Author
Majles
Keywords
تشکلهای مردمنهاد باید بتوانند منابع مورد نیاز برای پوشش هزینههای جاری و عملیاتی خود و همچنین توسعه عملکرد و انجام برنامههای جدید را تأمین کنند. در حال حاضر، یکی از مهمترین و پربسامدترین مشکلات این تشکلها در کشور، ناآگاهی یا ناتوانی در جذب منابع مورد نیازشان است. سؤالهای اصلی مرتبط با الگوی تأمین مالی تشکلها این است که این منابع باید متنوع باشد یا محدود، از منابع بیرونی (مانند هدایای خیرین) باشد یا از منابع داخلی (مانند کارآفرینی و سرمایهگذاری)، منابع پایدار باشند یا مبتنیبر برنامه. برای ساماندهی الگوی تأمین مالی تشکلهای مذکور، پاسخ به سؤالهای فوق بسیار ضروری است لکن الگوی تأمین مالی تشکل نباید در تعارض با ماهیت اجتماعی تشکلها باشد. بهعبارتدیگر الگوی تأمین مالی تشکلها نباید ناقض دو اصل «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» اینگونه از اشخاص حقوقی باشد.
گزارش حاضر در تلاش است مطالعهای بر تجربیات جهان در حوزه تأمین مالی تشکلهای مردمنهاد داشته باشد و پس از شناخت ساختار الگوی تأمین مالی تشکلهای مذکور در کشورهای بررسی شده، ایدههایی برای طراحی ساختار تأمین مالی تشکلها در کشور ارائه دهد.
در پژوهش حاضر، رخنمای ثبتی ۳۰ تشکل شناخته شده و دارای مقام مشورتی در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (اکوسوک) از ۶ کشور فرانسه، آلمان، آمریکا، ترکیه، ژاپن و ایران بررسی شد. بر این اساس ۱۳ شیوه برای تأمین مالی این تشکلها شناسایی شد. روشهای «اخذ حق عضویت اعضا» و «دریافت کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی» بیشترین فراوانی را در مقایسه با سایر روشهای تأمین مالی شناسایی شده، داشت. در ایران نیز کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی، رایجترین شیوه تأمین مالی در میان تشکلهای بررسی شده است. بهرهمندی از موقوفات با توجه به ماهیت اسلامی آن در کشورهای ایران و ترکیه مصداق خواهد داشت اما اگر فارغ از وجه دینی آن، امر وقف را بخشی از الگوی تأمین مالی هدیه و کمکهای مردمی دانست میتوان این منابع را به سرجمع دو منبع «کمکهای داخلی» و «کمکهای خارجی» افزود.
تشکلهای بررسی شده در ایران در زمینه کسب منافع مالی از طرق «مشارکت با دانشگاهها و مراکز آموزشی»، «نهادهای بینالمللی» و «فروش محصولات و خدمات تجاری» ضعیف هستند. جذب منابع از طریق «اخذ حق عضویت اعضا» و «دریافت کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی» برای تشکلهای ایرانی همانند تشکلهای سایر کشورها، مهمترین روش است. تشکلهای آلمانی بهتر از سایر کشورها از ظرفیتهای مالی نهادهای بینالمللی استفاده کردهاند. لکن احتمالاً بهدلیل شرایط تحریمی و معاندتهای سیاسی نهادهای بینالمللی با نظام سیاسی ایران، تشکلهای ایرانی از حمایتهای مالی نهادهای بینالمللی محروم هستند.
تأمین مالی تشکل از طریق «دریافت کمکهای دولتی» پس از شیوه «فروش محصولات و خدمات تجاری»، کمترین فراوانی را در میان ۱۳ شیوه شناسایی شده داشته است. درضمن منظور از کمکهای دولتی براساس تعاریف ارائه شده، کمکهای غیرنقدی دولت به تشکلهای غیردولتی است.
براساس یافتههای پژوهشی پیشگفته، پیشنهاد میشود تشکلهای مردمنهاد کشور تا سرحد امکان منابع مالی خود را از طریق اخذ حق عضویت از اعضا و جلب کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی تأمین کنند. ظرفیتهای پویشهای مردمی که بهصورت موقت ایجاد میشوند نیز میتواند گزینه مناسبی برای تکمیل الگوی تأمین مالی تشکلهای مردمنهاد کشور باشد.
همچنین تشکلها از شیوههای سرمایهگذاری، تجارت، خرید و فروش ملک، طلا، ارز و سهام، همچنین شیوههای درآمدزایی غیرمرتبط با اهداف اجتماعی تشکل پرهیز کنند زیرا این شیوهها در بلندمدت منتج به جابهجایی هدف و وسیله شده و ماهیت اجتماعی و انسانی تشکل استحاله میشود.
درنهایت پیشنهاد میشود، دولت از پرداخت کمکهای بلاعوض به تشکلها اجتناب ورزد و از طریق تسهیل فرایندها و رویههای حقوقی و اداری موجود از تأسیس و فعالیت تشکلهای مردمنهاد حمایت کند. با این روش، تشکلهای مزبور استقلال خود را در قبال دولت و مدیران دولتی حفظ میکنند و نظام اداری کشور نیز از احتمال بروز ویژهخواری و تعارض منافع مصون میماند.
افراد و گروههایی که به حمایت نیاز دارند، همیشه در جوامع انسانی وجود داشته و دارند. دین مبین اسلام در آموزههای گوناگونی، هم حاکمیت و هم فرد مسلمان را به کمک نیازمندان ترغیب و تشویق کرده است. در گذشته معلمولاً این نیازها ازسوی اقوام و خویشان حاکمیت یا افراد خیر تأمین میشد؛ اما امروزه علاوه بر موارد پیشین، نهادهای عمومی غیردولتی و مؤسسات خیریه نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند. امروزه با گسترش شبکههای الکترونیکی و اجتماعی و همچنین توسعه وب، فضای مناسبتری برای کمک به نیازمندان فراهم شده است. ازاینرو شایسته است تشکلهای مردمنهاد با آشنایی و استفاده از این ظرفیتهای جدید، کیفیت و کمیت خدماتشان را ارتقا دهند[1].
در ادبیات نظری، الگوی تأمین مالی آمیخته برای جذب منابع مالی تشکلها معرفی شده است که در آن تأکید میشود «از طریق متنوعسازی منابع میتوان برای تشکلها ثبات مالی بلندمدت فراهم کرد». الگوی تأمین مالی آمیخته شامل سه گروه «منابع اهدایی»، «درآمدزایی» و «سرمایهگذاری» را شامل میشود.
شکل ۱. الگوی تأمین مالی آمیخته
همانطور که در شکل فوق مشاهده میشود در یک سر طیف، منابع مالی اهدایی هستند که منابعی خارجی، کوتاهمدت و موقتی بهشمار میآیند و در سر دیگر آن سرمایهگذاریها بهعنوان منابعی خارجی، بلندمدت و پایدار قرار دارند. فعالیتهای درآمدزا نیز در میانه این طیف قرار دارد [2]. براساس اطلاعات حاصله از منابع دانشی ازجمله آگاه، محک، ایویپیا و پریزلی، برخی از مصادیق هرکدام از روشهای سهگانه فوق به شرح ذیل است:
منابع اهدایی: این گروه شامل همه منابع مالی و غیرمالی است که از اشخاص حقیقی و حقوقی در ابعاد خرد و کلان جمعآوری میشود. هدیه، تأمین اعتبار پروژه، قلک، جمعسپاری، گلریزان و سایر رویدادهای جمعآوری کمکهای مالی که معمولاً پروژهمحور هستند، در این گروه تعریف میشوند.
درآمدزایی: این فعالیتها میتواند شامل دریافت حق عضویت یا حق اشتراک، انتشارات، فروش محصولات، ارائه خدمات ازجمله تعلیم، مشاوره و غیره باشند که معمولاً عمومی و غیرپروژهای هستند.
سرمایهگذاریها: این منابع میتوانند شامل سپردههای ثابت، سرمایهگذاریهای مالی، سرمایههای امانی و سرمایههای وقفی باشند که معمولاً عمومی یا غیرپروژهای هستند.
الگوی تأمین مالی تشکلهای مردمنهاد باید بهصورتی باشد که علاوه بر پوشش هزینههای جاری و عملیاتی تشکل، فرصت توسعه عملکرد و انجام برنامههای جدید را برای تشکل فراهم کند. تدوین و استقرار چنین الگویی یکی از پیچیدهترین مسائل مبتلابه تشکلها در جهان است. اینکه منابع تأمین مالی تشکل باید متنوع باشد یا محدود، از منابع بیرونی (مانند هدایای خیرین) باشد یا از منابع داخلی (مانند کارآفرینی و سرمایهگذاری)، منابع پایدار باشند یا مبتنیبر برنامه، سؤالهای مهمی است که باید به آنها پاسخ داده شود اما محرز است که الگوی تأمین مالی تشکل نباید در تعارض با ماهیت اجتماعی تشکلها باشد. ازآنجاکه تشکل، نهادی است غیردولتی و غیرانتفاعی پس الگوی تأمین مالی آن نیز نباید ناقض این دو اصل باشد [3].
گزارش حاضر در تلاش است مطالعهای بر تجربیات جهان در حوزه تأمین مالی تشکلهای مردمنهاد داشته باشد. پس از شناخت ساختار الگوی تأمین مالی تشکلهای مذکور در سایر کشورها میتوان ایدههایی برای طراحی ساختار تأمین مالی تشکلها در کشور ارائه داد. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش آتی سازوکار نظارتی تشکلها در سایر کشورها را نیز بررسی خواهد کرد تا با استفاده از تجربیات جهانی بتواند الگوی نظارتی مالی و عملکرد متناسب با بستر کشور پیشنهاد دهد. در ادامه پس از شناسایی انواع روشهای تأمین مالی آمیخته، ساختار تأمین مالی برخی از تشکلهای شناخته شده در ایران و جهان بررسی شده است.
2-1. پیشینه مطالعات پژوهشی مرتبط
حسنزادهسروستانی و همکارانش در پژوهشی، تأمین مالی جمعی را الگویی مناسب برای جذب مشارکتهای خیرین در امور اجتماعی و محرومیتزدایی معرفی کردند [1]. حاجیبابائی و رضایی نیز در پژوهشی با عنوان «طراحی و تبیین مدل بومی توانمندسازی در سازمانهای مردمنهاد کسبوکارگرا» در سال ۱۴۰۲، راهبردها و عوامل مؤثر بر توانمندسازی تشکلهای مردمنهاد را شناسایی کردند که بخشی از راهبردها و عوامل مؤثر مرتبط با روشهای تأمین مالی تشکلهاست [4].
جدول 1. پیشینه پژوهشی
|
پژوهشگر |
سال پژوهش |
عنوان پژوهش |
خلاصه یافته پژوهشی |
|
حسنزادهسروستانی، تمیزیفر، سیمیاری |
1397 |
تأمین مالی جمعی، الگویی مناسب جهت جذب مشارکتهای خیّرین |
امروزه از چند مدل اصلی برای تأمین مالی جمعی استفاده میشود؛ این مدلها عبارتند از: اهدا، پاداش، پیشخرید، استقراض و سهام یا مشارکت در سود و زیان |
|
حاجیبابایی، رضایی |
1402 |
طراحی و تبیین مدل بومی توانمندسازی در سازمانهای مردمنهاد کسبوکارگرا |
معرفی راهبرد «توسعه تجاری سمنها در قالب پروژهها، برنامههای اقتصادی و مالی» و شرایط علی «مدیریت پروژه»، «مدیریت قرارداد»، «کمکهای مردمی»، «حمایتهای دولتی و سازمانی»، «تبلیغات» و «رویدادها» بهعنوان مؤلفههایی از مدل بومی توانمندسازی سازمانهای مردمنهاد |
|
مولیک |
2013 |
پویایی تأمین مالی جمعی: یک مطالعه اکتشافی |
معتقد است مفاهیم رایج و دانشگاهی تأمین مالی جمعی در حال تغییر مداوم و تکامل است و این تعاریف بهصورت قراردادی و محدود است |
|
لامبرت و شوانباچر |
2010 |
تأمین مالی جمعی: از دیدگاه سازمانهای صنعتی |
تأمین مالی جمعی را بهعنوان یک فراخوان باز برای جذب کمکهای مالی تعریف میکنند که در ازای دریافت وام یا اهدا توسط کارآفرین، خدمات، محصولات و حق انتخاب پروژه سرمایهگذاری شده به سرمایهگذار داده میشود |
مطالعات لامبرت و شوانباچر (۲۰۱۰) و مولیک (2013)، مبتنیبر الگوی «تأمین مالی جمعی» است و الگوهای «درآمدزایی» و «سرمایهگذاری» در کانون توجه مطالعه مزبور نبوده است .[6,5] ازاینرو مطالعه حاضر تمامی الگوهایی که در پیشینه پژوهشی بیان شد را در دستور کار خود قرار داده است.
در این بخش از گزارش به سیاق گزارش سابق دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی دادههای مرتبط با ساختار تأمین مالی تشکلهایی از کشورهای فرانسه، ترکیه، آلمان، آمریکا، ژاپن و ایران احصا شده است که در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (اکوسوک) حائز مقام مشورتی هستند. اکوسوک با استناد به ماده ۷۱ مصوبه سال 1964 مجمع عمومی سازمان ملل، سازوکار همکاری با تشکلهای مردمنهاد را تدوین کرده است[7]. تشکلها پس از بررسی صلاحیتهای عمومی و تخصصی؛ در کمیته تشکلهای مردمنهاد شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل، حائز امتیاز مقام عام یا خاص شورای مذکور میشوند.
در این گزارش، از میان تشکلهایی که مقام مشورتی اکوسوک داشتند، تشکلهایی برای مطالعه انتخاب شدند که بیشترین حجم و گستره فعالیت را دارند و به همین دلیل نیز نیاز بیشتری به منابع مالی برای انجام اهداف تشکلی خود دارند. تشکلهای منتخب گزارش به شرح جدول زیر است.
جدول 2. مشخصات تشکلهای بررسی شده در پژوهش
|
ردیف |
کشور |
تشکل |
شروع فعالیت |
گستره جغرافیایی |
مقام مشورتی |
سال اخذ مقام |
|
1 |
فرانسه |
Agence internationale pour le développement |
1986 |
بینالمللی |
عام |
2001 |
|
2 |
Fondation d'Auteuil |
1866 |
بینالمللی |
خاص |
2014 |
|
|
3 |
International Association of Soldiers for Peace |
1988 |
بینالمللی |
عام |
1995 |
|
|
4 |
International Association of University Professors and Lecturers |
1944 |
بینالمللی |
عام |
۲۰۲۱ |
|
|
5 |
Les Amis du Projet Imagine |
2010 |
بینالمللی |
خاص |
۲۰۱۷ |
|
|
6 |
آلمان |
Adelphi Consult GmbH |
2002 |
منطقهای |
خاص |
2017 |
|
7 |
Europäische Plattform für die Gewinnung unterirdischer Energie"Earth Energy" e.V |
2009 |
بینالمللی |
خاص |
۲۰۱۸ |
|
|
8 |
International Civil Society |
2007 |
بینالمللی |
خاص |
2014 |
|
|
9 |
International Forestry Students' Association |
2006 |
بینالمللی |
خاص |
2006 |
|
|
10 |
International Kolping Society |
نامشخص |
بینالمللی |
خاص |
1991 |
|
|
11 |
ژاپن |
Accept International |
2017 |
بینالمللی |
خاص |
۲۰۲۱ |
|
12 |
Japan Federation of Bar Associations |
1949 |
منطقهای |
خاص |
1991 |
|
|
13 |
Japanese Workers' Committee for Human Rights |
1993 |
ملی |
خاص |
2004 |
|
|
14 |
Organization for Industrial, Spiritual and Cultural Advancement International |
1975 |
بینالمللی |
خاص |
1995 |
|
|
15 |
Specified Non-Profit Organization Diamonds for Peace |
2014 |
بینالمللی |
خاص |
2019 |
|
|
16 |
ترکیه |
Türkiye Yesilay Cemiyeti |
1920 |
منطقهای |
خاص |
2013 |
|
17 |
Aydın Doğan Vakfı |
1996 |
ملی |
خاص |
2019 |
|
|
18 |
International Blue Crescent Relief and Development Foundation |
1999 |
بینالمللی |
خاص |
2006 |
|
|
19 |
The Foundation for Political, Economic and Social Research |
2005 |
بینالمللی |
خاص |
2019 |
|
|
20 |
Association for Solidarity with Asylum Seekers and Migrants |
1995 |
ملی |
خاص |
2021 |
|
|
21 |
آمریکا |
Gooddler Foundation |
2016 |
بینالمللی |
خاص |
2020 |
|
22 |
IBREA Foundation |
2008 |
بینالمللی |
خاص |
2015 |
|
|
23 |
Conference of Non-Governmental Organizations in Consultative Relationship with theUnited Nations |
1948 |
بینالمللی |
عام |
2002 |
|
|
24 |
GEMS Development Foundation |
2011 |
بینالمللی |
خاص |
2021 |
|
|
25 |
Dementia Alliance International |
2014 |
بینالمللی |
خاص |
2020 |
|
|
26 |
ایران |
بنیاد بیماریهای خاص |
1996 |
بینالمللی |
خاص |
2005 |
|
27 |
انجمن اوتیسم ایران |
2013 |
ملی |
خاص |
2019 |
|
|
28 |
مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان |
1990 |
منطقهای |
خاص |
2001 |
|
|
29 |
کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران |
2004 |
ملی |
خاص |
2018 |
|
|
30 |
مؤسسه خیریه بینالمللی زنجیره امید |
2007 |
بینالمللی |
خاص |
2014 |
قانون انجمنهای فرانسه، انجمنها و بنیادها را بهعنوان دو نوع سازمان غیرانتفاعی در این کشور معرفی کرده است. در میان انجمنها، انجمنهای خیرخواهانه و بنیادهای عامالمنفعه نیز بیشترین قرابت ماهوی را موضوع گزارش حاضر دارند؛ زیرا این دو گروه برای انجام فعالیتهای انساندوستانه خود نیازمند پایدارسازی منابع مالی خود هستند. در میان انواع انجمنها که عموماً گروههای حامی و مطالبهگر هستند؛ انجمنهای خیرخواهانه به گروههای هدف و رفع مشکلات آنها کمک میکنند. بنیادهای عامالمنفعه که در فرانسه بسیار محدود هستند در محوریت امور انساندوستانه و عامالمنفعه تشکلهای فرانسوی قرار دارند[8]. ماحصل بررسی رخنمای پنج تشکل منتخب فرانسه به شرح زیر است[9]:
تشکلهای بررسی شده در فرانسه، منابع مالی خود را از روشهای زیر تأمین میکنند، در این میان «حق عضویت اعضا»، «کمکهای مالی خارجی و بینالمللی» و «کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی» بیشترین فراوانی را در میان این 11 روش دارند:
نمودار ۱. سهم منابع مالی دولتی و غیردولتی تشکلها در فرانسه
در این مجموعه تشکلها، منابع ناشی از درآمدزایی و منابع حاصل از کمکها و هدایا به یک میزان است و استفاده از شیوه سرمایهگذاری در نیمرخ (پروفایل) آنها تصریح نشده است.
نمودار ۲. الگوی تأمین مالی آمیخته تشکلها در فرانسه
انجمنها در ترکیه با استناد به «قانون بنیادها» مصوب 2008 گونهای از تشکلها درنظر گرفته میشوند. ضوابط تأسیس و فعالیت انجمنها در این کشور در دو قانون موضوعه ترکیه یعنی «قانون مدنی» و «قانون بنیادها» تبیین شده است. براساس تعریف ارائه شده در «قانون مدنی ترکیه» بنیادها (تشکلها) گروههایی با شخصیت حقوقی مستقل هستند که ازسوی اشخاصی (حقیقی یا حقوقی) تشکیل میشوند که داراییها، امکانات، منابع و توانمندیهای خود را برای تحقق هدفی خاص و دائمی تخصیص میدهند [8]. از بررسی رخنمای پنج تشکل منتخب ترکیه اطلاعات زیر احصا شد :[10]
تشکلهای بررسیشده در کشور ترکیه فقط 8 درصد از منابع مالی خود را از طریق کمکهای (غیرمالی) دولتی تأمین میکنند و سایر اعتبارات خود را از منابع غیردولتی تأمین میکنند.
نمودار ۳. سهم منابع مالی دولتی و غیردولتی تشکلها در ترکیه
تشکلهای بررسیشده در ترکیه عموماً منابع خود را از طریق جمعآوری «هدایا و کمکها» تأمین میکنند.
نمودار ۴. الگوی تأمین مالی آمیخته تشکلها در ترکیه
براساس قانون درآمدهای داخلی آمریکا، تشکل به نهادی اطلاق میشود که هیچ بخشی از درآمدهای خالص و سود حاصل از فعالیتهای آن به مدیران و یا اشخاص فعال در سازمان تعلق نداشته باشد. قانون درآمدهای داخلی آمریکا به حوزه تشکلها ورود کرده و برای آنها معافیت مالیاتی درنظر گرفته است. این سازمانها تحت قوانین شدید نظارتی هستند و قوانین سختگیرانهای برای تأسیس، اداره و فعالیت آنها در نظر گرفته است.[8]
خیریه نیز نهادی است غیرتجاری، غیرانتفاعی و غیردولتی که با هدف بالا بردن کیفیت زندگی افراد یا توانمندسازی سایر نهادهای عمومی (مردمی یا دولتی) تشکیل میشود. کمکهای مالی خود را به نهادهای غیرانتفاعی دیگر (ازجمله مجمع خیریهها) میدهد و یا مستقیماً خدمات عمومی را به مردم و جامعه ارائه میکند. همچنین میتواند در زمینه انجام پژوهش، تحقیقات، همایشها و انتشار گزارشها هزینه کند.[10] نتیجه بررسی رخنمای پنج تشکل منتخب آمریکا به شرح زیر است [11]:
در کشور آلمان سه شکل حقوقی «انجمن»، «بنیاد» و «شرکت با مسئولیت محدود» برای تأسیس تشکلها وجود دارد. انجمن، ائتلافی از چندین شخص حقیقی و حقوقی است که بهصورت سازمانیافتهای در یک دوره زمانی معین در پی دستیابی به هدفی مشترک است. قانون مدنی آلمان در بیان تعریف «انجمن»، میان انجمنهای غیرانتفاعی و انتفاعی تمایز قائل شده و ضوابط متفاوتی را برای تأسیس هرکدام از آنها تدوین کرده است. انجمنهای غیرانتفاعی نسبت به سایر نهادهای مدنی فعال آلمان در اکثریت هستند. چندصد هزار انجمن غیرانتفاعی در آلمان فعالیت میکنند [12].
براساس قانون مالیه عمومی آلمان،سازمانهای غیرانتفاعی مجاز به ایجاد پویشهای جمعآوری کمکهای مالی هستند؛ همچنین آنها میتوانند فعالیتهای اقتصادی و سیاسی نیز داشته باشند اما این فعالیتها مشمول مزایای مالی و بخشودگی مالیاتی نمیشود[8]. اهم اطلاعات بهدست آمده از بررسی نیمرخ تشکلهای بررسی آمریکایی در این گزارش به شرح ذیل است [13]:
نمودار ۵. سهم منابع مالی دولتی و غیردولتی تشکلها در آلمان
در این مجموعه از تشکلها، سهم منابع جذب شده از کمکها و هدایا به نسبت سایر روشهای دیگر بیشتر است.
نمودار ۶. الگوی تأمین مالی آمیخته تشکلها در آلمان
تشکلها در ژاپن در دو گروه «سازمانهای غیرانتفاعی» و «سازمانهای غیردولتی» طبقهبندی میشوند. سازمانهای غیرانتفاعی، سازمانهایی داوطلبانه، غیرسیاسی و خودگردان هستند که سابقه زیادی در فعالیتهای بینالمللی ندارند و عموماً در ژاپن فعالیت میکنند. اما سازمانهای غیردولتی در فضای عرف جامعه ژاپن به سازمانهایی اطلاق میشود که در سطح بینالملل برای همکاری در توسعه دولتها (ODA) ایجاد میشوند. از لحاظ حقوقی نیر تشکلها در ژاپن به دو گروه «انجمنهای ثبتشده» و «انجمنهای ثبتنشده» (جوامع محلی) تقسیم میشوند. اکثریت نهادهای مردمی در ژاپن، انجمنهای گروه دوم هستند. ازآنجاکه این نوع انجمنها از حمایتهای قانونی و بخشودگیهای مالیاتی محروم هستند؛ از نظارت و مداخلات دولتی نیز آزاد هستند در طرف مقابل انجمنهای ثبتشده از دهه ۱۹۸۰ توسط آژانسهای دولتی و نهادهای مدیریت شهری، بهشدت نظارت میشوند. شرکت عامالمنفعه و شرکت غیرانتفاعی خاص، دو گونه خاص از تشکلهای ثبتشده هستند که با سیستم اجرایی ODA و جامعه مدنی ژاپن به رسمیت شناخته شدهاند[14]. شرکتهای عامالمنفعه بیشتر شبیه به خیریهها و شرکتهای غیرانتفاعی خاص مشابه انجمنهای مطالبهگر هستند. یافتههای زیر منبعث از بررسی رخنمای پنج تشکل منتخب ژاپنی در گزارش حاضر است [15]:
نمودار ۷. سهم منابع مالی دولتی و غیردولتی تشکلها در ژاپن
تشکلهای بررسی شده در کشور ژاپن، بیشتر از طریق کسب درآمد منابع مورد نیاز خود را تأمین میکنند.
نمودار ۸. الگوی تأمین مالی آمیخته تشکلها در ژاپن
براساس ماده (۲) آییننامه تشکلهای مردمنهاد مصوب 1395 هیئتوزیران، تشکل مردمنهاد یک نهاد غیرسیاسی و غیرانتفاعی است که با رویکردی اجتماعی توسط جمعی از اشخاص حقیقی بهشکل داوطلبانه تشکیل شده و در موضوعی مشخص پروانه فعالیت دریافت کرده و به ثبت میرسد. منظور از غیرسیاسی، نداشتن فعالیت سیاسی موضوع قانون فعالیت احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده مصوب ۱۳۶۰ است و منظور از غیرانتفاعی نیز عدم برداشت مستقیم یا غیرمستقیم سود و سایر منافع اقتصادی حاصل از انجام فعالیتها، به نفع اعضا، مؤسسان، مدیران و کارکنان یا افراد وابسته آنان است [8]. بررسی رخنمای پنج تشکل شناخته شده ایرانی حائز مقام مشورتی خاص در اکوسوک، نتایجی به شرح ذیل داشته است [16]:
تشکلهای بررسی شده در ایران براساس اطلاعات ثبت شده در رخنمای آنها از کمکهای (غیرمالی) دولتی هیچ بهرهای نمیبرند و تمامی اعتبارات خود را از منابع غیردولتی تأمین میکنند.
براساس بررسیهای انجامشده، تشکلهای مطالعه شده، بیشترین میزان فعالیتهای خود را متوجه امور اجتماعی و اقتصادی در جوامع اروپایی و آمریکای شمالی کردهاند. همچنین بهنحو شایستهای از ظرفیتهای اجتماعی بینالمللی استفاده میکنند که در تشکلهای ایرانی کمتر به این مهم توجه شده است. بنیاد امور بیماریهای خاص از میان پنج تشکل ایرانی بررسی شده بهجز ایران در افغانستان و عراق نیز فعالیتهای محدودی دارد که در مقایسه با سایر تشکلهای خارجی، بسیار ناچیز است. در ادامه بهتفصیل به تفاوتها و تشابههای ساختار مالی پنج تشکل در ایران و بیستوپنج تشکل خارجی اشاره شده است.
جدول 3. جدول مقایسهای ۳۰ تشکل در ۶ کشور منتخب پژوهشی
|
مؤلفههای بررسی شده در تشکلهای منتخب |
فرانسه |
آلمان |
آمریکا |
ترکیه |
ژاپن |
ایران |
|
بیشترین گستره جغرافیایی تشکل |
بینالمللی |
بینالمللی |
بینالمللی |
ملی و بینالمللی |
بینالمللی |
ملی و بینالمللی |
|
بیشترین فعالیت براساس مناطق |
منطقه اروپا و آسیای مرکزی (۱۲ کشور) |
منطقه اروپا و آسیای مرکزی (21 کشور) |
اروپا و آسیای مرکزی (23 کشور) |
جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (3 کشور) |
منطقه شرق آسیا و اقیانوسیه (11 کشور) |
جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (2 کشور) جنوب آسیا (۱ کشور) |
|
تعداد کشورهای دارای فعالیت تشکلها (بهجز کشور میزبان) |
33 کشور |
63 کشور |
65 کشور |
5 کشور |
24 کشور |
۲ کشور |
|
بیشترین فراوانی روشهای تأمین مالی |
حق عضویت اعضا کمکهای مالی خارجی و بینالمللی کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی |
کمکهای مالی خارجی و بینالمللی |
پویشهای مردمی |
کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی |
حق عضویت اعضا |
اطلاعات حاصله معتبر نیست |
|
نسبت منابع دولتی به کل |
۵ درصد |
8 درصد |
0 |
8 درصد |
8 درصد |
اطلاعات حاصله معتبر نیست |
|
نسبت کمک به کل |
۵۰ درصد |
۵۴ درصد |
۵۰ درصد |
63 درصد |
46 درصد |
اطلاعات حاصله معتبر نیست |
|
نسبت درآمدزایی به کل |
۵۰ درصد |
۴۶ درصد |
۵۰ درصد |
38 درصد |
54 درصد |
اطلاعات حاصله معتبر نیست |
|
نسبت سرمایهگذاری به کل |
۰ |
0 |
0 |
0 |
0 |
اطلاعات حاصله معتبر نیست |
4-1.بیشترین فراوانی روشهای تأمین مالی
از میان ۱۳ شیوه شناسایی شده تأمین مالی توسط ۳۰ تشکل پیشگفته، روشهای «اخذ حق عضویت اعضا» و «دریافت کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی» بیشترین فراوانی را دارند. در ایران نیز کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی، رایجترین شیوه تأمین مالی در میان تشکلهای بررسی شده است. بهرهمندی از موقوفات با توجه به ماهیت اسلامی آن در کشورهای ایران و ترکیه مصداق خواهد داشت اما اگر فارغ از وجه دینی آن، امر وقف را بخشی از الگوی تأمین مالی هدیه و کمکهای مردمی دانست میتوان این منابع را به سرجمع دو منبع «کمکهای داخلی» و «کمکهای خارجی» افزود.
نمودار ۹. ساختار تأمین مالی ۳۰ تشکل منتخب پژوهش
ساختار تأمین مالی در ۳۰ تشکل بررسی شده در ۶ کشور جهان، در نمودار زیر به تفکیک نمایش داده شده است. همانطور که مشخص است تشکلهای بررسی شده در ایران در زمینه کسب منافع مالی از طرق «مشارکت با دانشگاهها و مراکز آموزشی»، «نهادهای بینالمللی» و «فروش محصولات و خدمات تجاری» ضعیف هستند. جذب منابع از طریق «اخذ حق عضویت اعضا» و «دریافت کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی» برای تشکلهای ایرانی همانند تشکلهای سایر کشورها، مهمترین روش است. تشکلهای آلمانی بهتر از سایر کشورها از ظرفیتهای مالی نهادهای بینالمللی استفاده کردهاند؛ اما بهدلیل شرایط تحریمی و معاندتهای سیاسی نهادهای بینالمللی با نظام سیاسی ایران، تشکلهای ایرانی از حمایتهای مالی نهادهای بینالمللی محروم هستند.
نمودار ۱۰. ساختار مالی تشکلهای منتخب پژوهش به تفکیک کشور
همانطور که در نمودار فوق مشاهده میشود، پویشهای مردمی بهعنوان یک منبع تأمین مالی پرقدرت شناخته میشوند که خوشبختانه تشکلهای ایرانی نیز در این زمینه وضعیت تقریباً خوبی دارند. نکته قابل تأملی این است که تشکلهای ایرانی نتوانستند از منابع سرشار نهادهای مذهبی استفاده کنند که این مسئله میتواند حاکی از ارتباط معیوب میان تشکلهای مذهبی و تشکلهای اجتماعی در کشور باشد. همانطور که مشخص است کمکهای غیرمالی دولتی در میان سبد مالی تشکلهای بررسی شده کمترین سهم را دارد. همچنین تشکلهای مذکور الگوهای سرمایهگذاری و درآمدزایی را در رخنمای خود چندان برجسته و پررنگ نکردهاند.
4-2.نسبت فراوانی منابع دولتی به کل روشهای تأمین مالی تشکلها
همانطور که در نمودار زیر مشاهده میشود تشکل بررسی شده در رخنمای خود در اکوسوک مدعی هستند که به کمکهای دولتی نیاز چندانی ندارند. بهعبارتی در حدود ۵ درصد از منابع جذب شده تشکل خود را ناشی از حمایتهای غیرمالی دولتی میدانند. همچنین در حدود ۹۵ درصد از نیازهای مالی تشکلها از منابع غیردولتی تأمین میشود.
نمودار ۱۱. نسبت فراوانی منابع دولتی به کل روشهای تأمین مالی تشکلها
4-3.نسبت فراوانی روش جذب کمک و هدایا به کل روشهای تأمین مالی تشکلها
براساس یافتههای پژوهش، جمعآوری کمکها و اعانات مردمی و سازمانهای غیردولتی مهمترین و پرتکرارترین منبع درآمدی تشکلهاست. جمعآوری هدایای نقدی و غیرنقدی، موقوفات، اعانات مردمی، پویشها، گلریزان و قلک، مسئولیت اجتماعی شرکتها در زمره منابع این گروه هستند. همانطور که قبلاً بیان شد، تشکلهای ایرانی از این محل بهنحو مناسبی بهرهمند میشوند.
نمودار ۱۲. نسبت فراوانی روش جذب کمک و هدایا به کل روشهای تأمین مالی تشکلها
کسب درآمد از پژوهشهای علمی و تحقیقاتی، تولید کتاب و نشریات حوزه اجتماعی، کارآفرینی اجتماعی، برگزاری رویدادهای اجتماعی و برگزاری دورههای آموزشی مرتبط با حوزه فعالیت تشکل، اهم فعالیتهای درآمدزای تشکلهای بررسی شده در گزارش حاضر است. همانگونه که در نمودارهای فوق مشاهده میشود الگوی سرمایهگذاری با توجه به عدم سنخیت این روش تأمین مالی با ماهیت اجتماعی تشکلها کمترین سهم را از کیک مالی تشکلها دارد.
براساس یافتههای پژوهشی پیشگفته، پیشنهاد میشود تشکلهای مردمنهاد کشور تا سرحد امکان منابع مالی خود را از طریق اخذ حق عضویت از اعضا و جلب کمکهای مالی و غیرمالی از منابع داخلی تأمین کنند. ظرفیتهای پویشهای مردمی که بهصورت موقت ایجاد میشوند نیز میتواند گزینه مناسبی برای تکمیل الگوی تأمین مالی تشکلهای مردمنهاد کشور باشد.
علاوه بر موارد فوق، تشکلها از شیوههای سرمایهگذاری، تجارت، خرید و فروش ملک، طلا، ارز و سهام، همچنین شیوههای درآمدزایی غیرمرتبط با اهداف اجتماعی تشکل پرهیز کنند زیرا این شیوهها در بلندمدت منتج به جابهجایی هدف و وسیله شده و ماهیت اجتماعی و انسانی تشکل استحاله میشود.
درنهایت پیشنهاد میشود، دولت از پرداخت کمکهای بلاعوض به تشکلها اجتناب ورزد و از طریق تسهیل فرایندها و رویههای حقوقی و اداری موجود از تأسیس و فعالیت تشکلهای مردمنهاد حمایت کند. با این روش، تشکلهای مزبور استقلال خود را در قبال دولت و مدیران دولتی حفظ میکنند و نظام اداری کشور نیز از احتمال بروز ویژهخواری و تعارض منافع مصون میماند.