هنرهای نمایشی بنا به ماهیت و شکل ارتباطی خود با سبک زندگی انسانها، بر ارتباط میان اعضای یک جامعه تأثیرات مختلفی دارند که میتوان در سیاستگذاریهای فرهنگی به آنها توجه ویژهای داشت. هنرهای نمایشی بهعنوان یک کنش و واکنش جمعی، عامل انتقال ارزشهای فرهنگی هستند که پدیدآورنده یک جماعت و شکلدهنده به یک گروه اجتماعی همسان و همسطح است و زمینهای برای تمرین مشارکت و مسئولیتپذیری اجتماعی و ایجادکننده هویت مشترک از طریق زبانی واحد است.
اهمیت هنرهای نمایشی باعث شده این هنر مورد توجه مقام معظم رهبری و سیاستگذاران فرهنگی قرار گیرد. مقام معظم رهبری در برهههای مختلف بر استفاده حداکثری از زبان هنرهای نمایشی در بازتاب ارزشهای دینی و مضامین اجتماعی، همچنین سازنده بودن تئاتر و توجه ویژه به جایگاه هنرهای نمایشی در فرایند هویتسازی ملی و مقابله با تهاجم فرهنگی و قابلیت ویژه برای انتقال پیام انقلاب اسلامی تأکید داشتند. ایشان حمایت از هنرمندان متعهد در این عرصه را ضروری دانستند. در اسناد سیاستی هم مصوباتی ازسوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین شده که اصلیترین آنها «سیاستهای هنرهای نمایشی» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی (1378) است. علاوهبر این در قوانین برنامه توسعه و بودجه نیز ذیل فصل فرهنگ و هنر به هنرهای نمایشی در کنار سایر قالبهای هنری پرداخته شده است.
طبق آخرین آمارها، قبل از فراگیری بیماری کووید 19(کرونا) در سال 1397، در سطح کشور 7198 عنوان نمایش تولید و برای حدوداً هشت میلیون و دویست هزار نفر اجرا شد. در سالهای 1398 تا 1400 بهدلیل فراگیری بیماری کووید 19(کرونا) این آمار کاهش چشمگیری داشت (بهطوریکه در سال 1399 تعداد 1811 عنوان نمایش تولید شد) با وجود این، بیشتر فعالیتها در کلانشهر تهران صورت گرفته که دارای بیشترین تولیدات، بیشترین مخاطبان و بیشترین اجراها در مقایسه با سایر شهرهای ایران بوده است. در سال 1401، تعداد 4596 عنوان به روی پرده نمایش رفته که با آمار سال 1397 و قبل آن کماکان فاصله دارد (آمار غیر رسمی در سال 1402، تعداد نمایشها را 5421 عنوان نشان میدهد).
حوزه هنرهای نمایشی بالاخص تئاتر با چالشها و مسائلی دست به گریبان است. از نابسامانی نظام صنفی هنرهای نمایشی، اجرای سلیقهای مصوبات و مقررات گرفته تا ضعف در تأمین بودجه و حمایتهای مالی، نابسامانی نظام قراردادها در تئاتر و حرکت کُند چرخه اقتصاد هنر نمایش، کمتوجهی به جایگاه هنر تئاتر در بدنه و ساختار فرهنگی کشور، کمبود سالنهای استاندارد نمایشی، گرانی بلیت، عدم مشارکت مردمیدر عرصه هنرهای نمایشی، کمتوجهی به نحوه بهکارگیری نیروهای تربیتیافته هنری در حوزه هنرهای نمایشی، توجه و تقلید هنرمندان حوزه هنرهای نمایشی به آثار بیگانه با فرهنگ بومیو مذهبی، اعطای مجوز و نمایش آثاری که سنخیتی با فرهنگ بومی، ملی و دینی جامعه ما ندارد، کمبود حمایت از گروههای نمایشی جوانان متعهد و انقلابی و دارای مزیت حرفهای، عمده مشکلات و مسائل این حوزه بهشمار میرود. انعکاس اینگونه مسائل خود را در نمایشنامههای ضعیف و بیمحتوا، عدم حضور حرفهای مستمر گونههای نمایش ایرانی و اسلامی در جامعه بینالمللی، ترویج سکولاریسم و سبک زندگی بیگانه و گسست روابط انسانی و خانوادگی آشکار میکند.
در میان تمام مسائل فوقالذکر بهنظر میرسد مهمترین اِشکال در وضعیت کنونی تئاتر در ایران، عدم کارکرد صحیح این قالب هنری در نظام فرهنگی جامعه است. به بیان دیگر کارکرد هنر و قالبهای مختلف آن همانند زبانی رسا و لطیف در جامعه است که قابلیت انتقال متعالیترین معانی و حقایق را به انسان دارد، اما وضعیت کنونی هنرهای نمایشی خصوصاً تئاتر، با این جایگاه فاصله زیادی دارد و لازم است در درجه اول، این موضوع بهعنوان هدف نهایی لحاظ و سایر موضوعات، در راستای این هدف تمهید شود.
برای رفع برخی از چالشهای مزبور و اینکه بتوانیم از ظرفیتهای هنرهای نمایشی به نحو مطلوبی بهره ببریم لازم است اقداماتی ازسوی سیاستگذاران و برنامهریزان انجام پذیرد که عمدهترین آنها عبارتند از:
هنرهای نمایشییا هنرهای اجرایی خصوصاً تئاتر در ایران به دنبال تغییرات اجتماعی و فرهنگی، همواره با تحولات زیادی مواجه شده است. در مورد نمایشهای پیش از اسلام، اسناد و مدارک چندانی در دست نیست، اما بعد از ورود اسلام، بسیاری از مراسم و آیینهای دینی و مذهبی با سنت و فرهنگ ایرانیان درآمیخته شدند و از این زمان است که بیشتر نمایشها با رنگ و بوی مذهبی و حماسی اجرا میشوند. در اواخر دوره قاجار بهدلیل تحولات تجددخواهی و ورود ادبیات فرنگی به ایران، سیر جدیدی در هنر اجرا و نمایش بهوجود میآید که تئاتر به شیوه غربی را نیز شکل میدهد. بعد از پنج سال توقف تئاتر در دوره رضاشاه، در شهریورماه سال 1320، تئاتر نوین در ایران کار خود را آغاز میکند و برخی از اهل فن از این تاریخ که حدوداً تا سال 1332 ادامه مییابد، بهعنوان دورانی پرمخاطب یاد میکنند. در دهه 1340 تئاتر نوین، بهعنوان رشتهای تحصیلی وارد دانشگاه میشود و افراد زیادی آموزش میبینند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع جنگ تحمیلی، تحولات زیادی در تئاتر ایران بهوجود میآمد و نسل جدیدی وارد این عرصه میشوند. تئاتر در کشور ما دستخوش تغییرات و توقفهای زمانی طولانی بوده و همین امر ناخودآگاه تأثیرات متفاوتی را حتی بر روی نمایشهای آیینی و سنتی نیز به دنبال داشته است [1]. اولین فرصتی که بعد از انقلاب اسلامی در ایران برای نمایشهای آیینی، مذهبی و سنتی بهوجود آمد، راهاندازی کانون نمایشهای سنتی بود. با بررسی روند شکلگیری تئاتر از دوره ناصرالدین شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی، نمایشهای سنتی (کلاسیک) بهعلت نداشتن تعریف در تشکیلات قانونی کشور نتوانستند نهادینه شوند؛ اما با وجود این، نمایشهای دینی و مذهبی ایرانی نظیر تعزیه توسط مردم برگزار میشد، اما از طریق حاکمیت وقت حمایت نمیشد. در کشور ما پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بر تعداد نمایشهای دینی و آیینی چه در شکل سنتی و چه در قالب مدرن افزوده شد و بهدلیل استقبال مردمیمورد حمایت و توجه قرار گرفت [2].
تئاتر براساس خاستگاه خود، سبکهای گوناگونی دارد. از واقعگرایی (رئالیسم) و طبیعتگرایی (ناتورالیسم) گرفته تا فراواقعگرایی (سوررئالیسم)، نمادگرایی (سمبولیسم) و انواع دیگر که غالباً در گونههای (ژانر) سوگنامه (تراژدی)، فکاهی (کمدی) و درام و غیره دستهبندی میشوند. نمایش سنتی (کلاسیک)، مدرن (نوین) و تئاتر خیابانی و غیره از دیگر اقسام هستند. بهتبع جایگاه، دستهبندیها و نوع نگاه بهمقوله هنرهای نمایشی بهویژه تئاتر در نحوه و چگونگی سیاستگذاری اثر میگذارد. لذا در ادامه با مرور اسناد بالادستی، وضعیت سیاستگذاری در هنرهای نمایشی (با تأکید بر تئاتر) ارزیابی میشود و سپس با بررسی وضعیت تئاترهای موجود و شناخت ذائقه مخاطب ایرانی، الگوی مطلوب هنر نمایشی (تئاتر) در ایران براساس گونه و شکل سازگار با سبک زندگی ایرانی و اسلامی، صورتبندی و پیشنهادهایی در جهت تعالی این شاخه از هنر ارائه میشود.
موضوع هنرهای نمایشی در بیانات رهبر معظم انقلاب، چندین بار، در موقعیتهای مختلف تکرار شده است. غالب اشارات ایشان به هنرهای نمایشی بهعنوان قالبی رسا و بلیغی است که برای انتقال حقیقت و زیباییهای ناشناخته، از آن باید حداکثر استفاده صورت گیرد [3]. در جایی دیگر ایشان در باب اهمیت هنرهای نمایشی اشاره میکنند که ابعاد تأثیرگذاری و فرهنگسازی هنرهای نمایشی بسیار وسیع است و امروزه ما بهعنوان یک ملتی که زنده است، احساس هویت میکند و حرفی برای گفتن دارد لازم است روی موضوع هنرهای نمایشی اهتمام بورزیم و سرمایهگذاری مادی و معنوی کنیم [4]. ازطرفدیگر ایشان ضمن توجه به استعدادهای بسیار خوبی که در زمینه بازیگری و کارگردانی در حوزه هنرهای نمایشی وجود دارد، بیان میکنند که کاستیهای زیادی در زمینه قصهنویسی، نمایشنامه، نثر و شعر داریم که لازم است برطرف شوند تا کیفیت محصولات تولید شده غنیتر شود [5]، [6]، [7] و [8].
علاوهبر اینها ایشان بیان داشتند که هنرهای نمایشی در کنار فیلم و سینما بسیار رساتر از سایر رشتههای هنری هستند که میتوان از آن برای ارائه برترین حقایق عالم و حقیقت دین بهره برد و لازم است بهلحاظ کمّی و کیفی ارتقا پیدا کنند و با توجه بهوجود استعدادهای ارزشمند در داخل کشور در زمینه هنرهای نمایشی به سطح برجستهای در دنیا برسیم [9].
در جای دیگر ایشان به ظرفیت عظیم هنرهای نمایشی و جهتگیری آن اشاره داشتند و فرمودند در ابتدا در فضای هنری کشور ما تئاتر با فضاهای لغو و بیهوده مثل تئاتر روحوضی و یا تئاتر اعتراضیِ بیجهت یعنی بدون سمتوسوی درستوحسابی بوده درصورتیکه باید از ظرفیت عظیم هنرهای نمایشی، که بدون واسطه و جلو چشم بیننده در صحنه اجرا میشود، برای نمایش مفاهیم حقیقی اسلامی بهره برد. سپس از تئاتری نام میبرند که داستان حضرت ایوب را به نمایش کشیده بود و بیان میکنند که فهمیکه بعد از دیدن ماجرای ایوب در آن تئاتر ایجاد شده بعد از صدبار خواندن ایجاد نشده بود [10]. فلذا ظرفیت عظیم اجرای رو در رو با مخاطب، همراه با هنرمندی و جهتگیری صحیح و متعالی اثربخشی بینظیری را به دنبال خواهد داشت بدین جهت لازم است از این منظر به هنرهای نمایشی خصوصاً تئاتر نگریسته شود و آن را با این اهداف پیگیری نمود.
در مجموع از بیانات رهبر معظم انقلاب، سه محور اصلی در حوزه هنرهای نمایشی خصوصاً تئاتر احصا میشود:
اول؛ اینکه هنرهای نمایشی خصوصاً تئاتر بهدلیل مواجهه مستقیم و بدون واسطه با مخاطب، همچنین آمیختگی آن با وجوه مختلف هنری، ظرفیت بسیار بالایی برای انتقال پیام دارد که باید از آن نهایت بهرهبرداری برای بیان موضوعات متعالی و مفاهیم حقیقی اسلامی صورت گیرد.
دوم؛ اینکه استعدادهای ویژهای در زمینه بازیگری و کارگردانی در بین هنرمندان هنرهای نمایشی وجود دارد که باید در راستای اهداف مورد اشاره بهکار گرفته شوند.
سوم؛ موضوع ضعف در داستان، قصهنویسی و نمایشنامه است که خود را در جریانهای موجود در نمایشهای هنری آشکار کرده است و باید این ضعف و نقص با توجه به منابع عظیم ادبی، دینی و تاریخی برطرف شود.
از اسناد بالادستی، بیشترین دفعات تکرار واژه هنرهای نمایشی و تئاتر در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی دیده میشود. مهمترین مصوبه در شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیاستهای هنرهای نمایشی (تئاتر) است که در قالب ۶ ماده (با عناوین: هدف و ضرورت، حمایت دولت، هدایت و نظارت، آموزش و پژوهش، تبادلنظر و جشنوارهها) بهمنظور تعیین اولویتها و سیاستهای کلی این حوزه در جلسه 457 به تاریخ 26 بهمنماه سال 1378 به تصویب رسید. علاوهبر این، سایر مصوبات تنوع زیادی دارند که در چند محور قابل پیگیری است:
۱. افزایش تولیدات در حوزه تئاتر است که در بند «۲۲»، اصول سیاست فرهنگی کشور با این مضمون آمده که کمک به افزایش تولید سینمایی و هنری و نیز نمایش فیلم و اجرای تئاتر در مراکز آموزشی کارگری و کارمندی بهمنظور همگانی کردن فرهنگ و استفاده از انواع آموزشهای تخصصی دولتی و آزاد درج شده که در جلسه 288 به تاریخ 20 مردادماه سال1371به تصویب رسید.
۲. دیگری ذیل سیاستهای مقابله با تهاجم فرهنگی بهمنظور جلوگیری از گسترش فساد و فحشا که موجبات تحقیر و تحریف تاریخی و تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی را فراهم میشود، لازم است مبانی سیاستهای اصولی نظام در عرصه فرهنگ و هنر (ادبیات، فیلم، تئاتر، موسیقی، نقاشی و غیره) تبیین شود تا منجر به آسیبپذیریهای ناشی از مشکلات نظری نشود.
علاوهبر اینها در مصوبات متعددی، هنرهای نمایشی بهعنوان یکی از بخشهای ارزیابی وضع فرهنگی و علمی کشور یاد شده یا سرانه استفاده از هنرهای نمایشی (سینما، تئاتر و موسیقی زنده) و سرانه صندلی مراکز اجرای برنامه موسیقی و تئاتر بهعنوان شاخص توسعه فرهنگی، نیروی انسانی، فضاها و تجهیزات فرهنگی به حساب آمده، ضمناً در راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، مصوب 4 مردادماه سال 1384، راهبرد و راهکارهای ارتقای فعالیت سازمان صدا و سیما مصوب 12 مهرماه سال 1384 و راهکارهای ارتقای عملکرد سازمان تبلیغات اسلامی مصوب 8 تیرماه سال 1386، از تئاتر بهعنوان قالب مؤثر نام برده شده است [11].
در مجموع با توجه به خاستگاه هنرهای نمایشی و تغییر و تحولاتی که به اقتضای فضای اجتماعی ایجاد شده، میتوان وضعیت کنونی تئاتر را با محوریت سه رکن سیاستگذاری، مخاطبان و هنرمندان این حوزه ارزیابی و آسیبشناسی کرد و درنهایت با نگاهی تحلیلی، راهکارهایی سیاستی و تقنینی ارائه کرد.
آشنایی با مرجع سیاستگذاری، همچنین اسناد و قوانین موجود، امکان مواجهه نسبتاً جامع را با چالشها و ساختار کنونی سیاستگذاری در این حوزه را فراهم میسازد. بدین منظور در ابتدا با بررسی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بهعنوان مرجع سیاستگذار و بررسی اسناد این حوزه، همچنین شیوه حمایتگری دولت و میزان بودجه و مالیات در نظر گرفته شده، سیاستهای دولت در حوزه هنرهای نمایشی و تبعات فرهنگی آن احصا میشود و درنهایت مروری بر نظام صنفی هنرمندان، سازوکارهای رفاهی و کلیات نظام قراردادهای تئاتر صورت میگیرد.
بالاترین مرجع سیاستگذاری در حوزه هنرهای نمایشی، شورای عالی انقلاب فرهنگی است و مهمترین سند سیاستی موجود در این حوزه، «سیاستهای هنرهای نمایشی» است که در تاریخ 26 بهمنماه سال 1378 به تصویب رسیده و برای اجرا به سه دستگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش و فرهنگستان هنر بهصورت مجزا و مشترک، محول شده است. شایان ذکر است سیاستهای هنرهای نمایشی، مبتنیبر اصول بیستوپنجگانه سیاست فرهنگی کشور [12] بوده که شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه شماره 288 خود در تاریخ1371/05/20 به تصویب نهایی رسانده است.
جدول 1. سند سیاستهای هنرهای نمایشی (اهم مفاد)
|
مواد |
شرح |
|
ماده (۱) – هدف و ضرورت: |
هنر تئاتر از عناصر مقوم فرهنگی جامعه است که گسترش آن با توجه به بندهای «1 و 19» اصول سیاست فرهنگی بهمنظور اعتلای فرهنگی جامعه اسلامی ایران صورت میپذیرد. |
|
ماده (۲)– حمایت دولت: |
با توجه به بند «24» - از اصول سیاست فرهنگی، دولت موظف است شرایط مادی و معنوی لازم را برای تولید نمایش و ایجاد مکانهای نمایشی در سراسر کشور فراهم آورد و حمایت لازم را برای گسترش و اعتلای هنر تئاتر انجام دهد. تبصره: نمایشهایی که برگرفته از فرهنگ اصیل اسلامی و نشئت گرفته از پیام انقلاب اسلامی و مقوم تئاتر ملی باشند در اولویت ویژه قرار خواهند گرفت. |
|
ماده (۳) – هدایت و نظارت: |
هدایت و نظارت بر اجراهای عمومی هنرهای نمایشی در سراسر کشور برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این امر بهمنظور دستیابی، حفظ و صیانت اهداف فرهنگی و اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انجام میپذیرد. تبصره «۱»: نظارت بر اجرای عمومیهنرهای نمایشی (تئاتر) در سراسر کشور براساس آییننامه جداگانهای صورت میپذیرد. این آییننامه به تصویب شورای هنرخواهد رسید. تبصره «۲»: نظارت بر اجرای نمایش در داخل دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور و نیز جشنوارههای دانشجویی و تئاترهای تلویزیونی از موضوع این ماده مستثناست. در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور این امر بهعهده شورای فرهنگی هر دانشگاه خواهد بود که آییننامه آن توسط وزرای فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها تصویب و ابلاغ خواهد شد. |
|
ماده (۴) – آموزش و پژوهش: |
بهمنظور باروری استعدادها، افزایش آگاهی، دانش و توانایی نیروی انسانی در عرصه هنر نمایش، تقویت و ترویج آموزش و پژوهش، لازم است دستگاههای ذیربط وظایف زیر را انجام دهند: الف) آموزش رسمی تئاتر در سطوح عالی برعهده وزارت فرهنگ و آموزش عالی و یا مؤسساتی است که دارای مجوز رسمی باشند. ب) صدور مجوز و نظارت بر آموزشگاههای آزاد در زمینه هنرهای نمایشی برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. ج) وزارت آموزش و پرورش موظف است برنامه مشخصی برای آموزش و ترویج هنر نمایش در مدارس تهیه و با هماهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه نماید. لازم است با همکاری این دو وزارتخانه، زمینههای تأسیس و گسترش هنرستانهای نمایش فراهم گردد. د) فرهنگستان هنر موظف به تهیه طرحهای بنیادی و کاربردی پژوهشی است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف به حمایت کامل از اجرای این طرحها میباشند. |
|
ماده (۵) – تبادل نظر: |
با توجه به بندهای «2 و 3» اصول سیاست فرهنگی، تبادل گروههای نمایشی ایرانی و دیگر کشورهای جهان بهمنظور آشنا ساختن جهانیان با فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی و نیز آشنایی علاقهمندان ایرانی با سبکها و شیوههای متداول و نوین هنرهای نمایشی در جهان ضروری است. این تبادل باید با در نظر گرفتن ارزشها، اصول و شئون جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد. دستورالعمل این تبادل در شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و با همکاری وزارت امور خارجه تهیه و به تصویب خواهد رسید. |
|
ماده (۶) - جشنوارهها: |
برگزاری جشنوارههای نمایشی بهمنظور معرفی هنر ایرانی و انقلاب اسلامی، مبادله اندیشه و تجارب، ارزیابی و معرفی آثار ارزشمند نمایشی، کشف و معرفی استعدادهای جوان و رونق فعالیتهای نمایشی (با توجه به بند «۲» اهداف سیاست فرهنگی) خواهد بود. سازماندهی، هماهنگی و صدور مجوز برای برگزاری جشنوارههای نمایشی برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. نظارت بر اعمال سیاستها و اصول و ارزشهای مندرج در اصولسیاستهای فرهنگی در جشنوارههای نمایشی از وظایف و مسئولیتهای این وزارتخانه است. |
در متن این سند آمده است که سیاستهای هنرهای نمایشی به پیشنهاد شورای هنر و براساس اصول سیاست فرهنگی کشور (بهطورمشخص بندهای «۱ و۱۹») تهیه و تنظیم شده است. بر این اساس، میتوان دریافت که مرجع مهم و اصلی سیاستگذار در حوزه هنرهای نمایشی، شورای عالی انقلاب فرهنگی است و مصوبات این شورا، تعیین کننده چارچوب سیاستی و زمینه ساز موازین اجرایی در گستره هنرهای نمایشی نیز خواهد بود.
سند یادشده، دربرگیرنده 6 ماده و 3 تبصره، مشتمل بر هدف و ضرورت، حمایت دولت، هدایت و نظارت، آموزش و پرورش، تبادلنظر و جشنوارههاست. با توجه مواد 6 گانه در این مصوبه، بهنظر میرسد هرچند بخشهای تولید و توزیع، مورد نظر قانونگذار قرار گرفته، اما به بخش مصرف (مخاطبان/تماشاچیان/مصرفکنندگان) اشارهای نشده و نیازمند تقویت و تکمیل است. علاوهبر این موضوع، با توجه به رویکرد کلانی که مقام معظم رهبری در بیاناتشان نسبت به هنرهای نمایشی داشتند لازم است جهتگیری این سند در راستای اعتلای مخاطبان و همچنین استفاده از منابع غنی موجود، تقویت شود.
همچنین لازم است با استفاده از ظرفیت موجود در شکل هنری تئاتر، زمینه عدالت فرهنگی درخصوص دسترسی به محصولات فرهنگی در سراسر کشور فراهم شود و از این طریق علاوهبر شناسایی، جذب و بهکارگیری استعدادهای ویژه در این حوزه، تحرک مطلوبی در حوزه تولید و به دنبال آن مصرف محصولات نمایشی (تئاتر) صورت خواهد گرفت و متناسب با فضای ایجاد شده، بهتدریج خلأهای داستانپردازی و قصهنویسی مرتفع خواهد شد.
حمایتگری در حوزه هنر همواره به دو صورت اصلی مستقیم یا غیرمستقیم ازسوی نهادهای حقیقی یا حقوقی مختلف انجام پذیرفته که هریک، ملاحظاتی را دربردارد.
الف) حمایتگری مستقیم
منظور از شیوه حمایت مستقیم از هنرمندان، سازمانهای هنری و مصرف کنندگان، حمایتگری توسط یک وزارتخانه یا یک نهاد تأمین بودجه دولتی آثار هنری است. در شیوه مستقیم، حمایتگری دو رویکرد تثبیت شده با سازوکارهای اجرایی مختلف دارد: نخست، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مستقیماً به تخصیص بودجه به سازمانها و افراد فعال در حوزه های یادشده میپردازد؛ رویه ای که در بیشتر کشورهای اروپایی به انجام میرسد. در این شیوه، تصمیم گیرنده اصلی مسئول مربوطه یا وزیر بوده و یا نهادی با سازوکار مشخص طراحی شده و تخصیص بودجه بخش فرهنگ و هنر، توسط این نهاد که شورای هنری نامیده میشود، به انجام میرسد. همانند شورای هنر که برای نخستین بار در انگلستان در دهه 1940 شکل گرفت و امروزه در کشورهای اسکاتلند، ولز، ایرلند، کانادا، استرالیا و نیوزلند که عمدتاً تحت نفوذ سیاسی و فرهنگی انگلستان هستند نیز برقرار است.
در شیوه مستقیم بهترتیب میتوان اهداف حمایت، بهکارگیری تصمیمات مربوط به تخصیص منابع و موضوعات مربوط به حاکمیت را تفکیک و تبیین کرد. ذیل اهداف حمایت، ایجاد محیطی برای پرورش، نیاز به گسترش دسترسی به هنر، خدمت به کشور، ایجاد توازن و افزایش مشارکت مردم در حوزههای هنری برای ارتقای کیفیت زندگی که در قالب بیانیه ها، دستورات یا شیوه نامه های رسمی و بالادستی ارائه میشود را میتوان دستهبندی کرد. همچنین در حوزه تصمیمات مربوط به تخصیص منابع، میتوان موضوعات تعیین زمان مداخله برای تخصیص بودجه ازسوی نهاد یا مسئول بودجه، تخصیص برپایه هدفگذاری کیفی یا کمّی کوتاه و بلندمدت، تفکیک مؤسسات خصوصی، انتفاعی و غیرانتفاعی و سهم بندی آنها از بودجه را صورتبندی کرد و درنهایت مباحث مربوط به حاکمیت را میتوان به موضوعاتی از قبیل چگونگی تعیین وظایف شورای هنر، نقش مستقل یا وابسته شورای هنر در تخصیص بودجه، وابستگی افراد یا چگونگی گزینش آنها برای این شورا، نحوه ارتباط و تعامل این شورا با هنرمندان شکل داد [13].
در کشور ما در شیوه حمایت مستقیم معمولاً ذیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعتباراتی برای حمایت از هنرهای نمایشی تخصیص مییابد. برنامه حمایت توسعه هنر (تجسمی، نمایشی، موسیقی و آموزش هنر) در قانون بودجه سال 1402، حدود 269 میلیارد و 800 میلیون تومان است که این رقم نسبت به سهم بودجه سالیانه هنرهای نمایشی در قانون بودجه سال 1400 که ۱۲۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان [14] بود، حدود دو برابر افزایش یافته است. ضمن اینکه دولت اختیار آن را دارد از اعتبارات فصل کمکهای بلاعوض دستگاههای فرهنگی خصوصاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز بهمنظور پشتیبانی از هنرهای نمایشی، حمایت مالی به عمل آورد.
ب) حمایتگری غیرمستقیم
منظور از شیوه حمایتگری غیرمستقیم، پشتیبانی از آثار هنری مبتنیبر نظامهای مالی بدون اتکا به بودجه عمومی است. به بیان دیگر ترغیب اهداکنندگان یا سرمایه داران بخش خصوصی برای حمایت از هنر یا استفاده از سازوکارهای معافیتهای مالیاتی برای هنرمندان و سازمانهای واجد شرایط تولید هنر نیز جزء این دسته قرار میگیرند. تفکیک فعالیتهای خیرخواهانه و حمایت مالی، نخستین گام برای پذیرش این شیوه است. حمایت مالی، روشی است که شرکتها و شخصیتهای حقوقی در ازای درج نام یا ویژند (برند) خود، از شخصیت حقیقی یا حقوقی تولیدکننده هنر، حمایت مالی میکنند؛ اما در سویه خیرخواهانه، اهدای وجوه نقدی در ازای تبلیغ یا درج نام و ویژند آن شرکت به انجام نرسیده و صرفاً براساس نیت خیرخواهانه، هنردوستانه یا اشتغالزایی در عرصه هنر به انجام میرسد. هرچند صورتهای کمک خیرخواهانه، میتواند در قالب مهارتآموزی رایگان نیز صورت پذیرد [15]. چنانکه گفته شد، فرایند حمایتگری مبتنیبر سازوکارهایی است که متمرکز بر نظام مالیاتی برای تولید هنر در نظر گرفته شده و عملکرد آنها افزون بر آثار اقتصادی و بهبود وضع بازار هنر، بر اجتماع و مصرف کنندگان کالاهای هنری نیز بهطور مستقیم مؤثر است. زیرا مواجهه اجتماع با اثر هنری بهصورت مستقیم و بدون واسطه اتفاق میافتد. این شیوه در کشور ما چندان مورد توجه قرار نگرفته است.
ج) سرمایهگذاری
افزون بر دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم، شیوه سومینیز وجود دارد که با توجه به تغییر و چرخش نظام کلان اقتصادی، با رویکرد سودآوری و هدف افزایش سرمایه، اجرایی میشود. در این رویکرد، صندوقهای سرمایه گذاری خصوصی هنر، بهواسطه سرمایه داران یا نهادهای غیردولتی و خصوصی متمایل به سرمایهگذاری در هنرها بهوجود آمده و با تمرکز و برنامهریزی برای فروش کالاهای گوناگون هنری و یا ایجاد و مرمت سالنهای نمایش، به تخصیص سرمایه از آثار هنری می پردازند. سودآوری از راه خرید و استفاده از حق و امتیاز آثار هنری، هدف اصلی صندوقهای سرمایه گذاری بهشمار میرود. با استناد به گزارش مؤسسه حسابرسی دیلویت (Deloitte) (2023) برآورد شده که در سال 2022 دارایی که به شکل انواع هنر تبدیل شده 2.174 تریلیون دلار بوده است و پیشبینی میشود این رقم در سال 2026 به 2.861 تریلیون دلار افزایش یابد. در این میان حدود 50 درصد از مدیران مالی جوان تمایل دارند تا در صندوقهای هنر سرمایهگذاری کنند [16].
در ایران، اولین قدمهای جدی برای تشکیل صندوق سرمایهگذاری هنر از سال 1394 (2015) برداشته شد. پذیرهنویسی صندوق «سرمایهگذاری نیکوکاری نیکاندیشان هنر» از تاریخ 20 خردادماه سال 1394 از طریق صندوق اعتباری هنر و شرکت مشاور سرمایهگذاری آرمان آتی آغاز شد تا اشخاص خیرخواه و نیکاندیش در امور نیکوکاری مرتبط با هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران بتوانند با این صندوق مشارکت و همیاری کنند. مؤسسین صندوق نیکوکاری هنر برخی بانکها، جمعی از نهادهای مالی فعال در بازار سرمایه، هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران مشتاقی هستند که در پی ارتقای هرچه بیشتر فرهنگ و هنر فاخر ایران اسلامی هستند. مقرر شد وجوه جمعآوری شده بهصورت داراییهایی مانند: سهام و سایر اوراق بهادار و عواید بهدست آمده از آن در تأمین بیمه تکمیلی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه که تحت پوشش صندوق اعتباری هنر هستند، هزینه شود [17]. پس از آن با وقفهای طولانی در خردادماه سال 1400 مدیرعامل فرابورس ایران از اخذ موافقت اصولی تأسیس نخستین صندوق سرمایهگذاری جسورانه حوزه فرهنگ و هنر در بازار سرمایه خبر داد. یکی از رشتههای موضوع سرمایهگذاری این صندوق، صنایع خلاق است که این رشته طیف وسیعی از حوزههای فرهنگی و هنری شامل تبلیغات، معماری، طراحی، مد، فیلم (سینما)، موسیقی، عکاسی، هنرهای نمایشی، نشر و بازیهای رایانهای و... را دربر میگیرد [18]. سپس در آذرماه همین سال اولین صندوق جسورانه حوزه صنایع فرهنگی با نام «سپهر یکم» با سرمایهگذاری صندوق نوآوری و شکوفایی، صندوق پژوهش و فناوری سپهر، حوزه هنری انقلاب اسلامی و یکی از شرکتهای زیرمجموعه سازمان تبلیغات اسلامی، راهاندازی و پذیرهنویسی این صندوق با نماد سپهر در فرابورس ایران آغاز شد. سرپرست نهادهای مالی و نوآوری فرابورس ایران در آیین راهاندازی صندوق جسورانه «سپهر یکم» اینگونه صندوقها را یک ابزار تأمین مالی جدید برای صنعت فرهنگ قلمداد کرد و راهاندازی ۲۰ صندوق جسورانه حوزه صنایع خلاق و فرهنگی تا پایان سال 1400 را خبر داد و اذعان داشت با راهاندازی این صندوقها به سرمایه یک هزار میلیارد تومانی در زمینه فرهنگ و هنر خواهیم رسید [19].
با استناد به بند «ل» ماده (۱۳۹) از قانون مالیاتهای مستقیم [20] (مصوب 1380/11/27) تمام فعالیتهای مرتبط با هنرهای نمایشی از پرداخت مالیات معاف هستند، اما بنابر پیشنهاد اصلاحی در جزء «۱» بند «ق» تبصره «۶» لایحه بودجه سال 1401، معافیت مالیاتی بازیگران و تهیه کنندگان، موضوع بند «ل» ماده (۱۳۹) قانون مالیاتهای مستقیم فقط تا سقف ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون ریال در سال قابل اعمال دانسته شده و بعد از آن حسب مورد به نرخ قانون مالیاتهای مستقیم مشمول مالیات اعلام شده است. همچنین وفق جزء «۳» بند «ن» تبصره «۶» قانون بودجه سال 1402، درآمد سالیانه مشمول اشخاص موضوع بند «ل» ماده (۱۳۹) قانون مالیاتهای مستقیم تا معادل چهار برابر سقف مالیاتی ماده (84) قانون مذکور معاف است و مازاد بر آن حسب مورد به نرخ قانون مالیاتهای مستقیم، مشمول مالیات است. فعالیتهای انتشاراتی، مطبوعاتی، قرآنی و مؤسسات رسانهای دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کماکان از معافیت مندرج در بند «ل» ماده (۱۳۹) قانون مالیاتهای مستقیم برخوردار خواهند بود. لذا مطابق این حکم بودجهای فعالیتهای ذیل هنرهای نمایشی تا چهار برابر معافیت مالیاتی افراد عادی، مشمول مالیات نمیشود.
منظور از نظام صنفی، قواعد و مقرراتی است که امور مربوط به سازمان، وظایف، اختیارات، حدود و حقوق افراد و واحدهای صنفی را طبق قانون نظام صنفی کشور، مصوب 1382/12/24 مجلس شورای اسلامی تعیین میکند. در این قانون به هر شخص حقیقی یا حقوقی که در یکی از فعالیتهای صنفی اعم از تولید، تبدیل، خرید، فروش، توزیع، خدمات و خدمات فنی سرمایه گذاری کند و در جایگاه پیشه ور و صاحب حرفه و شغل آزاد، بهصورت فردی یا با مباشرت دیگران محل کسبی دایر یا وسیله کسبی فراهم آورد و تمام یا قسمتی از کالا، محصول یا خدمات خود را بهطور مستقیم یا غیرمستقیم و بهصورتکلی یا جزئی به مصرفکننده عرضه دارد، فرد صنفی میگویند. در ادامه متن این قانون، هر واحد اقتصادی که فعالیت آن در محل ثابت یا وسیله سیار باشد و توسط فرد یا افراد صنفی با اخذ پروانه کسب دایر شده باشد، واحد صنفی اطلاق میکنند. درنهایت براساس ماده (۴) از قانون نظام صنفی کشور [21]، آن گروه از افراد صنفی که طبیعت فعالیت آنان از یک نوع باشد، یک صنف را تشکیل میدهند. همچنین براساس این قانون، صنوف به چهار دسته تولیدی، خدمات فنی، توزیعی یا خدماتی تقسیم میشوند.
مقصود از ارائه تعاریف قانونی از سه رکن فعالیت صنفی یعنی نظام صنفی، فرد صنفی و صنف، تمرکز بر جایگاه هنرهای نمایشی و ارکان تشکیل دهنده آن از نظر قانون نظام صنفی کشور و تبیین وضعیت آن در گستره هنرهای نمایشی است. براساس قانون و تعاریف یادشده، هنرهای نمایشی امکان قرار گرفتن در قانون نظام صنفی را دارا بوده و فعالیت در ذیل نظام صنفی هنرهای نمایشی، بلامانع بهنظر میرسد. به بیان دیگر این امکان وجود دارد که هنرهای نمایشی در قانون نظام صنفی در رستههای مختلف قرار بگیرند، مشروط بر اینکه تفسیر درستی از قوانین فعلی صورت گیرد و دولت تنوع اصناف ذیل هنرهای نمایشی را به رسمیت شناخته و اعتبارات حمایتی خود را عادلانه میان تشکلهای قانونی مختلف تخصیص دهد (منظور این است که بدین شکل نباشد که برای مثال صرفاً خانه تئاتر و یا صرفاً انجمن هنرهای نمایشی ایران اغلب اعتبارات حمایتی را از آن خود کرده و پرداخت به سایر تشکلها منوط به تبعیت از انجمن یا تشکلی خاص باشد).
در حال حاضر با چند صنف و شبهنظام صنفی در هنرهای نمایشی ایران مواجه هستیم؛ خانه تئاتر ایران (شامل چندین انجمن مختلف)، انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران، انجمن هنرهای نمایشی ایران، انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، انجمن صنفی تماشاخانههای ایران، انجمن تعزیه ایرانیان، انجمن نقالی و باشگاه نقالان و شورای اصناف تئاتر و ... را میتوان در این زمره نام برد. شاکله خانه تئاتر ایران، وابسته به ساختار طراحی شده حقوقی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قالب مؤسسه چندمنظوره فرهنگی و هنری است که در سازمان ثبت شرکتها و مؤسسات غیرتجاری به ثبت رسیده و دارای بیشترین شمار اعضای فعال در حوزه هنرهای نمایشی است؛ درحالیکه شاکله انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران، بهرغم داشتن مجوز فعالیت صنفی، با استناد به تصویب نامه هیئتوزیران درخصوص تأسیس انجمن صنفی سراسری اشخاص حقیقی پدیدآورنده آثار فرهنگی و هنری و شاغلان بخش فرهنگ، هنر و رسانه در رسته تخصصی [22]، از تمام سازوکارهای نظام صنفی، برخوردار نبوده و گستره فعالیت آن، محدود به کلانشهر تهران بوده؛ همچنین شمار اعضای آن از خانه تئاتر ایران، بهمراتب کمتر است.
جدول 2. انجمنها و تشکلهای ذیل خانه تئاتر
|
انجمن بازیگران خانه تئاتر |
انجمن صنفی نمایشنامهنویسان و مترجمان تئاتر ایران |
انجمن نمایشگران حرکت خانه تئاتر |
|
انجمن صنفی سراسری دستیاران کارگردان و برنامهریزان تئاتر |
انجمن طراحان پوستر تئاتر خانه تئاتر |
انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر |
|
انجمن صنفی سراسری عکاسان تئاتر ایران |
انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر |
کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر |
|
انجمن صنفی سراسری منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر |
انجمن گریم و ماسک خانه تئاتر |
کانون روابط عمومیو تبلیغات تئاتر |
|
انجمن صنفی موسیقی تئاتر |
انجمن مدرسان خانه تئاتر |
کانون کارکنان فنی هنری خانه تئاتر |
|
کانون کارگردانان خانه تئاتر |
کانون نمایشگران خیابانی خانه تئاتر |
مأخذ: وبگاه مؤسسه فرهنگی هنری خانه تئاتر.
اما انجمن هنرهای نمایشی ایران با هدف توسعه فرهنگی و رسیدن به شاخصهای اثرگذار هنر نمایش براساس نیازهای فرهنگ ایرانی و اسلامی و همچنین ایجاد انگیزه در هنرمندان، شناسایی و حمایت از جوانان مستعد، برقراری ارتباط با تشکلها و گروههای تئاتری سراسر کشور و تبادل اطلاعات و همکاری با مؤسسات و سازمانهای شناخته شده هنر نمایش در سایر کشورها در سال 1387 تشکیل شد. این انجمن با شخصیت حقوقی مستقل و بهصورت غیرانتفاعی و غیردولتی برای دستیابی به اهداف فرهنگی تصریح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز کار، عمده فعالیت خود را براساس حمایت مادی و معنوی از هنرمندان و گروههای تئاتری در سراسر کشور و با انگیزه حفظ، توسعه و اعتلای هنر نمایش معطوف ساخت. کانون تخصصی نمایشهای خیابانی ایران، کانون تخصصی نمایشهای آیینی، سنتی و تعزیه، کانون تخصصی تئاتر دینی، کانون تخصصی تئاتر دانشگاهیان، کانون تخصصی تئاتر عروسکی و کانون تخصصی ملی منتقدان تئاتر ایران از ارکان انجمن مزبور هستند.
انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس وابسته به بنیاد فرهنگی روایت فتح در سال 1376 پا به عرصه وجود گذاشت. این انجمن، تشکلی از هنرمندان متعهد هنرهای نمایشی است که رسالت اشاعه فرهنگ و ارزشهای ملی را برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و ارزشهای دفاع مقدس و تئاتر مقاومت از طریق حمایت همهجانبه از تئاتر و هنر متعهد کشور قرار داده است.
همچنین اخیراً شورای اصناف تئاتر با حضور نمایندگان سه صنف رسمی و مستقل تئاتر (انجمن هنرمندان تئاتر شهر تهران، انجمن هنرمندان تئاتر کمدی شهر تهران و انجمن مدرسان تئاتر استان تهران) برای هماهنگی بیشتر در زمینه اجرای قوانین، تنظیم قراردادها، امور حقوقی و اجتماعی و رفاهی اعضا، افزایش قدرت صنفی و همچنین جلوگیری از موازیکاری و تخلفهای صنفی اواخر سال 1401 تشکیل شد. شورای اصناف تئاتر براساس ماده (25) اساسنامه انجمنهای صنفی وزارت کار با هدف پیوستگی انجمنهای صنفی و افزایش کارایی آنها، شکل گرفته و جنبه مشارکتی و مشورتی دارد و تصمیمهای این شورا با تصویب هیئتمدیره انجمنهای زیرمجموعه، اجرایی خواهد شد. این تشکل جدید اعلام داشته در صورت تشکیل صنفهای رسمی دیگر در حوزه تئاتر، این شورا با حضور نمایندگان صنفهای آتی، گسترش خواهد یافت.
در سیاستها و مصوبات مرتبط با هنرهای نمایشی، کمتر به نقش و ظرفیت نظامهای صنفی هنرهای نمایشی در نسبت با سایر حوزهها پرداخته شده و کمتر این ظرفیت در جهت رفع دغدغههای اهالی هنر از یکسو و ازسویدیگر تصدیگری بخشی از وظایف حاکمیت قدم برداشته است؛ کما اینکه نهادهای دولتی و شبهدولتی هنوز عهدهدار بسیاری از وظایفی هستند که میتواند از خلال تشکلهای متعدد مذکور تصدیگری شود. در تصویبنامه تأسیس انجمن صنفی سراسری اشخاص حقیقی پدیدآورنده آثار فرهنگی و هنری و شاغلان بخش فرهنگ و هنر و رسانه در رسته تخصصی (در نامه شماره۱۰۵۵۶۹/ت۵۶۹۱۴ هـ مورخ 1398/08/22) که در تاریخ 1398/08/19 به تصویب هیئتوزیران رسیده به امکان راهاندازی و رواج مناسبات نظام صنفی برای هنرهای نمایشی، پرداخته است. در این تصویبنامه، اشخاص فعال در حوزه های هدف میتوانند بهمنظور تأسیس انجمن صنفی سراسری در رسته تخصصی خود، طی درخواستی به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اقدام کنند.
جدول3. شماری از نهادها و سازمانهای فعال در حوزه هنرهای نمایشی
|
ردیف |
عنوان |
سازمان/نهاد اصلی |
|
1 |
اداره کل هنرهای نمایشی، بنیاد رودکی |
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی |
|
2 |
انجمن هنرهای نمایشی ایران |
مؤسسه غیرتجاری |
|
3 |
خانه تئاتر ایران |
مؤسسه چندمنظوره فرهنگی هنری |
|
4 |
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
وزارت آموزش و پرورش |
|
5 |
واحد تولیدات نمایشی سیما، اداره کل هنرهای نمایشی رادیو |
سازمان صدا و سیما |
|
6 |
خانه تئاتر دانشگاهی |
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری |
|
7 |
مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری |
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی |
|
8 |
انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس |
بنیاد فرهنگی روایت فتح |
|
9 |
سازمان فرهنگی هنری خانه هنرمندان ایران |
شهرداری تهران |
|
10 |
شورای اصناف تئاتر |
انجمنهای وزارت کار |
تنظیم اساسنامه و تشکیل صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان و هنرمندان کشور، از نخستین گامهای قانونی در راستای پشتیبانی هنرمندان کشور بود که پس از تصویب در هیئت وزیران، در تاریخ 1382/05/15، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به انجام رسید. این صندوق، فعالیت رسمی خود را از فروردینماه سال 1383 و بهصورت محدود آغاز کرد. فعالیتهای صندوق، در جایگاه مؤسسه ای غیردولتی و غیرانتفاعی، با نام صندوق اعتباری هنر، با چهار هدف اصلی ساماندهی حمایتگری، حمایت از خلاقیت و نوآوریها، تأمین منابع مالی جهت توسعه فرهنگ و هنر و توسعه مرحلهای کمیت و کیفیت حمایتها ادامه یافت و ازجمله مهمترین خدمات آن میتوان به حمایتهای معیشتی و تأمین آتیه (پرداخت مقرری یا کمک مستمری به افراد مشمول و مستمری سالمندان)، حمایتهای بیمه ای (ازجمله کمک هزینه معالجه و جبران خسارت غیرارادی فعالیتهای اقتصادی در عرصههای فرهنگی هنری و مطبوعاتی) و درنهایت حمایتهای توسعه ای (مشارکت در تولید آثار فرهنگی و هنری) اشاره کرد. سازوکار حمایتهای صندوق، با فراخوانهای سالیانه جهت عضویت آغاز شده و پس از طی کردن مراحل نام نویسی و تخصیص حمایتها براساس درخواست و نوبت، به انجام میرسد. در حوزه هنرهای نمایشی، فارغ از محل سکونت هنرمندان، امکان بهره مندی از خدمات، با دریافت معرفینامه ازسوی مرکز هنرهای نمایشی یا انجمنهای نمایشی سراسر کشور خطاب به صندوق آغاز شده و پس از بررسی مستندات هنرمندان و صدور معرفی نامه، امکان برقراری بیمه و یا بهره مندی از دیگر خدمات صندوق فراهم میشود.
نظام قراردادها و تفاهم نامه ها در هنرهای نمایشی، تابعی از نظام صنفی است. بنابراین بهنظر میرسد در صورت وجود نظامهای صنفی شفاف و قانونمند، امکان شکل گیری قراردادهای روشن و هدفمند نیز تحقق یافته و فعالان این حوزه از آسیبهای ناشی از نبود آن مصون خواهند ماند. با توجه به شیوه تولید آثار در گستره هنرهای نمایشی و نیز شیوه تقسیم کار در تئاتر، میتوان قراردادهای یاد شده را در دو الگوی کلی و مرسوم شفاهی و کتبی دسته بندی کرد [23].
از دیگر طبقهبندیهای قراردادهای نمایشی میتوان دو دسته دولتی و غیردولتی یا چهار دسته جزئیتر انعقاد توسط تهیهکننده، انعقاد توسط سالنداران، انعقاد مشترک تهیهکننده و سالندار و انعقاد توسط دولت اشاره کرد. دولت غالباً بهمنظور عرضه به مخاطب عمومی یا مخاطب سازمانی وارد عرصه میشود و اینکه بهمنظور حمایت یا مشارکت در طرحی خصوصی قراردادی را منعقد میکند. در غیر این حالت (یعنی بخش غیردولتی)، طرف قرارداد از چند حالت خارج نیست یا دولت مشارکتی در تولید نداشته و صرفاً خریدار محصول هنری است یا بخش غیردولتی دیگری و یا حامیان مالی بخش خصوصی طرف قرارداد هستند. شبیه این رابطه نیز بین سالنداران یا تهیهکننده با هنرمندان و دولت و یا بخش غیردولتی میتواند برقرار شود.
آسیب پذیرترین و درعینحال، رایجترین الگوی قراردادها در هنرهای نمایشی، الگوی قرارداد شفاهی است. در این الگو، امکان اثبات حقوق و راستی آزمایی، بستگی به شرایط و ضوابط نامعلوم بوده و به همین دلیل، تولید آثار نمایشی با این الگو، فعالیت فعالان عرصه هنرهای نمایشی را بهشدت تحتتأثیر قرارداده و فعالیت حرفه ای آنان را آسیب پذیر و بهلحاظ قانونی در زمره فعالیتهای غیراثباتی و حتی غیرقابل پیگیری قرار میدهد.
با توجه به فراگیربودن قراردادهای شفاهی در هنرهای نمایشی ایران، راهکار خانه تئاتر، راه اندازی شورای داوری بوده که در آیین نامه داوری درج شده در تارنمای رسمی خانه تئاتر، فرایند اجرای آن شرح داده شده است [24]. این مسئله درحالی است که فعالیت صنفی مؤسسه خانه تئاتر در جایگاه حقوقی نظام صنفی مورد پرسش بوده و تنظیم آیین نامه داوری الزاماً تضمینی برای احقاق حقوق و حلوفصل مسائل صنفی نخواهد بود. ازسویدیگر، در صورت اعمال مناسبات حقوقی و پیاده سازی الگوی نظام صنفی در چارچوب قراردادهای رایج قانون کار، با تبدیل عنوان هنرمند به کارگر و تهیه کننده به کارفرما مواجه خواهیم شد که با مناسبات و قواعد تولید، توزیع و مصرف هنری کاملاً تفاوت دارد. زیرا شیوه و نوع قراردادهای هنری، الزامات قانون کار، ازجمله بیمه افراد و کارکنان را تأمین نکرده و در صورت فعلی، هنرمندان را مشمول بیمه خویش فرما و آنهم بهصورت موسمی و گزینشی میکند. بر این اساس ضرورت تصحیح الگوهای قراردادی کنونی و تنظیم الگوهای کارآمد برای فعالیتهای گوناگون در حوزه هنرهای نمایشی بیشازپیش نمایان شده و پیش نیاز آن، بازنگری جدی در نظام صنفی است.
تئاتر، نوعی از ارتباط جمعی است که روایتی زنده را با خود بههمراه دارد و در اصل تنها هنری است که پیوندی ناگسستنی با مخاطب و واکنش تماشاگران خود دارد [25]. ازطرفدیگر، جایگاه مخاطب در تئاتر زمانی ضروری میشود که با چرخه اقتصادی در این هنر پیوند میخورد؛ چراکه این پیوند برخلاف بسیاری از هنرهای دیگر، عمدتاً از طریق ارتباط بیواسطه با مخاطب و در اثر حضور مخاطب در سالن نمایش، اتفاق میافتد. تئاتر، هنری است که مخاطب را باید به سالن اجرا بکشاند و در آنجا محصول هنری خود را به او عرضه کند و از این راه، اقتصاد خود را تأمین کند. بنابراین تلاشها برای جذب مخاطب در این هنر با سابقه، اهمیت ویژهای دارد [26]. البته با توجه به اینکه یک تئاتر به چه میزان از حمایت مالی ازسوی دولت برخوردار باشد، اولویت آن برای تأمین مالی از طریق جذب مخاطب تغییر مییابد. مخاطبان تئاتر، با نوع خوانش و رفتار خود، خواستههایشان را از نهاد فراگیر تئاتر بیان میکنند و به سهم خود آن را به سمت تولید و عرضه این نیازها و علائق سوق میدهند. ازسویدیگر نهاد تئاتر، همسو با اهداف و مصالح سیاستگذاران خود در تلاش است که بر افکار مخاطبان اثرگذاری داشته باشد و مخاطب را بهسوی چارچوب گفتمانی خود متمایل کند. بدین جهت حفظ نقطه تعادل بین مخاطبان تئاتر و اهداف سیاستگذاران موضوعیت پیدا میکند. به بیان دیگر نمیشود تماشاگر را که از ارکان اساسی تئاتر است نادیده گرفت و فارغ از سلیقه و دغدغه او نمایش اجرا کرد. این تفاوتها و تغییرات باعث دگرگونی در تئاتر معاصر شده است [27]. میزان اولویتدهی به سلیقه مخاطب در نظامهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مختلف، متفاوت است و بسته به سیاستهای انقباضی و انبساطی آنها درخصوص استقلال میدان(های) هنری متغیر است، اما در هر صورت شناخت تغییرات بافت و ذائقه مخاطبان تئاتر و دلایل آنها اساسیترین عامل برای موفقیت هرگونه سیاستگذاری در زمینه اقتصاد تئاتر و برنامهریزی برای هدایت قریحهها و ذائقههای هنری، طبقات و طیفهای متنوع مخاطبان تئاتر قلمداد میشود. هرچه تصویر ذهنی سیاستگذاران و مدیران عرصههای رسانهای و همچنین فرهنگی و هنری با شاخصهای هویتی جامعه فاصله داشته باشد، پیامدهایی ازجمله دور شدن مخاطبان از محتواهای رسانهها و هنرهای بومی را به دنبال خواهد داشت. مخاطب، بهعنوان یکی از عناصر مهم ساخت ارتباطی تئاتر در یک رابطه دو طرفه هم از نمایش متأثر میشود و هم بر روند آتی سازمان اجتماعی نهاد تئاتر تأثیر میگذارد؛ مثلاً در تعزیه، تماشاگر در داخل و خارج از نمایش حضور دارد. یعنی بازیگران تعزیه مردمند و تماشاگران آن نیز مردم؛ هم پیامآفرین و هم دریافتکننده پیام شرکتکنندگان این مراسم آیینی هستند [28].
در این بخش به ارائه وضعیت آماری هنرهای نمایشی، براساس دادههای رسمی پرداخته میشود. شایان ذکر است آمار و اطلاعات ارائه شده، از درگاههای رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز آمار ایران، تارنمای مرکز پژوهشهای مجلس، سالنامه آماری فرهنگ و هنر [29] گردآوری و در قالب توضیحات، جداول و نمودارهای پیوست ارائه شدهاند.
مطابق آمار ارائه شده توسط اداره کل هنرهای نمایشی، تعداد سالنهای نمایشی دولتی و خصوصی نمایشی کشور که امکان اجرای نمایش دارند 506 سالن اعلام شده است که از این میان تنها 7 سالن در سه مجموعه، وابسته به اداره کل هنرهای نمایشی هستند. 22 سالن نمایش خصوصی در تهران و 18 سالن خصوصی نیز در استانهای دیگر به فعالیت نمایشی میپردازند. همچنین 71 سالن دولتی و غیردولتی در تهران و 388 سالن دولتی و غیردولتی نیز در دیگر استانهای کشور فعال هستند. اداره کل هنرهای نمایشی 837 سالن دولتی و غیردولتی را نیز با تقسیمبندی نیمهفعال و غیرفعال شناسایی کرده است. معیار فعال و غیرفعال در این گزارش، صرفاً برحسب فعالیتهاى تئاترى و دسترسى عموم مردم به این تالارهاست. ممکن است تالارى که در اینجا غیرفعال عنوان شده در سایر زمینههاى هنرى و فرهنگى فعال بهشمار آید و یا بهدلیل تعلق به نهادهایى نظیر آموزش و پرورش، دانشگاهها و صرفاً در دسترس دانشآموزان و دانشجویان باشد. اینگونه سالنها معمولاً امکانات و تجهیزات کامل فنی، صوتی، تصویری و ... را نداشته و امکان اجرای نمایش در این مکانها بهندرت فراهم میشود [30] . شایان ذکر است انجمن هنرهای نمایشی ایران، تعداد سالنها با قابلیت اجرا در کل کشور را 1397 اعلام کرده که از این میزان 510 سالن فعال هستند (جدول 4 پیوست) که با در نظر داشتن آمار سالن فعال انجمن مزبور، با 506 سالن اعلام شده توسط اداره کل هنرهای نمایشی مطابقت دارد.
دومین معیار برای سنجش نسبت تئاتر و مخاطب، تعداد صندلیهای تئاتری است که به عموم مردم امکان استفاده از آثار نمایشی را میدهد. ازاینرو مرور تعداد صندلیهای تئاتری موجود، اهمیت ویژهای در برنامهریزیهای آینده خواهد داشت. مطابق آمار ارائه شده، تعداد صندلیهای شهر تهران ٢٩٦٠٧ و تعداد صندلیهای موجود در استانها ٧٩٢٢١ اعلام شده است که تعداد صندلیهای فعال نمایش در کل کشور را به ١٠٨٨٢٨ میرساند. با در نظر گرفتن ٨٥ میلیون نفر جمعیت تقریبی ایران بهازای هر ٧٨١ نفر یک صندلی نمایش فعال وجود دارد [30].
فرایند ساماندهی هنرمندان تئاتر کشور از سال١٣٩٠ با ثبت گروههای نمایشی آغاز شده و همچنان ادامه دارد. مطابق آمار اداره کل هنرهای نمایشی، تعداد گروههای نمایشی که تا سال 1402 ثبت شده در استانهای کشور، 968 گروه است. چنانچه اعضای یک گروه نمایشی بهطور متوسط، ٥ نفر در نظر گرفته شود، مجموعاً تعداد ٤٨٤٠ هنرمند در استانهای کشور به امر نمایش اشتغال دارند. آمارها نشان میدهد که 2000 گروه نیز بهصورت مستقل به تولید و اجرای نمایش اشتغال دارند. نکته جالب توجه در این آمار، تعداد هنرمندان عضو تشکلهای صنفی تئاتر است که نشان میدهد اعضای فعال و نیمهفعال خانه تئاتر تهران ٣٦٠٠ نفر، هنرمندان نقال، پردهخوان، تخت حوضی، خیمه شببازی ٥١١ نفر، تعداد تعزیهخوانان (براساس آمار انجمن تعزیه ایرانیان) ١٢٠٠٠ نفر است که در جمع ٢٠٩٥١ هنرمند هنرهای نمایشی را نشان میدهد [30].
براساس جدول شماره 6 پیوست، روند شمار تولیدات و مخاطبان از سال 1380 تا 1398، افزایش یافته و تا سال 1400 بهدلیل فراگیری بیماری کووید 19، با تعطیلی سالنهای تئاتر در سراسر کشور مواجه هستیم. هرچند که از چگونگی گردآوری اطلاعات در پژوهش منبع (سالنامه آماری فرهنگ و هنر، سال 1400) اطلاعاتی در دست نیست، اما میتوان کاهش معنادار تولیدات و مخاطبان هنرهای نمایشی را دریافت کرد؛ فرایندی که در نمودار 1 و نمودارهای 2و 3 (پیوست) نمایان است. همچنین براساس اطلاعات جدول 6 پیوست، اداره کل هنرهای نمایشی (ستاد مستقر در تهران) دارای بیشترین تولیدات هنرهای نمایشی، بیشترین مخاطبان و بیشترین اجرا در مقایسه با سایر شهرهای ایران بوده و همچنین در 11 استان مختلف با شمار تولیدات کمتر از 10 روبهرو هستیم. با توجه بهشمار سالنهای یادشده در هر استان، میتوان فرض دقیق نبودن آمار یادشده و لحاظ نکردن نمایشها خیابانی، محیطی، تجربی و گونههای دیگر اجرایی را ازجمله دلایل شمار تولیدات پایین در استانهای مذکور قلمداد کرد.
شکل ۱. نمودار تعداد تماشاگران نمایشهای اجرا شده
مأخذ: سالنامه آماری فرهنگ و هنر، سال 1400.
رشد سریع تعداد سالنهای نمایش در طی چند دهه اخیر موجب ایجاد تغییرات بنیادی در فرایند تولید و مصرف تئاتر شده است. چنانچه میزان تئاتر روها و تئاترهای پرفروش (بهلحاظ تعداد تماشاگر و میزان فروش) در دهه ۱۳۹۰ افزایش یافته است. بهنظر میرسد این تئاترهای پرفروش واجد ویژگیهای خاصی هستند که میتوانند میزان زیادی از مخاطبان را بهخود جلب کنند؛ بهگونهای که با کشف، تبیین و صورتبندی آنها میتوان به شناختی از بافت و ذائقه مخاطبان این نوع تئاترها دست یافت.
تئاتر ایران در دهه ۱۳۹۰ به سمت سلبریتیمحوری، غلبه نمایشپردازی متنهای غربی بر نگارش متن جدید ایرانی بههمراه افزودن چند عنصر (بصری یا گفتاری) از شرایط جامعه کنونی ایرانی چندرسانهای شدن استفاده از موسیقی زنده، عناصر سینمایی، پویانمایی و متنزدایی، فرمگرایی، خلق تصاویر و صحنههای جذاب و تولید عظیم و مجلل حرکت کرده است. به عبارتی این موارد، مؤلفههای اصلی بسیاری از تئاترها با میزان فروش زیاد هستند و موجب شکلگیری ذائقه ویژهای برای مخاطبان بهویژه مخاطبان عام، در پیکره تئاتر ایران شدهاند [31].
ازسویدیگر بهنظر میرسد که شکلگیری این نوع ذائقه، علل و عوامل خاصی دارد، ازجمله اینکه تئاتر از دیرباز پاتوقی برای روشنفکران و مرفهین و فرنگرفتگان محسوب میشد و همچنین بهعلت قیمت بالای بلیط تئاتر، نسبت به سایر اماکن فرهنگی و تفریحی، عملاً عمده مخاطبان تئاتر اقشار مرفه جامعه و اعضای رسمی و غیررسمی صنوف مختلف تئاتر هستند. بنابراین این سبک از تئاتر بهمنظور جذب مخاطب و شکلگیری مطلوب چرخه اقتصادی، ضمن تمرکز بر قشر خاصی از مخاطبان و فراموشی توده انبوهی از آنها، عمدتاً با اجرای نمایشنامههای کلاسیک غربی، ناگزیر جهتگیری خاصی در محتوا و فرم نمایشها را دنبال میکند. شایان ذکر است که در مجموع قشر مذهبی که بخش اعظمی از جامعه را تشکیل میدهند، بهطورکلی از سالنهای تئاتر کمتر بهره میبرند. تنها بخش کمی از این اقشار فراگیر، گاهی به تماشای تئاترهای مذهبی و آیینی میروند که البته عمده چنین نمایشهایی اغلب در شرایط خاص محیطی و با امکانات کم (نه لزوماً در سالن نمایش) به روی صحنه میروند که نیازمند توجه دولت در توسعه زیرساخت اینگونه نمایش است [32].
در ضلع هنرمندان نیز تغییر ذائقه و روش هنری وجود دارد که بهنوبهخود موجب شکلگیری ذائقه مخاطبان میشود. در این ضلع، دو عامل اصلی افزایش هنرآموزان تئاتر و همچنین تمایل به تجربهگرایی حائز اهمیت مضاعف است. افزایش هنرآموزان تئاتر معمولاً موجب افزایش تعداد نمایشها میشود. بهدلیل حمایت ضعیف بخش دولتی در جذب موجهای جدید فارغالتحصیلان و هنرآموزان، این افراد برای اجرای نمایش عمدتاً به تماشاخانههای خصوصی روی میآورند. از تبعات گریزناپذیر خصوصیسازی نزدیک شدن آثار نمایشی به سلیقه و فرهنگ به اصطلاح عامیانه و یا غربی یا به عبارتی، تن سپردن به اقتضائات بازار است که از جلوههای آن نقش پررنگ موسیقی در اجراهای تئاتر، تمایل به سمت فضاهای کمیک (فکاهی و یا طنز تلخ) و تولید خنده ولو با پرداختن به شوخیهای جنسی و همچنین حضور بازیگران و چهرههای مطرح سینمایی و تلویزیونی در نمایشها بهمنظور جلبنظر مخاطب است [31].
آنچه تئاتر خصوصی نامیده میشود، معلول رویههای اقتصادی حاکم بر تئاتر بوده که محصول جایگاه کاذب برای سلبریتیها، شکلگیری تئاتر لاکچری (تجمل و تفنن) و وجود بلیتهای گران است که موجب تضعیف مؤلفههای هنری تئاترها و کمرنگ شدن حضور عوامل هنری خلاق مانند کارگردان نویسنده و طراح صحنه شده است.
چنانچه نبود سازوکار اقتصادی قاعدهمند بهویژه در حوزه تئاتر خصوصی مؤلفههای هنری تئاتر و ذائقه مخاطب را تحتتأثیر قرار داده است. ازسویدیگر کمتوجهی نهاد تئاتر به موضوع آموزش و افزایش سواد هنری لایههای مختلف مخاطبان و کنشگران باعث شده است که امروزه مخاطبان گذری و غیرحرفهای تئاتر نتوانند بهدرستی تشخیص دهند که از میان نمایشهای متعدد، بهتر است کدام نمایش را انتخاب کنند. درواقع مخاطبان جدید تئاتر، به مفهوم واقعی آن را انتخاب نمیکنند، بلکه آنچه را که خود متأثر از فضای مجازی و محیط اجتماعی انتخاب میکنند، تئاتر مینامند [31].
در بخش دیگر، مرکز هنرهای نمایشی بهعنوان متولی تئاتر، طی این سالها نهتنها کمکی به وضعیت فعلی و حل مشکلات نکرده، بلکه خود، مسئولیتهای خود در تئاتر را محدود و مضیق کرده است. این سلب مسئولیت و واگذاری تئاتر به بخش خصوصی لطمات جبرانناپذیری بر بدنه هنرهای نمایشی وارد کرده است. ازسویدیگر کمبود حمایتهای مالی مرکز هنرهای نمایشی از گروههای نمایشی باعث شده تا نظارتهای شورای ارزشیابی نیز کمرنگتر از گذشته باشد و تئاتر ایران هر روز شاهد اجرای آثاری مبتذل و سطحی در سالنهای سرتاسر شهر (خصوصاً کلانشهر تهران) باشد و در مجموع میتوان گفت بیشتر نمایشنامههایی که در سالنهای خصوصی انتخاب و اجرا میشوند یا بهصورت مستقیم به موضوعات یاد شده میپردازند و یا اینکه حاوی اشارات، دیالوگها (گفتگو در نمایش) و یا خرده داستانهایی مرتبط با این موضوعات هستند.
عامل مهم دیگری که ازسوی نهاد هنرمندان در ذائقه مخاطبان تأثیر گذاشته است به «تجربهگرایی فزاینده میان هنرمندان مربوط میشود. این تجربهگرایی باعث شده است که هنرمندان جوان بدون اینکه توان و درک هنری خود را در فهم و اجرای نمایشهای کلاسیک (قدیمی) و مدرن شناخته شده، تثبیت کنند و سپس درصدد ایجاد سبک خاص خود برایند، بهدلیل نشناختن صحیح و کامل فنون و سبکهای غربی شروع به تقلید از آنها میکنند. همچنین سعی میکنند با اضافه کردن چند عبارت سیاسی با اشاره به مشکلات اقتصادی در جامعه آن را به اصطلاح بومی کنند. نتیجه این نوع تجربهگرایی زودهنگام برای هنرمندان جوان تئاتر ترکیب جلوههای پویانمایی سینما و موسیقی با تئاتر است که اکثراً در فضای کمدی اتفاق میافتد. این نوع نمایشها که انسجام شکلی و محتوایی کافی ندارند مخاطب را سردرگم کرده و بهجای شکلدهی به ذائقه برتر، ذائقهاش را نازل میکنند. ازآنجاکه برخلاف سینما، مخاطب ایرانی تئاتر، با نمونههای فاخر و روز تئاتر جهان آشنایی ندارد، تصور میکند ذائقه و سلیقه روز دنیا در زمینه تئاتر نیز همین ترکیببندیهاست، اما مخاطب سینما بهدلیل اینکه بهآسانی به فیلمهای شاخص هر سال دسترسی دارد و کیفیت آنها را مشاهده میکند، میتواند به قضاوت درستی از کیفیت هنری فیلمها دست یابد.
در مجموع میتوان گفت تغییراتی که در سه ضلع سیاستگذار تئاتر، مخاطبان تئاتر و هنرمندان تئاتر ایجاد شده، ذائقه مخاطبان تئاتر بهویژه مخاطبان عام را از تئاتر هنری با محوریت دغدغههای فرهنگی و اجتماعی به تئاتر تجاری با محوریت سرگرمی و تفننی سوق داده است.
وضعیت ارائه شده از هنرهای نمایشی در این گزارش، بهرغم کاستیهایی که بهعلت عدم وجود اطلاعات و پیمایش گونههای دیگر هنرهای نمایشی ازجمله تعزیه، تئاترهای خیابانی و نمایشهای عروسکی وجود دارد، با تمرکز بر تئاتر و سه محور سیاستگذاران، مخاطبان و هنرمندان این حوزه صورتبندی شده است.
مبهم بودن جایگاه هنر تئاتر در بدنه فرهنگی کشور، عدم توجه لازم به تأثیر سیاستهای مالی در حوزه تئاتر، کمبود سالنهای استاندارد نمایشی، گرانی بلیت و خدمات تئاتری، عدم مشارکت مردمی در عرصه هنرهای نمایشی، نقصان در ساماندهی برای آموزش و تربیت هنرمندان فعال در حوزه هنرهای نمایشی، کمتوجهی برخی هنرمندان حرفهای به موضوعات ارزشی و فرهنگی، توجه و تقلید برخی هنرمندان حوزه هنرهای نمایشی به آثار غربی در مقایسه با آثار ایرانی و شرقی، اعطای مجوز و نمایش آثاری که سنخیتی با فرهنگ بومی، ملی و دینی جامعه ندارند و کمبود حمایت از گروههای نمایشی جوانان متعهد و انقلابی و دارای مزیت حرفهای، عمده مشکلات و مسائل این حوزه بهشمار میرود. این موضوعات خود را در نمایشنامههای ضعیف و بیمحتوا، عدم حضور حرفهای مستمر گونههای نمایش ایرانی و اسلامی در جامعه بینالمللی، تلاش برای قبحزدایی از آموزههای دینی و حیازدایی، ترویج سکولاریسم و سبک زندگی غربی آشکار میکند [33].
در میان تمام مسائل فوقالذکر بهنظر میرسد مهمترین مشکل در وضعیت کنونی تئاتر در ایران، عدم کارکرد صحیح این قالب هنری در نظام فرهنگی جامعه است. به بیان دیگر کارکرد هنر و قالبهای مختلف آن همانند زبانی رسا و لطیف در جامعه است که قابلیت انتقال متعالیترین معانی و حقایق را به انسان دارد، اما وضعیت کنونی هنرهای نمایشی خصوصاً تئاتر، با این جایگاه فاصله زیادی دارد و لازم است در درجه اول، این موضوع بهعنوان هدف نهایی لحاظ و سایر موضوعات، در راستای این هدف تمهید شود.
استفاده از منابع غنی بومی، ملی و دینی بهمنظور ارتقای سطح نمایشنامهها و داستانپردازیها در هنرهای نمایشی، شناسایی، جذب، ارتقا و بهکارگیری استعدادهای موجود در حوزه هنرهای نمایشی، نظارت بر محتوا و نحوه نمایش در راستای حمایت و تقویت مشخصههای فرهنگ دینی و ملی، توجه به مطالبات اهالی تئاتر و حل مسائل صنفی، برجسته کردن تئاترهای بزرگ میدانی بومی و استانی بهواسطه فراهم نمودن سالنهای نمایش میدانی، افزایش تعداد سالنهای نمایش صحنهای تئاتر، حمایت و پرورش گروههای نمایشی متعهد بهمنظور نمایش آیینی، مذهبی، سنتی و بومی، سامانبخشی به جشنوارههای موضوعی، منطقهای و سراسری تئاتر، عمده راهبردهای حوزه هنرهای نمایشی است که لازم است به آنها پرداخته شود.
7-1-1. نابسامانی نظامهای صنفی هنرهای نمایشی
درخصوص مسئله نظام صنفی هنرهای نمایشی، بهنظر میرسد با نابسامانی جدی و معناداری مواجه هستیم؛ مقصود از نابسامانی، شبه نظامهای صنفی بوده که داعیه هریک جهت استقرار موازین صنفی است. درصورتیکه به تحقیق، هیچیک از آنها شرایط لازم و پوشش دهنده نیازهای زیرمجموعه خود نیستند. لذا ساختار نظام صنفی هنرهای نمایشی و تمامی زیرمجموعههای آن متأثر از عامل مذکور، کارایی چندانی ندارند.
در ساختارها و نظامهای صنفی داخلی و خارجی، هنگامی با وضعیت بسامان یا کاربردی صنفی مواجه هستیم، که افراد صنفی با کنشگری فعال خود، واحدهای صنفی را تشکیل داده و واحدهای صنفی براساس مناسبات، قوانین و ساختار منسجم، قانون نظام صنفی را به اجرا در آوردند. این مهم هنگامی به وقوع خواهد پیوست که نظام صنفی کارآمدی، در چارچوب قانون و موازین دقیق و با ضمانت اجرایی وجود داشته باشد. بنابراین، نخستین مسئله در هنرهای نمایشی، چگونگی تشکیل و تنسیق نظام صنفی کارآمد هنرهای نمایشی براساس مصوبات قانونی است.
7-1-۲. ناکارآمدی ساختار فعلی هنرهای نمایشی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
مسئله دیگر در هنرهای نمایشی، بهطور مشخص به حوزه سیاستگذاری کلان بازمیگردد. براساس اسناد بالادستی و تصمیمهای مسئولین، بهرغم اهمیت بالایی که هنرهای نمایشی خصوصاً تئاتر داراست، لکن سهم ناچیزی در سیاستگذاریهای کلان دارد. به بیان دیگر هنرهای نمایشی در بهترین حالت در اولویت دوم نسبت به سینما قرار گرفته است. این مسئله امکان پیشرفت در هر دو حوزه را سلب و یا دستکم، بسیار کُند میکند. زیرا معمولاً پیشرفت در سینما، منوط به پیشرفت در هنرهای نمایشی است. به بیان دیگر سینما، تابعی از هنرهای نمایشی و برایند آن بهشمار میرود و نه برعکس. تمام ارکان سینما، وابستگی تام و تمام به هنرهای نمایشی دارد؛ لذا لازم است در حوزه هنرهای نمایشی با محوریت تئاتر تغییرات ساختاری صورت گیرد تا با پایهریزی در حوزه تئاتر شاهد تحولات اساسی در سایر حوزهها مانند سینما نیز باشیم.
7-1-۳. کمبود امکانات زیرساختی و نیاز به نظام جدید تولید تا مصرف
یکی دیگر از مهمترین موضوعات هنرهای نمایشی در سه بخش تولید، توزیع و مصرف، تأمین بودجه و حمایت مالی است. با توجه به وابستگی معنادار هنرهای نمایشی در ایران و بیشتر نقاط جهان به حمایتگری، اعم از حمایتهای دولتی یا خصوصی و همچنین در نظر گرفتن تعداد متقاضیان بهرهمند از شیوههای مرسوم حمایت، میتوان این موضوع را یکی از پربسامدترین مسائل هنرهای نمایشی تلقی کرد. براساس نوع، ساختار و فرایند تولید یک اثر نمایشی، مناسبات حمایتی و روشهای آن نیز متفاوت است؛ اما در مجموع نقش دولت و شیوههای حمایتی آن از آثار نمایشی، بیشترین سهم را در فرایند حمایت از هنرهای نمایشی در ایران دارد. به بیان دیگر چگونگی مواجهه دولت با تولیدکنندگان، تهیهکنندگان و مصرفکنندگان، در فرایند تولید تا اجرای یک اثر نمایشی بیشترین تأثیر را در روند حمایتی دارد. این مواجهه ابعاد بسیار وسیعی دارد. از نظام توزیع سالن بهعنوان زیرساخت و تجهیزات گرفته تا شیوههای سالنداری، اولویتها و سیاستگذاری، بودجهبندی و دیگر عوامل دخیل مستقیم یا غیرمستقیم را شامل میشود. بدین منظور لازم است دولت بهمنظور برقراری عدالت فرهنگی و دسترسپذیر بودن امکانات هنرهای نمایشی برای عموم مردم، همچنین ترغیب گروههای نمایشی بومی و متعهد به تولید و فروش محصول فرهنگی در قالب نمایش، زیرساختهای سالنهای بزرگ نمایش میدانی را فراهم کند و در اختیار گروههای نمایش متعهد قرار دهد. اجرای نمایشهای میدانی جزو تجربههای موفق سالهای اخیر بوده که مورد توجه و استقبال عموم مردم قرار گرفته است. درگیر کردن تماشاچی و مخاطب انبوه یکی از ویژگیهای نمایشهای بزرگ میدانی است؛ این ویژگی، تئاتر بزرگ میدانی را از نمایشهای صحنهای متمایز میکند. معمولاً در یک نمایش صحنهای درنهایت 500 تا 600 مخاطب حاضر میشوند، درحالیکه در نمایشهای میدانی حدود سههزار و گاهاً تا ششهزار مخاطب، نمایش را میبینند [34] . ازاینرو این نوع نمایش، قابلیت جذب مخاطب زیادی را دارد. زیرا در هیچ سالنی امکان تجمیع چنین حجم مخاطب و امکانات صحنهای وجود ندارد و ازآنجاکه ذات نمایش برای همه مردم است، نمایشهای بزرگ میدانی این امکان را برای تعداد زیادی از مردمی که شرایط حضور در صحنههای تئاتر در تماشاخانه را ندارند و یا دسترسی به سالن نمایش نیست، فراهم میکند و یک قدم مهم در راستای ترویج عدالت فرهنگی به حساب میآید. همچنین نمایشهای بزرگ میدانی بهدلیل ایجاد فضاهای محیطی واقعی و صحنههای مختلف، جذابیت و باورپذیری بالایی دارند، بنابراین از ظرفیت نمایش زنده برای انتقال یک مفهوم، حداکثر استفاده را میکند.
با توجه به توضیحاتی که در بخشهای قبل درباره مسائل حوزه هنرهای نمایشی به آن اشاره شد، در ادامه احکامی بهمنظور رفع موانع و ناظر به مسائل پیشروی این حوزه، پیشنهاد میشود:
همچنین کلیه دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال 1386 مجازند سالنهای (تالارهای پلکانی با ظرفیت بیش از 100 نفر) خود را برای اجرای نمایشهای دینی و مذهبی در اختیار افراد حقیقی واجد صلاحیت به تأیید ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و با رعایت سایر قوانین و مقررات مربوط بهصورت رایگان قرار دهند. تشخیص موارد قابل واگذاری برعهده بالاترین مقام دستگاه اجرایی یا مقام مجاز از طرف وی حسب مورد در مرکز و استانها خواهد بود. واگذاری آثار و بناهای تاریخی مشمول حکم این ماده نمیگردد. مدت واگذاری به هر اجرا حداکثر 15 روز است. مسئولیت حفظ و حراست از سالن در طول دوره واگذاری برعهده فرد یا افراد مذکور در صدر این ماده است و در صورت اتلاف، فرد یا افراد مذکور در صدر این ماده ضامن هستند.
جدول4. شمار تالارهای نمایشی (مناسب تئاتر) و تالارهای فعال
|
ردیف |
استان |
مجموع تالارها |
تالارهای فعال |
درصد سالنهای فعال |
|
1 |
اردبیل |
39 |
8 |
20.51 |
|
2 |
اصفهان |
105 |
24 |
22.86 |
|
3 |
البرز |
25 |
17 |
68.00 |
|
4 |
ایلام |
33 |
4 |
12.12 |
|
5 |
آذربایجان شرقی |
64 |
21 |
32.81 |
|
6 |
آذربایجان غربی |
35 |
7 |
20.00 |
|
7 |
بوشهر |
57 |
21 |
36.84 |
|
8 |
چهارمحال بختیاری |
29 |
7 |
24.14 |
|
9 |
خراسان جنوبی |
11 |
4 |
36.36 |
|
10 |
خراسان رضوی |
62 |
33 |
53.23 |
|
11 |
خراسان شمالی |
12 |
9 |
75.00 |
|
12 |
خوزستان (*) |
110 |
30 |
27.27 |
|
13 |
زنجان |
15 |
5 |
33.33 |
|
14 |
سمنان |
54 |
10 |
18.52 |
|
15 |
سیستان و بلوچستان |
20 |
5 |
25.00 |
|
16 |
تهران |
167 |
110 |
65.87 |
|
17 |
فارس |
100 |
27 |
27.00 |
|
18 |
قزوین |
15 |
14 |
46.67 |
|
19 |
قم |
9 |
5 |
55.55 |
|
20 |
کردستان |
46 |
12 |
26.09 |
|
21 |
کرمان |
71 |
16 |
22.54 |
|
22 |
کرمانشاه |
52 |
6 |
11.54 |
|
23 |
کهگیلویه و بویراحمد |
9 |
1 |
11.11 |
|
24 |
گلستان |
14 |
12 |
46.15 |
|
25 |
گیلان |
22 |
13 |
59.09 |
|
26 |
لرستان |
10 |
8 |
80.00 |
|
27 |
مازندران |
95 |
29 |
30.53 |
|
28 |
مرکزی |
42 |
8 |
19.05 |
|
29 |
هرمزگان |
36 |
10 |
27.78 |
|
30 |
همدان |
20 |
18 |
90.00 |
|
31 |
یزد |
18 |
16 |
88.89 |
|
مجموع |
1397 |
510 |
36.50 |
|
مأخذ: پایگاه اینترنتی انجمن هنرهای نمایشی ایران.
(*) آمار ارائه شده برای خوزستان به تحلیل نگارنده بیش برآورد شده و تعداد واقعی با قابلیت اجرای نمایش نیست. منتهی بهلحاظ امانتداری در ارائه آمار به همان میزان اعلامی توسط منبع درج شده است.
جدول5. تعداد عناوین نمایشهای تولید و اجرا شده و تماشاگران آن
مأخذ: سالنامه آماری فرهنگ و هنر، سال 1402.
شکل ۲. نمودار عناوین نمایشهای تولید و اجرا شده
مأخذ: سالنامه آماری فرهنگ و هنر، سال 1402.
شکل ۳. نمودار دفعات اجرای نمایش
مأخذ: همان.
جدول6. تعداد عناوین نمایشهای تولید و اجرا شده و تماشاگران آن به تفکیک استان
مأخذ: همان.