خلاصه مدیریتی
توسعه متوازن و مانا علاوه بر جنبههای اقتصادی، تغییر رویکرد در ابعاد اجتماعی و محیطزیستی را نیز طلب میکند. در زمینه مدیریت منابع طبیعی، رویکردی یکپارچه با هدف به حداقل رساندن استفاده از منابع و تکیه بر مواد تجدیدپذیر بهمنظور بهینهسازی حداکثری چرخه منابع طبیعی، انرژی و زباله در شهرها مورد نیاز است. علاوه بر این، رویکرد مذکور باید رشد و توسعه سکونتگاههای انسانی و آسایش زیست و فعالیت شهروندان و ساکنان مناطق را به ارمغان آورده و پاسخی به مسائلی نظیر رشد نامتوازن جمعیت شهری و توزیع خدمات و امکانات در پهنه سرزمین باشد. با نگاه به شهرهای مدرن و جوامع امروزی، مشاهده میشود که با افزایش روزافزون روند شهرنشینی و گسترش مداوم وسعت شهرها، مشکلات محیطزیستی نیز با همان سرعت در حال بروز و تشدید است؛ موضوعی که معضلات بزرگی را متوجه ماهیت شهر بهعنوان موجودیتی اقتصادی-اجتماعی میکند. رویکرد بومشهر، از الگوهای نوین در این مقوله برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان و کاهش تأثیر شهرها بر منابع است. این رویکرد، تلاش میکند آسایش شهروندان و جامعه را با برنامهریزی و مدیریت شهری یکپارچه و بهرهگیری کامل از مزایای سیستمهای اکولوژیکی افزایش دهد. همچنین بهعنوان یک کاتالیزور برای تغییر و بهبود کیفیت محیطی در مناطق طبیعی و انسانساخت برای نسلهای آینده و ارتقای شرایط زیستی عمل میکند. اما به هنگام اجرا و در عرصه ظهور، گاه صرفاً ماهیت تبلیغاتی و تغییر وجهه بر تحقق اهداف این رویکرد سایه میافکند.
نظریه پردازان با وجود ارائه چشماندازی روشن از آینده رویکرد بومشهر، در تجارب اجرایی گاه هدفگذاریهای اصلی کمتر مورد توجه واقع شده و از این عنوان و رویکرد بهعنوان یک نشان (برندینگ) با جنبه تبلیغاتی استفاده میشود که محل نقد بسیاری از صاحبنظران است. در سالهای اخیر، برخی کشورها با محوریت بومشهر، پروژهها و آرمانشهرهای ایدئالی را معرفی کردهاند که بررسی دقیقتر مراحل اجرایی آنها تفاوتهای آشکاری بین تبلیغات و واقعیتها نشان میدهد. این گزارش به تشریح موانع اجرای بومشهر و مشکلات ناشی از اجرای ناصحیح آن در نمونههای جهانی میپردازد و هشدارهای لازم را به تصمیمگیران و برنامهریزان ارائه میدهد. این تحلیل بهمنظور رد این الگو نیست؛ چراکه برنامهها و سیاستهای توسعه و پیشرفت کشور همواره بر حفظ و نگهداری محیطزیست تأکید داشتهاند.
اگرچه ایدهپردازی و پیشنهاد بومشهرهای جدید در مرحله ایده و نظر امیدوارکننده بهنظر میرسد، اما رویکردهای معطوف به موضوع شهرهای جدید سبز و طبیعتمحور گهگاه در سلسلهمراتب اجرایی با موانع متعددی مواجه میشوند. از مهمترین چالشها در این زمینه میتوان به چگونگی اجرا و پیادهسازی آنها اشاره کرد؛ چراکه حتی برترین ایدهها ممکن است در مواجهه با محدودیتهای لجستیکی، مالی و سیاسی دچار تزلزل شوند. علاوه بر این، اثربخشی این رویکردها، بسته به بافت محلی ممکن است بسیار متفاوت باشد و تکرار موفقیتهای بهدست آمده دیگر را دشوار کند. مقاومت در برابر تغییر نیز میتواند عاملی در جهت تضعیف تلاشها برای ارائه رویکردهای نوآورانه باشد؛ موضوعی که نگرانی ذینفعان در مورد مشکلات احتمالی و آثار نامطلوب بر منافع خود را ایجاد کرده و درنهایت تردید در پذیرش استراتژیهای ناآشنا را در پی خواهد داشت. مضافاً پیچیدگیهای سیاسی و بوروکراتیک فرایندهای حکمرانی و تصمیمگیری برای شهرهای جدید نیز موانع مهمی ایجاد میکند که به اختلال یا انحراف ابتکارات نوین از مسیر پیشرفت منجر خواهد شد.
با وجود تلاشهای گسترده بهمنظور ترسیم خطمشی کلان در راستای دستیابی به بومشهر ایدئال، این شهرها اغلب با چالشهایی مواجهاند که از اهداف بلندپروازانه، برنامهریزی پیچیده و موانع پیشبینی نشده ناشی است. از دلایل اصلی شکست برخی از آنها، دشواری در دستیابی به تعادل هماهنگ بین پایداری محیطزیستی و دوام اقتصادی است. در بسیاری از موارد، چشمانداز اولیه ایجاد یک محیط شهری خودکفا و سبز با جنبههای عملی جذب مشاغل و ساکنان در تضاد است که به فشار مالی و عدم ماندگاری طولانیمدت منجر میشود. یکی دیگر از عوامل مؤثر، زیرساختهای ناکافی و نحوه پیادهسازی فناوریهای نوین است. بومشهرها اغلب به فناوریهای پیشرفته و زیرساختهای نوآورانه برای به حداقل رساندن آثار زیستمحیطی متکی هستند؛ بااینحال اگر این راهحلها بهدرستی یکپارچه نشده یا با مشکلات فنی مواجه شوند، میتواند مسیر عملکرد صحیح را مختل کرده و اعتماد عمومی را از بین ببرد. امری که درنهایت ممکن است به شکست در دستیابی به اهداف پایداری منجر شود. همچنین باید اشاره کرد مشارکت جامعه و عوامل اجتماعی نقش مهمی در رشد و شکوفایی پروژههای بومشهر دارند. ممکن است این شهرها بهدلیل عدم مشارکت در فرایندهای تصمیمگیری یا آگاهیرسانی ضعیف و ارتباطات ناکافی در مورد مزایای زندگی، برای جلب حمایت و مشارکت عمومی کافی با مشکلاتی مواجه شود؛ بدون حمایت و مشارکت جامعه، اجرای سیاستها و ابتکارات بومشهرها ناممکن میشود.
مبتنیبر بررسی و تحلیل نمونههای بومشهر و نظریات پیرامون آن و همچنین نقطهنظر متخصصان، راهکارهای پیشنهادی بهمنظور بهرهگیری در فرایندهای سیاستگذاری و برنامهریزی شهرهای جدید در کشور ارائه میشود:
ساختوسازهای نوین در فرایندهای برنامهریزی و طراحی شهری در چند دهه اخیر با شرایط مطلوب بومشناختی شهری تطابق ندارند و این امر شرایط نامناسب محیطزیستی را در مقیاس خرد برای محلات شهری و در مقیاس کلان برای شهرها و حوزههای فراشهری ایجاد کرده است. توسعه بومگرا، گفتمانی متأخر در معماری و شهرسازی بهشمار میآید و ریشه در جنبشهای محیطی قرن گذشته دارد. این رویکرد با تکیه بر چارچوبهای مفهومی همچون منظر بهعنوان سازنده، بومشناسی منظر و خدمات زیستبوم (اکوسیستمی)، افقهای جدیدی پیش روی شهرهای معاصر ایجاد کرده که در آن تضاد بین محیط طبیعی و محیط مصنوع رنگ باخته و شهر در قالب یک زیستبوم دربرگیرنده انسان صورتبندی میشود؛ بهطوریکه میتوان اظهار داشت از بسیاری جهات با راهبردهای شهرسازی امروزی که زاییده نگاه مدرن است فاصله گرفته و شیوهای نو در شکلدهی محیط مصنوع پایهگذاری میکند – شیوهای که از بسیاری جهات با شیوه معماری و شهرسازی مشرق زمین بهخصوص ایران و ملاحظات شهرسازی ایرانی - اسلامی، اشتراک، همخوانی و همگرایی دارد.
بومشهرها مناطقی شهری هستند که با تمرکز بر پایداری محیطی، رفاه اجتماعی و دوام اقتصادی طراحی و ساخته شدهاند. مفهوم بومشهر را نخستینبار ریچارد رجیستر سال 1987 در کتاب Ecocity Berkeley: Building Cities for a Healthy Future معرفی کرد [1]. در این دوره، عطف توجه به موضوع تعامل سازگار و مستمر زیست و فعالیت انسانی و محیط طبیعی، مفاهیم مشابه با ایده بومشهر نظیر اکوپلیس ، شهر پایدار ، شهر بدون کربن، باغشهر ، شهر سبز و شهر خودکفا در ادبیات شهرسازی جهان ارائه شد که هدف کلی این جنبشها، ادغام نگرانیهای زیستمحیطی و توازن توسعه یک شهر در محدوده ظرفیت حمل سیستم بومشناختی است. در جدول 1، الگوهای نزدیک به مفهوم بومشهر و ویژگیهای آنها توضیح داده شده است.
جدول 1. انواع و ویژگیهای رویکردهای معطوف به مفهوم بومشهر
Source: Newman et al., 2009.
مفهوم بومشهر در سالهای اخیر بهعنوان پاسخی به چالشهای محیطزیستی و روند شهرنشینی مطرح شده که بسیاری از شهرهای جهان با آن مواجهاند. بومشهرها سه رکن هرم پایداری یعنی مسائل محیطزیستی، مسائل اقتصادی و مسائل اجتماعی را شامل میشوند، از تفاوتهای بومشهر با سایر نظریههای پایداری، اولویتبندی ارکان است. در بومشهر، مسائل محیطزیستی مهمترین مسئله بوده و سایر مسائل را احاطه میکند. بومشهر، شهری دارای سلامت بومشناسی (اکولوژیک) و در توازن با طبیعت است. این شهر از طریق حفظ حوزههای طبیعی، بهرهوری انرژی، تناسب الگوهای زیستی در ترکیب با الگوهای حملونقل، استفاده از مصالح بومی و سایر اهداف پایداری ایجاد میشود. از اصلیترین وجوه تمایز این شهر با سایر شهرها میتوان به استفاده حداکثری از شیوههای حملونقل پایدار نظیر دوچرخهسواری و پیادهمداری و توجه به محلات و نواحی با اختلاط کاربری در یک شبکه چندمرکزی با حملونقل عمومی اشاره کرد که در ترکیب مناسب با فضاهای عمومی، عرصههای سبز و با رعایت اهداف میراث فرهنگی، مکانی جذاب را برای کار و زندگی فراهم میآورد.
بومشهرها فضاهایی خودکفا، سالم از نظر زیستمحیطی، حامی زیستبوم محلی و رفاه بشر و مصرفکننده بهاندازه تولید خود هستند؛ در یک تصویر ایدئال، این شهرها پسماند تولید نکرده و آلایندههای آزاد شده را جذب و پالایش میکنند. این شهرها با ادغام فناوریهای نوآورانه، زیرساختهای سازگار با محیط زیست و برنامهریزی شهری مدبرانه، توسعه شهری پایدار را در اولویت قرار میدهند. بومشهرها با اتخاذ ساختمانهای بهینه از نظر مصرف انرژی، فضاهای سبز، حملونقل عمومی کارآمد و منابع انرژی تجدیدپذیر، تلاش میکنند تا ردپای کربن خود را به حداقل برسانند و انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهند. این امر نهتنها به مبارزه با تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین کمک میکند، بلکه کیفیت آبوهوا را افزایش، تنوع زیستی را ارتقاء و عرصه زندگی سالمتری را برای ساکنان ایجاد میکند. میتوان بومشهرها را بهعنوان الگویی برای نمایش چگونگی زیست هماهنگ میان سکونتگاههای انسانی و طبیعت، الهامبخش پذیرش گستردهتر شیوههای پایدار و کمک به رفاه کلی سیاره معرفی کرد.
Source: Ecocity Builders and the International Ecocity Framework & Standards (IEFS), 2010.
بومشهرها علاوه بر مزایای زیستمحیطی، مزایای اقتصادی و اجتماعی را بههمراه دارند؛ سرمایهگذاریها و کسبوکارهای نوآورانه در فناوریهای پاک و صنایع پایدار را جذب و رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال را تقویت میکنند. تأکید آنها بر مشارکت طیفهای مختلف جامعه، شمول اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی، باعث ارتقای احساس تعلق در میان ساکنان آنها میشود. عناصر اصلی ساختوساز شهر اکولوژیکی عبارت است از انرژی پاک، کاهش مصرف انرژیهای فسیلی، حفظ منابع محیطی، تأکید بر فرهنگ و هویت ملی، توسعه فرهنگی اجتماعی و اصلاح سبک زندگی، عدالت اجتماعی، تأکید بر حملونقل عمومی و مسیرهای عابرمحور، تأکید بر فضای سبز، کاهش فاصله و جلوگیری از بزرگ شدن شهرها و توزیع مناسب جمعیت شهری. لذا این شهرها با ارائه حملونقل کارآمد، کاهش آلودگی و افزایش فضاهای سبز، سبک زندگی سالمتری همراه با کاهش استرس و بهبود سلامت روان ارائه میدهند. در اصل، بومشهرها بیانگر رویکردی جامع به توسعه شهری هستند که ابعاد زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را متعادل میکند و راه را بهسوی آیندهای روشن و هماهنگ برای زندگی شهری نشان میدهد.
شکل 2. تبیین ابعاد برنامهریزی، طراحی و مدیریت بومشهرها
مأخذ: نگارنده؛ برپایه استخراج از منابع مختلف.
در میان منابع حول موضوعهای مرتبط در اسناد و مطالعات صورت گرفته ازسوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، گزارش «ضرورت توجه به ظرفیت برُد محیطزیستی در طرحهای توسعه شهری با نگاه به وضعیت کلانشهر تهران» (شماره مسلسل 18888)، بیان میکند سرعت بالای رشد و گسترش شهری بههمراه رشد روزافزون جمعیت و مدیریت ناکارآمد، پیامدهای متعدد محیطزیستی نظیر آلودگی هوا، کاهش کمیت و کیفیت منابع آب، آلودگی صوتی، تخریب پوشش گیاهی و انباشت پسماندها را بههمراه داشته که تهدیدی جدی برای تابآوری و سلامت شهرهاست. در ادامه این گزارش، عدم تناسب بارگذاریهای گسترده انجام گرفته با ظرفیت محیطزیستی کلانشهر تهران و عدم امکان بارگذاری جدید در این کلانشهر را خاطرنشان کرده و ضرورت تحول در خطمشیها، برنامهریزی و مدیریت شهری و توجه به مفاهیمی نظیر ظرفیت تحمل محیطزیست در طرحهای توسعه شهری را گوشزد میکند. بدینمنظور، ایجاد سامانه پشتیبان تصمیمگیری مکانمند پایش محیطزیست شهری را پیشنهاد میدهد که تسهیل در کنترل وضعیت پایداری محیطزیست شهری و تصمیمگیری صحیح در برنامهریزی و مدیریت پایدار شهری را در پی خواهد داشت.
عطف توجه به کاربست فناوریهای نوین در فرایندهای توسعه شهری، گزارش «پیشدرآمدی بر تحققبخشی به مدل بلوغ شهر هوشمند در ایران»، ضمن تبیین مفهوم بلوغ هوشمند، آن را معیاری برای سنجش شهرها معرفی کرده است. سپس وجه افتراق و شباهت مدل بلوغ شهر هوشمند IDC، مدل بلوغ شهر هوشمند چشمانداز پایداری و مدل بلوغ شهر هوشمند برزیل را مورد بررسی قرار داده و درنهایت مدل بلوغ شهر هوشمند اتحادیه بینالمللی مخابرات را ارائه میدهد. همچنین گزارش «شهر هوشمند و الزامات قانونی آن» نیز با ماهیتی مشابه با گزارش قبل، پس از ارائه تعاریف، مبانی و مفاهیم مرتبط با شهر هوشمند، رویکردهای مدنظر این الگو را برمیشمرد که ازجمله آنها میتوان به رویکرد «شهر هوشمند پایدار» اشاره داشت. در این رویکرد، تمرکز بر جنبه سازگاری زیستمحیطی شهر است و مهمترین مسئله مدنظر آن، مصرف انرژی و آب است. رویکرد زیستمحیطی، توجه بسیار زیادی به مباحثی مثل صرفهجویی در مصرف انرژی، منابع جایگزین انرژی و بهرهورسازی وسایل ترابری دارد. در ادامه نیز مؤلفهها و ویژگیهای شهر هوشمند را مورد بررسی قرار داده و چگونگی عملیاتی ساختن این رویکرد را بیان میکند.
در میان منابع داخلی نیز مقاله «معیارهای شاکله بومشهر از دیدگاه نظریهپردازان» با هدف تدقیق معیارهای شاکله بومشهر، بهدنبال دستیابی به مبنایی برای سنجش تحققپذیری صحیح آن در بستر بومشناسانه خود است. روش انجام تحقیق پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی مبتنیبر مطالعه اسنادی نظریههای موجود و مقایسه تطبیقی نظریات مختلف در حوزه بومشهر بوده و نتایج آن نشان میدهد که انطباق محیط مصنوع با بستر طبیعی، بوم و اقلیم، مشهود بودن سرانه بالای فضای سبز در سطح شهر، پرهیز از گستردگی شهری، اختلاط کاربری، اولویت دسترسی پیاده و دوچرخه و حملونقل عمومی، نمود استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در سطح شهر، سلامت جریانها و منابع آبی در سطح شهر، مشهود بودن تنوع زیستی در شهر و وجود نمادهایی در شهر بهمنظور ارتقای حس تعلق به مکان در شهروندان، ازجمله معیارهای اصلی شاکله بومشهر است که بهعنوان طرحی بالادست لحاظ شده و قابلیت انطباق با شاخصههای بستر بومی خود را داشته و در آن بازتعریف میشود.
در مقاله دیگری با عنوان «ریشهها و مفاهیم توسعه منظرگرا-بومگرا و زمینههای مشترک آن با معماری و شهرسازی ایرانی»، نویسنده اظهار میکند در الگوی توسعه منظرگرا-بومگرا با تکیه بر چارچوبهای مفهومی همچون منظر بهعنوان واحد سازنده، بومشناسی منظر و خدمات اکوسیستمی، افقهای جدیدی پیش روی شهرهای معاصر میگذارد که در آن تضاد بین محیط طبیعی و محیط مصنوع رنگ میبازد و شهر در قالب یک اکوسیستم دربرگیرنده انسان صورتبندی میشود؛ بهطوریکه میتوان گفت از بسیاری جهات با راهبردهای شهرسازی متداول امروز که زاییده نگاه مدرن است فاصله میگیرد و شیوهای نو در شکلدهی محیط مصنوع پایهگذاری میکند. ازطرفی با مداقه در اصول و راهبردهای اصلی این مکتب میتوان اشتراکات بسیاری با معماری و شهرسازی شرق بهخصوص معماری ایرانی بازشناخت؛ بهطوریکه میتوان آن را نقطه تلاقی معماری و شهرسازی غرب و معماری بومی ایران و همچنین راهکاری برای تداوم و تکامل آن در دنیای امروز دانست. در این راستا این مقاله میکوشد تا ابتدا با رویکردی تحلیلی- توصیفی به واکاوی مفاهیم، ریشهها و الگوهای مستتر این شاخه بهعنوان محصول همافزایی دو نحله شهرسازی منظرگرا و شهرسازی بومگرا بپردازد و بیانیهای هرچند ناکامل از آن ارائه دهد و سپس اشتراکات آن را با معماری و شهرسازی ایرانی ذیل مفاهیمی همچون توسعه تدریجی، یکپارچگی، آمیختگی با طبیعت، چند دانشی بودن، پیوستگی با سیاست و بومگرایی معرفی کند.
از آنجا بومشهرها را میتوان در زمره شهرهای جدید متکی بر برنامهریزی و مدیریت از پیش اندیشیده شده به حساب آورد، مرور قوانین و مقررات مربوط به موضوع شهرهای جدید در میان منابع تقنینی کشور ضروری به نظر میرسد. در این میان نخستین توجه به مقوله شهرهای جدید را در ایران میتوان بهطور غیرمستقیم در «آییننامه مربوط به استفاده از اراضی احداث بنا و تأسیسات در خارج از محدوده قانونی و حریم شهرها» مصوب 1355/02/۲۷ هیئتوزیران (تصحیح و الحاق 1۳۹۱/02/1۰) و بنا به پیشنهاد وزارت راه و شهرسازی و به استناد ماده (۸) «قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی و تعیین وظایف آن» (مصوب 1۳۵۳/04/1۶) یافت. سند مذکور، شهرکهای مسکونی را با حداقل جمعیت ۲۰۰۰ نفر در حداقل ۵۰۰ قطعه و بهعنوان محلی در خارج از حریم شهرها تعریف کرده که برای احداث واحدهای مسکونی قابل تملک شخصی بههمراه همه بناها و تأسیسات موردنیاز عمومی و اجتماعی سکنه بهصورت مجتمع برای سکونت دائم و تأمین نیازهای عمومی و اجتماعی و رفاهی شاغلان بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی یک منطقه یا بهمنظور استفاده گردشگری، تفریحی، زیارتی، تجارتی، تحقیقات و فنّاوری و سایر شهرکهای تخصصی (بهاستثنای شهرکهای صنعتی که تابع ضوابط خاص خود است) ایجاد کرده و مسئولیت اداره آن را به هیئتامنا واگذار کرده است. همچنین آییننامه مذکور هرگونه ساختوساز در شهرکها را تابع ضوابط و طرح مصوب قانونی و طبق دستورالعمل مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۲۷ ترویج شهرکسازی در کشور مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران میداند.
با وجود مورد فوقالذکر، اولین سند قانونی حول موضوع شهرهای جدید در کشور، «آییننامه ایجاد و احداث شهرهای جدید» مصوب ۱۳۷۱/05/۲۵ هیئت وزیران است که در 13 ماده و به استناد تبصره «۵» ماده (۱۱) و ماده (۱۷) «قانون زمین شهری» (مصوب ۱۳۶۶/06/۲۲) و مواد (۷) و (۸) قانون «تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به مسکن و شهرسازی و تعیین وظایف آن» (مصوب 1۳۵۳/04/1۶) ارائه شده است. سند مذکور با هدف تبیین تعاریف ابتدایی مربوطه و روند احداث شهرهای جدید، پس از تعیین حدود جمعیتی و الزامات مکانیابی و تأسیس، چگونگی واگذاری اراضی و دستورالعمل همکاری دستگاههای مشارکتکننده در مدیریت پهنههای مختص به این شهرها را تدوین کرده است.
دومین سند پیرامون این موضوع، «قانون ایجاد شهرهای جدید» مشتمل بر 15 ماده و 5 تبصره، مصوب ۱۳۸۰/10/۲۷ است که «شهر جدید» در ماده (1) آن، به نقاط جمعیتی اطلاق شده که در چارچوب طرح مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و در خارج از محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهرها (هرکدام که بزرگتر باشد) برای اسکان حداقل سی هزار نفر بهاضافه ساختمانها و تأسیسات موردنیاز عمومی، خدماتی، اجتماعی و اقتصادی ساکنان آن پیشبینی شده باشد. در ادامه نیز الزامات و مقررات مربوط به مکانیابی، چارچوب نگارش طرحهای جامع و تفصیلی و دستورالعملهای مربوط به شرکت عمران شهرهای جدید و سایر نهادهای وابسته و ذینفع در این شهرها مدون و مشخص شده است. ذیل قانون مذکور، هیئت وزیران بنا به پیشنهاد شماره 02/100/1879 (مورخ 1۳۸۱/04/1۸) وزارت مسکن و شهرسازی و به استناد ماده (15) قانون ایجاد شهرهای جدید، «آییننامه اجرایی قانون ایجاد شهرهای جدید» (مصوب 1۳۸۲/05/1۵) را ارائه کرده است. این سند در 3 فصل و 33 ماده، کوششی است در جهت تکمیل و تدقیق قانون ایجاد شهرهای جدید که بهطور تفصیلی، الزامات مکانیابی، برنامهریزی و مدیریت شهرهای جدید، وظایف هریک از دستگاههای مربوطه و چگونگی تأمین مالی و تخصیص اعتبارات به پروژههای مربوطه را تشریح کرده است. علاوه بر آن نیز پیرو قانون مذکور میتوان به «دستورالعمل ترویج شهرکسازی کشور» مصوب ۱۳۹۹/02/۰۸ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران اشاره داشت. این دستورالعمل مشتمل بر 15 ماده و 5 پیوست، بهمنظور ترویج شهرکسازی و بهرهگیری بهینه از ظرفیتها و پتانسیلهای بالقوه سرزمینی منطبق با اهداف کلان و سیاستهای دولت پیرامون ایجاد محیطزیست مطلوب و ضرورت توجه به نیازهای اقامتی، آموزشی، فعالیتهای دانشبنیان، ورزشی، تولیدی و ... آحاد جامعه و همچنین لزوم انتظامبخشی و ساماندهی به امر شهرکسازی در کشور بهجهت پیشگیری از بروز تخلفات و ساختوسازهای غیرمجاز در خارج از حریم شهرها تهیه و تدوین شده که معاونت شهرسازی و معماری وزارت راه و شهرسازی، شرکت عمران شهرهای جدید و ادارات کل راه و شهرسازی استانها را به اجرای شش رهنمود ذیل آن مکلف کرده است.
اصول چهلوپنجم و پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از اهمیت زیادی در زمینه شهرسازی سازگار با محیط زیست برخوردار است؛ طبق اصل پنجاه قانون اساسی، «در جمهوری اسلامی، حفاظت از محیطزیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد. ازاینرو فعالیتهای اقتصادی و غیر آنکه با آلودگی محیطزیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است». از طریق این اصل مترقی، مبانی حفاظت از محیطزیست در نظام حقوقی ایران شکلگرفته و شاید پیش از توجه جهانی به مقولات توسعه پایدار و حقوق نسلهای فعلی و آینده در قوانین و طرحهای توسعه لازم میشود. در کنار این اصل باید به اصل چهلوپنجم نیز اشاره کرد؛ زیرا اصل مزبور بخشی از عناصر زیستمحیطی را در قالب «انفال و ثروتهای عمومی» بیان میکند و آنها را در اختیار حکومت اسلامی قرار میدهد تا طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل کند.
همسو با قانون مذکور، قوانین و مصوبات متعدد دیگری در سطح ملی بهمنظور حفاظت از محیط طبیعی تصویب و ابلاغ شده است. در این میان میتوان به «قانون هوای پاک» (مصوب 1396/04/25)، مشتمل بر 34 ماده، 39 تبصره و 8 آییننامه اشاره داشت که دستگاههای مختلف اجرایی کشور را مکلف کرده تا به تناسب وظایف خود، اقدامهایی برای کنترل آلودگی هوا انجام دهند.
۱. برمبنای مطالعات اکوسیتی بیلدرز با همکاری انستیتو تکنولوژی بریتیش کلمبیا، چارچوب نظری بومشهر، از طریق ارائه شبکهای از عوامل بههم پیوسته، تدوین روششناسی منسجم و معرفی ابزارهای سنجش و ارزیابی، گامهای لازم و رو به جلو یک شهر برای دستیابی به اهداف نهایی مفهوم بومشهر را در طیفی از سنجههای مهم، از «ناسالم» تا سطوح چندگانه «شهر سبز» و «بومشهر» و درنهایت مقیاس سیاره «گایا»ترسیم میکند. این دستورالعمل، با تکیه بر 18 شاخص سازماندهی شده و چهار معیار اساسی - طراحی شهری، شرایط زیست ژئوفیزیکی، الزامات اکولوژیکی و شرایط اجتماعی - فرهنگی، شهرهای داوطلب رویکرد بوممدار را قادر میسازد تا سلامت و عملکرد کلی اکولوژیکی خود را ارزیابی کنند.
جدول 2. چارچوب سنجش مبانی بومشهر
|
ابعاد |
معیارها |
ناسالم |
شهر سبز 1 |
شهر سبز 2 |
شهر سبز 3 |
بوم شهر 1 |
بوم شهر 2 |
بوم شهر 3 |
مقیاس سیاره گایا |
|
10- |
7/5- |
5- |
2/5- |
2/5+ |
5+ |
7/5+ |
10+ |
||
|
طراحی شهری |
دسترسی از طریق مجاورت |
کمبود امکانات، مسافت غیرقابل پیادهروی |
|
|
|
قابل پیادهروی و قابلدسترس |
|
|
کامل و پایدار |
|
مسکن ایمن و قابل استطاعت |
ناایمن و غیرقابل استطاعت |
|
|
|
ایمن و مقرونبهصرفه |
|
|
ایمن و مقرونبهصرفه |
|
|
ساختمان سبز |
منابع ناکارآمد، بیهوده و ناسالم |
|
|
|
کارآمدی و سلامت منابع |
|
|
احیاکننده |
|
|
حملونقل دوستدار طبیعت |
آسیبرسان به محیطزیست |
|
|
|
بدون آسیب |
|
|
بهبوددهنده محیطزیست |
|
|
ویژگیهای زیستی ژئوفیزیکی |
هوا |
آلوده |
|
|
|
پاک |
|
|
پالایشگر |
|
آب |
آلوده و هدر رفته |
|
|
|
پاک و ایمن |
|
|
پالایشگر |
|
|
خاک |
از بین رفته |
|
|
|
سالم |
|
|
بازیاب |
|
|
منابع زمین |
تهی شده |
|
|
|
پاسخگو |
|
|
پایدار |
|
|
انرژی |
تجدیدناپذیر |
|
|
|
پاک و تجدیدپذیر |
|
|
پاک و تجدیدپذیر |
|
|
غذا |
فراهم نشده |
|
|
|
سالم و در دسترس |
|
|
مغذی و فراوان |
|
|
ویژگیهای اجتماعی -–فرهنگی |
فرهنگ |
حمایت نشده |
|
|
|
سالم و حمایت شده |
|
|
پرورش داده شده |
|
حکمروایی و ظرفیت اجتماعی |
غیرمشارکتی و نسنجیده |
|
|
|
سالم و مشارکتی |
|
|
به بهترین شکل سازماندهی و مشارکتی |
|
|
اقتصاد |
مخرب اقتصاد محیطزیستی |
|
|
|
سالم و منصفانه |
|
|
بازیابی اقتصاد محیطزیستی |
|
|
آموزش |
فراهم نشده |
|
|
|
مادامالعمر و در دسترس |
|
|
تأمین شده برای همه |
|
|
رفاه و تندرستی |
ناعادلانه و نقص شده |
|
|
|
رضایت از کیفیت زندگی |
|
|
عدالت، صلح و خرسندی |
|
|
الزامات زیستمحیطی |
تنوع زیستی |
در معرض خطر |
|
|
|
سالم |
|
|
پایدار |
|
ظرفیت قابل تحمل زمین |
ورای تحمل |
|
|
|
اثرات کم |
|
|
منطبق بر محدودیتهای زیستی |
|
|
یکپارچگی زیستمحیطی |
ضعیف و ناسالم |
|
|
|
سالم |
|
|
قوی و با قابلیت بازیابی |
|
|
مجموع امتیازات |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Sourc: Ecocitybuilders & British Columbia Institute of Technology, 2011.
جدول 3. معرفی معیارها و شاخصهای چارچوب مبانی بومشهر
|
معیار |
شاخص |
توضیح |
|
طراحی شهری Urban Design |
دسترسی از طریق مجاورت |
امکان دسترسی ساکنان به مقاصد روزانه (مانند خردهفروشی، خدمات و اشتغال) با پای پیاده، دوچرخه یا حملونقل عمومی، موجب کاهش استفاده از وسایل نقلیه شخصی، افزایش بهرهوری انرژی و حفاظت از زمین، ارتقای سطح سرزندگی و ایمنی عرصه شهری و شکلگیری فرصتهایی برای تعاملات فیزیکی شهروندان میشود. هرچه درصد سفرهای انجام شده با این حالتهای پایدار بیشتر باشد، سفرهای کمتری با ماشین شخصی انجام میشود و بنابراین حملونقل شهری پایدارتری مشاهده خواهد شد. |
|
مسکن ایمن و قابل استطاعت |
خانههای مقرونبهصرفه ازجمله برای خانوارهای کمدرآمد، بدون نیاز به تعمیرات اساسی و با امکانات و خدمات عملیاتی که آسایش حرارتی را فراهم کرده و از خطرات محیطی یا انسانی محافظت میشوند. |
|
|
ساختمان سبز |
ساختمانها و نوسازیهای جدید از نظر پایداری محیطی و استانداردهای ساختمان سبز ارزیابی میشوند. |
|
|
حملونقل دوستدار محیطزیست |
حملونقل غیرموتوری حمایت و تشویق میشود و بخش قابلتوجهی از مردم برای سفرهای زیر 5 کیلومتر از آن استفاده میکنند. هدف، تقسیم روشهای مدنظر بعد دسترسی از طریق مجاورت است که در آن 80 درصد از سفرها با پیادهروی، دوچرخهسواری یا حملونقل عمومی کمآلاینده انجام میشود. |
|
|
زیست ژئوفیزیک |
هوای پاک Clean Air |
شهر سطحی از کیفیت هوا را حفظ میکند که برای سلامتی در ساختمانها، هوای شهر و جو مفید است. شرایط کلی برای تنوع زیستی سالم و زندگی سالم در این سیاره مشروط به حفظ جو سالم است. |
|
آب تمیز و سالم |
ساکنان دسترسی کافی و مستمر به آب آشامیدنی و مصارف خانگی مناسب و مقرونبهصرفه دارند. منابع آب شهری، آبراههها و بدنههای آبی سالم هستند و بدون تأثیر منفی بر اکوسیستمها کار میکنند. |
|
|
خاک سالم |
عملکرد و وظایف خاک با طیف وسیعی از کارکردهای زیستبوم سالم مطابق با انواع و محیطهای آنها مطابقت دارد؛ در بومشهر، باروری خاک، حفظ یا بهبود مییابد. |
|
|
منابع / مواد مسئولیتپذیر |
تخصیص، مدیریت و بازیافت مدبرانه و عادلانه مواد و منابع غذایی و زیستی که تجدیدپذیر باشند. فرایندی که تأثیر نامطلوب بر سلامت انسانها نداشته، منعطف بوده و دوستدار محیط زیست است. |
|
|
انرژیهای پاک و تجدیدپذیر |
انرژی بدون تأثیرات منفی قابلتوجه بر اکوسیستمها یا سلامت کوتاهمدت یا بلندمدت انسان و سیاره و همچنین تشدید تغییرات آبوهوایی، تهیه، استخراج، تولید و مصرف میشود. |
|
|
غذای سالم و در دسترس |
مقادیر کافی غذای سالم و مغذی در دسترس همه است که با فرایندهایی که عملکرد سالم اکوسیستمها را مختل و تغییرات آبوهوایی را تشدید نمیکند، رشد، تولید، توزیع و بازیافت میشود. |
|
|
فرهنگی – اجتماعی |
فرهنگ سالم |
در بومشهرها، فعالیتهای فرهنگی در راستای افزایش آگاهی در مورد شرایط محیطزیست پیرامون تقویت، الگوهای دانش انسانی و بیان خلاق تسهیل و تفکر نمادین و یادگیری اجتماعی ترغیب میشود. |
|
ظرفیت جامعه / حکمروایی |
مشارکت کامل و عادلانه جامعه در فرایندهای تصمیمگیری همراه با حمایت حقوقی، فیزیکی و سازمانی از محلهها، سازمانهای اجتماعی، مؤسسهها و آژانسها برای ارتقای ظرفیتهای آنها. |
|
|
اقتصاد سالم و عادلانه |
حمایت مداوم اقتصاد شهر از فعالیتهای اقتصادی کاهنده آسیبهای اجتماعی و اقتصادی که همسو با سلامت محیطزیست و جوامع بشری، سطح بالایی از گزینههای شغلی محلی و عادلانه را ارائه میدهد. |
|
|
آموزش مادامالعمر |
ساکنان به آموزش مادامالعمر ازجمله دسترسی به اطلاعات در مورد تاریخ مکان، فرهنگ، بومشناسی و سنت دسترسی دارند که از طریق آموزش رسمی و غیررسمی، آموزش حرفهای و سایر نهادهای اجتماعی ارائه میشود. |
|
|
کیفیت زندگی |
ساکنان از کیفیت زندگی خود ازجمله شغل، محیط انسانساخت، محیط و مناظر طبیعی، سلامت جسمی و روانی، آموزش، ایمنی، تفریح، اوقات فراغت و تعلق اجتماعی رضایت دارند. |
|
|
ملزومات زیستمحیطی |
تنوع زیستی سالم |
برمبنای چشمانداز پایداری، این شهر، حافظ و احیاگر تنوعهای زیستی گونهها، اکوسیستمها و مناظر طبیعی در سطوح محلی، منطقهای و جهانی است. |
|
ظرفیت تحمل زمین |
تقاضا برای اکوسیستمها در محدوده ظرفیت زیستی زمین است، منابع بهصورت ترمیمی پردازش و از یکپارچگی اکولوژیکی منطقه پشتیبانی میشود. |
|
|
یکپارچگی زیستمحیطی |
پیوندهای اساسی درون و بین اکوسیستمها حفظ میشود و نواحی زیستگاهی و دالانهای اکولوژیکی بههمپیوسته را فراهم میکنند. |
Source: Ecocitybuilders & British Columbia Institute of Technology, 2011.
پروژههای بومشهر عمدتاً بهعنوان نمونههای آزمایشی شروع شدند که در آن فناوریهای نوظهور و پاک در مقیاس کوچک بهکار گرفته میشود. در موارد دیگر، بهبودهای گامبهگام و تدریجی صرفاً با افزودن فضاهای سبز یا کاهش آلودگیها به نظام شهری موجود صورت میگیرد. بااینحال، تلاشهای اخیر حول موضوع توسعه بومشهرها، برنامههای اجتماعی-اقتصادی گستردهتری را شامل میشود؛ مانند ایجاد اشتغال و فرصتهای تجاری در پهنههای سبز شهر و منطقه، ارائه خدمات حملونقل عمومی و خدمات شهری همسو با محیطزیست و ترویج برنامهریزی کاربری پایدار.
علاوه بر آن از اعتباری که بومشهرها برای کشورها و جوامع میزبان خود بهارمغان میآورند نباید غافل شد؛ با سرمایهگذاری در پروژههای بومشهرها، کشورها قصد دارند خود را در زمره جوامع الگو و پیشرو در مسیر توسعه قرار دهند و دیگران را برای اتخاذ شیوههای پایدار مشابه ترغیب کنند. به سبب ارتباط مستمر و پیوندهای گسترده تکنولوژیهای روز با مقولات مربوط به الگوی بومشهر، پروژههای ذیل آن میتوانند بهعنوان قطبهایی برای تحقیق، نوآوری، آموزش، جذب استعدادها و سرمایهگذاریهای کلان از سراسر جهان عمل کنند. ازاینرو به کشورهای میزبان امکان جلب توجهات، برندسازی و تبلیغات گسترده بینالمللی برای تقویت شهرت و شاخصسازی یک منطقه یا کشور بهعنوان رهبران آینده شهرهای پایدار را خواهد داد. بااینحال، درک این نکته ضروری است که انگیزه اصلی پروژه بومشهرها رسیدگی به چالشهای فراوان محیطزیستی و اجتماعی بهجای افزایش اعتبار ملی است.
با این وجود بسیاری از پروژههای بومشهر با شکست مواجه شده و نتوانستند آنچه مدنظر برنامهریزان و مدیران دولتی بود را برآورده سازند. عمده مطالعات صورت گرفته در این حوزه، معطوف به نکات مثبت، نوآوریها و چشمانداز زیبای پروژههای بومشهر بوده و توجه کمی به جنبههای منفی و دلایل شکست و عدم توفیق عمومی به این پروژهها شده است. ازاینرو، گزارش حاضر به معرفی و سنجش چهار پروژه بومشهر مصدرسیتی (امارات متحده عربی)، نئوم (عربستان سعودی)، دانگتان (جمهوری خلق چین) و آرکاداغ (ترکمنستان) پرداخته و در انتها ضمن برشماری معضلات و مشکلات اصلی در هریک، پیشنهادها و راهکاریهای راهبردی را بهمنظور ترسیم خطمشی و پرهیز از تکرار این اشتباهها در کشورمان ارائه میدهد. انتخاب نمونههای مذکور در وهله اول به سبب موقعیت، قرابت و تعمیمپذیری نسبی با شرایط ایران است. مرور این موارد و دستیابی به افق دید تصمیمگیران و برنامهریزان آنها، کمک شایانی در درک روندهای نوین توسعه شهری در کشورهای همسایه خواهد کرد. ازسویدیگر بنا بر نظر متخصصان امر، در هر چهار شهر مورد مطالعه، بیش از آنکه پاسخی به مشکلات و معضلات محیطزیستی و اقتصادی – اجتماعی جوامع انسانی نوین باشند، ماهیت تبلیغاتی در شکلگیری آنها غلبه داشته است.
4-1. شهر مصدر؛ ابوظبی (امارات متحده عربی)
|
Masdar City |
|
|
موقعیت |
امیرنشین ابوظبی، امارات متحده عربی |
|
مساحت |
6 کیلومترمربع (600 هکتار) |
|
جمعیت |
50 هزار شهروند و 40 هزار مراجعهکننده |
|
سال شروع |
2006 |
|
سال پایان |
2030 |
|
مشاور طرح |
Foster + Partners |
|
اهداف |
|
شهر مصدر ماحصل دگرگونی و تغییر ماهیت چالشهای محلی مورد نظر دولت ابوظبی است که از طریق نظریه نوسازی زیستمحیطی ایجاد شده و با کارگروهی چندملیتی نظارت و توسط شرکت دولتی «ابتکار مصدر» محقق میشود. این شهر، متناسب با چالشهای پیش روی طبقه حاکم طراحی شده و به برنامه سیاستی گستردهتری میپردازد که بهدنبال بازسازی و گسترش اقتصاد محلی از طریق بازسازی و گسترش محیط انسانساخت است. با توسعه، ادغام و تجاریسازی فناوریهای پاک، پروژه بومشهر اماراتی از نگرانیهای محیطزیستی برای ایجاد سود بهره میبرد. این شهر جدید که بهنوعی آزمایشگاه و نمایشگاهی برای عرضه محصولات فناوری پاک محسوب میشود، توسط دولت ابوظبی برای ایجاد مشاغل غیرنفتی با هدف دوگانه: 1. تنوعبخشیدن به اقتصاد و 2. تولید منابع انرژی جایگزین، تأمین مالی و مورد استفاده قرار میگیرد؛ در این وضعیت، شهر مصدر از آنجا که میتواند نظام اقتصادی و سیاسی خود را حفظ کند، پایدار است. بااینحال، با وجود منطق مدرنسازی محیطزیستی، این پروژه بهشدت با چالشهای داخلی بین منافع اقتصادی و نگرانیهای محیطزیستی تضعیف میشود؛ چالشی که درنهایت پتانسیل پایداری شهر جدید را از بین میبرد [9] [10].
شکل 3. موقعیت بومشهر مصدرسیتی
Source: Cugurullo & Ponzini, 2018.
نحوه درک و اجرای پایداری در مصدرسیتی بازتابی از چشمانداز سال 2030 نوشته شده برای آن است. این شهر جدید از اولویتهای سیاستی تعیین شده در چشمانداز اقتصادی و برنامهریزی شهری 2030 پیروی و پایداری را بهعنوان عاملی برای کسب سود و موفقیت تجاری تفسیر میکند و به هدف کلی تنوع بخشیدن به اقتصاد ابوظبی میپردازد. بنابر اظهارات مقامات محلی، هدف شهر مصدر «تجاری کردن پایداری» است که با توسعه و تجاریسازی فناوریهای پاک انجام میشود. علاوه بر منبعی مولد برای تولید انرژیهای پاک، این شهر مولد درآمدهایی است که سبد اقتصادی ابوظبی را گسترش میدهد و درنتیجه اقتصاد محلی و بودجه دولتی خود را نیز حفظ میکند. درک برنامهریزان و مدیران مصدرسیتی از پایداری، توسعه شهری را صرفاً در قالب اقتصادی تفسیر میکند.
در پروژه مصدرسیتی، شهر بهعنوان وسیلهای برای تولید سود بیشتر شناخته شده و شهر پایدار بهعنوان ابزاری درآمدزا در آینده در نظر گرفته میشود. از مراحل اولیه پروژه، ایدههای زیربنایی شهر مصدر براساس اهداف اقتصادی پرورش داده شده است. مدیری از شرکت دولتی ابتکار مصدر در مصاحبهای مدعی شد: «نباید با شهر مصدر بهعنوان یک مؤسسه خیریه رفتار کرد؛ پولی دارد که دولت به آن داده و انتظار دارد بازدهی سرمایهگذاری را ببیند». همچنین مدیرعامل پروژه بیان میکند پشت هر گام از مراحل، محاسبات اقتصادی دقیقی وجود دارد و درنهایت چیزی تأیید نمیشود مگر اینکه (الف) در چارچوب بودجه باشد و (ب) مولد اقتصادی و درآمدزا باشد. این قانون در مورد تعدادی از عناصر پروژه شهر مصدر مانند راهبردهای برنامهریزی، معماری، مصالح و فناوریها صدق میکند و به گفته مدیر پروژه، به همین دلیل است که شهر مصدر نمونهای از توسعه پایدار شهری است. از نظر او، شهر جدید تاآنجایی پایدار است که «مقرونبهصرفه» و «از لحاظ اقتصادی عملیاتی» باشد. وی استدلال میکند: «من هزینهام را میپردازم و پول درمیآورم» و با این کلمات نظرات مدیران پروژه را به تصویر میکشد.
شکل 4. طرح مفهومی شهر مصدر پس از تکمیل
Source: masdarcity.ae
بااینحال، این واقعیت که پروژه اکوسیتی امارات نشان داده که دارای پتانسیل سودآوری اقتصادی است، لزوماً مصدرسیتی را پایدار نمیکند. سه مشکل اصلی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود: نخست اینکه تمرکز مصدرسیتی بیش از حد بر جنبههای اقتصادی پایداری است و نگرانیهای اجتماعی و زیستمحیطی یا توسعهنیافته یا بدتر از آن، نادیده گرفته شده است. سیاست شهر مصدر یک سیاست مصلحتاندیشی است که در آن هدف وسیله را توجیه میکند؛ سیاستی که با پیروی از یک منطق ماکیاولیستی، آماده است تا عملکرد محیطزیستی و اجتماعی شهر جدید را برای حداکثر کردن عملکرد اقتصادی قربانی کند. هدف ابتکار مصدر این است که بهسرعت یک سکوی بیبدیل برای نمایش فناوری پایدار در مقیاس تجاری بسازد و به برخی از حیاتیترین چالشهای اجتماعی و محیطزیستی که در بین توسعهدهندگان و اجرای پروژههای بومشهر قرار دارد، توجه کمی شده است[11] [12].
شکل 5. چشمانداز فعلی از شهر مصدر
Source: masdarcity.ae
برای مثال مقوله تأمین آب یک مسئله مهم زیستمحیطی است؛ چراکه شهر مصدر در منطقهای تحتتأثیر بحران کمبود آب قرار دارد. بیش از 90 درصد از آبهای زیرزمینی ابوظبی شور است و درصد باقیمانده برای حفظ جمعیت شهری روبهرشد آن کافی نیست. درنتیجه، ابوظبی بر نمکزدایی تکیه میکند؛ فرایندی انرژیبر که نیازمند احتراق مقادیر زیادی از سوختهای فسیلی است. پیشبینی شده است که در آینده، شهر مصدر از طریق نیروگاههای فتوولتائیک خود، آب را از نیروگاههای آب شیرینکنی در شهر تأمین کند. بااینحال، همانطور که یکی از برنامهریزان فاستر و همکاران (مشاور طرح) بیان کرده، شهر جدید تنها پس از تکمیل میتواند انرژی کافی برای حفظ خود تولید کند. بنابراین، مصدرسیتی بر منابع انرژی خارج از سایت و بهطور خاص، نفت و گاز امارات متکی است. نفت بهویژه، چیزی است که تداوم جریان آب شیرین را به شهر مصدر تضمین و علاوه بر آن، عمده انرژی مورد نیاز ابتکار مصدر برای ساختن یک شهر جدید را تأمین میکند. بهطور متناقض، شهر مصدر با وجود این واقعیت که نفت (رنگ سیاه) عنصری است که اجرای آن را حفظ میکند، بهعنوان یک «شهر سبز» تبلیغ میشود.
دوم، نحوه بیان پایداری در شهر مصدر، محیطزیستگرایی را با مصرفگرایی پیوند میدهد. توجه محیطزیستی توسعهدهندگان، تقریباً بهطور انحصاری بر CO2 معطوف شده که کاهش آن میتواند از طریق توسعه و تجاریسازی فناوریهای پاک طراحی شده برای کاهش انتشار کربن در محیطهای شهری تأمین مالی شود. درنتیجه این انتخاب سودمحور از اهداف محیطزیستی، تعداد زیادی از موضوعات مهم دیگر، بهویژه خدمات زیستبومی، مورد غفلت قرار میگیرد؛ زیرا از منظر اقتصادی غیرجذاب تلقی میشوند. مشکل بزرگتر، اتکای شدید به فناوری بهعنوان راهحل مشکلات زیستمحیطی جهانی، منشأ این مشکلات را تشدید میکند. ابتکار مصدر مشتریان خود را تشویق میکند تا از فناوریها یا بهعبارت ساده، محصولاتی استفاده کنند که تجاریسازی آنها نیازمند فرایندهای شدید استخراج، تولید و توزیع است. برای ساختن این شهر و کالاهای مادی مورد نیاز آن مانند دستگاههای شبکه هوشمند، به موادی (فلزات، مواد معدنی، پلاستیکها و غیره) نیاز است که از زمین استخراج میشود یا از نفت بهدست میآید. علاوه بر بهرهبرداری از ذخایر زمین، در وهله اول تأثیر منفی آنی فرایند استخراج منابع بر زیستبوم مشهود بوده و شدت تولید کربن را تشدید میکند؛ در گامهای بعدی نیز مونتاژ مواد در تولید محصولات و همچنین توزیع آنها در سراسر جهان، انتشار گسترده کربن را در پی دارد.
سوم، اهداف اقتصادی شهر مصدر بهنفع درصد کمی از جمعیت ابوظبی شکل گرفته؛ درآمدهای تولید شده شهر جدید مستقیماً به خانواده سلطنتی و بهطور غیرمستقیم به شهروندان اماراتی از طریق یک سیستم رفاهی گسترده اعطا میشود. 85 درصد باقیمانده جمعیت (متشکل از مهاجران) از نظر فیزیکی و اقتصادی در خارج از شهر باقی ماندهاند. اکثر کارگران مهاجر علاوه بر محرومیت از مزایای اقتصادی که شهر مصدر ایجاد میکند، از محیط ساخته شده شهر مصدر نیز محروم هستند. مصدر سیتی، بر این منطق شهری تقسیم شده که اکثریت فضای شهری را به شاغلان با درآمد بالا واگذار میکند. بهطور مشخص، 80 درصد از فضای مسکن در شهر توسط ابتکار مصدر و شرکای تجاری آن تصاحبشده، درحالیکه 20 درصد باقیمانده به کارگران کمدرآمد واگذار میشود. براساس صحبتهای یکی از مشاوران طرح، «سیاست ۲۰ درصدی» مدیران بهنفع خانوادههای کمدرآمد غیرشفاف است. تا به امروز، اولویت ساخت مسکن با استانداردهای بالا برای اعضای شرکتهای فناوری پاک بوده که با طرح مصدر همکاری میکنند و توجه اندکی به اجرای مسکن اجتماعی مبذول شده است. این ذهنیت برنامهریزی، شهر مصدر را به پروژهای نخبهگرا و درنهایت از نظر اجتماعی ناعادلانه تبدیل میکند که بهنظر میرسد مزایای محیطزیستی و اقتصادی آن بهطور نابرابر بین جمعیت ابوظبی توزیع شده است[9] [11].
شکل 6. وضعیت معابر مصدرسیتی، 2015
Source: Etienne Malapert
بررسی پروژه مصدرسیتی، تناقضاتی را آشکار میکند که نظریه مدرنیزاسیون محیطزیستی، بههنگام پیادهسازی و اجرا در عمل و کالبد پدید میآورد. شهر بهعنوان یک کالا تلقی و توسعه آن با منطق بازار دیکته میشود. در پس اجرای بومشهر ادعایی اماراتی آنچه مورد توجه است، تحلیلهای اکولوژیکی برای مطالعه محیطزیست بیوفیزیکی که شهر را دربرگرفته نیست، بلکه تحلیلهای بازاری است که محیط اقتصادی پیرامون بازار فناوریهای پاک را بررسی میکند. چالشهای پایداری شهر مصدر، مانند زنجیرههای تأمین آب و انرژی که بر عملکرد محیطزیستی شهر جدید تأثیر میگذارد، برطرف نشده؛ در عوض، آنها با ابتکار مصدر بهعنوان موانع تلقی و بهسادگی نادیده گرفته شده یا کنار گذاشته میشوند. ایدههای امکانسنجی اقتصادی و سودآوری، درک آنچه را که باید حفظ شود شکل میدهد و آن جنبههایی از شهرسازی که نمیتواند به منابع فوری سود تبدیل شود، از دستور کار حذف میکند.
مصدرسیتی با تحقق هراس منتقدان مدرنیزاسیون اکولوژیکی، همان الگوها و اشتباههای شهر سرمایهداری متعارف را تکرار میکند و آنچه مورد اقبال نظام سرمایهداری نیست، نادیده گرفته شده و آنچه که برای حل مشکلات زیستمحیطی (توسعه فناوری) مدنظر است، همان روند سابق را که در ابتدا باعث ایجاد آنها شده را تقویت میکند. علاوه بر این، منافع اقتصادی این پروژه بهطور مساوی توزیع نمیشود و آنچه ادامه مییابد به ضرر عدالت اجتماعی است. ناپایداری پروژه بومشهر اماراتی از دستور کار سیاست ابوظبی (با چشمانداز 2030) نشئت میگیرد که خود حول محور منافع اقتصادی نخبگان محلی ساخته شده است. آنچه تجربه مدیران و ذینفعان مصدر نشان میدهد این واقعیت است که برای توسعه شهرهای پایدار، ابتدا دولتها باید برنامههای سیاستی را توسعه دهند که بهطور مساوی توسعه اقتصادی و محیطزیستی را به نفع کل جمعیت هدف قرار دهند. در چنین شرایطی، هر «بومشهر»، بدون توجه به نیازهای قاطبه مردم، تنها سرابی از یک «مدینه فاضله» است که به خواستههای افراد معدودی پاسخ میدهد.
|
NEOM |
|
|
موقعیت |
استان تبوک (ساحل دریای سرخ)، شمال غربی عربستان سعودی |
|
مساحت |
26500 کیلومترمربع |
|
جمعیت |
9 میلیون شهروند |
|
سال شروع |
2017 |
|
سال پایان |
2030 |
|
مشاور طرح |
مختلف برای فازها و عملیاتهای جداگانه |
|
اهداف |
|
نئوم یک کلانشهر و منطقه اقتصادی آیندهنگر است که در شمال غربی عربستان سعودی واقع شده و از چهار پهنه اصلی: 1. خط، 2. اکزاگون، 3. تروجینا و 4. سیندالا تشکیل شده است. این پروژه در سال 2017 میلادی بهعنوان محور اصلی طرح «چشمانداز 2030» عربستان سعودی برای کنار گذاشتن صنعت نفت و با هدف تحول در اقتصاد این کشور از طریق تنوع بخشیدن به آن بهدور از وابستگی به نفت و ترویج صنایع مختلف، نوآوری و گردشگری رونمایی و آغاز شد. نئوم، بومشهری 500 میلیارد دلاری با مساحتی بیش از 26500 کیلومتر مربع (بزرگتر از کشور کویت) است و ادعا میکند که «نقشهای برای فرداست که در آن بشر بدون به خطر انداختن سلامت سیاره پیشرفت میکند» و نویدبخش هماهنگی، پایداری، سلامت و نوآوری در محیطی با فناوری فوقالعاده است[13].
.
الف) پروژه خط: قلب پروژه نئوم، شهری است خطی با دیوارهای آینهکاری شده و به ارتفاع 500 متر، طول 170 کیلومتر و عرض 200 متر که از درههای بیابانی در کوههای غرب عربستان شروع شده و تا ساحل دریای سرخ ادامه مییابد. این شهر، پهنهای است بدون جاده و خودرو، فاقد گازهای گلخانه و با اتکای کامل بر انرژیهای تجدیدپذیر که ادعا میکند در آن 95 درصد از زمین برای طبیعت حفظ شده و رفاه جامعه بر حملونقل و زیرساختها اولویت دارد. بنابر اعلام رسمی پروژه، «خط» در زمینی به مساحت 34 کیلومترمربع ساخته و درنهایت 9 میلیون نفر را در خود جای خواهد داد. آبوهوای ایدئال در تمام طول سال تضمین شده و ساکنان با پنج دقیقه پیادهروی به تمام ملزومات روزانه دسترسی خواهند داشت[13].
Source: www.neom.com
با توجه به طرحهایی که دولت عربستان برای این شهر ارائه کرده، قرار بر این است که شهر بهصورت طبقهای و در سه طبقه اصلی ساخته شود. طبقه سوم فضایی کاملاً سبز برای رفتوآمد پیاده بوده و بهصورت پارکی زیبا طراحی میشود؛ در قسمت زیرین آن محل سکونت ساکنان این شهر بوده و بهنوعی هر طبقه خود از طبقاتی تشکیل میشود. طبقه دوم این شهر (طبقه میانی و طبقه دوم از بالا) قلب تپنده اقتصادی شهر است و شامل فروشگاههای مورد نیاز و مراکز اداری و دفاتر کسبوکار خواهد بود. با توجه به خودمختاری شهر و قوانین جداگانه و پارلمانی مختص خود، طبقه دوم آن میتواند میزبان کسبوکارهای بزرگ دنیا باشد. در پایینترین طبقه یعنی طبقه اول، قطارهای سریعالسیر و حملونقل تونلی برای تردد در سطح شهر مهیا خواهد بود که بنابر ادعای مسئولان تنها در 20 دقیقه طول 170 کیلومتری شهر را طی خواهد کرد[13].
شکل 8. طرحواره چگونگی فعالیت و سکونت در «خط»
Source: www.neom.com
ب) اگزاگون: این پروژه، شهری شناور بهشکل هشت ضلعی منظم (هر ضلع به طول 7 کیلومتر) و موتور محرک اقتصادی و صنعتی نئوم است که مقرر شده بزرگترین سازه شناور جهان باشد و انتظار میرود تا سال 2030، جمعیتی بالغ بر 90 هزار و اشتغال 70 هزار نفر را تأمین کند. بنابر ادعای توسعهدهندگان، اگزاگون به بازتعریف رویکرد جهانی توسعه صنعتی در آینده و حفاظت از محیطزیست پرداخته و درعینحال با ایجاد شغل به رشد نئوم کمک خواهد کرد. اگزاگون با سیستمهای جدید زنجیره تأمین یکپارچه و خودکار، نسل جدید بنادر را معرفی میکند که با ایجاد یک نقطه کانونی جدید برای جریانهای تجارت جهانی، تجارت و بازرگانی منطقهای عربستان سعودی را ارتقا میدهد[13] [14].
Source: www.neom.com
ج) تروجینا: این پروژه یک پیست اسکی در فضای باز و یک دهکده توریستی به وسعت 60 کیلومترمربع و در فاصله 50 کیلومتری خلیج عقبه خواهد بود که با ارتفاعی میان 1.5 تا 2.6 کیلومتر از سطح دریا، کوهستانهای شمال منطقه نئوم را دربرمیگیرد. برای تبدیل تروجینا به مقصدی در تمام طول سال، این پروژه دارای شش منطقه توسعه متمایز (دروازه، کشف، دره، کاوش، استراحت و سرگرمی) خواهد بود که همگی در مناظر طبیعی ساخته شده و بهدنبال ارائه تجربیات انسانمحور هستند. همچنین این مقصد گردشگری برای میزبانی از طیف گستردهای از رویدادها و مسابقات ورزشی نظیر بازیهای آسیایی زمستانی 2029 تا نمایشگاههای هنری، کنسرتها و همچنین جشنوارههای فرهنگی تجهیز خواهد شد[13].
شکل 10. طرحواره پروژه تروجینا
Source: www.neom.com
د) سیندالا: جزیره سیندالا در جنوب غربی سواحل منطقه نئوم واقع شده و بهنوعی دروازه اصلی دریای سرخ محسوب میشود. بنابر توضیحات وبسایت نئوم، با هدف پذیرایی از 2400 نفر در روز تا سال 2028، این پروژه یک مقصد تفریحی و گردشگری پر جنبوجوش است که میتوان در تمام سال از آن لذت برد. با تجسم تجربه جزیرهای مجلل، سیندالا شامل حدود 40 رستوران، یک باشگاه ساحلی منحصربهفرد، سه اقامتگاه مجلل با ترکیبی از واحدهای هتل و آپارتمانهای خدماتی، یک باشگاه قایق بادبانی، یک زمین گلف تقریباً 6 هزار مترمربعی و یک باشگاه ورزشی خواهد بود. این پروژه همچنین قصد دارد با 75 شناور دریایی و قایق تفریحی، برگزاری کنسرتها و فستیوالهای هنری، جشنوارههای مد، رویدادهای آشپزی و انواع تجربیات تفریحی و ورزشی دریایی مانند غواصی و کایاک سواری، به یکی از جذابترین مقاصد تفریحی و گردشگری در منطقه تبدیل شود. مانند پروژه خط، جزیره سیندالا امیدوار است به ساکنان این امکان را دهد که با پنج دقیقه پیادهروی به هر جایی که نیاز دارند سفر کنند؛ لذا این جزیره هیچ جاده و ماشینی نخواهد داشت و حملونقل عمومی تمام محیط را پوشش خواهد داد[13].
شکل 11. طرح مفهومی از پروژه سیندالا
Source: www.neom.com
موقعیت استراتژیک نئوم، دسترسی به مسیرهای تجاری بینالمللی و خطوط کشتیرانی را فراهم میکند. چشمانداز این شهر، ایجاد شهری از نظر فناوری پیشرفته، پایدار و دارای رقابت جهانی است که بهعنوان مرکزی برای نوآوری، رشد اقتصادی و کیفیت زندگی عمل میکند. هدف این پروژه جذب سرمایهگذاران داخلی و بینالمللی و همچنین متخصصان ماهر بوده و برنامهریزی شده تا چارچوب قانونی و اداری خاص خود را بهمنظور ارائه یک محیط تجاری جذاب با مقررات ساده شده برای تسهیل سرمایهگذاری و توسعه داشته باشد. نئوم با برنامههایی برای ترکیب منابع انرژی تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و بادی برای برآورده کردن نیازهای انرژی خود، قصد دارد چراغ راه پایداری باشد. مدیریت پایدار آب، بازیافت زباله و زیرساختهای سازگار با محیط زیست نیز بخشهای جداییناپذیر این پروژه هستند. استراتژی اقتصادی نئوم با هدف جذب شرکتها و کارآفرینان جهانی برای ایجاد یک اقتصاد پویا و متنوع حول صنایع مختلف ازجمله فناوری، انرژی، بیوتکنولوژی، سرگرمی، گردشگری و غیره متمرکز است. برنامهریزی و طراحی شهری و زیرساختها بهگونهای انجام شده که نوآورانه و کاربرمحور باشد و مفاهیم شهر هوشمند، شبکههای حملونقل کارآمد و معماری پایدار را در خود جای دهد. زیرساختهای نئوم شامل پیوندهای حملونقل پرسرعت، مانند وسایل نقلیه خودران و قطارهای پرسرعت است. نئوم با برنامهریزی برای استراحتگاههای مجلل، مجتمعهای تفریحی، مکانهای فرهنگی و مناطق تفریحی در فضای باز و همچنین با بهرهگیری از زیباییهای طبیعی و مکانهای تاریخی منطقه، تبدیل شدن به یک مقصد اصلی گردشگری را در نظر دارد[15].
شکل 12. موقعیت نئوم و پروژههای زیرمجموعه آن
Source: Yusuf &Abdulmohsen, 2022.
توسعهدهندگان ادعا میکنند قانونگذاری و مدیریت این شهر کاملاً خارج از محدوده سیستم قضایی فعلی عربستان بوده و با یک سیستم حقوقی خودمختار و کمک و مشورت سرمایهگذاران اداره خواهد شد. اینگونه وعدههای بهظاهر جذاب در تضاد کامل با ساختار فعلی حاکم بر پادشاهی عربستان سعودی است. برنامهریزان و مدیران پروژه، این شهر را بهعنوان «پیشگام آینده» با رشد و توسعه تابآوری، فناوری و استعداد و با جاهطلبی بازیگران بینالمللی برای جذب روابط دیپلماتیک بهتر و افزایش سرمایهگذاری در عربستان سعودی معرفی میکنند. بااینحال، با توجه به رد پای عظیم کربن در کشور، این اهداف بهطور فزایندهای متزلزل میشوند. بنابراین، اینکه آیا نئوم اولین دومینویی است که در یک واکنش زنجیرهای نسبت به عربستان سعودی لیبرال شده سقوط میکند، تردید وجود دارد و توجه دقیق به این تضادها برای بازیگران بینالمللی حیاتی است[16] [20].
یکی دیگر از انگیزههای اصلی ارائه شده برای ساخت نئوم، تلاش برای تغییر و تنوعبخشیدن به اقتصاد این کشور به اقتصاد فراتر از نفت است؛ نئوم یک سرمایهگذاری بلندپروازانه برای تنوعبخشیدن به جریانهای درآمد و منابع بهدور از وابستگی به صادرات نفت است. برنامهریزی طرح بر تأمین 100 درصد انرژی پروژه از منابع پاک تأکید داشته و وعده ماشین صفر، خیابان صفر و انتشار کربن صفر را میدهد. بااینحال، زمانی که چند صد مایل دورتر در شهرهایی مانند ریاض و جده سوختهای فسیلی سوزانده میشوند و فرکینگ برای پایان دادن به آخرین ذخایر نفت طبیعی در کشور بهکار گرفته میشود، تا چه حد نئوم میتواند بهطور مشروع ادعای پایداری کند؟ منتقدان و فعالان محیطزیست، نئوم را دستاویزی برای «سبزشویی» حکومت پادشاهی عنوان و آن را وعدهای بزرگ برای تحریف توجهات از واقعیت معرفی میکنند. دکتر جوآنا دپلج (Joanna Depledge)، کارشناس مرکز حکمروایی محیطزیست، انرژی و منابع طبیعی و محقق در زمینه مذاکرات بینالمللی تغییر اقلیم از دانشگاه کمبریج میگوید که پروژه نئوم در ابتدا بهعنوان یک گام بزرگ و رو به جلو در میان فعالان محیطزیست قلمداد میشد که مورد بررسی دقیق قرار نگرفته بود. وی اشاره میکند استاندارد دوگانه سعودی درباره «نئوم سبز» زمانی آشکارتر میشود که در نظر بگیریم مهمترین تولیدکننده انرژی عربستان سعودی، آرامکو، بزرگترین توسعه گاز شیل در خارج از ایالات متحده را در سال 2020 راهاندازی کرد و تنها چند هفته پس از اعلام تعهد خود به راهحل آبوهوا در کنفرانس تغییرات آبوهوایی سازمان ملل در گلاسکو، وعده افزایش تولید نفت را داد. در این خصوص شاهزاده عبدالعزیز بنسلمان، وزیر انرژی عربستان اظهار داشت که دولت سعودی پمپاژ نفت را متوقف نمیکند و «ما همچنان آخرین حکومتی هستیم که ایستادهایم و هر مولکول هیدروکربن را استخراج خواهیم کرد». استانداردهای دوگانه عملکرد سنتی دولت و دیدگاه اتوپیایی نئوم بهوضوح مشهود بوده؛ نئوم ممکن است تابآوری، فناوری و پایداری را برای دنیای بیرون به تصویر بکشد، اما بهنظر میرسد در پشتصحنه، این پروژه بهسختی براساس این ارزشها عمل میکند[17][18].
برنامهریزان طرح ادعا میکنند که نئوم به «خودکفاترین شهر جهان از حیث تأمین منابع غذایی» تبدیل خواهد شد؛ این گزاره البته چشماندازی برای کشاورزی عمودی و انقلابی در زمینه کنترل گازهای گلخانهای برای کشوری است که در حال حاضر حدود 80 درصد از مواد غذایی مورد نیاز خود را از خارج تأمین میکند. عربستان سعودی کشوری خشک است و حدود نیمی از آب آن بهطور مستقیم و غیرمستقیم با تکیه بر سوختهای فسیلی و از طریق کارخانههای نمکزدایی تولید میشود. نمکزدایی، یک فرایند صنعتی گران است و محصول جانبی آن، دوغابی از آب نمک و مواد شیمیایی سمی خواهد بود که در دریا دفع شده و پیامدهای زیانباری برای اکوسیستمهای دریایی دارد. بنابر بر طرح پروژه، فرایند نمکزدایی نئوم با انرژیهای تجدیدپذیر صورت میپذیرد و آب نمک بهجای ورود دوباره به دریا، بهعنوان ماده خام صنعتی مورد استفاده قرار خواهد گرفت؛ بااینحال مشکل اینجاست که تجربه نشان داده استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای نیروگاههای آب شیرینکن اغلب به سبب محدودیتهای مالی و کمبودهای تکنولوژی کافی نبوده است.
شکل 13. عملیات ساختوساز در نئوم
Source: www.neom.com
اهداف شهر نئوم، شامل طراحیهای زیرساختی در مقیاس بزرگ برای آیندهای است که خطرات و چالشهای مختلفی همراه دارد؛ اهدافی مانند سیستم حملونقل زیرزمینی چندلایه، جمعیت بیش از یک میلیون نفر، استفاده از روبات در بخشهای مختلف خدمات و همچنین طراحی شهری برای کارآفرینی و نوآوری که مجموع آنها را کارشناسان بسیار چالشبرانگیز عنوان کردهاند. بهمنظور دستیابی به این اهداف و ایجاد شهری با فرهنگهای متنوع که با کارآفرینی و نوآوری تقویت میشود، اکثر شهرهای نوآور فعلی نظیر دره سیلیکون در ایالات متحده، سالهاست مشارکت دولت، سرمایهگذاران، شرکتها، کارآفرینان و مردم را طلب کردهاند. علاوه بر این، برنامههای کاربردی خدمات روباتیک با استفاده از هوش مصنوعی (AI) هنوز بهطور کامل عملیاتی نشده و تحقیقات در این زمینه همچنان در حال پیشرفت است. بنابراین، اهداف نئوم، با یک جدول زمانی کوتاه برای تکمیل (2030)، نشاندهنده یک فرایند چالشبرانگیز است که به همکاری نهادهای مختلف در طراحی و توسعه شهر نیاز دارد[16] [19] [20].
بر این اساس، ریسکهای مرتبط با پروژه نئوم را میتوان از منظری چندبعدی شناسایی و طبقهبندی کرد. با تمرکز بر نتایج مربوط به مخاطرات زیستمحیطی، ریسکهای بالا درباره پایداری پروژه و تأثیر آن بر دریا و خشکی و ریسکهای پایین با توجه به منابع انرژی تجدیدپذیر شناسایی میشوند. زمینهای بزرگ بایر و خالی از سکنه در این منطقه را میتوان برای استقرار و پیادهسازی پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر مانند نیروگاههای خورشیدی مورد استفاده قرار داد. بااینحال، اقدامهای دیگر، مانند راهاندازی یک ماه مصنوعی برای روشن کردن آسمان در شب، افزایش تجارت دریایی در دریای سرخ -که در حال حاضر 13 درصد از تجارت دریایی جهانی را تشکیل میدهد، راهاندازی بنادر، روشن کردن شنهای ساحل با مواد شیمیایی مصنوعی و استفاده از فناوری بارورسازی ابرها برای بارانهای مصنوعی، تأثیرات زیستمحیطی بالقوه بر منطقه دارد. لذا اگرچه ادعا میشود که این شهر 100 درصد به انرژی پاک متکی است، اما تأثیر آن بر محیطزیست ناشی از پروژههای بیان شده نشاندهنده خطرات محیطزیستی است [16] [19] [20].
تأمین مالی از مهمترین جنبههای طرح موردنظر بوده و پیشبینی دقیق آن برای پروژههای بزرگی مانند نئوم ضروری است. تحلیلها، شدت ریسکهای مالی، نقدینگی، سرمایهگذاری و ریسکهای بازار را بسیار بالا ارزیابی میکنند. اگرچه دولت عربستان سعودی مدعی شده که 500 میلیارد دلار را به این پروژه اختصاص داده، اما با توجه به هزینههای سرمایهگذاری و جدول زمانی کوتاهمدت، جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در عین حفظ اعتبار برند ضروری بهنظر میرسد. بااینحال حوادث امنیتی سالهای اخیر، با توجه به سرعت بالای تحولات بینالمللی، خطر تأمین مالی و نقدینگی و همچنین ریسک بازار را برای پروژه در پی داشته است. ازاینرو مهم است که هر تصمیمی که ممکن است بر تأمین مالی نئوم تا زمان تکمیل آن تأثیر گذارد، در نظر گرفته شود. همچنین مخاطرات تکنولوژیکی، حریم خصوصی و ایمنی، از دست دادن دادهها و تهدیدهای سایبری بهعنوان خطرات اصلی در سراسر جهان بهشمار میآید و میتواند بر عملیات تجاری در شهرهای از پیش برنامهریزی شده تأثیر گذارد. در این زمینه میتوان به اختلال در سیستمهای فناوری اطلاعات و خطاها و کوتاهیهای پیمانکاران بهعنوان ریسکهای عمده در اجرا و نگهداری اشاره کرد [17] [20].
چالش منابع انسانی نیز ازجمله دیگر چالشهایی است که عربستان سعودی بهدلیل وابستگی به مهاجران با آن مواجه است. مدیریت مؤثر منابع انسانی برای مدیریت مؤثر عملیات ضروری است؛ در این زمینه، شدت خطرات مرتبط با رهبری تحولآفرین پروژه، فرهنگ محیط کار، مدیریت تیم و مدیریت تغییر، بسیار بالا ارزیابی و پیشبینی شده، زیرا مهندسان و کارگرانی از فرهنگها و ملیتهای مختلف در پروژهها بهکار گرفته میشوند. اگرچه چشمانداز پروژه نئوم ایجاد یک اقتصاد مبتنی بر دانش است، اما برای رسیدن به رؤیای آن، سهامداران باید به مهاجران و سایر منابع استعدادهای محلی برای تحقق نئوم تکیه کنند.
|
Dongtan |
|
|
موقعیت |
جزیره چونگمینگ حومه شانگهای، چین |
|
مساحت |
86 کیلومترمربع |
|
جمعیت |
500 هزار نفر |
|
سال شروع |
2005 |
|
سال پایان |
لغو شده |
|
مشاور طرح |
Arup Group |
|
اهداف |
|
در دهه نخست قرن حاضر، چشمانداز ایجاد اولین شهر سازگار با محیطزیست و پایدار در جهان به نام دانگتان توجه جهانی را به خود جلب کرد. هدف اولیه طرح، پیشنهاد ایجاد یک پروژه جاهطلبانه شهر پایدار و محیط شهری نمونه در حومه شانگهای بود که اصول اکولوژیکی، فناوریهای انرژی تجدیدپذیر و برنامهریزی شهری نوآورانه را برای دستیابی به سطح بالایی از پایداری و حفاظت از محیطزیست یکپارچه کند. این پروژه بهعنوان ویترینی از چگونگی همزیستی شهرنشینی و توسعه اقتصادی همگام با حفظ محیطزیست و بهرهوری منابع در نظر گرفته شده بود [22].
پایداری و حفاظت از محیطزیست نخستین هدف از اهداف مورد نظر برنامهریزی شهر دانگتان است. این شهر برای نمایش شیوههای پایدار کاربری زمین، مدیریت کارآمد منابع و ادغام طبیعت در بافت شهری طراحی شده و با اولویت دادن به حفاظت از محیطزیست و به حداقل رساندن رد پای اکولوژیکی آن، پیشگام در توسعه شهری پایدار بود؛ مدیریت و به حداقل رساندن تولید زباله و ترویج بازیافت با اجرای پیشرفتهترین سیستمهای مدیریت و همچنین توجه به تأسیسات تبدیل زباله به انرژی برای تبدیل کارآمد پسماندهای آلی قابلاستفاده (که هم به تولید انرژی و هم در کاهش ضایعات کمک میکرد)، مهمترین اقدامها در زمینه توجه به محیطزیست در حوزه مورد مطالعه است [23] [24].
شکل 14. موقعیت بومشهر دانگتان
Source: Chang &Sheppard, 2013.
یکپارچهسازی انرژیهای تجدیدپذیر از دیگر موارد مدنظر توسعهدهندگان بهمنظور دستیابی به خودکفایی انرژی از طریق استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر مانند باد، خورشید و انرژی زیستی بود. این شهر بهعنوان الگویی برای ادغام انرژیهای تجدیدپذیر در مقیاس بزرگ عمل میکند و نشان میدهد که چگونه یک شهر میتواند عمدتاً از منابع پاک و تجدیدپذیر تأمین شود. در این زمینه دانگتان با اجرای طرحهای ساختمانی با انرژی کارآمد، استفاده از وسایل نقلیه الکتریکی و بهکارگیری فناوریهای نوآورانه تبدیل زباله به انرژی بهدنبال کاهش انتشار کربن است[23] [24].
در زمینه هوشمندسازی و شهر هوشمند، دانگتان بهدنبال نمایش اصول برنامهریزی شهری و طراحی پیشرفتهای است که سیستمهای حملونقل کارآمد، کاهش تراکم و استفاده بهینه از زمین را ارتقا میدهد. پیشبینی میشد که فناوریهای هوشمند در جنبههای مختلف مدیریت شهری و خدمات ادغام شوند. جنبه دیگری که برنامهریزان دانگتان به آن توجه داشتند، پایداری اقتصادی و اجتماعی است؛ درحالیکه حفاظت از محیطزیست تمرکز اصلی شهر است، این بومشهر همچنین بهدنبال ایجاد یک محیط شهری پایدار از نظر اجتماعی و اقتصادی بود. هدف از این موضوع فراهم کردن کیفیت زندگی بالا برای ساکنان با دسترسی به آموزش، مراقبتهای بهداشتی و امکانات فرهنگی بود[23] [24].
Source: www.holcimfoundation.org
دانگتان در حومه شانگهای بهعنوان بزرگترین قطب اقتصادی چین پیشنهاد و بهعنوان الگویی برای توسعه بومشهری معرفی شد که با طبیعت هماهنگ بود، انرژیهای تجدیدپذیر را در اولویت قرار میداد و هدف آن تعیین معیارهای جدید در حفاظت از محیطزیست بود. بااینحال، با وجود اشتیاق اولیه و وعدههای بزرگ، مسیر دانگتان بهسمت تحقق اهداف با چالشهای متعددی مواجه شد که درنهایت به سقوط آن انجامید. این مسیر از مفهوم شهر پایدار بلندپروازانه به یک داستان هشداردهنده از پتانسیلهای ناشناخته و چالشهای بزرگ مختص به بومشهر منحرف گشت. در جستجوی دلایل عدم فرجام این پروژه، کارشناسان شکست آن را به سبب تأثیر متقابل و پیچیده عوامل سیاسی، مالی، فناوری و استراتژیک عنوان میکنند که در صورت بیتوجهی میتواند حتی رؤیاییترین پروژهها را از مسیر خارج کند. درحالیکه سرنوشت نهایی دانگتان یکی از تجارب ناموفق بومشهر و شهر پایدار بود، میراث آن بهعنوان گواهی بر نیاز به برنامهریزی سازگار، همکاری قوی سهامداران، مکانیسمهای بودجه نوآورانه و درک روشنی از پیچیدگیهای چندوجهی باقی میماند که توسعه پایدار شهری را در عصر مدرن تعریف میکند [22].
آرزوهای بلند دانگتان با واقعیت خشن عبور از یک چشمانداز پیچیده سیاسی و بوروکراتیک روبهرو شد. این پروژه مستلزم هماهنگی پیچیده بین سطوح مختلف دولت بود که هرکدام برنامهها و اولویتهای مجزا داشتند. مقامات ملی و محلی، آژانسهای زیستمحیطی، ادارات برنامهریزی شهری و تنظیمکنندگان انرژی همگی باید تلاشهای خود را برای تبدیل این چشمانداز به واقعیت هماهنگ کنند. این شبکه از ذینفعان اغلب به منافع متضاد، اختلافهای قضایی و فقدان جهت منسجم منجر میشد. پیچوخم بوروکراتیک نهتنها مانع از تصمیمگیری سریع بود، بلکه شور و شوق اولیه توسعه دانگتان را نیز از بین برد. ازسویدیگر، همانطور که چشمانداز اقتصادی چین تکامل یافت، اولویتهای دولت نیز تغییر کرد. ضرورت رشد سریع اقتصادی و شهرنشینی به تغییر تمرکز از پروژههای بلندپروازانه پایدار مانند دانگتان منجر شد [25].
واقعیتهای مالی و رکود اقتصادی نکته دیگری است که مانع دستیابی دانگتان به اهدافش بود. ایجاد یک شهر جدید پایدار نیاز به سرمایهگذاری مالی قابلتوجه دارد، چالشی که برای دانگتان غیرقابل حل بود. با آشکار شدن پیچیدگیها و هزینههای اجرای فناوریها و زیرساختهای نوآورانه، خوشبینی مالی اولیه جای خود را به عملگرایی داد. بحران مالی جهانی سال 2008 بر این پروژه سایه افکند و باعث شد سرمایهگذاران بالقوه تعهدات خود را مجدداً ارزیابی کنند. رکود اقتصادی، دولتها و شرکای خصوصی را مجبور کرد که ثبات اقتصادی کوتاهمدت را بر پایداری بلندمدت اولویت دهند که به کمبود بودجه و متعاقب آن فرسایش حرکت دانگتان منجر شد. این رخداد و فوریت رهایی میلیونها نفر از فقر بر ملاحظات زیستمحیطی بلندمدت اولویت داشت؛ این تغییر چشمانداز، منابع و توجه دولت چین را از دانگتان منحرف کرد و آن را به اولویت پایینتری تنزل داد و بهطور مؤثر چشماندازهای آن را کوچک شمرد [25].
شکل 16. طرحواره نحوه استقرار بلوکها در دانگتان
Source: www.holcimfoundation.org
چشمانداز جسورانه دانگتان متکی به فناوریهای پیشگام و راهحلهای مهندسی بود که اغلب آزمایش نشده یا در مراحل اولیه بودند. چالشهای توسعه و ادغام این نوآوریها دستکم گرفته و به تأخیرها و عقبنشینیهای غیرقابل پیشبینی منجر شد. سیستمهای انرژی تجدیدپذیر، فناوریهای تبدیل زباله به انرژی و شیوههای ساختمانی پایدار نیازمند برنامهریزی و اجرای دقیق هستند؛ بهطوریکه هرگونه تأخیر و اهمال دارای اثرات موجدار در سراسر پروژه است. پیچیدگیهای این چالشهای فنی بر نیاز به تحقیق، توسعه و آزمایش قوی قبل از اجرای در مقیاس بزرگ تأکید میکند.
از منظر موقعیت سایت نیز محل انتخاب شده برای دانگتان یک منطقه حساس محیطزیستی مستعد سیل و نیازمند تلاشهای گسترده برای احیای زمین و اقدامهای کنترل سیل بود. پیچیدگی تغییر شکل منظر زمین، همراه با احداث زیرساختهای ضروری، منابع و جدول زمانی پروژه را تحت فشار قرار داد. شبکههای حملونقل، سیستمهای شهری و تأسیسات مدیریت زباله پایدار نیازمند برنامهریزی و اجرای دقیق هستند. این تلاشها با چالشهای لجستیکی و تأخیر در ساختوساز مواجه شد که باعث تضعیف بیشتر قابلیت دانگتان شد.
4-4. آرکاداغ؛ استان آخال (ترکمنستان)
|
Arkadag |
|
|
موقعیت |
استان آخال جنوبی؛ جنوب غربی ترکمنستان |
|
مساحت |
تقریباً 10 کیلومترمربع |
|
جمعیت |
300 هزار نفر |
|
سال شروع |
2019 |
|
سال پایان |
2026 |
|
مشاور طرح |
- |
|
اهداف |
|
شهر آرکاداغ، پایتخت منطقهای جدید برای استان آخال جنوبی ترکمنستان است که در نزدیکی مرز ایران و 30 کیلومتری پایتخت ملی، عشقآباد قرار دارد. تمامی ساختمانهای آرکاداغ سفیدرنگ و مجتمعهای آپارتمانی آن هفت طبقه هستند که یک عدد «خوشیمن» در ترکمنستان است؛ موضوعی که شهر را یکنواخت و آن را فارغ از معیارهای زیباییشناسی و کارکردی در معماری و شهرسازی کرده است. فاز نخست توسعه این شهر از سال 2019 و با هدف اسکان 73 هزار نفر و با هزینه 3/3 میلیارد دلار آغاز شده و شامل 336 ساختمان پیشرفته میشود که کاربریهای مسکونی چندطبقه، امکانات عمومی، آموزشی، پزشکی، فرهنگی، ورزشی و غیره را شامل میشود. براساس گزارشهای رسمی، تمامی این امکانات از مواد سازگار با محیطزیست و مجهز به فناوریهای دیجیتال ساخته شدهاند. در حال حاضر نیز نزدیک به 40500 نفر در این شهر، ساکن 258 ساختمان مسکونی 2، 5 یا 9 طبقه هستند. بههنگام افتتاح، شش مؤسسه درمانی در این شهر ساخته شده و پیشبینی شده در آینده نیز شبکه گستردهای از مؤسسههای پزشکی ایجاد شود [27] [28].
شکل 17. تصویر هوایی از شهر آرکاداغ
Source: www.business.com.tm
مرحله دوم توسعه شهری با سرمایهگذاری 5/1 میلیارد دلاری طی سالهای 2026 – 2023 تکمیل خواهد شد و طی آن تأسیسات خدماتی و تولیدی برای تولید محصولات غذایی، صنعتی، دارویی و پزشکی ساخته میشود. درنهایت، حدود 70 هزار خانواده در این شهر زندگی خواهند کرد که درمجموع جمعیتی در حدود 300 هزار نفر خواهد بود. شهروندان از وسایل نقلیه شهری مجاز و سازگار با محیطزیست مانند اتوبوسهای برقی و ماشینهای الکتریکی و پارکینگهای هوشمند و همچنین انرژیهای تجدیدپذیر نظیر پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و سایر مزایای زیستمحیطی و دیجیتال استفاده خواهند کرد. یک کانال تلویزیونی، روزنامه و باشگاه فوتبال هم پیشتر ایجاد شده است. انتظار میرود که این شهر بهعنوان بخشی از کریدور شرقی INSTC به یک مسیر تجاری بزرگ آسیای مرکزی با ایران تبدیل شود[28].
خانههای شهر آرکاداغ به پوشش حرارتی مجهز شدهاند که بسته به فصل، دمای داخل را تنظیم میکند. فرایند طراحی و ساخت تمامی خانههای هوشمند این شهرک را متخصصان داخلی ترکمن و ذیل برنامه Arkadagly Ýaşlar انجام خواهند داد. همچنین سیستم مدیریت خانهها بهصورت متمرکز بوده و دستورات از سرور شبکه محلی خانه هوشمند ارسال میشود. بدینمنظور، روشنایی منازل، دما، رطوبت هوا و استفاده از لوازم منزل از طریق یک تبلت متصل به سرور انجام خواهد شد. در این شهر هر خانه به فناوریهای هوشمند مجهز میشود که با کمک این فناوریها قرار است محیط زندگی راحتتری ایجاد و در مصرف برق نیز صرفهجویی شود. سطلهای زباله هوشمند مجهز به حسگرهای حجم مخزن نیز در مرکز منطقه برای نوسازی کار خدمات عمومی نصب شده است. تجهیزات هوشمند در زمینه مدیریت ورود و خروج به خانهها، کنترل روشنایی معابر و منازل و پایش زیرساختها (نظیر شبکه لولهکشی آب) نیز مورد استفاده قرار خواهند گرفت [28].
با وجود تمام مزایای اشاره شده، تاکنون اطلاعات عمومی محدودی از این پروژه منتشر شده و ازسوی پژوهشگران بهصورت مستقل و بیطرف ارزیابی نشده است. ازاینرو با تکیه بر اطلاعات منتشر شده از سوی نهادهای ملی و منطقهای این شهر، میتوان آن را شهری گرانقیمت و مبتنیبر منابع درآمدی نفت و گاز دانست و درخصوص ابعاد اجتماعی و محیطزیستی آن با گذشت زمان میتوان دقیقتر اظهارنظر کرد.
در جستجوی توسعه و پیشرفت پایدار و متوازن، مفهوم بومشهرها بهعنوان راهحلی امیدوارکننده برای پرداختن به تأثیر محیطزیست شهرنشینی پدیدار شد. هدف از طراحی بومشهرها بهعنوان مناطق شهری مستقل را میتوان در گزارههایی نظیر به حداقل رساندن مصرف منابع، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و ارتقای زندگی دوستدار محیطزیست جستجو کرد. شهرهای محیطزیستی بهعنوان ابتکارات پیشگامانهای معرفی شدند که بهدنبال نشان دادن امکانسنجی توسعه شهری پایدار بود. بااینحال و با وجود اشتیاق اولیه و سرمایهگذاریهای قابلتوجه، بومشهرها با چالشهای قابلتوجهی روبهرو شدند که مانع موفقیت آنها شده است. این شهرها بر معماری پایدار، ادغام انرژیهای تجدیدپذیر، حملونقل کارآمد و فضاهای سبز تأکید دارند؛ نمونههای بررسیشده جملگی این ایدهها را در ذهن داشته و چشماندازی در جهت نمایش چگونگی همزیستی هماهنگ شهرنشینی و پایداری متصور بودند. بر این اساس مهمترین دلایل عدم موفقیت و پیشبینی شکست نمونههای مورد بررسی عبارتند از:
جدول 4. شناسایی عوامل عدم موفقیت بومشهرها
|
دلیل عدم موفقیت |
مصدرسیتی |
نئوم |
دانگتان |
آرکاداغ |
|
مقیاس غیرواقعی |
* |
* |
* |
|
|
محدودیتهای مالی و اقتصادی |
* |
* |
* |
* |
|
موانع فناوری |
* |
|
* |
|
|
عوامل اجتماعی و فرهنگی |
|
* |
* |
* |
|
چالشهای زیرساختی و بیتوجهی به ظرفیتهای موجود |
* |
* |
* |
|
مقیاس غیرواقعی
از دلایل اصلی شکست بومشهرها، مقیاس و گستره بلندپروازانه پروژهها بود. بهعنوان مثال، دانگتان آرزوی کلانشهری بدون خودرو و کممصرف را در سر میپروراند. نئوم نیز منطقهای را شامل میشود که کشورهایی نظیر کویت را میتوان در آن گنجاند. بررسیها نشان میدهد که با وجود چشمانداز 1.5 میلیون نفری و طول 170 کیلومتری پروژه لاین تا سال 2030، تنها 300 هزار نفر و 2.4 کیلومتر آن تا افق مذکور محقق خواهد شد. لذا چنین پروژههای عظیمی اغلب به طرحهای پیچیده و الزامات فناوری منجر میشود که اجرای آنها در مقیاس بزرگ و در چارچوبهای زمانی معین دشوار بهنظر میرسد.
محدودیتهای مالی و اقتصادی
دوام مالی بومشهرها برای حیات و پایداری آنها ضروری است؛ نمونههای مورد بررسی با چالشهای مالی بسیاری روبهرو هستند. پیشبینی میشود شهرهایی که در ابتدا با ثروت نفتی قابلتوجهی پشتیبانی میشدند، بهدلیل هزینههای بالای مرتبط با فناوریها و زیرساختهای آزمایشی، با کسری بودجه مواجه خواهند شد. برای مثال، سرمایهگذاری کلان عربستان سعودی در نئوم و پروژههای بزرگمقیاس و گرانقیمت دیگر، سبب شده تا صندوق سرمایهگذاری عمومی این کشور با کاهش سرمایه چشمگیری مواجه شود، بهطوریکه بنا بر آمارها، در بازه سالهای 2020 تا 2023، این صندوق با کاهش 75 درصدی داراییهای نقدی (در حدود 15 میلیارد دلار، پایینترین رقم از دسامبر 2020) خود مواجه شده و خاندان سلطنتی را وادار به استقراض و عرضه عمومی و فروش بیشتر سهام شرکت نفتی آرامکو کرده است. چشمانداز اقتصادی غلط و مشکلات در پی آن تا جایی پیش رفته که تا زمان نگارش این گزارش (سه ماهه دوم 2023)، کماکان بودجه پروژه نئوم برای سال 2024 تصویب نشده است.
شکل 18. مقایسه ارزش داراییهای صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی (2023-2020)
Source: Wall Street Journal, 2023.
ازسویدیگر نمونههایی مانند دانگتان، از تغییر شرایط اقتصادی و عدم اطمینان پیرامون منابع مالی رنج میبرد. به عقیده کارشناسان [16]، این شکستهای مالی مانع از تکمیل بهموقع و اجرای جامع ویژگیهای پایداری است.
موانع فناوری
شهرهای زیستمحیطی بهشدت به فناوریهای نوآورانه برای تولید انرژی، مدیریت زباله و حملونقل متکی هستند. بهطور مثال، مصدرسیتی با سیستم حملونقل سریع شخصی (PRT) آیندهنگر خود با مشکلات فنی مواجه شد که برای برآوردن خواستههای دنیای واقعی تلاش میکرد. وابستگی دانگتان به فناوریهای پایدار آزمایشنشده چالشهایی را از نظر قابلیت اطمینان و سازگاری ایجاد کرد. ازاینرو میتوان ادعا کرد پیچیدگیهای پیادهسازی فناوریهای اثبات نشده اغلب به تأخیر و ناکارآمدی منجر خواهد شد.
عوامل اجتماعی و فرهنگی
موفقیت هر پروژه توسعه شهری به توانایی آن در پاسخگویی به نیازها و ترجیحات ساکنان آن بستگی دارد. در تمامی نمونههای مورد بررسی، توجه چندانی به جنبههای اجتماعی و فرهنگی زندگی پایدار وجود ندارد. جهانبینی حاکمان، مقررات سختگیرانه و امکانات محدود در این شهرها، ساکنان بالقوه را منصرف و دلسرد کرده و فقدان زندگی اجتماعی پر جنبوجوش را در پی خواهد شد. بهطورکل، تمرکز اصلی بر جذب سرمایهگذاران خارجی و ساکنان با درآمد بالاست که این امر شکافی بین ایدئالهای شهر و واقعیتهای اجتماعی - اقتصادی ساکنان آن ایجاد خواهد کرد.
چالشهای زیرساختی و بیتوجهی به ظرفیتهای موجود
انزوای بومشهرها از مراکز شهری مستقر، چالشهایی را برای اتصال و دسترسی ایجاد میکند. نئوم با وجود موقعیت ژئوپلیتیک فعلی آن، کیلومترها با مراکز فعلی سیاسی و اقتصادی عربستان فاصله دارد. موقعیت مصدرسیتی که در ابتدا بهدلیل نزدیکی به فرودگاه بینالمللی ابوظبی انتخاب شد، پتانسیل رشد و دسترسی آن را برای ساکنان محدود کرد. دانگتان بهدلیل قرار گرفتن در جزیره چونگمینگ با چالشهای مشابهی روبهرو بود که برای اتصال آن به شانگهای بهعنوان شهر مادر، به سرمایهگذاری قابلتوجهی در زیرساختهای حملونقل نیاز داشت. علاوه بر آن موضوع مغفول در این میان، اولویتهای جامعه محلی است؛ مکانیابی شهرهای جدید در فواصل بالا از مراکز اصلی کار و فعالیت در پهنه سرزمین، بهمعنای افزایش مدت زمان و هزینههای جابهجایی برای ساکنان بالقوه این شهرها و درنتیجه کاهش تمایل و اقبال عمومی به آنهاست. لذا باید از نگاه ایزوله به بومشهرها پرهیز کرد و پذیرفت با وجود بالاتر بودن سطح خدمات و سایر شاخصهای کیفیت زندگی در این شهرها در مقایسه با شهرهای دیگر، آنها در یک شبکه شهری زیست و فعالیت گستردهتر معنادار خواهند بود.
شکست شهرهای با ادعای سازگاری با محیطزیست مانند مصدرسیتی و دانگتان و پیشبینی چنین رخدادی برای نئوم و آرکاداغ، یادآور این نکته است که دستیابی به توسعه پایدار شهری نیازمند رویکردی متعادل است که عوامل اقتصادی، اجتماعی، فناوری و فرهنگی را در نظر گیرد. درحالیکه این پروژهها پتانسیل فناوریهای پایدار نوآورانه را به نمایش میگذارند، اهداف بیش از حد جاهطلبانه، محدودیتهای مالی، چالشهای فناوری، گسست اجتماعی و محدودیتهای زیرساختی درنهایت مانع موفقیت آنها شده است. با ادامه رشد شهرنشینی، ضروری است که پروژههای بومشهر آینده از این شکستها درس گیرند و رویکردی عملگرایانه و جامعتر برای دستیابی به آینده شهری واقعاً پایدار اتخاذ کنند.
پروژههای بومشهر، تلاشهای پیچیدهای هستند که بهدلیل اهداف بلندپروازانه خود برای دستیابی به توسعه پایدار شهری با چالشهای متعددی روبهرو هستند. چالشهای پیش روی این پروژهها چندوجهی و اغلب بههم مرتبط هستند. بومشهرهای موفق باید تعادل ظریفی بین اهداف بلندپروازانه پایداری، امکانسنجی مالی، نوآوری تکنولوژیک، شمول اجتماعی و سازگاری با شرایط در حال تغییر ایجاد کنند. یادگیری از موفقیتها و شکستهای پروژههای قبلی برای هدایت توسعه آینده شهرهای زیستمحیطی در راستای رسیدن به آینده شهری پایدارتر ضروری است. چالشهای مورد نظر در این زمینه را میتوان در ذیل برشمرد:
شکل 19. چالشهای پیش روی بومشهرها
الف) هزینههای اولیه بالا و دورههای بازپرداخت طولانی: توسعه شهرهای زیستمحیطی مستلزم سرمایهگذاریهای اولیه قابلتوجهی در زیرساختهای پایدار، سیستمهای انرژی تجدیدپذیر، فناوریهای ساختمان سبز و راهحلهای نوآورانه حملونقل است. هزینههای اولیه میتواند بسیار زیاد باشد و جذب سرمایهگذاران و تأمین منابع مالی را چالشبرانگیز کند؛ بهویژه در مواردی که بازگشت سرمایه نامشخص یا بلندمدت است. همچنین بسیاری از فناوریهای پایدار، مانند پنلهای خورشیدی و سیستمهای ساختمانی با انرژی کارآمد، دوره بازگشت سرمایه نسبتاً طولانی دارند. این امر میتواند یک عامل بازدارنده برای ساکنان بالقوه یا سرمایهگذارانی باشد که بهدنبال بازدهی سریعتر سرمایهگذاری خود هستند.
ب) ریسکهای فناوری، تعمیر و نگهداری عملیات در حال اجرا: شهرهای زیستمحیطی اغلب بر فناوریهای پیشرفتهای تکیه میکنند که ممکن است در زمان اجرا بهطور کامل آزمایش یا اثبات نشده باشند. شکست یا عملکرد ناقص این فناوریها میتواند به تأخیرهای غیرمنتظره، مسائل عملیاتی و هزینههای اضافی منجر شود. علاوه بر آن، فناوریها و ویژگیهای پایدار نیاز به نگهداری و مدیریت مداوم دارند تا اطمینان حاصل شود که مؤثر باقی میمانند. عدم نگهداری صحیح اصولی این سیستمها میتواند به کاهش عملکرد، کاهش بازده و هزینههای عملیاتی بالاتر منجر شود.
ج) یکپارچگی فرهنگی و برابری اجتماعی – اقتصادی: بومشهرها نهتنها باید از نظر زیستمحیطی پایدار باشند، بلکه باید از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز پر جنبوجوش باشند. حصول اطمینان از اینکه این شهرها حس اجتماعی و هویت فرهنگی را ارائه میدهند، درحالیکه با اهداف پایداری همسو میشوند، کار پیچیدهای بهنظر میرسد. این قبیل شهرها اغلب ساکنان یا مشاغل دارای درآمد بالا را هدف قرار میدهند؛ این موضوع میتواند به موانعی در راستای نیل به برابری اجتماعی منجر شود، چراکه تنها بخشی ممتاز از جامعه قادرند در این تحولات زندگی یا فعالیت کنند و درنتیجه نابرابریهای موجود را تشدید میکند.
د) درک و پذیرش عمومی: متقاعد کردن مردم به پذیرش روش جدید زندگی یا کار ممکن است چالشبرانگیز باشد. دستیابی به نتایج مطلوب پایداری در یک بومشهر نهتنها به فناوریهای پیشرفته نیاز دارد، بلکه به تغییر در رفتار و الگوهای مصرف انسان نیز نیاز دارد. تشویق ساکنان به اتخاذ شیوهها و عادات دوستدار محیطزیست میتواند یک چالش مهم باشد، بهخصوص اگر آنها به شیوههای زندگی شهری مرسوم عادت داشته باشند. برخی از افراد ممکن است نسبت به مزایای بومشهرها شک داشته باشند و در برابر تغییرات در روالها و سبکزندگی ثابت خود مقاومت کنند.
ه) موانع نظارتی و سیاستی: چارچوبها و سیاستهای نظارتی ممکن است همیشه با مفاهیم و فناوریهای نوآورانه پیشنهاد شده با بومشهرها هماهنگ نباشد. پیمایش در چالشهای نظارتی، دریافت مجوزهای لازم و اطمینان از انطباق میتواند زمانبر و پرهزینه باشد.
و) مقیاسپذیری محدود و فقدان انعطافپذیری: درحالیکه مفهوم یک بومشهر جذاب است، مقیاسپذیری ویژگیها و فناوریهای خاص برای تطبیق با جمعیتهای بزرگتر یا زمینههای جغرافیایی مختلف میتواند چالشی جدی در مسیر برنامهریزی و طراحی آنها باشد. ممکن است برخی از راهحلها که در مقیاس کوچک بهخوبی کار میکنند، در صورت اعمال برای جمعیتهای بزرگتر و متنوعتر، با مشکلاتی مواجه شوند. ازسویدیگر طراحی ثابت و فرایندهای برنامهریزی طولانی بومشهرها میتواند به سازگاری محدود با شرایط در حال تغییر، مانند تغییر در فناوری، شرایط اقتصادی یا پویایی جمعیت منجر شود. این عدم انعطافپذیری میتواند توانایی شهر برای تکامل و پاسخ به چالشهای پیشبینینشده را مختل کند.
در جمعبندی موضوع باید بیان کرد در دهههای گذشته علاقه رو به رشدی در دولتها، سیاستمداران، تصمیمگیرندگان، برنامهریزان شهری و سایر پژوهشگران برای خلق جوامع برنامهریزی شده پایدار وجود دارد؛ محیط ایدئالی که بالاترین کیفیت زندگی و کمترین آلودگی و آسیب به محیطزیست را فراهم کند. این علاقهمندی نیز از نگرانیهای جهانی ناشی از کاهش منابع، بحرانهای انرژی و تهدیدهای تغییرات اقلیمی بوده و تمرکز شدیدی را هم در فرصتها و هم در چالشهای کشورهای درحالتوسعه میطلبد. ایران نیز ازجمله همین کشورهای در حال توسعه است که با مشکلاتی نظیر عدم تحقق برنامههای توسعه و تناسب نداشتن فناوریها با ظرفیتها و استعدادهای بومی دستبهگریبان است.
باید توجه داشت با وجود موانع و مشکلات پیش روی تحقق و اجرای الگوی بومشهر در نمونههای مورد بررسی، چرخش بهسمت این الگو و منظور داشتن راهبردها و سیاستهای سازگار با آن در طرحها و برنامههای توسعه در سطوح ملی و منطقهای موضوعی اجتنابناپذیر است. بررسیهای انجام شده نشان میدهد در کشور ما که ضعف نظریهای و کمبود الگوی عملی مناسب برای توسعه شهری و منطقهای و آمایش سرزمین همواره دغدغه تصمیمسازان و تصمیمگیران است، توسعه سبز باید مسیری مبتنیبر طراحی اقلیمی، همسو با انتظارات مردم بومی و متناسب با مواد و مصالح دوستدار طبیعت و ظرفیتهای محلی، منطقهای و ملی و درنتیجه متفاوت از نمونههای بیان شده بپیماید. در این زمینه، تدوین و تبیین چارچوبهای بومی و الگوهای بهینه بومشهر پایدار با تکیه بر استعدادهای موجود یک منطقه جغرافیایی ضروری است. از این چشمانداز به سبب همراهی و انتفاع حداکثری جامعه محلی، هزینههای پایینتر اجرای زیرساختها و تأسیسات زیربنایی و عدم نیاز به فرایندهای سنجش اراضی و مکانیابیهای جدید و عملیاتهای آمادهسازی، توسعه بومگرای شهرهای موجود بهجای خلق سکونتگاههای نوین، تقدم و اولویت خواهد داشت.
همسو با چشماندازهای ملی و بینالمللی، دستورالعملها و چارچوبهای داخلی طراحی شده برای پیادهسازی الگوی بومشهر باید گامبهگام و سنجیده تدوین شود؛ در این زمینه اجتناب از هزینههای سنگین مالی و غیرمالی نظیر آنچه در امارات متحده عربی و عربستان سعودی مشاهده میشود، ضرورت دارد. لذا این گزارش همسو با اسناد توسعه ملی و بینالمللی، توجه به الگوی بومشهر و پیادهسازی ارکان آن در شهرهای فعلی را در بازه زمانی بلندمدت و بهصورت تدریجی تجویز میکند و هزینهکرد منابع ثروت (نفت و گازی) ارزشمند کشور را برای توسعه متوازن و آمایش سرزمینی و ساماندهی شبکه سکونتگاهی کشور بر تعریف پروژههای تزئینی مانند آنچه در این گزارش بدان اشاره شد؛ اولویت تام دارد.
مبتنیبر جمعبندی، بررسی و تحلیل چهار نمونه بومشهر و نظرهای پیرامون آن و همچنین نقطهنظرهای متخصصان، در انتها به اجمال درسآموختهها، ملاحظات و توصیههایی بهمنظور کاربست در فرایندهای تصمیمسازی، تصمیمگیری، سیاستگذاری و برنامهریزی شهرهای جدید در کشور ارائه میشود: