Graphical Abstract
بیان/ شرح مسئله
تب دنگی، بهعنوان یک تهدید مهم بهداشت عمومی در بسیاری از مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری جهان شناخته میشود. این بیماری که بهسرعت در حال گسترش است، سالیانه تعداد زیادی را درگیر و فشار سنگینی بر سیستمهای بهداشتی و اقتصادی کشورها وارد میکند. با توجه به تغییرات اقلیمی و افزایش دمای زمین، گسترش زیستگاههای پشه ناقل و افزایش سفرهای بینالمللی، خطر ورود و گسترش تب دنگی به کشورهایی که پیشتر درگیر این بیماری نبودهاند، ازجمله ایران نیز بیشتر شده است. در همین راستا، تشخیص زودهنگام، پایش دقیق و آمادهسازی زیرساختهای بهداشتی کشور برای مقابله با این بیماری ضروری است.
ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی، اقلیم متنوع و همسایگی با کشورهایی که موارد بومی تب دنگی در آنها گزارش شده است، بهطور بالقوه در معرض خطر گسترش این بیماری قرار دارد. علاوهبراین، تغییر الگوهای زیستمحیطی و افزایش تعاملات بینالمللی، احتمال ظهور بیماریهای نوپدید و بازپدید مانند تب دنگی را افزایش میدهد. اگرچه تعداد موارد بیماری طی سالهای مختلف نوساناتی داشته، اما تا سال 1402 از حدود 130 مورد تجاوز نکرده که متأسفانه در سال 1403 به 1073 مورد رسیده است. لذا بررسی دقیق وضعیت، ارزیابی آمادگی نظام سلامت و برنامهریزی بهمنظور اقدامات پیشگیرانه و کنترلی میتواند از بروز بحرانهای احتمالی جلوگیری کند و موجب حفاظت از سلامت عمومی شود.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاسی
تب دنگی یک بیماری ویروسی است که توسط پشههای آلوده به ویروس دنگی، بهویژه آئدس اجیپتی، به انسان منتقل میشود. حدود نیمی از جمعیت جهان در حال حاضر در معرض خطر ابتلا به تب دنگی هستند و تخمین زده میشود که سالیانه 100 تا 400 میلیون عفونت ناشی از این بیماری در سراسر جهان رخ میدهد [1، 2]. تب دنگی در آبوهوای گرمسیری و نیمهگرمسیری و بیشتر در مناطق شهری و نیمهشهری یافت میشود. درحالیکه بسیاری از عفونتهای دنگی بدون علامت هستند یا فقط بیماری خفیف ایجاد میکنند، این ویروس گهگاه میتواند باعث موارد شدیدتر و حتی مرگ شود [3-5]. پیشگیری و کنترل تب دنگی به کنترل ناقل این بیماری بستگی دارد. همچنین هیچ درمان خاصی برای نوع شدید این بیماری وجود ندارد و تشخیص زودهنگام و دسترسی به مراقبتهای پزشکی مناسب تا حد زیادی میزان مرگومیر ناشی از آن را کاهش میدهد [6].
در سالهای اخیر، تب دنگی به یک نگرانی مهم بهداشت عمومی در سطح جهان تبدیل شده است. سازمان بهداشت جهانی آن را بهدلیل پتانسیل بروز تظاهرات شدید مانند تب خونریزیدهنده دنگی و سندروم شوک دنگی بهعنوان یکی از بحرانیترین بیماریهای نوظهور طبقهبندی کرده است [3، 7]. عواملی نظیر تغییر در توزیع ناقلین بیماری، پیامدهای پدیده النینو و تغییرات اقلیمی و همچنین افزایش مسافرتهای بینالمللی منجر به افزایش موارد ابتلا به این بیماری در سالهای اخیر شده است [8، 9].
در ایران با توجه به عواملی ازجمله همسایگی با کشورهایی که این بیماری در آنها بومی است (نظیر پاکستان) و شرایط اقلیمی مستعد برای ناقلین این بیماری، بررسی و پیشگیری از شیوع این بیماری اهمیت ویژهای پیدا کرده است. همچنین با افزایش ظهور موارد وارداتی و حضور ناقلین بالقوه در برخی از مناطق جنوبی کشور (نظیر سیستان و بلوچستان)، احتمال همهگیری گسترده در 3 تا 5 سال آینده وجود خواهد داشت و زنگ خطری برای نظام سلامت است؛ لذا توجه به تب دنگی و برنامهریزی برای مقابله با آن میتواند از پیامدهای بالقوه سلامتی، اقتصادی، اجتماعی و ... این بیماری در آینده جلوگیری کند.
تاریخچه دنگی را میتوان در قرن هفدهم ردیابی کرد که اولینبار این ویروس در اسپانیا در سال 1682 شناسایی شد [10]. در ابتدا، تب دنگی یک بیماری خوشخیم در نظر گرفته میشد، اما شدت آن با گذشت زمان، بهویژه با ظهور تب خونریزیدهنده دنگی در قرن بیستم افزایش یافت.
بروز جهانی تب دنگی طی پنجاه سال گذشته بهطور چشمگیری افزایش یافته و گزارشها حاکی از افزایش 30 برابری آن در این دوره است. تعداد موارد گزارش شده به سازمان بهداشت جهانی از 505,430 مورد در سال 2000 به 5/2 میلیون مورد در سال 2019 افزایش یافت. بیشترین تعداد موارد دنگی در سال 2023 ثبت شد و بیش از 80 کشور در تمام مناطق سازمان بهداشت جهانی تحتتأثیر قرار گرفتند [3، 9]. از ابتدای سال 2023، انتقال مداوم این بیماری همراه با افزایش غیرمنتظره موارد دنگی منجر به یک رکورد تاریخی با بیش از 6/5 میلیون مورد تأیید شده بیماری و بیش از 7300 مرگ مرتبط با تب دنگی شد.
تا پایان ژوئن ۲۰۲۴، بیش از 10/9 میلیون مورد ابتلا به تب دنگی، شامل 5/6 میلیون مورد تأیید شده، بههمراه بیش از ۲۴ هزار مورد شدید و ۶۵۰۰ مرگ، در مناطق تحت پوشش سازمان بهداشت جهانی گزارش شده است. بخش عمدهای از این موارد در منطقه قاره آمریکا ثبت شدهاند. بااینحال، سامانه نظارت جهانی تب دنگی در سایر مناطق جهان در حال گسترش و توسعه بوده و شمار واقعی مبتلایان احتمالاً بیشتر از آمار رسمی است. در سال ۲۰۲۴، انتقال این بیماری در ۹۹ کشور یا منطقه تأیید شده است (شکل 1) [11].
شکل 1. گزارش موارد تب دنگی در سال 2024 (تا پایان ژوئن 2024) [11]
بهطورکلی یک تخمین مدلسازی نشان میدهد که هر سال 390 میلیون عفونت ویروس دنگی رخ میدهد که از این تعداد، 96 میلیون مورد بهصورت بالینی ظاهر میشوند [12]. مطالعه دیگری در مورد شیوع دنگی تخمین زده است که 3.9 میلیارد نفر در معرض خطر ابتلا به ویروسهای دنگی هستند [13].
اولین مورد گزارش شده دنگی در ایران یک مورد وارداتی از مالزی در ژوئیه 2008 بود که از طریق آزمایشهای سرولوژیکی و مولکولی تشخیص داده شد [14]. بهدنبال آن، انتقال محلی بهویژه در مناطقی مانند استان سیستان و بلوچستان گزارش شد که نشاندهنده تغییر از موارد وارداتی به موارد آندمیک است [15].
شکل 2 تعداد موارد تب دنگی در کشور را از سال 2008 تا ژوئیه سال 2024 (یعنی اردیبهشتماه سال 1403) نشان میدهد. در اردیبهشت 1403، 137 مورد ابتلا به تب دنگی در ایران گزارش شده که یک مورد از آن به مرگ منجر شده است.
شکل 2. نمودار تعداد موارد تأیید شده تب دنگی طی سالهای 2008 الی 2024 در ایران [15]
بیشتر مبتلایان سابقه سفر به کشورهای بومی این بیماری ازجمله پاکستان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عمان و مناطق غرب آفریقا داشتهاند. بااینحال، نکته قابلتوجه این است که ۱۲ نفر از بیماران در بندرلنگه و استان هرمزگان هیچ سابقه سفری به کشورهای خارجی نداشتهاند، که این امر بهوجود ناقلان این بیماری در داخل ایران اشاره دارد [16].
شکل 3 توزیع جغرافیایی تب دنگی را در ایران تا ابتدای سال 1403 نشان میدهد. براساس این شکل، استان سیستان و بلوچستان که بیشترین موارد گزارش شده تب دنگی را داشته، بهعنوان یک نقطه کانونی برای این بیماری در ایران شناخته میشود. یکی از عوامل کلیدی در گسترش تب دنگی در این استان، نزدیکی جغرافیایی به مرز پاکستان است که امکان انتقال و جابهجایی ویروس را تسهیل میکند. ازجمله عوامل مهم در گسترش ویروس تب دنگی در ایران، وجود ناقلان پشه از گونههای آئدس اجیپتی است. یکی از گونههای این ناقل (آئدس آلبوپیکتوس) برای نخستینبار در چابهار، استان سیستان و بلوچستان، بندرلنگه، استان هرمزگان مشاهده شدهاند [17، 18]. اگرچه استقرار اینگونه پشه آئدس در ایران تأیید نشده است، اما بهدلیل احتمال پیشبینی شده حضور آنها در منطقه مورد مطالعه براساس مدلسازی، پایش و نظارت مستمر ضروری است. بهنظر میرسد که اینگونهها هنوز با شرایط آبوهوایی این مناطق سازگار نشدهاند [19، 20]. همچنین، پیشبینیهای تغییرات اقلیمی نشان میدهد که مناطق شمالی و جنوبی ایران، ازجمله سیستان و بلوچستان، بهدلیل شرایط اقلیمی مساعد برای ناقلان پشه، بیشتر در معرض انتقال تب دنگی هستند [21].
شکل 3. توزیع جغرافیایی موارد تب دنگی در ایران در سال 2024 [15]
لازم به ذکر است؛ ابتلا به تب دنگی تا 26 دیماه 1403 به 1073 مورد رسیده که 863 مورد انتقال محلی و سایر موارد نیز وارداتی است. بیشترین موارد نیز کماکان مربوط به استان سیستان و بلوچستان بوده، بهطوریکه از ابتدای سال 1403 تا دیماه، 886 مورد مثبت تأیید شده از تب دنگی تنها در چابهار در این استان گزارش شده است.
مسئولین بهداشتی ایران بهدلیل شیوع روزافزون تب دنگی در کشورهای همسایه، آن را بهعنوان یک تهدید بالقوه برای سلامت عمومی تشخیص دادهاند [3، 7، 22]. پتانسیل تبدیل شدن تب دنگی به یک همهگیری در ایران یک نگرانی تلقی میشود، بهویژه در شرایطی که تغییرات آبوهوایی جهانی همچنان چشمانداز اپیدمیولوژیک را تغییر میدهد.
جدول 1 به بررسی یافتههای کلیدی از تجارب مختلف کشورها در مدیریت شیوع تب دنگی پرداخته است. طبق یافتهها هر کشور با توجه به شرایط خاص خود، رویکردهایی در پیشگیری، کنترل و مدیریت شیوع این بیماری اتخاذ کرده است. بهطور خلاصه این یافتهها شامل استراتژیهای ارتباطی مؤثر، افزایش مشارکت عمومی، آمادگی مراکز درمانی، استفاده از فناوریهای نوین برای نظارت و پیامرسانی سلامت، استفاده از روشهای شیمیایی و بیولوژیکی و تلاش برای تولید واکسن این بیماری هستند. همچنین، برخی کشورها بر اهمیت همکاری بینبخشی و هماهنگی میان مقامات بهداشتی، دولتهای محلی و جوامع تأکید کردهاند تا بتوانند با استفاده از منابع محدود، اقدامات مؤثری را برای کاهش شیوع تب دنگی و کنترل ناقلان بیماری انجام دهند.
جدول 1. درسهای کلیدی آموخته شده از طغیان تب دنگی در برخی از کشورها
|
نام کشور/ شهر |
یافتهها/ درسآموختههای کلیدی |
|
هاوایی [23] |
1. راهبردهای ارتباطی مناسب: در دوره شیوع، مقامات دریافتند که راهبردهای ارتباطی که در یک منطقه بهخوبی کار میکنند، ممکن است در منطقه دیگر مناسب نباشند. بهعنوانمثال، برگزاری جلسات در تالار شهر (یک جلسه در سطح سازمان است که همه کارکنان و اعضای تیم مدیریت اجرایی در آن حضور دارند) در یک جزیره مؤثر بود، اما در جزیره دیگر تأثیر کمتری داشت و نصب بنرهای اطلاعرسانی در فروشگاهها تأثیرگذارتر بود. 2. توازن اقدامات بهداشت عمومی برای جلوگیری از صدمه به گردشگری: اقتصاد هاوایی بهشدت به گردشگری بستگی دارد. مقامات باید اطمینان حاصل میکردند که در انجام اقدامات مربوط به کنترل شیوع از ترس غیرضروری که میتواند به گردشگری آسیب بزند، اجتناب میشود. بدینمنظور ارسال پیامهای دقیق و مناسب برای مدیریت سلامت عمومی و نگرانیهای اقتصادی ضروری بود. 3. جلب مشارکت عمومی: در دوره شیوع این بیماری، مقامات بهداشت عمومی پویشهای خانهبهخانه و اطلاعرسانی آموزشی را انجام دادند که بر کاهش جمعیت ناقلین متمرکز بود؛ بدون اینکه ساکنان را برای مکانهای بالقوه تولید مثل مقصر بدانند. این رویکرد روحیه همکاری را در میان جامعه تقویت و ساکنان را تشویق کرد تا در فعالیتهایی که در راستای پیشگیری هستند، مشارکت کنند. 4. محدودیتهای ناشی از کمبود ظرفیت آزمایشهای محلی: ناتوانی در آزمایش نمونهها بهصورت محلی، تأیید همهگیری را به تأخیر انداخت که نیاز به آزمایشگاههای محلی با قابلیت تشخیص سریع را برجسته میکند. افزایش امکانات برای آزمایش محلی میتواند شناسایی سریعتر همهگیریها را تسهیل کند، که برای مداخلات مؤثر در سلامت عمومی امری ضروری است. 5. اهمیت اقدامات بهموقع: اقدامات سریع در هاوایی احتمالاً به مهار نسبتاً سریع همهگیری کمک کرده است. این یافته بر اهمیت اقدامات بهموقع برای کنترل ناقل در مدیریت بیماریهای منتقله از پشه تأکید میکند. |
|
برزیل [24، 25]
|
1. استفاده از روشهای بیولوژیکی: برزیل روشهای مختلف کنترل ناقلین را از جمله استقرار پشههای آلوده به باکتری ولباخیا، سمپاشی داخل ساختمان، روشهای استریلسازی حشرات (عقیمسازی با اشعه گاما) و استفاده از حشرهکشهایی که توسط خود پشه منتشر میشوند را به صورت همزمان اجرا کرد. این استراتژیها برای تأثیر قابلتوجه نیاز به اجرای گسترده دارند. هر روش جنبههای مختلفی از تکثیر پشه و انتقال ویروس را هدف قرار میدهد. بهعنوانمثال، باکتری ولباخیا طول عمر پشه و تکثیر ویروس را کاهش داد. استفاده ترکیبی از این روشها متناسب با زمینههای محلی، مؤثرتر از اقدامات مستقل بود. 2. آموزش جامعه: فقدان دانش عمومی در مورد انتقال و پیشگیری از بیماری دنگی، بهویژه در مناطقی با سطح سواد پایین در افزایش تعداد موارد مؤثر است. آموزش جوامع در مورد از بین بردن آب راکد، استفاده از روشهای محافظتی (مانند کرم موضعی، اسپری و ...) و شناخت علائم میتواند ساکنان را برای انجام اقدامات پیشگیرانه توانمند کند. 3. عوامل تعیینکننده اجتماعی بر گسترش بیماری: گروههای حاشیهنشین مانند سیاهپوستان و بومیان برزیل، بهدلیل عواملی مانند زندگی در مناطق پرخطر، دسترسی محدود به مراقبتهای بهداشتی و سطوح آموزشی پایینتر، بهطور نامتناسبی تحتتأثیر قرار گرفتند. لذا پرداختن به گروههایی با سطح اجتماعی-اقتصادی پایینتر میتواند در کنترل بیماری کمککننده باشد. 4. واکسیناسیون: برزیل اولین کشوری بود که واکسن دنگی موسوم به کیودنگا که توسط شرکت تاکدا ساخته شده است را در سیستم بهداشت عمومی خود وارد کرد. این واکسن کارایی بالایی بهویژه در برابر سروتیپهای دنگی 1 و 2 نشان داد. آزمایشهای واکسن نتایج امیدوارکنندهای را داشت و بر پتانسیل واکسنها بهعنوان یک راهحل بلندمدت در کنار سایر اقدامات کنترلی تأکید کرد. 5. استفاده از دادههای اپیدمیولوژیک: بهبود سیستمهای نظارتی و فرایندهای گزارشدهی برای هدایت سیاستها و بودجه بهداشت عمومی امری ضروری است. برزیل نظارت اپیدمیولوژیک خود را با ادغام فناوریهایی مانند آربوآلوو بهبود بخشید (این ابزار مبتنیبر شاخصهای اجتماعی- محیطی بوده و از آن برای طبقهبندی مناطق شهری براساس سطوح خطر برای تکثیر و انتقال آربوویروس استفاده میشود و به شناسایی مناطقی که نیاز به نظارت و اقدامات کنترلی هدفمند دارند، کمک میکند). همچنین سیستمهایی برای پیشبینی همهگیریها مفید هستند. این تلاشها امکان پاسخهای پیشگیرانه بهداشت عمومی و تخصیص بهتر منابع را فراهم کرد. 6. مدیریت محیط زیستی: تغییرات آبوهوایی مانند افزایش بارندگی و دما باعث افزایش ناقلین بیماری شد. واکنش برزیل برای مدیریت این مورد شامل نقشهبرداری از مناطق پرخطر، بهبود مدیریت زباله و بهبود بهداشت شهری بهمنظور به حداقل رساندن زیستگاه ناقلین بود. این اقدامات جهت هدفگذاری مداخلات و تخصیص کارآمد منابع کمککننده هستند. |
|
سنگاپور [26]
|
1. کنترلبرداری یکپارچه: آژانس ملی محیط زیست از روشهای همزمان، ازجمله کاهش منبع، لاروکشی، و روشهای بیولوژیکی مانند استفاده از باکتری ولباخیا استفاده کرد. در این روش پشههای نر آلوده به این باکتری برای جفتگیری رها شدند؛ بنابراین تخمهای حاصل از آنها به تولید مثل منتهی نشدند. دادههای چندساله نشان میدهد که این رویکرد با موفقیت جمعیت پشهها را در آنجا کاهش داد. 2. ایجاد مشارکت و هماهنگی بینبخشی: مدیریت مؤثر دنگی نیازمند همکاری در بخشهای مختلف ازجمله بهداشت، محیط زیست و مشارکت جامعه است. همانطور که در اقدامات پیشگیرانه سنگاپور در طول چالشهای دوگانه تب دنگی و کووید-19 دیده میشود، کشورها میتوانند با داشتن یک برنامه اقدام از پیش تعیین شده، سریعتر و کارآمدتر به همهگیریهای درحال ظهور واکنش نشان دهند. 3. سیستمهای نظارتی جامع: نظارت قوی برای ردیابی موارد دنگی و شناسایی تغییرات سروتیپ بیماری ضروری است، که میتواند بر پویایی شیوع تأثیر بگذارد. تجربه سنگاپور ضرورت جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها را برای پاسخهای بهداشت عمومی و تخصیص منابع بهطور مؤثر برجسته میکند. 4. مشارکت اجتماعی و بسیج اجتماعی: ابتکاراتی مانند کمپین "Mozzie Wipeout" در سنگاپور به مردم این امکان را داد که مسئولیت محیط خود را بپذیرند و درنتیجه خطر انتقال تب دنگی را کاهش دهند. کمپینهای آگاهی عمومی برای تشویق رفتارهای پیشگیرانهای که به کنترل ناقل کمک میکنند، حیاتی هستند. 5. تحقیق در مورد تأثیر آبوهوا: دماهای بالاتر میتواند تولید مثل پشه و نرخ انتقال ویروس را افزایش دهد. تحقیق در مورد این تغییرات و پویاییها به مقامات بهداشت عمومی کمک میکند تا افزایش احتمالی موارد دنگی مرتبط با تغییرات آبوهوایی را پیشبینی کنند و امکان مداخلات بهموقع را فراهم میکند. |
|
فلوریدا [23] |
1. مشارکت عمومی چندوجهی: در طول همهگیری فلوریدا، مقامات بهداشتی طیف وسیعی از روشهای ارتباطی، ازجمله پویشهای رسانهای، جلسات اجتماعی و بیانیههای مطبوعاتی شورای گردشگری را اجرا کردند و حتی یک برنامه تلویزیونی به نام «تلویزیون پشه» اجرا کردند. این رویکرد چندوجهی تضمین میکند که اطلاعات به بخشهای مختلف مردم میرسد و آگاهی و مشارکت بیشتر در راستای پیشگیری را تقویت کند. این درس بر نیاز به استراتژیهای ارتباطی جامع که از روشهای متعدد برای درگیر کردن مؤثر مردم بهره میبرد، تأکید میکند. 2. نقش اساسی کنترل درببهدرب: مقامات بهداشتی بازدیدها و اطلاعرسانیهای آموزشی را بهطور مستقیم در محلهها انجام دادند که به آنها امکان شناسایی و حذف مکانهایی که مستعد پرورش ناقلین بودهاند، را داده است. همچنین قانون فلوریدا به مقامات کنترل اپیدمی اجازه میدهد بدون مجوز برای بازرسی و حذف مکانهای پرورش پشهها به املاک دسترسی داشته باشند که بهطور قابلتوجهی پوشش و زمان پاسخگویی را بهبود بخشید. 3. اهمیت ارتباط هماهنگ با مسئولان گردشگری: گردشگری بخش مهمی از اقتصاد فلوریداست و مقامات بهداشت عمومی مجبور بودند اقداماتی برای کنترل شیوع بیماری را با حفظ گردشگری متعادل کنند. 4. نظارت مستمر و مشارکت عمومی: نظارت مداوم بر جمعیت پشهها و بروز بیماری برای تشخیص زودهنگام و واکنش سریع به شیوعهای آینده ضروری است. تجربه فلوریدا نشان داد که حفظ آگاهی از طریق نظارت منظم میتواند بهطور قابلتوجهی توانایی جامعه را برای پاسخگویی مؤثر به تهدیدات بهداشتی نوظهور افزایش دهد. |
|
پرو-2023 [27] |
1. برنامهریزی پیشرفته و ارزیابی ظرفیت: طراحی یک برنامه سلامت واقعبینانه که حداکثر ظرفیت تخت در بیمارستانها و مراکز درمانی را در نظر بگیرد، ضروری است. این رویکرد تضمین میکند که خدمات بهداشتی میتوانند نیازهای بیماران را در طول همهگیری احتمالی پاسخ دهند. 2. تربیت متخصصین مراقبتهای بهداشتی براساس دستورالعملهای ملی: آموزش مدیریت صحیح تب دنگی طبق دستورالعملهای ملی باید قبل و در حین همهگیری انجام شود. این اقدام تضمین میکند که ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی برای رسیدگی مؤثر به بیماران آماده هستند و خطر سوءمدیریت را کاهش میدهد. 3. آمادهسازی مراکز بهداشتی درمانی: مراکز بهداشتی باید بهعنوان اولین نقطه تماس بیماران برای بستری شدن افراد مبتلا به تب دنگی و علائم هشداردهنده مجهز شوند. این آمادگی میتواند بهطور قابلتوجهی بر تسهیل مراقبت بهموقع تأثیر بگذارد و بار بیمارستانی را کاهش دهد. 4. کمپینهای ارتباطی: اجرای کمپینهای ارتباطی با هدف آموزش مردم در مورد شناسایی علائم هشداردهنده دنگی بسیار مهم است. افزایش آگاهی میتواند منجر به تشخیص و درمان زودهنگام شود و درنهایت میزان عوارض و مرگومیر را کاهش دهد. 5. حمایت سیاسی و بودجهای: اجرای موفقیتآمیز طرحهای بهداشتی مستلزم حمایتهای بودجهای و سیاسی کافی است. این شامل سرمایهگذاری بهمنظور اقدامات کنترل ناقل و اطمینان از در دسترس بودن منابع انسانی آموزشدیده برای مدیریت مؤثر شیوع است. 6. بومیسازی طرحها در مناطق مختلف: هر منطقه باید برنامههای واکنش به شیوع بیماری را براساس ویژگیهای محلی، مانند عوامل جمعیتی و ظرفیت مراقبتهای بهداشتی خود تنظیم کند. استراتژیهای محلی میتواند اثربخشی فعالیتهای پاسخ به همهگیری را افزایش دهد. 7. دریافت پشتیبانی تخصصی از سایر مناطق: درگیر کردن کارشناسان حرفهای باتجربه در مدیریت همهگیری تب دنگی میتواند بینش و پشتیبانی ارزشمندی را ارائه دهد. تخصص آنها میتواند به بهبود پاسخها و استراتژیهای محلی کمک کند. 8. استفاده از متخصصین عفونی: بیمارستانهای مناطق با شیوع بالا باید متخصصان عفونی را بهعنوان بخشی از کارکنان خود در نظر بگیرند. دانش تخصصی آنها میتواند تشخیص، درمان و مدیریت موارد پیچیده را افزایش دهد. 9. نیاز به مطالعات سرولوژیک: انجام مطالعات سرولوژیک و تأیید تشخیص موارد گزارش شده برای بهبود فرایندهای تصمیمگیری در هنگام همهگیری بیماری حیاتی است. دادههای دقیق به درک اپیدمیولوژی تب دنگی و برنامهریزی مداخلات مؤثر کمک میکند. |
|
تانزانیا-2019 [28] |
1. وضعیت اجتماعی اقتصادی و گسترش بیماری: خانوارهای با وضعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتر، احتمال بیشتری داشت که مکانهای تکثیر پشههای آئدس را در خود جای دهند و درنتیجه تعداد بیشتری از موارد تب دنگی را داشتند. خانوارهای ثروتمند اغلب ظروف بیشتری برای ذخیره آب و اقلام زینتی مانند گلدان داشتند که شرایط مناسبی برای تکثیر پشهها ایجاد میکرد. کنترل هدفمند ناقل در این خانوادهها میتواند بهطور مؤثر جمعیت پشهها را کاهش دهد. 2. مدیریت ضعیف پسماند: مناطق شهری با مدیریت ضعیف پسماند در افزایش مکانهای پرورش پشه مؤثر بود. مناطقی با زبالههای انباشته شده، ظروف دور ریخته شده و آب راکد به محل قابلتوجهی برای تکثیر ناقلین تبدیل شدند. پرداختن به مدیریت پسماند شهری در کنترل شیوع بیماری حیاتی است. 3. نیاز به آگاهی عمومی: دانش عمومی در مورد انتقال و پیشگیری از تب دنگی بسیار کم بود که باید مورد رسیدگی قرار میگرفت. گفتنی است، 60 درصد از پاسخدهندگان در این مطالعه فقط در زمان بستری شدن در بیمارستان درباره تب دنگی آموزش دریافت کردند و بسیاری معتقد بودند که این بیماری از فردی به فرد دیگر منتقل میشود نه از طریق نیش پشه. این فقدان آگاهی نیاز به کمپینهای آموزشی هدفمند را برای اطلاعرسانی به جوامع در مورد چگونگی انتقال تب دنگی و راهبردهای پیشگیری مؤثر نشان میدهد. 4. راهبردهای کنترل ناقل: مدیریت زیستمحیطی باید بر شناسایی و حذف مکانهای کلیدی تکثیر پشه قبل از شروع فصل بارندگی تمرکز کند. استفاده از ابزارهایی مانند امتیاز تناسب زیستگاه (Habitat Suitability-Score)، که مناطق پرخطر برای تولید مثل پشه را شناسایی میکند، میتواند فعالیتهای کنترلی را هدایت کند. این ابزار میتواند به مقامات بهداشت عمومی در اولویتبندی مداخلات و تخصیص منابع برای فعالیتهای کنترل ناقل کمک کرده و درنهایت به کاهش همهگیریهای آینده کمک کند. 5. استفاده از فناوری در پیامرسانی سلامت: تلفن همراه بهعنوان ابزاری مؤثر برای انتشار پیامهای سلامت شناسایی شد. مالکیت تلفن همراه در تمام گروههای اجتماعی- اقتصادی گسترده بود و آن را به بستری در دسترس برای ارتباطات بهموقع و متناسب با سلامت عمومی تبدیل کرد. 6. تأثیر بارندگی در شیوع بیماری: بارانهای شدید در ایجاد محل تولید مثل مؤثر بود. اقدامات کنترل ناقل با شروع بارندگیها میتواند شدت همهگیری را کاهش دهد. این مطالعه بر لزوم مدیریت مؤثر زبالهها برای از بین بردن مکانهای بالقوه تکثیر پشه مانند ظروف دور ریخته شده و لاستیکها تأکید کرد. اجرای منظم فعالیتهای پاکسازی جامعه میتواند با به حداقل رساندن زیستگاههای مساعد برای تولید مثل پشه، خطر شیوع بیماریهای آتی را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد. |
|
پاکستان- 2020 [29] |
1. ایجاد واحد واکنش دنگی بهصورت محلی: ایجاد واحدهای اختصاصی واکنش تب دنگی (Dengue Response Unit) در سطوح اداری محلی بهمنظور مدیریت مؤثر شیوع بیماری ضروری بود. این واحدها پاسخهای هماهنگ را تسهیل میکردند و اطمینان میدادند که منابع و استراتژیها با نیازهای خاص هر منطقه یا آموزش طراحی شدهاند، که درنهایت منجر به اقدامات کنترلی کارآمدتر میشود. 2. ایجاد هماهنگی چندبخشی: ایجاد مشارکت در بخشهای مختلف (مانند بهداشت و آموزش) تأثیر واکنشها به همهگیری تب دنگی را افزایش داد. انتخاب مسئولان از بخشهای مختلف، مسئولیتپذیری و ارتباطات ساده را تضمین میکند و محیطی مشترک برای کنترل مؤثر تب دنگی ایجاد خواهد کرد. 3. استقرار سیستمهای نظارتی: اجرای یک سیستم نظارت قوی، ازجمله نظارت بر ناقل توسط حشرهشناسان، برای تشخیص بهموقع موارد تب دنگی و جمعیت پشه حیاتی بود. این رویکرد پیشگیرانه به مقامات بهداشتی اجازه داد تا بهسرعت به تهدیدات نوظهور واکنش نشان دهند و درنتیجه نرخ انتقال را کاهش دهند. 4. تقویت مکانیسمهای گزارش مورد تب دنگی و جلسات منظم کارکنان: بهبود مکانیسمهای گزارش پرونده برای جمعآوری و تجزیهوتحلیل دقیق دادهها حیاتی بود. جلسات منظم بین کارکنان برای بحث در مورد کیفیت دادهها باعث ایجاد اطمینان از این شد که اطلاعات قابل اعتماد و عملی است و تصمیمگیری آگاهانهتر در طول شیوع بیماری را تسهیل میکند. 5. مداخلات متمرکز در مناطقی که بار بیماری در آن زیاد است: مداخلات هدفمند بهطور خاص در مناطقی با نرخ بروز بالا مؤثر بود. با تمرکز تلاشها در جایی که بیشتر مورد نیاز بود، مقامات بهداشتی میتوانستند اقدامات کنترل ناقل و کمپینهای آگاهی جامعه را با تأثیر بیشتری اجرا کنند و تعداد موارد را به میزان قابلتوجهی کاهش دهند. 6. کار تیمی در میان کارکنان بهداشت و جامعه: مشارکت کارکنان بهداشتی جامعه، کارکنان مراقبتهای بهداشتی و اعضای جامعه محلی در فعالیتهای پیشگیری از تب دنگی باعث افزایش احساس مالکیت و مسئولیت میشود. تلاشهای مشترک، اثربخشی اقدامات ضد تب دنگی را افزایش داد، اعضای جامعه نقش مهمی در شناسایی مکانهای تولید مثل و ترویج شیوههای پیشگیرانه داشتند. 7. آموزش ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی در مورد مدیریت مورد تب دنگی: ارائه آموزش برای ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی در مورد مدیریت مؤثر بیماران مبتلا به تب دنگی، تشخیص و نتایج درمان را بهبود بخشید. کارکنان که بهخوبی آموزشدیده باشند میتوانند علائم را زود تشخیص دهند و مراقبتهای مناسب را آغاز کنند؛ که برای کاهش مرگومیر مرتبط با موارد شدید تب دنگی ضروری است. 8. آموزش تیمهای سمپاشی در مورد استانداردها و دستورالعملها: اطمینان از اینکه تیمهای سمپاشی در استانداردها و دستورالعملهای سمپاشی پشه بهخوبی آموزش دیدهاند، اثربخشی فعالیتهای کنترل ناقل را به حداکثر رساند. آموزش مناسب به حفظ ثبات در تکنیکهای کاربردی و پروتکلهای ایمنی کمک کرد و منجر به نتایج بهتر در کاهش جمعیت پشه شد. 9. اقدام زودهنگام برای رسیدگی به موارد مشکوک و تأیید شده: تعامل سریع با افراد مشکوک به تب دنگی، همراه با ارائه فوری کمکهای اولیه و درمان برای موارد تأیید شده، بهمنظور به حداقل رساندن عوارض بسیار مهم بود. مداخله زودهنگام میتواند بهطور قابلتوجهی عوارض و مرگومیر مرتبط با عفونت تب دنگی را کاهش دهد. |
|
اندونزی-2019 [30] |
1. تعامل جامعه: مشارکت جامعه برای تداوم و پایداری در تلاشهای پیشگیری از تب دنگی ضروری است. درگیر کردن ساکنان محلی نهتنها آگاهی آنها را افزایش میدهد، بلکه احساس مالکیت آنها بر طرحهای بهداشتی را نیز تقویت میکند. هنگامی که اعضای جامعه بهطور فعال درگیر هستند، بهاحتمال زیاد بر اقدامات پیشگیرانه مانند تمیز کردن مکانهای بالقوه تکثیر پشه در اطراف خانههای خود پایبند هستند. 2. آموزش و آگاهی: درحالیکه نگرش نسبت به پیشگیری از تب دنگی بهطورکلی مثبت بود، دانش کافی در مورد علائم اساسی و اقدامات پیشگیرانه وجود نداشت. این شکاف بر نیاز به کمپینهای آموزشی هدفمند که جامعه را در مورد انتقال تب دنگی، علائم و اقدامات پیشگیرانه مؤثر بهمنظور کاهش تولید مثل پشه آگاه میکند، تأکید خواهد کرد. 3. استفاده از ابزارهای ساده: معرفی کارتهای یادآوری (Control Cards) بهمنظور نظارت بر شیوههای تمیز کردن ظروف یک استراتژی مؤثر است. این کارتها بهگونهای طراحی شدهاند که برای همه اعضای جامعه، صرفنظر از سطح سواد، کاربرپسند و قابل دسترسی و استفاده باشند. این کارتها بهعنوان یادآوری برای خانوادهها بهمنظور تمیز کردن مکانهای بالقوه تولید مثل بهطور منظم عمل کردند، بنابراین رفتار پیشگیرانه مداوم را ترویج دادند. 4. انجام مداخلات متناسب: گروههای جمعیتی مختلف سطوح مختلفی از دانش و عملکرد را در مورد پیشگیری از تب دنگی از خود نشان دادند. تطبیق مداخلات برای برآوردن نیازهای خاص اقشار مختلف جمعیت (مانند گروههای سنی، سطح تحصیلات و مشاغل) میتواند تعامل و اثربخشی استراتژیهای کنترل تب دنگی را بهبود بخشد. 5. نظارت بر اقدامات و بازخورد: نظارت میدانی مستمر به حفظ مشارکت جامعه کمک کرد و بازخورد ارزشمندی را در مورد شیوههای نظافت ارائه داد. این رویکرد نهتنها اهمیت حفظ محیطهای پاک را تقویت کرد، بلکه امکان تعدیل استراتژیها را براساس رفتارهای مشاهده شده و چالشهایی که خانوادهها با آنها مواجه هستند، فراهم کرد. 6. همکاری بینبخشی: موفقیت برنامههای پیشگیری از تب دنگی به هماهنگی بین مقامات بهداشتی، دولتهای محلی و سازمانهای اجتماعی متکی بود. همکاری بینبخشی تضمین میکند که منابع بهطور مؤثر به اشتراک گذاشته میشوند و از تخصصهای متنوع برای مواجهه با ماهیت چندوجهی چالشهای بهداشت عمومی مانند همهگیری تب دنگی استفاده میشود. |
سازمان بهداشت جهانی یک رویکرد جامع برای مبارزه با تب دنگی که یک نگرانی مهم بهداشت عمومی در سراسر جهان بوده را ایجاد کرده که این استراتژی شامل اجزای مختلفی باهدف کاهش بروز و تأثیر تب دنگی و سایر بیماریهای منتقله از طریق پشه آئدس است.
در اکتبر 2024، سازمان بهداشت جهانی طرح آمادگی، آمادهباش و پاسخ را برای رسیدگی به موارد رو به افزایش تب دنگی و سایر بیماریهای آربوویروسی منتقله از طریق آئدس مانند زیکا و چیکونگونیا راهاندازی کرد. این طرح قرار است تا سپتامبر 2025 با بودجه مورد نیاز 55 میلیون دلار برای حمایت از طرحهای بهداشتی اجرا شود. اهداف این طرح عبارتند از: کاهش بار بیماری با تمرکز بر کاهش عوارض، مرگومیر و رنج ناشی از تب دنگی و تقویت پاسخهای هماهنگ که در آن همه ذینفعان (ازجمله دولتها، ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی، جوامع و افراد) درگیر شوند [11، 31].
پنج مؤلفه اصلی آمادهسازی و پاسخ به فوریتهای بهداشتی شامل نظارت مشترک، مراقبت ایمن و قابل گسترش، حفاظت از جامعه، دسترسی به اقدامات مقابلهای و هماهنگی اضطراری هستند (شکل 4). این مؤلفهها به تقویت نظارت یکپارچه ملی بر بیماریها، تهدیدها و آسیبپذیریها، ارتقای ظرفیت آزمایشگاهی و تشخیصی برای نظارت بر عوامل بیماریزا و ژنوم، و رویکردهای همکاریمحور بهمنظور شناسایی رویدادها و ارزیابی ریسک کمک میکنند. همچنین، در راستای مراقبت ایمن، خدمات بالینی و بهداشتی قابل گسترش برای پاسخ به شرایط اضطراری فراهم و از کارکنان سلامت و بیماران محافظت میشود. از دیگر ارکان این سیستم، مشارکت فعال جامعه از طریق ارتباطات خطر و مدیریت اطلاعات نادرست، مداخلات بهداشت عمومی برای جمعیت و محیط زیست و اقدامات چندبخشی بهمنظور حمایت اجتماعی و اقتصادی است. دسترسی به اقدامات مقابلهای از طریق تسریع تحقیقات و نوآوری، تولید پلتفرمهای قابل گسترش و زنجیرههای تأمین هماهنگ و تقویت ظرفیت نیروی کار جهت مقابله با شرایط اضطراری، موجب آمادگی و تابآوری بیشتر در برابر فوریتهای بهداشتی میشود.
شکل 4. پنج مؤلفه اصلی آمادهسازی و پاسخ به فوریتهای بهداشتی [11]
تب دنگی یک بیماری ویروسی است که توسط نیش پشههای آلوده، بهویژه گونههای آئدس، منتقل خواهد شد و بیشتر در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری دیده میشود. این بیماری معمولاً با تب شدید، سردرد، دردهای عضلانی و مفصلی و گاهی بثورات پوستی همراه بوده و در موارد شدیدتر، میتواند به خونریزی داخلی یا افت ناگهانی فشار خون منجر شود که خطرناک است. طی سالهای اخیر، تب دنگی بهدلیل افزایش تجارت جهانی، تغییرات آبوهوایی و گسترش زیستگاه پشههای ناقل، به یکی از مشکلات بهداشتی جهانی تبدیل شده و در ایران نیز افزایش یافته است. برخی از موارد شناسایی شده این بیماری مسافرت به خارج از ایران نداشتهاند که احتمال بومی شدن این بیماری را افزایش میدهد. ضمناً اکثر موارد این بیماری در استان سیستان و بلوچستان گزارش شده و این استان به علت همسایگی با کشور پاکستان و شرایط آبوهوایی موارد زیاد بیماری گزارش شده است.
مدیریت و پیشگیری از شیوع تب دنگی، بهدلیل ماهیت این بیماری، نیازمند درسآموزی از تجربیات گوناگون کشورها و مناطق درگیر است. بررسی این تجربیات میتواند به توسعه سیاستها و استراتژیهای جهانی پیشگیری از بیماریهای منتقله از پشه کمک کند و الگویی برای کاهش آثار همهگیریها ارائه دهد. بهصورت کلی یافتهها نشان میدهند که اقداماتی نظیر افزایش آگاهی عمومی و جلب مشارکت مردمی، شناسایی مناطق پرخطر، نظارت سرولوژیک بیماری، کنترل جمعیت ناقلین و افزایش مشارکت بینسازمانی میتواند در کنترل این بیماری مؤثر باشد. همچنین تناسب راهبردهای ارتباطی با ویژگی خاص منطقهای، طبقهبندی جمعیتی برای پاسخهای هدفمند و تخصیص بهتر منابع ضروری است. تقویت ردیابی و نظارت، برگزاری کمپینها، استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی بهروز، ظرفیت رسانهها و مطبوعات، آموزشهای محلهبهمحله بهمنظور حداکثرسازی مشارکت مردم، پیشبینی تخت و منابع مالی و انسانی لازم جهت پیشگیری و درمان بیماران، تهیه و بهروزرسانی دستورالعملهای آموزشی، برنامهریزی برای کار تیمی کارکنان بهداشتی- درمانی و جلب مشارکت بخشهای متأثر از شیوع بیماری مثل حوزه گردشکری ازجمله مهمترین درسآموختههای کشورها در مواجهه با این بیماری است. مسائلی همچون کمبود ظرفیت تشخیص بیماری، فقدان دانش عمومی در مورد انتقال و پیشگیری از بیماری بهویژه در مناطق با سطح سواد و درآمد پایین یا حاشیهنشینی نیز بهعنوان بستری جهت تسهیل شیوع بیماری و چالشی در مواجهه با آن عنوان شدهاند. سازمان بهداشت جهانی نیز برای مبارزه و کنترل این بیماری، استراتژی «طرح آمادگی، آمادهباش و پاسخ» را که شامل پنج مؤلفه نظارت مشترک، مراقبت ایمن و قابل گسترش، حفاظت از جامعه، دسترسی به اقدامات مقابلهای و هماهنگی اضطراری است را پیشنهاد کرده است. این مؤلفهها با ارتقای نظارت بیماریها، تقویت ظرفیتهای آزمایشگاهی، ارائه خدمات بالینی ایمن، مشارکت فعال جامعه، مدیریت اطلاعات نادرست و تسریع تحقیقات، بهدنبال افزایش تابآوری و پاسخ در برابر بحرانهای بهداشتی هستند. در همین راستا با توجه به تجربیات جهانی و توصیهها درخصوص پاسخ به بیماری تب دنگی پیشنهاد میشود موارد ذیل در دستور کار سیاستگذاران قرار گیرد.
همچنین، مطالعات سرولوژیک که بر پایش سویههای ویروس در مناطق مختلف متمرکز هستند، ابزار مهمی برای شناسایی تغییرات ژنتیکی ویروس بهشمار میروند. این اطلاعات، امکان تطبیق راهبردهای کنترل بیماری و توسعه روشهای نوین درمانی و پیشگیرانه را فراهم میکند.
علاوهبراین، مطالعات تغییر اقلیمی و محیط زیستی نقش مهمی در تحلیل تأثیرات تغییرات آبوهوایی بر پراکندگی ناقلین و شیوع بیماری دارند. این مطالعات میتوانند به شناسایی مناطق پرخطر جدید کمک کرده و اقدامات پیشگیرانه را پیش از وقوع بحران در این مناطق هدایت کنند.