکنند. آنها همچنین برنامههای آموزشی شامل دورهها و سخنرانیها برای بزرگسالان و رویدادهای فرهنگی و ورزشی را اجرا میکنند[43].
2-4-2. نظام آموزش عمومی
آموزش عمومی ژاپن در دو دوره برنامهریزی شده است: دوره اول از ادغام دوره ابتدایی و متوسطه اول است. دوره دوم نیز متوسطه دوم گفته میشود. دوره ابتدایی به مدت 6 سال و از سن 6 تا 12 سالگی است، دوره متوسطه اول 3 سال و تا سن 15 سالگی ادامه دارد و متوسطه دوم نیز به مدت 3 سال و تا پایان 18 سالگی دانشآموز است. همچنین آموزش اجباری در ژاپن شامل آموزش ابتدایی (دوره 6 ساله) و دوره متوسطه اول (دوره 3 ساله) است که در مجموع 9 سال به طول میانجامد و از سن 6 تا 15 سال است[42]
مهدکودک برای کودکان بین سنین 3 تا 6 سال است. آموزش پیش از دبستان اجباری نیست و عمدتاً توسط مؤسسات خصوصی ارائه میشود. بدین ترتیب این دوره با دریافت شهریه از والدین کودکان ارائه میشود. همچنین مهدهای کودک، کودکان زیر 3 سال را که به دلایل خاص نیاز به مراقبت روزانه دارند را میپذیرند (برای مثال کودکانی که هم پدر و هم مادرشان شاغل هستند). مهدهای کودک طبق قانون رفاه کودکان ایجاد شدهاند و تحت اختیار وزارت بهداشت، کار و رفاه اداره میشوند. بهرغم اجباری نبودن حضور کودکان در مهدکودک درصد قابلتوجهی (بیش از 90%) از کودکان ژاپنی آموزشهای پیشدبستانی را فرا میگیرند [44].
تحصیلات ابتدایی اولین مرحله از تحصیلات اجباری بوده و کلیه کودکان بین 6 تا 12 سال لازم است به مدت 6 سال در پایههای یکم تا ششم مدرسه ابتدایی شرکت کنند[42]. نکته قابلتوجه این است که تقریباً همه کودکان در مدارس دولتی تحت حمایت دولتهای محلی ثبت نام میکنند. در مقطع ابتدایی، معمولاً یک معلم مسئول همه دروس است و کلاس درس نیز در طول مدت آموزش ثابت است. پس از اتمام این دوره گواهینامه پایان دوره ابتدایی اعطا میشود.
آموزش متوسطه عمومی در ژاپن در مدارس متوسطه اول (سهساله) و متوسطه دوم (سهساله) ارائه میشود. بیشتر مدارس دولتی تحت مدیریت شهرداری یا بخشداری هستند. تعداد محدودی از مدارس، مدارس ملی هستند و مستقیماً توسط وزارت آموزش، فرهنگ، وزرش، علم و فناوری اداره میشوند. از آوریل 1999، نوع جدیدی از مدارس6 ساله آموزش متوسطه، تحتعنوان «مدارس متوسطه یکپارچه» معرفی شد. مدارس متوسطه یکپارچه، ترکیبی از آموزش عمومی و تخصصی متوسطه اول و متوسطه دوم را پوشش میدهند. سهسال اول آموزش متوسطه اول ارائه میشود و سهسال دوم مربوطه به آموزش متوسطه دوم است. یکی از مزایای این مدارس این است که دانشآموزان با ثبتنام در آن، مجبور به شرکت در آزمون ورودی مقطع متوسطه دوم نیستند و حذف آزمون بار روانی و استرسی را که دانشآموزان در یک مقطع مهم در یادگیری و رشد خود تحمل میکنند را از بین میبرد [40].
پذیرش در متوسطه اول، مستلزم گذراندن 6 سال دوره ابتدایی است. آموزش مربوط به متوسطه اول، مرحله نهایی تحصیلات اجباری است. این دوره پایههای هفتم تا نهم را شامل شده و برای دانشآموزان بین 12 تا 15 سال ارائه میشود. مدارس متوسطه اول خصوصی ممکن است برای پذیرش امتحان ورودی برگزار کند. ثبتنام در مدارس متوسطه اول معتبر رقابتی است. چراکه پذیرش در یک مدرسه با کیفیت تقریباً ورود به یک دانشگاه سطح بالا را تضمین میکند [40]. در این دوره هر معلم موضوعی خاص را تدریس میکند. پس از اتمام تحصیلات متوسطه اول، دانشآموزان گواهی پایان تحصیلات متوسطه اول دریافت میکنند [45].
همه دانشآموزانی که دوره سهساله متوسطه اول را به پایان رسانده باشند مجاز به مراجعه به مدارس متوسطه دوم (از طریق آزمون ورودی دبیرستان) یا کالجهای فنی هستند. این دوره 3 سال طول میکشید و برای سنین 15 تا 18 سال است. مدارس متوسطه دوم به دپارتمانها تقسیم میشوند و هر معلم در رشته تخصصی خود در کلاس تدریس میکند. علاوهبر دورههای تماموقت، دورههای پارهوقت و مکاتبهای نیز وجود دارد. دورههای تماموقت سهسال به طول میانجامد، درحالیکه دورههای پارهوقت و مکاتبهای سهسال یا بیشتر زمان میبرد. دورههای پارهوقت و مکاتبهای، عمدتاً برای کارگران جوانی است که قصد ادامه تحصیل در مقطع متوسطه دوم با روشهای انعطافپذیر و براساس نیازهای خود را دارند. دو نوع اصلی برنامه متوسطه دوم وجود دارد که نیازهای آموزشی و مسیرهای شغلی مختلف را برآورده میکند:
- آموزش عمومی: این دوره سهسال به طول میانجامد و پایههای دهم تا دوازدهم را پوشش میدهد و برای سنین 15 تا 18 سال است. هدف این دوره، تمرکز بر آمادهسازی، دانشآموزان برای تحصیلات دانشگاهی است و فارغالتحصیلان این دوره معمولاً تحصیلات عالی را در دانشگاهها یا کالجها دنبال میکنند. در مورد تعداد واحدهای مورد نیاز در این دوره، هیچ مقررات ملی وجود ندارد و الزامات از مدرسهای به مدرسه دیگر متفاوت است. بااینحال بسیاری از مدارس برای فارغالتحصیلی دانشآموزان را ملزم به شرکت در 74 واحد میکنند. واحدها به دو نوع اجباری و انتخابی تقسیم میشوند. واحدهای اجباری شامل: زبان ژاپنی، مطالعات اجتماعی، ریاضیات، علوم، هنر، زبان خارجی، اقتصاد خانه، مدیریت اطلاعات و مطالعات تلفیقی است. همچنین واحدهای انتخابی مواردی همچون تاریخ، زبان کلاسیک ژاپنی و غیره است که دانشآموزان بنا به علاقه خود آنها ار انتخاب کنند. [40]
- آموزش حرفهای: هدف این دوره، ارائه آموزشهای تخصصی و مهارتهای عملی برای مشاغل خاص است. فارغالتحصیلان این دوره آماده ورود مستقیم به بازار کار هستند، همچنین آنها میتوانند پس از اتمام این دوره در مؤسسات آموزش عالی با تمرکز بر رشته تخصصی خود ادامه تحصیل دهند. در این دوره، دانشآموزان هم دانش نظری و هم مهارتهای عملی مربوط به حرفه انتخابی خود را دریافت میکنند. این دورهها معمولاً سهسال به طول میانجامد و مخصوص دانشآموزان سنین 15 تا 18 سال است. درحالیکه تمرکز اولیه بر آموزش حرفهای است، اما برخی از دانشآموزان ممکن است پس از فارغالتحصیلی، تحصیل خود را در کالجها یا دانشگاههای تخصصی ادامه دهند. همچنین بسیاری از مدارس حرفهای با مشاغل و صنایع محلی همکاری دارند و بدین ترتیب فرصتهای شغلی و شبکه مشاغل را برای دانشآموزان فراهم میکنند.
این نوع آموزش، آموزش آزاد نیمهحرفهای است که به مدت 2 الی 3 سال به فارغالتحصیلان مقطع متوسطه ارائه میشود. هدف این نوع آموزش، ارائه یک دوره کامل آموزش است، اما برای آنهایی که قصد ادامه تحصیل در کالج یا دانشگاههای 4 ساله را دارند، امکان ادامه تحصیل نیز فراهم است [43].
در ادامه به مهمترین نکات مطرح شده درخصوص نظام آموزش عمومی کشور ژاپن پرداخته میشود:
- وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش، علوم و فناوری مسئولیتها و وظایف مربوط به آموزش عمومی را برعهده دارد که در سه سطح ملی، استانی و شهرها تقسیم شده است.
- سن آموزش اجباری در ژاپن از 6 الی 15 سالگی بوده و طول مقاطع نیز بهترتیب دبستان 6 سال، متوسطه اول 3 سال و متوسطه دوم نیز 3 سال است.
- مسئولیت ارائه آموزشهای پس از متوسطه غیر آموزش عالی برعهده آموزش رسمی عمومی ژاپن است.
شکل ۴. ساختار نظام آموزشی کشور ژاپن
مأخذ: یافته های پژوهش.
هریک از کشورهای آلمان، فنلاند، هلند و ژاپن از نظر ساختار اداره کردن نظام آموزشی، نهادهای متولی، سن آموزش (اجباری)، طول و ترکیب مقاطع و همچنین مدارک ارائه شده و قابلیت هر مدرک شرایط و ویژگیهای خاص خود را دارند. در جدول زیر هریک از مؤلفههای فوق به تفیکیک کشورها خلاصه شده است.
جدول 2. ویژگیهای نظامهای آموزش رسمی عمومی کشورهای آلمان، فنلاند، هلند و ژاپن
|
کشور |
ساختار اداره کردن |
سن آموزش و مقاطع تحصیلی |
مدرک تحصیلی و قابلیت استفاده آن |
||
|
میزان تمرکز و وزارت مرتبط |
آموزش اجباری |
مقاطع تحصیلی |
سن ورود و خروج |
||
|
آلمان |
غیرمتمرکز – وزارت آموزش و تحقیقات |
۱۵ – ۶ سال 4 – 5 – 3 |
قبل از دبستان |
0 تا 6 سال |
- |
|
دبستان |
6 تا 10 سال |
- |
|||
|
متوسطه اول |
Hauptschule 10 تا 15 سال |
ESA - منجر به اشتغال و آموزش در سیستم دوگانه میشود. |
|||
|
Realschule 10 تا 16 سال |
MSA - منجر به ادامه تحصیل میشود. |
||||
|
Gymnasium 10 تا 18 سال |
Abitur منجر به ورود به آموزش عالی میشود. Allgemeine Hochschulreife |
||||
|
متوسطه دوم |
|||||
|
Berufliches Gymnasium |
Fachhochschulreife منجر به ورود به دانشگاههای علمی – کاربردی میشود. |
||||
|
Berufsfachschule |
|||||
|
Fachoberschule |
|||||
|
Berufsoberschule |
|||||
|
آموزش حرفهای در سیستم دوگانه 15 تا 18 سال |
(Fachhochschulreife) و (Abitur) منجر به ورود به آموزش عالی یا دانشگاههای علمی – کاربردی میشود. قابلیت استخدام فارغالتحصیلان را افزایش میدهد. |
||||
|
بعد از متوسطه غیر آموزش عالی |
ورود 18 سال و طول دوره 1 -2 سال |
مدارک آزاد غیررسمی جهت کسب قابلیتهای بیشتر از جمله آمادهسازی برای ورود به مشاغل خاص |
|||
|
فنلاند |
ترکیبی از تمرکز و عدمتمرکز – وزارت آموزش و فرهنگ |
6 تا 18 سال |
قبل از دبستان |
0 تا 7 سال که 6 تا 7 سالگی اجباری است. |
- |
|
دبستان و متوسطه اول |
7 تا 16 سال (9 سال تحصیلی) |
گواهینامه مدرسه جامع - منجر به ادامه تحصیل در آموزش متوسطه دوم میشود. |
|||
|
متوسطه دوم |
آموزش متوسطه عمومی 16 تا 19 سال (بزرگسالان نیز میتوانند شرکت کنند). |
Ylioppilastutkinto - منجر به ادامه تحصیل در آموزش عالی میشود. |
|||
|
آموزش متوسطه حرفهای (VET) 16 تا 19 سال بزرگسالان نیز میتوانند شرکت کنند. |
منجر به ورود به بازار کار در رشته انتخابی دانشآموزان میشود. همچنین میتوانند تحصیلات خود را در مؤسسات عالی حرفهای در سطح دانشگاه ادامه دهند. |
||||
|
بعد از متوسطه غیر آموزش عالی |
بعد از 19 سالگی |
مدارک آزاد رسمی جهت کسب قابلیتهای بیشتر - منجر به آمادهسازی بیشتر برای مشاغل و حتی دانش آموزانی که تصمیم به ادامه تحصیل در آموزش عالی دارند. |
|||
|
هلند |
ترکیبی از تمرکز و عدم تمرکز – وزارت فرهنگ، آموزش و علوم |
5 تا 16 سال |
قبل از دبستان |
0 تا ۵- ۴ سال |
- |
|
دبستان |
۵– ۴ سال تا 1۳ – 1۲ |
- |
|||
|
متوسطه
|
آموزش متوسطه پیش حرفهای (VMBO) 12 تا 16 سال |
دیپلم VMBO - منجر به ورود زودتر به بازار کار میشود. همچنین دارندگان این دیپلم میتوانند آموزشهای حرفهای MBO را دنبال کنند. |
|||
|
آموزش متوسطه حرفهای (MB0) 16 تا 20 سال |
سطح 1: ورود به بازار کار |
||||
|
سطح 2 : ورود به بازار کار |
|||||
|
سطح 3: ورود به بازار کار |
|||||
|
سطح 4: ورود به آموزش عالی حرفهای (HBO) |
|||||
|
آموزش متوسطه عمومی(HAVO) 12 تا 17 سال |
دیپلم HAVO - دانشجویان را برای آموزش عالی حرفهای (HBO) در دانشگاههای علمی کاربردی آماده میکند. |
||||
|
آموزش پیشدانشگاهی (VWO) 12 تا 18 سال |
دیپلم VWO - منجر به ورود به آموزش عالی میشود. |
||||
|
بعد از متوسطه غیر آموزش عالی |
بسته به نوع دوره بین 6 ماه تا 3 سال. |
مدارک آزاد رسمی جهت کسب قابلیتهای بیشتر - منجر به آمادهسازی بیشتر برای مشاغل |
|||
|
ژاپن |
متمرکز، همراه با درجاتی از عدم تمرکز |
6 تا 15 سال |
قبل از دبستان |
3 تا 6 سال |
- |
|
دبستان |
6 تا 12 سال |
- |
|||
|
متوسطه اول |
12 تا 15 سال |
گواهی فارغالتحصیلی متوسطه اول - منجر به پذیرش در سطح متوسطه دوم میشود. |
|||
|
متوسطه دوم |
15 تا 18 سال |
KōkōSotsugyō Shomeisho - معمولاً منجر به ادامه تحصیل در آموزش عالی میشود. |
|||
|
Kōkō Sotsugyō Shomeisho - منجر به ورود فوری به بازار کار و همچنین آموزشهای حرفهای بیشتر میشود. |
|||||
|
بعد از متوسطه غیر آموزش عالی |
بسته به نوع آموزش بین 1 تا 3 سال |
مدارک آزاد رسمی جهت کسب قابلیتهای بیشتر - منجر به آمادهسازی بیشتر برای مشاغل |
|||
مأخذ: یافته های پژوهش.
در جدول فوق، ویژگیهای ساختاری، سن تحصیل و مدارک تحصیلی که در نظامهای آموزشی چهار کشور آلمان، هلند، فنلاند و ژاپن ارائه شده است که به تفکیک سه حوزه فوق با یکدیگر مقایسه میشوند.
الف) ساختار اداری: با توجه به جدول فوق، ساختار نظام آموزشی در چهار کشور مورد بررسی در طیفی از غیرمتمرکز (آلمان) تا ترکیبی از متمرکز و غیر متمرکز (فنلاند و هلند) و درنهایت حدوداً متمرکز (ژاپن) قرار دارند. علاوهبر این، مسئولیت امور آموزش (اعم از آموزشوپرورش و آموزش عالی که شامل آموزش پزشکی و غیرپزشکی میباشد) برعهده یک وزارتخانه است که این امر نیز در انسجام سیاستگذاری و اجرای برنامهها میتواند اثرگذار باشد. برای مثال در کشور هلند، وزارتخانه، مسئول ساختار و بودجه، هماهنگی سیاست علمی، سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای در حوزه آموزش، کنترل از طریق اعمال استانداردها کمّی و کیفی و مواردی از این قبیل است و تصمیمات در سطوح پایینتر بهترتیب در سطح منطقه، محل و مدارس اتخاذ میشود. برای مثال تأمین هزینههای جاری و هزینههای پرسنلی از اهم فعالیتهای مدیر مؤسسه/ مدرسه است.
بررسی نحوه ادارهکرد نظام آموزش رسمی عمومی در کشورهای فوق با توجه به نظام سیاسی – اداری حاکم بر این کشورها قابل بحث است.
برای مثال در کشور آلمان، دولت فدرال مسئولیت بسیار محدودی در قبال آموزش دارد. بهطوریکه تصویب قوانین آموزشی و اداره این امور بهطور کامل برعهده ایالتهاست و دولت فدرال تنها در اموری که قانون اساسی اجازه داده باشد (همچون کمکهای مالی) اجازه ورود دارد. این مهم در کشور ژاپن به میزان قابلتوجهی متفاوت است. بهطوریکه طبق قانون اساسی این کشور دولتهای محلی اختیارات محدود قانونگذاری و اجرایی دارند و دولت مرکزی در این زمینه اختیارات قابلتوجهی دارد، اما در هلند نوع اداره ترکیبی از تمرکز و عدم تمرکز است. بهگونهای که مسئولیت کلی اداره نظام آموزشی برعهده دولت و وزیر مربوطه است و از این طریق چارچوب کلی و الزامات قانونی برای نظام آموزشی تعیین میشود که مدارس باید در آن چارچوب فعالیت کنند، نقش مقامات ایالتی نیز محدود به وظایف نظارتی است. مدارس دولتی در هلند توسط شورای شهرداری اداره میشود و این شورا، مسئول اداره و کیفیت آموزش و نیل به اهداف آموزشی است. میتوان گفت در کشور فنلاند نوع ادارهکرد و مدیریت بهگونهای دیگر است، بهطوریکه علاوهبر وزارتخانه مربوطه برخی سازمانها و مؤسسات مرکزی (همچون آژانس ملی آموزش فنلاند) نیز وجود دارند که هرچند توسط وزارتخانهها هدایت میشوند، اما در تصمیمات خود مستقل بوده و بخش قابلتوجهی از امور مربوط به توسعه آموزش (شامل تهیه برنامه درسی ملی و الزامات مربوط به مدارک تحصیلی و جمعآوری و انتشار دادهها و آمار مربوط) را برعهده دارد.
ب) نظام آموزشی رسمی عمومی: نظامهای آموزش رسمی عمومی در کشورهای بررسی شده از ابعاد مختلفی قابل بررسی هستند، که در این گزارش با تأکید بر ساختار آموزشی، سن آموزش و مقاطع و دورههای تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است.
ساختار آموزشی و سن آموزش: بهطورکلی میتوان گفت کشورهای بررسی شده سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم را بهعنوان مقاطع اصلی در نظر گرفتهاند، هرچند که دورههای قبل از دبستان و بعد از متوسطه دوم (غیرآموزش عالی) نیز در هر چهار کشور دیده میشود. در این بین، سن آموزش اجباری و طول مقاطع و دورهها تحصیلی یا سن ورود و خروج به این مقاطع تا اندازهای در بین چهار کشور متفاوت بوده است. سن آموزش اجباری در سه کشور از چهار کشور فوق (آلمان، فنلاند و ژاپن) از 6 سالگی شروع شده و تنها هلند آن را پنجسالگی تعیین کرده است، اما پایان این آموزشها در کشورهای فوق تا اندازهای با یکدیگر متفاوت است، بهطوریکه در آلمان و ژاپن 15 سالگی، در هلند 16 سالگی و در فنلاند 18 سالگی مشخص شده است و در این بین تنها در کشور فنلاند آموزش پیشدبستان به مدت یکسال (از 6 تا 7 سالگی) اجباری است و در سایر کشورها به اختیار خانوادههاست.
مقاطع تحصیلی: نکته مهم درخصوص مقاطع تحصیلی به دوره متوسطه اول و دوم مربوط است. در کشورهای بررسی شده، مسیرهای متنوع و متعددی برای تحصیل بهویژه در متوسطه دوم پیشبینی شده است که دانشآموزان را با امکان انتخاب ادامه تحصیل با ورود به بازار کار مواجه میکند. بیشترین میزان تنوع در این زمینه مربوط به نظام آموزشی کشور آلمان است، بهطوریکه چهار نوع آموزش که تأکید قابلتوجهی بر آموزش حرفهای نیز دارند در این سیستم وجود دارد، همچنین نوع دوگانه آن که ترکیبی از آموزش در محل کار و مدرسه است، بسیار محبوب و موفق بوده است. در نظام آموزشی هلند نیز تلاش شده است تا رویکرد مشابهی تحت عنوان آموزش متوسطه حرفهای (MBO) اتخاذ شود که در پی افزایش شانس ورود به بازار کار افراد است. بهطورکلی تأکید و توجه به آموزشهای حرفهای چه در ساختار آموزشی کشورهای بررسی شده و چه از نظر سایر حمایتهای دولت مورد توجه بوده است، هرچند که میزان این توجه اندکی با یکدیگر متفاوت بوده و برخی دورههای طراحی شده نیز با توجه به همکاری قابلتوجه بخش صنعت با آموزش به موفقیتهای قابلتوجهی دست یافته است.
مدارک تحصیلی: مدارک تحصیلی ارائه شده توسط نظام آموزشی نیز برای فارغالتحصیلان این دورهها از تنوع بالایی برخوردار است. از نظر مدارک ارائه شده در نظامهای آموزشی بررسی شده برخی از مدارک ارائه شده منجر به ادامه تحصیل در نظام آموزش عالی شده (همچون Abiture در آلمان)، برخی منجر به ورود به بازار کار میشود (که از تنوع بسیار بالایی در نظامهای آموزشی بررسی شده برخوردار است) و برخی نیز علاوهبر بازار کار این قابلیت را برای فارغالتحصیل دارد تا وارد نظام آموزش عالی حرفهای (علمی – کاربردی) شود. اما نکته مهم در این زمینه مربوط به مقاطعی است که فارغالتحصیلان آن با استفاده از مدرک تحصیلی امکان ورود به بازار کار را بهدست میآورند. برای مثال افراد با داشتن مدرک متوسطه اول ESA در آلمان میتوانند وارد بازار کار شوند و این بهمعنای کوتاه شدن دوره آموزش عمومی برای کسانی است که قصد ادامه تحصیل در سطح آموزش عالی را نداشته و خواهان ورود به بازار کار هستند.
بهطورکلی ابعاد مختلفی در تحلیل موارد فوق میتواند مورد بررسی قرار گیرد، ازجمله زمینه و بستر شکلگیری، محیط برنامه و پیامدهای اجرایی. پر واضح است که ساختار ادارهکرد نظامهای آموزشی در هر کشور در بستر و زمینه ساختار کلان اداری آن کشور تعریف شده و قابل بررسی است. در این زمینه، کشور آلمان با ساختار سیاسی – اداری فدرال شرایط را برای ورود دولتهای محلی جهت اتخاذ سیاستها و تصمیمات مقتضی با شرایط ایالت فراهم کرده است که حوزه آموزش نیز از آن مستثنا نیست. درخصوص سایر کشورها نیز این مهم جاری است، مانند کشور هلند که شهرداریها در این کشور از اختیارات قابلتوجهی برخوردار هستند، بهطوریکه در بخش آموزش و پرورش نیز مسئولیتهای مهمی همچون نظارت و کیفیت بخشی برنامهها را برعهده دارد، یا در فنلاند بهعنوان کشوری که در سیاستهای خود تأکید ویژهای بر عدالت اجتماعی دارد، اجباری بودن دوره پیشدبستان در راستای دستیابی تمامی کودکان به آموزش با کیفیت بدون در نظر گرفتن پیشینه اقتصادی و اجتماعی قابل بررسی است.
درخصوص ساختار مربوط به سن آموزش، طول و ترکیب مقاطع نیز میتوان گفت محیط اجرای برنامه و پیامدهای حاصل از آن در شکلگیری، اجرا و اصلاح چارچوبهای برنامه مؤثر است. کشور آلمان، بهعنوان یکی از کشورهای صنعتی دنیا دارای محیطی است که جذب فارغالتحصیلان مهارتی (حتی در سطوح پایین) با سهولت قابلتوجهی ممکن است، امری که در تعریف مقاطع، میزان توجه به آموزشهای فنی و حرفهای و تعریف مقاطع و مدارک مرتبط اثرگذار است. براین اساس وجود دورههای متنوع در متوسطه دوم آموزش فنی و حرفهای و طراحی دورههای کارآموزی و نحوه ارتباط با صنایع و ... قابل توجیه است.
مطالعه حاضر به بررسی ساختار ادارهکرد، ترکیب مقاطع تحصیلی و سن ورود و خروج به نظام آموزش رسمی عمومی در چهار کشور آلمان، فنلاند، هلند و ژاپن اختصاص داشت. بررسی اسناد مربوط به نظامهای آموزشی کشورهای فوق نشان داد دولت در ادارهکرد این حوزه نقش مهمی دارد. این نقش در برخی کشورها همچون آلمان برعهده ایالتها بوده که نشان از عدم تمرکز قابلتوجه دارد، در برخی کشورها همچون فنلاند و هلند ترکیبی از تمرکز و عدم تمرکز و در کشوری همچون ژاپن با تمرکز بیشتری قابل مشاهده است. همچنین دستگاه متولی نظام آموزشی (آموزش و پرورش، آموزش عالی و ...) در کشورهای مطالعه شده معمولاً یک وزارتخانه بوده و ازاینرو میتوان گفت انسجام قابلتوجهی در فرایند تدوین، تصویب و اجرای سیاستها وجود دارد. بهطوریکه نتایج مطالعه نشان میدهد وزارتخانههای متولی، امور ستادی را برعهده داشته و تمرکز آنها بر اتخاذ تصمیمات و سیاستهای مربوط است و امور مربوط به صف توسط سطوح دیگر همچون دولتهای محلی و شهرداریها پیگیری میشود.
اما در بررسی ساختار آموزشی یا ترکیب مقاطع میتوان گفت با وجود تفاوتهای جزئی در تعداد سالهای تحصیل در مقاطع مختلف، تنها در فنلاند دانشآموزان ملزم به گذراندن مقطع متوسطه دوم بودند – یعنی آموزش اجباری تا سن 18 سال ادامه دارد – درحالیکه در سه کشور آلمان، هلند و ژاپن، آموزش اجباری تا مقطع متوسطه اول و سن 15 الی 16 سال (در آلمان و ژاپن 15 سال و هلند 16 سال) است و پس از این دوره، دانشآموزان میتوانند وارد بازار کار شوند. همچنین بررسیها نشان داد مقاطع تحصیلی متوسطه اول و دوم علاوهبر تنوع قابلتوجه (بهویژه در کشورهای آلمان و هلند و تا حدی فنلاند) در ارائه آموزشها، با ارائه مدارک مورد قبول بازار کار، زمینه مناسبی را برای ورود افراد به مشاغل مختلف فراهم میکنند. مدارک ارائه شده از نظر کیفی متفاوت بوده، بهگونهای که در سطوح مختلف امکانهای متفاوتی را برای افراد فراهم میکند. با توجه به مطالعه صورت گرفته و دستیابی به مختصات نظامهای آموزش رسمی عمومی در چهار کشور فوق برخی نکات – که هم نتایج مطالعه را بهصورت گزارههایی ارائه میکند و هم دلالت سیاستی مرتبط با نظام آموزشی ایران را بیان میدارد - جهت بررسیهای دقیقتر بهشرح زیر ارائه میشود. نکته مهم در اینخصوص رعایت ملاحظاتی است که در مطالعات تطبیقی بهمنظور بهرهگیری نتایج مطالعه باید مدنظر قرار گیرد. ازاینرو توجه به بستر و زمینه شکلگیری دلالتها و همچنین تفاوتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع مورد مطالعه با جامعه ایران و بسیار حائز اهمیت است.
4-1. ساختار اداری
- استفاده از ظرفیت ایالت/ استان در ادارهکرد نظام آموزشی: مطالعه حاضر نشان داد میزان تمرکز در کشورهای مختلف بسته به مدل کلی اداره کشورها متفاوت است. اما نکته مهم در این زمینه استفاده از بخش قابلتوجهی از ساختار اداره نظام آموزشی در سطح کشور است. بهگونهای که فعالیتهای ادارات و دفاتر آموزشی در سطح ایالت یا استان تنها اجرای سیاستها و دستورات وزارتخانه یا نهادهای ادارهکننده مرکزی نیست، بلکه در کشورهای مطالعه شده در سطوح مختلف در سیاستگذاری، برنامهریزی، هدفگذاری آموزشی و ارائه محتوا، نقشهایی برعهده دارند. ازاینرو میتوان دلالت سیاستی مرتبط با این مهم را در بهکارگیری ظرفیتهای نهفته در ادارات آموزش و پرورش استانی که با توجه به شناخت قابلتوجه از سطح استان، نیازها و ظرفیتها در سیاستگذاری، برنامهریزی، تهیه محتوا و ... فعال باشد عنوان کرد.
- تدبیر برای استفاده از ظرفیت شهرداریها در اداره امور آموزش و پرورش بهویژه ساختوساز مدارس: یکی از نکات قابلتوجه در مطالعه حاضر را میتوان توجه به ظرفیت شهرداریها در امور زیرساختی آموزش و پرورش بهویژه تولیگری ساختوساز مدارس در کشورهای مورد مطالعه عنوان کرد. شهرداریها، بهعنوان نهادهای اجرایی که اختیارات و ابزارهای قابلتوجهی را بهویژه از نظر زیرساختی و خدماتی (سیستم راه و مسکن، حملونقل و...) در سطح شهرها دارا هستند، میتوانند در برخی از امورات نظام آموزش و پرورش نیز ایفاگر نقش باشند و در چارچوبی مشخص مشارکت کنند؛ همانگونه که در بند «6» ماده (55) قانون شهرداری مصوب 1334/04/11 مجلس شورای ملی که به وظایف این نهاد اشاره دارد، آمده است: اجرای تبصره 1 ماده 8 قانون تعلیمات اجباری و تاسیس موسسات فرهنگی و بهداشتی و تعاونی مانند بنگاه حمایت مادران و نوانخانه و پرورشگاه و درمانگاه و بیمارستان و شیرخوارگاه و تیمارستان و کتابخانه و کلاس های مبارزه با بیسوادی و کودکستان و باغ کودکان و امثال آن در حدوداعتبارات مصوب و همچنین کمک به این قبیل موسسات و مساعدت مالی به انجمن تربیت بدنی و پیش آهنگی و کمک به انجمنهای خانه و مدرسه واردوی کار..
- انسجام ساختاری و چابک بودن ستاد: در کشورهای مطالعه شده تنها یک وزارتخانه مسئول امور آموزش (در سطوح و حوزههای مختلف) است، این درحالی است که در کشوری نظیر ژاپن، سایر امور مرتبط با سنین کودکی، نوجوانی و جوانی همچون ورزش، فرهنگ و نوآوری نیز با وزارتخانه مربوط به آموزش تجمیع شده است. شاید یکی از دلایل این مهم را بتوان بهوجود شهرداریها که بخش قابلتوجهی از امور اجرایی را برعهده دارند مرتبط دانست که این امر منجر به کاهش بار فعالیتهای ستادها شده و قابلیت تجمیع امور در یک وزارتخانه را ممکن میسازد. همچنین شوراها در سطوح مختلف بخشی از وظایف مربوط به سیاستگذاری، بودجهریزی و نظارت بر امور را برعهده دارند. بنابراین میتوان گفت تشکیل شوراها در سطح استان و شهر با وظایف مشخص – بهگونهای که تداخل وظایف اتفاق نیفتاده و شوراها به اختیار خود وسعت فعالیتهایشان را افزایش ندهند – و همچنین استفاده از ظرفیت شهرداریها میتواند به ادارهکرد مطلوبتر نظام آموزش عمومی که همراه با کاهش مسئولیتهای ستاد وزارتخانه آموزش و پرورش و تفویض بیشتر اختیارات باشد یاری رساند.
- تفویض اختیار به مدیران مدارس/ مؤسسات آموزشی: با توجه بهوجود میزانی از عدم تمرکز و تقسیم وظایف در سطوح مختلف در کشورهای مورد مطالعه، مدیران مدارس علاوهبر مسئولیتهای جاری روزانه، مسئولیتهای مهمی دیگری نیز برعهده داشتند که شاید مهمترین آنها را بتوان در تأمین هزینهها و نیروی انسانی مورد نیاز (معلمان و سایر کارکنان آموزشی و غیرآموزشی) قلمداد کرد. در صورت اصلاح در ساختار نظام آموزش عمومی کشور، تفویض برخی از اختیارات بنا به صلاحدید به مدیران مدارس میتواند علاوهبر کاهش بخشی از مسئولیتهای ستاد، به اثربخشی بیشتر مدیران مدارس منجر شود.
4-2. ساختار نظام آموزشی
- وجود مسیرهای متنوع برای اشتغال یا ادامه تحصیل با توجه به انتخاب دانشآموز: تنوع آموزشها و مدارک مرتبط با آنها که میتواند منجر به ورود افراد به بازار کار یا دانشگاه و نظام آموزش عالی شود، در ارتقای اثربخشی نظام آموزش عمومی مؤثر است. بهعبارتدیگر بررسی نظامهای آموزشی کشورهای منتخب نشان میدهد مسیرهای متفاوت برای دانشآموزان در سطح متوسطه با توجه به قصد ادامه تحصیل یا ورود به بازار کار طراحی شده است که علاوهبر برآورده کردن انتظار افراد با کوتاهتر نمودن دوره تحصیل میتواند نیروی کار مورد نیاز جامعه را نیز فراهم کند.
- امکان شروع آموزش از سنین پایینتر: سن شروع آموزش رسمی عمومی (ورود به مقطع ابتدایی) در کشور هلند پنجسال تمام است. این تجربه آزموده شده در این کشور بدین معناست که امکان شروع آموزش رسمی در سن کمتر از 6 سال تمام نیز وجود دارد. در همین رابطه انجام مطالعات مربوط به میزان رشد شناختی کودکان ایرانی (بهویژه در مناطق و اقلیمهای مختلف ایران) جهت کاهش سن شروع آموزش رسمی و درنتیجه کاهش سن خروج میتواند راهگشا باشد.
- امکان کاهش طول مقطع ابتدایی: طول مقطع ابتدایی در کشورهای بررسی شده از 4 سال (آلمان) تا 6 سال (فنلاند، هلند و ژاپن) متغیر بوده است. طول این مقطع در نظام آموزشی ایران نیز 6 سال است. در اینخصوص میتوان مطالعات امکانسنجی کاهش طول این مقطع با در نظر گرفتن محتوای آموزشی و اهداف مورد انتظار از این مقطع از 6 سال به 5 یا 4 سال صورت پذیرد.
- امکان تعریف سطوح و مدارک تحصیلی متنوع و متناسب با اهداف مورد انتظار: از اقدامات جالبتوجه درخصوص آموزش متوسطه حرفهای در هلند، تقسیمبندی این مقطع به سطوح چندگانه است، بهطوریکه با گذراندن هر سال تحصیلی قابلیت فارغالتحصیلی وجود داشته و مدرک مرتبط با سطح آموزش گذرانده شده اعطا میشود. با در نظر گرفتن تجربه در نظام آموزشی هلند، امکان تعریف مسیر مجزایی برای آن گروه از دانشآموزانی که تمایل به ادامه تحصیل در آموزش عالی نداشته و قصد ورود به بازار کار دارند فراهم شود تا بدون دغدغههایی همچون شرکت در آزمونهای نهایی و ... با دریافت مدرک تحصیلی صلاحیت ورود به بازار کار را کسب کنند.