خلاصه مدیریتی
ایدۀ خانههای خلاق و نوآوری محصول دغدغه جذب حمایت برای رونق صنایع خلاق بود که انتظار میرفت به دو مسئله اصلی یعنی: الف) رشد و شکلدهی کسبوکارهای نوپا (استارتاپها) و ب) ساماندهی و پوشش همه حوزههای صنایع خلاق (بهخصوص صنایع و هنرهای انفرادی مانند نقاشی یا آنهایی که امکان تبدیل به یک شرکت خلاق را ندارند)، پاسخ دهد. خانههای خلاق و نوآوری را میتوان از دوجهت الگویی قابل دفاع و ظرفیتی برای افزایش نشاط فرهنگی دانست الف) لزوم توجه به مردمیبودن عرصه فرهنگ و خلاقیت، ب) نیاز به الگوهای کاربردی و نوین برای توسعه فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران. بهطور کلی، ایدۀ خانههای خلاق در نظر برای اصلاح و بهبود زیستبوم صنایع فرهنگی بسیار مفید فایده بود اما در عمل با توجه به فقدان جلب مشارکت مکفی، نتوانسته در زنجیره ارزش صنایع خلاق نقش جدی ایفا کند. مشارکت مردم در امور فرهنگی سهم مهمی در ارتقای نشاط فرهنگی و ظهور خلاقیت دارد و خانههای خلاق و نوآوری این ظرفیت را دارند که مشارکت جمعیت زیادی از فعالان را پوشش دهند، کسب و کارهای نوپا و اقشار مختلف را جذب کنند و بازدهی و پویایی آنها را افزایش دهند؛ از این جهت نشاط فرهنگی رویکردی است که موجب حیات فرهنگی خانههای خلاق و نوآوری شده و به تبع آن موجب احیای امید جامعه برای مشارکت مردمی و زیست مولد میشود.
به بیان ساده مسئله این گزارش، مشارکت فرهنگی در جهت ایجاد نشاط و بالندگی فرهنگی جامعه است و دلیل ضعف عملکرد خانههای خلاق و نوآوری را نرسیدن به مشارکت فرهنگی مطلوب میداند. مشارکت فرهنگی هم به تولید و هم به مصرف خدمات و کالای فرهنگی یا هر ایده خلاق اشاره دارد و مفهوم ملموستری از نشاط فرهنگی ارائه میدهد. در این راستا بررسی میکنیم روند سیاستگذاری خانههای خلاق و نوآوری در رسیدن به بستری رضایتآفرین و امیدبخش در جهت توسعه مشارکت فرهنگی چگونه بوده است؟ و برای اصلاح این روند پیشنهاداتی ارائه میدهیم.
از ابتدای اجرای طرح خانههای خلاق و نوآوری یعنی سال 1398، ثبت مجموعههای واجد شرایط بهعنوان خانۀ خلاق و نوآور اولویت یافت زیرا برای پیشبردن این طرح و الگو در سطح کلان و جذب حمایتها، لازم بود به تعداد مطلوبی از خانههای خلاق رسید. اگرچه کارکرد اصلی خانههای خلاق و نوآوری تکمیل کننده چرخه اقتصادی صنایع خلاق و کمک به بازارسازی کسب و کارهای نوپا در نظر گرفته شده بود؛ اما تمرکز بر افزایش تعداد خانههای خلاق و نوآوری باعث شد از توجه به بازدهی و سهم خانههای خلاق در زنجیرۀ ارزش صنایع خلاق غفلت شود.
با تشویق معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، تعداد بهنسبت مناسبی از خانههای خلاق و نوآوری ثبت شدند؛ این تشویقها و وعدهها، نوعی توقع حمایت را در فعالان این مجموعهها ایجاد و آنان را به تسهیلات ویژهای امیدوار کرد که عملاً آنطور که انتظار میرفت، محقق نمیشد و در بین شبکۀ خلاق این تلقی به وجود آمد که صنایع خلاق نسبت به دانشبنیانها در دولت از حمایت کمتری برخوردار است.
خانههای خلاق و شبکۀ فعال آن بایستی در معرض هدایت و خطمشیگذاری مطلوب، به بهروری مناسب خود برسند. با توجه به آسیبشناسی صورت گرفته در این گزارش پیرامون زیستبوم خلاق در کشور، مهمترین شرایطی که برای موفقیت خانههای خلاق و نوآوری باید مورد توجه قرار گیرند، عبارتاند از:
الف) مسئلهمحور عملکردن خانههای خلاق و نوآوری: خانههای خلاق مسئلهمحور بر ایدههایی متمرکز میشوند که تقاضایی را در مخاطب پوشش میدهند؛ پاسخ به این تقاضا از طریق توجه به مخاطب و بازخورد آن، اصلاح و منطبق با ذائقۀ او میشود و مسئلهای مشخص را پاسخ میدهد.
ب) احراز توانمندی خانههای خلاق و نوآوری در حوزه شبکهسازی: در شبکه سازی صنایع خلاق صاحبان ایده به متخصصین حوزۀ خود مرتبط میشوند تا بدین وسیله ایدهها تقویت و عینیتر شوند. در خانههای خلاق حول هر ایده باید یک شبکهای از افراد همافزا در حوزهای مشخص ایجاد کرد که بتوانند به یک مسئله بهترین پاسخ را بدهند و نیازی جدی را برآورده سازند. بنابراین باید احراز شود مجموعه چه برنامهای برای شبکهسازی دارد و این برنامه به چه میزانی میتواند عملیاتی باشد.
ج) ورود به عرصه رقابت از طریق نقشآفرینی نخبگانی و دربرداشتن ابزار فناورانه: در میان نقشآفرینان خانههای خلاق افراد موفق در شرایط کنونی بیشتر کسانی هستند که از آن جهت که دارای ایده و ابزار فناورانه هستند، میتوانند در میدان کسبوکار حضور یابند، رقابت کنند و با بهرهگیری از فناوری در جامعۀ هدف، ارزشافزوده ایجاد کنند.
راهکارهای زیر برای ارتقای نشاط فرهنگی و مشارکت مردمی در بستر صنایع خلاق و بهبود وضعیت خانههای خلاق و نوآوری احصا شده که از میان راهکارهای دیگر حل مسئله دارای اولویت است:
الف) بازنگری و اصلاح خانههای خلاق و نوآوری از اولویتهای ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم قرار گیرد،
ب) هدایت فعالان شبکۀ خانههای خلاق و نوآوری موفق در عملیاتی کردن مصوبۀ تأسیس شهر جهانی نوآوری و فناوریهای نرم،
ج) بکارگیری کلیه ظرفیتهای دستگاههای دولتی در تأسیس شهر جهانی نوآوری و فناوریهای نرم مانند اتاق بازرگانی، سازمان فرهنگ و ارتباطات جهت تسهیل بازاریابی بینالمللی و صادرات صنایع فرهنگی و نرم در این ساختار و جلب اعتماد سرمایهگذاران در حوزه صنایع خلاق.
اهمیت برنامهریزی در راستای مردمیسازی فرهنگ مورد تأکید مقام معظم رهبری مدظلهالعالی و مورد اتفاق سیاستگذاران فرهنگی کشور است؛ زیرا معمولاً فعالیتهای فرهنگی بدون توجه به مشارکت موثر مردم، توفیق اندکی کسب کرده و حتی گاه میتوانند کژکارکردهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته باشند.
امروزه زیست اجتماعی جامعه کنونی با پیچیدگیهایی مواجه است؛ الگوها و ساختارهای قدیمی که متضمن مشارکت جامعه هستند، متناسب با این پیچیدگیها نبوده و از کفایت لازم در انتقال حس اثربخشی ناشی از سهیمشدن در سرنوشت جامعه کمبهره یا بیبهرهاند؛ لذا بایستی برای مشارکت مردم در وجوه مختلف بهخصوص مشارکت فرهنگی بسترهای نوآورانه و بومی فراهم آورد. رهبر معظم انقلاب به مسئله مشارکت مردمی و اثر شگرف آن در حل مشکلات کشور بارها تأکید داشتهاند ایشان پیوند این دو مسئله اساسی کشور یعنی جهش تولید و مشارکت مردمی را مورد تأکید قرار دادند و در آیین آغاز سال جدید (1403) نام آن را «جهش تولید با مشارکت مردم» نامیدند که بیانگر دغدغۀ ایشان و لزوم توجه مسئولین و اقشار به این مسئله است؛ همچنین اولویت و اهمیت مشارکت مردمی در برهه کنونی را بر ما عیان میکند.
صنایع فرهنگی نقش مهمی در ایجاد رشد اقتصادی فراگیرتر و افزایش مشارکت جوانان دارد؛ بررسیها نشان میدهد در کشورها با درآمد متوسط و پایین، حدود 25 درصد از کل اشتغال در بخش فرهنگ را جوانان بین 15 تا 24 ساله تشکیل میدهند. همچنین حدود 48 درصد فعالیتهای حوزه فرهنگ و سرگرمی توسط زنان انجام میشود که زیرمجموعه صنایع فرهنگی قرار میگیرند. بنابراین حوزۀ صنایع خلاق دارای ظرفیت بالایی در مشارکت اقشار مختلف خصوصاً افراد خلاق جامعه دارد لذا با افزایش سهم صنایع خلاق در توسعه فرهنگی میتوان بهصورت عینی رویکرد افزایش مشارکت فرهنگی را دنبال کرد [1].
با گذار اقتصاد صنعتی به اقتصاد دانشبنیان تأثیرات شگرفی در شهرها و الگوهای اجتماعی ایجاد شده است. زیستبوم خلاق جایی است که در آن ادراک و ارتباطات پرورش مییابد، تنوع فرهنگی غنیمت شمرده میشود و یک فضا بیش از قابلیتی که دارد مورد استفاده قرار میگیرد. شهرهای خلاق دارای مردمی پویا و خلاق هستند که فرد در آنجا فرصت رشد پیدا میکند و همچنین در جامعه همه با هم در تلاشاند که شهر خود را به مکانی بهتر برای زندگیکردن تبدیل کنند [2]. در این مسیر نشاط بین اقشار جامعه افزایش مییابد. خوانش این پژوهش از مسئله نشاط و خلاقیت بیشتر با مفاهیم پویایی، حیات فرهنگی و امید اجتماعی قرابت دارد همانگونه که مقام معظم رهبری مدظلهالعالی در بیانات خود چنین میفرمایند: «اینکه مرتّب میگوییم نشاط، بعضیها خیال میکنند که نشاط یعنی رقاصی، که فلان برنامه موسیقی را یا فلان برنامه را در تئاتر و در تلویزیون بگذاریم تا مردم نشاط پیدا کنند! معنای نشاط این نیست؛ نشاط یعنی حوصله کار، نشاط کار، تحرّک، اینکه دل انسان آماده باشد برای حرکت، کار، فعّالیّت کردن؛ خسته و ملول و افسرده نباشد؛ این معنای نشاط است. بهخصوص شما جوانها خیلی به این احتیاج دارید».
با این تعریف برای نیل به این افق و احیای پویایی و نشاط فرهنگی در کشور باید ظرفیتهایی که افزایش مشارکت فرهنگی را در پی دارند، مطالعه شوند؛ یکی از این بسترها خانههای خلاق و نوآوری هستند. در ادامه به بررسی خانههای خلاق و نوآوری از منظر نشاط فرهنگی میپردازیم. پایش خانههای خلاق با رویکرد نشاط فرهنگی کمک میکند که مفهوم نشاط فرهنگی و شاخصهای آن علاوه بر یک ابزار آماری برای سنجش فرهنگی، به ادبیاتی برای رویکردهای ایجابی و نوآورانه تبدیل شده و در خدمت آن قرار گیرد.
مفهوم نشاط فرهنگی به نسبت جدید است و در حوزه سیاستگذاری، استفاده از این اصطلاح و تعریف آن در پژوهشهای مختلف به چشم میخورد. نشاط فرهنگی مجموعه مدارکی دال بر خلاقیت، توزیع، ارزشنهادن و حمایت از هنرها و فرهنگ بهعنوان بعدی از زندگی روزمره در اجتماع است. نشاط فرهنگی بیانکننده وضعیت یک جامعه در تولید، انتشار و حمایت از فرهنگ و هنر است که بستری برای توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و بهخصوص سرمایه فرهنگی فراهم میآورد[3]. مفهوم توزیع اشاره به دسترسی و تنوع فرصتهای مشارکت فرهنگی دارد، کیفیت دسترسی و تنوع در حوزه فرهنگ متأثر از مکتب فکری حاکمیت و ارزشهای جامعه است.
موفقیت برنامههای فرهنگی در مرحله اول به چگونگی تنوع و دسترسیپذیری فعالیتهای فرهنگی وابسته است و در مرحله بعدی تشویق و تقویت مشارکت در این برنامهها اهمیت مییابد. اینگونه برنامهها تأثیرات اجتماعی و اقتصادی ویژهای دارند که نشاط جوامع محلی را افزایش میدهند. صنایع خلاق از جهتی که دایره مخاطب و کنشگر زیادی را در بر دارد بستر مشارکت مردمی در مقوله فرهنگ و هنر هستند که در اجرا و خط مشیگذاری کمتر به وجه فرصت فرهنگی و مشارکتی بودن صنایع فرهنگی و زیستبوم خلاق توجه شده است.
خانههای خلاق و نوآوری بهعنوان یک پروژه راهبردی و محوری برای پیشرفت درونزا در سطح هر قلمروی موضوعی و محدودۀ جغرافیایی تعریف و طراحی میشود و این توانایی را دارد که بتواند براساس داشتههای فرهنگی و هنری، جمعیت بالایی را جذب خود نماید. بازارسازی برای تولیدات فرهنگی و هنری از مزایای ایجاد خانههای خلاق است که در کنار ارتقای عرق ملی، پرورش امید و شادابی جامعه با پویایی و خلاقیت بهصورت مداوم به تولید ثروت پایدار بپردازد. همچنین در میان مهمترین اهداف خانههای خلاق «افزایش انگیزه و مشارکت نیروهای ایدهپرداز و فرصتسازی در جهت رشد اقتصادی و فرهنگی کشور» [4]مورد تأکید قرار میگیرد.
سیاستگذاری فرهنگی و شاخصسازی دو روی یک سکهاند؛ یعنی عملاً سیاستگذاری فرهنگی بدون شاخصسازی امکان ندارد [5]. نشاط فرهنگی در ادبیات سیاستگذاری فرهنگی و مطالعات شهری، شاخصها و زیرشاخصهای متعینی دارد. با وجود اینکه این شاخصها بهصورت جهانی و غیربومی احصا شدهاند، اما همین شاخصها نیز در حوزه سیاستگذاری و سنجش فرهنگی راهگشا هستند. انطباق تعاریف و حوزه مشترکی که در شاخصها و زیرشاخصهای نشاط فرهنگی و خانههای خلاق وجود دارد، بر ارتباط خانهها خلاق و نشاط فرهنگی دلالت دارند.
جدول 1. اهم برنامه خانۀ خلاق و نوآور [6]
|
ارائه خدمات تجاریسازی، توسعه بازار، بازارسازی (خدمات و محصولات خلاق و فرهنگی) |
آموزش عملی و حل مسئله برای توسعه طرح و شرکتهای نوپا برای راهاندازی کسبوکارهای خلاق |
مشارکت فرهنگی حلقه وصل خانههای خلاق با مفهوم نشاط فرهنگی است. همانطور که در جدول بالا قابلمشاهده است، برنامههای خانۀ خلاق در بستر نوعی مشارکت و تعامل فرهنگی محقق میشود و در همین بستر است که امکان تحقق ابعاد دیگر نشاط فرهنگی فراهم میشود. ابعادی که خصوصاً بر خلاقیت و نیز توزیع، حمایت و ارزشنهادن دلالت دارند؛ این ابعاد در خانههای خلاق و نوآوری در قالب ارائه خدمات (استقرار، بازارسازی، مشاوره و آموزش) متعین میشوند (در ادامه گزارش بیشتر به ارتباط خانههای خلاق و مفهوم نشاط فرهنگی پرداخته میشود). خانههای خلاق بهعنوان سکوی (پلتفرم) اصلی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، مسئول تحقق زیستبوم فناوریهای فرهنگی و صنایع خلاق در کشور هستند. الگویی نوآورانه که در دهه گذشته با اقسام آن در زیستبوم نوآوری مواجه شدهایم.
در این گزارش از جنبه حیات فرهنگی و مشارکت مردمی، خانههای خلاق را مورد ارزیابی قرار میدهیم که چه میزان متناسب با زمینههای فرهنگی موفق بودهاند. همچنین بر ریشههای فقدان موفقیت و یا موفقیت آنها در ارتقای نشاط فرهنگی متمرکز خواهیم شد. پرداختن به خانههای خلاق از منظر نشاط فرهنگی به بازبینی و ارائه الگوهای نوآورانه همبافت با زیستبوم اجتماعی و فرهنگی نیز کمک میکند.
سوابق مطالعاتی در مرکز: تا کنون خانههای خلاق و نوآوری و مسئله نشاط فرهنگی بهصورت مستقل در مرکز پژوهشها مورد بررسی قرار نگرفتهاند با این حال، در عرصۀ پژوهش حول سیاستگذاری صنایع خلاق گزارشات علمی متنوعی منتشر شده که عنوان چندی از آنها در ذیل ارائه شده است.
|
ردیف |
عنوان گزارش |
تاریخ انتشار |
شماره مسلسل |
|
1 |
اظهارنظر کارشناسی دربارۀ طرح حمایت از شرکتها و مؤسسات خلاق و تجاریسازی فناوریهای نرم به همراه الزامات قانونگذاری در حوزه صنایع فرهنگی و خلاق |
1401/6/14 |
۱۸۴۰۱ |
|
2 |
ارزیابی وضعیت پویانمایی در کشور (ارائه بسته سیاستی در جهت رفع چالشها) |
1401/6/5 |
۱۸۳۸۱ |
|
3 |
تبارشناسی سیاستهای فرهنگی در کره جنوبی (۱): چگونگی شکلگیری سیاست صنایع خلاق به سبک کره جنوبی |
1402/8/21 |
۱۹۳۸۶ |
|
4 |
تبارشناسی سیاست های فرهنگی در کره جنوبی (2): موج کره ای به مثابه برند (ویژند) ملی کره |
1403/3/30 |
19838 |
|
5 |
واکاوی چالشهای صنعت اسباببازی و ارائه راهکارهای تقنینی |
1402/9/12 |
۱۹۴۲۳ |
|
6 |
واکاوی مسائل و اقدامات سیاستگذارانه در حوزه بازیهای دیجیتال (رقومی) (پیشنهادهایی برای بازآرایی تولی گری و اصلاح نگاشت نهادی زیستبوم) |
1402/۸/21 |
۱۹۳۸۵ |
|
7 |
رونق نوشت افزار ایرانی؛ واکاوی مسائل و راهکارهای تقنینی |
1403/8/6 |
20152 |
مآخذ: نگارنده.
سوابق تقنینی: سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم مهمترین سند بالا دستی مرتبط با موضوع این گزارش است که در این گزارش در تعریف واحد خلاق و سایر بخشها بدان ارجاع داده شده است و همچنین در ارزیابی عملکرد ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم و اهداف بیان شده و مرتبط با نشاط فرهنگی مورد استفاده قرار گرفته است.
دال مرکزی نشاط فرهنگی مقولۀ مشارکت فرهنگی است. در حقیقت «مشارکت در شکلگیری باورها و پیدایش نیازها، مشارکت فرهنگی است» زبان مشارکت فرهنگی زبانی تأثیرگذار حساس و زیبا است و از جنس هنر و خلاقیت است. جوامع میدانند که هنر برای انتقال عقاید و احساسات از چه ظرفیتی برخوردار است؛ برای مثال تئاتر نقش ارزندهای در تعریف رفتار اجتماعی و ایجاد ارتباط مفاهیم با ارزشها دارد» [7]. حمایت و خلاقیت در مورد ایدههای فرهنگی و اشاعه آنها در بستر نوعی مشارکت فرهنگی توسط عموم محقق میشود؛ لذا مشارکت مردم در امور فرهنگی جدیترین سهم را در ارتقای نشاط فرهنگی و بروز خلاقیت دارد. جهان ارتباطی امروز نهتنها ظرفیتهایی برای مشارکت فرهنگی مستقل از محدودیتهای اقتصادی و جغرافیایی فراهم آورده، بلکه مدعی است فرهنگ میتواند حوزهای سودآور برای سرمایهگذاری باشد. از اینرو فناوران (تکنسینهای) فرهنگی در جهان امروز الگوهایی ترسیم کردهاند تا در این مسیر فرهنگ و هنر نیز همچون صنعت، به نشاط و بالندگی دست یابند، حمایت شوند و از طریق این الگوها به ترویج مشارکت فرهنگی، خلاقیت و نوآوری بپردازند. یکی از این الگوها خانههای خلاق و مراکز نوآوری هستند.
طبق مطالعات [8] نشاط فرهنگی سه دامنه دارد که در شکل 1 درج شده است؛ این سه دامنه در شکلگیری و ساختار یک خانۀ خلاق و نوآور مطلوب و پویا نقش اساسی دارند؛ دال مرکزی این سه دامنه مشارکت فرهنگی است؛ مشارکت در خانههای خلاق با مسئله محوری و شبکهسازی برای پاسخ به آن مسئله محقق میشود.
شکل 1. دامنههای نشاط فرهنگی [3]
در ادامه توضیحاتی از هر 3 دامنۀ سنجش نشاط فرهنگی ارائه میدهیم؛
منظور از شاخص فرصت مشارکت فرهنگی وجود بستر و زیرساختهای مناسب برای خلق تعاملات فرهنگی در جهت ایجاد مشارکت فعال در زمینههای فرهنگی و هنری است و زیرشاخصهای آن عبارتند از:
منظور از مشارکت فرهنگی هر نوع فعالیت در زمینه فرهنگ و هنر است که در 3 دستۀ ارزیابی میشود.
منظور از شاخص حمایت از فرهنگ سنجش میزان مشوقهای مالی و بودجه وتسهیلات دولتی و کمکهای بخش خصوصی و هر نوع بکارگیری فرهنگ و هنر در بخشهای دولتی است که شامل اعتبارات هزینهای اداره کل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل تبلیغات اسلامی و حوزه هنری و مشوقهای مالی، مالیاتی و تسهیلات اعتباری و... است [9].
در خارج از کشور ذیل هر کدام از این سه دامنۀ نشاط فرهنگی، شاخصها و زیرشاخصهای قابل اندازهگیری تعریف شده است که بیان آنها از ظرفیت این گزارش خارج است، با این شاخصها میتوان نشاط فرهنگی در هر شهر یا منطقه را اندازهگیری و ارزیابی کرد. بنابراین مفهوم نشاط فرهنگی در سیاستگذاری فرهنگی مفهومی کمی متفاوت از برداشت عمومی از این عبارت است (مثلاً با مفهوم مشارکت اجتماعی) که با تأکید و تشریح مفهوم مشارکت فرهنگی مطابق آنچه پیشتر مطرح شد، شفاف میشود.
خانۀ خلاق و نوآور نیز دارای ظرفیت ویژهای در ارتقای نشاط فرهنگی در جامعه ایران دارند؛ که در ادامه ذیل سه دامنۀ نشاط فرهنگی این ظرفیت تشریح شده است.
ارائه فرصت مشارکت: خانههای خلاق و نوآوری دارای بستر و امکاناتی است که نوعی تعامل را بین شبکه خلاق رقم میزند؛ و منجر به فعالیتهای فرهنگی و هنری میشود؛ مانند فضای کار اشتراکی، تجهیزات، جلسات آموزشی، امکانات فیزیکی و...
مشارکت فرهنگی: هر خانۀ خلاق و نوآور بسته به رسالت و موضوع تخصصی خود میتواند فعالان آن حوزه را در خود درگیر و با هم شبکه کند که بسته به کیفیت و کمیت کنشگری افراد فعال و میزان استقبال مخاطب و بازارپردازی که برای ایدۀ فعالان شده است، یک خانۀ خلاق میتواند پویا و یا منفعل باشد.
حمایت: در خانههای خلاق و نوآوری حمایت بهصورت مشاوره تخصصی (منتورینگ) و بازارپردازی با جذب سرمایهگذار و سنجش میزان و نوع سرمایهگذاری چه دولتی و چه خصوصی محقق میشود؛ به بیان دیگر جذب سرمایهگذاری مادی و معنوی برای ایده و فعالیت فرهنگی که قرار است از یک فضای آزمایشگاهی وارد فضای عمومی شود در دامنۀ حمایت از مشارکت فرهنگی معنا مییابد.
لذا هر سه زمینه نشاط فرهنگی (ارائه فرصت مشارکت فرهنگی، مشارکت فرهنگی و حمایت از آن) در خانههای خلاق و نوآوری عینیت مییابد؛ زیرا این خانهها فضایی را برای تبادل ایدهها، آموزش هنرها و صنایعدستی، رویدادها و سایر فعالیتهای فرهنگی فراهم میکنند. همچنین از این طریق فرصتهای جدیدی برای مشارکت فرهنگی به ارمغان میآورند و به بستری پویا برای تعامل با هنرمندان و افراد علاقهمند به فرهنگ و هنر تبدیل میشوند. خانههای خلاق و نوآوری با ارائه برنامههای گوناگون فرهنگی و هنری، موجب افزایش انگیزه افراد در مشارکت فرهنگی میشوند، برای ورود فعالان به عرصۀ رقابت افق جدیدی باز میکنند. بنابراین میتوان گفت سهم خانههای خلاق در ارتقای نشاط فرهنگی مهم و برجسته است.
مؤلفههای فراگیری که در تعریف نشاط فرهنگی بهکار رفته است، مانند خلاقیت، توزیع، حمایت، ارزش نهادن به فرهنگ و هنر در زندگی روزمره همه در بستر شبکهسازی افراد خلاق و حل مسئله و ارائه پاسخ انجام میشود. روند کلی این شبکهسازی و حل مسئله و البته زیستپذیر شدن پاسخها نوعی مشارکت فرهنگی است که میتواند از طریق الگوی خانۀ خلاق و نوآور نمود یابد. البته خانۀ خلاق و نوآور بایستی در معرض برنامهریزی صحیح و هدایت قرار گیرد تا چرخ دندههای مشارکت فرهنگی به حرکت درآید و نشاط فرهنگی ارتقا یابد. در ادامه بررسی میشود که چگونه رویکرد نشاط فرهنگی باعث احیا و مرجعیت خانههای خلاق و نوآوری در کشور ما خواهد شد. همچنین موانع و امتیازات این ساختار در سیاستگذاری فرهنگی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
واحدهای خلاق، کنشگران و مخاطبین خانههای خلاق برشمرده میشوند؛ در تبصره بند «ب» از ماده (۶) قانون «جهش تولید دانشبنیان»، واحدهای خلاق، اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی تعریف شدهاند که در حوزه صنایع فرهنگی، علومانسانی و اجتماعی فعالیت دارند و از مهارتهای انسانی، نوآوری و فناوریهای جدید برخوردارند. این واحدها نسبت به ارائه محصولات (کالا و خدمات) نوآورانه و فناورانه و یا بهرهبرداری از الگوهای جدید کسبوکار اقدام مینمایند. تشخیص مصادیق واحدهای واجد شرایط فوق برعهده معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری است. علاوه بر واحدهای خلاق، ایدهها و محصولات فرهنگی که توسط واحدهای خلاق زیستپذیر میشوند، بر بخشی از جامعه تأثیر میگذارند و مجموعههای بیشتری از عموم را درگیر میکنند بنابراین عموم جامعه بهصورت غیرمستقیم و از طریق مواجهه با ایدهها و محصولات فرهنگی، مخاطب خانههای خلاق و نوآوری هستند که بخشی از آنها بر حسب فعالیت و علاقه از مخاطب ساده به فعال و کنشگر نیز تبدیل میشوند. حوزه صنایع خلاق و فرهنگی در سطح کشور گستره بسیار زیادی دارد، زیرا جامعۀ مخاطب وسیعی را شامل میشود. نمونههایی از صنایع خلاق و فرهنگی عبارتاند از: هنرهای تجسمی، هنرهای نمایشی، طراحی، فیلم و تلویزیون، انتشارات، تبلیغات، معماری و بازیهای ویدئویی و غیره.
شکل 2.تعداد و پراکندگی خانههای خلاق به ثبت رسیده در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری [6]
با وجود گسترۀ کنشگران صنایع فرهنگی، نسبت خانههای خلاق و نوآوری به دانشبنیانها در اختصاص منابع و اعطای تسهیلاتی که توسط صندوق نوآوری و شکوفایی ساماندهی میشود، در بهترین حالت حدود یکدهم است؛ البته این نسبت بسته به میزان ظرفیت، نشاط و کارکرد بایستی سنجیده شود و این آمارها با توجه به موضوع صنعت - چه خلاق و چه دانشبنیان - معنا پیدا میکنند. دانشبنیانها مانند لوازم پزشکی و یا نوآوریهای مبتنی بر نانو، بهدلیل پیچیده بودن فناوریهایشان، جامعه مخاطب محدود و افراد مرتبط خاص خود را دارند؛ اما حوزه صنایع خلاق بهدلیل گستره مخاطبی که در کل جامعه در اقوام و اقشار گوناگون و در گروههای سنی مختلف دارند، نیازمند بسترهایی برای شبکهسازی، پروراندن و بالغ کردن کسب و کارهای نوپا است تا وارد عرصه بازار و کسبوکار شوند. معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری با ساماندهی خانههای خلاق و نوآوری از طریق ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم بهدنبال آن است که با اتکا به ظرفیت بخش خصوصی چنین بستری محقق شود.
در بدایت اجرای طرح خانههای خلاق و نوآوری در سال ۱۳۹۸، معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری به تأمین زیرساختها برای نیل به تعداد قابلقبولی از خانههای خلاق پرداخت و بعد از ابلاغ سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم، قانونگذاری، تنظیمگری و حمایت مستقیم از واحدهای خلاق را در پیش گرفت. این در حالی است که در این روند صرف تمرکز بر افزایش ثبت خانههای خلاق و نوآوری و افزودن بر تعداد آنها آسیبهایی بههمراه داشته است که برخی از آنها عبارتاند از:
بهصورت کلی ایدۀ خانۀ خلاق و نوآور بهعنوان مکمل زنجیرۀ ارزش صنایع خلاق و توسعه فرهنگی ایده خوبی بوده است و میتوانست زمینههای جذابی برای مشارکت فرهنگی فراهم آورد؛ اما آیا خانههای خلاق و نوآوری به مرجعی برای مشارکت و نوآوری، تبدیل شدهاند؟ یافتهها حاکی از آن است که این الگوها علیرغم نامهای پرآوازه، مرجعیت لازم را در حوزۀ صنایع فرهنگی کسب نکرده، عموم و حتی فعالان عرصه فرهنگ و هنر به خانههای خلاق، نگاهی شبیه به مؤسسه آموزشی و خصوصی در حوزه فرهنگ و هنر دارند که این تلقی باعث غفلت از ظرفیتهایی نظیر مشارکت فرهنگی، راهبری در بستر مشاوره و شبکهسازی (منتورینگ) و بازارپردازی موجود در خانههای خلاق و نوآوری شده است. درصورتیکه الگوهای خارجی و مراکز خلاق در خارج از کشور بهجای تعدد به کیفیت توجه داشته و مجموعهها در فضایی پویا با تخصصهای متنوع در مجتمعهای بزرگ گردهم آمدهاند و در حد یک دانشگاه محل رجوع فعالان از اقشار مختلفاند. البته که تعدد و پراکندگی خانههای خلاق در راستای برنامهریزی فرهنگی غیرمتمرکز و محلی اقدامی مفید است، اما ساختارهای مجتمع گونه برنامهریزیشده باکیفیت و شناختهشده، فرصت مشارکت بیشتری را فراهم میآورند. از اینرو برای بهبود زیستبوم صنایع فرهنگی و بازدهی بیشتر در ارتقا نشاط فرهنگی و جلب مشارکت ساختارهای متمرکز و بزرگ پیشنهاد میشوند. از این منظر تأسیس «شهر جهانی نوآوری و فناوریهای نرم، صنایع فرهنگی و خلاق» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در اسفندماه 1402 میتواند مصداقی برای این راهکار پیشنهادی باشد که بسته به ظرفیت و وجوه مرتبط گزارش بدان خواهیم پرداخت.
استیشن اف و مسئلهمحوری: استیشن اف یک مرکز نوآوری بزرگ در پاریس است که در سال 2017 افتتاح شد. از این مرکز بهعنوان بزرگترین مرکز نوآوری جهان یاد میکنند که با هدف حمایت از رشد کسبوکارهای نوپا (استارتاپها) و تبدیل پاریس به یک مرکز نوآوری جهانی ایجاد شد. این مجموعه دارای 34000 متر مربع فضای کار است که بیش از 1000 کسبوکار نوپا (استارتاپ) از سراسر جهان را میزبانی میکند[10]. این مرکز همچنین دارای سالن کنفرانس، کتابخانه، فضای استراحت و اقامتگاه (اجاره اتاقی برای اقامت گزیدن بهصورت واحد آپارتمانی یک الی دو نفره در همان محیط) است. این مرکز به کسبوکارهای نوپا فضای کار، حمایت مالی و دسترسی به شبکهای از سرمایهگذاران و شرکای تجاری را ارائه میدهد. استیشن اف بهعنوان بزرگترین مرکز نوآوری در فرانسه و اروپا، ضمن الهامگرفتن از نمونههایی مانند سیلیکونولی، به فرهنگ و هنر، مسائل اجتماعی و دیپلماسی علمی توجه ویژهتری دارد و بهعنوان مرکز همآفرینی نیز معرفی میشود. اصلیترین خصوصیتی که این مرکز را در میان دیگر مراکز برجسته کرده مسئلهمحور بودن آن است. در فرایند مسئلهمحور بودن کنشگرانی محدود در حوزهای مشخص با یکدیگر شبکه میشوند و با همان افراد کم اما متخصص و متمرکز، به ارائه راهحل مسائل جدی و مهم میپردازند. برای مثال در حوزه فرهنگ و مباحث اجتماعی در مرکز استیشناف برنامۀ تخصیص اعتبار مالی ویژه برای کسبوکارهای نوپا (استارتاپهای) اجتماعی وجود دارد که در زمینههای آموزش، اشتغال، سلامت و رفاه اجتماعی فعالیت میکند. این برنامه مزایای مختلفی ازجمله فضای کار رایگان یا تخفیف، حمایت مالی، آموزش، مشاوره و شبکهسازی را برای شرکتهای نوآفرین اجتماعی ارائه میدهد. این برنامه به کسبوکارهای نوپای (استارتاپهای) اجتماعی کمک کرده است تا رشد کنند و تأثیر مثبتی بر جامعه داشته باشند. برخی از کسبوکارهای نوپای اجتماعی موفقی که از این برنامه بهرهمند شدهاند عبارتاند از:
اوتوپی: یک سکوی (پلتفرم) آنلاین برای آموزش و اشتغال جوانان در مناطق محروم،
سوشال بیلدر: یک شرکت که به سازمانهای غیرانتفاعی در توسعه فناوری کمک میکند،
آنتوراج: یک برنامه تلفن همراه برای کمک به افراد بیخانمان.
طبق آمار منتشرشده توسط استیشن اف، در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۰ درصد از کسبوکارهای نوپای (استارتاپ) مستقر در این مرکز در حوزه صنایع خلاق و فرهنگی فعالیت میکنند. این حوزه شامل کسب وکارهای نوپایی است که در زمینههای زیر فعالیت میکنند:
سرگرمی و رسانه: بازیسازی، رسانههای اجتماعی، تبلیغات رقومی (دیجیتال)،
هنرهای رقومی (دیجیتال): طراحی، گرافیک، پویانمایی (انیمیشن)،
مد و طراحی: مد، طراحی لباس، طراحی صنعتی،
گردشگری و میراثفرهنگی: گردشگری، میراثفرهنگی، صنایعدستی.
طبق اعلام معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، در ایران تا خردادماه سال جاری 1953 شرکت خلاق و 9601 شرکت دانشبنیان موجود است[11].با انجام یک مقایسه عددی میان نسبت شرکتهای خلاق و شرکتهای دانشبنیان میتوان دریافت که این نسبت مشابه نسبت ۲۰ درصدی در اسیتشن اف است. اگرچه با توجه به تفاوت زیستبومها و سازوکارها، موضوعها متفاوت است و ممکن است به این مقایسه ایرادهایی وارد باشد؛ برای مثال، دوگانه دانشبنیان-خلاق در داخل را نمیتوان کاملا همارز با تقسیمبندیهای جهانی از صنایع خلاق، فناوری و نوآور قرار داد. بااینحال، بهطور کلی نسبت تعداد شرکتهای خلاق به شرکتهای دانشبنیان در ایران با نسبت تعداد نوآفرینهای صنایع خلاق به نوآفرینهای فناور مستقر در این مرکز جهانی، مشابه است. در ادامه نمونههای دیگری از مراکز خلاق در جهان در جدول زیر ارائه شده است.
جدول 3. نمونههای دیگر مراکز خلاق فعال جهانی در خارج از کشور [12]
|
ردیف |
نام مرکز خلاق |
توضیحات |
|
1 |
بروکلین نیوی یارد در شهر نیویورک |
یک پارک صنعتی ۳۰۰ هکتاری است که فضایی مقرون به صرفه را برای بیش از 400 کسبوکار خلاق ازجمله هنرمندان، طراحان و تولیدکنندگان فراهم میکند. همچنین برنامههای آموزشی و خدمات پشتیبانی تجاری را برای اعضای خود ارائه میدهد. |
|
2 |
دیستیریکت هال در بوستون |
یک مرکز نوآوری عمومی است که فضای جلسات و رویدادهای رایگان را برای کارآفرینان و نوآوران فراهم میکند. همچنین میزبان کارگاهها، رویدادهای شبکهای و سایر برنامهها برای حمایت از زیستبوم (اکوسیستم) نوآوریهایمحلی است. |
|
3 |
1871 در شیکاگو |
1871 یک فضای کار مشترک و مرکز رشد (انکوباتور) برای کسبوکارهای نوپا (استارتاپ) فناوری مالی (فینتک)، مراقبتهای بهداشتی و شهرهای هوشمند است. |
|
4 |
ای/دی/او در بروکلین |
یک مرکز خلاقانه است که بر طراحی و نوآوری، ارائه فضای کار مشترک، نمونهسازی آزمایشگاهها و چالشهای طراحی برای اعضای خود تمرکز دارد. همچنین میزبان نمایشگاهها، گفتگوها و رویدادهای دیگر برای ترویج تفکر طراحی و همکاری است. |
|
5 |
آیرون یارد در آتلانتا |
یک مدرسه کدنویسی و مرکز فناوری است که آموزش و راهنمایی را برای توسعهدهندگان و کارآفرینان مشتاق ارائه میدهد. همچنین میزبان رویدادهای شبکه و هکاتونها برای ارتباط اعضای خود با جامعه فناوری محلی است. |
|
6 |
بتاهاوس در برلین |
یک فضای کار مشترک و مرکز خلاق است که منابع و پشتیبانی را برای کارآفرینان و خلاقان فراهم میکندبه اعضا، فضای کاری، رویدادها و برنامههای آموزشی را ارائه میدهد. |
|
7 |
ماتادرو مادرید در مادرید |
ماتادرو مادرید یک مرکز فرهنگی است که بهعنوان مرکزی برای هنرمندان، طراحان و دیگر خلاقان عمل میکند. فضای کاری، نمایشگاهها، رویدادها و برنامههای آموزشی را برای حمایت از توسعه صنایع خلاق و فرهنگی در مادرید ارائه میدهد. |
|
8 |
کریتیو ادینبورگدر ادینبورگ |
یک سازمان عضویت است که از صنایع خلاق و فرهنگی در ادینبورگ پشتیبانی میکند. فرصتهای شبکه، برنامههای آموزشی و خدمات حمایتی را در راستای رشد و موفقیت اعضا فراهم میکند. |
مآخذ: نگارندگان.
عناوینی که به مراکز خلاقیت و نوآوری نسبت داده میشود متفاوت است. برای مثال عنوان مراکز همآفرینی ممکن است در مصادیقی که از خانههای خلاق و نوآوری ارائه میشود، نگنجد اما در هدف با یکدیگر تطابق دارند. در این مراکز مهمترین اقدام ایجاد یک زیستبوم (اکوسیستم) برای حل یک نیاز است. در مراکز همآفرینی در هر موضوع بهعنوان پاسخ به یک مسئله مورد نیاز و مشخص ورود میشود و حول همان مسئله مشخص، یک جمع متخصص شکل میگیرد. این مجموعه گرچه کوچک است اما میتواند مسئله بزرگی را حل کند. عنوان همآفرینی دو معنا را متبادر میکند: یکی آفرینش و خلق و دیگری با یکدیگر بودن و شکلگیری شبکهای از افراد در یک حوزه مشخص. لذا ارتباطات از دالهای اصلی این مراکز است. دستیابی به این شبکهها از منظر مشارکت و نشاط فرهنگی حائز اهمیت است؛ چه از طریق حضوری، چه فضای مجازی و چه از طرق دیگر، بهوجودآمدن اینگونه شبکههای ارتباطی در خدمت توسعه فرهنگی است.
از دیگر عوامل موفقیت این مراکز خلاق و نوآور انعطاف در ارتباطگیری است. به این صورت که خطکشی برای سنجش کوچک یا بزرگبودن کسبوکار قرار نمیدهند. البته که چهارچوبهایی برای شرایط دریافت خدمات دارند اما این چهارچوبها تا حد امکان به اصل مشارکت و مردمی بودن این حوزهها لطمه نمیزند و بیشتر حول کیفیت ایده تعریف میشود. شایان ذکر است که این مجموعهها معمولاً عناوین مختلفی دارند؛ اعم از هاب خلاقیت، آزمایشگاه نوآوری، مرکز همآفرینی، ایدهبازار و... . لذا بسته به موضوع، نوع عملکرد، شتابدهی و بازارپردازی است که خانۀ خلاق و نوآور در ایران را به چنین ساختارها با عناوین مختلف پیوند میزند.
از آن جهت که خانههای خلاق در ایران ساختاری جدید و متأثر از ساختارهای خارجی است اما در اجرا و پیادهسازی دچار دگرگونیهای مثبت و منفی شده است بنابراین آنچه که در بیان مزایای الگوهای خارجی اهمیت دارد، بازخوانی خانههای خلاق و نوآوری در ایران مبتنیبر اهدافشان است و در مرحله بعدی جذب مزایای الگوهای جهانی مراکز خلاق و بومیسازی آنها متناسب با زیستبوم فرهنگی و نوآوری ایران است. الگوی مطلوب سیاستگذاری فرهنگی برای ایران خلاق، صیانت و احیای زیستبوم خلاقیت و نوآوری است. افق ما در نیل به یک زیستبوم سالم آن است که خلاقیت با روندها و سازوکارها تعین یابد و در مجموع به یک فرهنگ الهامبخش در اجتماعات تبدیل شود که برایند این اجتماعات را فرهنگ نوآوری و مشارکت مینامیم؛ لذا بایستی در روند خانههای خلاق و نوآوری و پرورش نشاط فرهنگی سهمی جدی برای پیوستهای رسانهای، رویکردهای تربیتی و روابط تشکیلاتی معناساز، قائل شد. برای مثال، در مدرسه نظم، برنامه، سرفصل، فضا و تهیه ابزار فیزیکی لازم است، اما آنچه که موجب تحقق تعلیم و تعلم میشود روحی است که در گروی نقش معلم، تعهد و نگاه تربیتی او است. همین روح و معنا، عامل اصلی پیوند معلم با دانشآموزان است. بنابراین مسئله اصلی خلاقیت در اجتماع نیل به این معنا است. معنایی که ظرافت، لطافت و توجهات خاص خود را میطلبد. بیشترین آسیبهای خانه خلاق و نوآوری نیز حول فقدان همین مفاهیم نرم است، ازاینرو منتقدان و اندیشمندان این حوزه در خارج از کشور با تحقیقهای آسیبشناسانه خواهان توجه بیشتر به وجوه ارتباطی نسبت به وجوه دیگر هستند که در ادامه بدان میپردازیم.
برخی مطالعات نشان میدهد در خارج از کشور هم تعداد مراکز نوآورانه با نامهای مختلفی چون آزمایشگاه، شتابدهنده، مرکز رشد (انکوباتور) کسبوکار، مرکز تحقیقاتی و... در حال افزایش است[13]. بهدلیل تکثر عناوین چنین ساختارهایی آنچه که در این پژوهشها ملاک دستهبندی و بررسی قرار گرفته است عناوین این مراکز نیست؛ بلکه کارکرد ساختارها، مبنا است. با همین ملاک شرح میدهیم؛ مراکز خلاق خارجی و داخلی بررسیشده در این گزارش، اگرچه ممکن است کاملا از نظر ساختاری مشابه خانههای خلاق و نوآوری نباشند اما تاحد زیادی کارکردی مشابه با «خانههای خلاق و نوآوری» در زیستبوم خلاق ایران دارند.
جامعهشناسان و متخصصان خارجی افزایش تعداد مراکز خلاق را با توجه به کارکردی که برای جوامع دارند، مطلوب تلقی میکنند. اما طبق گزارشی از شرکت فناوری اطلاعات کپجمینی، [14] اکثریت قریب به اتفاق مراکز خلاق و نوآوری (تا 90 درصد به ادعای کارشناسان) به وعدهها و وظایف خود عمل نکرده و رشد و ارزش افزودهای ایجاد نمیکنند. سه دلیل عمده وجود دارد که بسیاری از مراکز خلاق خارجی عملکرد مطلوبی ارائه نمیدهند:
رهبران یک شرکت باید به اهداف و برنامههای پس از افتتاح یک مرکز خلاق فکر کنند؛ تصمیم بگیرند که چگونه کسبوکار فعلی و آینده را تکمیل یا رها کنند و نحوۀ اجرای ایدههای جدید را تعیین کنند. اتخاذ تصمیم صحیح در مورد ایجاد مرکز خلاق با چند نکته شروع میشود:
الف) چشمانداز: ایجاد اهداف روشن برای مراکز نوآوری به کارآفرینان داخلی و رهبران شرکت کمک میکند تا مسیر و هدف ابتکارات نوآورانه را درک کنند. بدینمنظور با استفاده از عبارات «از (مسئله یا بیتعادلی) به (پاسخ یا تعادل)» هدف و مسیر آشکار میشود. بهعنوان مثال، ما میخواهیم «از» خطرپذیری زیاد نوآوریهای بزرگ «به» آزمایشهای کوچک و نمونهسازی سریع برسیم یا میخواهیم «از» توقف به محدوده مشخص نوآوری «به» توانایی آزمایش بسیاری از ایدههای جدید و در عین حال رشد همزمان کسبوکار اصلی برسیم. البته چشمانداز مراکز خلاق کلی و عمومیتر از مسئله واحد است و شاید نظامی از مسائل را شامل شود.
ب) رشد: مرکز خلاق بایستی برای روند رشد ایده در خارج از آزمایشگاه خلاق نیز برنامه داشته باشد. باید مشخص باشد که بعد از تأیید و بلوغ ایده و زمانی که نیاز به رشد در خارج از آزمایشگاه دارد چه اتفاقی میافتد و این ایده برای حمایت بیشتر به کجا خواهد رفت؟ چگونه این مراکز، ارتباط نزدیک با مشتریانی را که این ایدهها، مسئلهای را برای آنها حل میکند، تسهیل مینماید؟
ج) فقدان معیارهایی برای ردیابی موفقیت: همواره باید معیارهایی برای ارزیابی نوآوری و خلاقیت تعریف شده باشند. بدون معیارهای سنجش نوآوری و ارزیابی عملکرد، اساساً راهاندازی هر ایده و حرکتی با شکست روبهرو خواهد شد. تأمین مالی مرکز خلاق نیز باید در این معیارها دخیل شود و مشخص شود بعد از بلوغ کسبوکار در آزمایشگاه تا کجا روند حمایت و رشد را باید ادامه داد. برای مثال، هنگام آزمون ایدههای جدید با مشتریان بالقوه، معیارهای مرحله اولیه آزمون میتوانند به این سادگی باشند: چند کاربر ارزش ایده را پیدا میکنند؟ چند وقت یکبار اطرافیان خود را در مورد آن مطلع میکنند؟ چند بار برای استفاده از آن بازمیگردند؟ معیارهای اقتصادی را نیز میتوان در همان مرحله اولیه معرفی کرد: آیا کاربران مایلاند برای این کار هزینه کنند؟ و پس از آن: چقدر درآمد از این پیشنهادات جدید ایجاد میشود؟
گذشته از اینها در مورد ردیابی موفقیت نمیتوان نقش راهبر فعال و توانمند در مرکز خلاق را نادیدهگرفت که در ادامه به آن میپردازیم.
شبکهسازی و دسترسی و بهکارگیری افراد خارج از سازمان و احاطه آنها با افراد با استعداد و با مهارت موجب بروز نوآوریها میشود حتی استفاده از تجارب افراد در مسئولیت دولتی که فهم صحیحی از موضوعها دارند نیز در این خلاقیت و نوآوری سهیم است. لذا نباید بهطور کلی منکر هر ارتباطی از جانب خانۀ خلاق با افراد دولتی شد، بلکه باید این افراد را با افراد دارای مهارت در حوزههای مختلف درگیر کنیم؛ زیرا این افراد شناخت صحیحی از سازوکارها و فرآیندهای عملیاتی شدن را دارا هستند. اگر در این گزارش مسئله خانههای خلاق و نوآوری دولتی را مورد نقد قرار دادیم بهدلیل عارضه تبدیل انحصار و نفی رقابت توسط سازمانها، فقدان کارآمدی و تفاوتهای بنیانی الگوی خانه خلاق با الگوهای اداری و دولتی است؛ نه مهجور شدن مسئولان توانمند و آشنا به خطمشیها، زیرا این افراد میتوانند با ارتباط سازنده با خانههای خلاق و نوآوری به رشد آنها ضریب دهند.
باید در مورد خانههای خلاق مدام ارزیابی شود که آیا در مسیر صحیح و ارتقای نشاط فرهنگی هستند یا خیر؟ موفقیتشان سنجیده شود و در مورد آنها آیندهنگری شود، هرچند تجارب نشان دهد که امکان نیل به موفقیت در نوآوریها بسیار کم است؛ اما ترس از فقدان موفقیت نباید به آینده اندیشیدن را مختل کند. این گونه خطمشیگذاریها منجر به احیای مشارکت فرهنگی و بهرهگیری از خلاقیت موجود در جامعه در خدمت توسعۀ فرهنگی میشود.
پیشتر بیان شد که خانههای خلاق و نوآوری، سکوی (پلتفرم) اصلی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، برای تحقق زیستبوم فناوریهای فرهنگی و صنایع خلاق در کشور هستند. سیاستگذاری، تسهیلگری و حمایت از شکلگیری شرکتهای خلاق و نوآور از طریق کمک به ایجاد زیرساخت، تسهیلات مالی، مشاوره، توانمندسازی و حمایتهای معنوی در توسعه محصول و بازار فناوریهای نرم و صنایع خلاق موجب تحقق زیستبوم (اکوسیستم) مورد نظر میشود.
با توجه به اهمیت صنایع خلاق و صنایع فرهنگی در جهان و ظرفیت اشتغالزایی و درآمدزایی بالای این هنر-صنعت در کشور و تأثیر آن در زنجیرۀ ارزش دیگر صنایع، معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری حمایتهای مادی و معنوی خود از شرکتهای خلاق در قالب تسهیلات مالی و غیرمادی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم ارائه میدهد.
شایان ذکر است تکمیل ظرفیت زنجیرۀ ارزش صنایع خلاق و فرهنگی نیاز به همکاری سازمانها و نهادها دارد. مسئولیت هماهنگی و ساماندهی این سازمانها و نهادها، کار ویژۀ ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم است که براساس «سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم» ذیل معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری تعریف شده است و سیاستگذاری و ساماندهی خانههای خلاق و نوآوری نیز توسط این ستاد انجام میشود.
در ادامه وضعیت موجود خانههای خلاق و نوآوری را از منظر نشاط فرهنگی و زیستبوم خلاق ذیل این سه عنوان شرح میدهیم؛
برای توصیف وضعیت موجود باید مسائل عمدۀ سیاستگذاری صنایع فرهنگی و زیستبوم خلاق که بر مشارکت فرهنگی در بستر خانههای خلاق و نوآوری تأثیر گذاشته است شرح دهیم.
به رغم ارتباطات دستگاههای مربوطه به ویژۀ معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری و ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جهاد دانشگاهی، وزارت صمت (وزارت صنعت، معدن و تجارت) و... همچنان در سطح سیاستگذاری شکاف مشهودی میان رویکرد فناورانه و رویکرد فرهنگی در صنایع فرهنگی و نرم وجود دارد و زیستبوم خلاق همواره شاهد برنامهای فرهنگی گاهی با رویکرد فناورانه و گاهی با رویکرد فرهنگی است. در ادامه با بررسی عملکرد ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم بررسی میکنیم رویکرد قالب در این مجموعه چه بوده است.
ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم برای جذب منابع صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری به حوزه صنایع خلاق و فرهنگی تلاش کرد که این حوزه را ذیل «قانون جهش تولید دانشبنیان»، تعریف کند، در این راستا مکاتبات و جلسات متعددی با فراکسیون اقتصاد دانشبنیان مجلس شورای اسلامی و اعضای صندوق نوآوری و شکوفایی داشت که با این ایده موافقت نشد، پس از ناکامی ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم در تعریف و بسط مقولۀ صنایع خلاق و فرهنگی ذیل دانشبنیانها، معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری با همکاری نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با ایجاد یک ویژند (برند) خلاق، ایده خانههای خلاق و نوآوری را رهگیری و در تبصره بند «ب» از ماده (6) قانون جهش تولید دانشبنیان، واحد خلاق را تعریف کرد.
براساس بند «ب» ماده (6) «قانون جهش تولید دانشبنیان»، نیز دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری مجازند املاک، زمین و ساختمانهای خود را برای استقرار شرکتها و مؤسسات دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری، سراهای نوآوری دانشگاه آزاد اسلامی و واحدهای خلاق، بدون واگذاری مالکیت در اختیار آنها قرار دهند.
در تبصره بند «ب» قانون مزبور ضمن تعریف واحدهای خلاق، احراز صلاحیت و برخورداری واحدهای خلاق از مزایای این قانون را بر عهده معاونت علمی و فناوری رئیسجمهور قرار داده است.
همزمان با این تلاشها از جانب معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری به وجه فناورانۀ صنایع فرهنگی تأکید و توجه ویژهتری شد زیرا احتمال میرفت بتوانند از مزایای دانشبنیان بهرهمند شوند. مسئله اصلی ستاد توسعۀ فناوریهای فرهنگی و نرم، زیستبوم خلاق بیان میشد ولی ساماندهی خانههای خلاق به زیرمجموعههایی از ستاد توسعۀ فناوریهای فرهنگی و نرم واگذار شده بود که اهتمام و اعتبار لازم را برای بازنگری، توسعه، بومیسازی و اشاعه خانههایخلاق و نوآوری برای تأمین مشارکت فرهنگی و ارتقا نشاط فرهنگی، نداشت.
در سند ملی توسعۀ فناوریهای فرهنگی و نرم نیز یکی از محورهای اصلی و اساسی پیشران صنایع فرهنگی، مشارکت مردمی است. در مقدمه سند مزبور آمده:
«جهت گیری کلان کشور در «بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی»، تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری در تقویت حرکتهای جهادی و فعالیتهای خودجوش و فراگیر مردمی در عرصه فرهنگ و اجتماع و حضور و مشارکت مردم و علیالخصوص جوانان در حل مسائل کشور، افق جدیدی را پیشروی نهادهای حکمرانی در کشور گشوده است. در حال حاضر گروههای مردمی فراوان در کشور وجود دارند که با ایدههایی از جنس «نوآوری اجتماعی» در جهت حل آسیبهای اجتماعی قدمهایی مؤثر برداشته اند و برای رشد و انتشار این ایدهها نیازمند حمایتهای نهادی در کشور هستند. در این میان باید که دستگاههای سیاستگذار و برنامهریز در کشور ضمن شناسایی این گروههای مردمی، به تسهیل و رفع موانع فعالیت آنها بپردازند و زیرساختهای حمایتی لازم جهت انتشار و رشد نمونههای موفق را فراهم سازند».
در ادامه دلالتهایی مربوط به تعامل، شبکهسازی و مشارکت فرهنگی از مؤلفههای موثر بر نشاط فرهنگی عنوان شده که از مرتبطترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
جدول 4. بخشی از دلالتهای نشاط فرهنگی و مشارکت در بخش چشمانداز، اصول و اهداف کیفی و کمی «سند ملی توسعۀ فناوریهای فرهنگی و نرم»
|
حکم مربوطه |
محتوای دلالت |
|
ماده (3)، چشم انداز |
توانمند در تولید و ارائه محصولات و خدمات منبعث از فرهنگ بومی اسلامی ـ ایرانی و انقلابی، تعالیبخش، تمدنساز، گفتمانساز، برخوردار از مشارکت مردمی، پیشران در توسعة قدرت نرم، اقتصاد ملی و اقتصاد مقاومتی، پیشتاز در بازار منطقه؛ در قالب نظام نوآوری سامانیافته و برخوردار از ظرفیت تبدیل ایران به قطب فرهنگی جهان اسلام و منطقه |
|
نظام نوآوری سامانیافته؛ مبتنی بر شبکة سامان یافته و به هم پیوستة تمامی افراد و نهادهای مرتبط با تأکید بر ظرفیت و مشارکت بخش خصوصی، سازمانهای مردم نهاد و صنوف، در راستای تبدیل مفاهیم اسلامی ـ ایرانی و انقلابی به محصولات فرهنگی خلاق، دانشبنیان و هم افزا به مثابه یک کل واحد |
|
|
ماده (4)، اصول |
تأکید حداکثری بر مشارکت مردمی به ویژه نسل جوان |
|
تقویت هم افزایی، هم تکاملی، شبکهسازی، همکاری و هماهنگی و تعامل در سطوح مختلف ملی درون شاخهها و بین شاخههای صنایع فرهنگی |
|
|
ماده (5)، بند «ب»، مورد 3 |
دستیابی به شبکه تعاملی کارآمد و همافزای داخلی منطقهای و جهانی بهویژه جهان اسلام در تبدیل ایده، دانش و معرفت به محصولات فرهنگی اقتدارآفرین، استحکامبخشساخت درونی نظام، معرفتآفرین و جذاب در هر شاخه و بین شاخههای صنایع فرهنگی |
|
ماده (5)، بند «ب»، مورد 7 |
رشد نوآوریهای اجتماعی جهت نقشآفرینی بیشتر گروههای مردمی در حل آسیبهای اجتماعی اولویتدار |
|
ماده (5)، بند «ج»، مورد 16 |
افزایش تعداد سازمانها، شرکتها و افراد فعال در فعالیتهای نوآوری اجتماعی در حوزۀ آسیبهای اجتماعی» |
|
راهبرد 6، ساماندهی، کارآمدسازی و تقویت راهکارهای مالی |
ایجاد نهادها و زیرساختهای سرمایهگذاری و مشارکت مردمی در حوزه اجتماعی جهت تأمین مالی جمعی فعالیتهای نوآورانه اجتماعی و قوانین و راهکارهای ضمانتی لازم جهت حفاظت از حقوق سرمایهگذاران |
|
راهبرد ۷: گفتمان سازی و توسعه مشارکتهای مردمی برای بهبود فضای بازار ... |
ایجاد بستر مشارکتهای مردمی از طریق سازمانها، دستگاهها، سمنها، انجمنهای تخصصی و شبکههای مجازی در تولید و عرضه محصولات فرهنگی و مبتنی بر فناوریهای نرم و بهره گیری از ظرفیتهای مردمی در رصد و نظارت بر بازار محصولات فرهنگی منطبق با ارزشهای بومی و رویگردانی از محصولات فرهنگی غیرمجاز |
|
استفاده از ظرفیت رسانه ملی در تبلیغ، ترویج و فرهنگ سازی استفاده از صنایع و محصولات فرهنگی بومی و ترویج مشارکت مردمی در توسعه خدمات مبتنی بر فناوریهای نرم |
|
|
طراحی بسترهای مشارکتهای گسترده مردمی در تشخیص مسائل، نظارت و ارائه راهحل برای آنها |
|
|
حمایت از تبلیغات کمپینهای اطلاعرسانی مرتبط با فعالیتهای نوآوران اجتماعی و ترغیب عموم مردم به مشارکت، در رسانههای عمومی و شهری |
مآخذ: سند ملی توسعۀ فناوریهای فرهنگی و نرم (1400).
همانطور که در جدول 4 آورده شد در سند ملی توسعۀ فناوریهای فرهنگی و نرم به ایجاد بستر مشارکت مردمی و دستیابی به شبکههای تعاملی تأکید شده است. علاوهبر این، لزوم بهرهمندی از نوآوری در حل مسائل اجتماعی نیز مورد تأکید قرارگرفته است. ناگفته نماند در این سند دلالتهایی که به شاخصهای نشاط فرهنگی مربوط میشود به وفور مشهود است. اما اهم دلالتهایی که در آنها به نقش آفرینی مردمی توجه شده باشد چند مورد فوق است که 3 مورد آن مربوط به آسیبهای اجتماعی و موارد دیگر مربوط به شبکهسازی، تعامل، زیرساخت و ترویج و ... است. مسئله اصلی ما از طرح نشاط فرهنگی و تمرکز بر رویکرد مردمی در خلاقیت این است که آیا به زمینه مشارکت فرهنگی بهعنوان بستری که موجب رضایت اجتماعی و امید میشود، دقت شده است؟ آیا صرف نیل به اهداف کمی و آمار مطلوب در چشماندازها متضمن مشارکت مردمی و نشاط از طریق بستر فرهنگ است؟
اگرچه افزایش تولیدات و سهم بازار محصولات فرهنگی داخلی که مورد تأکید این سند است بهصورت غیرمستقیم در ارتقای نشاط فرهنگی مؤثر است، اما در این سند به ترویج فرهنگ نوآوری و خلاقیت توجه مکفی و تام نشده است. این در حالیست که عنوان خلاقیت و نوآوری در انحصار این سند و دستگاههای مربوط به آن قرار گرفته است. این رویه در عملکرد ستاد توسعه فناوری فرهنگی و نرم نیز به چشم میخورد؛ یعنی با وجود اینکه دستگاههای دیگر از این ستاد توقع اصلاح زیستبوم فرهنگی و اعمال رویکرد فرهنگی از طریق بهبود فرصت مشارکت فرهنگی را دارند لکن تمرکز اصلی این مجموعه بر فعالسازی اقتصادی و توسعه صنایع خلاق بهعنوان یک ظرفیت اقتصادی و جذب سرمایه است. ناگفته نماند این ستاد تأکیداتی بر حل مسائل اجتماعی دارد اما منظور از آن خدمات عمومی است که با بهکارگیری حوزه صنایع خلاق بهخصوص کسبوکارهای مبتنی بر فضای مجازی مانند فروشگاههای اینترنتی و نرمافزارهای حملونقل است نه حل مسائل اجتماعی از طریق عموم که مبتنی بر فعالیتهای مردم نهاد باشد و فرصتهایی برای مشارکت فرهنگی خلق کند. همچنین باید خاطر نشان کرد اگرچه رویکرد اقتصادی به صنایع خلاق خود اهمیت ویژهای در نشاط فرهنگی دارد اما نباید با تعمیم و تأکید بر این وجه، از وجوه هنری، فرهنگی و اجتماعی جدی آن غفلت و این وجوه را قربانی رویکرد صرفاً اقتصادی به صنایع خلاق کرد. منظور از جوانب فرهنگی مانند توجه به زیستبوم خلاقیت، مشارکت فرهنگی در جهت ارتقا و اعتلای سبک زندگی ایرانی اسلامی و پرورش ذائقه فرهنگی بوده که همراه با جوانب اقتصادی است و تفکیکپذیر نیستند. به بیان دیگر، در دیدگاههای موجود پیرامون نشاط فرهنگی، توسعه اقتصادی و تعالی فرهنگی بهوسیله صنایع خلاق مکمل یکدیگر و غیرقابلتفکیکاند. بنابراین نمیتوان طبق یک تقسیم کار وجوه فرهنگی صنایع خلاق را صرفاً به دستگاههای دیگر فرهنگی نسبت داد. از همین رو، ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم نباید از دقت بر وجوه گفتمانی فرهنگساز غفلت کند، اگر چه عنوان شد که به این رویکرد در سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم توجه مکفی نشده اما همان اندازه موجود و مرتبط در سند هم اجرا نشده است.
علاوه بر این اقدامات ستاد از لحاظ اختیارات، منابع و ساختار محدودیتهایی دارد. البته این محدودیتها (مثلاً کمبود بودجه) خاص ستاد نیست دستگاههای دولتی دیگر برای مقابله با این محدودیتها نیز ایدههایی مبتنی بر استفاده از فضاها و مکانهای دولتی، مجوزدهی و استفاده از ظرفیتهای دولتی غیر مالی برای ایجاد پویایی زیستبوم خلاق طرح کردهاند. مثلاً بهرهمندی از فضا و مکانهای دولتی و اختیارات در مورد فضاهای عمومی، رسانهها، امکانات و تجهیزات دولتی، فضاهایی که امکان تماس مخاطب با ایدهها را فراهم میآورد و فرآیند ذائقه سنجی، بازخورد را در اختیار واحد خلاق یا کسب و کار صاحب شخصیت (کاراکتر) بومی قرار میدهد تا بتواند اشاعه یابد، تسهیلگری برای استفاده از ظرفیتهای بینالمللی، معافیتهای مالیاتی و استفاده از دیگر اهرمهای سیاستگذاری فرهنگی روشهایی برای رفع محدودیتهای عمدتاً مالی دستگاههای دولتی است.
همزمان با فراگیرتر شدن اهمیت صنایع خلاق دستگاههای حاکمیتی نیز فعالیتهایی را در این حوزه آغاز کردند بهعنوان نمونه وزارت صمت ذیل معاونت صنایع عمومی، اداره کل صنایع ورزشی و خلاق تأسیس کرد؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی بنیاد ملی پویانمایی ایران را راهاندازی کرد؛ همچنین اقدام به تدوین سند در حوزه صنایع خلاق و زیستبوم فرهنگی کرده است.
ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم بر حسب مسئولیتی که ذیل سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم دارد خواستار نوعی همراهی و هماهنگی دستگاهها در رفع موانع موجود در زیستبوم خلاق است و حل آنها را اولی بر فعالیتهای پراکنده و مستقل دستگاههای دیگر میداند. دستگاههای دیگر نیز این ستاد را در تحقق اهدافش و توجه به وجوه فرهنگی مورد نقد قرار میدهند. معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری برای بهبود این زیستبوم (اکوسیستم)، نامهای به محضر مقام معظم رهبری مدظلهالعالی نوشت و از معظمله درخواست دستور برای همسو شدن سه قوه و نهادهای حاکمیتی برای توسعه صنایع و شرکتهای خلاق داشت؛ مقام معظم رهبری مدظله العالی نیز در هامشنامه فرمودند «به مسئولان ذیربط در این مورد تأکید شود». با وجود اینکه نامه مذکور از طریق معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری نیز به نهادهای حاکمیتی مربوطه و ریاست جمهوری ارجاع داده شد اما همچنان بهجای هماهنگی و همسو شدن دستگاهها، این حوزه با متصدیان موازی، برنامهریزی و نظارت مواجه است که مدعی انحصار این حوزه به نهاد خود هستند در حالی که مطابق سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم «سیاستگذار اجرایی» صنایع خلاق، ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم است و دیگر دستگاهها باید مطابق برنامههای اعلامی ستاد پیش بروند. البته اهمیت صنایع خلاق و گستره اثرگذاری آن فعالیت دستگاههای متعدد را طلب میکند اما این فعالیتها بایستی همسو و هماهنگ بوده و برآیندشان دارای جهت کلی باشد که از پیش تدبیر شده است.
از منظری دیگر ورود بخش دولت به خانههای خلاق و تقاضا برای ثبت خانۀ خلاق از جانب دستگاههای دولتی، آن چیزی است که در تعارض با بنیان اصلی خانههای خلاق و نوآوری بوده است. به بیان دیگر، سیاست ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم، اتکای خانههای خلاق به بخش خصوصی بوده و آن هم بهدلیل آسیبهایی است که متوجه خانههای خلاق و نوآوری وابسته به دستگاه دولتی است؛ زیرا معمولاً حضورشان پایدار نبوده و به شخص و دوره مسئولیت وی متکیاند که با تغییر مسئولیت، این ساختار را ناپایدار میکند. همچنین زمینه را برای انحصار فراهم میآورد. آسیب دیگر ورود مجموعههای دولتی این است که رویکرد مردمنهاد بودن این ساختار را زیر سؤال میبرد و میتواند به حیات خلوتی برای سازمانهای دولتی و بستری نمایشی تبدیل شود و امکان رانت و فساد مالی را نیز فراهم آورد.
لذا اگرچه تعداد خانههای خلاق و نوآوری وابسته به ساختارهای دولتی محدود است و آماردقیق و تفکیکی از این مجموعهها در دست نیست اما نقد تنها از جهت دولتی بودن یا دولتی نبودن نیست بلکه مسئله کنترل این آسیب است که این ساختار بستری برای توزیع رانت، فعالیتهای نمایشی وکارنامهای نشود؛ خانههای خلاق و نوآوری نیز ظرفیت بالقوه مناسبی برای این گونه فعالیتها دارند.
آسیب دیگر این زیستبوم این است که برخی از مراجعین و درخواستکنندگان برای ثبت خانههای خلاق چهار شرط لازم را دارا نبوده و شناخت کاملی از وظایف خانۀ خلاق و نوآور ندارند. یعنی بعضی از مجموعههای خلاق ضمن نداشتن حد کفایت شروط، خواهان ثبت بهعنوان خانۀ خلاق هستند. این چهار شرط یا شاخصه لازم برای ثبت بهعنوان خانۀ خلاق و نوآور عبارتاند از:
الف) دارا بودن بستر فیزیکی مناسب،
ب) کفایت کارنامه و تجربه مجری،
ج) دارا بودن مشاور متخصص (منتور) که شکستها و موفقیتها را در آن حوزۀ تخصص تجربه کرده است،
د) آشنا و مرتبط بودن با شبکه بازار، مصرف و شبکه سرمایهگذاری؛
البته توانمندی آموزشی بهعنوان یک مزیت محسوب شده و جدای از این چهار مورد بررسی میشود.
مسائل و چالشهای مطرح شده بیانگر اینست که در فرایند تصمیمگیری تا اجرا، به شبکهای که مخاطب و کنشگران این سیاستها و فعالین این حوزه هستند (بهعنوان یک شبکه و طبقه خلاق که پیشبرنده این سیاستها و برنامههای فرهنگی است) و اهتمام و صیانت از مشارکت فرهنگی این شبکه کمتر توجه شده است و فعالیتهای گسترده دستگاهها بدون در نظر گرفتن تجارب و روندهای پیشین شبکه خلاق و فعالان و هنرمندان و حتی اهمیت مشارکت فرهنگی بوده است. فعالان خانههای خلاق و نوآوری نیز دستخوش وعدههای محقق نشده و تصمیمات سلیقهای و پراکنده این حوزه بودهاند. باید توجه داشت این روندها کمکم در حافظه این شبکه اثر گذاشته و مشارکت فرهنگی را تحت شعاع قرار میدهد. از اینرو با رویکرد رونق مشارکت فرهنگی شبکۀ خانههای خلاق و نوآوری به ظرفیت طرح تأسیس شهر جهانی نوآوری و فناوریهای نرم، صنایع فرهنگی و خلاق توجه کرده و پیشنهادهایی مبتنی بر بکارگیری این شبکه در این طرح ارائه خواهیم داد.
مصوبه جلسه 896 شورای انقلاب فرهنگی مورخ 1402/11/12 خطاب به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جهاد دانشگاهی است. تأسیس شهر جهانی صنایع خلاق فرهنگی تحولی بسیار جدی در فناوریهای فرهنگی و اقتصاد هنر است و بستری برای تولید و صادرات صنایع فرهنگی و خلاق است. شهر جهانی خلاق، مرکزی است که میتواند برای حوزه فرهنگ و هنر عملکردی شبیه شهرکهای صنعتی برای حوزۀ صنعت داشته باشد. بطور دقیق هدف تأسیس این مرکز تقویت زیستبوم، شبکه کنشگران، زنجیره تأمین و توسعه کانونهای شتابگر است که به بازار جهانی هم نگاهی دارد. تصویب ماده واحده مذکور در شورای عالی انقلاب فرهنگی از مهمترین گامهای دولت در سال 1402 (در بین سایر راهکارها و سیاستهای اجرایی برای تحقق سند تحول دولت در این عرصه) بود.
با توجه به پیشنهادی که در مورد ارتقای خانههای خلاق و نوآوری موفق در شکل ساختارهای بزرگتر و ذیل یک مجتمع بزرگ نوآوری طرح شد، تأسیس شهر جهانی میتواند تعینی از این پیشنهاد باشد. با این تفاوت که در این گزارش تأکید بر تأسیس چنین مجتمعی در جهت ارتقای خانههای خلاق و نوآوری و بکارگیری شبکه مردمی از فعالان این ساختار را داشتیم. بنابراین برای تحقق این مهم در تأسیس این شهر جهانی پیشنهاد میشود روندی که در ذیل ارائه شده رهگیری شود:
۱. ارزیابی خانههای خلاق از منظر مشارکت و نشاط فرهنگی،
۲. شناسایی موارد ناکارآمد و غیرپویایی که با مجوز مشغول کارند و انحلال آنها،
۴. بهکارگیری الگوهای موفق در ایجاد یک مجتمع بزرگ نوآوری؛
به عبارتی در تأسیس شهر جهانی مزبور، بجای پایش نقاط ضعف و برنامهریزی برای ارائه الگوی مطلوب، صرفاً بر ایجاد یک مجتمع بزرگ تأکید شده است. سیاستگذاری فرهنگی در حوزه خلاقیت و نوآوری باید متناسب با سیاستهای پیشین و تکمیلکننده چرخه اثربخشی این حوزه باشد. گرچه عرصه صنایع خلاق بهدلیل آهنگ سریع تغییرات نیازمند پویایی و ابتکار در سیاستگذاری است اما تغییرات مقطعی وابسته به سلایق مدیران و دوره مسئولیت انها در صنایع فرهنگی به مسئله مشارکت فرهنگی آسیب میزند. بهگونهای که حقوق کنشگران در این تغییرات نادیده گرفته میشود و فعالیتهای مردمی و مشارکت را دچار چندگانگی و تشویش میکند. از اینرو، دستگاهها باید تا حد امکان متوجه آسیب مقطعی بودن طرحها باشند؛ زیرا با جابهجایی مدیران ممکن است طرحها ناتمام رها شوند. افزونبراین، اگر الگویی که ارائه میشود دارای پختگی و بلوغ کافی نباشد و برنامهها برآمده از پشتوانه کارشناسی نباشند، زیستبوم فرهنگی را دچار اختلال میکنند، در حافظه و تجربه کنشگران تأثیر منفی میگذارند و به اصل مشارکت فرهنگی در کشور آسیب میزنند. مسلماً یکی از مهمترین عوامل این آسیب غیرهمسو بودن دستگاههای فرهنگی در عرصه صنایع فرهنگی است؛ لذا در نحوه اجرای این مصوبه باید نکات پیشرو رعایت شوند: در خصوص تأسیس شهر خلاق روندی که تاکنون پیش رفته حاکی از نوعی ناهمسویی در بین دستگاههاست؛ زیرا در این مصوبه اشارهای به سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم نشده است. بنابراین باید ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم با توجه به بند (۵) ماده (۷) سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم (مبنی بر ایجاد هماهنگی و همافزایی بین دستگاهی برای دستیابی به اهداف این سند) روند تأسیس این شهر جهانی نوآوری دخیل شود و در برنامهریزی، اجرا، نظارت و تقویت نظر کارشناسی در ایجاد این ساختار معاضدت و همکاری داشته باشد. همچنین مشارکت شبکه خانههای خلاق و نوآوری را به این عرصه هدایت کند و سه دستگاه مخاطب این مصوبه، پذیرا و همراه ورود کارشناسی ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم شوند. در این صورت است که اقدامها در راستای تأکیدات مقام معظم رهبری مبتنی بر همسو شدن سه قوه و نهادهای حاکمیتی برای توسعه صنایع و شرکتهای خلاق قرار میگیرند. علاوه براین با استفاده از تجربۀ خانههای خلاق و نوآوری یکی از مهمترین مسائل در زیستبوم خلاق مسئله کمبود سرمایهگذاری در این حوزه است سرمایهگذاران در این حوزه حتی برای ایدههای پختهشده خطر نمیکنند؛ کمبود سرمایهگذاری در حوزه صنایع فرهنگی آسیبی بود که بهصورت جدی مانع حرکت خانههای خلاق و نوآوری و شتاب دهندهها شده بنابراین برای کنترل این آسیب، اجراییسازی طرح شهرجهانی نوآوری ورود دستگاهها و اختصاص منابع باید به گونهای باشد که بتواند اعتماد سرمایهگذاران را به این حوزه جلب کند زیرا سرمایهگذاران به کیفیت اجراییسازی طرحها از جانب دولت توجه میکنند و سپس به این حوزهها ورورد میکنند.
حیات و پویایی فرهنگی باید در خانههای خلاق جاری باشد. برای شکلگیری چنین حیاتی نباید موبهمو از الگوهای خارجی و یکسان تقلید کرد. روند اشاعه خلاقیت و نوآوری در زیستبوم فرهنگی جمهوری اسلامی ایران متفاوت است. فهم این تفاوتها و اعمال آنها در ساختارهای نوینی مانند خانههای خلاق اهمیت زیادی دارد؛ زیرایک الگوی فرهنگی نوین زمانی همهگیر میشود که تناسبهایی با زمینههای فرهنگی و بومی مخاطبین داشته باشد. دامنۀ مخاطبین و کنشگران صنایع فرهنگی زیاد بوده و به نوعی مردمنهاد و مبتنی بر خلاقیت موجود در بین گروههای اجتماعی است. لذا الگوی رشد آن با الگوهایی که در زمینۀ رشد فناوری و اختراعات وجود دارند، متفاوت بوده و به اعمال نکات مردمشناسانه برای ترویج و موفقیت در جذب مشارکت عموم نیازمند است؛ همانطورکه برخی تحقیقات به این موضوع پرداخته و در مورد بعضی مناطق روستایی و عشایری ایران شرح میدهند که: «تعاونیهای سنتی همواره پیروز و موفق بودهاند. در مقابل تعاونیهای رسمی همواره با شکست روبهرو بودهاند. حقیقت این است که تعاونیهای سنتی در سطح خودمصرفی موفقیت و پیروزی حتمی دارند و تعاونیهای رسمی، در سطح تجاری و بازرگانی میتوانند دوام و توفیق داشتهباشند که دور از اصول هدفهای تعاون محسوب میگردد؛ لذا باید با شناخت دقیق پایههای اساسی همکاری و تعاون سنتی، آنها را حفظ کرده و بهصورت قالبهای جدید و متحول درآورد» [15]
خانۀ خلاق جایی است که باید مسائل اجتماعی، فرهنگی، هنری و اقتصادی تبدیل به مسئله و دغدغه خود کنشگران شود و نه جایی که مسئولیتها به ساختارها واگذار شود. زیرا خلاقیت در بستر ساختارهای سازمانی فروغی ندارد؛ درصورتیکه تجربه نشان داده در حل هر مسئله آنجا که از خلاقیت موجود در بین مردم استفاده شده موفقیت، چشمگیرتر از مواقعی بوده است که در پاسخگویی به مسائل، ایجاد ساختاری دولتی را رهگیری شده است (برای مثال مواسات مومنانه در دوران فراگیری کرونا و فعالیت مساجد و شبکههای مردمی در تولید ماسک و ضدعفونی محلهها). ازاینرو، ایجاد فرصت مشارکت فرهنگی یک ضرورت است؛ البته فرصتهایی که برآیندشان در نهایت معنادار و دارای جهت باشد، نه مشارکتهای پراکنده و جزیرهای بدون برنامه. در حوزه صنایع خلاق و نقش آن در تمدن اسلامی، سبکزندگی، اشاعه و بازار آن بایستی رویکردی مردمی در پیش گرفته شود و با محوریت افراد صاحب اراده و مسئولیتپذیر که بهصورت خودانگیخته کنشگری میکنند و فارغ از بدنۀ سازمانی موجود در این عرصه بهعنوان واسط میان عموم و جریان جمهوری اسلامی قرار میگیرند، از الگوهای نوین و ایجابی حمایت کرد.
در عین تأکید بر مردمنهاد بودن این الگو نباید منکر تفاوت زیستبوم مقتضیات فرهنگی و سیاسی کشورمان شد؛ یعنی جلب مشارکت، تنوع و انعطاف اگرچه بسیار مهم است، اما نمیتواند بهانهای برای فقدان توجه به جهت کلی فعالیتهای فرهنگی، یعنی پویایی و حیات ارزشها باشد. از جهتی دیگر نیازمند بستری نوین برای گفتوگو و پاسخگویی به نیازهای زیست کنونی مبتنی بر مبانی اسلامی هستیم. ازاینرو، بهعنوان مثال میتوان بیان داشت خلاقیت را نباید لزوماً با صرفه اقتصادی و ظرفیت بازار ارزیابی کرد بلکه بایستی با نظام فرهنگی کشور سنجیده شود. در ادامه چند نمونه مطرح و همراه با پیشفرضهای بیانشده، مورد بررسی قرار گرفتهاند.
کارستان بهارستان: بهعنوان یکی از پردیسهای نوآوری کشور در حوزههای فرهنگی و هنری راهاندازی شده است. این مرکز نوآوری با محوریت تولید محتوا و محصولات فرهنگی و هنری، در زمستان 1402 افتتاح شد. مزیت اصلی این مجموعه، توجه به حوزه کودک و نوجوان است. این مجموعه با هدف چارهاندیشی در لایههای فکری، فرهنگی، رسانهای و سبک زندگی نسل فردای کشور فعالیت آغازین خود را در حوزه کودک و نوجوان متمرکز کرده است. این مجموعه زیر نظر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی است و در طرح تحول حوزه هنری نقش ایفا میکند. وجه دیگر این مجموعه ایجاد بستر مناسب برای مشارکت فرهنگی شبکههای خلاق در فعالیت سازمانهای فرهنگی و هنری است. فعالین و شبکه موجود فعلی در آن بیشتر مبتنی بر شبکههای ارتباطی حوزه هنری است. حضور برای فعالان عمومی حوزه کودک و نوجوان با پرداخت هزینه بهصورتی ماهیانه در فضای کار اشتراکی مجموعه بلامانع است. این مرکز نوآوری با استفاده از زیرساختهایی ازجمله استودیوهای تصویربرداری و پخش زنده، بلکباکس (سالن جعبۀ سیاه) و کروماکی (برشفام) و سالن ارائه به گروههای فعال در حوزههای فرهنگی و هنری امکان شبکهسازی و تولید محتوا را فراهم میکند. فضاسازی فیزیکی و امکانات این مجموعه میتواند زمینهای برای جذب مشارکت فرهنگی باشد. ازجمله حضور شبکهها و گروههای تولید رسانهای و فرهنگی هنری فعال و ماهر همچون ایما در حوزه پویانمایی از مزیتهای فعلی این مجموعه است.
اگرچه این مجموعه محدودیتهایی برای رفت آمد عموم و حتی فعالان دارد که بهنظر میرسد از سایر پردیسهای نوآوری سختگیرانهتر است. اما از این جهت که یک مجموعه تازه کار است پیشنهاد میشود به روندی منعطفتر و عمومیتر و در عین حال اعمال ملاحظات برای تأمین حفاظت و محیط ایمن خود برسد. زیرا توسعه شبکه و ایجاد ارتباطات تخصصی هدف اصلی این مجموعه بر شمرده شده است. این رویکرد باعث میشود در آینده بتواند بدون پشتوانههای دولتی، به فعالیت پررونق خود ادامه دهد.
تمرکز بر حوزه کودک و نوجوان در این مجموعه به گونهای است که شبکهها گرچه با تخصصهای مختلف هستند با این حال امکان همافزایی و ایجاد چرخهای در تولید فرهنگی حوزه کودک و نوجوان را دارند. عروسکسازی، استاپ موشن (پویانماییایستا)، پویانمایی خلق و اشاعه شخصیتهای (کاراکتر) بومی، داستاننویسی و محتوای ادبی حوزههای موجود در این مجموعه هستند که میتوانند مکمل یکدیگر باشند و حرکتی موثر در این حوزه رقم بزنند.
خانۀ خلاق و نوآور ایلسا در حوزه سبکزندگی اسلامی: این مجموعه که جزو خانههای خلاق و نوآوری تازهتأسیس است، با شتابدهی به نوآفرینهای فعال در حوزه سبک زندگی اسلامی، ایدهها را رشد داده و وارد بازار میکند. این مجموعه با ارزیابی روندهای مختلف و تطبیق آن با نگرش و اصول خود به الگویی منحصربهفرد رسیده است. این مجموعه به طراحی الگویی پرداخت که با الگوهای غربی و خارجی رایج تفاوت داشت و با توجه به بوم، توانمندی و ظرفیتهای کشور الگوی خود را بازتعریف کرده است. زیرا با الگوهای موجود نمیتوانست سبکزندگی اسلامی را در کنار تکمیل چرخه اقتصادی ایدهها پوشش دهد. ایلسایار ساختاری تعریف شده است که از طریق افزونۀ عضویت، شبکۀ مردمی و مجموعهای از فعالان را برای این خانۀ خلاق در سراسر کشور تشکیل داده است. همین امر باعث شده این خانۀ خلاق و نوآور ظرفیت مناسبی برای حل مسئله از طریق دسترسی به شبکه مردمی خود در کشور داشته باشد؛ که با حفظ و تدوام این ارتباط و تعریف کارویژهها موجب افزایش مشارکت فرهنگی جامعه میشود. یک کسب و کار نوپا که ذیل این مجموعه فعالیت میکند. ذیل این خانۀ خلاق نوآوری 16کسب و کار نوپا (استارتاپ) در حوزه سبک زندگی اسلامی فعالیت میکند.
خانۀ خلاق و نوآور ستاپ در حوزه آموزش: هدف ستاپ بهینهشدن فضای تعلیم و تربیت، بهخصوص احیا و اجراییشدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. اصلیترین برنامه ستاپ ایدهبازاری است تحتعنوان «رویداد ملی ستاپ» که سالیانه برگزار میشود. در این ایده بازار ایدههایی که در حوزه آموزش و پرورش در طول سال به بلوغ خود رسیدهاند و قابلیت عرضه، جذب سرمایه و اجرا را دارند، ارائه شده و توسط سرمایهگذار و متخصصین در معرض داوری، حمایت و بازاریابی قرار میگیرند. علاوه بر آنچه بیان شد، برگزاری کارگاهها جهت توانمندسازی معلمها و کسبوکارهای حوزه تعلیم و تربیت و ارائه فضای کار اشتراکی ازجمله خدمات این خانۀ خلاق و نوآور است که با روند حاصل از تجربه خود و شبکه ارتباطاتی متخصصین و سرمایهگذاران بهصورت قابل توجهای توانسته جلب مشارکت فرهنگی کند و زمینه ایدهپردازی در زیستبوم آموزش را فراهم آورد.
مردمنما: یک کسبوکار نوپا (استارتآپ) در حوزۀ فناوری حقوقی است که بستری را برای پیگیری و حل مشکلات و مطالبات مشترک مردم از سادهترین راههای قانونی فراهم میکند، این مجموعه تلاش میکند مطالبات اجتماعی از مسیرهای قانونی و بدون نیاز به حرکتهای تند (رادیکال) آسانتر و محتملتر محقق گردد و با افزایش آگاهی اشخاص نسبت به حقوق قانونی خود و مسیرهای دسترسی به آنها با استفاده از تمام ابزارهای حقوقی کشور زمینه را برای احیای حقوق عامهی مردم فراهم کند تا افراد به علت محدودیتها از پیگیری رسیدن به حق خود منصرف نشود. برای تحقق این هدف از جمع سپاری مالی و تشکیل شبکهای از وکلا و متخصصین حقوقی، رسانهای و ... استفاده میکند و تاکنون در کارنامۀ خود چندین عملکرد موثر داشته است برای مثال کارزار (کمپین) «سایتهای شرطبندی» که از نوجوانان کلاهبرداری میکردند به ثمر رسید. آنچه مردمنما را متمایز میکند تمرکز بر بهرهگیری از ابزارهای حقوقی در مطالبات عمومی است. این ابزارها ضمانت اجرایی بالایی دارد. مجموعۀ مردمنما ممکن است فعالیتهای متنوعی در حوزه تخصصی خود داشته باشد اما اولویت اصلی خود را پیگیری دعاویهایی میگذارد که فراگیری زیادی دارد و در راستای تأمین حقوق عمومی جامعه و هر قشری از آن هستند.
9.وضعیت مطلوب خانههای خلاق و نوآوری
شیوههای افزایش نشاط فرهنگی تفکیکپذیر نیستند و هر سه دامنه خلاقیت، مشارکت و حمایت، در این زمینه نقش دارند. در خانههای خلاق و نوآوری، کارها مبتنی بر فرهنگ کار تیمی و مشارکت بوده و با بهرهوری بسیار بالا بهسوی موفقیت حرکت میکنند. این روندها بهدلیل فقدان مواجهه با اصطکاکهای اداری و مناسبات سازمانی پویا خواهند بود. بدینترتیب، بستری برای بروز خلاقیتها فراهم میآید خانههای خلاق و نوآوری میتوانند که در ترکیب با الگوی کار تشکیلاتی، مسئولیت اجتماعی و فعالیت فرهنگی در راستای تحقق آرمانهای جمهوری اسلامی، مسائلی مهم از کشور را حل کنند و به الگویی نوین و بومی در زیستبوم فرهنگی کشور تبدیل شوند. لذا، میتوان در الگوهای ارتباطی و مشارکت فرهنگی در کشور، روحیه تشکیلاتی و جهادی را بهعنوان عاملی مؤثر و علمی در زمینههای فرهنگی و بومی بیان کرد و لایههایی از آن را در خانههای خلاق و نوآوری بازجست.
با توجه به مباحث پیشگفته، برخی از مهمترین مؤلفههای نیل به الگویی مطلوب برای خانههای خلاق عبارتاند از:
الف) بهرهمندی از سرریزحمایتهای دولتی: خانههای خلاق و نوآوری نه باید یک نهاد کاملاً مستقل باشند و نه یک نهاد صرفاً وابسته و دولتی؛ حالت مطلوب، ساختاری مبتنی بر مشارکت فعالانی است که از دل مردم و متن جامعه برآمدهاند و از سرریز حمایتهای دولتی بهرهمند میشود. منظور از سر ریز حمایتهای دولتی اینست که حمایتهای دولتی در حوزه صنایع خلاق بیشتر بهصورت غیرمستقیم و عمدتاً غیرمالی بوده که رفع مانع میکنند. همچنین در جهت تسهیل عملکرد خانههای خلاق و نشاط زیستبوم خلاق دولت امکانات خود را در اختیارشان قرار دهد. رفع موانع قانونی، ایجاد فضا و بستر، مجوزدهی و بکارگیری مکانهای دولتی و فضاها و امکانات شهری و حتی متعلقات نمایندگیهای ایران در خارج و عرصۀ بینالملل حمایتهای دولتی هستند که در مفهوم خطمشیگذاری فرهنگی قابل فهم است. این اقدامها درکنار اینکه دولت بازار پرداز باشد و یا مشتری تولیدات فرهنگی مثلاً تولیدات در حوزه پویانمایی و... باشد، مفهوم سرریز حمایتهای دولتی را بازنمایی میکنند که ظرفیتهای آن هم از جانب سیاستگذاران و هم از جانب فعالان باید شناخته شده باشد. البته باید توجه داشت اینگونه حمایتها نباید حالت دائمی به خود بگیرند بلکه میبایست پس از بلوغ خانه خلاق، شیوههای تأمین بهسوی کاهش وابستگی به دولت سوق یافته و مشارکت فرهنگی مزیتهای رقابتی ایجاد کند. در این صورت است که میتوان حضوری پویا و فراگیر در بازار داشت و نشاط فرهنگی زیستبوم را ارتقا داد. زیرا تعریف نشاط فرهنگی تأکید میکند که فرهنگ و هنر از درون جامعه میجوشد نه اینکه صرفاً منابعی باشد که از بیرون به جامعه تزریق میشود.
ب) ورود به عرصه رقابت از طریق نقشآفرینی نخبگانی و در برداشتن ابزار فناورانه: نقشآفرینان خانههای خلاق با توجه به شرایط جامعه ایرانی، نخبگان عرصه خدمات دانشبنیان و فناوری و یا تولیدگران محصولاتی فرهنگی هستند که امکان حضور و رقابت در بازار و ایجاد ارزشافزوده در جامعه هدف را دارا هستند؛ لذا در شرایط کنونی برای ورود به عرصه رقابت باید متمرکز بر حوزههایی از فناوریهای فرهنگی و نرم شد که از فناوریهای روز بهره میبرند و یا خدمات مورد نیاز جامعه را تأمین میکنند. همچنین میتوان از ایدهپردازانی که از شناخت و توانمندی کافی پیرامون این حوزههای نوین برخوردارند، استفاده کرد.
ج) مسئلهمحور عمل کردن خانههای خلاق و نوآوری: نشاط فرهنگی زمانی در عرصه خانههای خلاق و نوآوری پدیدار میشود که با کسب شناخت دقیق از نیاز یا مسئله موجود، تقاضاهای بازار را نیز پوشش دهد. به همین خاطر است که عدهای از متخصصین حول موضوعها و مسائل جزئی اما واقعی و کاربردی شبکه میشوند؛ شبکههایی از افراد محدود و متخصص که ظرفیت حل مسائل بزرگ را دارند.
د) احراز توانمندی خانههای خلاق و نوآوری در حوزه شبکهسازی: با اینکه مشارکت، خلاقیت، حمایت، حل مسئله و... در بستر شبکهسازی محقق میشود، این امر در بسیاری از خانههای خلاق ضعفی جدی است. بهبیاندیگر، انگیزه دادن و راهبری تخصصی (منتورینگ) افراد خلاق بدون توانایی در ایجاد دسترسیشان به افراد متخصص و شبکهسازی، امری نافرجام بوده و نشاط فرهنگی درگروی همین شبکهها و استفاده از ظرفیت طبقه خلاق است.
مشارکت فرهنگی و رونق زیستبوم مردمی در فرهنگ و هنر حلقۀ مفقوده سیاستگذاری فرهنگی است. امروزه مفهوم مشارکت فرهنگی بسط یافته است و وجوه متنوع و اثربخش ویژهای دارد. ایدۀ خانههای خلاق و نوآوری ظرفیت مناسبی برای جذب مشارکت فرهنگی و ارتقای نشاط فرهنگی داشته و با توجه به این مقدمات، میتوان گفت اصل ایده خانههای خلاق و نوآوری امیدبخش و خوشبینانه است؛ اما باید در نظر داشت در حمایت و راهاندازی خانههای خلاق و نوآوری، هدف غایی آن یعنی نشاط، پویایی، حرکت و فعالیت در زیستبوم فرهنگی کشور تحقق یابد. خانههای خلاق گرچه عنوانی پرتکرار و آشنا است اما نهتنها برای جامعه، بلکه برای کنشگران فرهنگی نیز مشخص نیست که دقیقاً چه چیزی است و به چه پاسخ میدهد. چنین وضعیت مبهمی، خود نشان از اشاعهنیافتن و یا نقصان در زیستپذیری این ساختار دارد. که میتواند دو دلیل عمده داشته باشد:
الف) فقدان تناسب ساختار خانههای خلاق و نوآوری با زمینههای فرهنگی و بومی ایران: موفقیت هر نوآوری که به مشارکت فرهنگی وابسته است، بسته به تناسب با ویژگیهای فرهنگی و زیستی جوامع بوده یا بایستی به یک نیاز مهم پاسخ دهد. برای این منظور باید با تحقیق، شناسایی و ارزیابی، الگوهای موفق و شبکههای خلاق را توسعه دهیم. الگوهای نوین با ارائه نسخهای بومی و اشاعهپذیر، جلب مشارکت مردمی و همسویی با دستگاههای اجرایی و نیز مانعزدایی و ترویج خانههای خلاق و نوآوری در بستر مردمی، میتوانند از این آسیب عبور کنند.
ب) بهدلیل ناشناخته بودن خانههای خلاق در افکار عمومی ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم در رویکرد فرهنگی و مسئله مشارکت فرهنگی عملکرد مورد نظر را نداشته؛ خانههای خلاق و نوآوری در میان برنامههای این ستاد ظرفیت مناسبی برای ارتقا نشاط فرهنگی و مسئله مشارکت فرهنگی دارا هستند و اکنون نیاز به بازنگری و ساماندهی جدی دارند.
باید خانههای خلاق و نوآوری طبق ضرورت مشارکت فرهنگی با احیای یک روند فرهنگی مطلوب و بومی رشد کنند. در شکل 3 نیز روند فرهنگی مطلوب در خانههای خلاق و نوآوری صورتبندی شده است. با همین رویکرد، در ادامه به طرح پیشنهادهای سیاستی در این حوزه میپردازیم.
شکل 3. روند فرهنگی مطلوب در خانههای خلاق و نوآوری
مآخذ: نگارندگان.
10-1. پیشنهادها و راهبردهای سیاستی
مسئلهمحوری به خانههای خلاق امکان میدهد تا به چالشهای واقعی و نیازهای فرهنگی جامعه پاسخ دهند، که این به نوبه خود مشارکت فرهنگی را تقویت میکند. این مشارکت منجر به ایجاد حس همبستگی و تعامل در میان افراد جامعه میشود و در نهایت به افزایش نشاط فرهنگی میانجامد. به عبارت دیگر، مسئلهمحوری از طریق تمرکز بر نیازهای خاص جامعه، زمینهای برای فعالیتهای مشترک فرهنگی و خلق فرصتهای بومی فراهم میکند، که این خود زمینهساز ایجاد نشاط و پویایی فرهنگی است.با لحاظ رویکرد نقش «مسئلهمحوری» در خانههای خلاق در ارتقای «نشاط فرهنگی»، میتوان یکی از برجستهترین آسیبهای خانههای خلاق و نوآوری در کشور را ناهماهنگی جدی ایدهها با مسائل فرهنگی و نیاز مخاطب دانست. در واقع، حتی اگر ایدهپرداز، ایده خلاقانه و متناسبی با معیارهای نوآوری و خلاقیت داشته باشد، اما از آنجا که موضوعها موجود با مسائل عینی و مبتلابه فرهنگی و اجتماعی فاصله دارند، ایدههای ارائهشده نمیتوانند به آسانی با بازار پیوند خورده و زیستپذیر شوند. در این صورت پیوند آن با بازار بر دوش راهبر (منتور) نهاده میشود و بسیاری در این مرحله از حرکت باز میایستند. در ادامه، با توجه به آنچه در این گزارش مورد بحث و واکاوی قرار گرفت، پیشنهادهایی برای ارتقای وضعیت خانههای خلاق و نوآوری با هدف تحقق مشارکت و نشاط فرهنگی در جامعه، ارائه میشوند:
الف) فضای آزمون فرهنگی: در فضای آزمون فرهنگی کسبوکار و ایده بهواسطه تماس با مخاطب و بازخوردگیری مداوم، کمبودهای بازار یا نیازها را درک میکند، خود را اصلاح میکند و یا توسعه میدهد. فراهم کردن چنین فضایی، از آن جهت که موجب شناخت مسائل و آزمون پاسخها و راهحلها میشود، در مسئلهمحوری خانههای خلاق اهمیت ویژهای دارد. در این فرآیند هرچه موضوعها و مسائل جزئیتر و مشخصتر بوده و امکان شبکهسازی مبتنیبر دسترسی به افراد متخصص خلاق بیشتر باشد، اثرگذاری فراگیرتر خواهد بود.
ب) حل مسئله مبتنی بر جلب اعتماد سرمایهگذاران: مسئله اصلی خانههای خلاق و نوآوری مسئله سرمایهگذاری است، نهادهای دولتی، توانمندی و بودجه مکفی برای شتابدهی و سرمایهگذاری در این حوزه را ندارند (البته در صورت وجود منابع مکفی هم صرفاً تزریق اعتبارات پاسخگو نیست و ممکن است در بلندمدت به آفت خانههای خلاق تبدیل شود) اما امکاناتی دارند که میتوانند از این طریق سرمایهگذاران را جذب کنند، چه از لحاظ قانونی و تنظیم مقررات و چه از لحاظ زیرساختی مانند فضای استقرار، تسهیلات، اهرمهای سیاستگذاری مانند معافیتهای مالیاتی و غیره؛ این اقدامات میتواند اعتماد سرمایهگذاران را برای سرمایهگذاری در این عرصه جلب کند. (در گزارشی مستقل راجع به مفاد تقنینی مربوطه احکامی پیشنهاد خواهد شد)
همچنین مقتضی است برای کاهش ضعف سرمایهگذاری در تولید و صادرات صنایع خلاق و خدمات فرهنگی راهاندازی و تقویت صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه بخش فرهنگ و هنر مورد توجه قرار گیرد.
ج) حل مسئله مبتنیبر جلب مشارکت فرهنگی و ارتقای نشاط فرهنگی: فرصت مشارکت و حمایت در این بستر بایستی برای فعالان این حوزه فراهم شده و عرصه برای حل مسائل از طریق مردم و پویایی فرهنگی باز شود.
بنابراین، مقتضی است ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم با توجه به این سه محور خانههای خلاق و نوآوری را مورد بازبینی و ارزیابی قرار دهد. سپس اگر نتیجه ارزیابی این سه محور در موردی مطلوب نبود آن را منحل کند یا با مجموعهای دیگر ادغام کند و در صورت مطلوب و موفق بودن، خانۀ خلاق و نوآور را توسعه دهد. در این توسعه باید شرایط ذیل لحاظ شود:
10-2. نگاشت نهادی و راهکارهای تقنینی برای حل مسئله توسط خانههای خلاق و نوآوری
الف) حل مسئله مبتنیبر فضای آزمون فرهنگی: مقتضی است معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دیگر دستگاههای مربوطه اختیارات و فضاهای فرهنگی هنری را که با مخاطب عام در تماس است و میتواند بازاری هر چند کوچک برای صنایع خلاق باشد، در اختیار ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم و خانههای خلاق فعال مبتنیبر شایستهسالاری قرار دهد. باید ستاد روند آزمون فرهنگی و بررسیهای مستدل را خواهان شود که به موجب آن در این روند خانههای خلاق را با چشمانداز رسیدن به سطح توسعه و مرجعیت مناسب، بهبود و ارتقا دهند.
ب) حل مسئله مبتنیبر مشخص شدن سهم آن در زنجیره ارزش شرکتهای خلاق: معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری از طریق ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم، بایستی مطالبهگر و ناظر الگوی اقتصادی تعریفشده خانههای خلاق و نوآوری باشد تا کارآمدی آنها را ارتقا دهد. باید درصورتیکه خانه خلاقی پاسخگوی هدف اصلی شتابدهی نبوده و سهمی در زنجیره ارزش شرکتهای خلاق نداشته باشد، از سطح حمایتها کاسته شده یا نهایتا منحل شود. همچنین معافیتهای مالیاتی و حمایتها نباید موجب فقدان شفافیت و نامشخص بودن الگوی اقتصادی خانههای خلاق باشند؛ بلکه سازمان امور مالیاتی و سازمان بازرسی کل کشور باید در صورت معافیت هم از الگوی اقتصادی مطلع باشند.
ج) حل مسئله مبتنیبر جلب مشارکت فرهنگی و ارتقای نشاط فرهنگی: خانههای خلاق بایستی به ساختاری تبدیل شوند که محل رجوع جامعه و پاسخگوی مسائل مهمی از کشور و کنشگران این عرصه باشند. افزونبر این، زمینه را برای افزایش مشارکت فرهنگی جامعه و ارتقای نشاط فرهنگی فراهم آورند. در این راستا، انعقاد تفاهمنامهای میان ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم و مراکز سنجش و رصد فرهنگی میتواند راهگشا باشد. بهموجب این همکاری، امکان رصد و شناسایی مسائل جزئی و تخصصی در حوزه فرهنگ و هنر و بهطورخاص صنایع خلاق، بهصورت مستمر فراهم میشود. همچنین خانههای خلاق و نوآوری باید مکلف شوند پس از شناسایی مسئله، شبکهای از افراد مرتبط و کارآمد در بدنه جامعه تشکیل دهند تا براساس برخورداری از الگوی اقتصادی و پیشینه شتابدهی، ضمن حل مسئله، خود کنشگران نیز وارد بازار شوند. طبق تفاهمنامه مذکور، بایستی مسائل اصلی احصاشده به خانههای خلاق و نوآوری فعال ارجاع داده شوند تا طی آن خانههای خلاق از طریق شبکهسازی، مشارکت مردم را در پاسخگویی به مسائل روز افزایش دهند و با بهرهمندی از ظرفیت خلاقیتهای موجود در جامعه، مشارکت و نشاط فرهنگی را رقم زنند.
د) تداوم و اصلاح الگوی خانۀ خلاق و نوآور در بستر مصوبه «تأسیس شهر جهانی نوآوری و فناوریهای نرم، صنایع فرهنگی و خلاق»: همانطور که در نقد مصوبه پیش از این ارائه شد در این مصوبه هیچ اشارهای به سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم نشده است. ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم با توجه به بند (۵) ماده (۷) سند ملی توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم (مبنی بر ایجاد هماهنگی و همافزایی بین دستگاهی برای دستیابی به اهداف این سند) در روند تأسیس این شهر جهانی نوآوری دخیل شود و در اجرا، برنامهریزی، نظارت و تقویت نظر کارشناسی در ایجاد این ساختار ورود کند و از شبکه فعالین خانههای خلاق و نوآوری برای تقویت این بستر و از این شهر برای تقویت کارکرد خانههای خلاق و نوآوری بهره مکفی ببرد. همچنین سه دستگاه مخاطب مصوبه شهر جهانی نوآوری و فناوریهای نرم، پذیرا و همراه این ورود کارشناسی ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم باشند و اقدامها لازم برای بهبود سرمایه گذاری و جلب اعتماد سرمایه گذار در این حوزه را در پی گیرند.