نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 پژوهشگر گروه آینده پژوهی دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
2 کارشناس گروه آینده پژوهی دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
چشم انداز ایران آینده، مبتنی بر تصویرسازی اجتماعی و از جنس خلق معنا و استعاره برای ساخت ایران آینده است. استعاره پیشنهادی «سیمرغ پیشرفت»، متضمن حرکت همه مردم و تقسیم کار نهادهای ملی برای هم آفرینی ایران آینده است.
کلیدواژهها
چشمانداز، یک مقصد پیشبینی شده و مبتنیبر آمال است که سازوکارهای آن محل بحث است. برخی بر این باورند چشمانداز باید دستنیافتنی باشد تا تنش خلاق (شوق به تلاش بیشتر) ایجاد کند و برخی قائل به واقعبینی آن هستند. به هر میزانی که دستنیافتنی باشد، مسیر تحقق و برنامههای مشتق شده آن، ابتر میماند و منابع ملی را ضایع میکند. مقصد کشورها نهتنها برای برای مردم در داخل آن کشور، بلکه در بعد جهانی تأثیرگذار است، زیرا که در دنیای کنونی؛ چشمانداز یک کشور از نظر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظامی برای سایر کشورهای جهان تأثیرگذار است. با توجه به دوره پایان چشمانداز ۱۴۰۴ ایران و تحولات درونی و بیرونی، تمهید سازوکاری برای چشمانداز جدید از واجبات حکمرانی در ایران محسوب میشود.
از نظر پژوهشگران این گزارش، یکی از مهمترین نقدهای وارد به تجربه چشمانداز ۱۴۰۴، نبود تصویرپردازی و روایتسازی مضامین کلیدی آن در قالبهای متنوع و متناسب با مخاطبین مختلف است. تصویرسازی از آینده محتمل و مطلوب و نامطلوب، میتواند مهمترین نقطه متمایز چشمانداز جدید نسبت به تجربه قبلی باشد. در این گزارش، بر روی ابعاد این ویژگی، بیشتر بحث شده است.
آنچه که پژوهشگران تحقیق، پیشنهاد میدهند آن است که چشمانداز جدید ایران باید مبتنیبر تصویرپردازی و فناوری نرم اجتماعی باشد بهگونهای که در روایت پیشرفت خلق شده، عواطف تک تک ایرانیهای دغدغهمند (همه مردم) جلب شده و ایشان را به موضع وادار سازد (کنش یا واکنش). این پژوهش به بررسی ساخت تصویر آینده برمبنای موردکاویهای جهانی، ادبیات بینرشتهای مرتبط و تجربیات موفق داخلی میپردازد. در پایان با استفاده از روش تحلیل لایهای علتها و اتکا به حکمرانی برپایه استعاره، استعاره جدید «سیمرغ» برای همآفرینی ساخت آینده پیشنهاد شده است.
پیچیدگی واقعیت اجتماعی در عصر کنونی، افراد جوامع را تحتتأثیر قرار داده است که برای خلق هویت و تصاویر آینده خود تلاش کنند. منظور از تصویر، آن سناریوی متبادر به ذهن و پدیدهای از آگاهی اجتماعی است که افراد و گروهها برای آینده خود میشناسند، تحریک میشوند، امید و ایمان دارند، از پیامدهای منفی آن میترسند و نهایتاً به آن واکنش خواهند داشت. چرا پاسخ دانشآموزان دبستانی از آینده شغلیشان، همواره سوژه است؟ شاید مهمترین دلیل آن، آشکار شدن مفاهیم ذهنی کودکان، نحوه نگرششان به ساخت آینده بدون هیچ پیشفرض (اینکه اساساً چه متغیرهایی مهم است و چه متغیرهایی اصلاً مهم نیست یا وجود ندارد)، شرایط محیط خانوادگی آنها، تحلیلشان از نقاط قوت و ضعفشان و ... باشد. از همین رو میتوان ادعا کرد که تصاویر آینده، ابزار انسانها برای مواجهه با نبود قطعیتهای محیطیشان در آینده است[1].
در نگاهی فراتر، یکی از مهمترین نمودهای تصمیمگیری مردم در انتخابات، اتکا به همان تصاویری است که در مناظرههای انتخاباتی ازسوی نامزدها برای آینده کشور صورتبندی، ارائه، امتداد و نشر مییابد. با چشمپوشی از متغیرهای بسیار، این جنگ روایتها و تصاویر پیشرفت (ایجابی) یا درماندگی (سلبی) است که منجر به تعیین پیروز کارزار انتخابات میشود. مردم تصاویر آینده را براساس شنیدهها، تجربهها، روندها، دانشها، ارزشها، باورها و انتظارات خود از ایران خلق میکنند. تصاویر خلق شده از آینده نشاندهنده امیدها و ترسهای مردم است که بهطور آگاهانه و ناخودآگاه بر تصمیمها و رفتارهای آنها (مثل رفتار سیاسی در انتخابات) تأثیر میگذارد[2]. آنها تصاویرشان را در کوچه، تاکسی، دانشگاه، بازار، شرکت، مسجد و ... با یکدیگر به اشتراک میگذارند و گفتگو میکنند. درک تصاویر آینده یک جامعه، منبع اطلاعات مفیدی نهتنها در مورد اقدامهای احتمالی آنها از آینده است، بلکه اطلاعاتی در مورد انگیزهها، تصمیمها و انتخابهای فعلی آنها نیز فراهم میکند.
تصویر جمعی از آینده صرفاً برای حکمرانی داخلی آن کشور، بهکار نمیآید بلکه در بعد جهانی نیز تأثیرگذار و قابل تحلیل است. در دنیای امروز مدرن، آینده یک کشور از نظر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نظامی ـ استراتژیک بر سایر کشورهای جهان اثرگذار است و این در هم تنیدگی، جریانهای متنوعی از روند جهانی شدن، ملیگرایی و منطقهگرایی را پدیدار میسازد. این را نیز باید در نظر داشت که تصویر مطلوب از آینده در هیچ جا امر معین و متعینی نیست و هر کشوری باید خود راه آیندهاش را بشناسد و موانع را از راه بردارد (این موضوع در بیانیه گام دوم رهبر انقلاب بسیار مشهود است). تجربه قبلی تهیه سند چشمانداز بهعنوان مرجع برنامههای پنجساله توسعه و پیشرفت بوده است که هماکنون به موعد زمانی خود نزدیک میشود. حال با توجه به دوره پایان چشمانداز ۱۴۰۴ ایران و تحولات درونی و بیرونی کشور نسبت به گذشته، تمهید سازوکاری نوین برای چشمانداز جدید از واجبات حکمرانی و پیشرفت محسوب میشود.
از نظر پژوهشگران این گزارش، یکی از مهمترین نقدهای وارد به تجربه چشمانداز ۱۴۰۴، نبود تصویرپردازی و روایتسازی مضامین کلیدی آن در قالبها / روشهای متنوع و متناسب با مخاطبین مختلف است. پس با توجه به آنچه که بیان شد، تصویرسازی از آینده محتمل و مطلوب و نامطلوب، میتواند مهمترین نقطه متمایز چشمانداز جدید نسبت به تجربه قبلی باشد. در گزارش حاضر، روی ابعاد این ویژگی، بیشتر بحث خواهد شد و چارچوب ساخت تصویر آینده برگرفته از بررسی موردکاویهای جهانی، ادبیات بینرشتهای مرتبط و تجربیات موفق داخلی پیشنهاد میشود.
در گزارش «ارتباط کمی و کیفی بین سند چشمانداز، برنامه پنجم توسعه و بودجههای سنوانی 1388»، به تحکیم ارتباط کیفی و کمّی بین سند چشمانداز، برنامههای پنجساله و بودجههای سنواتی پرداخته شده است. در این پژوهش آمده که حلقه واسط بین سند چشمانداز و برنامههای پنجساله در تعریف «اهداف» آنها و حلقه واسط بین برنامههای پنجساله و بودجههای سنواتی در چارچوب منابع و مخارج مالی «برنامههای عملیاتی» نهفته است. پژوهشگران با تأکید بر چارچوب میانمدت منابع و مصارف بهعنوان ساختار اصلی برنامههای توسعه، توصیه میکنند که این چارچوب میتواند وفق شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اداری کشور هماهنگی بیشتری بین برنامه و بودجه ایجاد کند [3].
مرتبطترین پژوهش به سال ۱۴۰۲ این مرکز بازمیگردد که در گزارشی با عنوان «منشور هم آفرینی تصویر ایران آینده»، ضرورت، الزامات، پیشرانها و محورهای چرخشهای تحولآفرین ساخت تصویر ایران آینده بررسی شده است. «نگرش زیستبومی و تحولی به حکمرانی»، «مردم پایگی»، «دانشبنیانی و قدرت هوشمند برآمده از خرد جمعی»، «بهرهوری اجتماعی»، «تابآوری اجتماعی – اقتصادی»، «بینالمللیسازی و مرجعیت ایران» ازجمله محورهای تحولآفرین ایران آینده هستند. همچنین در این گزارش به اقدامهای تحولی برای پیادهسازی تصویر آینده ایران اشاراتی شده است[4].
سالیو در پژوهشی بیان میکند؛ تصویر کشورها یک بعد مهم برای عملکرد دولتها است و برای دستیابی به این تصویر بینالمللی، بازیگران دولتی و غیردولتی ابتکارات مختلفی را اغلب با استفاده از کانالهای ارتباطی، اقدامهای رسانهای و گردشگری مختلف، تبادلات فرهنگی و غیره انجام میدهند. هدف کشورها ارتقای وجهه خود برای کسب منافع اقتصادی، تجاری، گردشگری و همچنین ایجاد اتحادهای سیاسی و نظامی، منافع فرهنگی یا ایدئولوژیک است[5].
در مقاله تحلیل تصاویر آینده روسیه که در آن نمایندگان جامعه مدرن روسیه حضور داشتند، یک تحلیل جامع انجام گرفته است. نتایج این مطالعه شامل توصیف تصویری از آینده روسیه است که آن را بهعنوان «راه خود» نامیدهاند که دارای دو گزینه باز و بسته است. نسخه «باز» راه خود، به معنای ایجاد روابط تنگاتنگ روسیه با سایر کشورها اعم از غربی و شرقی در زمینه تجاری و سیاسی است و نسخه «بسته» راه خود، تصویر آینده روسیه مبتنیبر انزواگرایی سیاست خارجی و تقویت دولت فدرال متمرکز است[6].
فیشر و مهنرت در پژوهشی بیان میکنند تصاویر آینده بازنمایی از جهانهای ممکن متفاوت از جهان ما هستند. ما از طریق داستانهای نوشته شده، طرحها، سناریوها، آمار، روندها و بسیاری موارد دیگر به این دنیاها دسترسی داریم. اغلب، این تصاویر بهطور ضمنی جهان را توصیف و اقدامها و تصمیمهای فعلی را هدایت میکنند[7].
طاهری دمنه و همکارانش در مقالهای با عنوان «تأملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی» تأکید دارند که در بُعد اجتماعی، تصاویر آینده نقش مهمی در فهـم تغییرهای اجتماعی داشته و قرابت تنگاتنگی با مقوله فرهنگ دارند. همچنین تصاویر آینده به غلبـه بـر موانـع فرهنگـی در مـسیر تغییرهای اجتماعی کمک میکنند. تصاویر آینده نیز میتوانند آحـاد مردم را به پذیرش راحتتر این شـرایط ترغیـب کند. با ایجاد تصاویر آینده میتوان ارزشها را بـازبینی کـرد؛ و گروههای مختلف مردم را در راستای تصاویر مشترک جمعی یکپارچه کرد [8].
بر این مبنا این گزارش، با بهرهگیری از تجربیات منتخب جهانی و نظرات خبرگان، به چارچوب ساخت تصویر آینده میپردازد.
مفهوم تصویر با کلید واژههای مختلفی مانند برند (ویژند) ملی، آیندهنگاریارتباط دارد که در اینجا مختصری پیرامون هریک توضیح ارائه خواهد شد.
2-3-1. برند ملی
ملت بهعنوان یک سازه اجتماعی یکپارچه و دارای هویت واحد است. اندیشه برند ملی با مطالعات آنهولت در سال 1996 ابداع شد و به این نکته اشاره دارد که امروزه هر مکانی روی زمین تصویر خاص خود را در چشم مناطق دیگر جهان دارد. این تصویر گاه منفی و گاه مثبت است و زمانی غیرتاریخی و گاهی غیرواقعی است. کلمه برندینگ بیش از اینکه یک مفهوم خاص داشته باشد، یک استعاره است که به انتقال حس، فکر و ادراک دیداری کمک میکند. برند ملی به فرایندهای ساخت، بازسازی، و به روز شدن تصویر یک ملت با استفاده از مزیتهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی یک کشور برای به روز کردن هویت ملی و رقابتی کردن آن در عصر جهانی شدن اشاره دارد[9]. برند ملی، نگرشهای عینی و ذهنی مخاطبان بینالمللی نسبت به یک ملت است که توسط دولتها، رسانهها، اعتقادات خاص و احساسات عمومی هدایت میشود و دارای ابعاد عملکردی، هنجاری، زیباییشناختی و عاطفی است[10].
سیمون آنهولت، برند ملی با شاخص گردشگری، سیاست، دیپلماسی، اقتصاد، مهاجرت و صنعت بررسی میکند[11]. او همچنین تأکید میکند مکان و جغرافیای هر کشور، هویت، تصویر و شهرت خاصی به آن میبخشد[12]. بومان به بررسی الگوهای نظری و تکنیکی اندازهگیری شهرت و تصویر ملی کشورهای گوناگون در اذهان مخاطبان بینالمللی پرداخته و آثار مثبت و منفی نهادی و غیر نهادی تصویر یک کشور را بر هویت ملی بررسی کرده است[10]. آنجل و مورداشت نیز با الگوهای نظری برندینگ به تحلیل برنامههای شهرت ملی کشورهای دانمارک و نروژ در سال تا 2010 پرداختهاند[13].
تصویر ملی به درک و شهرت یک کشور در صحنه بینالمللی اشاره دارد و تحتتأثیر عوامل مختلفی مانند عملکرد اقتصادی، کارایی دولت، کارایی تجاری و زیرساختها قرار میگیرد[14]. وجهه ملی یک کشور میتواند تأثیر مستقیمی بر فرهنگ، امنیت و همکاریهای بینالمللی آن کشور داشته باشد[15] و برای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی، گردشگران، دانشجویان خارجی و پذیرش متخصصان خارجی بسیار مهم است[16]. تصویر ملی بهعنوان یک مفهوم پویا در نظر گرفته میشود که در طول زمان تکامل مییابد و تحتتأثیر ثبات سیاسی، سیاستها و زیرساختهای هر کشور است.
کشورها، تصویر ملی خود را به روشهای مختلفی میتوانند بسازند. یک راه از طریق تأثیر کشور و تصویر ریشهای آن برمبنای محصولاتی که صادر میکند[17]. دیپلماسی عمومی، ارتباطات استراتژیک، و رویههای برندسازی ملت و بازیگران دولتی و غیردولتی نیز در ساخت تصاویر و هویتهای کشور دخیل هستند[18]. پوشش رسانههای خبری یک کشور نیز میتواند تصاویر افکار عمومی را شکل دهد[19]. پوشش رسانههای خبری عامل مهمی است که بر تصویر ارائه شده از یک کشور در عرصه بینالمللی تأثیر میگذارد. همانطور که شوئانلی میگوید، «تصویر ملی، تصویری است که یک کشور در جریان اخبار بینالمللی از خود شکل میدهد، یا تصویری است که در گزارشهای خبری رسانههای دیگر کشورها از آن جامعه ارائه میشود»[20].
دو نوع ساخت تصویر ملی در رسانههای خبری وجود دارد: نوع اول شکلدهی ایستا که توسط خبرگزاریها تولید میشود. نوع دوم شکلدهی پویا که توسط رسانههای جمعی(فضای مجازی) ایجاد میشود. خبرگزاریها اکثراً رسانههای انحصاری هستند که شکلدهی تصویر آنها فرایندی تکراری از شکلدهی، نظارت بر دادهها، بازخورد اطلاعات و بازسازی تصویر است. در تصویر پویا مرز بین تولید و مصرف اخبار حذف شده، بهعبارتدیگر، عمق و گستردگی شناخت کاربران، مبنایی برای شناخت و ارزیابی تصاویر میشود و ترجیحات شناختی و نقاط کور شناختی آنها تصویر ملی را نشان میدهد[21].
2-3-2. آیندهنگاری ملی
تاکنون کشورهایی مانند ژاپن[22]، کره جنوبی[23]، و روسیه[24] از برنامههای آیندهنگاری ملی برای اولویتگذاری و انتخاب فناوری، وفاق، همگرایی و تعهد بین بازیگران، پایش علم و فناوری و پیشبینی روندها استفاده کردهاند. کشور ژاپن بهعنوان یک کشور پیشرو در این حوزه، از سال 1970 تاکنون یازده برنامه آیندهنگاری را اجرا کرده است. این برنامه هر پنج سال یکبار برگزار شده و بر این مبنا اولویتهای سی سال آینده علم و فناوری ژاپن در هر دوره پنج ساله بازنگری و اصلاح میشود.
امروزه نسل جدید آیندهنگاری در ژاپن بر بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام میگیرد و این موضوع سبب میشود که امکان استفاده همزمان از دانش چند هزار خبره فراهم آید؛ زیرا گـردآوردن آنها دور یک میز و یا حتی مصاحبه و نظرخواهی از تک تک آنها امری دشـوار و امکانناپذیر اسـت. از دیگر مزیتهای ایـن روش (دلفی) امکان بازگشت نتایج و تصحیح آنها است. همچنین در برنامههای جدید آیندهنگاری، از روشهای آیندهپژوهانه مانند سناریونگاری استفاده میشود[22].
2-3-3. رؤیا
رؤیا با تخیل معنا میشود و از توهم دور است، رؤیا پیشی گرفتن از واقعیت است و نه غیرواقعی شدن آن. رؤیاپردازی و تخیل اگرچه در خلق تصویر یکیانـد، اما در صـورتبنـدی واقعیـت از هم فاصله میگیرند. رؤیا محیط بر تخیل است. رؤیاپردازی به بهترین وجه منعکسکننده رشد یک شایستگی شناختی خاص است که با انواع خاصی از آزمونهای تخیل بصریِ فضایی نمایهسازی میشود[25].
آینده واقعیتی است که نیست و رؤیاپردازی اندیشیدن درباره واقعیتی است که خواهد آمد و در حال حاضر نیست. مهمترین بعد و عنصر محوری رؤیاپردازی، هنر است. رؤیا چیزی از جنس «حس» است و حس با قصه و هنر ایجاد میشود، و موقعیتمند و معنادار برای مخاطب است. رؤیاهای آینده را هنرمندان، نقاشان (مانند داوینچیها)، و موسیقیسازان خلق میکنند.
رؤیا از جنس «ناخودآگاه» است. این مفهوم اولینبار توسط هیوم بعد از فروید مطرح شد، هیوم بیان میکند ما یک ناخودآگاه جمعی و تاریخی داریم که مجموع ناخودآگاههای فردی را میسازد. طبق این دیدگاه، رفتار انسانها ناشی از ناخودآگاه آنهاست که لایههای عمیقتر و زیرین شخصیت فرد و جامعه را نمایندگی میکند. مهمترین چیزی که رؤیا را شکل میدهد، ت. تجربههای زیسته، عمیقترین لایههای ناخودآگاه و بهتبع آن رؤیاها را میسازند.
اندیشیدن مبتنیبر رؤیا، نیروی محرکه پیش بینی روندهای آینده، کشف تغییرات و نوآوریهای جهان است. به بیان ساده، تفکر رؤیامحور توانایی دیدن تصاویر بزرگ آینده و پتانسیل خلق چیزی است که میتواند باشد. تفکر رؤیامحور بر پیشبینی و اقدام بر روی فرصتهای تغییر، رشد و نوآوری متمرکز است[26].
2-3-4. تصویر
در میان محققان، پولاک اولین نفری است که در دوران معاصر درباره تصویرسازی آینده به انتشار دیدگاههای خود پرداخته است. او معتقد است تنها نقطه امید برای احیای این تمدن، گسترش افقهای فکری جدیدتر در جامعه و تلاش برای شکل دادن به یک جامعه بهتر است. او معتقد است اجتماعهایی که تجسمی از آینده ندارند، رو به زوال میروند و آنهایی که تصویر مثبتی از آینده دارند، متعالی، ماندگار و پیشرفته میشوند[1]. تصاویر آینده، واقعیت اجتماعی، رفتار و تصمیمها ما، از طریق حلقههای بازخورد یکدیگر را تقویت میکنند[27].
تمدنهایی که فاقد تصویری از آینده هستند، قادر به پاسخگویی مناسب نسبت به چالشهای آینده نیستند و درنتیجه از بین میروند. یک تصویر منسجم و کلنگر از آینده مبتنیبر درک ساختار کلی جامعه، بهتر میتواند نقایص ساختاری آن جامعه را اصلاح کند[1]. پولاک تصویر آینده را بهعنوان محرک اصلی توسعه اجتماعی و تاریخی بیان میکند. نیروهای اولیه در تاریخ نه توسط یک سیستم و یا قدرت صنعتی یا نظامی تولید می شوند، بلکه توسط ایدهها، آرمانها، ارزشها و هنجارهای زیربنایی که ریشه در اراده آحاد جامعه است، به پیش میروند[1].
تصویر آینده پدیدهای از آگاهی اجتماعی (جمعی) است که در ذهن افراد شکل میگیرد، اما توسط آنها محدود نمی شود بدیهی است که تصویر آینده بهعنوان عاملی که جامعه را متحد میکند عمل میکند، گویی در تمامی ذهن هریک از افراد جامعه وجود دارد. در اینجا تصویر آینده، تصویری نسبتاً کامل از آینده آن جامعه است که از خرد جمعی نسبت به آینده آن جامعه ترسیم شده و این تصویر شامل دیدگاههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. مطالعه تصویر آینده به ما این امکان را میدهد که ارزشها و اهداف گروههای اجتماعی جامعه را بهعنوان یک کل ردیابی کنیم و اولویتهای در حال ظهور را برای توسعه بیشتر آن جامعه ببینیم[6].
براساس نظر ایروین تامپسون، تاریخ نویس فرهنگی، تصویر ذهنی جامعه در یک سطح اسطورهای ناخودآگاه پدیدار میشود. بهنظر میرسد اگر چه تصاویر آینده با مفاهیم آیندهنگاری و برندینگ مرتبط باشد ولی به رؤیا نزدیکتر است. تصاویر آینده لازم نیست بصری باشد، بلکه میتواند یک داستان، شعر، موسیقی یا یک محصول باشد. به بیانی دیگر تصویر آینده ممکن است بصری یا انتزاعی یا نمادین باشند. گزاره «من رؤیایی دارم...» از مارتین لوترکینگ یا جمله کندی «ما میخواهیم به ماه برویم ...» را در نظر بگیرید، هر دو جمله کمک میکنند یک تلاش مشترک اجتماعی تعریف کرده و بر آن تمرکز شود تا اهداف اجتماعی اصلی جملهها درک شوند. در جمله اول عدالت اجتماعی برای سیاه پوستان آمریکا و در جمله دیگر تلاش گستره تخصصی برای رسیدن به اهداف برجسته علمی و فرهنگی موردنظر است[28].
یک تصویر درست در ساحت بین الاذهانی اجتماعی میتواند به منزله یک نیروی فرهنگی برای به بار نشاندن پروژههای جدید عمل کند (اساساً چشماندازهای بنگاههای اقتصادی نیز همین خاصیت را برای منابع انسانی خود داراست). شکل 1 نشاندهنده آن است که یک تصویر برتر چگونه فرهنگها را در یک مسیر مشخص به خود جذب میکند. هر چند وقتی یک تصویرِ هدایتگر و راهنما قدرت خود را از دست بدهد، ممکن است آثار و تغییرهای حاصل از آن نیز از بین بروند و سپس بحران فقدان مسیر، باعث به وجود آمدن تصویر هدایتگر دیگری شود[8]. شاید میان چشمانداز ۱۴۰۴ و موقعیت کنونی، همین تحول آگاهی و پنجره فرصت به وجود آمده باشد؛ پس نباید فرصت اکنون را از دست داد.
شکل 1. رابطه محتمل بین تصاویر برتر و رشد اجتماعی ـ فرهنگی [28]
2-3-5. بازیگران اصلی ساخت تصویر برای ایران آینده
الف) نوابغ (اقلیت فعال خلاق): اول از همه برای خلق تصویر آینده، نیاز به رؤیاپردازان، نوابغ، ذهنهای خلاق و استعدادهای درخشان است (به تعبیری عاقلان بیقرار). این افراد، صرفاً یک کارافرین یا یک آیندهپژوه نیستند، کسانی هستند که تصویر و رؤیای آینده را ولو به نفع شخصی، خلق میکنند. آنها مأموریت خود را تغییر در سطح جهانی میدانند و به فراتر از زمان خود میاندیشند، رؤیاپردازان یکتنه به اندازه هزاران نفر، جامعه را به جلو میکشند و خستگیناپذیرند. رؤیاپردازان اهل اجرا با تفکر رؤیایی خود توانایی منحصربهفردی در پیشبینی روندهای آینده و الهام بخشیدن به تغییرها دارند، آنها نیروی محرکه اصلی در ایجاد نوآوریها درجهان هستند (شاید بهترین مثال، شهید حاج قاسم سلیمانی باشد). داشتن تفکر رؤیایی، تفکری فراتر از زمان حال است و پرسیدن از خود آینده است[32].
ب) شبکه ائتلاف هدایتگر: ساخت تصویر آینده به رأس نظام حکمرانی منحصر نمیشود، بلکه باید مانند شبکه عصبی تا نازلترین سطوح اجتماعی/جغرافیایی ادامه یابد و از روح حرکت اجتماعی و تصویر قلههای پیشرو و مسیر باشکوه طی شده مراقبت کند. آنچه که به این هدف کمک میکند این است که انسانها با یکدیگر ریزنهادها را شکل دهند، کنشگر شوند و با حاکمیت صحبت کنند، تا تصویر اجتماعی، ملی و وحدتبخش شکل بگیرد. در بوروکراسی به سختی میتوان تحول ایجاد کرد اما در ارتباطات شبکهای میتوان تغییر و تحول ایجاد کرد. بنابراین بهتنهایی نمیتوان در ساختار دولتی، کنشگری برای آینده شکل داد. به طور مثال وقتی ایده انقلاب به مردم رسید، افرادی همچون شهید بهشتی حضور داشتند که تصویر انقلاب را به ذهن مردم انتقال دادند.
فرایند شتابدهی در ساخت تصویر در وهله اول نیازمند استقرار یک سازمان شبکهای در کشور است، وجه شبکه به تعریف کاتر عبارت است از: عامل قدرتمند و جدیدی که با چالشهای برآمده از پیچیدگیهای روزافزون و تحولات سریع پنجه در پنجه شود و سیستمی ثانویه است که در قالب یک شبکه، سازماندهی شده است و میتواند چابکی و سرعت عمل را بههمراه بیاورد. در سازمانهای بالغتر، این سیستم ثانویه باری مضاعف بر دوش سلسله مراتب موجود نیست بلکه با اقتدار کامل، ساختار سلسله مراتب را تکمیل و دستش را باز میکند تا به کارهایی بپردازد که برایشان ساخته شده است. این کار اداره روزانه سازمان را راحتتر میکند و همزمان، تحولات استراتژیک را شتاب میبخشد، بحث بر سر این سیستم یا آن سیستم نیست بلکه صحبت از این سیستم در کنار آن سیستم است؛ یعنی دو سیستم که با هماهنگی و درکنار هم کار میکنند، به بیانی دیگر یک سیستم عملیاتی دو وجهی[29]. به طور مثال در ابتدای انقلاب ساختار شبکهای بسیاری قوی برای انتقال پیام امام خمینی (ره) در جامعه بود.
شکل ۲. شبکه در کنار سلسله مراتب [29]
ج) نهادهای تصویرساز: تصویرسازی نباید به دولت منحصر باشد و باید نهادها و شرکتهای تصویرساز برای روایتپردازی داخلی و بینالمللی ایران و نفوذ در افکار عمومی شکل بگیرد، از طرفی دیگر با شکلگیری نهادهای تصویرپرداز یک زیستبوم از تصویر از آینده خلق میشود. این مؤسسات، باید غیر دولتی و عمومی باشد و هیئت مدیره آن باید جوری تعریف شود که با جابهجایی دولتها، تغییری در مأموریتها و اقدامهای آنها صورت نگیرد. مؤسسهها فعال در تصویرسازی آینده در سطوح مختلف شرکتهای مشاوره، بنگاههای بزرگ، دانشگاهها، ملی و بینالمللی در شکل ۳ اشاره شده است.
شکل ۳. سطحبندی نهادهای تصویرساز در [30]
د) مردم به خصوص جوانان: تصویر امری مردمی است. جوانان بهعنوان مهمترین پیشران طبقه مردمی، تصویر را منتشر و بازسازی میکنند. آرش برای مردم یک اسطوره است، زیرا هزاران آرش در جامعه شکل پیدا کرد و این مردم بودند که داستان آرش را برای کودکان خود و دیگران تعریف میکردند و درنهایت داستان آرش مشروعیت پیدا کرد. براین اساس باید توان تولید تصویر در بین عموم مردم ایجاد شود تا بتوان به طرح و تصویری ملی از آینده رسید. مردم از طریق فکاهی، ضربالمثل و خلق استعاره، تصاویر خود از آینده را تولید میکنند. بهطور کلی تصویر ارائه شده از یک کشور، براساس ارزیابی و برداشت مردم در داخل و خارج از آن کشور ساخته میشود[33].
3.تجربیات کشورهای منتخب برای تصویرسازی
در گزارش «منشور همآفرینی تصویر ایران آینده»تجربه تصویرسازی برزیل، سنگاپور، عربستان و رومانی مورد بررسی قرار گرفته است [4]. اما در این بخش، موارد قابل مطالعه دیگری گردآوری شده است.
3-1. پنل ملی شهروندان درباره آینده اروپا در برلین
وزارت خارجه آلمان در ژانویه 2022 یک پنل ملی شهروندان را سازماندهی کرد. این پنل فرصتی برای شهروندان بود تا فعالانه با ایدههای خود در مورد آینده اروپا مشارکت کنند. هدف پنل ملی شهروندان ایجاد توصیههای مشترک برای اقدام در مورد آینده اروپا است. اینکه اتحادیه اروپا چگونه میتواند از ارزشهای دمکراتیک مشترک خود محافظت و حاکمیت قانون را تقویت کند؟ چگونه میتواند در گذار به یک اقتصاد و جامعه پایدار و دیجیتالی موفق شود؟ اتحادیه اروپا چه نقشی در جهان باید ایفا کند؟
این پنل با مشارکت صد شهروند که بهصورت تصادفی انتخاب شدند، برگزار گردید. بهعنوان اولین گام، پنج کارگاه آنلاین در پنجم و هشتم ژانویه 2022 برگزار شد که هرکدام با بیست شرکتکننده، به بررسی پنج حوزه کنفرانس آینده اروپا ازجمله: نقش اروپا در جهان، آب و هوا و محیط زیست، ارزشها، اقتصاد قویتر، عدالت اجتماعی و حاکمیت قانون پرداختند. در این کارگاهها، شهروندان چشمانداز ۲۰۳۵ خود را برای اروپا در این پنج حوزه تدوین کردند.
در پانزدهم و شانزدهم ژانویه 2022، همه صد شرکتکننده برای یک کنفرانس آنلاین دوروزه برای بحث در مورد چالشها و راهحلهای احتمالی و ارائه توصیههایی برای اقدام سیاسی گردهم آمدند. نتایج در کنفرانس برخط نهایی با حضور وزیر امور خارجه اروپا و وزیر محیط زیست در تاریخ شانزده ژانویه ارائه شد. سپس، در 21 ژانویه 2022، این نتایج در جلسه عمومی اصلی با 433 نماینده از تمامی 27 کشور عضو مورد بحث قرار گرفت [31].
3-2. ابتکارات نروژ برای ساخت تصویر
کشور نروژ توانسته فراتر از منابع و امکانات خود و موقعیت و جایگاهش با تمرکز بر یک پیام یگانه یعنی «نروژ بهعنوان طراح ابتکارات صلح»، نقش مثبتی در گسترش ابعاد مثبت برندینگ این کشور ایفا کند. فعالیتهای مربوط به میانجیگری این کشور در درگیریهای خاورمیانه، سریلانکا، کلمبیا، فلسطین، سودان، و تأمین بودجه کمکهای بزرگ برای برقراری صلح و مشارکت حداکثری در مأموریتهای صلح سازمان ملل ازجمله شواهد آن است. ابتکارات مختلفی برای ساخت تصویر بینالمللی نروژ انجام شده است، سازمان نوراد (نهاد نروژی همکاریهای توسعه) یک سازمان دولتی زیر نظر وزارت امور خارجه است. نوراد نقش مهمی در برنامهریزی و اجرای توافقنامه دوجانبه برای کمک به توسعه ایفا کرد و سبب گسترش وجهه مثبت نروژ بهعنوان کشوری ثروتمند و خیرخواه شد [9].
در سال 2004 وزارت خارجه این کشور، کمیتهای برای مدیریت، بازسازی، بهبود شهرت و تصویر نروژ در عرصه بینالملل بنیانگذاری کرد. «کمیته شهرت» متشکل از نمایندگان دولت، صنعت، فرهنگ و هنر بود و هدف اصلی آن ایجاد یک برنامه قوی برای ترویج تصویری شفاف و جذاب از نروژ در عرصه بینالمللی و تقویت زندگی فرهنگی، هنری، صنعت، گردشگری و نفوذ نرم در سطح بینالمللی بود. این کمیته تلاشهای خود را مصروف افزایش جذابیت نروژ بهعنوان یک مقصد گردشگری، سرمایهگذاری و تعاملات راهبردی میکند. جشنواره و جایزه فرهنگی سالیانه ایبسن، حفظ صلح، طرح انحلال و بازسازی (انحلال برنامههای پیشین در حوزه فرهنگی و بازسازی برند و تصویر فرهنگ نروژ و اینکه مدیریت همکاریهای بینالمللی در حوزه فرهنگی برعهده ساختارهای وزارتی نباشد و حوزه مستقلی داشته باشد، از دیگر ابتکارات نروژ برای ساخت تصویر بینالمللی است[9].
شکل ۴. ابتکارات نروژ در ساخت بندی تصویر ملت [9]
موزه آینده دبی در کنار سایر جذابیتهای این شهر، مسافران زیادی را مجذوب خود مینماید. طراحی این موزه با حمایت شخص اول کشور امارات (محمد بن راشد آل مکتوم)، به قدری زیبا بوده که توانسته بهعنوان یکی از زیباترین ساختمانهای جهان ثبت شده و توجهات زیادی را به خود جلب کند. در این موزه، مخاطب در سنین مختلف بسیار اهمیت دارد و شیوههای داستانگونه (بازدید به مثابه آغاز و پایان سفر)، مدرن و جذابی برای ارائه بهکار رفته است. نمایشگرهای دیواری، اتاقهای نمایش سه بعدی و چند بعدی، محل بازی کودکان، محل تفریحات ذهنی مثل یوگا، تجهیزات بازیوارسازی شده یا تعاملی مثل ربات سخنگو، بخش خرید محصولات فرهنگی، سالن اجتماعات، بخش عکس یادگاری و ... ازجمله بخشهای این موزه بهحساب میآیند.
شکل ۵. بخشها و برنامههای مختلف موزه[32]
هدف این موزه ایجاد فضایی برای ارتباط بین دانشمندان، نوآوران و متخصصان بوده است. درنتیجه آثاری که در این موزه دیده میشود، همگی بر محوریت خلاقیت، نوآوری و دانش میچرخد و تصویری محیطزیستگرا و انسانی را از آینده القا میکند. این موزه مدرن میتواند الهامبخش افرادی باشد که میخواهند در ساخت آینده مؤثر باشند و یا به دنبال راهحلهای خلاقانه و تازه برای حل چالشهای بشری هستند. ساختمان موزه بهتنهایی تمام این مفاهیم را القا میکند و فرم آن خارج از کلیشههای همیشگی است. معماری موزه منحصربهفرد است و در طراحی نما از جملات حاکم دبی درباره نوآوری و آینده استفاده شده است. این موزه در پنج طبقه با موضوعها مختلف تلاش میکند تا چشماندازی از آینده را شکل دهد و به جهانیان معرفی کند. هر چند این چشمانداز منحصر به کشور امارات نبوده و پروژههای فناورانه بینالمللی از قبیل دستاوردهای فضایی و علم نجوم (مانند پروژه انرژی خورشیدی) را به نمایش میگذارد و البته ردپای حضور شرکتهای بزرگ بینالمللی مثل SAP، آئودی و ... در برخی غرفهها و محصولات فناورانه نیز به چشم میخورد. هرکدام از این طبقات تم مخصوص خود را دارند و محیط آنها خلاقانه و نوآورانه است..
شکل ۶. نمادهای بهکارگرفته شده در موزه آینده دبی (زیر نظر بنیاد آینده دبی) [32]
3-4. برندسازی ملی ترکیه «ترکیه: کشف پتانسیلها»
ترکیه بهعنوان یکی از کشورهای فعال در حوزه تصویرسازی درسالهای اخیر اقدام به برندسازی ملی کرده است. برندسازی ملی دولت ترکیه درسال 2015 آغاز شد، این کمپین با شعار «ترکیه: پتانسیلها را کشف کنید» تبلیغ میشود. برند «ترکیه: کشف پتانسیلها» ترکیبی از ارزشهای محلی و جهانی است که تصویر و آینده این کشور را شکل میدهد. همچنین تمام جهان میخواهد تا ترکیه را بهعنوان یک برند ارزشمند و جهانی کشف کنند. برند ملی ترکیه با هدف متمایز شدن در سطح جهانی، جذب سرمایهگذاران و گردشگران خارجی، گسترش صادرات بیشتر، تقویت مشخصات ژئوپلیتیکی کشور در میان کشورهای عضو سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا، ایجاد غرور ملی و همبستگی داخلی طراحی شده است.
روایت برند ملی ترکیه بر چهار ارزش اصلی «چشمانداز بلندمدت»، «شجاعت»، «کارآفرینی» و «انطباقپذیری» تأکید میکند. مزیت ترکیه در برندینگ ملی آن نتیجه میراث تمدنی و تاریخی این کشور است و پتانسیل این را دارد که با جامعه مدرن با تمرکز بر رشد نوآوریها ارتباط برقرار کند، در این روایت، ترکیه نقطه تلاقی تمدنها و پل ارتباطی شرق و غرب است. برند ملی ترکیه مخاطبان را به گفتگو دعوت میکند. گفتگویی که شرکتکنندگان در سراسر جهان میتوانند بدون توجه به خاستگاه فرهنگی یا ملی خود در آن مشارکت کنند[33].
3-5. برندینگ استرالیا «احساس خوب برای آینده»
برند ملی استرالیا نتیجه همکاری بین شورای مشورتی برند ملی، سازمانهای فرهنگی، نهادهای دولتی ایالتی و مشارکت مردمی استرالیا است. این برند طوری طراحی شده است که داستانها، افراد، مکانها و محصولات این کشور را به شیوهای یکپارچه به نمایش میگذارد. عناصر موجود در این برند با همکاری طراحان بومی ایجاد شده که از داستانهای باستانی و رؤیاپردازی الهام گرفته شده و با غنای فرهنگی که در آن وجود دارد بهطور مشخصی از استرالیا صحبت میکند. این برند گویای این است که ما ملتی مترقی با فرهنگ غنی هستیم، ما با هم میتوانیم به هر آنچه که در دل و ذهنمان است دست یابیم.
نماد کانگوروی بهکار رفته در برند، به نسلهای جدید داستان کشور، تعلق و زندگی پایدار برای آینده را آموزش میدهد. کانگورو با اعتماد به نفس، با هیجان و با شتاب برای آنچه در پیشرو است به جلو میجهد. رنگها و دستگاههای گرافیکی برند ملی استرالیا از مناظر استرالیا، طبیعت و داستانهای غنی فرهنگی مرتبط با آنها الهام گرفته شدهاند. رنگ سبز و طلایی؛ جنگل، بوتهزار، خورشید و شن را تداعی میکند. طرح رودخانه و درخشش آن از تکنیکهای نقاشی نقطهای بومی الهام گرفته شده است. در برند ملی استرالیا داستان کشوری روایت میشود که در آن ایدههای درخشان و نوآوری اتفاق میافتد، یک تأمینکننده قابل اعتماد کالا و خدمات و همچنین یک مرکز مورد اعتماد برای سرمایهگذاری و رشد اقتصادی در آینده است.
استرالیا طبق آخرین رتبهبندی برندهای ملی، رتبه 9 را در بین 60 کشور مورد بررسی کسب کرده است. استرالیا از نظر قدرت مردم دارای رتبه سوم، زیبایی طبیعی رتبه اول، از نظر پایداری رتبه نهم، و تمرکز بر حفاظت از حیات وحش و احیای زیستگاهها جایگاه اول، تأمین انرژی پاک مقرونبهصرفه رتبه دهم و همچنین در صادرات رتبه نهم را دارد. جایگاه این کشور در رتبهبندی برندهای ملی نشاندهنده موقعیت آن بهعنوان یک شریک تجاری ترجیحی در منطقه آسیا و اقیانوسیه است.
3-6. فرایند ساخت تصویر توسعه پایدار 2030
در سده اخیر، توسعه پایدار مرزهای خود را از محیطزیست، فراتر برده و به مرور به حوزههای اقتصادی، اجتماعی و نهایتاً فرهنگی رسانده است. با بررسی منابع مطالعاتی، سیطره توسعه پایدار با برگزاری نشستها و کنفرانسهای بینالمللی شروع شده و به تدریج منجر به تأسیس تشکلها، ساختارها و نهادهایی در سطح جهانی شـده است. در گـام بعدی دستورالعملها و پروتکل و تعهداتی در زمینه الگوی توسعه پایدار تدوین شده و پس از آن نشستهایی در سطح جهانی با همراهی سازمان ملل برگزار شده است. در این میان معاهدات مختلفی بین ایـن کشورها به امضا رسیده و در نهایت به الگوی (جدید و «باور جهانی» منجر شده است. با بررسی این فرایند و خط زمانی، الگوی توسعه پایدار در هر گام عمیقتر و گستردهتر میشود[34].
شکل ۷. فرایند ساخت تصویر توسعه پایدار2030[34]
4.چارچوب ساخت تصویر آینده به کمک روش تحلیل لایهای علتها
برپایه مطالعات و نظر خبرگانی، هیچ فرایند از پیش تعریف شده و مشخصی برای ساخت تصویر آینده بهعنوان یک امر اجتماعی وجود ندارد و این نمونههای موفق و ناموفق است که تلاشهای این حوزه را نظم بخشیده است. از طرفی باید تأکید کرد در حال حاضر یک تصویر واحد از آینده ایران نیز وجود ندارد. باید این تصویر به کمک سلسله اقدامهای مهم و معنادار و بههمپیوسته، تدریجاً شکل بگیرد و تصاویر گروههای مختلف جامعه به هم نزدیک شود تا درنهایت به تصویر آینده ایران تبدیل شود؛ به مثابه آنکه خردههای شکسته یک آیینه را به هم وصل کرد تا بتوان به یک تصویر رسید. ضمن اینکه ارائه تصویر از آینده جامعه کاری بس دشوار است (نمیتوان با رویکردهای مهندسی و مقطعی به ساخت تصویر اندیشید)، زیرا که همه پیشرانها، رویدادها و روندهای تأثیرگذار در این حوزه با هم نوعی درهمتنیدگی دارند. کاهش یا افزایش یک روند منجر به کاهش و افزایش روندهای دیگر میشود و در دل هر رویداد، پیشرانهایی برای روندهای دیگر نهفته است، هرکدام میتواند دیگری را شدت ببخشد یا تضعیف کند[35]. در این راستا برای ساخت تصویر آینده ایران، از روش تحلیل لایهای علتها استفاده شده تا از مزیت آن، در تحلیل و ارائه توصیهها بهره ببریم.
روش تحلیل لایهای علتها توسط سهیل عنایتاله آیندهپژوه سرشناس، بهصورت یک قله یخی با عمق زیاد در زیر آب، معرفی شده است و بر این منطق استوار است که «رویدادهای جاری و روندهای آشکار امروز» در موضوع مورد مطالعه (قله کوه)، به علت «عملکرد ساختارها، بازیگران و سیستمهای موجود» است. ساختارهای موجود نیز به علت غلبه «گفتمان و جهانبینی حاکم چندین ساله» و سپس لایهای عمیقتر موصوف به «اسطورهها و استعارههای ذهنی جامعه و سیاستگذاران از گذشتههای دور تاکنون» شکل گرفتهاند. بنابراین تمام واقعیتهایی که امروز قابل مشاهده است، معلول فعل و انفعالات لایههای زیرین (ساختارها، جهانبینی، اسطورهها) است. نکته مهم روش تحلیل لایه ای آن است که هرگونه تغییر و دگرگونی در عمیقترین لایهها (استعارهها)، دنیای جدیدی از موضوع مورد مطالعه را در آینده خلق کند. در این بخش به کمک روش معتبر «تحلیل لایهای علتها» و نوآوری سیاستی حاصل از آن، به دنبال آن خواهیم بود که «در وضعیت فعلی، چه تصویری از ایران آینده (افق 1430) نزد ایرانیان وجود دارد؟» و «آیا میتوان به تصویری شوقانگیز، جمعی و دستیافتنی برای ایران آینده اندیشید که قابل اجرا باشد؟» در این چارچوب، امکان و امتناع «تصویر ایران آینده» بهعنوان گام مبنایی برای چشمانداز ایران، تبیین خواهد شد. به همین دلیل، این بخش در دو قسمت «وضعیت اکنون تصویر ایران آینده» و «وضعیت مطلوب تصویر ایران آینده» توسط نظر چهار آیندهپژوه (مسلط به روش و صاحب نظر درخصوص هدف پژوهش) تدوین شده است.
شکل ۸. تحلیل لایهای علتها گذار از سناریوی وضع موجود به سناریو تحولی [35]
4-1. وضعیت موجود
4-1-1. لیتانی (ادراک عمومی جامعه)
ارائه برآوردی از ادراک عمومی جامعه از آینده ایران و تشخیص قدر مشترک بین ادراکات متنوع از آینده ایران، نیازمند تحقیقاتی از نوع افکارسنجیهای دورهای است. مراجعه به طیفی خاص نظیر پژوهشگران و خبرگان و نخبگان کفایت نمیکند، زیرا برآورد تصویر عموم جامعه درباره آینده ایران، مورد هدف است. البته عمق و دقت ادراک هریک از آحاد جامعه از همان تصویر عمومی متفاوت است که به عواملی نظیر سطح فرهیختگی و میزان تجربه و نوع تخصص و منظومه فکری بستگی دارد. اگرچه فعلاً نمیتوان در این سطح تصویر خاصی را معرفی کرد؛ اما مهم این است که توجه شود که تصویر هریک از مردم درباره آینده ایران، لزوماً ساخته و پرداخته افکار و ذهنیات آنها نیست، یعنی چنین نیست که هریک از آحاد جامعه مجموعه اندیشههای بنیانی، آرمانها، مشاهدهها، تجربیات، اطلاعات و تحلیلهای خود را با هم ترکیب کرده و به یک تصویر از آینده برسد. بلکه این تصویر تحتتأثیر عوامل متعددی خارج از وجودشان قرار دارد نظیر رسانهها و تحلیلهای سایرین (بهویژه چهرههایی که هر فرد بهنظر آنها اهمیت میدهد) که تصاویر گوناگونی از آینده را عرضه (و گاهی القا) میکنند و میزان و کیفیت اثرپذیری آحاد جامعه از این عوامل خارجی یکسان نیست. نکته دیگر این است که تصویرها لزوماً خودآگاه نیستند؛ یعنی چهبسا افراد از وجود تصویری که در وجود آنها شکل گرفته آگاه نباشند.
بهطور مثال شاید بتوان گفت یک بخش از مردم، عملاً آیندهای برای ایران قائل نیستند تا ارزش تصویرپردازی داشته باشد. در این تصویر، ایرانیان تشویق به ترک ایران میشوند، زیرا ایران نه امروز و نه در آینده محلی برای زندگی نیست و نخواهد بود. تصویر دیگر، ایران را در حال دستیابی به قله معرفی میکند که اگر همین دشواریهای کنونی را تاب بیاورد، قله را فتح خواهد کرد. عرضهکنندگان هردو تصویر هم شواهدی برای حقیقت داشتن آن تصاویر ارائه میکنند. برخی مردم تصویر اول و برخی دیگر تصویر دوم را اختیار میکنند. برخی دیگر هم تصویری بین دو سر طیف را دارند. تصاویر دو سر طیف واضحتر و خودآگاهتر هستند اما تصاویر بینابین، خاکستری و پیچیده هستند و کمتر خودآگاه هستند. البته حتی تصاویر دو سر طیف هم – با وجود صراحت – لزوماً خودآگاه نیستند. ممکن است برخی تحتتأثیر جو اجتماعی و هیجانی رفتار کرده و یکی از تصاویر دو سر طیف را اختیار کرده باشند. سایر تصویرها در این بخش برگرفته از این دو تصویر کلی هستند.
4-1-2. علتهای اجتماعی (سیستمی)
در این سطح، خبرگان ابراز کردند که اگر یک تصویر ملی در بین ایرانیان وجود ندارد علت آن در سه عامل قابل جستجو است:
الف) فقدان عنصر خودآگاهی در پرورش تصاویر و انتخاب آنها،
ب) آشفتگی و نبود تبیین تصاویر عرضه شده از آینده،
ج) نبود احراز مطلوبیت و باورپذیری (دستیافتنی بودن) تصویر برای عموم مردم.
البته در این سطح عوامل و ساختارهای دیگری در شکل نگرفتن یک تصویر از آینده ایران مانند نهادهای حکمرانی کوتاهمدت، دولت رانتیر، زیستنفتی، بیثباتی سیاسی دولتها، ناامنی شغلی برای جوانان به ویژه قشر تحصیلکرده، نبود نخبگان چشماندازپرداز بهاندازه کافی و باز نبودن نظام سیاسی، و نبود اجماع بین همان معدود نخبگان چشماندازپرداز مؤثر هستند.
۴-1-3. گفتمان
نگرش کلان و مفروضات مردم نسبت به تصویر ایران متفاوت است و افراد باورمند به آن تصاویر مفروضات متفاوتی دارند. مثلاً در یک سر طیف، ایرانی ناتوان فرض میشود و در یک سر دیگر، ایرانی میتواند. در میانه این دو انتهای طیف، مفروضات مختلفی در پاسخ به پرسشهای گوناگون وجود دارد که بعضی به یک سر طیف و برخی دیگر به آن سوی طیف شبیهترند. این مفروضات در پاسخ به پرسشهایی مانند چالشها و فرصتهای پیشروی ایران در حال و آینده، داشتهها و نداشتههای ایران در حال و آینده، کیفیت و ماهیت رقبای جهانی در حال و آینده، عوامل خارج از کنترل و کلان روندهای جهانی، تغییرهای حکمرانی در ایران و ... خود را نشان میدهد.
۴-1-4. استعاره
در این سطح بهعنوان پیشفرض باید تأکید کرد گرایشهای دیندارانه نزد ایرانیان نیرومندتر از چیزی است که در رفتارها و کنشها و اظهارنظرات روزمرهشان ابراز میکنند. آیین مبین اسلام که منطبق بر فطرت و سرشت انسان طراحی شده، در ناخودآگاه ایرانیان نفوذی دارد که در موقعیتهای مختلف بروز یافته و حوادث غیر منتظرهای رقم میزند که گاهی معادلات را تغییر داده است. این احساس دینباوری که سطح خودآگاهی آن در ایرانیان متغیر است، ایرانیان را در قبال نفی معنویت به واکنش وامیدارد. اما در موقعیت فعلی استعارههای مختلفی در ذهن مردم از تصویر ایران وجود دارد: شامل «ما عقب هستیم»، «کشتی در طوفان»، «بذر امید در دل کویر»، «راهی طولانی در پیش»، «آتش زیر خاکستر»، «غول خفته» و «تیری آماده رها شدن از کمان». اما بهنظر میرسد استعاره کلیدی که در این سطح شکل گرفته «آیینه شکسته» است.
4-2. وضعیت تحولی: آیندهسازی ایران از طریق تصویرسازی با استعارهها
تغییر مثبت و تصویرآفرینی نیازمند اقدامهای خاص در هر لایه است. در روش سهیل عنایتاله تأکید شده است که برای ایجاد یک سناریوی تحولی رو به آینده، باید بذر جدیدی در عمیقترین لایه یعنی استعارهها کاشت. یعنی ایجاد یک بذر تغییر در پایینترین لایه (یعنی توسعه مفهومی یک استعاره جدید)، پویاییهایی را برای لایههای فوقانی بهوجود میآورد و در نهایت زمینه مؤثرسازی اقدامهای خاص هر لایه را نیز ایجاد میکند. این فرایندی است که برای خلق یک سناریو تحولی (در اینجا تصویرسازی برای ایران آینده مطلوب و مثبت) باید در هر لایه ترتیب داد ولی آغاز آن، کاشت یک استعاره مقبول و مشروع است.
4-2-1. استعاره
استعاره باید برایندی از واقعیتهای جامعه و فرصتهای پیشرو و اراده جمعی برای عزیمت به آینده باشد. تغییر ذهنیات عمومی جامعه میتواند به تغییر استعارههای جمعی آنان منتج شود. بر این اساس استعارههای پیشنهادی خبرگان عبارت بودند از: «درفش کاویانی و قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک»، «احیای امپراتوری پارس - با همه رسوم و سنن باستانی»، « احیای امپراتوری پارس - نسخه اسلامی»، «تمدن نوین اسلامی»، «سوئیس جهان اسلام یا ژاپن اسلامی»، «ایران پل ارتباطی جهان»، «حکومت عدل علوی»، «جامعه مهدوی»، «حیات طیبه اسلامی» و «مُلک سلیمان». باید توجه کرد که استعارهها فاقد بار ارزشی نیستند و باید ارزشگذاری شوند. یعنی استعارهها را باید پالایش کرد و برخی را کنار گذاشت (ادراک عمومی جامعه باید درباره استعارههای مطلوب و نامطلوب به اقناع و اجماع برسد). ، سیمرغ برای پیشرفت است. سیمرغ در ادبیات عطار (شاعر نامدار ایران)، نماد پذیرش و همبستگی، خرد و دانایی، حمایت و پشتیبانی از نسلهای آینده، تجدید حیات و بازسازی است. البته که این استعاره باید تناسب فرهنگی و تاریخی جدی با رسوب و سنن ایرانیان داشته باشد که عطار، بخش عمدهای از اعتبار آن را به تنهایی به دوش میکشد. با هدف نفوذ استعاره جدید در ذهنیت عموم، میتوان به دو ابزار مهم توجه کرد:
الف) حس و هنر: تصویر آینده از جنس حس و هنر است و با استعاره جدید، باید بتواند ویژگیهای اجمالی ایران مطلوب یا ویژگیهای ترسناک ایران نامطلوب را حتماً و مؤکداً مخابره کند. تصویر جدید بهدلیل اینکه باید جامعه و نهادها را به شور و حرکت درآورد پس با هنر سروکار دارد. هنر به ما اجازه میدهد آیندهای بهتری را تصور کنیم. هنر با خلق حسهای نو میتواند جهانهای ممکنی را به تصویر بکشند که با واقعیت روزمره متفاوت است[36]. استعاره جدید ایران آینده را میتوان به کمک هنرمندان ساخت؛ بر این اساس سینما جهت عملیاتهای بعدی (در سطح گفتمان، سیستمها و لیتانی)، بسیار راهگشاست.
در مثال سینما، تصویرسازی خلاقانه و فیلمسازی از آینده، هم بر تفکر رهبران و مدیران جامعه و هم بر تلاش مردم برای ساخت آینده اثر میگذارد. ظرفیت سینما فراتر از پرداختن به حال است و میتواند با استفاده از تکنیکها و روشهای مناسب، پیامهای خود را برای ساختن دنیایی جدید (مبتنیبر استعاره سیمرغ)، حامل بر عنصر زمان آینده، به مخاطبین خود انتقال دهد. باید در نظر داشت که فیلم سازی یک ابزار ساخت تصویر ملی محبوب و مؤثر در جهان است. در این میان هالیوود بهطور مداوم در تلاش برای نمایش آینده در فیلمهای خود است. دولت ایرلند نیز جهت توسعه و ترویج آینده فرهنگ و ارزشهای ملی خود در جهان، به ساخت فیلم و توسعه صنعت فیلمسازی در کشورش کمک میکند[35].
ب) روایتسازی: استعاره سیمرغ پیشرفت، هر چقدر به روایت نزدیکتر باشد، به هدف خود بیشتر رسیده است. در تصویر آینده، باید تصویر روایی داشته باشد، باید پذیرفته بشود، باید روایتپذیر باشد. اینطور نیست که تصویر بهصورت بالا به پایین ابلاغ شود و همه قبول کنند. باید روایتپردازی و قصهپردازی کرد. بهرهگیری از روایتپردازی در خلق آینده، موجب میگردد که فرد تصویر را برای آینده خود تداعی کرده و در تعامل مفید با آن قرار بگیرد[36]. در این میان داستانها، اشعار و رسانههای متنی نقش بزرگی را ایفا میکنند.
داستانهای علمی تخیلی، میتوانند یکی از کانالهای روایی محسوب شوند. ادبیات علمی تخیلی به مثابه تاریخ آینده تلقی میشوند. داستانهای علمی تخیلی شیوهای برای بیان اندیشهها و گمانههای اثبات نشده، یا پیشبینی وقوع رخدادها و شرایطی است که وجود ندارد[37]. داستانهای علمی تخیلی، داستانهایی از آرمانشهرها یا متضاد آن را روایت میکنند. داستانها اساساً مفاهیم مربوط به آینده جهان را بازسازی میکند و لزوماً با زمینه کنونی همسو نیست[38]. در این میان، میتوان به روشهای آیندهپژوهی مثل سناریوپردازی نیز اشاره کرد که شامل داستانهای محتمل، باورپذیر و ممکنالوقوع در آینده (یک موضوع بخشی یا فرابخشی یا حتی یک جغرافیا) است. آنچه در ادبیات سناریوپردازی مطرح است، تولید ادبیات آیندهگرا است و برای خلق تصویر آینده و مشروعیت بخشی بهکار میآید. در این بین سناریوپردازی بیش از همه میتواند تصاویری بدیعی از آینده تبیین کند. سناریوها داستانها، تصاویر و یا طرحهایی درباره چگونگی وضعیت آینده هستند، که منسجم و سازگارند و ابزاری برای اندیشیدن به نااندیشیدنیها هستند. برای تدوین سناریوهای آینده، باید ابتدا رویدادهایی که احتمال دارد در آینده رخ دهند در وضعیتی مشخص تصور کرد و پس از آن سعی کرد تا سناریوهای محتملی برای به تصویر کشیدن وقوع این رویدادها تدوین کرد[39]. سناریوها، قصهها و داستانهای رو به آینده، میتوانند منابع متنی فوقالعادهای برای ایجاد حس و هنر و تولیدات بصری بعدی مثل سینما و سایر مصنوعات باشند.
۴-۲-2. گفتمان
تغییرهای گفتمانی، مطالبات را شکل میدهند. در تجربه تاریخی ایران، تشکیل نظام جمهوری اسلامی و خاتمه دادن به نظام پادشاهی موروثی که بیش از دوهزار سال دیرینه داشت، نمونهای بارز از ظرفیت چرخشهای بزرگ حاصل از تغییرها گفتمانی است که هم درون جامعه ایران و هم در صحنه بینالمللی، نحوه کنشگری ایران و ایرانیان را دگرگون کرد. برمبنای نگرش تحولی باید گفتمانهایی مانند «تغییر در نگرش به هویت ملی»، «فرهنگ امید به آینده با تعاون و یاریگری» و «توسعه گفتمان گفتگو و تعامل» مورد توجه قرار گیرد.
۴-۲-3. علتهای اجتماعی (سیستمی)
برای شکل گرفتن تصویر ایران بینالمللی باید تقویت دیپلماسی فرهنگی، و تحول در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد، همچنین باید تقویت نهادهای پیشرفت که وظیفه رصد و کشف و توسعه حوزههای نوظهور آینده را دارند (مانند مرکز همکاریهای تحول و پیشرفت ریاستجمهوری، معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری،...) در دستور کار قرار گیرد. همچنین به این منظور باید نهادهای گفتگو درباره آینده و اکوسیستمهای آیندهای در مقیاس کوچک (راهاندازی باشگاههای گفتگوی مردم درباره آینده، دانشگاه آیندهنگر و پویا،....) ایجاد شود. همچنین باید به پرورش انسانهای متفاوت از گذشته توجه کرد. موضوعات دیگری مانند افزایش نقش بخش خصوصی در اقتصاد، تقویت جامعه مدنی بهعنوان بازیگر مهم در سیاست و اقتصاد، کاهش تمرکز قدرت و انتقال به حاشیهها و نهادهای مختلف نیز برای ساخت تصویر آینده مردمپایه اهمیت دارد.
۴-۲-۴. لیتانی
دینامیک میان هرم لایهای علتها تبیین میکند که تصویر ایران آینده به تدریج شکل میگیرد. تصاویر گروههای مختلف جامعه همراه با اعمال برخی تغییرها در لایه گفتمانی و سیستمی، باید به هم نزدیک شوند تا درنهایت به تصویر آینده ایران مبتنیبر استعاره جدید تبدیل شود. در این لایه باید مشاهده شود که خردههای شکسته یک آیینه به هم وصل شده است و تغییرهایی در رفتارهای روزمره حکمرانی و جامعه بهوجود آمده است؛ این تغییرها در گروی خطر کردن، تصمیمهای بزرگ و اقدامهای تحولی در سطح حکمرانی است. در واقع باید تأکید کرد که شکل دادن به تصویر ایران آینده، پروژهای نیست بلکه یک فرایند اجرایی و همیشه یادگیرنده است. همچنین تصویرسازی آینده دستوری نیست، بلکه تعاملی و از پایین به بالا است. در این سطح باید رویکردهای رسانهای و عمومی در تصویرسازی آینده مورد توجه جدی قرار گیرد. مواردی مانند گفتگوی دولت و رئیس دولت با مردم درباره آینده، سلسله اخبار امیدآفرین در حوزههای اجتماعی و معیشتی، تقویت آزادیهای سیاسی و فردی و پذیرش وحدت ملی، موضوعهای مهم در این سطح هستند.
جدول1.چارچوب هم آفرینی ایران آینده (براساس مصاحبه با خبرگان)
|
سطح |
پرسشهای مربوط به وضعیت موجود |
پاسخهای خبرگان برای وضعیت موجود |
پرسشهای مربوط به وضعیت تحولی |
پاسخهای خبرگان برای ایجاد تحول |
|
لیتانی (درک عمومی مسئله) |
سرخطهای خبری درباره نگرش درباره ایران آینده چه هست؟ ایران آینده چگونه در رسانهها گزارش میشود؟ ادراک عمومی جامعه درباره تصویر ایران آینده چیست؟ چه چیزی درباره آینده ایران بهصورت عمومی پذیرفته شده و مورد چالش و سؤال نیست؟
|
|
چگونه میتوان سرتیتر رسانهها، موضعگیری مقامها رسمی درباره تصویرسازی ایران آینده (درد مشترک درباره آینده ) باشد؟ مهمترین خبری که میتواند حس مثبتی در ایرانیان نسبت به آینده ایجاد کند، چیست؟
|
|
|
علتهای اجتماعی (سیستمی) |
محرکها، علل نبود تصویر آینده ایران از نظر شما چیست؟ عؤامل مؤثر بر نبود تصویر ایران آینده در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، ... چیست؟ |
|
سیستمهای اجتماعی ـ فناورانه ساخت تصویر آینده متناسب با اقتضائات ایران چیست؟ چه اقدامهایی امید ایرانیان را نسبت به آینده ایران افزایش میدهد؟ چه اقدامهایی برای شکل گرفتن شوق و هیجان و عزم ملی در جهت تغییرها جدی برای ساخت ایران آینده مؤثر هستند؟ کدام بازیگران و نهادها در ساخت تصویر ایران آینده، عاملیت دارند؟ |
|
|
گفتمان |
دیدگاه کلان و نوع نگرش ایرانیان نسبت به آینده چیست؟ عمده تحلیلهای مردم درباره ایران آینده چیست (به خصوص ابرکلمات در فضای مجازی)؟ |
|
گفتمانهای و ارزشهای کلیدی برای شوق ملی و تغییرها اساسی چیست؟
|
|
|
استعاره |
چه استعاره کلیدی بر وضعیت کنونی ایرانیان نسبت به آینده مسلط است؟ احساس شما درباره آینده ایران چیست؟ ناخودآگاه جمعی ایرانیان نسبت به آینده چیست؟ |
|
روایت، داستان یا استعاره جدیدی و بنیادینی که میتواند آینده مطلوبتری را برای ایران توضیح دهد، چیست؟ چه مفهومی غرور و حس درونی ایرانیان برمیانگیزاند؟ |
|
تصویر ایران آینده، بستری است که میتواند محل گفتگو، تعامل، نزاع و نیز اقدام تمامی بازیگران برای توسعه پایدار و پیشرفت باشد. این تصاویر نمایانگر نوعی آگاهی جمعی از انتظارات، بیمها و امیدهای یک جامعه است. هر اقدامی که در زمان حال توسط هریک از عوامل و ابزارهای ساخت تصویر آینده یک جامعه انجام میشود، بر روی تصویری که از آینده خلقشده میشود تأثیرگذار است و فهم تصاویر متفاوت از آینده، منجر به رفتار و واکنشهای متفاوتی در زمان حال میشود. ساخت این تصویر نیاز به بررسی عاملان و ابزارهای ساخت تصویر دارد، در این راستا پیشنهادها و توصیههای زیر ارائه میشود.
الف) طرح ایران آینده مبتنیبر تاریخ و سنت ایران است: طرح ساخت ایران آینده مبتنیبر تاریخ، سنت و اندیشه ایرانیان (از باستان تاکنون) شکل خواهد گرفت و با رؤیای آمریکای متفاوت خواهد بود. رؤیای آمریکایی انتخاب عقلانی است که به دنبال شکار امر محال و ناممکن است و در این طرح همیشه ایران عقب خواهد بود. طرح ساخت ایران آینده مبتنیبر ایده جمهوری اسلامی و ارزش کلیدی، معنوی و هویتی مانند «حمایت و دفاع از کرامت و ذات انسانها» تمرکز پیدا میکند.
ب) تصویرپردازی بهنوعی ادبیات حرکت با همسفران است (سیمرغ)، نه صرفاً تعریف مقصد: تصویرپردازی نوعی ادبیات حرکت است تا تعریف یک مقصد. برخلاف نگاه سندی در تجربه چشمانداز قبلی، تصویرپردازی به دنبال عبور از سندهای متنی به سمت خلق گفتمان حرکت و شوق به تغییر و تحول است. چشمانداز نوعی تصویرپردازی مبتنیبر ارائه حس جدید برای حکمرانی و زندگی اجتماعی است. برای تصویرپردازی، باید در راه آینده قدم گذاشت و اقدامهای هویتی برای آن آغاز کرد (مثل توسعه مکران و توسعه اقتصاد دریامحور، دیپلماسی فعال برای حمایت از همکاریهای بخش خصوصی ایران در فضای بینالملل، طراحی و تدوین برخی قوانین خاص و پیشرو مثلاً در حوزه ایرانیان خارج از کشور، تأسیس نهادهای جدید توسعهای مثل مرکز ملی هوش مصنوعی یا جزایر شایستگی با اختیارهای خاص و ...).
ج) شکلگیری تصویر آینده مبتنیبر امکانات و استعداد هر کشور (ژنتیک ایران): آیندهنگری در هر کشوری درک امکانها و توانایی مردم آن کشور است و نه حکایت آرزوهای آنها. آیندهبینی در حقیقت گزارش تغییری است که یک کشور و مردم آن درصدد صورت بخشیدن به آن هستند و آیندهبینان در حقیقت گزارشگران فکر و همت و امکانها و استعدادها و تلاش کشور و محاسبهکنندگان نتایج این همت و تلاشند[40].
برخی از چشماندازپردازیهای گذشته، شبیه فهرست آرزوهای ملی بوده است. نباید رویکرد دایرهالمعارفی نسبت به آینده داشت و از هر مسیری به آینده وارد شد و به دنبال تصویرپردازی در همه حوزهها شد. تصویر آینده ایران برآمده از توانمندیهای داخلی (بالفعل و بالقوه)، محدودیتهای جدی (از قبیل تحریمها)، پنجرههای فرصت و موقعیتهای استثنایی کشور (همسایگی با بیش از دوازده کشور، موقعیت جغرافیای راهبردی در منطقه، نیروی انسانی مستعد و تحصیلکرده، اعتقادات ملی و ...) است و با اهداف متعالی و ارزشهای قبلی، رنگ میگیرد.
د) احیای نواحی فرهنگی: درسطح بومی، ایران امروز حداقل چهارده یا پانزده زیستبوم فرهنگی دارد؛ اما به علت نبود فهم درست جغرافیای این زیستبومها، تصاویر فرهنگی بومی که در نهایت منجر به اقتصاد محلی آنها میشود، شکل نمیگیرد. احیای نواحی فرهنگی، از محرکهای رسیدن به تصویر آینده است. نواحیِ فرهنگی، تصاویر و روایتهای زیبا از سرزمین ایران تولید میکنند. همچنین در روندهای آینده، نقش کلانشهرها پررنگتر خواهد شد و میتوان برای هر ناحیه فرهنگی یک روند روایتی در مقابله با روایتهای جهانی تعریف کرد. در برخی از منابع بینالمللی نیز مفهوم جهان-شهرها نضج گرفته و دارای ادبیات مستقل است. از همین رو ممکن است به جای چشماندازهای ملی، چشماندازهای نواحی فرهنگی یا حتی چشماندازهای شهری (مثل مشهد، تهران، اصفهان و ...) جایگزین شود.
ه) توسعه صنایع فرهنگی در راستای تصاویر آینده: صنایع فرهنگی به معنای زنجیرهپردازی یا بازارپردازی فرهنگی است. مهمترین ابزار سیاست فرهنگی در ساخت تصویر، صنایع فرهنگی (اعم از عروسکها، انیمیشنها، پلتفرمها و...) است. محصولات فرهنگی در آینده، میراث جدیدی از ایران خواهند بود که نهتنها پایندگی خرده فرهنگها را تضمین میکند بلکه اقتصادهای نوین را نیز به خود متصل میسازد. داستانهای کهن ایرانی، اشعار، تمثیلها، نقاشیها و ... منابع الهام بخشی برای ایدههای تجاری در صنایع فرهنگی خواهد بود.
و) توجه به فناوری بومی تصویرساز(مثل اربعین، راهیان نور، کانونهای فرهنگی، مساجد، بسیج، شرکتهای نوآور فرهنگی، شعر و موسیقی و ...): فناوریهای بومی تصویرساز مانند اربعین و راهیان نور میتوانند درس آموختههای فراوانی برای ساخت تصویر آینده مبتنیبر ویژگیهای ایرانیان داشته باشد. باید توان تولید تصویر در بین عموم مردم ایجاد شود تا بتوان به طرح و تصویری ملی از آینده رسید. باید تصویر آینده ایران از طریق شعر، موسیقی، ادبیات، کتاب، و فیلم و سایر ابزارها روایت شود تا آینده به استعارهای آشنا بین مردم تبدیل شود. امکان ایجاد تصویر و روایت در بین عموم مردم ایجاد شود وگرنه مصرفکننده تصویر وارداتی خواهیم شد. ارتقا سواد آینده با رویدادهای ترویجی، توسعه آموزشهای مربوط به آینده و محتواهای رسانهای به عموم مردم ارایه شود تا بتوانند در فرایند ساخت تصویر آینده درگیر شوند.
ز) نگاشت نهادی و تقسیم کار دستگاههای دولتی در حوزه تصویرسازی و چشماندازپردازی ایران آینده: پیشنهاد میشود نگاشت نهادی و تقسیم کاری بین دستگاههای دولتی برای تصویرپردازی ایران آینده انجام گیرد؛ این سند میتواند در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و به دستگاهها ابلاغ شود.
ح) سیاستگذاری قوانین مجلس برمبنای تصویر و ادراک عمومی جامعه: سیاستگذاری کنونی تاکنون کمتر با توجه به تصویر ذهنی مردم از آینده اقتصاد، سیاست و فرهنگ انجام شده است. با توجه به آنکه یکی از اضلاع ساخت تصویر آینده، ادراک عموم مردم از آینده است، پیشنهاد میشود سیاستگذاری آینده برمبنای پیوست آینده انجام گیرد. همچنین باید به اجتماعیسازی و روایتسازی قوانین مجلس و توجه به تصویر اجتماعی آینده آن در هنگام قانونگذاری توجه جدی شود.