Author
Majles
1403/۲/1
تأمین مالی مسکن (۱) ضرورت توسعه بازار اوراق رهنی مسکن، «از چالشها تا توصیههای سیاستی»
بیان/ شرح مسئله
یکی از روشهای متعارف تأمین مالی مسکن در همه کشورها، پرداخت تسهیلات بلندمدت بانکی است؛ لکن پرداخت تسهیلات بلندمدت بهویژه در صورت ثابت بودن نرخ سود تسهیلات، نظام بانکی را با انواع مخاطرات اعم از مخاطره (ریسک) نقدشوندگی، اعتباری و تغییرات نرخ بهره مواجه خواهد کرد. لذا راهکارهایی برای حل این چالش طراحی شده که یکی از مهمترین آنها، انتشار اوراق رهنی مسکن است. اوراق رهنی مسکن یکی از مهمترین ابزارهای مالی است که به پشتوانه تسهیلات اعطایی در حوزه مسکن در بازارهای مالی منتشر میشود. این اوراق مزایای متعددی را برای نظام مالی و اقتصادی فراهم میآورد. تسهیل در تأمین مالی بخش مسکن، ورود جریان نقد باکیفیت داخل بانک و نهادهای مالی و کمک به مدیریت ریسک نقدینگی و همچنین کمک به بانکها و نهادهای مالی اعطاکننده تسهیلات مسکن در کنترل و مدیریت ریسک نرخ بهره (سود) ازجمله مزایا و آثار این اوراق است. این مزایا سبب شده است تا حجم انتشار این اوراق در بازارهای مالی کشورهای مختلف قابل توجه باشد. بااینحال، حجم انتشار این اوراق در کشور ایران بسیار ناچیز بوده است و با توجه به نیاز تأمین مالی کشور در حوزه مسکن با توجه به تکالیف قانونی ازجمله قانون جهش تولید مسکن ضروری است تا از این ابزار مالی بیشازپیش استفاده شود. حال مسئله این است که چرا سهم این ابزار مهم مالی در تأمین مالی حوزه مسکن بسیار ناچیز است و انگیزهای برای استفاده از آن وجود ندارد؟
نقطهنظرات/یافتههای کلیدی
بررسی گزارش حاضر نشان میدهد که مهمترین چالش در انتشار اوراق رهنی مسکن در نظام مالی و اقتصادی کشور، نرخ دستوری تسهیلات مسکن و بهتبع آن نرخگذاری دستوری در اوراق است. بهمنظور رفع این چالش ضروری است تا پیشنهادهای ذیل مدنظر قرار بگیرد:
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
قوانین و مقررات برای انتشار اوراق رهنی مسکن وجود دارد و تاکنون نیز در بازارهای مالی منتشر شده است. بنابراین نیازی به تدوین قانون برای انتشار آن وجود ندارد. بااینحال، ضروری است تا با اصلاح نرخگذاری تسهیلات مسکن و بهتبع آن اصلاح نرخگذاری اوراق رهنی مسکن، انتشار این اوراق تسهیل شود. متولیان و مجریان ضروری است به این نکته توجه داشته باشند که رعایت تکالیف مندرج در قوانین حوزه مسکن و بهویژه قانون جهش تولید مسکن مستلزم تأمین مالی وسیعی است که اوراق رهنی مسکن میتواند این تأمین مالی را تسهیل کند. عدم اجرای قانون مزبور و عدم استفاده از ظرفیتهای تأمین مالی در نظام مالی واجد دلالتهای نظارتی است که در گزارشهای مقتضی به آن اشاره میشود. (۱۹۷۲۵)
1403/2/11
آسیبشناسی شهرکهای صنعتی در ایران (۲) بررسی موانع کسبوکار در شهرکهای صنعتی
بیان مسئله/ شرح
در گزارش پیشرو، مسائل و مشکلات کسبوکارهای مستقر در شهرکهای صنعتی مورد بررسی قرار گرفته است. بدیهی است که بسیاری از مشکلات واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی با واحدهای تولیدی بیرون از شهرکهای صنعتی، همپوشانی دارد، اما برخی مشکلات، ازجمله کمبود زمین و برخی از مسائل زیرساختی، مختص واحدهای تولیدی مستقر در شهرکهای صنعتی است. تأکید گزارش، بیشتر بر موانع پیشروی کسبوکارها در مرحله آغاز فعالیت بوده و به همین دلیل، بر مشکلات مربوط به تأمین زمین مورد نیاز و تمهیدات و امکانات زیرساختی، تأکید شده است.
ساختار تحقیق حاضر متشکل از سه بخش است: (1) تعاریف و اهداف شهرکهای صنعتی، (2) مهمترین مسائل و مشکلات کسبوکارها با تأکید بر واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی و (3) بررسی و تحلیل مسائل و مشکلات خاص شهرکهای صنعتی.
متولی اصلی شهرکهای صنعتی طبق قوانین و مقررات جاری، «سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران» است. برخی از مهمترین موضوعات فعالیت سازمان که به راهاندازی و تأمین زیرساختهای واحدهای صنعتی در شهرک مرتبط است، عبارتند از: سازماندهی احداث شهرکهای صنعتی و ارائه خدمات ضروری برای متقاضیان ایجاد واحدهای تولیدی و خدماتی توسط شرکتهای زیرمجموعه.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
مشکلات مربوط به تأمین زمین، یکی از اصلیترین مشکلات واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی است. عمدهترین مشکل در راهاندازی کسبوکار، قیمت بالای زمین در شهرکهای صنعتی است؛ همچنین در موارد بسیاری، زمینهای واگذار شده در شهرکهای صنعتی، به بهرهبرداری نرسیدهاند. در «دفترچه قرارداد حق بهرهبرداری» (دفترچه قرارداد)، پیشبینیشده که با تحقق شرایط مندرج در دفترچه قرارداد و ایفای تعهدات خریدار، شرکت شهرکهای صنعتی استان متعهد است پس از صدور پایانکار و دریافت پروانه بهرهبرداری طرف قرارداد با دریافت کلیه مطالبات و بهای زمین از طرف قرارداد، زمین تخصیصی را طی سند رسمی و قطعی به خریدار منتقل کند. با وجود این، در قوانین و مقررات موجود نمیتوان خریدار را به راهاندازی واحد صنعتی مجبور کرد. بدینترتیب، در عمل بسیاری از افراد زمینی در شهرک صنعتی خریداری کردهاند و با احداث دیوار یا حصار، با ساخت یک سوله و با نصب مجموعهای از تجهیزات بهصورت ناقص، آن را به تملک خود درآورده و رها کردهاند.
برخی از مشکلات مربوط به تأمین زمین، به ساختار و عملکرد شرکت شهرهای صنعتی مربوط است. بهویژه آنکه طبق قانون، منبع درآمد شرکتهای صنعتی، فروش زمین است. با توجه به قوانین و مقررات موجود، بهنظر میرسد بسیاری نقصانها در واگذاری، بهرهبرداری و تحقق اهداف قانونگذار از تأسیس شهرکهای صنعتی، به خطا در سیاستگذاری زمین در ایران بازمیگردد. در شهرکهای صنعتی، زمین به یک کالای سرمایهای تبدیلشده و در این وضعیت، افراد با هدف صرف خرید زمین و کسب سود آتی از فروش زمین، اقدام میکنند، نه با انگیزه تولید.
یکی از مشکلات مهم زیرساختی در شهرکهای صنعتی، تأمین برق هم در مرحله راهاندازی کسبوکار و هم در طول دوره فعالیت است. معضلات مربوط به تأمین برق، نه فقط راهاندازی واحدهای صنعتی را معطل نگه داشته، بلکه واحدهای فعال را نیز با چالشهای پرشماری مواجه ساخته است. واحدهای داخل حریم شهرک نسبت به واحدهای خارج از شهرک، برای دریافت انشعاب برق با مشکلات و موانع بیشتری مواجهاند. بهدلیل ارتباط بین زیرساختهای لازم برای تأمین گاز و برق، مشکلات مربوط به تأمین برق، برای زیرساخت گاز نیز صدق میکند.
علاوهبر آنچه گفته شد، محدودیتهای زیستمحیطی برای ایجاد واحدهای صنعتی در برخی از استانها بهدلایل و ملاحظات محیط زیستی، بسیار شدید است. بهروز نشدن برخی از قوانین و مقررات حوزه محیط زیست و اِعمال سختگیرانه برخی مفاد آن و گسترش شمول آن، مشکلاتی را در برخی از واحدهای صنعتی پدید آورده است. این مشکلات نهتنها برای بسیاری از واحدهای فعال با سابقه، بهویژه درخصوص افزایش ظرفیت، محدودیت ایجاد کرده، بلکه برای متقاضیان و سرمایهگذاران جدید نیز بهشدت باعث زحمت و کاهش انگیزه و درنهایت عدم ورود آنها به برخی از فعالیتهای تولیدی شده است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بهدلیل اهمیت زیرساختها در واحدهای تولیدی در شهرکهای صنعتی، قانونگذار توجه ویژهای به این موضوع داشته است. متعاقب حکم مندرج در ماده (81) «قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2)» (مصوب 1393/12/4)، در ماده (54) «قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور» (مصوب 1395/11/10) چنین مقرر شد: «در راستای حمایت از استقرار صنایع در شهرکها و نواحی صنعتی و رقابتپذیری تولیدات صنعتی و معدنی به دولت اجازه داده میشود در قالب بودجههای سنواتی کمکهای لازم را به شهرکها و نواحی صنعتی دولتی و غیردولتی بهویژه در امور تأمین راه، آب، برق، گاز و تلفن تا ورودی واحدهای مستقر در این شهرکها انجام دهد...». با وجود این، مشکلات شهرکهای صنعتی در حوزه زیرساختها همچنان به قوت خود باقی مانده و در مواردی رو به افزایش است. براساس گزارش سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران، بررسی قوانین بودجه سنواتی سالهای 1395 تا 1399 حاکی از نبود عملکرد قابل قبول در این خصوص است.
بر این اساس، اولاً، باید آسیبشناسی دقیقی از دلایل اجرای ناقص یا عدم اجرای احکام قانونی مربوط صورت گیرد و چنانکه مفاد قانونی موجود ایراد داشته یا قابلاجرا نیست، اصلاحات قانونی لازم برای اثربخشی قانون انجام شود؛ ثانیاً، اعمال ابزارهای نظارتی مجلس، بهنحو مؤثرتر و کارآمدتر از گذشته، مورد توجه قرار گیرد.
گزارش پیشرو، ویرایش نخست از گزارشی محسوب میشود که امید است با انتشار آن، فرصت و فضای اظهارنظر تشکلها و فعالان بخش خصوصی و همچنین نهادها و مقامات مسئول دولتی در رابطه با این موضوع مهم فراهم شده و اخذ این نظرات و بازخوردها، به تکمیل گزارش در ویرایش دوم بینجامد.(19769)
1403/2/24
آسیبشناسی تجربه انجام عملیات بازار باز (OMO) توسط بانک مرکزی
شرح/ بیان مسئله
یکی از مهمترین ابزارهای سیاست پولی در کشورهای مختلف استفاده از ابزار / بستر عملیات بازار باز است. بهرغم اهمیت و گسترده وسیع استفاده از این ابزار در کشورها، این ابزار در کشور ما با توجه به ملاحظات فقهی و اقتصادی قبل از سال 1398 مورد استفاده قرار نمیگرفت. درنهایت در بهمنماه سال 1398 استفاده از این ابزار در دایره ابزارهای سیاست پولی بانک مرکزی قرار گرفت. بر این اساس، نقد و بررسی عملکرد بانک مرکزی در طول این مدت میتواند موجبات توسعه هرچه بیشتر و بهتر این عملیات و ارتقای سیاست پولی کشور را فراهم کند.
نقطهنظرات/یافتههای کلیدی
یافتههای ناشی از آسیبشناسی سیاستگذاری پولی بانک مرکزی و استفاده از بستر عملیات بازار باز بهشرح ذیل است:
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
1403/2/25
پایش بخش حقیقی اقتصاد ایران در فروردینماه سال 140۳ بخش صنعت و معدن
بیان مسئله
تحلیل روند رشد بخش صنعت از جنبههای مختلف، عاملی کلیدی در تحلیلهای خُرد و کلان اقتصادی و یکی از ارکان تصمیمگیری در حوزه اقتصاد است. شاخص تولید بخش صنعت، بهدلیل تأثیر نوسانات سطح فعالیت صنعت بر بخشهای دیگر اقتصاد، بهعنوان یک شاخص مهم اقتصادی کوتاهمدت مورد استفاده قرار میگیرد. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی بهصورت ماهیانه شاخص تولید، فروش و قیمت شرکتهای بورسی را محاسبه میکند. اهمیت این شاخص بهروز، برای اقتصاد ایران که تحولات زیادی دارد بیشتر خواهد بود. زیرا بازخورد شوکهای وارده به اقتصاد ایران و واکنشهای سیاستگذاران باید در تواتر کمتر از فصل مورد رصد قرار گیرد؛ این درحالی است که آمار رسمی بخش حقیقی بهصورت فصلی و با تأخیر ارائه میشود.
یافتههای کلیدی
طی فروردینماه سال 1403، شاخص تولید شرکتهای صنعتی بورسی نسبت به ماه مشابه سال قبل با کاهش 1/3 درصدی مواجه شده است. در این ماه نسبت به ماه مشابه سال قبل، از بین ۱۵ رشتهفعالیت صنعتی بورسی 7 رشتهفعالیت افزایش در شاخص تولید و 8 رشتهفعالیت کاهش در شاخص تولید را تجربه کردهاند. رشته فعالیتهای «سایر کانی غیرفلزی»، «لاستیک و پلاستیک» و «تجهیزات برقی» بیشترین سهم را در افزایش شاخص تولید و رشته فعالیتهای «خودرو و قطعات»، «محصولات فلزی بهجز ماشینآلات و تجهیزات» و «دارو» بیشترین سهم را در کاهش شاخص تولید داشتهاند.
شاخص تولید شرکتهای معدنی بورسی نسبت به ماه مشابه سال قبل با افزایش 17/8 درصدی مواجه شده است.
طی فروردینماه سال 1403، شاخص فروش شرکتهای صنعتی بورسی نسبت به ماه مشابه سال قبل با افزایش 1/5 درصدی مواجه شده است. در این ماه نسبت به ماه مشابه سال قبل، 7 رشتهفعالیت افزایش در شاخص فروش و 8 رشتهفعالیت کاهش در شاخص فروش داشتهاند. رشته فعالیتهای «تجهیزات برقی»، «لاستیک و پلاستیک» و «شیمیایی (بهجز دارو)» بیشترین سهم را در افزایش شاخص فروش و رشته فعالیتهای «محصولات فلزی بهجز ماشینآلات و تجهیزات»، «سایر کانی غیرفلزی» و «غذایی و آشامیدنی بهجز قند و شکر» بیشترین سهم را در کاهش شاخص فروش داشتهاند.
شاخص فروش شرکتهای معدنی بورسی هم نسبت به ماه مشابه سال قبل با کاهش 7/5 درصدی مواجه شده است.
در فروردینماه سال 1403 نرخ رشد ماهیانه قیمت فعالیتهای صنعتی بورسی افزایش 1/4 درصدی داشته و همچنین رشد نقطهبهنقطه با افزایش 0/3 واحد درصدی نسبت به ماه قبل، به 18/4 درصد رسیده است. گفتنی است، میانگین سالیانه شاخص قیمت نیز در فروردینماه سال 1403 نسبت به ماه قبل بدون تغییر بوده و میزان 20/5 درصد افزایش را نشان میدهد. (19784)
1403/2/1
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (1): تحلیلی بر مصارف بودجه (ویرایش اول)
مسئله اصلی
مطابق با تغییرات آیین نامه داخلی مجلس مواد ۱۸۰ و ۱۸۲ ارائه لایحه بودجه به مجلس دو مرحلهای شد. در بخش اول لایحه بودجه سال 1403 احکام بودجهای و ارقام کلان در آذر ماه سال 1402 به مجلس تقدیم شد و پس از بررسی، تصویب و ابلاغ شد و هم اکنون بخش دوم لایحه بودجه مشتمل بر جداول تفصیلی به مجلس ارسال شدهاست. در این گزارش بخش دوم لایحه بودجه ۱۴۰۳ مورد بررسی قرار گرفته است و نکات مهم و مثبت و منفی لایحه ارائه شدهاست. یکی از نکات مهم لایحه توجه به سنجهگذاری عملکردی برای دستگاههای اجرایی بهعنوان مقدمهای برای نیل به بودجهریزی مبتنی بر عملکرد است، اما بررسی نحوه هدفگذاری برای ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی و مقایسه آن با الگوهای موفق دنیا در حوزه بودجهریزی برنامهمحور نشانمیدهد لایحه در این موضوع موفق نبوده است.
نقاط قوت و ضعف
در لایحه ارائهشده، برخلاف رویه لوایح بودجه سنوات قبل، تفکیک هزینههای دولت به فصول هزینهای و تفکیک امور-فصول ارائه نشده است و لذا لایحه بودجه از این جهت ناقص ارائه شدهاست و نمیتوان بر اساس جداول موجود به تحلیل دقیق از حیث نوع و هدف هزینهکردهای دولت در لایحه پی برد. همچنین تفکیک فصول تملک داراییهای سرمایهای و نیز تفکیک مصارف اختصاصی دستگاههای اجرایی به هزینهای و تملک سرمایهای نیز در لایحه ارائه نشده است.
یکی از نکات حائز اهمیت در لایحه توجه به موضوع هدفگذاری برای ارزیابی عملکرد دستگاهها اجرایی در قالب جداول ۷-۲ است. تغییر رویکرد بودجه به برنامهمحور و برقرار ارتباط مشخص میان برنامههای تبیین شده در اسناد پشتیبان با بودجه دریافتی هر دستگاه و تعریف شاخصهایی برای ارزیابی عملکرد دستگاهها در انتهای سال مالی اقدامی تحولی است که بودجه 1403 در حرکت بهسمت آن موفق نبوده است.
یکی دیگر از نکات مهم در خصوص لایحه درج نام دستگاههای اجرایی موضوع اعتبارات متفرقه مندرج در جدول ۹ بوده که این عمل در افزایش شفافیت بودجه مؤثر ارزیابی شده و جز نکات مثبت لایحه تلقی میگردد.
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
مطابق بررسیهای انجامشده کشور فرانسه یکی از الگوهای موفق اجرای بودجه برنامهمحور در سالهای اخیر است. یکی از مهمترین اهداف اصلاحات بودجهای در فرانسه افزایش کارایی مخارج در بودجه است.، هدفی که در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفتهاست. ازاینرو تدوین بودجه در فرانسه بر اساس مأموریتها و برنامههاست و تمامی برنامهها دارای استراتژی، اهداف مشخص و شاخصهای کمی برای بررسی عملکرد و کارایی آن برنامه هستند.
نمونه بررسی شده در گزارش برنامه (102) دسترسی و بازگشت به کار است. این برنامه 3 هدف کلی را دنبال میکند که ارتقا دسترسی و بازگشت به شغل، بهبود کارایی خدمات ارائهشده به کاربران توسط اداره کار و بسیج ابزارهای ادغام حرفهای کارگران در بازار کار به بهترین نحو ممکن و با تمرکز ویژه بر افرادی که بیشترین فاصله را از ورود به بازار کار دارند را شامل میشود. برای ارزیابی هدف اول دو شاخص و برای ارزیابی هدف سوم چهار شاخص طراحی شدهاست که مقادیر سالانه آن هدف گذاری شده و در انتهای سال میزان محقق شده با هدف تعیینشده مقایسه و دلایل تفاوت در گزارشی تفصیلی ارائه میگردد. این ارزیابیها در تدوین بودجه سال آینده مورد استفاده قرار میگیرد.
متأسفانه رویه اتخاذ شده توسط دولت در ارائه جدول 7-2 و سنجههای خروجی دستگاههای سیاستگذار سنخیتی با این سبک مترقی بودجهریزی ندارد و لازم است تلاش بسیار جدی تری در دستگاههای مرتبط برای برقراری ارتباط میان وظایف و برنامه دستگاهها با بودجه دریافتی انجامشده و هدف افزایش کارایی مخارج دولت دنبال شود. (19713)
1403/2/3
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور(6): (بخش صندوقهای بازنشستگی)
بیان / شرح مسئله
با توجه به تغییرات جمعیتی در سالهای آینده و حرکت کشور بهسمت پیری جمعیت، تشدید مشکلات صندوقهای بازنشستگی و وابستگی بیشتر آنها به بودجه عمومی در روند سالهای اخیر، بروز بحران در وضعیت پایداری صندوقهای بازنشستگی در آینده کاملاً قابل پیشبینی است. این موضوع در قوانین بودجه سنواتی نیز خود را با افزایش سهم کمک به صندوقهای بازنشستگی از بودجه عمومی نشان داده، بهطوریکه نسبت 11 درصد در سال 1396 به بیش از 14 درصد در سال 1402 رسیده و با ادامه روندهای موجود افزایش آن در سالهای آتی قابل پیشبینی است. در این شرایط انتظار میرود از اتخاذ تصمیمات غیرکارشناسی که باعث تحمیل هزینههای کلان و بدون توجیه به این صندوقها میشود، اجتناب گردد.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
در لایحه بودجه سال 1403 منابع اختصاص داده شده به صندوق بازنشستگی کشوری با 23/9 درصد رشد به رقم 256/5 هزارمیلیارد تومان، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح با 17/45 درصد رشد به رقم 132/36 هزار میلیارد تومان و کمک به صندوق فولاد با 26/88 درصد رشد به 12/3 هزارمیلیارد تومان و صندوق وزارت اطلاعات نیز با 23/16 درصد رشد به 2 هزارمیلیارد تومان رسیده است. همچنین 50 هزار میلیارد تومان در لایحه بودجه سال 1403 بهعنوان متناسبسازی حقوق بازنشستگان سه صندوق کشوری، لشکری و فولاد در نظر گرفته است. بنابراین مجموع این کمکهای مستقیم به بیش از 453 هزار میلیارد تومان میرسد که نسبت به قانون بودجه سال 1402 به میزان 36/9 درصد رشد کرده است. این منابع اختصاصیافته از بودجه عمومی به صندوقهای مذکور، 16 درصد از کل بودجه عمومی دولت میباشد که نسبت به عدد مشابه در سال 1402 رشد داشته است. همچنین دولت مبلغ 130 هزار میلیارد تومان جهت تأدیه بدهی قطعی حسابرسیشده خود به سازمان تأمین اجتماعی و متناسبسازی حقوق و نیز حفظ قدرت خرید بازنشستگان تأمین اجتماعی در نظر گرفته است که با فرض تحقق کامل برای موارد مذکور کفایت نخواهد کرد.
هرچند که در طول سالیان اخیر بخش قابلتوجهی از منابع صندوقهای بازنشستگی از محل منابع عمومی که مجموع منابع کشور از محل مالیات، صادرات نفت و... است تأمین میشد، اما در بودجه حاضر برای اولین بار، منبع مالیاتی جدیدی جهت تأمین مالی متناسبسازی مستمری بازنشستگان در نظر گرفته شده است که یک شیوه تأمین مالی پایدار و شفاف محسوب شده و باعث کاهش تأثیر متناسبسازی بر تشدید کسری بودجه میشود. نکته دیگر در مورد نحوه وصول این بدهیها و تعهدات است؛ در بخش اول قانون بودجه سال 1403، محل تأمین بدهیهای دولت به سازمان تأمین اجتماعی نقدی یا تهاتر، واگذاری سهام شرکت، تهاتر میعانات گازی و نفتی، خوراک و انرژی، واگذاری اوراق بهادار اسلامی، اعطای ضمانتنامههای دولتی و امتیازات مورد توافق و واگذاری طرح (پروژه)ها و سایر موارد قابل واگذاری ذکر شده است. موارد مذکور از لحاظ نقدشوندگی و همچنین امکان تکرار در سالهای بعد با محدودیت جدی مواجه بوده و لذا محل بازپرداخت بدهیهای دولت به سازمان تأمین اجتماعی از پایداری کمتری برخوردار است.
انتظار میرود دولت بار مالی برآوردی هرکدام از طرحها و بدهیهای ناشی از قوانین و مقررات حمایتی تحمیل شده به سازمان تأمین اجتماعی را به تفکیک بهصورت شفاف برآورد و در لایحه بودجه منظور کند. (19717)
1403/2/3
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (2): بودجه دستگاههای اجرایی
بیان / شرح مسئله
در هنگام پرداختن به بودجه و مسائل پیرامون آن، بودجه دستگاههای اجرایی از پرتکرارترین مباحث مطرحشده نزد افکار عمومی و رسانههای مختلف است. یکی از وجوه اهمیت این مسئله در افکار عمومی، استنتاج میزان اهمیت امور مختلف نزد سیاستگذار است. ازاینرو در وهله اول باید به این مسئله پرداخت که از بین سطور جداول بودجههای سنواتی تا چه اندازه میتوان مصارف واقعی دستگاههای اجرایی مختلف را کشف کرد. اولاً بخشی از هزینهکردهای دولت خارج از سقف ارقام بودجه عمومی و در قالب مصارف فرابودجهای است. ثانیاً مصارفی که در سقف بودجه عمومی لحاظ میشود در قالب جدولهای مختلفی قرار میگیرد و برای تصویر جامع از اولویتبندیهای سیاستگذار باید نکات مختلف این جداول را در کنار یکدیگر دید. بنابراین بهطورکلی نتیجهگیری از ارقام بودجه دستگاهها باید با احتیاط و دقت همراه باشد. در این گزارش تلاش میشود با واکاوی بودجه دستگاههای اجرایی که معمولاً جدول ۷ بودجههای سنواتی است، تصویر بودجه دستگاههای اجرایی شفافتر شده و ارقام مختلف، همراه با ملاحظات لازم بررسی شود.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
بودجه دستگاههای اجرایی کشور معمولاً در جدول ۷ بودجههای سنواتی منعکس شده و حدود سهچهارم از بودجه را تشکیل میدهد. این بخش از لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ در مقایسه با قانون بودجه سال ۱۴۰۲ نزدیک به 29 درصد رشد داشته و به ۲۱۸۳ هزار میلیارد تومان رسیده است.
بودجه دستگاههای اجرایی شامل ۷۷ درصد از کل بودجه عمومی است. در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ بخش چشمگیری از ردیفهای مندرج در جدول متفرقه به جدول ۷ منتقل شده است و درنتیجه این امر سهم متفرقه از کل بودجه عمومی کاهش و سهم بودجه دستگاهی افزایش داشته است. اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای دستگاههای اجرایی ۶۶ درصد رشد داشته است که بخش زیادی از آن ناشی از انتقال ردیفهای اعتبارات سرمایهای جدول متفرقه به جدول ۷ است. چنانچه اقلام سرمایهای متفرقه را در نظر نگیریم رشد اعتبارات سرمایهای دستگاههای اجرایی به ۷ درصد میرسد.
دستگاههای اجرایی مختلف به قوای سهگانه و سایر دستگاهها تقسیم شده و سهم هریک، از کل بودجه دستگاههای اجرایی مورد بررسی قرار گرفته است. 78/8 درصد از کل اعتبارات متعلق به قوه مجریه، 17/0 سایر دستگاهها، 3/9 درصد قوه قضائیه و 0/3 درصد سهم قوه مقننه است. البته باید توجه داشت که ارقام مذکور صرفاً سهم ناظر به سقف بودجه عمومی است و با در نظر گرفتن اقلام فرابودجهای مانند اعتبارات بنیه دفاعی نسبتهای مذکور تغییر مییابد.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت آموزش و پرورش بهترتیب بیشترین سهم را از بودجه دستگاههای اجرایی دارند و درمجموع بیش از ۴۲ درصد از بودجه دستگاهی را تشکیل میدهند.
اعتبارات اختصاصی دستگاههای اجرایی یکی از مسائل حائز اهمیت در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ است. در لایحه بودجه سال 1403 برای نخستین بار جدولی تحت عنوان جدول توزیع اعتبارات بند «ب» تبصره 13 درج شده است. نکته قابل ذکر درخصوص این اعتبارات آن است که این مبالغ در دسته اعتبارات اختصاصی جای گرفته است؛ این در حالی است که بهنظر میرسد این اعتبارات دارای ماهیت عمومی بوده و درج آنها بهعنوان درآمد اختصاصی فاقد توجیه کارشناسی است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بررسی اعتبارات دستگاههای اجرایی نشان میدهد بخش چشمگیری از این اعتبارات ناظر به مصارف انعطافناپذیر است و با توجه به مضیقه دولت در تأمین مالی اعتبارات دستگاهها تغییر بخش کمی از اعتبارات امکانپذیر است. بنابراین ضرورت دارد که همین اعتبارات اندک برمبنای برنامههای مشخص و سنجشپذیر تخصیص یابد. درصورتیکه رشد اعتبارات براساس برنامه مشخص و سنجشپذیری که اولویت آن برای کشور در فرایند بودجهریزی مشخص شده است صورت پذیرد تفاوت بین درصد رشد دستگاههای مختلف لزوماً امر نامطلوبی نخواهد بود؛ در این راستا پیشنهاد میشود که تمرکز مجلس در بررسی جداول لایحه بودجه نظارت بر تحقق شرط مذکور باشد. شایسته ذکر است که در گزارش بررسی بخش دوم لایحه بودجه (1): تحلیلی بر مصارف بودجه الگوی پیشنهادی برای حرکت به سمت برنامه محوری در مصارف قابل برنامه ریزی ارائه شده است. (19718)
1403/2/3
بررسی لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (3): طرحهای تملک داراییهای سرمایهای
بیان / شرح مسئله
در لایحه بودجه سال 1403، کل اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای در مصارف عمومی دولت برابر 400 هزار میلیارد تومان است که بهشکل زیر توزیع شده است:
اعتبارات عمرانی دستگاههای اجرایی ملّی در قالب 2325 طرح در پیوست (1) لایحه بودجه سال 1403 ارائه شده است که از این تعداد 558 طرح جاری با موضوع تعمیرات، تأمین و تجهیز ماشینآلات و امکانات با مجموع اعتبار حدود 20 هزار میلیارد تومان، و 1767 طرح غیرجاری (پروژهای) با مجموع اعتباری در حدود 243 هزار میلیارد تومان میباشند. در این گزارش، جزئیات مربوط به این طرحها، مقایسه آنها با قانون بودجه سال 1402 و نکات تکمیلی در خصوص طرحهای عمرانی دولت ارائه شده است.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
در ادامه به مهمترین نقاط قوت لایحه بودجه سال 1403 در زمینه طرحهای عمرانی اشاره میشود:
در ادامه به مهمترین نقاط ضعف لایحه بودجه سال 1403 در زمینه طرحهای عمرانی اشاره میشود:
پیشنهاد راهکارهای تقنین، نظارتی یا سیاستی
با توجه به فرآیند جدید بررسی بودجه در مجلس و محدودیتهای زمانی برای تصویب لایحه بودجه سال 1403، امکان اثرگذاری نمایندگان محترم مجلس بر نحوه دستهبندی و ارائه اعتبارات عمرانی در بودجه سال 1403 بسیار محدود است. از همین رو، چند پیشنهاد مختصر در زمان بررسی لایحه بودجه در مجلس به شرح زیر ارائه میگردد:
اما بنا بر اهمیت موضوع، عناوین پیشنهادهای مهمتری نیز ذیلاً ارائه میشود. این پیشنهادها از جمله مواردی است که بایستی در راستای مأموریت مهم اصلاح ساختار بودجه پیگیری شود و لازم است پیگیریها برای تحقق این موارد خارج از بازه زمانی فشرده بررسی بودجه در مجلس صورت گیرد:
1403/2/1
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 140۳ کل کشور (9): بودجه شرکتهای دولتی
بیان/ شرح مسئله
منابع و مصارف شرکتهای دولتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰3، حدود 2۹.7 درصد نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰2 رشد داشته است. گفتنی است که اگر بودجه شرکتهای دولتی به قیمت ثابت (با حذف اثر تورم) مورد بررسی قرار گیرد، مشخص میشود گردش مالی این شرکتها در یک بازه زمانی ۱3ساله، از یک روند کلی نزولی برخوردار بوده است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
مهمترین تغییر قانون بودجه سال ۱۴۰۳ نسبت به قوانین قبلی در حوزه شرکتهای دولتی، کسر یک درصد از هزینههای شرکتهای مذکور (به استثنای هزینههای سود و جریمههای بانکی و بیمه) برای امور فرهنگی است که در بند ب تبصره ۱۳ قانون بودجه سال ۱۴۰۳ مورد توجه قرار گرفته است. در قوانین بودجه قبلی بعضاً احکامی برای برداشت درصدهایی از هزینههای شرکتهای دولتی تصویب شده بود ولی این اولین بار است که مقرر شده یک درصد از کل هزینه شرکتهای دولتی به امور فرهنگی تخصیص داده شود بدون آنکه حداقل شرکتهای زیانده از پرداخت این مبالغ معاف شوند. علاوهبر این ، مصارف حاصل از یک درصد هزینه شرکتهای دولتی، در قالب جدول ۱۲ تحت عنوان «توزیع اعتبارات بند ب تبصره 13» در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ مد نظر قرار گرفته است که اعتبار آن بالغ بر ۳۶ هزار میلیارد تومان است. شایان ذکر است که یک درصد از هزینه در 77 شرکت دولتی سودده از کل رقم سود پیشبینی شده برای سال آینده بیشتر است (این رقم در برخی شرکتها بیش از 4۰۰ برابر سود آن شرکت و در برخی دیگر از شرکتها بیش از ۱۰۰۰ برابر هزینههای سرمایهای شرکت از محل منابع داخلی است). این در حالی است که برای 180 شرکت اساساً سود صفر پیش بینی شده و پرداخت یک درصد هزینه در خصوص آنها در عمل با احتمال قابل توجهی مساوی با زیان خواهد بود. در مجموع می توان گفت این رقم برای 257 شرکت دولتی (معادل 76 درصد از شرکتهای دولتی) بیشتر از کل سود این شرکت هاست. درج احکام این چنینی در کنار خروج همیشگی 75 درصد از سود شرکتهای دولتی آن هم به صورت علیالحساب و پیش از تحقق سود، باعث تضعیف توان سرمایهگذاری شرکتها خواهد شد. بدیهی است که اخذ این مبالغ منجر به کاهش درآمد و سودآوری شرکتهای سودده خواهد شد به نحوی که در عمل برخی شرکتهای سودده تبدیل به زیانده شده و در برخی دیگر از شرکتها نیز تمام یا بخشی از سود باقیمانده در شرکت (که مشمول خروج همیشگی 75 درصدی نشده) نیز به این نحو از شرکت خارج خواهد شد. واضح است که نتیجه این اقدام در شرکتهای زیانده نیز تعمیق زیان و انباشت بیشتر آن خواهد بود.
اخذ درصدی از هزینه شرکتهای دولتی مستقل از مصارف آن، به دلیل آنکه بخش مهمی از هزینهها در بسیاری از شرکتها، مربوط به خرید مواد اولیه تولید و به طور کلی هزینه تمام شده تولید است، با منطق کارشناسی قابل توجیه نیست. علاوه بر این، برداشت درصدی از هزینه شرکتهای زیانده و دارای زیان انباشته نیز نه تنها به جهت کارشناسی توجیهپذیر نیست بلکه به معنای تعمیق زیان در شرکتهای مذکور است. بر این اساس تذکر این نکته ضروری است که یکی از دلایل مهم زیانده بودن شرکتهای دولتی و تداوم زیان در آنها، این جنس سیاستگذاریها بوده و هست.
با بررسی منابع و مصارف بودجه شرکتهای دولتی در لایحه بودجه 140۳، برخی نکات به شرح ذیل قابل بیان است:
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بودجه سال 1403 نخستین بودجهای است که پس از تغییر آییننامه داخلی مجلس در فرآیند بررسی بودجه به صورت دو مرحلهای توسط مجلس مورد بررسی قرار میگیرد. دو مرحلهای شدن بودجه، فرصت بررسی دقیقتر جداول بودجه را برای مجلس شورای اسلامی فراهم نموده است. در بخش بودجه شرکتهای دولتی پیشنهاد میشود بررسی مجلس شورای اسلامی در خصوص پیوست شماره 3 لایحه بودجه با تمرکز بر خروجیهای مورد انتظار شرکتها و همچنین تحلیل روند شاخصهای مالی آنها به جای تکیه صرف بر اعداد و ارقام پیوست مذکور انجام پذیرد. این مسئله از آن جهت قابل پیشنهاد است که تمرکز صرف بر اعداد پیوست شماره 3 به دلیل غیر دقیق بودم ارقام و امکان اصلاح بودجه از سوی شرکتهای دولتی در طول سال مالی، در عمل عایدی کمتری نسبت به تحلیل خروجیهای حقیقی شرکتها و تحلیل سرمایهگذاریهای آنها خواهد داشت. (19730)
1403/2/1
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (10): بودجه حامی فقرا (ظرفیتهای فقرزدایی لایحه بودجه)
بیان/ شرح مسئله
بودجه عمومی از دو طریق میتواند بر روی نرخ فقر اثرگذاری باشد. از یک سمت اثرگذاری بودجه عمومی بر روی عملکرد اقتصادی است که ممکن است منجر به رشد اقتصادی و یا تورم شود که به اثرگذاری غیرمستقیم بودجه عمومی بر روی نرخ فقر شناخته میشود. اما در سوی دیگر بودجه عمومی کارکرد دیگری دارد که به توزیع درآمد مشهور است و با هدف فقرزدایی به تخصیص اعتبارت حمایتی می پردازد که از طریق مالیاتها تامین مالی میشوند. ارزیابی مکانیزمهای اثرگذاری بودجه عمومی بر روی نرخ فقر نشان میدهد که آیا لایحه بودجه سال 1403 با مولفههای که گفته شد در سال آینده حامی فقرا خواهد بود یا خیر.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
- اعتبارات لازم برای اجرای طرح کالابرگ الکترونیک به طور مشخص در لایحه بودجه سال 1403 پیش بینی شود و از جابهجایی ردیف های تبصره هدفمندی که در سال 1402 در دستور کار دولت قرار گرفت، اجتناب شود.
- در شرایطی که دلایل گذشته گسترش فقر در ایران همچنان به قوت خود باقی است ادامه روند فقرزدایی به سبک گذشته در بودجه عمومی خطای سیاستگذاری به حساب میآید، بنابراین اعتبارات حمایتی در بودجه عمومی نیازمند یک بازنگری کلی در راستای اولویتبندی و انتظام بخشی است. رویکرد اولویتبندی برای تخصیص اعتبارات حمایتی ناکارآمدیهای کنونی بودجه عمومی در راستای فقرزدایی را کاهش داده و منجر به بهبود اثرگذاری بودجه عمومی بر نرخ فقر میشود. به این منظور پیشنهاد میشود در تخصیص اعتبارات مربوط به مصارف حمایتی هدفمندی یارانه که اصلیترین بخش بودجه در مقابله با فقر شناخته میشود، توجه ویژه به دو گروه فقیرترین فقرا و کودکان، از جمله در موضوع یارانههای تشویقی کالابرگ الکترونیک در اولویت قرار گیرد. (19731)
1403/2/2
بررسی بخش دوم لایحه بودجه کل کشور سال 1403 (8): اعتبارات محرومیتزدایی
بیان / شرح مسئله
اقدامات محرومیتزدایی عمدتاً نیازمند منابع دولتی است. لذا اعتبارات آن در هر سال در قانون بودجه سنواتی مشخص شده و هرگونه اصلاح سیاستها نیز در این قانون منعکس میگردد. از همین رو بررسی اعتبارات محرومیتزدایی در قوانین بودجه حائز اهمیت است و در این گزارش ضمن بررسی این اعتبارات در لایحه بودجه سال 1403، توزیع استانی اعتبارات محرومیتزدایی و همچنین هدفمند بودن آن مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنین، نظارتی یا سیاستی
پیشنهادات ناظر به لایحه بودجه 1403:
سایر پیشنهادات جهت کارآمدسازی سیاستهای محرومیتزدایی:
1403/2/2
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (4): درآمدهای مالیاتی
بیان / شرح مسئله
چرا جوامع اقدام به تشکیل دولت میکنند؟ پاسخ وجود محصولاتی است که بهواسطه ویژگیهایی، نظام بازار از تولید آنها ناتوان است. بنابراین، وجود و گستره فعالیت دولت نه از روی ناچاری، بلکه یک تصمیم آگاهانه است. در صورت نبود یا اندازه خیلی محدود دولت، رفاه خانوارها تحتتأثیر خلأهای جدی بازار آسیب خواهد دید. در طرف مقابل، ابزار اصلی تأمین مالی دولت یا همان مالیات نیز آن بخشی از توان تولید است که جامعه آگاهانه به تولید کالاها و خدمات عمومی اختصاص میدهد. در نتیجه اگر مالیات ناکافی باشد، بیشترین رفاه برای افراد فراهم نمیشود.
علاوهبر این، امروز در کشور ما مالیات نقشی کلیدی در پوشش کسری بودجه دولت دارد. یک راه گریز در دسترس دولتها برای جبران کسری، مراجعه به نظام بانکی است. اما پولیسازی کسری بودجه کشور را در معرض تورمهای مستمر قرار میدهد. تورم با ایجاد بیثباتی در اقتصاد کلان، تصمیمات بنگاهها را مختل میکند؛ سرمایهگذاری را کاهش میدهد؛ عوامل اقتصادی را بهسمت فعالیتهای کمبازده سوق میدهد و توزیع ثروت را برهممیزند. اساسیترین راهبرد بهمنظور جلوگیری از این پیامدها، افزایش درآمدهای پایدار دولت از محل مالیات است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنین، نظارتی یا سیاستی
1402/12/15
ملاحظات و الزامات اجرای طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت
بیان / شرح مسئله
در راستای تحقق تکالیف قانونی نظیر ماده (15) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب سال 1389 و ماده (24) قانون هوای پاک مصوب سال 1396 طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت طی 4 سال، در اواخر سال 1401 با پیشنهاد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و موافقت وزیر وقت جهاد کشاورزی ارائه و بهطور رسمی از آذرماه سال 1402 با اعلام ریاست سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور آغاز شد. هرچند متولیان این طرح سعی کردهاند ضمن تعیین اهداف طرح، با نگاهی کلان نسبت به طراحی مراحل اجرایی، عرصههای اجرا، برآورد مالی و ایجاد ساختار اجرایی-تشکیلاتی و تقسیمکار دستگاههای مختلف اقدام کنند، اما بررسی مستندات طرح بیانگر ابهامهای جدی در حوزههای مختلف نظیر میزان هزینههای اجرایی طرح و نحوه تأمین منابع مالی آن، تأمین آب مورد نیاز طرح (بهویژه در مناطق مرکزی و شرقی کشور) و چگونگی جلب مشارکت مردمی (بهویژه در مرحله نگهداشت درختان) است. نظر به پیچیدگیها و ملاحظاتی که اجرای اینگونه طرحها در دیگر کشورها داشته است گزارش حاضر سعی کرده ضمن بررسی مستندات موجود طرح و تحلیل برخی تجربیات بینالمللی، ملاحظات و الزاماتی را که لازم است برای بهبود و ارتقای طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت مدنظر قرار گیرد ارائه کند.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
با توجه به یافتههای حاصل از تجربیات جهانی و بررسی اسناد موجود درخصوص طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت، پیشنهادهای زیر برای بهبود و ارتقای طرح مذکور ارائه میشود:
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
الف) تدقیق چارچوب حکمرانی طرح با تأکید بر نقشآفرینی مستقیم و فعالانه جوامع محلی و تشکلهای مربوطه در کلیه مراحل تصمیمسازی و تصمیمگیری از قبیل 1. شروع (نیازسنجی، تعیین اهداف، اولویتسنجی و امکانسنجی)، 2. برنامهریزی، 3. پیادهسازی، 4. نظارت و ارزیابی و 5. پایداری.
لازمه جلب مشارکت حقیقی مردم در کل مراحل پیشبرد طرح بهویژه از مرحله تأمین نهال تا مدیریت کاشت، نگهداری و بهرهبرداری پایدار، به رسمیت شناختن و حفظ حقوق ارتفاقی و سامانههای عرفی جوامع محلی و هموابستهسازی منافع آنها به منافع حاصل از طرح است. در این راستا، پیشبینی استقرار زنجیره ارزش پایدار مبتنیبر رویکردهای اجتماعمحور و فقرزدا با تأکید بر توانمندسازی تشکلهای مربوطه بهویژه تعاونیها راهگشا خواهد بود،
ب) استقرار نظام پایش و ارزشیابی مناسب براساس رویکرد چارچوب منطقی پروژه، در این راستا، تعیین اهداف و نتایج کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت و شاخصهای نتیجهگرا با مشارکت جامعه محلی و سپس استقرار سامانه برخط رصد، پایش و ارزیابی اهداف و شاخصهای تعیینشده، با بهرهگیری از ظرفیتها و زیرساختهای موجود و همچنین بهکارگیری مجموعهای تخصصی مستقل از مجری بهمنظور مستندسازی اقدامات و واکاوی و تحلیل تجربیات موفق و ناموفق بهصورت دقیق، شفاف و بدون سوگیری، میتواند در میزان موفقیت و اثربخشی اجرای طرح بهویژه در امر بیابانزدایی، تغذیه سفرههای آب زیرزمینی و تأمین معیشت و امنیت غذایی پایدار و افزایش اعتماد و مشارکت ذینفعان تأثیر قابلتوجهی داشته باشد،
پ) لحاظ معیارهای چندمنظوره نظیر حفظ تنوع زیستی، سازگار با بوم نظام منطقه، ترسیب کربن، کنترل فرسایش، اشتغالزایی و درآمدزایی برای جامعه محلی و سرمایهگذاران علاقهمند، تغییرات اقلیمی و محدودیتهای منابع آب، در انتخاب نوع گونه و همچنین جانمایی مکان کاشت بهویژه با توجه به اسناد مصوب آمایش سرزمین و طرحهای توسعه مصوب، نظیر تکلیف برنامه هفتم پیشرفت مبنیبر افزایش سالیانه 20 هزار هکتار سطح زیر کشت درخت زیتون (100 هزار هکتار تا پایان برنامه) و کاهش 20 درصدی سطح کانونهای بحرانی فرسایش بادی تا پایان برنامه هفتم،
ت) تقویت ضمانت اجرایی طرح از طریق تصویب تقسیمکار ملی در هیئتوزیران با در نظر گرفتن کلیه ذینفعان مختلف و مراحل مختلف طرح،
ث) افزایش مدت زمان اجرای کل طرح (کاشت یک میلیارد درخت) از چهار سال به 10 سال بهمنظور تمرکز بر احیای زیستبومها بهجای هدفگذاریهای صرفاً کمّی،
ج) بازنگری و تدقیق میزان هزینههای اجرایی طرح با در نظر گرفتن همه مراحل فعالیت اعم از آمادهسازی و تسطیح زمین، آبیاری، پرورش نهال، کاشت نهال و نگهداشت آن از 2 تا 8 سال بسته به اقلیم و شرایط منطقه،
چ) استفاده از ابزارهای نوین تأمین مالی بهویژه مشارکت عمومی- خصوصی- دولتی و تأمین مالی جمعی و خرد علاوهبر تخصیص بودجه مناسب در قالب یک ردیف مستقل در بودجه سنواتی،
ح) برآورد دقیق میزان آب مصرفی به تفکیک مناطق مختلف (بهویژه در بخشهای مرکزی و شرقی کشور) با در نظر گرفتن سالهای نگهداشت درختان و تعیین نحوه تأمین آب طرح با همکاری وزارت نیرو. (19657)
1403/2/1
تهدید زوال باغ ملی گیاه شناسی بر اثر توسعه شهری نامتوازن
بیان/ شرح مسئله
باغهای گیاهشناسی، مکانهایی هستند که مجموعههایی از گیاهان زنده را با اهداف پژوهش، حفاظت، نمایش و آموزش نگهداری میکنند. باغهای گیاهشناسی نقش مهمی را در حفظ تنوع زیستی ایفا میکنند. این باغها که عموماً در فضاهای شهری قرار گرفتهاند؛ باعث ایجاد پیوند دوباره انسان و طبیعت شده و به بخشی از اکوسیستم شهری بدل شدهاند. باغ گیاهشناسی ملی ایران با قدمت طولانی 55ساله در زمینی به وسعت 145 هکتار بالغبر 4000 گونه گیاهی بومی، انحصاری، نادر و در معرض خطر انقراض را در خود جای داده است و طی دهههای اخیر به یک اثر ملی منحصربهفرد در موضوع حفاظت از ذخایر ژنتیکی در مجاورت پایتخت تبدیل شده است. این باغ در مقایسه با دیگر باغهای گیاهشناسی ملی در جهان در رتبه سوم از منظر تعداد گونههای مورد حفاظت و در رتبه پنجم از منظر وسعت قرار دارد. طی سالیان اخیر توسعه نامتوازن شهری در منطقه 22 و بلندمرتبهسازیها در مجاورت این باغ، نگرانیهایی را بابت زوال این باغ ایجاد کرده که در این راستا گزارش حاضر سعی کرده است ضمن بررسی ارزشهای مختلف این باغ اعم از ارزشهای اکولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مروری بر ضوابط حریم باغهای گیاهشناسی در جهان و ایران داشته باشد و پیامدهای مختلف عدم رعایت حریم را به برنامهریزان شهری گوشزد کند.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
ارزشهای باغهای گیاهشناسی در نگاه کلی به دو دسته ارزشهای بهرهبرداری (شامل موجودیت، میراث آیندگان و نوعدوستی) و ارزشهای غیربهرهبرداری (شامل استفاده مستقیم و غیرمستقیم) قابل طبقهبندی است. درخصوص باغ ملی گیاهشناسی ایران اگرچه تاکنون ارزشگذاری اقتصادی رسمی توسط هیچیک از دستگاههای متولی در کشور انجام نشده است، اما براساس مطالعات پیشین درصورتیکه این باغ بهعنوان ثروت ملی کلی ایرانیان در نظر گرفته شود، صرفاً ارزش خدمات تفرجی- حفاظتی به این گنجینه ملی برابر با 543,835,850 دلار در سال برآورد میشود.
رعایت حریم باغهای گیاهشناسی بهواسطه حفاظت از این باغها بهعنوان زیستگاههای انسانساخت در سطح جهان همواره مورد توجه بوده است. بهطور مثال در باغ گیاهشناسی کیو در لندن که 132 هکتار وسعت دارد، یک منطقه حائل با وسعت 350 هکتار در نظر گرفته شده است که نشان از اهمیت منطقه حائل برای حفظ کارکرد و حفاظت فیزیکی باغهای گیاهشناسی دارد. در ایران نیز مطابق با رویه انجام گرفته در سایر کشورها، حریم باغ ملی گیاهشناسی در سال 1401 به تصویب رسیده است که براساس آن ضلع شمالی باغ گیاهشناسی در جنوب اتوبان شهید همدانی جزء حریم باغ بوده و حداکثر ارتفاع مجاز ساخت برای کاربریهای مجاز در این محدوده با رعایت سایر ضوابط حریم 15 متر تعیین شده است.
بلندمرتبهسازی در مجاورت باغ ملی گیاهشناسی میتواند پیامدهای ناگواری نظیر کاهش شدید سفرههای آب زیرزمینی منطقه و باغ، خزان زودرس گونههای گیاهی بهدلیل کاهش وزش باد و جریانهای خنککننده، تشکیل جزایر حرارتی و افزایش دما در میکروکلیماهای باغ و خشکیدگی گیاهان حساس و نیمهحساس، افزایش میزان و گستره گردوغبار، اخلال در تبادل گازی و فتوسنتز و بروز ضعف در گیاهان، افزایش آلودگیهای صوتی و درنتیجه کوچ و نابودی جانوران موجود در این اکوسیستم، بههم خوردن تعادل نوری و اکولوژیکی و درنهایت زوال درختان و نابودی منظر را بههمراه داشته باشد.
با توجه به اینکه درختان و گیاهان باغ ملی گیاهشناسی ایران، دارای تنوع زیادی در بافت، شکل و رنگ هستند، ازاینرو هسته مرکزی بومشناختی یک چشمانداز را رقم میزنند و علاوهبر جنبههای زیباییشناسی، منفککننده کاربریهای مختلف و از بین برنده سیمای نامطلوب عوامل مصنوع هستند. در شرایطی که ساختمانهای بلندمرتبه و تودههای فشرده بناهای سیمانی و فولادی، نمای این پهنه سبز ارزشمند را از بین ببرند، لذا امکان خلق و تأکید بر توجه و نگاه به عناصر طبیعی که در به نظم کشیدن سیمای محیط، تأثیر روانشناختی دارد، از بین خواهد رفت.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با توجه به این نکته مهم که در صورت بدعتگذاری صدور مجوز بلندمرتبهسازی در حریم باغ گیاهشناسی، زمینه برای دستاندازی بیشتر و صدور مجوزهای جدید هموار خواهد شد، پیشنهادهای ذیل برای جلوگیری از زوال تدریجی باغ ملی گیاهشناسی ایران طی سالیان آتی ارائه میشود:
1403/2/1
هوشمند سازی مدیریت پسماندهای عادی در کشور
بیان/ شرح مسئله
آمار ارائه شده توسط سازمان شهرداریها و دهیاریهای وزارت کشور در سال 1401 نشان میدهد که روزانه در حدود 54 هزار تن پسماند عادی در کشور تولید میشود که حجم قابلتوجهی از آن (حدود 83٪) توسط شهرنشینان تولید میشود و با توجه به روندهای داخلی و جهانی پیشبینی میشود سهم تولید پسماند شهرنشینان طی دهههای آتی همچنان رو به افزایش باشد. با توجه به روند رو به فزونی میزان پسماند در مناطق شهری و پیامدهای محیط زیستی نامطلوب مدیریت پسماند، مدیران و متخصصان شهری بهدنبال رویکردهای نوین و هوشمند در حوزههای آموزش و اطلاعرسانی، تولید، جمعآوری، دفع و پایش پسماندها برای دستیابی به شهر پایدار و هوشمند هستند. در این راستا، طی سالیان اخیر روشها و رویکردهای متعددی درخصوص هوشمندسازی مدیریت پسماندها در کلیه عناصر موظف هشتگانه مدیریت از کاهش تولید تا مراقبهای پس از دفع توسعه داده شده است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشینه تقنین: هرچند اسناد بالادستی این حوزه نظیر سیاستهای کلی نظام در بخش محیط زیست (ابلاغی سال 1394) و بخش سوم بند الحاقی «3» به ماده (22) برنامه هفتم پیشرفت کشور مصوب مجلس شورای اسلامی بسترهای مناسبی برای هوشمندسازی مدیریت پسماند فراهم کردهاند؛ تدوین و ابلاغ شیوهنامه «جمعآوری هوشمند پسماند خشک توسط مجریان بخش خصوصی» در سال 1401 را میتوان اصلیترین اقدام سازمان شهرداریها و دهیاریها در این حوزه دانست که البته همچنان اجرایی شدن این شیوهنامه ابلاغی توسط کلیه مدیریتهای اجرایی پسماند عادی در کشور بهطور کامل محقق نشده است. ازسوییدیگر، بند «2» ماده (6) و همچنین ماده (32) آییننامه اجرایی قانون مدیریت پسماندها مصوب سال 1384، از دیگر مصادیق الزام قانونی حرکت بهسمت هوشمندسازی در حوزه مدیریت پسماندها از طریق ایجاد بانک اطلاعاتی جامع پسماندها بوده است که تحقق کامل آن تا به امروز به درازا کشیده است.
دامنه و گستره هوشمندسازی مدیریت پسماندها در جهان: بررسی تجربیات جهانی در این حوزه نشان میدهد که همه مراحل مدیریت پسماندها دارای ظرفیتهای گستردهای برای هوشمندسازی هستند. بهطور مثال هوش مصنوعی به ابزاری پرکاربرد برای برآورد کمیّت و کیفیت پسماند تولیدی، بهینهسازی فرایند لجستیک و حملونقل پسماندها، بهبود روشهای دفع پسماند (نظیر بازیافت، تولید کمپوست، هضم بیهوازی و زبالهسوزی) و شناسایی مراکز دفن غیرقانونی پسماندها تبدیل شده است.
موانع پیادهسازی هوشمندسازی در کشورهای جهان: مطالعه انجام گرفته درخصوص چالشها و موانع استقرار مدیریت هوشمند پسماند نشانگر آن است که عواملی نظیر ضعف سیاستها و مقررات تأثیرگذار، آگاهی اندک و مشارکت پایین عموم جامعه، فقدان ظرفیت نوآوری و مقاومت در مقابل تغییر، فقدان زیرساختهای فناوری اطلاعات، مواجهه با چالش در زمینه تأمین برق، هزینههای بالای توسعه و نگهداری، چگونگی مدیریت اطلاعات و حفظ امنیت و همچنین دسترسی به اینترنت ازجمله موانع اصلی هوشمندسازی در جهان بوده است.
وضعیت هوشمندسازی پسماند در کشور: گزارشهای ارائه شده توسط دستگاههای متولی بیانگر آن است که در طی سالیان اخیر در برخی از شهرهای کشور حرکت بهسمت سامانهمند کردن فعالیتها در بخشهای مختلف فرایند مدیریت پسماند و آموزش هوشمند شهروندان با استفاده از نرمافزارهای کاربردی آغاز شده است. در این راستا جمعآوری هوشمند پسماند خشک با بهرهگیری از ظرفیت اپلیکیشنهای تلفنهای هوشمند و همچنین نصب دستگاههای خوددریافت پسماند خشک در معابر شهری ازجمله اقدامات شهرهای پیشروی کشور در زمینه مدیریت هوشمند پسماند بوده است.
چالشهای روشهای رایج هوشمندسازی مدیریت پسماند در کشور
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
راهکارهای تقنین و نظارتی گزارش حاضر در دو بخش 1. راهکارهای پیشنهادی در راستای ارتقای بازده عملکرد رویکردها و فناوریهای موجود در زمینه مدیریت هوشمند پسماند در کشور و همچنین 2. بسترسازی در راستای گذار از مدیریت سنتی به مدیریت هوشمند پسماند عادی در کشور طبقهبندی میشود.
برای گسترش پوشش جمعآوری هوشمند پسماند خشک به استفاده از ظرفیت اپلیکیشنهای جمعآوری و همچنین دستگاههای خوددریافت پسماند خشک در شهرهای کشور پیشنهادهای ذیل ارائه میشود:
الف) ایجاد زیرسامانه برای پایش بازده عملکرد برنامههای کاربردی در سامانه یکپارچه پایش مدیریت پسماندها،
ب) جلوگیری از انحصارطلبی و ارتقای شفافیت در صدور مجوز بخش خصوصی دارای صلاحیت،
ج) اجرای قوانین مربوط به منع اشتغال کاذب کودکان و اتباع بیگانه در زمینه زبالهگردی و ایجاد موقعیت شغلی پایدار جایگزین برای افراد مجاز بهکار که در حال حاضر به زبالهگردی مشغول هستند،
د) تغییر نگرش صرفاً اقتصادی به مدیریت پسماند در مدیریت اجرایی پسماند کشور و جایگزینی نگرش اقتصاد چرخشی،
هـ) بهرهگیری از ظرفیت مراکز پژوهشی، استارتآپها و دانشبنیان و استفاده از توان داخلی،
و) آموزش و فرهنگسازی شهروندان برای بهبود تفکیک از مبدأ،
ز) ارتقای توان لجستیکی و افزایش تعداد ناوگان جمعآوری شرکتهای فعال در حوزه اپلیکیشنها بهمنظور تسریع و تسهیل در خدمترسانی به مشترکان بهخصوص در کلانشهرهای کشور.
برای بهبود کارایی دستگاههای خوددریافت پسماند خشک نیز باید پیشنهادهای زیر مورد توجه قرار گیرد:
الف) جانمایی مناسب دستگاهها براساس مؤلفههایی نظیر دسترسی آسان برای عموم مردم، زیبایی منظر شهری، دسترسی به برق و اینترنت و ...،
ب) بهرهگیری از روشهای مناسب جهت ارتقای مشارکت شهروندان،
ج) آموزش و فرهنگسازی شهروندان برای استفاده درست از دستگاه.
در پایان با توجه به تجربیات پیشین انجام شده در کشور و تجربیات جهانی راهکارهای ذیل برای ارتقای هوشمندسازی مدیریت پسماند در مسیر آتی کشور به سیاستگذاران و مدیران اجرایی پیشنهاد میشود:
الف) ارتقای شفافیت و مقابله با انحصارگرایی با بهرهگیری از ظرفیت بخش خصوصی از طریق الزام کلیه شهرداریهای کشور بر رعایت شیوهنامه «جمعآوری هوشمند پسماند خشک توسط مجریان بخش خصوصی»،
ب) سامانهمند کردن کلیه فعالیتهای مدیریت پسماند اعم از حوزههای آموزش و اطلاعرسانی، تولید، جمعآوری، دفع و پایش پسماندها و اتصال آن به سامانه یکپارچه مدیریت پسماندها توسط شهرداریهای کشور،
ج) استفاده از ظرفیت مراکز پژوهشی، دانشگاهها، استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان بهمنظور بومیسازی و پیادهسازی نمونههای موفق بینالمللی هوشمندسازی مدیریت پسماند با در نظر گرفتن شرایط کشور توسط معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان،
د) ایجاد و توسعه زیرساختهای لازم و رفع مشکلات فنی و اجرایی موجود بهمنظور رسوخ فناوریها و روشهای نوین و هوشمند در کلیه چرخه مدیریت پسماند از تولید تا دفع از طریق همکاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و وزارت کشور،
هـ) مستندسازی بیطرفانه تجربیات پیشین هوشمندسازی مدیریت پسماندها در کشور و واکاوی دلایل موفقیت و هوشمندسازی مدیریت پسماندها توسط سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور و منوط کردن توسعه روشهای هوشمندسازی به اجرای پایلوت، آسیبشناسی و رفع نواقص موجود،
و) تدوین پیوست اجتماعی و فرهنگی هوشمندسازی مدیریت پسماند در کشور با همکاری نهادهای آموزشی و فرهنگی کشور، صدا و سیما و سایر دستگاههای مسئول (موضوع ماده (6) قانون مدیریت پسماندها مصوب سال 1383) بهمنظور ارتقای آگاهی مردم در رابطه با روشها و فناوریهای هوشمند و نوظهور مدیریت پسماند شهری و بهبود تفکیک از مبدأ پسماند. (19726)
1403/2/25
اظهارنظر کارشناسی درباره : «لایحه سند الحاقی (پروتکل) اصلاح موافقتنامه حمل و نقل بینالمللی
جادهای بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری بلاروس
مسئله اصلی
لایحه سند الحاقی (پروتکل) اصلاح موافقتنامه حملونقل بینالمللی جادهای بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری بلاروس، مشتمل بر مادهواحده، به پیشنهاد وزارت راه و شهرسازی در جلسه مورخ 1402/06/01 هیئتوزیران به تصویب رسیده و جهت طی تشریفات قانونی به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است. پیوست این مادهواحده، شامل سند الحاقی (پروتکل) اصلاح موافقتنامه حملونقل بینالمللی جادهای بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری بلاروس است. اصل موافقتنامه حملونقل بینالمللی جادهای بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری روسیه سفید (بلاروس)، در اسفندماه سال 1378 در قالب یک مقدمه و 13 ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است. براساس ماده (1) بند «1» سند الحاقی، متصدی حملونقل یک طرف متعاهد میتواند بدون مجوز حملونقل، وسیله نقلیه بدون بار یا حامل بار را برای حملونقل کالا بهشرح زیر به طور موقت به قلمرو طرف متعاهد دیگر وارد کند:
الف) بین هر نقطه در قلمرو کشور یکی از طرفهای متعاهد و هر نقطه در قلمرو کشور طرف متعاهد دیگر،
ب) به صورت گذری از قلمرو کشور طرف متعاهد دیگر،
ج) از کشورهای ثالث و بالعکس.
بهطورکلی، ساختار موافقتنامه حملونقل بینالمللی جادهای دو نوع است. نوع اول براساس، صدور مجوز حملونقل (Traffic Permit، مجوز تردد، گذر برگ یا اصطلاحاً دوزبلاغ) و نوع دوم، معاف از صدور مجوز حملونقل است. مجوز حملونقل نیز به سه دسته تقسیم میشود:
کشور ثالث میتواند تحت شرایط زیر از توافقات بین دو کشور استفاده کند:
کشور ثالث میتواند ناوگان خود را در این کشورها به اجاره بگذارد، اما اگر در موافقتنامه مواردی لحاظ نشده باشد، نمیتواند از امتیازات موافقتنامه بهرهمند گردد.
براساس ماده (1) بند «2» سند الحاقی، عملیات حملونقل کالا بین دو کشور مقرر در جزء «الف»، به صورت متقابل و به طور یکسان، از پرداخت عوارض عبور در قلمرو طرفهای متعاهد معاف خواهد بود. عوارض عبور از ایران شامل عوارض متقابل، تن-کیلومتر و مابهالتفاوت سوخت است. عوارض راه (Toll) که در ایران و برخی از کشورها برای عبور از آزادراهها دریافت میشود، شامل عوارض عبور نبوده و همانند ناوگان داخلی، از ناوگان خارجی نیز دریافت میشود).
نقاط قوت و ضعف لایحه
پیشنهادهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
با توجه به نقش حملونقل جادهای در گسترش مبادله کالا و جابهجایی مسافر و آثار مثبت آن در تقویت روابط اقتصادی و سایر همکاریها، تصویب لایحه اصلاح موافقتنامه مذکور با حفظ منافع ملی و رعایت اصول هفتادوهفتم و یکصدوبیستوپنجم قانون اساسی، بهمنظور تسهیل عملیات حملونقل بین دو کشور و نیز بین ایران و اروپا، پیشنهاد میشود. (19787)
1403/2/29
اظهارنظر کارشناسی درباره: بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ (۲۲): بخش آب
مسئله اصلی
لایحه بودجه سال 1403 در دو بخش احکام بودجهای مادهواحده و جداول تفصیلی پیوست، تدوین شده و برخلاف روال سالهای گذشته طی دو بازه زمانی مجزا به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است. بخش اول، شامل مادهواحده در اواخر اسفندماه سال گذشته، پس از بررسی و تصویب در مجلس شورای اسلامی و تأیید و تصویب شورای نگهبان در قالب بخش اول قانون بودجه سال 1403، ابلاغ شد. بخش دوم، شامل جداول پیوست لایحه بودجه در فروردینماه سال 1403 ازسوی دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است. اگرچه بهدلیل تصویب و ابلاغ بخش اول لایحه بودجه، امکان ایجاد تغییرات اساسی در جداول و برنامهها وجود ندارد، اما در گزارش حاضر تلاش شده است وضعیت اعتبارات بخش آب در لایحه بودجه سال 1403 تبیین و تشریح شود.
نقاط قوت و ضعف لایحه
درخصوص لایحه بودجه سال 1403، نکته حائز اهمیت آن است که برخلاف روال جاری سالهای گذشته، در دو بخش جداگانه تدوین و مورد بررسی قرار گرفته است. بخش اول شامل احکام مادهواحده بوده که در اسفندماه 1402 تصویب و ابلاغ شده و بخش دوم شامل جداول پیوست در حال حاضر در دست بررسی است. باید توجه داشت که بررسی این دو بخش بهصورت مستقل، امکان تطبیق اعداد و ارقام، طرحها و روند کمّی بودجهریزی در بخش آب را از بین برده است. همچنین درخصوص تعداد طرحهای مربوط به اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای در بخش آب (موضوع جدول 1 پیوست 1 لایحه بودجه) حداقل 545 طرح مربوط به بخش آب میباشد که اعتبارات مربوط به این طرحها نسبت به رقم مصوب در قانون بودجه 1402، از رشد حدود 50 درصدی برخوردار بوده است. نکته قابل نقد در طرحهای مذکور، سال شروع و پایان آنهاست که با توجه به محدودیت اعتبارات، تعدد طرحها و لزوم اولویتبندی آنها، در برخی موارد نیاز به بازبینی و نظارت جدی دارد.
پیشنهادهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
با توجه به تصویب بخش اول لایحه بودجه سال 1403، امکان تغییرات زیادی در قسمت دوم لایحه شامل جداول پیوست، وجود ندارد. بااینوجود، یکی از مسائل قابلتوجه، تعداد زیاد طرحهای عمرانی مربوط به بخش آب است که برخی از آنها بیش از 30 سال از زمان آغاز آنها گذشته و همچنان اعتباراتی به آنها اختصاص داده میشود. با توجه به محدودیت اعتبارات، تعدد طرحها و لزوم اولویتبندی آنها، در برخی موارد نیاز به بازبینی و نظارت جدی وجود دارد. همچنین با توجه به ارائه سنجههای مرتبط با عملکرد هر دستگاه طی جداول جداگانهای در لایحه بودجه سال 1403، در ارتباط با سنجههای مرتبط با عملکرد خروجیهای اصلی دستگاههای سیاستگذار بخش آب، شایان ذکر است که اولاً معیار پیشنهاد سنجههای عملکردی مذکور مشخص نیست و بهنظر میرسد که بعضی از این سنجهها غیرواقعبینانه ارائه شدهاند و از طرفی دیگر ارتباط اهداف کمّی سنجههای عملکردی نظام مدیریت یکپارچه منابع آب (موضوع ماده (37) برنامه هفتم توسعه) با سنجههای پیشنهادی در لایحه بودجه سال 1403 در برخی موارد مشخص نیست. با توجه به این توضیحات، سنجههای عملکردی تعریف شده برای بخش آب، نیازمند بازنگری است و در غیر این صورت با توجه به غیرواقعبینانه بودن این سنجهها، اجرا و تحقق اهداف آنها نیز با خلل همراه خواهد بود. (19795)
1403/2/29
شاخصهای عملکردی بخش حمل و نقل (۱): حمل و نقل برون شهری
در طی سالهای گذشته، عدم تحقق راهبردها و سیاستهای اجرایی در کشور کاملاً مشهود بوده است؛ بهطوری که در سال 1401، بهعلت برآورده نشدن کامل سیاستهای کلی نظام (بهعنوان راهبردهای اصلی توسعه و پیشرفت کشور)، ارزیابی کارآمدی و اثربخشی این راهبردها توسط مقام معظم رهبری مطالبه شد. در حوزه سیاستهای اجرایی نیز گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال 1401 نشان میدهد از 732 حکم بررسی شده از برنامه ششم توسعه و قانون احکام دائمی، 363 حکم «محقق شده»، 106 حکم «غیرقابل ارزیابی» و 263 حکم «محقق نشده» است. بخش حملونقل نیز از مسئله عدم تحقق و اثربخشی راهبردها و سیاستهای اجرایی کشور مستثنا نیست. بخشی از چالش عدم تحقق راهبردها و سیاستهای اجرایی در بخش حملونقل را میتوان در حوزه سیاستگذاری جستوجو کرد که در آن عدم شناخت صحیح از وضع موجود و توان اجرایی کشور و همچنین سنجشناپذیر بودن سیاستها، مسیر اجرا و نظارت بر احکام مربوطه را با چالش مواجه میکنند.
در نظام برنامهریزی بخش حملونقل، اهداف کلی (اینکه دستیابی به کدام قلهها در بخش حملونقل کشور هدفگذاری شدهاند) مشخص نیست. اهداف عملیاتی بخش حملونقل اگرچه تا حدودی در قوانین عادی و برنامههای توسعه کشور بیان شدهاند؛ اما در روش تعیین اهداف عملیاتی، این مسئله وجود دارد که این اهداف بعضاً از طریق برونیابی روند موجود و در بخشی از موارد نیز بنا به سلیقه قانونگذاران تعیین میشوند. همچنین، مشخص نیست اهداف عملیاتی مندرج در قوانین عادی و برنامههای پنجساله توسعه کشور، نیل به کدام هدف کلی را پیگیری میکنند.
در این شرایط، انتظامبخشی به موضوعات گسترده بخش حملونقل و تعریف شاخصهای عملکردی متناسب با هریک از این موضوعات، به رفع مسائل بیان شده در تعیین اهداف کلی و عملیاتی بخش حملونقل کمک میکند. مهمتر از آن، وجود شاخصهای عملکردی در بخش حملونقل برای سنجشپذیر شدن راهبردها و سیاستهای اجرایی و ارزیابی اثرگذاری آنها در جهت تحقق اهداف ضروری است. به همین منظور، در گزارش حاضر، شاخصهای کلیدی عملکرد در بخش حملونقل برونشهری معرفی و پیشنهاد شده است. شاخصهای مربوط به حملونقل درونشهری با توجه به متفاوت بودن دستگاههای اجرایی دخیل در آن و ساختار متفاوت و مسافرمحور در گزارش دیگری ارائه خواهد شد.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
در مطالعه حاضر، با استفاده از منابع علمی، نظرات خبرگان، متخصصین و نیز دستگاههای اجرایی، 78 شاخص بهمنظور ارزیابی بخش حملونقل برونشهری شناسایی شده و ذیل 6 هدف اصلی دستهبندی شدهاند که عبارتند از: 1. ارتقای سطح ایمنی در تمام شقوق حملونقل برونشهری، 2. افزایش سهم حملونقل عمومی مسافری، 3. افزایش حملونقل بینالملل (شامل عملکرد مراکز لجستیک، ترانزیت و تجارت بینالمللی)، 4. بهرهبرداری بهینه از زیرساختها، 5. توسعه بهینه زیرساختهای حملونقل، 6. بهبود ساختار حکمرانی و تأمین مالی. درخصوص هریک از این شاخصها واحد اندازهگیری، دستگاه متصدی پایش، بازههای زمانی پایش و در صورت ضرورت توضیحات مرتبط بهترتیب در جداول 1 تا 6 گزارش ارائه شده است.
در انتخاب شاخصهای عملکردی تلاش شده این شاخصها تا حد امکان واجد معیارهای ذیل باشند: صراحت و تفسیرناپذیری، سادگی محاسبه، قابلیت ادراک آسان، انطباق با واقعیت، تقسیمپذیری (قابلیت ارائه در بازههای زمانی و محدوده مکانی مختلف)، اعتبار (دارای روش محاسبه مقبول و دادههای معتبر)، برنامهپذیری و قابلیت اندازهگیری عددی، انطباق با استاندارد جهانی، مطابقت با زمینه (Context) و شرایط موجود در کشور و نیاز سیاستگذار و فاقد ابهام در نشان دادن جهت مطلوب (افزایش، کاهش یا حفظ وضعیت).
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
1403/2/8
تحلیل وضعیت تجارت سیمان در ایران و جهان
در حال حاضر سیمان جزء محصولاتی است که علاوهبر پوشش کامل نیاز داخل کشور، ظرفیت صادرات به کشورهای مختلف را نیز داراست. با توجه به آخرین اطلاعات موجود از ظرفیت تولید و میزان فروش سیمان، در حال حاضر برای حدود 20 میلیون تن از ظرفیت تولید سیمان کشور (از مجموع 85 میلیون تن)، بازار داخلی وجود نداشته و تنها امکان صادرات وجود دارد [1]. همچنین با توجه به اینکه بازار داخلی سیمان کشور در حال حاضر اشباع است، یکی از راهکارهای پیش روی این صنعت، توسعه صادرات است. لذا از این منظر تحلیل وضعیت بازار و تجارت این محصول در جهان و کشورهای منطقه حائز اهمیت است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با توجه به نکات ذکر شده، پیشنهاد میشود استراتژیهای زیر در حوزه صادرات سیمان مورد توجه قرار گیرد:
1403/2/5
مدل بهرهگیری از ظرفیت نهادهای واسط دانش و فناوری مبتنیبر تجارب جهانی
بیان / شرح مسئله
نهادهای واسط بهعنوان عنصر فعال و مهم در زیستبوم علم و فناوری در جهان با هدف حل چالشهای ارتباط بین صنعت با دانشگاه و مراکز فناوری به رسمیت شناخته شدهاند. نهادهای واسط تنوع بسیار زیادی داشته و در مناطق مختلف جهان عناوین و کارکردهای مختلفی دارند. بررسی تجارب جهانی نشان میدهد در کنار سایر نهادهای واسط، کارگزارهای تبادل دانش و فناوری دانشگاهی نیز از عناصر مهم زیستبوم علم و فناوری هستند که بهدلیل ریسک بالای پژوهش، حضور و فعالیت چنین واسطهایی در بههمرسانی نهادهای دانشی و صنعت در کشور ضروری است. برخی از مهمترین کارکردهای کارگزاران تبادل دانش و فناوری عبارتند از:
رصد روند زمانی شکلگیری این نهادها در جهان نیز نمایانگر این است که آنها در طول زمان رشد کرده و تکامل یافتهاند. به همین دلیل بررسی دقیق این نهادها بهمنظور شناخت ابعاد مختلف آنها بهعنوان یکی از بازیگران مهم علم و فناوری ضرورت دارد. این پژوهش با یک معرفی کلی از نهادهای واسط دانش و فناوری در جهان، مدل بهرهگیری از ظرفیت آنها با تمرکز بر کارگزاران دانش و فناوری دستهبندی شده است. در ادامه نیز مبتنیبر این دستهبندی، تصویری از انواع نهادهای واسط شکل گرفته در کشور ارائه شده و در مسیر تقویت ظرفیتها و مدلهای بهرهبرداری از کارگزاران دانش و فناوری پیشنهادهایی بیان شده است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
برمبنای تجربیات جهانی، نهادهای واسط تنوع بسیار زیادی دارند که ممکن است در قالب واسط بین بخش خصوصی یا دولتی با صنعت و سازمانهای دولتی باشند. بخشی از نهادهای واسط صرفاً بسترساز و تسهیلگر هستند که در این پژوهش در دسته نهادهای واسط اولیه قرار گرفتهاند. بخشی دیگر از این نهادها که به آنها عنوان نهادهای واسط ثانویه اطلاق شده است، هدفشان تبادل فناوری و مشارکت در ابعاد اقتصادی این تبادل است که از نظر ماهیت، نوع تسهیلات و هدف با هم تفاوت دارند. بررسی تجربیات جهانی نشان داد که نهادهای واسط ثانویه در جهان تکامل زیادی یافته و دارای ظرفیتهای حرفهای زیادی هستند و فقط نقش بههمرسان را بازی نمیکنند. این امر، لزوم توسعه حرفهای و افزایش توانمندیهای شغلی آنها در کشور را مضاعف میکند. در ادامه به انواع نهادها و ویژگیهای حرفهای آنها اشاره میشود:
ویژگیهای اصلی: ایجاد زیرساختهای لازم برای تعامل دانشمندان، فناوران، صنایع و کسبوکارها (فیزیکی، مالی و مشاورهای)، دارای ساختار دولتی و انتفاعی وابسته به دولت، ماهیت فعالیت کلان و عمومی در همه حوزههای دانشی و فناوری.
مصادیق: پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد، مراکز واسط بین وزارتخانه و نهادهای مبتنیبر دانش، مراکز دولتی واسط بین صنایع و نهادهای مبتنیبر دانش، ادارات ارتباط با صنعت در دانشگاهها.
ویژگیهای اصلی: تلاش برای موفقیت تبادل فناوری و مشارکت در سود و هزینههای آن (انگیزههای اقتصادی)، دارای ساختار تلفیقی بین بخش خصوصی و دولتی و یا صرفاَ خصوصی، زمینه فعالیت تخصصی متمرکز بر یک یا چند حوزه از فناوری.
مصادیق: مراکز بیندانشگاهی (رویکرد نوآوری باز در ارتباط بین بخش تحقیق و توسعه صنعت با دانشگاهها)، نهادهای واسط توسعهیافته همچون شرکتهای برگزارکننده چالش (شرکتهای خصوصی و مستقل در امر نوآوری باز)، انجمنها و اتحادیههای علمی و فناوری، صندوقهای تحقیقاتی مشترک و مدل تلفیقی شرکتهای کارگزاری و ادارات ارتباط با صنعت (دفتر یا اداره ارتباط با صنعت و شرکت خصوصی).
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی، سیاستی و اجرایی
با توجه به تجارب جهانی پیشنهاد میشود بهمنظور توسعه واسطههای نوآوری در کشور، تقویت کارگزاران موجود، استفاده از ظرفیتها و مهارتهای آنان در بخشهای مختلف زیستبوم مثل دانشگاهها در اولویت قرار گیرد. به همین منظور پیشنهاد میشود اقدامات تقنینی و اجرایی زیر انجام شوند:
الف) تقنینی، نظارتی و سیاستی
ب) اجرایی
1403/2/9
سیاستهای صنعتی در کشورهای منتخب و توصیههایی برای ایران (۱): سیاستهای صنعتی در برزیل
بیان / شرح مسئله
بدون تردید هیچ کشوری بدون بهکارگیری سیاستهای هدفمند، واقعبینانه و دستیافتنی دولت برای اصلاح ساختار اقتصادی و صنعتی از مسیر توسعه عبور نخواهد کرد. کشورها، برای صنعتی شدن سیاستهایی بر ساختار اقتصادی خود اعمال کردند که برخی منجر به شکست شد، اما برخی دیگر به تسریع در پیمودن مسیر توسعه انجامید. آنچه فهم آن اهمیت دارد این است که تسریع توسعه صنعتی و دستیابی به اهداف رشد و توسعه، بدون برخورداری از سیاستهای صنعتی ممکن نیست، اما نکته مهم در اینجا نوع سیاستهایی است که انتخاب میشود. بهعبارتدیگر، پرسش امروز دولتها، نه چرایی اتخاذ سیاست صنعتی یا لزوم یا عدم لزوم اتخاذ سیاست صنعتی، بلکه چگونگی اتخاذ سیاست صنعتی است. آنچه موجب تمایز کشورهاست، نه اتخاذ یا عدم اتخاذ سیاست صنعتی، بلکه توفیق در اتخاذ سیاستهای صنعتی هوشمندانه و هدفمند است.
با توجه به اهمیت شناسایی سیاستهای صنعتی موفق و اتخاذ درست سیاست صنعتی، شناسایی تجربیات و شکستها و دستاوردهای سایر کشورها میتواند به بهبود سیاستگذاری کمک کند. بر این اساس، مطالعه حاضر به بررسی تجربه برزیل میپردازد.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
کشورهای آمریکای لاتین و بهویژه برزیل، سوابق طولانی در اتخاذ سیاستهای صنعتی دارند، این کشورها که در میانه قرن بیستم، سیاستهای صنعتی خود را عمدتاً حول محور جایگزینی واردات و ایجاد بازار داخلی تحت حمایت برای شرکتهای بومی سامان داده بودند، در دهههای 1970 و 1980 با بحرانهای اقتصادی- اجتماعی گوناگونی مواجه شدند که برخی منتقدین این بحرانها را به اشتباه این کشورها در اتخاذ سیاست صنعتی نسبت میدادند. با وجود این، کشورهای آمریکای لاتین با عدول از سیاستهای صنعتی مانند حمایت از صنایع پیشران، نتوانستند مسیر توسعه خود را باز یابند، این موضوع به اقبال مجدد این کشورها به سیاست صنعتی انجامید.
با توجه به احیای سیاست صنعتی در قرن بیستویکم در غالب نقاط دنیا و بهویژه آمریکای لاتین، این گزارش بر تجربه دو دهه اخیر برزیل تمرکز کرده است. در دو دهه مذکور، برزیل شاهد فراز و فرود مجدد سیاستگذاری صنعتی بوده است. این کشور از سال 2004 در سه مرحله سیاستهای صنعتی را طراحی کرد که اولی، (2007-2004) در تلاش برای بازگرداندن صنعت به دستور کار سیاستگذاری و اولویتدادن به آن بود. دومی، (2011-2008) با عنوان برنامه توسعه مولد، تأکید بیشتری روی سرمایهگذاریهای زیرساختی و توسعه ظرفیتهای صنعتی شرکتهای پیشران داشت. سومی، (2014-2011) با عنوان برنامه «برزیل بزرگ» بر پشتیبانی نهادی از تولید و انتخاب بخشهای هدف استوار بود. این سیاستها علیرغم وقوع بحران مالی بینالمللی (2008)، تا سال 2010 به رونق اقتصادی این کشور منجر شد. با وجود این، درحالیکه برخی کارشناسان، آینده درخشانی را برای برزیل بهعنوان اقتصادی نوظهور انتظار داشتند، این کشور از سال 2013 با چالشهای جدی مواجه شده و در نیمه دوم دهه 2010، همراه با سقوط دولت وقت، برخی از مهمترین سیاستهای صنعتی خود را کنار گذاشت. این واقعه را البته میتوان وقفهای در سیاستگذاری صنعتی این کشور دانست. زیرا دولت بعدی هم در تدوین دستورکار جایگزین ناکام بود و با بازگشت به قدرت جناح حاکم در دهه 2000 دور تازهای از سیاستگذاری صنعتی در این کشور آغاز شده است که اکنون با نام «صنعت جدید برزیل» شناخته میشود.
یافتههای گزارش حاضر نشان میدهد مهمترین دلایل عدم توفیق سیاستگذاری صنعتی برزیل در دهه 2010 و در سومین برنامه توسعه صنعتی این کشور را میتوان در سه محور خلاصه کرد که عبارتند از:
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بهصورت مشخص تجربه سیاست صنعتی برزیل، میتواند از چند جنبه مهم برای اقتصاد ایران مورد توجه قرار گیرد:
1403/2/11
راهبردهای توسعه صنعت میکروالکترونیک در ایران
بیان / شرح مسئله
نقشآفرینی در صنعت میکروالکترونیک بهدلیل ابعاد فناورانه و اقتصادی پیچیدهای که دارد برای ورود بازیگران جدید مسئلهای دشوار بهشمار میآید. ایالات متحده، اروپا، چین، ژاپن، تایوان، کره جنوبی، شش منطقه جغرافیایی اصلی هستند که در طول سالیان متمادی بر صنعت میکروالکترونیک تسلط یافتهاند و با تعریف نقش برای سایر کشورها یک زنجیره جهانی در این صنعت را راهبری میکنند با وجود این افزایش تنشهای ژئوپلیتیک در جهان در سالهای اخیر از یکسو و نمایان شدن بیشتر اهمیت تراشهها در رهبری آینده جهان منازعات بر روی تصاحب و تسلط بیشتر بر روی این صنعت را افزایش داده، بهنحویکه تمامی کشورهای پیشرو در زمینه سیاسی و اقتصادی بهدنبال باز تعریف جایگاه خود در این صنعت هستند.
در ایران نیز در ابتدای دهه 1400 شمسی، پس از نمایان شدن آثار جدی کمبود تراشهها بر اقتصاد کشور که عمدتاً ناشی از همهگیری ویروس کرونا و اختلافات ژئوپلیتیک و برخی آسیبهای امنیتی بود، مجدداً توجه به این صنعت پس از چند دوره فراز و نشیب برنامهریزی صنعتی افزایش یافته است. با این وجود، همچنان فقدان سیاست صنعتی مناسب در این حوزه دیده میشود. لذا این گزارش بهدنبال ارائه پیشنهاد چارچوبی اولیه برای سیاستگذاری در این حوزه است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
نتایج مطالعات نشان میدهد زنجیره تولید تراشه در دنیا مسیری بهشدت جهانی و بههمپیوسته را دنبال میکند که ابعاد آن از سه جنبه اقتصادی، امنیتی و سیاسی حائز اهمیت است.
درمجموع موارد فوق نشان میدهد بازتعریف جایگاه ایران در صنعت نیمههادی در جهان موضوعی کلیدی و ضروری بهشمار میآید. در این شرایط آسیبشناسی حمایتها و عدم توسعه کافی صنعت میکروالکترونیک در کشور را میتوان در سه سرفصل: 1. حمایتهای نوسانی و غیرپایدار، 2. توجه اندک به سیاستهای ساماندهی طرف تقاضا و 3. آشفتگی نهادی کشور در تنظیمگری صنعت متناسب با هدفگذاریها، ریشهیابی کرد.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بهمنظور توسعه صنعت میکروالکترونیک در ایران باید مجموعهای از سیاستهای صنعتی داخلی و دیپلماسیهای اقتصادی و فناورانه بینالمللی بهصورت همزمان بهمنظور رفع موانع پیشروی این صنعت در کشور در دو حوزه فناوری و بازار صورت پذیرد. بدینمنظور توسعه صنعت میکروالکترونیک در ایران از طریق پیگیری دو سناریوی مکمل طراحی تراشه (Fabless) و تأسیس کارخانه تولید (Fab) قابل تحقق است. سناریوی تأسیس کارخانه فب در داخل ایران از لحاظ منابع مالی مورد نیاز و مدت زمان لازم برای سرمایهگذاری تفاوتهای چشمگیری با سناریو طراحی تراشه دارد و در عمل نیز اجرای آن پس از دستیابی به اهداف سناریوی اول منطقی و امکانپذیر خواهد بود. همین افقهای متفاوت زمانی و سرمایهای لازم در اجرای این دو سناریو میتواند فرصت پیگیری همزمان هر دو را نیز فراهم سازد. در این راستا راهبردهای ذیل هریک از سناریوهای Fab و Fabless بهشرح ذیل پیشنهاد میشود.
مدل کسبوکاری طراحی تراشه و برونسپاری ساخت آن به کارخانههای تولیدی یکی از متداولترین رویکردها در صنعت میکروالکترونیک در جهان است. این رویکرد علاوهبر کاهش هزینههای ثابت سرمایهگذاری در تولید میتواند تا حد قابلتوجهی نگرانیهای کشور در زمینه رفع پایدار نیازمندیهای کشور و ارتقای امنیت تراشههای کشور را مرتفع سازد. راهبردهای مورد نیاز کشور برای شکلدهی به حوزه صنعت طراحی تراشه بدون فب در کشور عبارتند از:
1-1. راهبرد کوتاهمدت: ایجاد مراکز خدمات طراحی تراشه
حمایت دولت از تأسیس این مراکز میتواند امکان دسترسی و هزینههای مضاعف طراحی و نمونهسازی تراشه در ایران را تا حد قابلقبولی کاهش دهد و از همه مهمتر جریان سرمایه انسانی و تحقیق و توسعه در حوزه میکروالکترونیک را با هدف دستیابی به قابلیت طراحی تراشههایی با سطح فناوری بالا در کشور را حفظ کند.
1-2. راهبرد میانمدت: تدوین برنامه ملی بومیسازی تراشههای پرکاربرد و حساس
بهمنظور موفقیت تجاریسازی تراشهها در داخل کشور در میانمدت، باید سیاست صنعتی متناسبی ازسوی دستگاههای ذیربط دنبال شود. اصول سیاست صنعتی مناسب برای این حوزه عبارتند از: تعیین تراشههای هدف برمبنای نیازمندیهای کشور، تجمیع تقاضا و سفارشگذاری بلندمدت برای طراحان تراشه بهمنظور اقتصادی کردن طراحی و تولید، ارائه یارانه و معافیت مالیاتی به شرکتهای خریدار تراشه بهمنظور پوشش اختلاف قیمت احتمالی، حمایتهای تعرفهای و تدوین استانداردهای لازم بهمنظور الزام شرکتهای بالادست زنجیره تأمین محصولات الکترونیکی به بهکارگیری تراشههای داخلی در تولید محصول نهایی اشاره کرد.
1-3. راهبرد بلندمدت: ورود به بازارهای جهانی طراحی تراشه
مزیت بالقوه سرمایه انسانی متخصص و ارزانقیمت در کشور یکی از فرصتهای کلیدی برای ورود به زنجیره ارزش جهانی صنعت میکروالکترونیک از طریق اجرا پروژههای طراحی و فروش داراییهای فکری (IP Cores) در بلندمدت بهشمار میآید. در این راستا دولت باید به روشهای مختلف بستر لازم برای جلب همکاری و فرصتهای بینالمللی را فراهم سازد. این هدف میتواند از طریق راهبرد حمایت از تأسیس دفاتر طراحی در سایر کشورها و جذب فرصتهای بینالمللی با پوشش این دفاتر دنبال شود.
راهاندازی یک کارخانه فب در کشور موضوعی پیچیدهتر از نصب ماشینآلات یک کارخانه است و تنظیم فرایندها و پیادهسازی دستورالعملهای تولید تا دستیابی به بازدهی قابلقبول بعضاً ماهها به طول خواهد انجامید. در حال حاضر بخشی از چالشهای حوزه میکروالکترونیک کشور ناشی از دسترسی دشوار به کارخانههای تولید تراشه است و تصمیمگیری برای ساخت یک کارخانه فب در کشور تابع متغیرهای متعدد اقتصادی، سیاسی و امنیتی است که باید در وهله اول آمادگی کافی برای آن در کشور فراهم شود. در این راستا راهبردهای ذیل بهمنظور ایجاد آمادگی کافی پیشنهاد میشود:
2-1. راهبرد کوتاهمدت: ایجاد دسترسی پایدار به فبهای خارجی
ایجاد دسترسی پایدار به یک یا چند کارخانه فب خارجی حول برنامههای همکارانهای نظیر دریافت مجوز همکاری مستقیم فبهای هدف با شرکتهای طراحی ایرانی، اجاره بخشی از ظرفیت تولید فبهای خارجی برای ایران، سرمایهگذاری مشترک در تأسیس یک فب جدید در کشور خارجی، تملیک بخشی از مالکیت و مدیریت فبهای خارجی و استفاده از متخصصین ایرانی بهمنظور یادگیری فرایندها، میتواند بهعنوان راهبرد کوتاهمدت کشور مدنظر قرار گیرد.
2-2. راهبرد میانمدت: سرمایهگذاری در زنجیره بالادستی مواد اولیه
بهرهبرداری از یک کارخانه تولید تراشه در کشور بهصورت مداوم نیازمند حجم زیادی از مواد اولیه نظیر ویفرهای سیلیکونی، اسیدها و گازهای خاص منظوره است که تأمین آنها با فرض تأسیس کارخانه در کشور نیز بهدلیل حساسیتهای تحریمی، نیازمند برنامهریزی است. در این راستا، بهدلیل برخی مزیتهای طبیعی کشور در زنجیره بالادستی این صنعت بهخصوص در بخش معادن سیلیسیوم، سرمایهگذاری در این حوزههای بالادستی بهدلیل تقاضای بالای جهانی، میتواند علاوهبر کاهش آثار تحریم، به اتصال کشور به زنجیرههای جهانی میکروالکترونیک و ایجاد وابستگی متقابل بین ایران و سایر کشورها کمک کند.
2-3. راهبردی بلندمدت: احداث کارخانه فب در کشور
در صورت افزایش حساسیتهای جهانی نسبت به موضوع میکروالکترونیک، فقدان یک کارخانه تولید تراشه در کشور میتواند به یک اهرم فشار بر کشور تبدیل شود. در چنین شرایطی هدفگذاری احداث یک کارخانه فب در کشور با پذیرش لزوم طی کردن راهبردهای قبلی میتواند بهعنوان یک هدفگذاری صحیح در توسعه فناوری برای کشور در نظر گرفته و اجرا شود. (19771)
1403/2/19
آسیبشناسی بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست و ارائه راهکارها
بیان / شرح مسئله
در سال 2022 میزان شاخص شدت مصرف انرژی در ایران برابر با 0/207 کیلوگرم معادل نفت خام به دلار براساس برابری قدرت خرید بوده که 1/8 برابر متوسط دنیا و 2/8 برابر کشورهای توسعه یافته است و نشان از هدررفت بالای انرژی و ظرفیت بالای بهینهسازی مصرف انرژی در ایران دارد. این درحالی است که توجه به بهینهسازی مصرف انرژی از دهه هفتاد شمسی مورد توجه بوده و قوانین متعددی نیز در این حوزه به تصویب رسیده است. اگرچه بهواسطه نیاز به سرمایهگذاری کمتر بهینهسازی نسبت به افزایش تولید با همان میزان تولید انرژی، پایدار بودن انرژی حاصل از بهینهسازی و بینالنسلی بودن منابع انرژی، مدیریت و بهینهسازی انرژی باید در اولویت بالاتری نسبت به افزایش تولید انرژی قرار گیرد، اما سیاست نامطلوبی که تاکنون برای تأمین انرژی بخشهای مختلف مصرفی کشور علیرغم مصرف بیرویه آنها وجود داشته، افزایش تولید بوده است، اما ادامه چنین سیاست و مسیری مشابه سالهای قبل بهدلیل وجود محدودیت در منابع انرژی و مالی در دسترس میسر نخواهد بود. افزایش عمق ناترازی که اختلاف عرضه و تقاضا در اوج مصرف در دو حامل گاز و برق را بهترتیب به بیش از 300 میلیون مترمکعب در روز و 12 هزار مگاوات در روز رسانده، یکی از نتایج اتخاذ این سیاست نادرست است.
ازجمله ابزارهای مهم در راستای بهینهسازی مصرف انرژی استفاده از ظرفیت ماده (12) قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر و بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست است. بازار بهینهسازی مصرف انرژی براساس ماده (12) قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر در سال 1396 ایجاد شد و اساس کار آن اختلاف تعرفه بخشی و زمانی انرژی است که باعث میشود طرحهای بهینهسازی در بخشهای با تعرفه کمتر، اقتصادی شود و با توجه به سهم بالای مصرف انرژی در اینگونه بخشها، میتواند ظرفیت خوبی را برای بهینهسازی ایجاد کند. در این گزارش، عملکرد آییننامه ایجاد بازار بهینهسازی مصرف انرژی و محیطزیست بررسی شده و راهکارهایی برای اجرایی کردن آن ارائه میشود.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
در حوزه برق، مجموع کل طرحهای کاهش مصرف انرژی برق ارائه شده به دبیرخانه مربوط بازار (سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی) تا پایان اردیبهشتماه سال 1402، برابر با 32 طرح بوده، اما تنها یک طرح در مرحله اجرا قرار دارد. مجموع طرحهای ارسالی مرتبط به کاهش مصرف انرژی در حوزه گاز نیز به دبیرخانه مربوط بازار (شرکت بهینهسازی مصرف سوخت) برابر با 21 طرح بوده و در این حوزه نیز تنها یک طرح در مرحله انعقاد قرارداد قرار دارد. بهعبارتی تاکنون هیچ گواهی صرفهجویی صادر نشده و در عمل بازار بهینهسازی مصرف انرژی و محیط زیست پس از گذشت 6 سال از تصویب آییننامه اجرایی آن، فاقد عملکرد بوده است. نبود انگیزه اقتصادی بهواسطه ساختار و چارچوب بازار و فضای کلان اقتصادی کشور، عدم تضمین در انتشار، خرید و تسویه گواهی صرفهجویی و ابهام در تحویل حامل انرژی معادل گواهی صرفهجویی و ساختار زمانبر فرایند ارائه تا تصویب طرح ازجمله مهمترین دلایل عدم اجرای بازار هستند.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
پیشنهاد میشود بهصورتکلی صنایعی که دارای گواهی صرفهجویی انرژی هستند، در اولویت طرحهای مدیریت انرژی قرار نگیرند، درصورتیکه بهدلیل شدت ناترازی انرژی این امر برای برخی صنایع محقق نشد، از طریق روشهای زیر گواهیهای صرفهجویی تسویه شود:
1-1. جهت تضمین و تسویه گواهیهای صرفهجویی مصرف انرژی پیشنهاد میشود حساب بهینهسازی مصرف انرژی تأسیس شود. بر این اساس درصورتیکه گواهی صرفهجویی در بازار مورد معامله قرار نگرفت یا توسط شرکت ملی گاز و توانیر معادل حامل انرژی تحویل داده نشد، متولی امر1 با استفاده از منابع حساب براساس نرخ حداقل نصف بالاترین قیمت داخلی حامل انرژی اقدام به تسویه گواهی خواهد کرد (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، دولت). همچنین بهینهسازی مصرف انرژی در گام نخست نیازمند همکاری دستگاههای متعدد اجرایی و تمامی آحاد جامعه بوده و لذا هماهنگی در اجرای یکپارچه امور مربوط به بهینهسازی انرژی و اولویتبخشی به آنها در تمامی بخشها نیازمند یک متولی واحد است. ازاینرو ایجاد یک متولی واحد بهمنظور مدیریت کلان و متمرکز در حوزه بهینهسازی مصرف انرژی با تجمیع و ادغام تمام ظرفیتهای سازمانی موجود در دستگاههای اجرایی باید در دستور کار قرار گیرد. (دولت و مجلس).
1-2. جهت تضمین تسویه گواهیهای صرفهجویی، پیشنهاد میشود درصورتیکه شرکت ملی گاز و توانیر از تحویل معادل حامل گواهی صرفهجویی امتناع ورزد، متقاضی میتواند نسبت به تهاتر قبض معادل حامل انرژی صرفهجویی شده با نرخ حداقل نصف بالاترین قیمت داخلی حامل انرژی اقدام کند (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نیرو، وزارت نفت).
1-3. بهمنظور حل مسئله صدور گواهی صرفهجویی بهازای طرحهای اجرا شده بهعنوان یکی از گلوگاههای اجراییسازی بازار بهینهسازی، پیشنهاد میشود صدور گواهی صرفهجویی انرژی توسط دبیرخانه بازار صورت گیرد. شایانذکر است مطابق با ماده (46) برنامه هفتم پیشرفت، اختیار کامل صدور گواهی به سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی واگذار شده است. (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نیرو و وزارت نفت).
2-1. بهمنظور افزایش انگیزه اقتصادی برای ورود تمامی بخشهای مصرف انرژی (بهویژه بخشهایی که بیشترین تعرفه حامل انرژی را دارند) پیشنهاد میشود بهجای صدور گواهی صرفهجویی انرژی با شرط پرداخت تعرفه محل صرفهجویی توسط شرکتهای خدمات انرژی، صدور گواهی در قبال پرداخت حق نشر مشخص و معادل کمترین تعرفه حامل انرژی صورت پذیرد (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نفت، وزارت نیرو).
2-2. جهت کاهش ریسک نوسانات ارزی در طول اجرای طرح، پیشنهاد میشود امکان بازنگری در دوره صدور گواهی متناسب با سرمایهگذاری انجامشده و اختلاف تعرفه روز ایجاد شود (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نفت، وزارت نیرو).
2-3. پیشنهاد میشود جهت افزایش انگیزه شرکتها، صدور گواهی صرفهجویی انرژی به متقاضیان بلافاصله پس از تصویب طرحها و پس از اخذ تضامین لازم میسر شود. (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نفت، وزارت نیرو).
2-4. بهمنظور اولویتبخشی به طرحهای مهم و کاهش مدت بازگشت سرمایه، پیشنهاد میشود گواهیهای فعلی بر دو شکل گواهی در زمان غیراوج مصرف شامل طرحهای بهینهسازی انرژی اثرگذاری بر ساعات غیراوج بار و فصول عادی و گواهی در زمان اوج مصرف شامل طرحهای بهینهسازی انرژی در ساعات اوج مصرف تقسیمبندی شود و تسهیلات قیمتی و غیرقیمتی ارائه شده بر آن بهصورت متفاوت لحاظ شود (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نفت، وزارت نیرو).
در حال حاضر بهدلیل طولانی بودن مدت زمان انتظار جهت تشکیل جلسات کمیسیون صرفهجویی انرژی برای تصویب نهایی و ابلاغ طرحها، مدت زمان ارائه تا تصویب طرح زمانبر شده و نیاز است تا فرایند درخواست متقاضی تا تصویب طرح کاهش یابد (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نفت، وزارت نیرو). بهدلیل عدم توانمندی متقاضیان اجرای طرحهای بازار برای انتخاب شرکتهای M&V صاحب صلاحیت، پیشنهاد میشود انتخاب شرکت M&V نیز توسط دبیرخانه صورت گیرد (سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، وزارت نفت، وزارت نیرو). (19778)
1403/2/29
آسیبشناسی تعرفه سوخت نیروگاههای حرارتی (با نگاهی به قاچاق سوخت نیروگاهها)
بیان/ شرح مسئله
سوخت مصرفی نیروگاههای حرارتی کشور حدود 20 درصد از عرضه اولیه انرژی و 30 درصد از مصرف گاز طبیعی کشور را به خود اختصاص داده است. قیمت پایین سوخت نیروگاههای حرارتی باعث شده تا در کنار سهم بالای سوخت مصرفی نیروگاهها، آسیبهای جبرانناپذیر بسیاری متوجه صنعت برق شود که ازجمله آنها میتوان به راندمان پایین نیروگاهها و نبود انگیزه اقتصادی در افزایش آن، هدررفت گاز و سوخت مایع در فرایند تبدیل انرژی، عدم انگیزه کافی برای سرمایهگذاری در افزایش ظرفیت نیروگاهی کشور و سوقدهی سرمایهگذار بهسمت نیروگاههای گازی و بهصورت خاص ایجاد زمینه مناسب برای فساد (از طریق قاچاق سوخت مایع بهدلیل اختلاف قیمت موجود) اشاره کرد.
برای حل این مسئله، ماده (10) قانون «مانعزدایی از توسعه صنعت برق» با هدف حذف تدریجی قیمتگذاری انرژی در طول زنجیره تولید، انتقال و توزیع برق و انتقال تمام یارانهها به انتهای زنجیره قبل از عرضه به مصرفکننده نهایی تصویب شد که مصداق آن اصلاح قیمت سوخت نیروگاههاست. لذا برای دستیابی به هدف حذف تدریجی یارانه سوخت باید سازوکار قیمتگذاری مناسبی تعریف شود. در صورت حذف تدریجی یارانه برق در زنجیره تولید، قیمت پیشنهادی برق از طرف فروشندگان نیز افزایش خواهد یافت. ازاینرو در گزارش حاضر آسیبشناسی قیمت پایین سوخت نیروگاههای حرارتی از ابعاد مختلف مدنظر قرار گرفته است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
در حال حاضر متوسط سالیانه ناترازی گاز طبیعی به حدود 123 میلیون مترمکعب در روز میرسد. با توجه به اینکه نیروگاههای کشور بهطور متوسط حدود 30 درصد از کل گاز مصرفی کشور را به خود اختصاص دادهاند، افزایش راندمان نیروگاهها علاوهبر کمک به حل ناترازی برق در تابستان، به کاهش مصرف گاز طبیعی در طول سال نیز منجر میشود و از این لحاظ حائز اهمیت است. براساس محاسبات انجام شده در این گزارش، بهازای هر 1 واحد درصد افزایش راندمان نیروگاههای کشور نسبت بهحالت فعلی (39 درصد)، حدود 2/5 درصد (معادل 2/2 میلیارد مترمکعب در سال) در میزان سوخت مصرفی نیروگاهها صرفهجویی حاصل میشود. با فرض قیمت 30 سنت بهازای هر مترمکعب گاز مصرفی نیروگاهها، صرفهجویی اقتصادی سالیانه ناشی از این صرفهجویی معادل 675 میلیون دلار در سال بهازای هر واحد افزایش راندمان نیروگاههای حرارتی برآورد میشود. گفتنی است که در حال حاضر بهدلیل ناترازی گاز طبیعی، از سوخت مایع در نیروگاههای کشور استفاده میشود که صرفهجویی اقتصادی سالیانه ناشی از افزایش هر واحد متوسط راندمان نیروگاههای کشور را تا بیش از یک میلیارد دلار افزایش میدهد.
هزینه سرمایهگذاری مورد نیاز نیروگاههای سیکل ترکیبی حدوداً دو برابر نیروگاههای گازی بوده و زمان ساخت آن نیز بیشتر از نیروگاه گازی است. با فرض اینکه راندمان نیروگاههای سیکل ترکیبی و گازی معادل متوسط راندمان نیروگاههای گازی و سیکل ترکیبی در کشور باشد، اگر قیمت سوخت تحویلی به نیروگاهها عدد فعلی (750 ریال) در نظر گرفته شود، بهرغم بالاتر بودن راندمان نیروگاههای سیکلترکیبی به نسبت نیروگاههای گازی، نیروگاههای سیکل ترکیبی توجیه اقتصادی پایینتری دارند.
همچنین نتایج محاسبات نشان میدهد با افزایش قیمت سوخت (و بهتبع آن افزایش قیمت خرید برق از نیروگاهها)، نرخ بازگشت سرمایه نیروگاههای گازی کاهش و نرخ بازگشت سرمایه نیروگاههای سیکل ترکیبی بهدلیل راندمان بالاتر افزایش مییابد. در قیمت 7,700 ریال بهازای هر مترمکعب سوخت مصرفی نیروگاهها، نرخ بازگشت سرمایه این دو نوع نیروگاه برابر خواهد شد و در قیمتهای بالاتر از 7,700 ریال، نیروگاه سیکل ترکیبی توجیه اقتصادی بیشتری نسبت به نیروگاه گازی خواهد داشت.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با توجه به آسیبهای قابل توجه قیمت فعلی سوخت نیروگاهی، اجرای ماده (10) قانون مانعزدایی از توسعه صنعت برق و انتقال یارانههای انرژی به انتهای زنجیره تولید برق ضروری است. برای دستیابی به یک سازوکار مناسب جهت قیمتگذاری برق در این شرایط، با در نظر گرفتن این نکته که اولاً قیمت فروش برق به مصرفکننده نهایی متأثر از این موضوع بیشتر نشود، ثانیاً هزینههای دولت افزایش نیابد و از طرفی نیروگاههای حرارتی نیز متضرر نشوند و با شیوه جدید قیمتگذاری نیز بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند، تعیین قیمت خرید برق براساس مدلی مبتنیبر هزینه تمام شده تولید برق پیشنهاد میشود. بهطوریکه قیمت سوخت تحویلی به نیروگاه طی یک برنامه زمانی تا سقف حداکثر قیمت داخلی گاز بهصورت تدریجی افزایش یابد و قیمت خرید برق از نیروگاهها براساس هزینه تمام شده تولید برق بهعلاوه سود تعیین شده بهازای هر کیلووات ساعت (که با نظارت وزارت نیرو و بهصورت تابعی از راندمان نیروگاه تعیین میشود) در قالب پلههای قیمتی باشد. ازسویدیگر باید با ایجاد حساب بهینهسازی مصرف انرژی، نسبت به تضمین تسویه گواهیهای صادر شده ناشی از طرحهای افزایش راندمان نیروگاهی اقدام شود. با تضمین تسویه گواهیهای صرفهجویی، علاوهبر انگیزه ایجاد شده ناشی از سازوکار تعیین قیمت خرید برق براساس راندمان، سرمایهگذار نسبت به بازگشت سرمایهگذاری از حساب بهینهسازی مصرف انرژی اطمینان یافته و انگیزه سرمایهگذاری در این بخش افزایش مییابد. (19794)
1403/2/31
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (24): وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
بیان/ شرح مسئله
پیرو تصویب و ابلاغ بخش اول قانون بودجه سال 1403 در 27 اسفند 1402 به دولت، بخش دوم بودجه که شامل جداول و جزئیات درآمدها و هزینههای دولت است در تاریخ 19 فروردین 1403 به مجلس شورای اسلامی وصول شد. این گزارش در وهله اول به بررسی اصلیترین جزئیات ساختار بودجه حوزه فاوا با محوریت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و شرکتها و سازمانهای تابعه و مرکز ملی فضای مجازی در 6 بخش شامل ردیفهای درآمدی، سنجههای عملکردی، اعتبارات دستگاههای اجرایی تابعه وزارتخانه، ردیفهای متفرقه منتقل شده به جدول 7 در حوزه فاوا، طرحهای تملک داراییهای سرمایهای و بودجه شرکتهای دولتی زیرمجموعه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات میپردازد.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
اصلیترین یافتههای کلیدی این گزارش بهشرح ذیل است:
گزارشها حاکی از آن است که در حال حاضر حدود 60 درصد از سند طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات محقق شده است و بهنظر میرسد با تکمیل برخی از پروژههای مرتبط با اهداف شبکه ملی اطلاعات در دولت، تحقق هدفگذاری 70 درصدی در تکمیل شبکه ملی اطلاعات، هدفی در دسترس برای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات باشد. اما در رابطه با تحقق اتصال 2 میلیون نقطه از اماکن کشور به تار (فیبر) نوری بهعنوان اصلیترین وعده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولت سیزدهم، ایجاد 1/5 میلیون اتصال به تار (فیبر) نوری در کمتر از 12 ماه آینده نیازمند تمهیدات جدیتری ازسوی این وزارتخانه خواهد بود. هماکنون مطابق آمار سامانه رسمی پروژه توسعه تار (فیبر) نوری، این پروژه با پیشرفت حدود 35 درصدی در بخش تعهدات پوشش، بیش از هفت میلیون خانوار را تحت پوشش تار (فیبر) نوری قرار داده است، اما از این تعداد صرفاً اندکی بیش از پانصد هزار مکان اداری، تجاری و مسکونی در حال استفاده از خدمات اتصال تار (فیبر) نوری به شیوههای مختلف هستند.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
دلایل توجیهی: در این ردیف مرجع و متولی هزینهکرد اعتبارات این ردیف مشخص نشده است. طبق بند «19» از ماده (5) سند طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات (مصوب شورای عالی فضای مجازی– سال 1401)، حمایت از تولید گوشی تلفنهای همراه هوشمند داخلی برعهده وزارت صنعت، معدن و تجارت است؛ اما طبق بند «17» ایجاد سیستم عامل داخلی برای تلفن همراه برعهده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است. لذا برای تحقق وظایف دو وزارتخانه مذکور در زمینه حمایت از تولید گوشی تلفنهای همراه هوشمند داخلی، پیشنهاد میشود اعتبارات این ردیف بین وزارتخانههای صنعت، معدن و تجارت و ارتباطات و فناوری اطلاعات تقسیم شود.
پیشنهاد اصلاحی: عنوان ردیف 43 از شماره طبقهبندی 530000 در جدول 9 لایحه (صفحه 78) بهصورت زیر اصلاح شود:
«حمایت از تولید گوشیهای هوشمند داخلی (3000 میلیارد ریال سهم وزارت صنعت، معدن و تجارت و 2000 میلیارد ریال سهم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات)».
دلایل توجیهی: در ماده (66) برنامه هفتم مصوب مجلس، وظایف متعددی در زمینه توسعه زیرساختهای اقتصاد رقومی (دیجیتال) و زیرساختهای ذخیرهسازی و پردازش سریع برعهده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات گذاشته شده است. این زیرساختها بهعنوان پیشران توسعه هوش مصنوعی و سایر طرحهای دانشبنیان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات محسوب میشوند. لذا پیشنهاد میشود؛ بخشی از اعتبارات این ردیف به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز تخصیص داده شود.
پیشنهاد اصلاحی: عنوان ردیف 75 از شماره طبقهبندی 550000 در جدول 9 لایحه (صفحه 81) بهصورت زیر اصلاح شود:
«طرحهای پیشران دانشبنیان با اولویت حوزههای هوش مصنوعی، کوانتوم، میکروالکترونیک و ... (4000 میلیارد تومان سهم معاونت علمی و فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، 1000 میلیارد تومان سهم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، 2000 میلیارد تومان سهم وزارت صنعت، معدن و تجارت)». (19802)
1403/۲/1
ارزیابی عملکرد قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران (3)؛ (بررسی فصل معیشت و رفاه)
بیان/شرح مسئله
نظام اسلامی بهمنظور پاسداشت و تکریم از جامعه ایثارگران کشور، بهعنوان پرچمداران فرهنگ ایثار و جهاد، قوانین و الزامات سیاستی متعددی را طی سالیان گذشته مصوب و اجرا کرده است. یکی از مهمترین قوانین این حوزه «قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران» است که پس از سیاستهای کلی ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار و جهاد و ساماندهی امور ایثارگران (1385/02/16) مهمترین سند کشور در این عرصه بهشمار میرود و تکالیف دولت و تمامی دستگاههای اجرایی را در قبال حقوق ایثارگران معزز و خانواده محترم آنان تعیین کرده است. بهرغم گذشت بیش از 10 سال از تصویب این قانون، تاکنون ارزیابی دقیقی از عملکرد آن ازسوی دستگاههای متولی، بهویژه بنیاد شهید و امور ایثارگران صورت نپذیرفته و همین مسئله زمینه ایجاد تفاسیر مختلف از میزان و دلایل عدم اجرای آن را فراهم کرده است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با توجه به مفاد ماده (74) این قانون و با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران، برای نخستینبار در کشور، عملکرد مالی و عملیاتی قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران را به تفکیک فصول قانون جامع و به تفکیک موضوع مواد هر فصل از قانون، با تمرکز بر سالهای اجرای قانون برنامه ششم توسعه کشور طی دوره (1400-1396) مورد ارزیابی کارشناسی قرار داده است. با توجه به حجم بالای احکام مربوط به فصول هشتگانه قانون، ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی ذیربط در قالب سلسلهگزارشها (به تفکیک و با توجه به حجم فصول) ارائه خواهد شد. این گزارش سومین گزارش از مجموعه گزارشهای ارزیابی عملکرد قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران است که به بررسی احکام فصل ششم (حوزه معیشت و رفاه) میپردازد.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
یافتههای تحقیق حاضر نشان داد که پیرامون فصل معیشت و رفاه، بهرغم اجرای برخی اقدامات همچون «پرداخت حقوق و مزایای مشمولین این قانون ازسوی بنیاد شهید و امور ایثارگران و دستگاههای اجرایی ذیربط»، «برخورداری از معافیتها، خدمات و تسهیلات پیشبینی شده، شامل کاهش بهای بلیط، ارائه خدمات ترددی، سهمیه حج تمتع و موارد دیگر مصرح در قانون» و همینطور «حمایتهای قضایی و اختصاص بخشی از سهمیه صدور پروانه سردفتری و وکالت و مجوز کارشناسان رسمی دادگستری به مشمولان»، چالشهایی نیز در مسیر اجرای احکام این فصل دیده میشود که از آن جمله میتوان به «عدم تشکیل صندوق ذخیره ایثارگران»، «عدم پیشبینی اعتبار برای اجرای برخی از خدمات تعیین شده در این قانون»، «عدم دسترسی به اطلاعات مربوط به بهرهمندی ایثارگران از حمایتهای قضایی» و «عدم پرداخت فوقالعاده ایثارگری به ایثارگرانی که مستخدم دولت نیستند و حقوق حالت اشتغال نیز دریافت نمیکنند (بهدلیل عدم تصویب آییننامه اجرایی درخصوص ماده (51) این قانون)» اشاره کرد.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
در راستای اجرای بهینه احکام فصل معیشت و رفاه پیشنهاد میشود:
۱. اعتبارات مورد نیاز برای ارائه خدمات موضوع این فصل در بودجه سالیانه دستگاههای اجرایی ذیربط پیشبینی شود،
۲. آییننامه اجرایی ماده (51) این قانون جهت شفافسازی مشمولین و تعیین میزان و نحوه ارائه خدمات مربوط تصویب شود،
۳. ارتباط الکترونیکی بین بنیاد شهید و امور ایثارگران (درخصوص خدمات حمایت قضایی) و قوه قضائیه و وزارت دادگستری ایجاد شود،
۴. با توجه به مفاد ماده (57) این قانون موضوع بازخرید مرخصی ایام اسارت آزادگان غیرشاغل غیرحالت اشتغال تعیین تکلیف شود،
۵. درخصوص ماده (41) و ابهامات آن نیز از طریق آییننامه اجرایی رفع ابهام شود.3. به نیازهای فرهنگی، ورزشی و تفریحی و هنری جامعه ایثارگران در راستای ارتقای سطح سلامت فردی و اجتماعی ایشان توجه شود و اعتبارات مورد نیاز برای اجرای مفاد فصل هفتم این قانون تأمین شود. (19727)
1403/2/1
سلسله گزارشهای پایش مشارکت مردمی گزارش اول: مدل سنجش مشارکتهای مردمی با تأکید بر جوانان
بیان/شرح مسئله
بررسی شاخصهای مختلف اجتماعی برای سیاستگذار با هدف افزایش توان پیشبینی و مداخله در تحولات اجتماعی رخ میدهد. از این جمله میتوان از شاخص سرمایه اجتماعی نام برد که تاکنون در سلسله گزارشهای متعددی به پایش آن در ایران پرداختهشده است. در بررسی الگوهای سنجش سرمایه اجتماعی، از مهمترین ابعاد مشترک اندازهگیری، میتوان به اعتماد متقابل، شبکه روابط و مشارکت اشاره کرد. نتایج سنجشهای گذشته حاکی از آن است که بهعنوان ابتداییترین گام و نزدیکترین مؤلفه، شاخص اعتماد است که به رخدادها و بحرانهای اجتماعی پاسخ داده و دستخوش تغییرات میشود، اما دیر تغییرترین شاخص در این میان، «مشارکت مردمی» است. یعنی شاخصی که انضمامیترین و ملموسترین وضعیت را داراست و برای سیاستگذاران همواره مهمترین اهمیت را داشته است؛ اما در عین حال، بسیار بیتفاوت نسبت به رخدادها و روشهای تحریک آنی در میدانهای مختلف سیاسی و اقتصادی عمل میکند.
شکل ۱. وضعیت تغییرات سه شاخص عمده سرمایه اجتماعی در سال 1401 و 1402
مأخذ: [3]
با این توضیحات میتوان مشارکت را نتیجه و متغیر وابسته برای علل مختلفی دانست که بهصورت انباشتی و در طول زمان عمل کرده و مشارکت را تحتتأثیر قرار داده و تغییر میدهند. برای پیشبینی میزان مشارکت در آینده، باید بهخوبی از جنبهها و عوامل اثرگذار بر پتانسیل کنش مشارکتی آگاهی داشت. این مشارکت در موقعیتهایی همچون تصمیمگیری، نظارت و اجرا در حمایت از حاکمیت رقم میخورد، اما مشارکت صرفاً بهمعنای مشارکت حمایتی نبوده و بررسی دقیق آن میتواند روشنگر مشارکت اعتراضی، کنش انحرافی و حتی انزواطلبی و بیتفاوتی نیز باشد. حتی شاید بهتعبیری بتوان مشارکت را همواره متعاقب احساس خطر و در اعتراض به جریان مقابل خود دانست. ابتدا تصورات قالبی در بُعد شناختی افراد ایجاد شده، سپس پیشداوریها در بُعد عاطفی مبتنیبر تمایز میان مردم و گروه مقابل شکل گرفته و درنهایت کنش مشارکت اعتراضی رقم میخورد. این مشارکتها در صورتبندی کلان به شکل جنبش، انقلاب یا تغییرات اجتماعی خود را نشان میدهد. باید توجه داشت که عملیاتهای شناختی و رسانهای نقش برجستهای در تسهیلگری نیل از عوامل مؤثر به کنش مشارکتی دارند، اما برای جلب مشارکت، گروهها و نهادهای متولی، ابعاد وجودی مردم را با عوامل اصلی و ریشهای در ابعاد ناخودآگاه تحریک میکنند. برای نمونه آگاهی مردم و نظام اطلاعاتی ایشان را دستکاری کرده و برساخت ذهنی ایشان را طوری تنظیم میکنند که احساس عدم اعتماد یا محرومیت نسبی یا هیستری جمعی و... افراد، بر برداشتهای مثبتشان غلبه کند.
سنجش مفاهیم اجتماعی همچون مشارکت اجتماعی جوانان، نیازمند توجه به اقتضائات مختلفی است. جامعهشناسان در شناخت استاتیک نظم جامعه، موفقیتهای زیادی کسب کردهاند؛ اما در داینامیک تغییر جامعه، حتی جامعهشناسان نیز خود را عاجز احساس میکنند. چراکه نه مدل تحلیلی دقیقی در این زمینه دارند، نه به روابط و تاریخ میان علوم مختلف تفطن دارند و نه تلاشی برای پیشبینی رخدادهای آینده در این زمینه انجام دادهاند. لذا تمرکز این گزارش در کنار مشارکتهای مردمی، بر بررسی ویژه مشارکتهای اعتراضی برای تغییر وضع موجود است.
اما میتوان پرسید در سنجش مشارکت «مردم» در عرصههای مختلف، کدام نمونه از مردم مدنظر هستند. در این زمینه باید توجه داشت که برای پیشبینی مشارکتهای مؤثر، باید به سراغ گروههای مؤثر اجتماعی رفت. اقشاری که سایر گروههای مردمی را نیز به حرکت درمیآورند. آیندهپژوهان معتقدند گستردهترین قشر مؤثر اجتماعی، جوانان هستند، که در صورت شناخت دقیق اهداف و آرزوهای ایشان میتوان تصویری از وضعیت آینده کنشهای مشارکتی در جامعه داشت. امروزه فضای مجازی ازجمله مهمترین بسترهای حضور و نقشآفرینی جوانان است که میتواند برای بررسی تمایلات ایشان مورد بررسی قرار گیرد.
در سلسله گزارشهای پایش مشارکت مردمی، بناست عوامل مؤثر بر مشارکت مردمی شناسایی و روند آن مورد آیندهپژوهی قرار گیرد. در گزارش حاضر که اولین گزارش از این سلسله گزارشهاست، به تبعات نظری و تدوین مبانی و مدل نظری عوامل مؤثر بر مشارکت جوانان پرداخته شده است. همچنین در گزارشهای آینده، این مشارکت مردمی از طریق فضای مجازی سنجش و پیشبینی خواهد شد.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
با مرور نظریات و پیمایشهای انجامشده میتوان مؤلفههای سنجش مشارکت جوانان در پیمایشهای گوناگون را به دو دسته سنجش ارتباط با حاکمیت و ارتباط با مردم تقسیمبندی کرد.
مؤلفههای راجع به حاکمیت: هویت حاکمیتی، توانمندی تأمین دولت، اعتماد به حاکمیت و مشروعیت سیاسی است.
مؤلفههای راجع به مردم، تمایل به هنجارهای غیررسمی، انتظارات اقتصادی، اعتماد قطبیشده و امید به تحولات است. برای نمونه، مؤلفههای پنداشت از عملکرد نظام در رفع مشکلات، ارزشهای اخلاقی مسئولان و احساس امنیت ازجمله متغیرهای مربوط به حاکمیت هستند. مؤلفههایی همچون وجدان کاری، اعتماد به بازاریان، همدلی با مردم، خیرخواهی برای دیگران و عضویت در صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی نیز از متغیرهای مربوط به مردم هستند. بسیاری از اوقات این دو دسته نسبت به یکدیگر اثر و تأثر منفی دارند. لذا سنجش بُعد حاکمیتی در کنار بُعد مردمی موضوعیت مییابد.
با توجه به تغییرات بسیار سریع جوامع و حضور بیشازپیش جوانان در فضای مجازی، نیاز به استفاده از روشهای نوین بسیار برجسته است. علوم اجتماعی محاسباتی بهعنوان حوزه علمی در حال ظهور و در میانه علم آمار، علوم رایانهای و علوم اجتماعی تعریف شده است. این حوزه با استفاده از قابلیتهای کامپیوتر و کلاندادهها عموماً شامل سه مؤلفه اصلی هستند: 1. مدلسازی محاسباتی و شبیهسازی اجتماعی؛ 2. تحلیل رد پاهای دیجیتال تعاملات برخط؛ 3. لابراتوارهای مجازی و آزمایشهای برخط. علوم اجتماعی محاسباتی امکان انجام مطالعاتی را در اختیار پژوهشگران قرار میدهد که تا پیش از این حتی تصور آن دشوار بود. علاوهبر این، به آزمون نظاممندتر نظریهها مساعدت فراوانی میکند و امکان تکرار و همتاسازی مطالعه را افزایش میدهد. این دو عامل اخیر به علوم اجتماعی محاسباتی امکان میدهد تا به مرتبه بالایی از موقعیت علمی دست یابد. از مزیتهای استفاده از این رویکرد، سرعت بالا، حجم زیاد داده، تنوع فراوان، صحت دادگان و نزدیکی نتایج به وضعیت واقعی ذهنی کنشگر است. در این تحقیق برای تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت جوانان از روشهای حوزه علوم اجتماعی محاسباتی استفاده خواهیم کرد.
در گزارشهای آینده منطق ریاضیاتی رسیدن از این مؤلفهها به مقدار مشارکت مردمی توضیح داده میشود. بعد از آن جمعآوری داده از پنج بستر آغاز میشود: پستهای کانالهای تلگرام، کامنتهای کاربران در تلگرام، پستهای صفحات اینستاگرام، کامنتهای کاربران ذیل صفحات اینستاگرام و پستهای توئیتر. این جمعآوری داده در بازه زمانی مشخص و مبتنیبر کوئریهای اختصاصی برای هریک از مؤلفهها انجام خواهد شد. بدین معنا، مثلاً برای جمعآوری داده درباره مؤلفه «پاسداشت مناسبات فرهنگی و سیاسی حاکمیت»، رشته کلمات مرتبط با این مفهوم در بازه زمانی مدنظر، با رفتوبرگشت کارشناس از نظریات و مشاهده تصادفی بخشی از دادههای موجود فضای مجازی طراحی شده است. این دیکشنری شامل مفاهیمی همچون روز قدس، ارتحال حضرت امامخمینی (ره)، سلام فرمانده، روز سپاه پاسداران و فتح خرمشهر بوده که درباره آنها در این فصل، محتوا تولید شده است. طبیعتاً برای همین مؤلفه «پاسداشت مناسبات فرهنگی و سیاسی حاکمیت» در فصل تابستان، باید با واژگان و مفاهیم و مصادیق بهروز متفاوت به سراغ سنجش ضمنی ابراز نظر درباره نماگر خطیر ارزشهای مشترک دولت و ملت رفت. این تفطن سبب زمینهمندشدن روش محاسباتی سنجش مشارکت اجتماعی و دقت تاریخی و اجتماعی بیشتر آن، نسبت به روشهای پیمایشی شده است، که صرفاً پرسشهایی همهزمانی و همهمکانی مطرح میکنند و انتظار حضور ذهن پاسخگو و پاسخ دقیق درباره مصداقها را دارند.
دادههای جمعآوریشده درباره هر مؤلفه، جامعه آماری مرتبط تلقی شده و وارد پردازشهای بعدی میشود. مهمترین پردازش بعد از نرمالسازیهای اولیه، تحلیل احساسات و مدلسازی یادگیری عمیق خواهد بود. توجه به این مهم ضروری است که این سرویس بر روی بسترهای مختلف شبکههای اجتماعی بهصورت اختصاصی پردازش میکند. بهاقتضای بستر مدنظر، در دورههای مختلف، پنداشت کاربران درباره عملکردهای نظام سیاسی متفاوت و شناور است.
هریک از شاخصها با وزندهی نظری (با استفاده از روش دلفی و مراجعه به خبرگان) و زمینهای (با مراجعه به بسترهای تحلیل فضای مجازی) در محاسبه میزان مشارکت اجتماعی نهایی اثرگذار میشود. پس از نهاییشدن شاخصها، هرکدام از آنها از خلال برخی نماگرها و مؤلفهها، به سنجش پنداشتهای کاربران در بسترهای تحلیلی انتخابشده (پست توئیتر، پست اینستاگرام، کامنت اینستاگرام، پست تلگرام و کامنت تلگرام) میپردازند.
جوانی علاوهبر شاخصهای زیستشناختی، یک مقوله اجتماعی است. آرزوها و برنامههای آینده جوانان، تعیینکننده گذار آنها به بزرگسالی است. جوانان را به هیچعنوان نمیتوان گروهی منسجم تصور کرد که تجربه آنها در جهت واحد قابل نظریهپردازی باشد. جامعه ایران هنوز در پنجره جمعیتی قرار دارد و برای استفاده و احیای این فرصت بزرگ برای مشارکتهای مدنی، نیازمند شناخت آرزوهای جوانان هستیم.
نتایج گزارش و مدل بهدست آمده برای سنجش مشارکت جوانان، نشاندهنده چهار ترازوی اساسی است که در صورت تقویت بهسمت همسویی مثبت یا همگرایی دولت و ملت منجر به مشارکت حمایتی شده و در صورت تقویت بهسمت منفی یا واگرایی دولتملت، منجر به کنارهگیری و انزواطلبی اجتماعی یا اعتراضات گسترده جوانان خواهد شد. این چهار ترازو منتج از عوامل مبنایی همچون ویژگیهای زمینهای، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، ارزشهای فرهنگی و گرایشهای هویتی، عامگرایی و اعتماد عمومی (جامعه قوی)، اقتدار سیاسی (دولت قوی)، اعتماد به حاکمیت و امید اجتماعی هستند.
شکل 2. معضل مشارکت در میانه چهار سازوکار اساسی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
درنهایت مبتنیبر این عوامل مؤثر و اساسی در حوزه مشارکت راهکارهایی ارائه شده است. تمرکز بر تفکیک ارزشهای انقلاب اسلامی از اشخاص با شفافیت روندی، تمرکز بر جنگ شناختی نامتوازن و نامتقارن برای آگاهیبخشی از پیچیدگیهای زمینهای، تمرکز بر موفقیتهای کوچک و سریع برای اثرگذاری بر سفره مردم، تمرکز بر اقتصاد گروههای مرجع و فرهنگساز برای کاهش سطح انتظارات و مقایسههای محرومیتساز، تمرکز بر خیرخواهی و به رسمیت شناختن و برخوردهای منعطف، تسهیل رواداری، سازواری و انسجام اجتماعی با تمرکز بر اعتماد تعمیمیافته، تمرکز بر ایجاد تحزب و گشایشهای سیاسی برای پوششدادن به سلایق زیرمجموعه نظام، تمرکز بر شاخص زیبندگی حاکمیت در ابعاد مختلف برای افزایش احساس تعلق عمومی ازجمله راهکارهای عمده برای اثرگذاری بر آرزوهای جوانان و افزایش مشارکت حمایتی ایشان در حوزههای گوناگون است. (19728)
1403/2/8
تحلیلی راهبردی جهت پیشگیری از آسیبهای اجتماعی دانشآموزی:
(مرور تجارب جهانی با تأکید بر رویکردها، راهبردها و برنامههای پیشگیری و کنترل)
بیان/شرح مسئله
برای مطالعه آسیبهای اجتماعی و مداخله بهمنظور پیشگیری از آنها باید به مدرسه توجه ویژهای داشت، چراکه در جهان امروز انسانها بخش زیادی از زندگیشان را بهعنوان دانشآموز جهت کسب دانش و مهارتهای مختلف در آن سپری میکنند. دانشآموزان همچنین بهدلیل تجربه تغییر و تحولات رشدی و اجتماعی نظیر بلوغ و ورود از محیط خانه به اجتماع و مدرسه بیشتر تحتتأثیر آسیبهای اجتماعی هستند. همچنین دسترسی آسان به فضای مجازی در طی سالهای اخیر برای دانشآموزان باعث ایجاد آسیبهای اجتماعی نوظهور در میان آنان شده است. شواهد پژوهشهای این حوزه نشان میدهد میزان «رفتارهای پرخطر» و «آسیبهای اجتماعی» در میان دانشآموزان رو به افزایش بوده است. اگر علل و عوامل این رفتارها بهخوبی شناخته نشود و برنامههای مبتنیبر شواهد برای مراقبت اجتماعی از دانشآموزان در دستور کار قرار نگیرد، نهتنها دانشآموزان در معرض آسیبهای متعدد قرار میگیرند، بلکه کارکرد مدارس مختل و دانشآموزان در معرض آسیب قرار میگیرند و انواع هزینهها به جامعه تحمیل میشود. ازسویدیگر مدارس بهعنوان بستر برنامههای پیشگیری از این آسیبها شناخته شدهاند؛ چراکه آنان به جمعیتی گسترده از دانشآموزان، والدین و کارکنان مدرسه دسترسی دارند. همچنین مدارس کارآمدترین و نظاممندترین ابزارهای موجود برای ارتقای سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی کودکان را در اختیار دارند. این گزارش بهعنوان بخشی از سلسله گزارشهای «آسیبهای اجتماعی دانشآموزان»، به بررسی علل این آسیبها و راهبردها و برنامهها برای پیشگیری، کنترل و کاهش آنها با مرور تجارب جهانی پرداخته شده است.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
بررسیهای انجام شده در این گزارش نشان میدهد با توجه به مراحل رشد کودکان و نوجوانان در نهادهای جامعهپذیری، عوامل خطر متعددی آنها را تهدید میکند. شناخت عوامل خطر بهلحاظ رشد درجهبندی شده؛ بدین معنی که در هر مرحله از رشد کودکان چه عواملی آنها را در معرض خطر قرار میدهد به تشخیص مسئله یعنی علل و سازوکارهای آسیبپذیری اجتماعی دانشآموزان و طراحی راهبردهای مؤثر کمک میکند. دو رویکرد برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی عبارتند از: رویکرد سلامت عمومی و رویکرد رشدمدار. برمبنای این رویکردها بهویژه رویکرد رشدمدار، راهبردهایی نظیر ساختاری، فرایندی، تحصیلی، مراقبتی، محیطی و... و برنامههای مختلفی بهمنظور پیشگیری از آسیبهای اجتماعی این دوره و کنترل آنها ارائه شده است. مرور این راهبردها و برنامهها نشان میدهد که آنها دارای چند ویژگی مهم به این شرح هستند:
۱. بهلحاظ رشد درجهبندی شده هستند، یعنی با توجه به دوره رشد کودکان و نوجوانان راهبردها و برنامههای مختلفی را تدارک دیدهاند،
۲. لایهبندی شده هستند و با توجه به میزان خطرپذیری دانشآموزان مداخلات متفاوت و متناسبی به آنها ارائه میشود؛ در همین زمینه باید گفت آنها توجه ویژهای به دانشآموزان در معرض خطر دارند،
۳. از سنین پایین و قبل از تولد شروع میشوند،
۴. به دورههای گذار و تغییرات زندگی نظیر ورود از محیط خانه به اجتماع یا مدرسه توجه دارند،
۵. عناصر مختلفی نظیر والدین، کارکنان مدرسه و دانشآموزان را مشارکت میدهند،
۶. تنها معطوف به دانشآموزان نیستند، بلکه به ارتقای کیفیت نهادهای جامعهپذیری آنها همچون خانواده و مدرسه نیز میپردازند،
۷. مبتنیبر شواهدند و ارزیابیهای مختلفی از نتایج آنها صورت گرفته است،
۸. با توجه به ویژگیهای مدارس منعطف هستند،
۹. بهلحاظ هزینه و فایده مقرونبهصرفه هستند، یعنی سرمایهگذاری بهمنظور پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در این سالها نهتنها هزینه نیست، بلکه در بلندمدت منافع متعددی را بههمراه دارد و منجر به توسعه انسانی میشود.
بنابر آنچه گفته شد؛ برنامههای مراقبت از دانشآموزان در دنیا ابعاد گستردهای از قبیل ویژگیها و اجزای نهاد مدرسه و خانواده را دربرمیگیرند و این برنامهها پیوستگی مناسبی را برای مراقبت از دانشآموزان در برابر اشکال مختلف آسیبهای اجتماعی دارند. همچنین با توجه به دسترسی آسان به فضای مجازی در طی سالهای اخیر برای دانشآموزان و تشدید و رؤیتپذیر شدن آسیبهای اجتماعی نوظهور در میان آنان بهنظر میرسد انجام مطالعهای در راستای تبیین ابعاد این حوزه نیز ضروری است که این موضوع در گزارش بعدی در دستور کار است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بررسیهای این گزارش نشان میدهد با توجه به مراحل رشد کودکان و نوجوانان در نهادهای مختلف جامعهپذیری و با توجه به میزان خطرپذیری آنها راهبردهای مختلفی نظیر ساختاری، فرایندی، شناختی، حمایتی، مراقبتی و ... و به همین ترتیب برنامههای مختلفی بهمنظور پیشگیری از رفتارهای پرخطر و آسیبهای اجتماعی در میان آنان پیشبینی شده است. بر این اساس پیشنهاد میشود نظام سیاستگذاری کشور در حوزه آسیبهای اجتماعی دانشآموزی لازم است به این موارد توجه کند:
۱. با توجه به دوره رشد دانشآموزان راهبردها و برنامههای متناسب با نیازهای آنها را ارائه کنند،
۲. لازم است برنامهها و مداخلات لایهبندی شوند و براساس درجه خطرپذیری دانشآموزان میزان مختلفی از مداخلات را پیشنهاد کنند،
۳. به نهادهای جامعهپذیری دانشآموزان (خانواده، مدرسه، محله و همسالان) و کیفیت آنها نظیر ویژگیهای ساختاری و رویهای آنها نیز توجه داشته باشند. بر این اساس، این آموزهها میتواند در امر سیاستگذاری در عرصه آسیبهای اجتماعی دانشآموزی بهویژه در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (1399) و آییننامه اجرای ماده (6) آن و همچنین سند ائتلاف ملی مراقبت اجتماعی از دانشآموزان (1394) مورد توجه و بهرهبرداری قرار گیرد. (19755)
1403/2/9
مطالعه موانع و چالشهای روابط بین سازمانی متولیان بخش تعاونی با تمرکز بر نقش قوانین
بیان/شرح مسئله
هرگونه چالش و اختلال در روابط بینسازمانی به سبب پیوند امور اداری با زندگی روزمره مردم و فعالیتهای اقتصادی آنها میتواند منشأ تولید نارضایتی و باور به ناکارآمدی حاکمیت در اذهان عمومی شود. ازآنجاکه بخشهای مختلف جامعه بههم مرتبط هستند، اختلال در یک بخش میتواند سبب اختلال در عملکرد کلی جامعه شود. ازاینرو بررسی روابط بینسازمانی در حوزههایی چون بخش تعاونی اقتصاد ایران اهمیت دوچندانی مییابد؛ چراکه طبق قانون اساسی بخش تعاونی باید متکفل نقشهای ویژهای در اقتصاد باشد، لذا هرگونه اختلال در آن میتواند تعاونیها را از دستیابی به اهداف تعیین شده باز دارد. از دیگرسو این بخش از اقتصاد ایران با دارا بودن حدود 100 هزار تعاونی فعال و چندین سازمان متولی امر تعاون که در برخی محورها دارای موازیکاری هستند، ارتباطهای بینسازمانی و همچنین روابط گستردهای با مردم دارند که هرگونه اختلال در آن، پیامدهای پردامنهای را ایجاد میکند. چنین مطالعهای میتواند با کشف ریشهها و علل مشکلاتی که در روابط بینسازمانی وجود دارد، امکان اصلاح امور را فراهم آورد و بهاینترتیب بر بالا بردن رضایت مردمی از شیوه حکمرانی و بهرهوری بیشتر بخش تعاون اثرگذار باشد. در میان همه نهادها و سازمانهایی که بهنوعی اکوسیستم بخش تعاون را میسازند، در این گزارش، دو وزارتخانه «تعاون، کار و رفاه اجتماعی» و «وزارت جهاد کشاورزی» بههمراه «اتاق تعاون ایران» که بهموجب قوانین، مهمترین وظایف بخش تعاون و بیشترین حجم روابط بینسازمانی بخش تعاون را به خود اختصاص دادهاند، برای بررسی انتخاب شدهاند.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
همچنین عدم خلاقیت مدیران در ایجاد همکاری بین سازمانی یا ضعف در به کارگیری تکنولوژی در کم کردن حجم ارتباطات انسانی که منشأ بسیاری از مشکلات است در کنار نبود فرهنگ تعاون و همکاری از دیگر عوامل اثر گذار بر روابط بین سازمانهای بخش تعاون است که موجب نارضایتی تعاونگران از عملکرد حاکمیتی در این بخش و ناکارآمدی نهادی شده است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
پیشنهادهای نظارتی:
پیشنهادهای تقنینی:
1403/2/11
بررسی منابع، مصارف و چالشهای صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج
مروری بر قوانین بودجه سنواتی و سایر قوانین مرتبط با بیماریهای خاص و صعبالعلاج در کشور نشان میدهد که تأمین مالی مراقبتهای مربوط به این بیماریها تا پیش از تصویب بند «ن» تبصره «17» قانون بودجه سال 1401 دچار پراکندگی بود. بهنحویکه در طی سالهای 1395 تا 1400، از محلهای مختلف در قوانین بودجه سنواتی ازجمله بنیاد امور بیماریهای خاص، یارانه دارو و شیرخشک، درمان بیماران خاص و صعبالعلاج و کمک به مجمع خیرین سلامت، زنجیره امید، مؤسسه خیریه محکم و مؤسسه محک و بیماری اپیدرمولایزیس بلوزا و سلیاک، سازمان بیمه سلامت ایران در موضوع کمکهزینه درمان بیماران خاص (هموفیلی، تالاسمی، دیالیزی، سرطانی، ام اس)، هیئتامنای صرفهجویی ارزی در معالجه بیماران، کمک به مرکز مدیریت پیوند عضو (مدیریت بیماران نیازمند به پیوند)، کمک به تأمین هزینههای تحملناپذیر درمان (بیماران هموفیلی)، اعتباری معادل 75.366 میلیارد ریال در راستای حمایت از بیماران خاص، صعبالعلاج پیشبینی و مصوب شد.
بر این اساس، تشکیل صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج در سال 1401 با هدف تجمیع منابع و مدیریت آنها در ارائه حمایتهای بیمهای و مالی به بیماران نادر و صعبالعلاج و همچنین تدوین سند ملی بیماریهای نادر ایران در سال 1402 ازجمله اقدامات صورت گرفته در جهت مدیریت بیماریهای خاص و صعبالعلاج در کشور است.
با توجه به گذشت یک سال از تشکیل صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، در این گزارش وضعیت منابع و مصارف صندوق در طی سالهای 1401 و 1402 مورد ارزیابی قرار گرفته و چالشهای پیشروی آن بررسی و همچنین پیشنهادهای لازم در جهت بهبود وضعیت صندوق ارائه شده است.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
بررسی انجام گرفته نشان میدهد که تا پیش از تشکیل صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، حمایت از بیماریهای خاص محدود به 5 بیماری (هموفیلی، دیالیز، تالاسمی، ام اس و سرطان) با حدود 150 هزار بیمار مبتلا بود. اما با تشکیل این صندوق و با استناد به ماده (5) اساسنامه آن، تاکنون 107 گروه بیماری توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ابلاغ و تحت حمایتهای صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج قرار گرفته است. ، همچنین از مجموع بیماریهای ابلاغ شده ازسوی وزارت بهداشت، تاکنون بسته خدمتی (شامل هزینه آزمایش، بستری، پرتوپزشکی، تجهیزات، توانبخشی، خدمت پزشک، دارو، رادیوتراپی، ویزیت و دندانپزشکی) مربوط به 51 بیماری تدوین و در سامانههای مربوط به صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج در سطح دانشگاههای علوم پزشکی کشور و سازمانهای بیمهگر پایه بارگذاری شده، که مطابق آن بیماران میتوانند از مزایای صندوق بهرهمند شوند.
با توجه به اینکه مزایای صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج مازاد بر تعهدات بیمه پایه و تکمیلی بیمه شده است، بنابراین هزینههای خدمات مرتبط با بیماریهای خاص و صعبالعلاج پس از کسر سهم بیمه پایه و بیمه تکمیلی فرد، از محل اعتبارات صندوق پرداخت میشود.
براساس گزارش سازمان بیمه سلامت ایران، از ابتدای تشکیل صندوق تا آبانماه 1402، تعداد 1.953.280 نفر بیمار در صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج نشاندار شده و تحت حمایتهای این صندوق قرار گرفتهاند که از این تعداد 929.392 نفر مشمول بیمه تأمین اجتماعی بوده و مابقی افراد نشاندار شده (1.023.888 نفر) تحت پوشش بیمه سلامت ایران هستند. همچنین از مجموع بیماران نشاندار شده به تفکیک نوع بیماری، بیشترین تعداد بیماران بهترتیب مربوط به دیابت نوع دو، سرطانها، پرفشاری خون، دیابت نوع یک و ام اس هستند.
با استناد به قانون بودجه سالهای 1401 و 1402 و گزارش سازمان بیمه سلامت ایران، در قانون بودجه سال 1401، مبلغ 50.000 میلیارد ریال (از محل ردیف (18) تبصره «14») برای صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج در نظر گرفته شد که بر اساس گزارش سازمان بیمه سلامت ایران، 19.400 میلیارد ریال از آن (معادل 39 درصد از اعتبارات مصوب) تا پایان همان سال به صندوق تخصیصیافته و بیش از 60 درصد منابع (معادل 30.600 میلیارد ریال) به صندوق پرداخت نشده است. از مجموع منابع تخصیصیافته به صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، تا پایان سال 1401، معادل 17.870 میلیارد ریال (معادل 8.030 میلیارد ریال ابلاغ اعتبار به دستگاههای اجرایی (ازجمله سازمان تأمین اجتماعی، دانشگاههای علوم پزشکی و سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح) و حدود 5.870 میلیارد ریال بابت ارائه خدمات در بخش بستری (به بیماران نشاندارشدهی صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج) و پرداخت هزینهها از محل خسارتهای متفرقه و هزینههای خارج از شمول و همچنین 3.970 میلیارد ریال بابت خدمات سرپایی بهصورت برخط (اسناد الکترونیک)) هزینه شده و مابقی منابع (حدود 1500 میلیارد ریال) بهعنوان وجوه پرداخت نشده به سال مالی بعد منتقل شده است.
البته در قانون بودجه سال 1401، مبلغ 20.000 میلیارد ریال از محل تسهیلات قرضالحسنه (جهت کمک به بیماران صعبالعلاج، سرطانی، خاص و زوجهای نابارور) موضوع جزء «2» بند «ج» تبصره «16» قانون بودجه نیز برای بیماران تحت پوشش این صندوق مصوب شد که بهدلیل عدم تعیین سهم مشمولین صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج برخی از بیماران مبتلا به بیماریهای خاص و صعبالعلاج از طریق دانشگاههای علوم پزشکی کشور نسبت به اخذ تسهیلات مذکور اقدام کردهاند.
با استناد به گزارش سازمان بیمه سلامت ایران، در هشتماهه نخست سال 1402 نیز، از مجموع منابع مصوب شده در قانون بودجه سال 1402 (معادل 67.900 میلیارد ریال) صرفاً حدود 43 درصد آن (معادل 28.909 میلیارد ریال) به صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج تخصیص یافته است. از سرجمع منابع تخصیصیافته به صندوق در سال 1402 (28.909 میلیارد ریال) و وجوه هزینه نشده صندوق در سال 1401(حدود 1500 میلیارد ریال)، 1.100 میلیارد ریال به دستگاههای اجرایی (دانشگاههای علوم پزشکی و سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح) و همچنین معادل 29.795 میلیارد ریال در بخش سرپایی (بابت اسناد الکترونیک) توسط صندوق هزینه شده است. بنابراین مجموع هزینههای صندوق در هشتماهه نخست سال 1402، بدون در نظر نگرفتن هزینههای بستری، خسارت متفرقه و خارج از شمول، معادل 30.895 میلیارد ریال است.
اما بررسیهای انجام شده نشان میدهد که بهرغم منابع صرف شده و فعالیتهای صورت گرفته، همچنان اجرای سازوکارهای حمایتی صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج در کشور با چالشها و موانعی از قبیل: عدم تخصیص بخشی از منابع مصوب شده صندوق، کامل نبودن فرایند تبادل اطلاعات برخط میان سازمانهای بیمهگر و صندوق، عدم تکمیل و بهروزرسانی برخی سامانههای اطلاعاتی بیمارستانی (HIS) در بهرهمندی بیماران از مزایای صندوق، عدم ارتباط برخط بین بیمههای تکمیلی درمان با صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، عدم تعیین و تصویب بستههای خدمات برخی بیماریهای مشمول صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، فقدان نظام اطلاعاتی جهت برآورد منابع مورد نیاز،عدم یکپارچگی اعتبارات مرتبط با بیماران خاص و صعبالعلاج در قانون بودجه سال 1402، عدم ارتباط میان سند ملی بیماریهای نادر و سازوکارهای اجرای تعهدات صندوق روبهرو است که لازم است بهمنظور بهرهمندی بیشتر بیماران از مزایای صندوق و تحقق اهداف قانون، مرتفع شود.
البته باید در نظر داشت که اگرچه تشکیل صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، اقدام مثبتی در راستای حمایت از بیماران خاص و صعبالعلاج در کشور تلقی میشود، اما توجه به خدمات پیشگیرانه و ارتقای آن در مدیریت بیماریهای خاص و صعبالعلاج با هدف پیشگیری از بروز بیماری و یا تشخیص بههنگام آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. به این دلیل که میتواند ضمن کاهش تعداد بیماران مبتلا به این بیماریها و جلوگیری از شدت گرفتن بیماری افراد، در بلندمدت سبب کاهش ورودی صندوق و کاهش هزینههای صندوق در این خصوص شود.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با در نظر داشتن چالشهای پیشروی سازوکارهای اجرای تعهدات صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج در کشور، پیشنهاد میشود موارد ذیل در دستور کار سیاستگذاران و متولیان ذیربط قرار گیرد:
|
متن پیشنهاد |
تقنینی/ نظارتی/ سیاستی |
کمیسیون تخصصی/ دستگاه اجرایی مرتبط |
|
پیشبینی سازوکارهای تقویت رویکرد پیشگیریمحوری درخصوص بیماریهای خاص و صعبالعلاج (با هدف کاهش موارد ابتلا و جلوگیری از ورودیهای صندوق صعبالعلاج و تحمیل بار مالی بر آن) |
سیاستی |
کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان بیمه سلامت ایران |
|
تسریع در ایجاد سازوکارهای اتصال برخط بین بیمههای تکمیلی درمان با صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج |
سیاستی |
کمیسیون بهداشت و درمان، سازمان بیمه سلامت ایران، سازمان بیمه مرکزی ایران |
|
تسریع در پیادهسازی بستههای خدمتی بیماریهای خاص و صعبالعلاج در سامانههای اطلاعات بیمارستانی |
سیاستی |
کمیسیون بهداشت و درمان، سازمان بیمه سلامت ایران، مراکز ارائهدهنده خدمات بهداشتی درمانی |
|
تسریع در تعیین بستههای خدمات بیماریهای خاص و صعبالعلاج، براساس معیارهای مناسب و شفاف و با هدف تحقق نقطه بهینه حفاظت مالی از بیماران |
نظارتی |
کمیسیون بهداشت و درمان، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج، سازمان برنامه و بودجه، سازمانها و صندوقهای بیمهگر پایه و تکمیلی درمان |
|
برآورد دقیق، تأمین و تخصیص بهموقع منابع مورد نیاز بهمنظور پوشش گروههای بیماری و خدمات مربوطه |
تقنینی |
کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سازمان بیمه سلامت ایران، سازمان برنامه و بودجه کل کشور |
|
ارائه گزارش عملکرد دورهای صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج به کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی |
نظارتی |
کمیسیون بهداشت و درمان، سازمان بیمه سلامت ایران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی |
(19770)
1403/2/17
بسته راهبردی، نظارتی و تقنینی در حوزه تشکلهای کارگری در ایران
با رویکرد منابع قدرت (قدرت نهادی و قدرت اجتماعی)
بیان/شرح مسئله
پژوهشهای مختلف نشان میدهد وجود تشکلهای کارگری قدرتمند اگر همراه با موازنه قدرت بین این تشکلها و کارفرما و همراه با تنظیمگری مناسب دولت در محیط کار همراه شود، علاوهبر تأمین نیازهای نیروی انسانی، به توسعه و افزایش بهرهوری واحدهای کاری نیز کمکی قابلتوجه میکند. با وجود این حقیقت، چندین دهه است که تشکلهای کارگری در بسیاری از کشورهای جهان، با افت قدرت و کاهش قابلتوجه اقبال جامعه هدف مواجه شدهاند. در عصر سرمایهداری پسافوردیستی که ویژگی بارز آن کاهش هزینههای تولید و کنترل هرچه بیشتر محل کار از طریق کاربرد فناوریهای نوین، رواج انواع مشاغل غیررسمی، موقتیسازی قراردادهای کار و پراکندگی و تکهتکه شدن نیروی کار در زنجیرههای تأمین به گروههای اصلی و پیرامونی است، شکلگیری و توسعه تشکلهای کارگری با بحران مواجه شده است. بر این اساس یکی از اهداف اصلی سازمان بینالمللی کار در سالهای گذشته، تلاش برای احیای تشکلهای کارگری و ترمیم شکاف نمایندگی یا بهعبارت دیگر حل بحران نمایندگی بوده است.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
1403/2/16
اظهارنظر کارشناسی درباره: لایحه موافقت نامه همکاری بین جمهوری اسلامی ایران و
جمهوری پرتغال در حوزه های زبان، آموزش، فرهنگ، ورزش، جوانان، گردشگری و رسانه های جمعی
مسئله اصلی
انعقاد موافقتنامه همکاری بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری پرتغال و در حوزههای زبان، فرهنگ، ورزش، جوانان، گردشگری و رسانههای جمعی مستلزم نظارت مجلس شورای اسلامی است. اختیار قانونی تصویب چنین موافقتنامههایی توسط مجلس شورای اسلامی، در اصول هفتادوهفتم و یکصدوبیستوپنجم قانون اساسی مشاهده میشود.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
ایرادهای وارده به متن لایحه که در اجرای آن نیاز به نظارت دارد شامل موارد زیر است:
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
افزودن دو اصل هفتادوهفتم و یکصدوبیستوپنجم قانون اساسی در تبصره مادهواحده لایحه، راهکار مناسب برای اعمال مسئولیت قانونی مجلس شورای اسلامی نسبت به موافقتنامهها بین ایران و کشورهای دیگر و اصلاحات آن موافقتنامههاست. بنابراین پیشنهاد میشود کلیه موافقتنامههای مذکور با لحاظ این تبصره مورد مذاکره و سپس تصویب قرار گیرند. (1-19460)
1403/2/1
تولید و ترویج محتوای ادبی برای کودک و نوجوان؛ واکاوی سیاستی و راهکارهای تقنینی
بیان/ شرح مسئله
کودکی و نوجوانی، بنیادیترین و مهمترین دورانی است که در آن شخصیت، هویت و سبک زندگی افراد شکل میگیرد و نظامهای اعتقادی و ارزشی در نهاد آنان پایهریزی میشوند. با اینکه بخش زیادی از وظیفه هویتسازی و تنظیم سبک زندگی کودکان و نوجوانان برعهده نظام رسمی آموزشی و تربیتی است، سیطره محصولات و خدمات ادبی، هنری و رسانهای بر سبد مصرف فرهنگی کودکان و نوجوانان، تولید و مصرف محتوا در این زیستبوم را به ضرورتی راهبردی تبدیل کرده است. در این میان، محتوای ادبی میتواند در پویایی زیستبوم و الگوسازی در زمینه سبک زندگی، نقشی پررنگ داشته باشد. زیرا پیوند محتوای ادبی با زیباییها و جاذبههای هنری ناگسستنی بوده و در چنین بستر و قالبی، ظرفیت فراوانی برای انتقال پیامها و مفاهیم به ظریفترین و مؤثرترین شکل وجود دارد.
بنابر بررسی چارچوب سیاستی کنونی، سهم حوزه کودک و نوجوان در اسناد بالادستی ناکافی است. همچنین سیاستهای واضح، ملموس و هدفمندی در این زمینه وجود ندارد. در مصوبات و مقررات تخصصیتر نیز راهبردهای موجود کمرمق بوده و جامعیت لازم را ندارند. بررسی آرایش نهادی این حوزه نیز نشاندهنده فعالیت جزیرهای، موازیکاری و تشتت در تولیگری است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
کلیدیترین مسائل و چالشهای حوزه تولید و ترویج محتوای ادبی برای کودک و نوجوان از منظر سیاستی و تقنینی عبارتند از:
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بهمنظور ساماندهی و ارتقای تولید و ترویج محتوای ادبی برای کودکان و نوجوانان، راهکارهای سیاستی و تقنینی ذیل پیشنهاد میشوند:
1403/2/3
آسیبشناسی «طرح توانمندسازی زنان سرپرست خانوار»
بیان/ شرح مسئله
از زمان تصویب برنامه چهارم توسعه بهبعد (سال ۱۳۸۳)، تهیه و تصویب طرحی مبتنیبر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در برنامههای توسعه گنجانده شد که بتواند سیاستهای حمایتی پراکنده، ناموزون و ناهماهنگ دستگاههای حمایتی را سامان داده و همچنین زمینهها و الزامات قانونی را بهمنظور تقویت رویکرد توانافزایی برای زنان سرپرست خانوار فراهم آورد؛ ضرورتی که با اتمام اجرای برنامه ششم توسعه پس از گذشت سه برنامه هنوز عملی نشده است. ازاینرو، شناسایی قوانین و مطالعه بازتاب توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در متن آنها، بهعلاوه بررسی اقدامهای انجام شده در دستگاههای مختلف در راستای توانافزایی این قشر از زنان جامعه ضرورتی لازم است تا از این طریق زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زنان بهخصوص زنان سرپرست خانوار و احیای حقوق مادی و معنوی آنها که از اصلیترین ارزشهای قانون اساسی است، فراهم شود.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
در این گزارش، آسیبشناسی طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار به چهار دسته زیر تقسیم شده است:
۱. ایرادهای مربوط به پیشنیازهای قانونگذاری
۲. ایرادهای مرتبط با فرایند قانونگذاری
۳. ایرادهای مرتبط با محتوای قوانین
۴. ایرادهای مرتبط با طرحهای اجرایی توانمندسازی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
کاهش ایرادهای اشاره شده در بالا، مستلزم ارائه راهکارهایی دقیق، اجرایی و هماهنگ با دلایل و علل بروز ایرادهای شناسایی شده است. در گزارش حاضر پس از شناسایی دلایل و ریشههای مذکور، پیشنهادهایی بهشرح زیر ارائه شده است:
بازنگری قوانین مرتبط با زنان سرپرست خانوار، تحت پوشش دستگاههای حمایتی و تصویب قانونی جامع در ارتباط با آنها، با رویکردهایی همچون:
الف) تعیین متولی واحد برای تنظیمگری در ارائه خدمات حمایتی و توانافزایی زنان سرپرست خانوار در کشور،
ب) استقرار سامانه جامع و یکپارچه از وضعیت زنان سرپرست خانوار،
ج) برنامهریزی منطقهای و بومی در راستای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار. (19735)
1403/2/3
معماری نهادی دستگاههای ارتباطی - رسانهای ایران ۱. آسیبشناسی
بیان/ شرح مسئله
در حکمرانی رسانه بازیگران متعددی شامل سازمانها، نهادها، شوراهای عالی، دستگاهها ازجمله وزارتخانهها، اتحادیهها، اصناف و بخشهای خصوصی نقش دارند؛ بدون در نظر داشتن این نقشها و هماهنگی و همکاری تمامی این ساختارها، حل چالشهای حوزه رسانه ممتنع است. بهنظر میرسد یکی از علتهایی که باعث شده است تا به امروز مشکلات مدیریت رسانه در کشور حل نشده باقی بماند، نبود نگاه صحیح به موضوع رسانه و ارتباطات و توجه نکردن به اهمیت معماری نهادی در برنامهریزیها و بخشینگری است؛ لذا لازم است برای هر برنامه و راهکاری که در بخش رسانه ارائه میشود به معماری نهادی حکمرانی رسانهای توجه شده و تحلیل ساختاری آن نیز تهیه شود. در این راستا، بازآرایی و تعبیه نقشها و کارکردهای هرکدام از بازیگران در جهت راهیابی به حل مسائل و آسیبهای فعلی دستگاههای ارتباطی-رسانهای الزامی است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
رسانهها همواره در حال تکامل هستند؛ در گذشته هرکدام از رسانههای جمعی (روزنامه، رادیو و تلویزیون) در دوره تولد [ظهور] خود با عنوان رسانه مسلط شناخته میشدند، اما مدت زمان زیادی از دورههای تسلط رسانهای آنها نمیگذشت که رسانهی جدیدی ظهور پیدا میکرد. با تکثر رسانهها، دوره همزیستی شکل گرفت و اکنون با توسعه فناوریهای ارتباطی، عصر همگرایی رسانهها در حال رقم خوردن است. در این دوره ابعاد همگرایی به همگرایی در حیطهها و لایههای مختلف حکمرانی رسانه یعنی سیاستگذاری، قانونگذاری، نظارت، تنظیمگری و تسهیلگری تعمیم یافته است. اقتضائات جدید و تحولات در لایههای مختلف سپهر رسانهای، نظریههای جدید مدیریت رسانه را از اداره عمومی رسانهها به حکمرانی رسانهها سوق داده است. کموبیش این تغییر و تحولات در ساختار رسانهای کشورهای مختلف با هدف همگام شدن با رسانهها و کنترل و مدیریت آنها، خود را تغییر داده و شکل جدیدی گرفتهاند.
در این راستا، بهجهت احصای کارآمدی یا لزوم تغییر و تحول در معماری نهادی دستگاههای ارتباطی رسانهای ایران، پس از مطالعه علمی تحولات رسانه ابتدا سازمانها، نهادها و دستگاههای مرتبط با رسانه در قالب سیاستگذاران، قانونگذاران، نظارتگران، تنظیمگران و تسهیلگران با منطق لایههای مختلف نظام رسانهای احصا و تفکیک شدند؛ سپس ساختارها، قانونها و اسناد سیاستی جدیدی که از 14 سال اخیر بهجهت بهبود کارآمدی ایجاد و یا تغییر یافته بود، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. مجموع یافتهها منجر به این نتیجه شد که معماری نهادی دستگاههای ارتباطی-رسانهای متناسب با تحولات رسانهای حرکت نکرده و این بازماندگی موجب شده است، ساختارها گرفتار اقدامات پسینی و بیتأثیر شده و درنهایت مرجعیت و اعتماد به کلیت نظام رسانهای کاهش یابد.
از اصلیترین چالشها و آسیبهای احصا شده در ارزیابی معماری نهادی دستگاههای ارتباطی- رسانهای ایران مبتنیبر لایههای سیاستگذاری، قانونگذاری، نظارتگری، تنظیمگری و تسهیلگری، میتوان به این دسته از عناوین اشاره کرد:
1403/2/3
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (14): بخش فرهنگ و هنر
مسئله اصلی
قانون بودجه بهعنوان سند یکساله مالی دولت برای اداره کشور، مهمترین سندی است که میتوان رد سیاستهای دولت در حوزههای مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را دنبال کرد. لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ طبق اصلاحات انجام شده در ماده (۱۸۲) آییننامه داخلی، در دو بخش به مجلس تقدیم شد؛ بخش اول شامل ماده واحده مشتمل بر احکام مورد نیاز برای اجرای بودجه کل کشور، سقف منابع بودجه عمومی دولت به تفکیک درآمدها و واگذاری داراییهای سرمایهای و مالی و اجزای اصلی آنها، ترازهای عملیاتی، سرمایهای و مالی بودجه عمومی دولت و فروض برآورد منابع و مصارف بودجه بود که دولت بهصورت رسمی در اوایل سال 1402 تقدیم مجلس کرد اما بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ درباره جداول تفصیلی شامل ارقام بودجه در ابتدای سال 1403 اعلام وصول شد و لازم است بررسی این بخش بههمراه جداول و پیوستهای منتشر شده، صورت گیرد.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
لازم به ذکر است مجموع اعتبارات دستگاههای اصلی بخش فرهنگ و هنر در قانون بودجه 1402 مبلغ 77.320.018 میلیون ریال بوده که در برآورد سال 1403 به مبلغ 218.982.336 میلیون ریال افزایش یافته و حدود 183 درصد رشد پیدا کرده است. دلیل عمده افزایش مجموع اعتبارات بخش فرهنگ و هنر به افزایش اعتبارات اختصاصی دستگاههای «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی»، «سازمان امور سینمایی و سمعی-بصری» و «حوزه هنری انقلاب اسلامی» موضوع یک درصد از هزینههای شرکتهای دولتی بر میگردد. در لایحه بودجه سهم اعتبارات دستگاههای اصلی این بخش نسبت به مصارف بودجه عمومی دولت در حدود هشتدهم (0.77) درصد میباشد. (19737)
1403/2/3
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (12): ردیفهای اعتباری وزارت ورزش و جوانان
مسئله اصلی
بررسی لایحه بودجه سال 1403 بهصورت دو مرحلهای صورت میگیرد، که در مرحله دوم جداول، پیوستها و ردیفهای بودجه ارائه شده است. تغییرات اعمال شده نسبت به قانون بودجه 1402، میزان تطبیق بودجه با سال اول برنامه هفتم و همچنین میزان عملکرد اعتبارات بودجه 1402 موضوعاتی است که در این مرحله با تأکید بر وزارت ورزش و جوانان باید مورد توجه قرار گیرد.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
احداث ورزشگاه جدید با شماره ردیف 55000073 در شهر تهران و با ابلاغ اعتبار 100 میلیارد تومان به آن در فقدان سند آمایش سرزمین ورزش و مطالعات امکانسنجی لازم، غیرکارشناسی است که پیشنهاد میشود ردیف مذکور به توسعه، بازسازی و بهرهبرداری از ظرفیتهای اماکن ورزشی موجود اختصاص یابد. (19739)
1403/2/3
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (11): ردیفهای اعتباری وزارت میراث فرهنگی،
گردشگری و صنایع دستی در لایحه بودجه سال 1403
مسئله اصلی
مطابق تغییرات در مواد (180 و 182) آییننامه داخلی مجلس، رسیدگی به لایحه بودجه در دو مرحله صورت میگیرد. ازآنجاکه مرحله اول رسیدگی به تبصرههای بودجه در اسفندماه 1402 به پایان رسید، بررسی بخش دوم یا جداول و پیوستهای بودجه لازم بهنظر میرسد.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
1403/2/3
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (15): حوزه دین، ارشاد اسلامی و اوقاف
مسئله اصلی
یکی از اصلیترین عوامل موفقیت یک سیاست، برنامه یا قانون، ارزیابی پیش از اجراست که ضرورتی غیرقابلانکار در فرایند تهیه و تدوین سیاستها و برنامهها و تبدیل آنها به قانون دارد. اکنون که جزئیات لایحه بودجه سال 1403 توسط مجلس شورای اسلامی دریافت شده است و در حال بررسی در مجلس شورای اسلامی و در آستانه تصویب است، در گزارش پیشرو تلاش خواهد شد تا شمایی از اعتبارات حوزه دین، ارشاد اسلامی و اوقاف در این لایحه بههمراه مقایسه آنها با اعتبارات این حوزه در سال 1402 و همخوانی آنها با مواد برنامه هفتم و بخش اول بودجه سال 1403، بهعنوان ریلهای اصلیِ برنامهریزی حوزه دین، ارشاد اسلامی و اوقاف ارائه شود تا بتوان مبتنیبر این ارزیابی، مقدمات تصویب قانون بودجه منسجمتر و کارآمدتری را در حوزه مزبور برای سال 1403 رقم زد.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
بررسی لایحه بودجه سال 1403 در حوزه دین و تبلیغ حاکی است که بودجه پیشنهادی حوزه مزبور، حدود 30/4 هزار میلیارد تومان (رشد 67/5 درصدی) است. در میان دستگاههای بخش دین، ارشاد اسلامی و اوقاف بیشترین افزایش اعتبارات مربوط به «ستاد اقامه نماز» (با رشد 465/7 درصد) است. «مرکز رسیدگی به امور مساجد» (با رشد 278 درصد) و «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» (با رشد 240 درصد) در مراتب بعدی قرار دارند.
از میان 29 ردیف دستگاهی احصا شده در بخش دین و مذهب، بدون درنظرگرفتن درآمد اختصاصی فقط چهار دستگاه افزایش سرجمع اعتبارات بالای 50 درصد داشتهاند و 19 دستگاه افزایش سرجمع اعتبارات آنها کمتر از 25 درصد بوده است. بنابراین علت اصلی رشد بودجه، بهخاطر در نظرگرفتن درآمد اختصاصی -یعنی همان هزینهکرد 1% هزینههای شرکتهای دولتی در مصارف دینی و فرهنگی- در کنار اعتبارات هزینهای و تملک داراییهای سرمایهای سازمانها در لایحه بودجه سال 1403 است. همچنین از میان این دستگاهها، 24 عنوان میزان افزایش بودجه تملک داراییهای سرمایهای آنها کمتر از 25 درصد بوده است.
«مرکز خدمات حوزه علمیه قم» (با رشد 1/71- درصد) تنها دستگاهی است که بودجه تملک داراییهای سرمایهای آن کاهش یافته است. همچنین کمترین میزان افزایش اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای (با 0/02 درصد رشد) مربوط به «ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر» است.
بیشترین افزایش در اعتبار تملک داراییهای سرمایهای برای «شورای عالی حوزههای علمیه» و «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی»، بهترتیب با 89/05 و 31/90 درصد، در این لایحه لحاظ شده است، درحالیکه 24 دستگاه میانگین میزان افزایش بودجه تملک داراییهای سرمایهای آنها کمتر از 25 درصد بوده است.
در ردیفهای متفرقه نیز برای شانزده عنوان که مرتبط با بخش دین و تبلیغ است، اعتباری معادل 36,003,364 میلیون ریال (معادل 3.6 هزار میلیارد تومان) در نظر گرفته شده است. عمده این اعتبارات مربوط به تملک داراییهای سرمایهای است و بیشترین اعتبارات نیز برای ردیف «تأمین زیرساختها و هزینههای پشتیبانی از سفرهای زیارتی اربعین» است.
بررسیها نشان میدهد برنامههای بخش دین و تبلیغ دچار مشکلاتی بهخصوص در حوزه سنجههای عملکردی بوده که عملکرد مطلوب آنها را در سال پیشرو با چالشهایی روبهرو میکند. این موانع و چالشها عبارتند از: عدم تدوین برنامههایی در راستای تحقق برخی از مهمترین مواد حوزه دین و تبلیغ در لایحه برنامه هفتم توسعه، کلی بودن برنامهها، شفاف نبودن برخی از برنامهها، عدم توجه جدّی تدوینکنندگان لایحه به بودجهریزی عملیاتی و نظارتپذیری و شفافیت آن، پرداختن به سنجههای عملکردی و نه شاخص عملکرد (توجه به تعداد فعالیتها و نه کیفیت عملکرد / تحقق اهداف)، غلبه رویکرد کمّی در طراحی سنجههای عملکردی، نسبت نداشتن یا اثربخش نبودن سنجههای عملکردی برای برخی از برنامهها.
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
درنهایت، اگرچه آمار و ارقام بخش دین و مذهب نشانگر رشد در این حوزه بودهاند، اما عمده این تغییرات به درآمد اختصاصی دستگاهها باز میگردد که با توجه به حجم قابل توجه این اعتبارات -که در موارد متعددی چندین برابر اعتبارات هزینهای و تملک داراییهای سرمایهای پیشنهادی خود سازمانهای دینی و تبلیغی است- در کنار فقدان سنجههای عملکردی کیفی و واقعگرایانه که متناسب با ماهیت سازمانها و فعالیتهای فرهنگی باشند میتوان چنین گفت که اختصاص این حجم از اعتبارات بهصورت درآمد اختصاصی به معنای افزایش ناگهانی بودجه سازمانهای مزبور، بدون ایجاد اصلاحات لازم در ساختارهای بودجهای این دستگاهها است که تجربه ناموفق تخصیص اعتبارات یکدرصد هزینههای شرکتهای دولتی، بانکها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت در مصارف دینی و فرهنگی در سالهای گذشته، در اثرگذاری این نوع بودجهریزی تردیدهایی ایجاد خواهد کرد. بنابراین اگرچه تأمین منابع مالی کافی و بهموقع، شرط لازم اثرگذاری فعالیتهای دینی و تبلیغی است اما قطعاً اثربخشی این حجم از اعتبارات، پیش از هر چیزی نیازمند تأمین ضرورتهایی چون برنامهریزی عملیاتی و طراحی شاخصهای کیفی و مناسب جهت ارزیابی فعالیت این سازمانها است. (19741)
1403/2/4
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (16): حوزه رسانه و فضای مجازی
مسئله اصلی
قانون بودجه بهمثابه سند سیاستی سالیانه کشورهاست که با پیشبینی منابع درآمدی و تخصیص آن به محلهای مصرف بهنوعی اولویتهای یک سال کشور را مشخص میکند. ازاینرو با تخصیص منابع مالی بهصورت منطقی و بهینه میتوان، از ظرفیتهای خود بهترین استفاده را کرده و بهسوی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حرکت کرد. در این میان، بودجه رسانه برای پیشبرد اهداف فرهنگی کشور حائز اهمیت فراوان است؛ زیرا رسانه نقش حیاتی در شکلدهی به فرهنگ و هویت یک جامعه دارد. از این جهت بهمنظور بهبود رسانهها و فضای رسانهای کشور، تحلیل و ارزیابی دقیق از اعتبارات این بخش ضروری است. لذا با بررسی منابع مالی اختصاصیافته به رسانهها، میتوان نقاط قوت و ضعف مدیریت آنها را شناسایی کرد و برنامههای مناسب برای بهبود آنها را پیشنهاد داد. همچنین، با تحلیل نحوه پیشبینی بودجه برای رسانهها، میتوان بهبود عملکرد و کارایی آنها را تضمین کرده و اعتماد و مرجعیت رسانهای را ارتقا بخشید.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
لایحه بودجه سال 1403 کل کشور، بهعنوان نخستین قانون بودجه که براساس برنامه هفتم پیشرفت کشور تنظیم شده است، حدود 25 هزار میلیارد تومان را از بودجه عمومی کشور برای دستگاههای رسانهای در نظر گرفته است.
براساس اطلاعات مندرج در جداول (7) و (9) لایحه بودجه سال 1403 ارائه شده ازسوی دولت، اعتبارات پیشبینی شده برای دستگاههای مختلف مرتبط با حوزه رسانه و ارتباطات جمعی بهشرح زیر است:
سهم اعتبارات دستگاههای حوزه رسانه حدود 24.942 میلیارد تومان پیشبینی شده است که نسبت به سال گذشته که این عدد 15.694 میلیارد تومان بوده، 59 درصد افزایش داشته است. از کل این اعتبارات حوزه رسانه 98 درصد به سازمان صدا و سیما و 2 درصد از آن به خبرگزاریها و شورای نظارت بر صدا و سیما اختصاص یافته است. حدود 1.5 درصد به خبرگزاری جمهوری اسلامی، حدود 0.3 درصد به ایسنا و حدود 0.2 درصد هم درمجموع به شورای نظارت بر صدا و سیما، خبرگزاری خانه ملت و خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) اختصاص داده شده است.
در لایحه بودجه 1403 برخلاف سالهای پیش، برنامههای فصل رسانه بهطور جداگانه ذیل امور فرهنگ، تربیت بدنی و گردشگری نیامده است و از میزان اعتبارات برنامهها و عناوین آنها دادهای موجود نیست.
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
مهمترین یافتهها و پیشنهادهای حاصل از تحلیل جداول و پیوستهای لایحه بودجه 1403 کل کشور عبارتند از:
الف) ازآنجاکه در سالهای اخیر کاهش سهم درآمد اختصاصی سازمان صدا و سیما و افزایش اعتبارات عمومی آن منجر به کاهش حجم و میزان پخش تبلیغات بازرگانی در شبکههای تلویزیونی و رادیویی و سکوی اینترنتی تلوبیون نشده، ازاینرو پیشنهاد میشود که سنجههای قابل ارزیابی برای افزایش اعتبارات عمومی در ازای کاهش حجم تبلیغات بازرگانی به متن لایحه افزوده شود.
ب) ضروری است با پیشبینی اعتبارات مشخص برای اثربخش کردن شورای نظارت بهمنظور تقویت قانون نحوه اجرای اصل (175) قانون اساسی در بخش نظارت بهرهبرداری کرد.
ج) معیار و شاخص اختصاص ارقام به دستگاههای اجرایی در جدول تفصیلی منابع حاصل از بند «ب» تبصره «13» قانون بودجه سال 1403 (هزینهکرد یک درصد از هزینههای شرکتهای دولتی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری)، مبهم بوده و مشخص نیست و علاوهبر این بودجه اختصاص داده شده به سازمان صدا و سیما از محل بند مذکور ذیل اعتبارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار داده شده و شماره طبقهبندی جداگانه برای آن پیشبینی نشده است؛ ازاینرو پیشنهاد میشود موارد مزبور رفع ابهام شده و اقدامات قانونی لازم برای این منظور صورت گیرد. (19744)
1403/2/4
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (17): حوزه آموزش عالی، تحقیقات و فناوری
مسئله اصلی
بررسی لوایح بودجه سالیانه یکی از مهمترین ابزارهای مجلس شورای اسلامی در جهت نظارت بر عملکرد دولت و دستگاههای اجرایی در راستای اهداف و تکالیف قانونی آنهاست. همچنین، بررسی و تصویب لوایح بودجه موجب شفافیت مالی دولت و شفاف شدن برنامهها و اولویتهای دولت است. بهاینترتیب، نظارت مجلس بر سیاستها و اولویتهای دولت در حوزه آموزش عالی، تحقیقات و فناوری بهعنوان یکی از مهمترین حوزههای پیشران اقتصاد و صنعت در دنیای امروز، دارای اهمیت بسزایی است. لایحه بودجه سال 1403 برخلاف سالهای گذشته، بهموجب ماده (182) قانون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی در دو مرحله و دو بخش شامل مادهواحده و جداول تفصیلی مشتملبر ارقام بودجه بههمراه پیوستهای مرتبط ارائه شده است. البته لایحه بودجه سال 1403 بهصورت ناقص ارائه شده و فاقد فصول هزینهای در جدول شماره 2 و حذف جدول 6 مادهواحده درخصوص امور و فصول دهگانه و پیوست شماره 4 درخصوص ارائه برنامهها برحسب برنامه و فعالیت است که شفافیت لایحه بودجه را بهشدت کاهش میدهد و نظارتپذیری آن را با تردید مواجه میکند. بااینحال، هرچند با حذف جدول 6 مادهواحده و عدم ارائه برنامه قابل ارزیابی برای دستگاهها، امکان بررسی اعتبارات این حوزه از منظر امور، فصول و برنامه دستگاههای مختلف در بدو امر از بین رفته است، اما میتوان با بررسی اعتبارات دستگاههای اصلی حوزه آموزش عالی، تحقیقات و فناوری تا حدودی از وضعیت آنها بهلحاظ توانایی در پرداخت هزینههای مختلف و انجام وظایف آگاهی یافت و از این مسیر مجلس میتواند درخصوص تصویب، اصلاح یا عدم تصویب لایحه تصمیمگیری کند. لذا باید افزود بدون بررسی لوایح بودجه سالیانه که منطقاً باید برشهای یکساله از برنامههای توسعه باشند، نمیتوان میزان اجرا یا اهتمام دولتها بهاجرای برنامههای توسعه را سنجید.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
بررسی اعتبارات، جداول و پیوستهای لایحه بودجه سال 1403 در حوزه آموزش عالی و تحقیقات حائز یافتههای زیر است:
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
1403/2/8
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (۲۱): حوزه زنان، خانواده و جوانی جمعیت
مسئله اصلی
گزارش پیشرو به بررسی جداول تفضیلی اعتبارات حوزه زنان، خانواده و جوانی جمعیت در بخش دوم لایحه بودجه سال 1403، مقایسه رشد اعتبارات دستگاههای اصلی، سنجش میزان انطباق جداول با احکام بودجهای سال 1403، ارزیابی سنجههای عملکردی و ارائه پیشنهادهایی در این زمینه خواهد پرداخت.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
ازجمله نکات مثبت و متمایز بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 در مقایسه با سنوات گذشته پررنگتر دیده شدن و همچنین شفاف شدن موضوعات و دستگاههای مرتبط با قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در قالب جدول (23) است. این امر نقش قابلتوجهی در روشنتر شدن نحوه هزینهکرد این اعتبارات و بهویژه نظارت عملیاتیتر در فرایند بودجه اعمال میکند.
علاوهبر این روشن شدن سهم هریک از دستگاهها و هم چنین میزان اعتبار اختصاص یافته به آنها از منابع بند «ب» تبصره «۱۳» را باید ازجمله نکات مثبت دیگر لایحه بودجه سال 1403 در حوزه خانواده، زنان و جوانی جمعیت دانست.
نگاهی به سنجههای ارزیابی عملکرد دستگاههای سیاستگذار در حوزه زنان و خانواده در لایحه بودجه نشان میدهد این سنجهها از یکسو جامع و مبتنیبر شرح وظایف تخصصی دستگاهها طراحی نشده و ازسویدیگر مبنای پیشبینی مقدار 1403 در آنها روشن نیست. علاوهبر این عملیاتی نبودن برخی شاخصها جهت سنجش و عدم تطابق با برنامه هفتم پیشرفت از دیگر ایرادات این سنجههاست.
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
بر این اساس پیشنهاد میشود با هدف نظارتپذیرتر شدن و شفافتر شدن هزینهکرد اعتبارات حوزه زنان، خانواده و جوانی جمعیت موارد زیر در بخش دو لایحه بودجه سال 1403 اعمال شود:
- انتقال اعتبار تملک دارایی سرمایهای دبیرخانه ستاد حمایت از خانواده و جوانی جمعیت از جدول (9) ردیفهای متفرقه به جدول (7)
-انتقال ردیف دبیرخانه حمایت از خانواده و جوانی جمعیت از ذیل سازمان برنامه و بودجه به ذیل نهاد ریاست جمهوری
- پیشبینی بخشی از اعتبار جدول (12) برای موضوع ساماندهی روشهای جایگزین نوین در حوزه ناباروری و پوشش بیمه پایه آنها (حکم بند «ب» ماده (۸۱) مصوبه برنامه هفتم پیشرفت) از محل بخشی از اعتبارات بند «ترویج فرهنگ فرزندآوری و اقدامات مؤثر در راستای جوانی جمعیت».
- اصلاح و تکمیل سنجههای عملکردی حوزه زنان خانواده و جوانی جمعیت در جدول (7-2) مبتنیبر مصوبه برنامه هفتم پیشرفت وظایف تخصصی دستگاه.
- ضرورت توجه به موضوع اختصاص زمین رایگان برای خانوادههای دارای چهار فرزند و بیشتر زیر بیست سال و خانوادههایی که فرزند سوم آنها پس از قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به دنیا آمده، سامانه برخط برای صدور شناسه ویژه برای مادران دارای سه فرزند و بیشتر (ماده (۲۵) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت)، راهاندازی مراکز تسهیلات زایمانی در مناطقی که دسترسی یک ساعته به پزشک ندارند (ماده (۴۹) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت)، کاهش در سن بازنشستگی برای مادرانی که صاحب فرزند میشوند (بند «ت» ماده (۱۷) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت)، مهدکودک سازمانی (ماده (۲۲) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت)، بیمه درمان ناباروری (ماده (۴۳) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت)، توسعه فرهنگ واسطهگری در امر انتخاب همسر (ماده (۳۷) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت) در جدول (23) و اختصاص بخشی از اعتبار این جدول برای اجرایی شدن موارد یاد شده از محل بندهای «افزایش مشارکت و مردمیسازی و انجام فعالیت فرهنگی و ردیف اجرای احکام عمومی مندرج از قانون جوانی جمعیت».
- روشن کردن مصادیق عبارت «اجرای احکام عمومی مندرج از قانون جوانی جمعیت» در جدول (23) لایحه بودجه. (19753)
1403/2/8
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (20): وزارت آموزش و پرورش
مسئله اصلی
کل بودجه آموزش و پرورش در لایحه بودجه ۱۴۰۳ با احتساب ردیفهای متفرقه اعمال نشده (جدول ۹) درمجموع 278 هزار میلیارد تومان میباشد که این بهمعنای سهم 9/83 درصدی آموزش و پرورش از مصارف بودجه عمومی دولت است. با در نظر گرفتن اعتبارات جداول ۷ و ۹ لایحه، سرانه دانشآموزی در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰.۶ میلیون تومان است که نسبت به سال گذشته 16/7 درصد رشد داشته است. همچنین سرانه فعالیتهای پرورشی و امور تربیتی دانشآموزان رشد چشمگیری داشته و از ۶۹۰ هزار تومان برای هر دانشآموز به ۱ میلیون و ۳۴۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است.
نقاط قوت و ضعف طرح و لایحه
با وجود رشد حدود 17 درصدی بودجه آموزش و پرورش در لایحه بودجه ۱۴۰۳ نسبت به قانون بودجه ۱۴۰۲، اما سقف و توزیع اعتبارات در این وزارتخانه همچنان بهنوعی است که آموزش و پرورش را از قید مشکلات همیشگی و روزمره خارج نکرده و توان لازم برای تحول و حل مشکلات اساسی را ایجاد نمیکند. با اعتبارات پیشبینی شده، چالشهای بودجهای اصلی این وزارتخانه در سال پیشرو بهشرح ذیل خواهد بود:
- چالش در پرداخت حقوق و دستمزد فرهنگیان با کمبرآوردی ردیف «ادارات کل آموزش و پرورش استانها»،
- چالش در پرداخت مطالبات و معوقات فرهنگیان ازجمله پاداش پایانخدمت و حقالتدریس شاغلان و بازنشستهها،
- چالش در تأمین کاغذ کتب درسی با کمبرآوردی بودجه سازمان پژوهش و برنامهریزی درسی،
- توقف برنامههای ساخت، نوسازی و تخریب و بازسازی مدارس کشور با کمبرآوردی شدید اعتبارات تملکداراییهای سرمایهای سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس،
- چالش در مدیریت و افزایش ظرفیتهای پذیرش دانشگاه فرهنگیان با کمبرآوردی بودجه هزینهای دانشگاه،
- کمبرآوردی بودجه سازمان نهضت سوادآموزی با وجود تصویب وظایف جدید برای آن در برنامه هفتم پیشرفت،
- مشکل قطعی در تأمین خدمات ایابوذهاب رایگان دانشآموزان استثنایی در سال تحصیلی 1404–1403
- کسری اعتبار در پرداخت کامل پاداش پایان خدمات بازنشستگان سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ آموزش و پرورش.
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
علاوهبر آنچه که آمد، بودجه ۱۴۰۳ بهعنوان نخستین بودجه سنواتی در طول برنامه هفتم پیشرفت، نتوانسته است بهدرستی اهداف و احکام برنامه را پوشش دهد. ضمن آنکه اعتبارات در نظر گرفته شده نمیتواند تکالیف برنامه در سال اول اجرا را محقق سازد، در برنامه هفتم احکامی از قبیل موارد ذیل تصویب شد که اکنون در لایحه بودجه اثری از آنها مشاهده نمیشود و نیازمند بازبینی است:
- اختصاص دودهم واحد درصد از محل مالیات بر ارزش افزوده برای تخریب، بازسازی، مقاومسازی و تجهیز مدارس (ماده الحاقی (33) به ماده (118))
- افزایش سهم آموزش و پرورش از عوارض گاز مصرفی به ۴۰ درصد (بند الحاقی «3» ماده (92))
- تکلیف دولت به پرداخت مطالبات باقیمانده صندوق ذخیره فرهنگیان طی اجرای برنامه (بند «چ» ماده (88))
- پرداخت فوقالعاده خدمتگزاری و فوقالعاده سرایداری بهترتیب معادل سیوپنج درصد (۳۵%) و پنجاه درصد (۵۰%) از حداقل حقوق مندرج در قوانین بودجه سالانه به خدمتگزاران و خدمتگزاران سرایدار مدارس (تبصره بند «ب» ماده (88))
همچنین سنجههای عملکردی در نظر گرفته شده برای آموزش و پرورش در جدول (۲-۷) تناسبی با سنجههای تصویب شده در ماده (87) برنامه هفتم، و حتی با اعتبارات پیشبینی شده در لایحه بودجه، ندارد و دارای ایراداتی همچون ابهام در سنجه، آرمانگرایی و فاصله با واقعیت و فاقد قابلیت اندازهگیری میباشد که لازم به اصلاح و تطبیق با برنامه هفتم است. (19754)
1403/2/9
گزارش نظارتی واکاوی وضعیت سنجش رسانههای خدمت عمومی در ایران
(مطالعه موردی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)
بیان / شرح مسئله
رسانهها نقش مهمی در شکلدهی به نظرها و عقاید عمومی و حتی سیاستها و تصمیمات عمومی دارند. از این منظر همواره سنجش رسانهها برای اطمینان از شفافیت، دقت و صحت اطلاعات آنها ضروری است. با مفروض دانستن ارائه اطلاعات صحیح و شفاف، رسانهها این امکان را به شهروندان میدهند تا تصمیمگیریهای خود را درست و براساس اطلاعات کافی اتخاذ کنند. از دیگر سو همین رسانهها ممکن است در انتشار اخبار، تحلیلها و نقدها، اشکالهایی داشته باشند، ارزیابی رسانهها کمک میکند تا این اشکالها شناخته شده و بهموقع راهکارهای مناسب برای رفع آنها ارائه شود؛ ضمناً این کار، سبب میشود تا فرایند تصمیمگیری و عملکرد رسانهها قابلاعتماد و شفافتر شود که این مهم ارتقای سطح اعتماد عمومی به رسانهها را دربردارد؛ سنجش رسانهها بهطورکلی میتواند با شناسایی نقاط ضعف و نیازهای رسانه زمینه برنامهریزی مناسب برای بهبود عملکرد آنها را فراهم آورد.
در ایران مراکز مختلفی به پژوهشهای مرتبط با سنجش رسانهها (اعم از رسانههای خدمت عمومی، خصوصی و...) مشغول هستند و برخی از نتایج آن اغلب در قالب مقالات و گزارشهای پژوهشی منتشر میشود؛ کوشش این گزارش متمرکز بر آسیبشناسی پژوهشهای مرتبط با سنجشها، برای شناسایی ابزار، روشها و ابعاد مختلف سنجشهای مرتبط به رسانهها بهطور عام (و رادیو- تلویزیون خدمت عمومی بهطور خاص) است و از این منظر پژوهشهای متمرکز بر سنجش «صدا و سیما» را دستمایه مطالعه قرار داده است؛ مرحله نخست با شناسایی مراکز متولی این امر آغاز شده و مراکزی درون صدا و سیما و بیرون از آن مورد بررسی قرار گرفتهاند که مأموریت و هدف اصلی آنها سنجش رسانه صدا و سیماست و یا بسته به تقاضا و امکاناتشان، عهدهدار انجام سنجش از جهات مختلف (مخاطب، محتوا و ...) بودهاند.
ضمناً، در این گزارش، تلاش شد با توجه به تکثر مفاهیم این حوزه و طیف وسیعی از واژگان نظیر نظارت، ارزیابی، سنجش، پایش، ارزشیابی، افکارسنجی، مخاطبسنجی، تحلیل محتوا، رصد و... که هرکدام ناظر بر بعد و شاخص خاصی از این موضوع هستند، تصویری از کاربرد این کلمات در منابع علمی حوزه ارتباطات و رسانه (با تفکیک از سایر مطالعات مدیریت سازمانهای غیررسانهای) ارائه دهد و چنانکه در ادامه خواهد آمد؛ واژه «سنجش» را بهعنوان واژه اصلی برگزیده است و کاربرد سایر واژگان و معنای آن در مطالعات حوزه رسانه را نیز مشخص کرده است.
حاصل شناسایی مراکز عهده دار سنجش و یا مرتبط با امر سنجش رسانهها و نیز گفتگو با مدیران در مورد تحقیقات مرتبط، ابعاد، روشها، ابزار و نتایج، مشخص کرد بهدلیل محرمانگی، جزئیات و نتایج اغلب «سنجش»های انجام شده، برای غیر از رؤسای سازمان صدا و سیما و سفارشدهندگان طرحها؛ مردم، پژوهشگران و حتی مراکز و نهادهای همسو یا همکار در این حوزه غیرقابل دسترس است و علیرغم انباشت سرمایه انسانی، امکانات کمککننده یا بانک اطلاعات قوی در این مراکز، به یافتهها و نتایج این سنجشها دسترسی ندارند و با اطلاق «طبقهبندی محرمانه» به اکثر گزارش ها و نتایجِ سنجشها و عدم دسترسی مردم و سایر نهادهای همسو به آنها، ماده (19) قانون دسترسی آزاد به اطلاعات و نیز ماده (75) قانون برنامه هفتم پیشرفت، تحقق نخواهند یافت. در ادامه این گزارشِ نظارتی، نشان خواهد داد که حلقههای مفقوده انجام سنجشها کدامند و با انجام چه کارهایی میتوان، محدودیتها را به حداقل رساند و از امکانات موجود، برای کاربست نتایج سنجشها در بهبود وضعیت فعلی بهعنوان شاخصی از مرجعیت رسانهای، بیشترین استفاده را برد.
نظرات / یافتههای کلیدی
یکی از مهمترین و چشم گیرترین یافتههای این گزارش، عدم وجود حلقه اتصالی میان مراکزِ تحقیقاتی متمرکز بر امر سنجش صدا و سیما در بهرهوری از امکانات و نتایج تحقیقات یکدیگر است؛ اینکه جزایر پراکنده غنی از امکانات، با عدم التزام و تعهد در ارائه گزارش یافتهها به مردم در ارائه گزارش به مردم (علیرغم تأکیدات قانونی) با تکیه بر امکانات درونسازمانی مشغول سنجشها هستند و از نظر مشاوران و متخصصان دانشگاهی نیز چندان بهرهمند نمیشوند؛ مهمترین آسیب روند فعلی سنجش رسانههای خدمت عمومی مورد این پژوهش، محسوب میشود.
علاوه بر این، بهنظر میرسد «مخاطب» اگرچه در نظرسنجیهای مرتبط با اثرسنجیها، سنجش رضایت، افکارسنجی و... مورد مشارکت قرار میگیرد، اما اغلب از دسترسی به نتایج این سنجشها در سطوح مختلف بیبهره است و تأثیر چندانی از کاربست نظراتش در تغییر محتوای ارائه شده در صدا و سیما اعم از آنتن، کنداکتور و... نمیبیند (این مخاطبان شامل مردم، پژوهشگران و متخصصان این حوزه هستند). برای این مراکز التزام و مسئولیتی برای ارائه گزارش به مردم (علیرغم تأکیدات قانونی) و پاسخگویی نسبت به تغییرات ناشی از یافته های افکارسنجیها، در وظایف و ماموریتها، تعریف نشده است.
اطلاق محرمانگی به اغلب سنجشها نیز موجب برچسبهایی نظیر؛ عدم اعتبار و روایی ابزار و روشهای سنجش، مُهمل خوانده شدن دادهها و نتایج، شده است.
البته که چالشهای مورد اشاره در بالا، بیش از همه برآمده از مأموریتها و برنامه ها، اساسنامه و ... این مراکز است که وظیفه ارائه گزارش و یا نتایج به محققان، سایر نهادها و مخاطبان در آنها تعریف نشده و مورد غفلت قرار گرفته است و اکثر این سازمانها تنها متعهد به پاسخگویی به نهادها و رؤسای بالادستی خود هستند و نسبت به محققان و مخاطبان وظیفه و مسئولیتی برای پاسخگویی ندارند.
همچنین در اهداف، مأموریت ها و روند فعالیت های مراکز مورد مطالعه، اهتمام و ضمانت اجرایی لازم بر کاربستِ نتایج سنجشهای انجام شده دیده نشد؛ اینکه مرحله مشخصی پس از سنجشها متوجه و متمرکز بر اجرای پیشنهادهای برآمده از یافتهها باشد و گزارش اجرای آن را به اطلاع مدیران،نخبگان،محققان و مخاطبان برسانند.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
چنانکه گفته شد؛ گزارش حاضر بیش از همه متمرکز بر شناسایی مراکز و ارائه تصویری از روند انجام سنجشها بوده است و در این مرحله تمرکز بر ارائه پیشنهاد سیاستی یا تقنین نبوده است؛ بااینهمه با توجه به آنچه از سازوکار سنجش رسانهها در نهادهای وابسته به صدا و سیما و مراکز مستقل همسو، از خلال مطالعات اسنادی و گفتگوها در این گزارش احصا شده است؛ میتوان با تکیه بر سرمایه انسانی، بانک دادهها و تجربه پژوهشهای سالهای متمادی، ضمن جلب مشارکت متخصصان و صاحبنظران دانشگاهی و پژوهشیِ مرتبط با این حوزه و حتی مخاطبان، به راهکارهایی برای بهبود فرایندهای فعلی دست یافت که الزامات تحقق مرجعیت رسانهای را با مطمحنظر داشتن اقتضائات صحیح سنجش رسانههای خدمت عمومی، فراهم میآورد.
مشارکت مراکز تحقیقاتی و نظارتی همراه با بازتعریف وظایف، تعهدات و نقشها، مسئولیت و پاسخگویی نسبت به روند انجام سنجشها و نتایج استخراجشده، تقویتکننده سنجش رسانههای خدمت عمومی در ایران خواهند بود و ضمن تجمیع دادهها و تأمین ابزار لازم برای تحقیقات با سایر مراکز یا نهادهای همسو میتوانند بهشرط برخورداری از صلاحیت لازم، از نتایج گزارشهای طبقهبندی شده نیز بهره ببرند. با این کار علاوه بر جلوگیری از موازیکاریهای پژوهشی میتوان با استفاده از فناوریهای نوین رسانهای (نظیر ابزار تسهیلکننده هوش مصنوعی در تجمیع و تحلیل دادهها)، مانع از اتلاف هزینهها شد و با همافزاییها، فرایندها و روندهای فعلی نظارت و ارزیابیها را بهبود بخشید.
ضمناً با تعریف جایگاه مخاطب در بهرهمندی از نتایج پژوهشها در قالب تأثیر نتایج سنجشها در محتوای ارائه شده، براساس نظر مخاطبان، میتوان به راهکارهای تحقق مرجعیت رسانهای دست یافت.
سطحبندی نوع و میزان دسترسی به اطلاعات مربوط به سنجشها (اعم از ابزار، روش، نمونه و...)، بازنگری در اهداف و مأموریت مراکز متولی نظارت بر صدا و سیما با تأکید بر لزوم پاسخگویی به مخاطبان و مردم، به اشتراکگذاری نتایج سنجشها، ورود یک نهاد فراسازمانی (یا یکی از مراکز فعلی متولی سنجشها) بهمنظور همافزایی سنجشهای رسانهای، تعریف مسئولیت برای شورای نظارت بر صدا و سیما جهت نظارت بر کاربست نتایج سنجشها در عملکرد آتی و حسن انجام آن و نیز تغییر جایگاه مخاطب از مشارکتکنندهِ صرف در نظرسنجیها، به عامل مؤثر بر محتوای رسانه، بدونشک نیازمند بازتعریف یا اصلاح مأموریتها و اهداف برخی از این مراکز درونی و بیرونی صدا و سیما بهعنوان متولی امر سنجش خواهد بود که در این طرح تنها بهصورت مقدمه و راهکار اولیه ارائه شده است تا در طرحی جامع ناظر بر آسیبشناسی سنجش رسانههای خدمت عمومی، مفصلاً و با جزئیات به آن پرداخته شود.
این امر میتواند با راهکارهای زیر محقق شود:
بازتعریف نقش مخاطب و مردم در تعریف وظایف، اهداف و مأموریتهای مراکز متولی(بازنگری در وظایف محوله به این نهادها و مراکز)
بازنگری در طبقهبندی محرمانگی نتایج و تعریف سطح کاربری دسترسی مردم، نخبگان، مراکز همسو و پژوهشگران با هدف سهولت دسترسی مخاطبان به نتایج گزارشها.
تعریف سازوکار مشخص برای کاربست نتایج و یافتههای سنجشها و اعمال آن در عملکرد آتی برای افزایش اعتماد مخاطبان و مشارکت پژوهشگران این حوزه با اعتماد به نتیجهبخش و مؤثر بودن مشارکت در سنجشها و مشاهده تأثیرات آنها؛ این امر میتواند با تعریف الزامات قانونی مشخص برای اعمال نتایج نظرسنجیها در اجرای طرحها و برنامهها عملی شود.
تعریف نهاد یا مرکزی از میان یا فرای این مراکز جهت تجمیع یافته ها و کاربست نتایج با ماموریت تامین ضمانت اجرایی لازم برای تغییرات ناشی از نتایج سنجشها و اعلام آن به مخاطبان و نهادهای همسو یا فرداستی. (برای مثال شورای نظارت بر صدا و سیما، به طور مشخص، متولی و مسئول بررسی تأثیر نتایج سنجشها بر حسن انجام و روند فعالیتها و عملکرد آتی سازمان صدا و سیما باشد.) (19760)
1403/2/19
الزامات زمینهای ارتقای تولید و مصرف محتوای بومی صوت و تصویر فراگیر
در بستر شبکه ملی اطلاعات و رسانههای اجتماعی و ارائه پیشنویس سیاستی
بیان/ شرح مسئله
شبکه ملی اطلاعات و رسانههای اجتماعی، ظرفیت منحصربهفردی برای ارتقای تولید و مصرف محتواهای بومی بازار صوت و تصویر فراگیر در اختیار دارند. شکوفایی این بازار طبیعتاً میتواند به شکوفایی دیگر بازارهای رسانهای و بهطور کلی اقتصاد رسانه در کشور منجر شود. بنابراین، این پژوهش بهدنبال فهم عناصر یا پویاییهای (دینامیکها)، زمینهای است که میتوانند چنین اتفاقی را رقم بزنند. این عناصر در ارتباطات و علوم رسانه بهمعنای زمینهسازی محیط ارتباطاتی برای رسیدن به حداکثر بازدهی است. با توجه به ضرورتهای فرهنگی و عقیدتی انقلاب اسلامی، اساس و بنیان بازار صوت و تصویر فراگیر، طبیعتاً نه سرمایهداریِ بازار آزاد و نه نئولیبرالیسم است، بلکه بنیانهای فرهنگی است که شالوده این بازار را میسازد و گسترش و تعالی آن را رقم میزند.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پویاییها یا عناصر زمینهای برای ارتقای تولید و مصرف محتواهای بومی در بازار صوت و تصویر فراگیر به پنج دسته تقسیم میشوند: 1. تعاملات میان بازیگران مختلف، 2. مزیتهای رقابتی بازار صوت و تصویر فراگیر، 3. مؤلفههای شناختی و روانی بازار، 4. هنجارهای رسمی و غیررسمی و 5. برهمکنش بازار صوت و تصویر فراگیر با دیگر بازارها.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
از مهمترین سیاستها میتوان به این موارد اشاره کرد: 1. نهادسازی برای تنظیمگری، 2. ایجاد یک بازار رقابتی داخلی و پایداری صنعت، 3. حمایت از تولید، نشر و مصرف محتوای سازگار با فرهنگ ایرانی- اسلامی، 4. حمایت حقوقی، فنی و مالی از توسعه زیستبوم محتوای بومی، 5. تنظیمگری براساس رویکرد مقرراتگذاری نوین، 6. مخاطبمحوری و حمایت از حقوق ذینفعان. (19777)
1403/2/25
گزارش نظارتی بر اجرای مواد ( 1، 2، 3 و 4) قانون حمایت از هنرمندان،
استادکاران و فعالان صنایع دستی (مصوب 1396/10/26)
شرح / بیان مسئله
صنایع دستی علاوهبر نقش مؤثری که در ترویج فرهنگ بومی و تاریخی کشور ایفا میکند، از ظرفیت بالایی در ایجاد اشتغال و درآمدزایی نیز برخوردار است. نکته حائز اهمیت آن است که صنایع دستی بیش از هر کسبوکار دیگری به هنر و خلاقیت هنرمندان و استادکاران این حوزه وابسته است. ازاینرو قانون حمایت از هنرمندان، استادکاران و فعالان صنایع دستی مجموعه احکامی است که با هدف حمایت از حقوق مادی و معنوی آنان طرح توجیهی آن تهیه و به مجلس ارائه شد؛ اما بهدلیل عدم تحقق کامل این قانون و عملکرد نامطلوب دستگاههای متولی، نتوانست حمایت را از هنرمندان، صنعتگران، استادکاران و فعالان صنایع دستی بافندگان فرش دستباف به عمل آورد.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
1403/2/2
اظهارنظر کارشناسی درباره: «طرح اصلاح قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز»
بیان / شرح مسئله
با گذشت بیش از دوازده سال از تصویب قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز، برخی ایرادات و خلاءهای قانونی در این خصوص مورد شناسایی قرار گرفته است. طرح اصلاح قانون مزبور با هدف رفع این ایرادها و خلأها بهصورت یک فوریت مورد تصویب قرار گرفته است. اصلاحات مورد توجه در این طرح از آن جهت حائز اهمیت است که موضوع قاچاق سلاح و مهمات بهدلایل مختلف امنیتی و سیاسی و اجتماعی دارای آثار و پیامدهای منفی برای کشور میباشد و حفظ و ارتقا بازدارندگی مجازاتها در کنار سایر اقدامات پیشگیرانه در کنترل قاچاق سلاح و اقدامات مجرمانه مرتبط با سلاح غیر مجاز دارای اهمیت به سزایی میباشد. در مصوبه کمیسیون سعی شدهاست این اهداف مورد توجه قرار گیرد و اصلاحات مورد اشاره در قانون فعلی صورت گیرد.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز در خصوص مجازاتهای مقرر برای قاچاق سلاح و مجازاتهای سایر رفتارهای مجرمانه مرتبط با سلاحهای غیر مجاز نیازمند اصلاح و بازنگری میباشد. همچنین برخی خلأهای قانونی در راستای مواجهه مؤثرتر با پدیده قاچاق سلاح وجود دارد که این موارد نیز باید در اصلاح قانون مورد توجه قرار گیرد. مصوبه کمسیون قضائی حقوقی اهداف مذکور را تا حد زیادی تأمین نمودهاست البته این مصوبه در مواردی از نظر ویرایشی نیازمند اصلاح میباشد.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز مصوب (1390) در محورهای زیر نیازمند اصلاحات تقنینی میباشد:
همچنین رفع برخی موارد ویرایشی در مصوبه کمیسیون به شرح زیر مورد پیشنهاد میباشد:
1403/2/9
بررسی سازوکارهای اجرای سیاستهای کلی نظام
بیان / شرح مسئله
سیاستهای کلی نظام به مثابه عالیترین سطح از قواعد حقوقی لازمالاجرا در نظام حقوقی کشور پس از قانون اساسی، -که تعیین آن یکی از وظایف و اختیارات مقام معظم رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحتنظام در اجرای بند «1» اصل یکصدودهم قانون اساسی است، نیازمند ایجاد سازوکارهای لازم برای اجراست. بر همین اساس نظارت بر حسن اجرای این سیاستها نیز طبق بند «2» همین اصل در صلاحیت مقام معظم رهبری ذکر شدهاست. یکی از چالشهای مهم حوزه تصویب سیاست در نظام حقوقی، پیگیری اجرای آن است. بر خلاف قوانین و مقررات که ضوابط دقیقتر و جزئیتری دارند، سیاست، کلی است و سازوکارهای نظارتی آن نیز مانند نقض قوانین و مقررات نیست. بنابراین پیشبینی راهکارهایی برای تحقق هرچه بیشتر سیاستها، ضروری بوده که در این گزارش ابعاد آن مورد واکاوی قرار گرفته است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
تحقق سیاستها نیازمند توجه به دو ساحت است:
نخست؛ ساحت تدوین و تعیین سیاستها که نیازمند شناخت درست از مفهوم و شاخصهای «سیاست» است و هرچه حدود آن بیشتر مشخص باشد، جایگاه آن نیز بالاتر خواهد بود. دوم؛ ساحت پس از تعیین، که مستقیماً مربوط به حوزه «نظارت» بر حسناجرا یا تحقق این سیاستها و یکی از مهمترین سازوکارها برای اجرایی شدن آن است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
مهمترین تبلور نظارت بر اجرای سیاستها در آییننامه نظارت مجمع تشخیص مصلحتنظام است که میتواند تکمیل شده و ارتقا پیدا کند. (19762)
1402/12/26
روزآمدسازی سند تحول قضائی با تأکید بر حمایت حقوقی از بهبود محیط کسبوکار
بیان/ شرح مسئله
پس از تصریح سیاست کلی برنامه هفتم مبنی بر روزآمدسازی سند تحول قضائی و اجرای آن با تأکید بر حمایت حقوقی و قضائی از سرمایهگذاری، امنیت اقتصادی و بهبود محیط کسبوکار، تحلیل انتقادی سازوکارهای حقوقی سند تحول برای بهبود محیط کسبوکار، مورد سؤال است. پس از بررسی وضع موجود سند تحول در خصوص حمایت حقوقی از بهبود محیط کسبوکار، نکاتی در خصوص وضع مطلوب بیان میشود.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
سند تحول قضائی بهعنوان یک سند سیاستی، باید حاوی سازوکارهای جزئی، دقیق و شفاف بههمراه بازه زمانی مشخص جهت تحقق هر یک، اولویتها و سناریوها و در نهایت جدول منابع و مصارف باشد. همچنین جهت بهبود محیط کسبوکار، باید در فرایندی مستمر تعارض منافع شکلگرفته در نظام اقتصادی شناسایی شود و برای همسوسازی منافع ذینفعان، تدابیر حقوقی لازم اندیشیده شود. بهجهت ماهیتی که کسبوکار دارد، همواره انواع جدیدی از تعارضات در آن شکل میگیرد که پیش از این مطرح نبوده است. بنابراین، نگارش سندی پویا که پیوسته در حال بهروزرسانی است، به بهبود محیط کسبوکار کمک میکند نه آنکه از سندی که از پویایی لازم برخوردار نیست، انتظار چنین بهبودی را داشت. (19764)
1402/12/26
روزآمدسازی سند تحول قضائی با تأکید بر حمایت قضائی از بهبود محیط کسبوکار
بیان/ شرح مسئله
پس از تصریح سیاست کلی برنامه هفتم مبنی بر روزآمدسازی سند تحول قضایی و اجرای آن با تأکید بر حمایت قضایی از بهبود محیط کسبوکار، تحلیل انتقادی سازوکارهای حقوقی سند تحول برای بهبود محیط کسبوکار، مورد سوال است. پس از بررسی وضع موجود سند تحول، نکاتی در خصوص وضع مطلوب بیان میشود.
نقطه نظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
جهت حمایت قضایی از بهبود محیط کسبوکار، باید در فرایندی مستمر، تعارض منافع شکلگرفته در نظام اقتصادی شناسایی شود و برای همسوسازی منافع ذینفعان، تدابیر حقوقی-قضائی و سازمانی لازم اندیشیده شود. بهجهت ماهیتی که کسبوکار دارد، همواره انواع جدیدی از تعارضات در آن شکل میگیرد که پیش از این مطرح نبوده است. بنابراین، نگارش سندی پویا که پیوسته در حال بهروزرسانی است، به بهبود محیط کسبوکار کمک میکند؛ نمیتوان از سندی که از پویایی لازم برخوردار نیست، انتظار چنین بهبودی را داشت. (19765)
1402/12/26
روزآمدسازی سند تحول قضائی با تأکید بر حمایت قضائی از امنیت اقتصادی و سرمایهگذاری (1):
بیان / شرح مسئله
پس از تصریح سیاست کلی برنامه هفتم بر روزآمدسازی سند تحول قضائی و اجرای آن با تأکید بر حمایت قضائی از سرمایهگذاری و امنیت اقتصادی، تحلیل انتقادی سازوکارهای قضائی سند تحول در این زمینه، مورد سؤال است. سازوکارهای حمایت قضائی سند تحول برای بهبود امنیت اقتصادی و سرمایهگذاری در حوزه رسیدگی تخصصی و سریع به دعاوی، مورد بررسی است. در این پژوهش با بررسی وضع موجود سند تحول، نکاتی در خصوص وضع مطلوب بیان میشود.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
سند تحول قضائی در هر یک از محورهای اصلی رسیدگی تخصصی و سریع به دعاوی، نیازمند بازنگری بوده و راهکارها و راهبردهای متعددی جهت پوشش آسیبها و خلأهای مذکور در سند تحول ارائه شده است که از جمله میتوان به «تنظیم شعب تخصصی»، «ایجاد تعامل و هم افزایی میان مقامات قضائی شعب تخصصی»، «انتخاب قضات شایسته برای شعب تخصصی»، «بهرهگیری از اصول حمایتی در تفسیر قوانین و مقررات»، «رسیدگی خارج از نوبت و دارای اولویت برای برخی پروندههای مربوطه»، «تقویت و توانمندسازی نهادهای داوری تجاری و اقتصادی»، «گسترش درج شرط مراجعه به داوری در قراردادهای اقتصادی» و «تهیه فهرست مشخصی از موضوعات فاقد اثر در صورت رسیدگی مجدد» اشاره کرد. (19766)
1402/12/26
روزآمدسازی سند تحول قضائی با تأکید بر حمایت حقوقی از سرمایهگذاری و امنیت اقتصادی (1):
تأثیرات مثبت قوهقضائیه بر قانونگذاری و مقرراتگذاری
بیان/ شرح مسئله
پس از تصریح سیاست کلی برنامه هفتم بر روزآمدسازی سند تحول قضائی و اجرای آن با تأکید بر حمایت حقوقی از سرمایهگذاری و امنیت اقتصادی، تحلیل انتقادی سازوکارهای قضائی سند تحول قضائی در این زمینه، مورد سؤال است.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
سند تحول قضائی در سه محور:
1403/2/25
ساماندهی محتوای اساسنامه شرکتهای دولتی نقد رویهها و ارائه الگوی مطلوب
بیان/ شرح مسئله
اولین بار مقنن در قانون تجارت مصوب 1311 ، محتوا و چارچوب متن اساسنامه شرکتهای تجاری را تعیین کرد و سپس در اصلاح قانون مذکور در سال 1347 ، تغییراتی در آن انجام داد. قوه مقننه و دولت نیز در هنگام تدوین اساسنامه شرکتهای دولتی در اکثر موارد از این چارچوب تبعیت کردهاند، ولی بعد از نود سال نوآوری و ابتکاری در جهت کارآمدی و ایجاد نظام اداری صحیح و صرفه جویی در وقت و بهره گیری از ظرفیت برای پرداختن به سایر امور ضروری، آن گونه که باید صورت نگرفتهاست و اینکه محتوای اساسنامه مصوب باید شامل چه موضوعاتی باشد و آیا میتوان این محتوا را بهنحوی ساماندهی کرد که وقت مجلس و دولت صرف تصویب و تکرار موضوعات یکسان و مشابه نشود، مورد توجه کافی قرار نگرفتهاست. در این نوشتار سعی شدهاست تا راهکاری برای چالش مذکور ارائه شود.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
با تدقیق در محتوای اساسنامههای شرکتهای دولتی، میتوان اقدام به تنسیق و تنظیم محتوای اساسنامه به تفکیک امور مشترک و اختصاصی کرد که نتیجه آن تعیین تکلیف قسمت اعظم اساسنامه و تمرکز بیشتر مواد و احکام اساسنامه در یک قانون واحد و بهتبع آن کاهش حجم قابل توجهی از مواد و احکام اساسنامه میباشد و زمان و ظرفیتی که مجلس و هیئتوزیران برای تصویب اساسنامه میگذارند، کاهش مییابد و فرصت کافی برای رسیدگی به سایر موضوعات مهم دارای اولویت برای هر دو نهاد فراهم میشود. در این راستا برای ساماندهی اساسنامه شرکتهای دولتی، سه مسئله حائز اهمیت است:
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
1403/2/5
الگوهای نظارت همگانی و مردمیسازی در مجالس قانونگذاری دنیا
بیان/ شرح مسئله
یکی از اولویتهای پارلمانهای ملی برای شفافسازی عملکرد پارلمان، تقویت تعاملات دوسویه بین شهروندان و قانونگذاران است. پایش، غربالگری و ترتیب اثر دادن به مطالبات مشروع و قانونی شهروندان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، یکی از ملزومات تقویت نظام مردمسالاری دینی با تأکید بر مؤلفههای نظارت همگانی است. نظارت همگانی در ذیل نظارت «غیررسمی»، «مردمی» و «عمومی» آورده میشود و به دو صورت «سازمانی» و «انفرادی» بروز و ظهور مییابد. «مردمیسازی» به مفهوم رفع موانع حضور مردم و اندیشههای نو در چرخه تصمیمگیری و مقابله با ابرچالشها و نظام مسائل اساسی فراروی کشور با اراده، خواست و مشارکت فعال همه آحاد جامعه است.
نقطه نظرات/ یافتههای کلیدی
مهمترین یافتههای پژوهشی و شیوههای ارتقای نظارت همگانی و مردمیسازی فعالیتهای مجلس شورای اسلامی عبارتند از:
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
برخی تدابیر و الزامات افزایش سهم نظارت همگانی در فرایند مردمیسازی کارکردهای مجلس شورای اسلامی عبارتند از:
ایجاد سامانه نظارت همگانی برخط بر جلسات کمیسیونهای تخصصی به یکی از رویههای مرسوم مجالس قانونگذاری دنیا، برای هوشمندسازی جلسات کمیسیونهای تخصصی تبدیل شده است. بهطوریکه اغلب پارلمانهای دنیا با تلفیق دو پدیده هوشمندسازی و مردمیسازی، بهدنبال افزایش عیار نظارت مستمر مردم بر فعالیت قانونگذاران هستند. برای مثال برای هریک از کمیتههای دائمی مجلس شورای پاکستان، وبسایتی تعبیه شده است که تمامی مباحث مطروحه در کمیسیون، جلسات استماع، مذاکرات دیپلماتیک رئیس کمیسیون با همتایان خود و همچنین آخرین وضعیت یک لایحه در کمیسیون، مورد داوری نظارت مستمر مردم قرار دارد. استفاده از این شیوه در کمیسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، موجب ارتقای کیفیت نظارت همگانی بر فعالیت کمیسیونهای تخصصی قوه مقننه میشود.
نظارت میدانی، ابتکار مجلس یازدهم در عرصه مردمباوری و مردمیسازی فعالیتهای نظارتی قوه مقننه بوده است که در صورت استفاده از ظرفیتهای فناورانه و ایجاد سامانه یکپارچه دادهها برای تفکیک دغدغههای ملی و استانی، مسیر نوینی را برای مردمیسازی فعالیتهای مجلس شورای اسلامی خواهد گشود. یکی از تدابیری که بازخورد نظارت همگانی بر کارآمدی پارلمان را افزایش میدهد، تهیه پیوستار نظارت میدانی و ترسیم نحوه اجرای آن در خصوص برخی تصمیمهای کلیدی مجلس شورای اسلامی است. توصیه میشود قبل از آغاز دوره جدید مجلس شورای اسلامی با هدف بالا بردن مشارکت مردمی در چرخه مدیریت نظام مسائل اساسی کشور، همسو با تهیه سند راهبرد چهارساله قوه مقننه، سند پیوست نحوه نظارت همگانی و مردمیسازی هریک از اولویتهای تقنینی، نظارت و دیپلماسی پارلمانی نیز تبیین شود.
بارگذاری سامانه هوشمند نظارت میدانی، نقش بسیار سازندهای در ارتقای کیفیت، دقت و سرعت نظارت همگانی بر دستگاههای اجرایی ایفا کرده و نمایندگان بهصورت مستقیم بازخورد مصوباتشان را در جامعه هدف و حوزه اجرا مشاهده میکنند. به همین دلیل جداسازی موضوعهای راهبردی که مستلزم نظارت میدانی است، نهتنها عیار مردمباوری قوه مقننه را افزایش میدهد بلکه در نگاه تحولی شهروندان به جایگاه راهبردی مجلس شورای اسلامی نیز بسیار حائز اهمیت است.
یکی از ابتکارات مرکز پژوهشها در دوره مجلس یازدهم، ایجاد مرکز افکارسنجی خانه ملت بوده است. تجمیع و پردازش دادههای این مرکز در کنار تجمیع دادههای دفاتر کاری نمایندگان در حوزههای انتخابیه، مطالعات میدانی اندیشکدههای حکمرانی قانونگذاری استانی و همچنین پردازش و دادهکاوی مطالبات پارلمانی شهروندان در اصحاب رسانه میتواند تا حدودی به شناسایی، غربالگری و اشتراکگذاری دغدغههای مشترک حکمرانی از دریچه منظومه فکری آحاد جامعه کمک کند.
توسعه زیرساختهای نظارت پارلمانی دیجیتال و مجالس باز، یکی از خلاقیتهای مجالس دنیا برای ارتباط مستمر با گستره عمومی است.
ایجاد زیرساختهای لازم برای پخش رسانهای و برخط جلسات فراکسیونهای قوه مقننه، به مردمیسازی و ارتقای کارایی فراکسیونهای مجلس شورای اسلامی کمک میکند. در اغلب مجالس قانونگذاری دنیا، احزاب و فراکسیونهای پارلمانی، نقش واسطهای و میانی را در همپوشانی سیاستهای کلان مجلس با دغدغههای مردم ایفا میکنند.
در سالهای اخیر ابتکارات و نوآوریهایی توسط مجالس ملی در حوزه نظارت همگانی در اجلاسهای بهاره و پاییزه اتحادیه بینالمجالس جهانی، مجمع مجالس آسیایی و برخی اتحادیههای پارلمانی منطقهای مطرح شده است. مستندسازی درسآموختههای مجامع پارلمانی در حوزه نظارت همگانی، میتواند نقطه عطف مجلس شورای اسلامی برای تحول در حوزه نظارت همگانی باشد.
رصد سیاستهای کلان مراکز پژوهشی مجالس آسیایی، نشانگر اهتمام پارلمانهای آسیا بهسمت تقویت ابعاد نظارت مردمی و همگانی بر عملکرد نمایندگان است. اشتراکگذاری تجارب موفق بین مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و مراکز مطالعاتی مذکور میتواند به فهم مشترک کشورهای آسیایی برای توسعه دمکراسی پارلمانی از طریق تحکیم نظارت همگانی کمک کند. (19747)
1403/2/8
بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 کل کشور (19): وزارت کشور
بیان/ شرح مسئله
آنچه از حیث مصارف بودجه عمومی از اهمیت ویژهای برخوردار است، بودجه دستگاههای اجرایی کشور است. ازآنجاکه بودجه، برنامهریزی مالی یک دستگاه اجرایی برای تحقق اهداف، راهبردها و سیاستها را نشان میدهد، بنابراین میتواند تصویری از جهتگیری واقعی و عینی یک دستگاه را در تحقق سیاستها و اهداف خود نشان دهد. درواقع اعتبارات تخصیصیافته به دستگاه اجرایی در قالب اعتبارات هزینهای و تملک دارایی سرمایهای، تمرکز سیاستی و شیوه تحقق اهداف و سیاستها را نشان میدهد. گزارش حاضر با بررسی اعتبارات هزینهای و تملک دارایی سرمایهای وزارت کشور و دستگاههای تابعه درصدد است که نشان دهد بودجه وزارت کشور در لایحه سال 1403 نسبت به قانون بودجه سال 1402 چه روندی پیدا کرده و این اعتبارات برای تحقق چه سیاستها و اهدافی تخصیص یافته است؛ همچنین واحدهای سنجش عملکرد ارائه شده برای وزارت کشور و دستگاههای تابعه چه نسبتی با چارچوب وظایف و مأموریتهای آنها و نیز قوانین بالادستی (برنامه هفتم مصوب مجلس) و سایر قوانین موضوعه دارد؟
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
1403/2/24
روند تکثیر قلمرویی در اندونزی: دلایل و پیامدها مجموعه گزارشهای مطالعات تطبیقی تقسیمات سیاسی-اداری (1)
بیان/ شرح مسئله
با توجه به مشکلات فراوانی که بهلحاظ عملی در حوزه نظام تقسیمات سیاسی ایران وجود داشته است، بحث اصلاح نظام تقسیمات کشوری در قانون برنامههای توسعه دوم، چهارم و پنجم مطرح شده، اما تاکنون تحقق نیافته است. هرچند نظام تقسیمات یک کشور وابسته به عوامل تاریخی و اجتماعی- ساختاری است که سازمان قلمرویی و اداره آن را مشروط میکند، بااینحال، یکی از مواردی که میتواند در زمینه اصلاح نظام تقسیمات سیاسی- اداری مؤثر باشد، بررسی وضعیت موجود سازمان قلمرویی سایر کشورهاست. در این راستا تلاش میشود در قالب سلسلهگزارشهایی نظام تقسیمات سیاسی- اداری جمهوری اندونزی بررسی شود. انتخاب اندونزی بهعنوان یک مطالعه موردی، گذشته از دارا بودن شکل حکومت تکساخت، به این دلیل است که جمهوری اندونزی پس از استقلال با مسئله تکثیر قلمرویی مواجه بوده است. در فرایندی که با عنوان سیاست «پمکاران» (بهمعنای شکوفهدادن) مشهور است، تعداد استانها و سایر سطوح دولت محلی بهصورت فزایندهای افزایش یافته است. دوم، اندونزی همانند کشور ما از منظر جغرافیای طبیعی و انسانی بسیار متنوع است. سوم، در کشور اندونزی همواره نگرانیهایی برای حفظ تمامیت ارضی و وحدت ملی وجود داشته است. چهارم، اندونزی بهعنوان کشوری مسلمان طی دهههای اخیر بهبود مداوم در بسیاری از زمینههای اساسی حکمرانی تجربه کرده است.
نقطه نظرات/ یافتههای کلیدی
روند تحول و تکثیر قلمرویی، پس از استقلال اندونزی را میتوان به سه دوره متمایز تقسیم کرد:
در پاسخ به این سؤال که تکهتکه شدن قلمرویی در کشور اندونزی چرا رخ داده است؟ باید گفت که روایت رسمی در اندونزی این است که ایجاد مناطق جدید کارایی اقتصادی و دمکراتیک را بهبود میبخشد و «دولت را به مردم و مردم را به دولت نزدیکتر میکند». هرچند اهمیت استدلالهای کارکردگرا را نمیتوان نادیده گرفت، اما چنین استدلالهایی به دلایلی زیر سؤال میرود، ازجمله اینکه استدلالهای کارکردگرا نمیتوانند زمان و تنوع تغییرات قلمرویی در اندونزی را توضیح دهند. به بیانی واضحتر استدلالهای کارکردگرا در مواجهه با سؤالاتی ازجمله اینکه چرا در برخی مقاطع زمانی تقسیم واحدهای سیاسی شدت گرفته و در برخی مقاطع متوقف شده است و یا اینکه چرا هیچ الگوی روشنی از تکثیر قلمرویی (ویژگیهای واحدهایی که تقسیم شده یا ایجاد شدهاند) در اندونزی وجود ندارد، با چالش مواجه میشوند.
در مقابل روایتهای رسمی، تکثیر قلمرویی در اندونزی را باید با توجه به نقشآفرینی همزمان سه عامل نهادهای سیاسی جدید یا در حال تغییر؛ ائتلافهای سرزمینی و چارچوب رقابت و سود متقابل و درنهایت متن زمانی و مکانی مربوطه تحلیل و تبیین کرد. به سخن دیگر پمکاران در اندونزی نشاندهنده پیچیدگی روابط بین نخبگان محلی و سطوح مختلف بوروکراسی دولتی در زمانهای مختلف است:
تبعات تکثیر قلمرویی در اندونزی، را باید در متنی گستردهتر و با توجه به دو عامل اصلاحات سیستم انتخاباتی و نظام حزبی و نیز «تمرکززدایی اداری و مالی» - که اختیارات و منابع مالی بیشتری را به دولتهای زیر سطح ملی و آزادی بیشتری را در مخارج بودجه داده است - تحلیل کرد. اغلب تحقیقات انجامشده در اندونزی پیامدهای تکثیر قلمرویی را با توجه به دو مورد فوق مثبت ارزیابی نمیکنند. برای مثال طبق تحقیقات انجامشده، از منظر مالی پمکاران، فشار زیادی بر منابع و بودجه دولت مرکزی وارد کرده است. از منظر سیاسی تحلیلگران به اتفاق معتقدند که تکثیر قلمرویی در اندونزی به یک موضوع بسیار «سیاسی» تبدیل شده و دلیل تکثیر دولتهای محلی اساساً رانتخواهی بوروکراتیک و سیاسی است. از منظر نتایج توسعهای، نتایج تحقیقات انجامشده با توجه به بازه زمانی مورد بررسی تا حدودی متفاوت بوده است، بااینحال اغلب تحقیقات نشان میدهد که پمکاران واحدهای سیاسی ضعیفی ایجاد کرده است. مهمترین معضل از منظر توسعهای این است که رویه تکثیر دولت محلی، باعث تشدید تکهتکه شدن فضایی شده که خود میتواند مانع از توسعه در مناطق شود. شایانذکر است که بهمنظور کاهش تبعات منفی ایجاد واحدهای سیاسی جدید، اندونزی اصلاحات قانونی متعددی را درخصوص شاخصها و رویههای ایجاد واحدهای سیاسی جدید انجام داده است. بااینحال اصلاحات مذکور نتوانسته به تکثیر قلمرویی در اندونزی پایان دهد. (19782)
1403/2/25
اندونزی: چگونگی تشکیل، انحلال و ادغام مناطق در قوانین موضوعه مجموعه گزارشهای
مطالعات تطبیقی تقسیمات سیاسی - اداری (2)
بیان/ شرح مسئله
تقسیمات کشوری بهعنوان یکی از ابعاد مهم سازماندهی سیاسی فضا، به تقسیمبندی فضای کشور به واحدهای کوچکتر برای مدیریت مطلوب قلمرو اطلاق میشود. اغلب حکومتها طی زمان و بنابه مقتضیات کشور، با هدف بهینه کردن نظام تقسیمات کشوری و تطبیق آن با محیط تغییر یافته کشور و نیازهای جدید بهوجود آمده، تلاش میکنند نظام تقسیماتی خود را اصلاح یا تغییر دهند. در این زمینه کشور ایران نیز مستثنا نیست. نظر به نواقص نظام تقسیمات سیاسی کشور و مشکلاتی که بهلحاظ عملی در این حوزه وجود داشته است، بحث اصلاح قانون تقسیمات کشوری از قانون برنامه دوم توسعه مطرح بوده ولی تاکنون محقق نشده است. یکی از مواردی که میتواند در اصلاح نظام تقسیمات کشوری به متخصصین امر کمک کند، اطلاع از تقسیمات کشوری سایر کشورها و استفاده از تجارب مثبت آنها - پس از تطبیق با شرایط سیاسی- جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی کشور – است. در این راستا گزارش حاضر به بررسی تقسیمات کشوری اندونزی، بهعنوان حکومتی تکساخت در شکل جمهوری و تجربیات این کشور درخصوص اصلاح قوانین مرتبط با تشکیل، انحلال و ادغام واحدهای سیاسی میپردازد. شرح نظام تقسیمات سیاسی و نحوه تشکیل و انحلال واحدهای سیاسی جدید، در قوانین مربوط به دولت منطقهای کشور اندونزی درج شده است. در این گزارش تنها فصل مرتبط با مفاد مربوط به تشکیل، انحلال و ادغام واحدهای سیاسی در قوانین دولت منطقهای پس از استقلال این کشور مورد بررسی قرار گرفته است.
نقطه نظرات/ یافتههای کلیدی
اندونزی در حال حاضر از یک نظام تقسیماتی دو سطحی بهره میگیرد. به این ترتیب که کشور به استانها تقسیم میشود. استانها بهنوبهخود به ریجنسیها (کابوپاتن) و شهرداریها (کوتا) تقسیم میشوند، که درواقع ریجنسیها و شهرداریها یک سطح یکسان تلقی میشوند. واحدهای جدید در هر دو سطح از طریق تصویب قانون تشکیل میشوند.
نکته قابلتوجه درخصوص اندونزی این است که قوانین مربوط به تشکیل واحدهای سیاسی متناسب با شرایط کشور، بهصورت مداوم اصلاح و بهروز شده است. در مجموع از زمان استقلال این کشور هفت قانون در سالهای 1948، 1957، 1965، 1974، 1999، 2004 و 2014، بههمراه استفساریه و آییننامههای اجرایی آنها، شاخصها و فرایندهای تشکیل و انحلال واحدهای سیاسی را تعیین کردهاند. بررسی قوانین مذکور حاکی از این است که با اصلاحات صورت گرفته، شاخصها و روند تشکیل، انحلال و ادغام واحدهای سیاسی بهصورت دقیقتر و جزئیتر از گذشته در قانون و آییننامههای مربوطه ذکر شده است. درواقع در این کشور به تناسب افزایش درخواستها برای تشکیل واحدهای سیاسی جدید، تلاش شده است که روند تشکیل واحدهای سیاسی جدید قاعدهمندتر شود. درخصوص قانون 2014/23 و آییننامه 2007/78، نکات ذیل قابلتأمل است:
ـ افزایش مناطق در دو شکل انجام میشود: نخست، تقسیم یک منطقه به دو منطقه و بیشتر و دوم، ادغام بخشهایی از مناطق مجاور هم در یک استان برای تبدیل به یک منطقه جدید.
ـ ادغام مناطق نیز زمانی رخ میدهد که دو منطقه یا بیشتر از دو منطقه برای تشکیل یک منطقه جدید بهصورت کامل در هم ادغام میشوند.
ـ الزامات اساسی قلمرویی عبارتند از: حداقل وسعت، حداقل جمعیت، مرز، ناحیه تحت پوشش و حداقل حدود سن.
ـ الزامات اساسی ظرفیت منطقهای عبارتند از: جغرافیا، جمعیتشناسی، امنیت، سیاست اجتماعی، آداب و رسوم و سنتها، پتانسیل اقتصادی، دارایی منطقهای و قابلیتهای حکمرانی.
در کل برایند الزامات اساسی تعیین شده برای تشکیل مناطق مقدماتی و شاخصهای مقرر شده برای سنجش آنها، این است که درصورتی منطقه آمادهسازی (آزمایشی) تشکیل میشود که از توانایی آن برای اتکا بهخود و اجرای خودمختاری منطقهای اطمینان حاصل شود. به سخن ساده، یک منطقه برای تغییر وضعیت و ارتقای سطح در نظام تقسیماتی اندونزی باید گذشته از ویژگیهای جغرافیایی (انسانی و طبیعی) لازم، از سطح توسعه و درآمد لازم و نیز منابع مالی و انسانی مورد نیاز و در کل از ظرفیت لازم برای اداره خود برخوردار باشد.
ـ برای استانها: نخست، تأیید مشترک پارلمان محلی شهرها / ریجنسیها و شهردار / ریجنتهایی که تبدیل به ناحیه تحت پوشش منطقه مقدماتی استانی خواهند شد و دوم، تأیید مشترک پارلمان استانی مبدأ (مادر) و استاندار استان مبدأ.
ـ برای مناطق شهر / ریجنسی: نخست، تصمیم شورای روستاهایی که تبدیل به منطقه تحت پوشش شهرداری / ریجنسی خواهند شد؛ دوم، تأیید مشترک پارلمان شهر / ریجنسی مادر و شهردار / ریجنت منطقه مادر و سوم، تأیید مشترک پارلمان استانی و استاندار استانی که منطقه مقدماتی شهر / ریجنسی تحت پوشش قلمرو آن است.
در آییننامه 2007/78 رویه اخذ تصمیم در هر مرحله از فرایند فوقالذکر و اینکه هر تصمیم باید دربرگیرنده چه مفادی باشد تشریح شده است. برای مثال، درخواستهای محلی (در قالب تصمیم شورای روستا) محدودههایی که تبدیل به محدوده تحت پوشش یک شهر / ریجنسی میشوند، باید ازسوی «بیش از دوسوم» مجموع شوراها باشد. یا اینکه تصمیم یک پارلمان محلی شهر / ریجنسی برای اینکه در محدوده تحت پوشش برای تشکیل یک استان جدید قرار بگیرد باید دربردارنده تمایل شهر / ریجنسی برای قرار گرفتن تحت قلمرو استان موردنظر؛ تایید نام استان جدید؛ تایید موقعیت پایتخت استان جدید و... باشد.
در قانون 2014/23 نحوه تأمین مالی برای اداره یک منطقه مقدماتی بهصورت دقیق پیشبینی شده که عمدتاً شامل اعتبارات تخصیص خاص و گرنتهایی است که در بودجه درآمدی و هزینهای دولت پیشبینی میشود؛ سهم درآمدی منطقه مقدماتی از درآمد اصلی منطقه مادر و دریافتیها از اعتبارات متوازنسازی منطقه مادر است. همچنین در آییننامه 2007/78 نحوه تأمین مالی تشکیل یک استان یا شهر / ریجنسی جدید و نیز تدابیری برای انتقال داراییهای منقول و غیرمنقول از منطقه مادر به منطقه جدید اندیشیده شده و بهمنظور الزامآور کردن آنها مقرر شده است که چنین مواردی در تصمیم پارلمان شهر / ریجنسی، تصمیم شهردار / ریجنت، تصمیم استاندار و تصمیم پارلمان استانی مورد تصریح قرار گیرد. درنهایت نحوه راهبری منطقه مقدماتی و واحد سیاسی جدید در قانون و آییننامه مذکور پیشبینی شده است.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
مهمترین پیشنهاد سیاستی مستخرج از بررسی تجربه کشور اندونزی درخصوص اصلاحات قوانین مربوط به تشکیل و انحلال واحدهای سیاسی این است که ضروری است نظام تقسیماتی کشور بهگونهای اصلاح شود که مانع از تشکیل واحدهای سیاسی ناکارآمد شود. آنچه از تجربه اندونزی برمیآید این است که بهکار گرفتن ترکیبی از شاخصهای متنوع قلمرویی، اقتصادی، اداری و...، تعریف آنها و پیشبینی زیرشاخصها و معیارهای سنجش دقیق آنها در قانون؛ پیشبینی مواردی ازجمله یک فرایند گام به گام اداری برای تشکیل یک واحد سیاسی جدید؛ یک دوره مقدماتی و آزمایشی برای تشکیل واحدهای سیاسی جدید؛ نحوه تأمین مالی و نحوه راهبری واحدهای جدیدالتأسیس؛ ارزیابی عملکرد واحد سیاسی جدیدالتأسیس؛ گزینه انحلال و ادغام با واحدهای دیگر در صورت عملکرد ضعیف یک واحد سیاسی و گزینه ادغام واحدهای سیاسی براساس ابتکار واحدهای سیاسی بهمنظور کاهش هزینهها در قانون؛ ازجمله راهکارهایی است که میتوان اطمینان حاصل کرد که یک واحد سیاسی پس از تأسیس توان ایستادن روی پای خود را دارد و چنانچه در سالهای اولیه عملکرد ضعیفی داشته باشد، راهکاری برای انحلال و ادغام آن با واحدهای مجاور وجود دارد. (19788)
1403/2/8
حکمرانی مبتنیبر نظام سنن الهی (2): چگونگی استنباط سنن الهی در نظام حکمرانی
بیان/شرح مسئله
ازآنجاکه سنن الهی، قواعد حرکت در این عالم را بیان میکنند، این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که موفقیت در این عالم، در پرتو شناخت سنن الهی و حرکت مبتنیبر آنها میسر میشود و بدون در نظر گرفتن آنها، نمیتوان این عالم را با موفقیت، در جهت دستیابی به هدف وضع شده برای آن، طی کرد. اهمیت شناخت این قوانین، در این است که میتوانند نگرش حکمرانان را تصحیح کرده، پیشفرضهای ذهنی آنها را بازسازی نموده، آنها را در مواجهه با مسائل گوناگون عرصه حکمرانی و کشورداری، توانمند سازند تا با دستیابی به قوانین درستتر و کلیتر، بهتر بتوانند به حل مسائل نظام حکمرانی بپردازند. بدیهی است که شناخت این سنن و حرکت براساس آنها، موفقیت در عرصه حکمرانی و تحقق اهداف را بهخوبی تضمین میکند.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
در گزارش حاضر ابتدا، سنتپژوهی بهعنوان روشی نو در کاربست سنن الهی در عرصه حکمرانی ارائه شده است. سنتپژوهی به پژوهش درباره سنن الهی و کشف آنها، تبیین شرایط و چگونگی تحقق آنها، طبقهبندی آنها و تبیین چگونگی نحوه مراوده این سنن با یکدیگر میپردازد و آنها را در جهت تحلیل و تبیین وقایع آینده معرفی میکند. بهعبارتدیگر، سنتپژوهی، روشی است در جهت حکمرانی براساس سنن الهی. در ادامه گامهای سنتپژوهی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. در همین راستا و در جهت تحقق گام اول سنتپژوهی، منابع کشف سنن الهی مورد بحث قرار گرفته و همچنین منطق استخراج سنن الهی از منبع وحیانی با توجه بهجهت کلی این پژوهش، ارائه شده است.
در جهت تحقق گام دوم و سوم سنتپژوهی، نظام سنن الهی بهمنزله نگاهی نو و نظاممند به سنن الهی و با هدف استفاده از این نظام برای تحلیل و تبیین پدیدهها در عرصه حکمرانی مورد بحث قرار گرفته است. این نظام در چهار سطح مطرح شده و بیانکننده این است که استفاده از سنن الهی در هریک از این سطوح، میتواند در تحلیل پدیدهها مفید واقع شود. اما حرکت از سطوح پایینتر بهسمت سطوح بالاتر، بر جامعیت در تحلیل و تبیین دقیقتر پدیده براساس سنن الهی، میافزاید. بهطورکلی دو وجه در طراحی این نظام لحاظ شده است: 1. وجه طبقهبندی و جمعبندی سنن الهی در قالب یک نظام ؛ 2. وجه حل مسئله و تحلیل پدیدهها براساس سنن الهی.
تحلیل و تبیین سنن الهی در قالب نظام و بهشکل کلنگر و نظاممند، سبب فهم دقیقتر آنها و ارائه تحلیلها و تبیینهای دقیقتر از مسائل عرصه حکمرانی براساس آنها میشود. زمانی میتوان تحلیلهای دقیق براساس سنن الهی ارائه داد که بتوان فهم دقیق و جامعی از نظام سنن الهی داشت. کافی است که بتوان سنن الهی مرتبط با مسئله و نظام حاکم بر آن را بهشکل مناسب فهم و استخراج کرد؛ البته کشف و استخراج خرده سنتها در سطح اول و تبیین هرچه دقیقتر آنها در قالب نظام در سطوح دوم و سوم نظام سنن الهی و بهطور خاص، استفاده از سنن الهی در سطح سوم در حوزههای گوناگون حکمرانی، از کارهایی است که نیاز به تعمیق هرچه بیشتر در بحث سنن الهی داشته و درعینحال، کاری است زمانبر و همکاری تیمهای مختلف پژوهشی را میطلبد تا بتوان آن را هرچه دقیقتر تکمیل کرد.
پیشنهادراهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
فهم سنتهای الهی در شناخت درست مسائل و تحلیلهای کلان بسیار مفید و قابل استفاده است. کاربست رویکرد سنتپژوهی در عرصه حکمرانی در کنار سایر رویکردها، میتواند به حکمرانان، جامعیت در تحلیل و راهحلهای دقیقتر از جنبهها و ابعاد گوناگون برای حل مسئله ارائه دهد. برخی از پیشنهادهای راهبردی و کلان عبارتند از:
1403/2/17
ارزشیابی خطمشی در نظام قانونگذاری(1): الگوها و ابزارهای ارزشیابی خطمشی
بیان/شرح مسئله
در بسیاری از پژوهشها، ارزشیابی خطمشی بهعنوان آخرین مرحله از چرخه خطمشیگذاری محسوب شده و نقش محوری در بهبود و توسعه سیستم خطمشیگذاری ملی دارد. ارزشیابی را میتوان بهعنوان مقایسه نتایج خطمشی اجرا شده، با اهدافی که برای آن تعیین شده و تأثیری که بر حل مسئله عمومی خواهد داشت؛ تعریف کرد. درواقع در ارزشیابی خطمشی بر این مهم تأکید میشود که خطمشی تدوین و اجرا شده تا چه اندازه مسئله عمومی که خطمشی برای حل آن ایجاد شده بود، را حل کرده و تا چه اندازه بر جامعه هدف خطمشی، اثرگذار بوده است.
در راستای اهمیت ارزشیابی خطمشی باید گفت که ارزشیابی خطمشی بهعنوان ابزاری کلیدی برای توسعه و تعالی خطمشیها بوده و نقطه شروعی برای اصلاح خطمشیها در راستای اثربخشیِ سیستم حکمرانی محسوب میشود. در ادبیات ارزشیابی خطمشی برای ارزشیابی مؤثر خطمشیها ابزارهایی طراحی شده تا بتواند راهنمای عمل ارزیابان بوده و بر اثربخشی ارزشیابی خطمشی بیفزاید. در این گزارش ابتدا به تعریف چیستی ارزشیابی خطمشی و اهمیت آن پرداخته و در گام بعدی ابزارها، الگوها و معیارهای ارزشیابی خطمشی شناسایی و طبقهبندی شده است. شایان ذکر است برای تقویت موضوع ارزشیابی در مجلس شورای اسلامی نیازی به توسعه صلاحیت مجلس نیست و در ذیل صلاحیت و کارکرد نظارت میتواند این امر بهصورت تخصصی در مجلس شورای اسلامی پیگیری شده و اصلاحات لازم در آییننامه داخلی انجام شود.
تفاوت ارزشیابی با نظارت خطمشی بهشرح زیر است:
درنهایت باید گفت که ارزشیابی دقیق و درست خطمشیها با دادههایی دقیق و ابزارها و روشهای جدید و متنوع میتواند فساد در بخش عمومی را کاهش داده و نظارت مردم بر خطمشیها را دقیقتر و اثربخشتر کند.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
در این گزارش ابزارهای ارزشیابی خطمشی بهشرح زیر اشاره و به تفصیل به توضیح آنها پرداخته شده است:
ابزارهای ارزشیابی خطمشی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی ، نظارتی یا سیاستی
برخی از مهمترین توصیهها و پیشنهادهای سیاستی برای ارتقای توان نظارتی مجلس شورای اسلامی مبتنیبر آموزههای علمی حوزه ارزشیابی خطمشی، بهشرح زیر، ارائه میشود:
1403/2/18
حکمرانی مبتنی بر نظام سنن الهی (۳): مروری بر خردهنظامهای سنن الهی
بیان/شرح مسئله
مسائل مورد بحث در عرصه حکمرانی، مسائلی هستند پیچیده و چندوجهی که حل آنها نیازمند نگاه چندبعدی و بررسی آنها از جنبههای گوناگون است. درعینحال، توجه به مسئله و بررسی آن تنها از جنبههای علی- معلولی مادی، سبب کجفهمی و حل غیردقیق مسئله میشود. سنن الهی این مزیت را برای حکمرانان ایجاد میکند تا بتوانند در عین بررسی علل مادی در حل مسئله، علتهای معنوی را هم نیز مورد تحلیل و بررسی قرار دهند.
در ادامه بحث درخصوص کاربست سنن الهی در عرصه حکمرانی، «نظام سنن الهی» بهمنزله نوعی نگاه نظاممند به سنن الهی در حل مسائل و بررسی سنن الهی به شکل جامع در عرصه حکمرانی مطرح شد. تحلیل و تبیین سنن الهی به شکل نظاممند، سبب فهم دقیقتر آنها و ارائه تحلیلها و تبیینهای دقیقتر از پدیده براساس آنها میشود. زمانی میتوان تحلیلهای دقیق براساس سنن الهی ارائه داد که بتوان فهم دقیق و جامعی از نظام سنتهای الهی داشت. کافی است که بتوان سنن الهی مرتبط با مسئله و نظام حاکم بر آن را به شکل مناسب، فهم و استخراج کرد.
این نکته تأکید میشود که براساس نظام سنن الهی، برای حل یک مسئله، صرفاً به چند خرده سنت مرتبط با مسئله، اکتفا نمیشود؛ بلکه سعی میشود، تمام سنتهایی را که با مسئله مرتبط است، در نظر گرفته شود و براساس همه آنها و نظام حاکم بر آنها، به مسئله پاسخ داده شود. بهعبارتدیگر در این رویکرد، همه سنتهای مرتبط با موضوعی خاص، مورد بحث و بررسی قرار میگیرند. این ویژگی میتواند جامعیت در تحلیل را برای حکمرانان به ارمغان آورد. تأکید بر نگاه نظاممند در استفاده از سنن الهی، از دستاوردهای این پژوهش است.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
نظام سنن الهی در چهار سطح ارائه شد. در سطح اول این نظام، انواع خرده سنن الهی قرار دارد. مقصود از خرده سنتها، سنتهایی هستند که از تک گزارههای قرآنی بهدست میآیند. سطح دوم نظام سنن الهی، بهطور خاص به ارائه خردهنظامهای گوناگون از سنن الهی براساس آیات قرآن کریم، ناظر به سطح اول نظام سنن الهی، میپردازد. تعداد این خردهنظامهای سنن الهی براساس آیات قرآن کریم، 42 عنوان بوده که با مراجعه به روایات اهلبیت علیهمالسلام، این تعداد افزایش مییابد.
این گزارش بهطور خاص، مروری است بر عناوین این خردهنظامها به همراه اشاره به برخی از خرده سنتهای مرتبط با هریک از این خردهنظامها. پرداختن به هریک از این خردهنظامها بهصورت تفصیلی و ذکر خرده سنتهای مرتبط با آن و تبیین منطق حاکم بر آنها و ارائه توصیهها و پیشنهادهای سیاستی در عرصه حکمرانی براساس هر خردهنظام، چیزی است که در گزارشهای بعدی به آن پرداخته میشود.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با بررسی خردهنظامهای 42گانه سنن الهی در قرآن کریم برخی یافتهها و توصیههای سیاستی به شرح زیر قابل بهرهبرداری است که عبارتند از:
1403/2/24
ارزشیابی خطمشی در نظام قانونگذاری ( ۲): رویکردها، مدلها و ابزارهای ارزشیابی مشارکتی
بیان / شرح مسئله
تحقق اهداف ملی در بخشهای مختلف نیازمند تدوین الگوهای کاربردی و روشمند در مراحل طراحی، اجرا و ارزشیابی خطمشیهای عمومی در نظام حکمرانی است. ازجمله رویکردهایی که در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران حوزه حکمرانی بوده و در ساحت نظری و طراحی چارچوبهای عملی مورد استفاده قرار گرفته است، رویکرد مشارکتی است. در رویکرد مشارکتی تمرکز بر بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای بخش دولتی، خصوصی و ظرفیتهای مردمی و اجتماعی است که با توسعه زیرساختهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و بسترهای برخط، امکان گفتگوهای عمومی و مشارکتهای عمومی مردمی در حل مسائل عمومی و نظارت بر برنامهها و اقدامات حاکمیتی و دولتی توسعه یافته است. ازجمله ساحتهایی که میتوان از ظرفیتهای مشارکتی و مردمی استفاده کرد، مقوله «ارزشیابی و نظارت مشارکتی» در حوزه حکمرانی است که شناسایی مبانی، سازوکارها و ابزارهای موجود در این عرصه میتواند برای نهادهای حاکمیتی کشور ازجمله مجلس شورای اسلامی که متولی قانونگذاری و نظارت است، راهگشا باشد.
نقطه نظرات /یافتههای کلیدی
در رویکرد مشارکتی نظارت و ارزشیابی در مقایسه با مدلهای مرسوم سنتی، ضرورت دارد که تمامی ذینفعان و کنشگران در تعامل با یکدیگر به فرایند ارزشیابی اهتمام داشته باشند و شاخصهایی بهمنظور اندازهگیری پیشرفت برنامهها و اقدامهای مبتنیبر ورودیها و خروجیها مبنا قرار گیرد که مورد تأیید و وفاق جمعی باشد. براساس مطالعات بین المللی حوزه ارزشیابی مشارکتی، تاکنون تحقیقات مختلف در این زمینه به انجام رسیده و رویکردهای مختلفی مطرح شده است که ازجمله مهمترین آنها میتوان به ارزشیابی مشارکتی تحولگرا ، ارزشیابی همکارانه، ارزشیابی دمکراتیک مشورتی، ارزشیابی دمکراتیک، ارزشیابی توسعهمدار، ارزشیابی مبتنیبر توانمندسازی، ارزشیابی مبتنیبر پاسخگویی، ارزشیابی مبتنیبر سودمندی، ارزشیابی مبتنیبر مدل ذینفعان، تحقیق مشارکتی، اقدامپژوهی مشارکتی، ارزشیابی مشارکتی محلی، ارزشیابی ذینفعان و ... اشاره کرد. هرکدام از این رهیافتها در ارزشیابی مشارکتی قابلیت بهکارگیری و بهرهبرداری دارد که در این پژوهش مدنظر قرار گرفته است..
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بهمنظور ارتقای کارکردهای مجلس شورای اسلامی در زمینه ارزشیابی و نظارت مشارکتی بر خطمشیها و قوانین کشور پیشنهادهای زیر ارائه میشود:
راهکارها و پیشنهادهای مدیریتی و سیاستی
- ایجاد سامانه جامع مدیریتی پایش و ارزشیابی قوانین با رویکرد مشارکتی و مردمی،
- تدوین بسته سیاستی و طراحی راهبردی نقش مجلس شورای اسلامی در ارزشیابی و نظارت مشارکتی سیاستهای کلی و برنامههای توسعهای کشور،
- ایجاد سیاست داده باز در مجلس شورای اسلامی بهمنظور مشارکت بیشتر مراکز علمی و تخصصی در فرایند ارزشیابی،
- طراحی سازوکارهایی در جهت تعیین نقش مردم و گروههای اجتماعی در راهبری و نظارت قوانین،
- ارتقای شفافیت فرایند برنامهریزی و قانونگذاری بهمنظور ایجاد فضایی برای اطلاعرسانی و همافزایی بخش تقنینی و بخش مردمی.
راهکارها و پیشنهادهای ساختاری و فرایندی
- ایجاد دفتر تخصصی ارزشیابی و نظارت مردمی و مشارکتی در مجلس شورای اسلامی،
- ایجاد کارگروههای موضوعی در مجلس شورای اسلامی با حضور ذینفعان هر عرصه با هدف ارزشیابی و نظارت مشارکتی با تأکید بر همکاری و تعامل ذینفعان،
- ایجاد سازوکاری جهت طراحی فرایند شاخصگذاری و پایش برنامههای توسعه براساس اجتماعات مردمی و گروههای تخصصی،
- تقویت قوانین حمایتی در عرصههای نظارتی مردمی همچون سوتزنی و گزارشهای مواجهه با فساد.
راهکارها و پیشنهادهای تنظیمگری و تسهیلگری
- ایفای نقش تنظیمگری مراکز نظارتی و ارزشیابی در کشور ازسوی مجلس شورای اسلامی با هدف بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای دستگاهی و نهادی،
- تعامل فعال و مؤثر با دانشگاهها، مراکز پژوهشی، اندیشکدهها و کانونهای تفکر با هدف مشارکت نخبگان و صاحبان اندیشه در فرایندهای نظارتی مجلس شورای اسلامی،
- جمعسپاری مطالعات و پژوهشهای تقنینی و نظارتی در مجلس شورای اسلامی،
- توجه به توانمندسازی گروهها و اجتماعات محلی و منطقهای در راستای کنشگری فعال و تعاملی با مجلس شورای اسلامی.
راهکارها و پیشنهادهای فرهنگی و گفتمانی
- برگزاری رویدادهای عمومی و ایجاد آموزشهای تخصصی در راستای توانمندسازی اجتماعی و مردمی در راستای مشارکتهای عمومی در فرایندهای نظارتی مجلس شورای اسلامی،
- تقویت نگرش مشارکتخواهی در نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تقویت روحیه مطالبهگری و همکاری در شهروندان و گروههای مردمی،
- تقویت فرهنگ پاسخگویی در مسئولین و نمایندگان مردم در مقابل آحاد جامعه.
راهکارها و پیشنهادهای فنی و اجرایی
- ایجاد و ارتقای سامانههای فنی مشارکتهای مردمی و اجتماعی در فرایندهای نظارتی مجلس شورای اسلامی،
- توسعه جایگاه و مشارکت مجلس شورای اسلامی در رسانهها و شبکههای اجتماعی بهمنظور ایجاد زیرساختهای فنی همکاریها و مشارکتهای عمومی در امر مجلس شورای اسلامی،
1403/2/20
درآمدی بر «منشور حکمرانی مردمی در جهش تولید»
بیان / شرح مسئله
مبتنیبر نامگذاری رهبری انقلاب در زمینه شعار سال با محوریت «جهش تولید با مشارکت مردم»، زمینهای برای توجه مجدد به اهمیت مقوله مردمی شدن و بازطراحی ساختارها و نهادهای حکمرانی در کشور در موضوع مهم تولید و ابعاد آن شکل گرفته است. رهیافتهای نوین حکمرانی، مشارکت و همکاری را در سطوح و لایههای مختلف و تلفیقی از رویکردهای از بالا به پایین، از پایین به بالا، شبکهای و در سطحی بالاتر زیست بومی از تعاملات بازیگران در نظر گرفتهاند. بنابراین بهمنظور مواجهه هوشمند با مسائل کلانی که وجوه فرابخشی داشته، لاجرم نیازمند بازآرایی ساختاری و اصلاح معماری حکمرانی در کشور خواهیم بود. بر همین اساس و مبتنیبر فهم الگوهای نوین حکمرانی، مفهوم «جهش تولید» امری است که به تحول در الگوی حکمرانی بهسمت مردمیسازی و مشارکتی شدن نیازمند است.
نقطهنظرها / یافتههای کلیدی
وجه اکمل تعاملات بین حکومت و دولت با جامعه (مردم) و بخش خصوصی (بازار) در قالب مفهوم «حکمرانی هیبریدی» طرح میشود که علاوه بر یکپارچگی بر مفهوم همکاری؛ مشارکت، همآفرینی و هممدیریتی بین این بخشها تأکید دارد. در رویکرد حکمرانی هیبریدی فراتر از یکپارچگی سه ضلع اصلی دولت، بخش خصوصی و جامعه، مفهوم همکاری و مشارکت این بخشها کارکردی جدی یافته و در لایههای مختلف مطرح میشود. بر همین اساس راهبردهای کلان حکمرانی مردمی در جهش تولید در قالب نمودار زیر ارائه شده است.
شکل ۱. الگوی حکمرانی مردمی و جهش تولید
حکمرانی مردمی در تلفیقی از تعاملات بین سه رکن اصلی حکومت (دولت)، بخش خصوصی (بازار) و جامعه (مردم) شکل میگیرد که جریانی از الزامات و بایستهها از هر رکن به رکن دیگر احصا شده است که وضعیت مطلوب تعاملات فیمابین را تبیین میکند. این تعاملات در بستری ایجاد میشود که مبانی و دلالتهای بنیادین و ارزشهای مشخصی بر آن حکمفرماست. بر همین اساس مبتنیبر رهیافتهای حکمرانی مستخرج، عناصر بنیادین حکمرانی مؤثر در جهش تولید در لایه مردم شامل «وحدت و وفاق ملی»، «همآفرینی» و «مشارکت» درنظر گرفته میشود. عناصر بنیادین در لایه بخش خصوصی شامل «مسئولیت اجتماعی» و «همکاری» تعریف میشود. درنهایت مؤلفههای بنیادین حکمرانی ضروری در جهش تولید در لایه دولت و حکومت شامل «خلق اعتماد»، «عزم واقعی و جمعی»، «امیدآفرینی»، «عدالتگرایی» و «پاسخگویی» شناسایی شده است.
تحلیل بایستهها و الزامات جهش تولید با مشارکتهای مردمی از رهیافت خطمشیگذاری عمومی نیز قابلتبیین است که به مدل افزوده شده است و شامل شناخت مردمی مسائل جهش تولید، تدوین دستور کارهای مردمی در جهش تولید، اجرا و راهبری مردمی جهش تولید و درنهایت نظارت و ارزشیابی مشارکتی مردم در مقوله جهش تولید بهصورت چرخهای مستمر مورد تأکید قرار میگیرد.
درنهایت براساس رهیافت تلفیقی منتخب در حکمرانی، سطوح تحولی حکمرانی مردمی در جهش تولید در قالب محورهای اصول کلی و الزامات مبنایی، اصلاح نظام کلان سیاستگذاری و برنامهریزی، قانونگذاری و تنظیمگری، تحول ساختاری، تسهیلگری و حمایت، تقویت شبکه بازیگران اجتماعی مردمپایه و گفتمانسازی و فرهنگسازی در تعامل مستمر سه بخش حکومت و دولت، بخش خصوصی (بازار) و جامعه (مردم) استخراج شده است.
پیشنهاد راهکار تقنین، نظارتی یا سیاستی
در راستای تحقق حکمرانی مردمی در جهش تولید در قالب منطق چرخهای طرح شده، راهبردهای تحولی در هرکدام از محورهای طرح شده در زیر پیشنهاد میشود:
اصول کلی و الزامات مبنایی حکمرانی مردمی و جهش تولید
راهبردهای پیشنهادی ناظر به «اصلاح نظام کلان سیاستگذاری و برنامهریزی»:
راهبردهای پیشنهادی ناظر به «قانونگذاری و تنظیمگری»:
راهبردهای پیشنهادی ناظر به «تحول ساختاری»:
راهبردهای پیشنهادی ناظر به «تسهیلگری و حمایت»
راهبردهای پیشنهادی ناظر به «تقویت شبکه بازیگران اجتماعی مردمپایه»
راهبردهای پیشنهادی ناظر به «گفتمانسازی و فرهنگسازی»
1403/2/23
گونهشناسی عناصر اکوسیستمی پدیده فساد و تحلیل و رتبه بندی اهمیت آنها
(در راستای تنظیم برنامه مقابله با فساد بر اساس مرور سیستماتیک، فرات)
شرح / بیان مسئله
فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، توده چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه حکومتها عارض شود، زلزله ویرانگر و ضربهزننده به مشروعیت آنهاست؛ و این برای نظامی، چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیتی فراتر از مشروعیتهای مرسوم و مبنائیتر از مقبولیت اجتماعی است، بسیار جدیتر و بنیانیتر از دیگر نظامهاست [1].
عدالت در صدر هدفهای اولیه همه بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه ممتاز است؛ این، کلمهای مقدس در همه زمانها و سرزمینهاست و به صورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیعصر (ارواحنافداه) میسر نخواهد شد، ولی به صورت نسبی، همه جا و همه وقت ممکن و فریضهای بر عهده همه بویژه حاکمان و قدرتمندان است. جمهوری اسلامی ایران در این راه گامهای بلندی برداشته است که اشاره کوتاهی به آن خواهد شد؛ و البته در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئه واژگونهنمایی و لااقل سکوت و پنهانسازی که اکنون برنامه جدی دشمنان انقلاب است، خنثی گردد [1].
پدیده فساد در جمهوری اسلامی ایران همانند کشورهای دیگر، جزو مسائل کلان نظام حکمرانی است. اما وجه قابل تأمل مسئله، تفاوت ساختار نظام سیاسی و ارزشی بودن بنیان نظام جمهوری اسلامی ایران است که به نظر میرسد باید تسهیلکننده فرآیند پیشگیری و مبارزه با فساد باشد، اما هنوز چنانکه باید احاطه کامل بر همه جوانب آن پیدا نکرده است. ازاینرو، چنین سؤالی به ذهن متبادر میشود که ترتیبات نهادی حاکم بر نظام تدبیر امور کشور چیست که به رغم ارزشی بودن پایههای حکومت و ابتنای قانون اساسی بر حاکمیت الهی، نظام پیشگیری و مبارزه با فساد در کشور از وضعیت مناسبی برخوردار نیست؟ هر چندمبانی نظری حاکم بر تدوین شاخصهای اندازهگیری بینالمللی متفاوت از مبانی نظری و ارزشی حاکم بر بسیاری از کشورها از جمله ج.ا.ا است و در دستیابی به دادهها هم از روشهای غیرقابل اعتماد و مبتنی بر پیمایش های محدود و غیر واقعی استفاده می شود و به همین دلیل این گونه رتبه بندی ها قابل اعتنا نیست اما طبق گزارش سازمان شفافیت بین الملل (2021)، جایگاه در بین 161 کشور 121 گزارش شده و رتبة ادراک شاخص فساد از 11 عدد 6/8 بوده است که نسبت به سال قبل تنزل یافته است [2]. از اینرو توجه در وضعیت و عملکرد نظام، تدبیر امور در مواجهه با فساد و مبارزه با آن، انبوهی از علل، عوامل و راهکارها را تبیین میکند.
بنابراین، یکی از مهمترین مسائل جامعه علمی، سیاستگذاران، نهادها و سازمانها در جمهوری اسلامی ایران، شناخت علل و عوامل پدیده فساد، شناسایی پیامدهای آن و ارائه راهکارهای پیشگیری و درخصوص مبارزه با آن بوده است تا چرخه سیاستگذاری پیشگیری و مبارزه با فساد (مسئلهشناسی، تدوین و اتخاذ سیاست، اجرا و پیادهسازی سیاست، ارزیابی و تحلیل سیاست)، به نحو مطلوب، انجام شود.
در جامعه علمی و پژوهشی، مهمترین ابزار بررسی علمی، کتابها و مقالات علمی انتشار یافته هستند، معمولا تلاش میشود جهت شناخت دقیق مسئله، مطالعات علمی-پژوهشی در آن حوزه را ناظر بر کارکردهای تقنین، اجرا و قضا مورد مداقه قرار دهند. مسئله فساد نیز از این قاعده مستثنا نیست. مسئله فساد به مثابه یک مسئله اقتصادی و سیاسی، به دلیل وابستگی بسیاری که به حوزههای مختلف علوم انسانی دارد، از دریچههای مختلف به آن نگریسته شده است. این امر از یک طرف، تبیین مسئله فساد را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار میدهد، اما ازسوی دیگر، بر پیچیدگیهای خود مسئله فساد میافزاید. ازاین رو، تعداد زیادی از مطالعات فساد در رشتههای مختلف وجود دارد که گاهی با روش، طرح مسئله و ادبیات متفاوت نگاشته شدهاند.
انسانها در طول تاریخ، برای فهم پدیدههای پیرامون خود و برای انتقال مفاهیم ذهنی خویش؛ نیازمند الفاظ و معانی مشترک بودهاند [3]. اما به مرور زمان، مفاهیم تکثیر شده، که گاهی در قامت نظریهها خودنمایی میکنند، مسئلهساز میشوند و گونهشناسی و طبقهبندی مفاهیم و نظریهها را ضروری میسازد. با تغییر در گونهشناسها، تغییرات اساسی در اداراک ما از پدیدههای مورد مطالعه رخ میدهد. که لازمه تحول است. برخی اندیشمندان گونهشناسی را در حد نظریههای پیچیده در نظر میگیرند [4]. برای نمونه، طی سالهای گذشته با هجوم نظریهها در مدیریت؛ چالشی به وجود آمد که از آن با عنوان جنگل معانی [5]. یاد شده است، بر این اساس ضرورت گونهشناسی نظریهها نمایان شد و اقدامات افرادی همچون هارولد کونتز (1961 و 1980)، ویلیام اسکات (1961)، تامپسون (1967)، ریچارد اسکات (1987)، استلی و ون دی ون (1983)، کویین و همکاران (1990) و بوریل و مورگان (2017) در گونهشناسی نظریههای مدیریت را میتوان در این زمینه قلمداد کرد. آشنایی با گونهشناسی و ایجاد چهارچوبهای جدید طبقهبندی، امکان مواجهه فعال با نظریهها و غنیتر شدن زبان علم و مفاهمه مشترک خواهد بود [6]. به نظر میرسد برای مقابله با فساد به عنوان یک فعالیت نظاممند، در مرحله اول باید گونههای مختلف عناصر پدیده فساد؛ و نقش هر یک از آنها در اکوسیستم فساد را شناسایی کرد و سپس با اصلاح نقشها و ماموریتهای سیستمها و سازمانهای مقابله با فساد نسبت به ایجاد هماهنگی در راستای یک برنامه مشترک تحولی مداخله کرد. اما تعدد عناصر مؤثر در مسئله فساد (که در این تحقیق عناصر پدیده فساد نامیده میشوند) و نقشهای بسیار گسترده، پیچیده و مبهم هر یک از بازیگران، باعث سردرگمی متولیان مقابله با فساد شده است. به عنوان مثال، مصادیق فساد، زمینههای فساد، عوامل فساد، نهادهای مقابله با فساد و.... تعدادی از عناصر مؤثر در فساد هستند که باید مورد تحلیل و بازنگری قرار گیرند.
برای تحولآفرینی در مقابله با فساد در مقیاس کلان، هم تعدد عناصر مؤثر بسیار زیاد است و هم روابط میان عناصر مؤثر بر بروز فساد بسیار پیچیده است و اصول و قواعد حاکم بر روابط میان عناصر کاملا مبهم است. همچنین یکی از چالشهای اصلی مقابله با فساد، ابهام در تفکیک درست و تشخیص صحیح عناصر پدیده فساد یعنی؛ مصادیق، علل و ریشهها، زمینههای اصلی، عاملین فساد و... است. به عنوان نمونه گاهی یک مصداق فساد به عنوان علت فساد در نظر گرفته میشود و در جهت مقابله با آن منابع مالی و... صرف میشود و به جای مقابله با علت پدیده به عارضه توجه میشود که نهایتا باعث عدم توفیق در مقابله با فساد است. با توجه به محدودیت ظرفیتها و منابع موجود در جهت مقابله با فساد مهم است که عناصر فساد را به درستی از هم تفکیک کنیم.
یکپارچه کردن نهادهای مقابله با فساد و معماری کلان نقشها و کارکردهای این نهادها برای دستیابی به همراستایی استراتژیک همه اجزا و عناصر مؤثر در مقابله با فساد شاید در سازمانهای کوچک کار پیچیدهای نباشد، اما در مقیاسهای فراسازمانی کلان کار بسیار پیچیدهای است. گفتگو با مدیران سازمانها، پژوهشگران و متخصصان حوزه مقابله با فساد تأیید کننده این ادعا میباشد. همچنین گزارشهای مورد نظر نشان از نارضایتی مدیران از نتایج مربوط به مقابله با فساد دارد. نهایتا تجربه محققین این پروژه نشان میدهد مقابله با فساد در مقیاس کلان کاری بسیار پیچیده است و علی رغم رشد روزافزون اقدامات اجرایی و همچنین مطالعات صورت گرفته در ارتباط با مقابله با فساد هنوز مطالعات کافی در مورد گونهشناسی عناصر پدیده فساد و نگرش جامعی در این باره ارائه نشده است. هر یک از تحقیقات پیشین تنها به بخشی از عناصر پدیده فساد نگریستهاند و جای خالی مطالعه آنها از منظر کلان احساس میشود. به این ترتیب مساله اصلی پژوهش حاضر گونهشناسی عناصر پدیده فساد است و اگر گونهشناسی مورد نظر صورت گیرد میتواند جرح و تعدیلهای مناسبی را در چارچوبهای نظری مقابله با فساد ایجاد کند.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
الف) یکپارچه کردن نهادهای مقابله با فساد و معماری کلان نقشها و کارکردهای این نهادها برای دستیابی به همراستایی استراتژیک همه اجزا و عناصر مؤثر در مقابله با فساد شاید در سازمانهای کوچک کار پیچیدهای نباشد، اما در مقیاسهای فراسازمانی کلان کار بسیار پیچیدهای است. گفتگو با مدیران سازمانها، پژوهشگران و متخصصان حوزه مقابله با فساد تاییدکننده این ادعا میباشد. همچنین گزارشهای مورد نظر نشان از نارضایتی مدیران از نتایج مربوط به مقابله با فساد دارد. نهایتا تجربه محققین این پروژه نشان میدهد مقابله با فساد در مقیاس کلان کاری بسیار پیچیده است و علیرغم رشد روزافزون اقدامات اجرایی و همچنین مطالعات صورت گرفته در ارتباط با مقابله با فساد هنوز مطالعات کافی در مورد گونهشناسی عناصر پدیده فساد و نگرش جامعی در این باره ارائه نشده است. هر یک از تحقیقات پیشین تنها به بخشی از عناصر پدیده فساد نگریستهاند و جای خالی مطالعه آنها از منظر کلان احساس میشود.
ب ) گونهشناسی مصادیق فساد نشان میدهد که بسیاری از مصادیق فساد سیاسی، فساد رسانه ، فساد اداری و حکمرانی در برنامهریزیها و طرحهای مقابله، نادیده گرفته شدهاند و طرح اساسی برای مقابله با آن مصادیق وجود ندارد .
ج ) رتبهبندی مصادیق از منظرهای مختلف نشان دهنده یک واقعیت بسیار مهم در خصوص تفاوت دیدگاه حاکمیت و مردم در خصوص اهمیت مصادیق مختلف فساد دارد. مقایسه این رتبهبندی مشخص میکند آنچه از منظر حاکمیت بیشتر اهمیت دارد، از نظر مردم درجه اهمیت کمتری دارد و آنچه از منظر مردم اهمیت دارد از منظر حاکمیت در اولویتهای بعدی قرار گرفته است . به عنوان مثال رتبهبندیها نشان میدهد در سطح کلان مصادیق فساد امنیتی در منظر حاکمیت اهمیت بیشتری از مصادیق فساد مالی دارند ولیکن مردم چنین دیدگاهی ندارند و مصادیق فساد مالی ( اقتصادی ) و فساد قضایی دارای اولویت بیشتری هستند. همچنین فساد فرهنگی اجتماعی در دو دیدگاه، جایگاه های بسیار متفاوتی را بدست میآورد. این تفاوت دیدگاه در برنامههای مقابله با فساد تاثیر میگذارد و اثرات نامناسبی را در پیش دارد. از اینرو هماهنگ کردن دیدگاه حاکمیت و مردم در خصوص مصادیق مهم فساد و میزان اولویت هر یک از آنها یکی از مهمترین پیشنهادات سیاستی این پژوهش است. (19781)
1403/2/31
سلسله گزارشهای سیاست نوآوری (2): برنامه محوری نوآوری برای شرکتهای
کوچک و متوسط (زیم) در آلمان و برنامه خرید تضمینی فناوری جدید در کرهجنوبی
بیان/شرح مسئله
مرکز نوآوری و خانه خلاق قوه مقننه در راستای مأموریت خود که تقویت نقش تقنین و نظارتی مجلس شورای اسلامی در حل مسائل کشور از روشهای نوآورانه با استفاده از ظرفیتهای زیستبوم نوآوری است، به مطالعه و تحلیل سیاست نوآوری در ایران و سایر کشورها میپردازد. در طی دهههای اخیر با توجه به نقش شرکتهای کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی کشورها، دولتها همواره تلاش میکنند با تصویب و اجرای برنامهها و سیاستهای مختلف از این شرکتها حمایت کنند. بررسی برنامهها و سیاستهای کشورهای توسعهیافته در راستای حمایت از نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط میتواند برای ارتقای سیاستگذاری در کشور مفید باشد. چراکه اغلب شرکتهای دانشبنیان در کشور از نوع شرکتهای کوچک و متوسط هستند. این شرکتها، علاوهبر اینکه مشکلاتی همانند همه شرکتها دارند، با مشکلات و مسائل خاص خود نیز روبهرو هستند که از اندازه کوچک آنها ناشی میشود. در زمان طراحی و اجرای حمایتهای مالی و غیرمالی از شرکتهای دانشبنیان، باید به تمایز چالشهای آنها، توجه ویژهای شود.
بررسی تجارب موفق سایر کشورها در حمایت از نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط میتواند درسآموزیهایی برای اجرای فرایندهای ارزیابی برنامههای موجود در کشور و سپس اصلاح آنها با توجه به نظرات ذینفعان و همچنین تدوین سیاستهای نوآوری کارا و اثربخش در آینده داشته باشد. در این راستا، در گزارش اول از سلسله گزارشهای سیاست نوآوری، برنامه پژوهش برای نوآوری شرکتهای کوچک (اسبیر) در آمریکا، که یکی از برنامههای موفق این کشور در حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط است، بررسی شد. در گزارش حاضر، برنامه محوری نوآوری برای شرکتهای کوچک و متوسط (زیم) در آلمان و برنامه خرید تضمینی فناوری جدید در کرهجنوبی مطالعه شده است.
نقطه نظرات/یافتههای کلیدی
دولت آلمان بهواسطه توسعه صنعتی و حمایت از فعالیتهای نوآوری و بهویژه فعالیتهای شرکتهای کوچک و متوسط همواره بهعنوان یک نمونه موفق، مورد توجه دیگر کشورها بوده است. برنامه محوری نوآوری برای شرکتهای کوچک و متوسط (زیم) که از سال 2008 آغاز شده و همچنان نیز ادامه دارد، بهعنوان اصلیترین برنامه آلمان برای ارتقای فناوریهای بازارمحور در شرکتهای کوچک و متوسط شناخته میشود و در سال 2011 جایزه بهترین برنامه نوآوری در آلمان را دریافت کرده است. این برنامه از انجام تحقیقوتوسعه در شرکتهای کوچک و متوسط و همچنین شکلگیری همکاری در انجام تحقیقوتوسعه حمایت میکند و با اعطای حمایت بیشتر به پروژههای مشترک، بازیگران مختلف را به تشکیل شبکههای نوآوری تشویق میکند. این برنامه، شامل سه بخش حمایت از پروژههای تحقیقوتوسعه انفرادی، مشارکتی و شبکهای است و کمکهزینههایی نیز برای مشاوره و خدمات به شرکتها پرداخت میشود. در بخش شبکهای، از پروژههای تحقیقوتوسعهای که در قالب کنسرسیوم بین حداقل شش نهاد انجام شود، حمایت میشود.
ازسویدیگر دولت کرهجنوبی، همواره بهعنوان یکی از الگوهای موفق در عرصه توسعه شناخته شده و تجربههای این کشور مورد توجه محققان و سیاستگذاران بوده است. یکی از برنامههای قابلتوجه در حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط، برنامه خرید تضمینی فناوری جدید است که از سال 1996 شروع شده و همچنان ادامه دارد. در این برنامه، سازمانهای دولتی در کرهجنوبی ملزم شدند هرساله بخشی از خریدهای دولتی خود را از شرکتهای کوچک و متوسط تأمین کنند. براساس این برنامه، دولت با تأیید عملکرد محصولات فناورانه شرکتهای کوچک و متوسط از طریق نظام گواهی عملکرد و نظام بیمه عملکرد که مصونیت از ضرر و زیان ناشی از خرید چنین محصولاتی را فراهم میکند، سازمانهای دولتی را نسبت به کیفیت محصولات فناورانه شرکتهای کوچک و متوسط مطمئن کرده و بار مسئولیت مدیران خرید را کاهش میدهد. در حال حاضر سازمانهای دولتی در کرهجنوبی مکلف هستند حداقل 10 درصد از خرید خود را از محل تولیدات شرکتهای کوچک و متوسط که دارای گواهی عملکرد هستند، انجام دهند.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
بررسی «برنامه محوری نوآوری برای شرکتهای کوچک و متوسط» و «برنامه خرید تضمینی فناوری جدید» با توجه به ویژگیها و فرایند اجرای آنها، با درسآموختههایی برای تدوین برنامهها و سیاستهای مرتبط با نوآوری در کشور همراه بوده که در ادامه به برخی از آنها اشاره شده است:
حمایت از همکاریها
دولتها، مشوقهایی برای ترغیب شرکتها به همکاریهای فناورانه در نظر میگیرند. بر این اساس در برنامه زیم، از پروژههای تحقیقوتوسعهای مشارکتی و شبکهای نیز علاوهبر پروژههای انفرادی حمایت میشود. بهمنظور تقویت ارتباط صنعت و دانشگاهها، از پروژههای تحقیقوتوسعهای که حداقل یکی از مشارکتکنندههای آنها، دانشگاهها و مؤسسههای پژوهشی هستند، حمایت بیشتری میشود. همچنین شرکتهای آلمانیای که در پروژههای زیم با شریک خارجی همکاری کنند، مبالغی بهعنوان کمک بلاعوض دریافت میکنند.
حمایت از پروژههای مدیریت شبکه
در بخش پروژههای تحقیقوتوسعه شبکهای، برنامه زیم از هزینههای شکلگیری و مدیریت شبکههای همکاری نیز حمایت میکند. در مرحله اول، کمک مالی در زمینه شکلگیری و مدیریت شبکه است و در مرحله دوم، کمکها به موضوعاتی مانند آمادهسازی برای راهاندازی بازار و تثبیت شبکه تعلق میگیرد.
معیارهای دقیق برای ارزیابی پروژهها
در برنامه زیم، معیارها و شاخصهای شفاف و دقیقی برای ارزیابی پروژهها در نظر گرفته شده است. برای نمونه پروژههایی مورد حمایت قرار میگیرند که: نوآورانه، بازارمحور و مستلزم ریسک فناورانه قابلتوجهی باشند، جهت توسعه محصول یا فرایند یا خدمات فنی جدید با کارکردها، پارامترها و ویژگیهای برتر نسبت به موارد موجود باشند، نتایج آنها منطبق بر شرایط بینالمللی فناوری باشد، سطح عملکرد فناورانه و مهارتهای نوآورانه شرکت را افزایش دهد، دارای ریسک فنی قابلتوجه باشد، رقابتپذیری شرکت را بهطور مداوم افزایش دهد، بدون تأمین مالی قابل انجام نباشد.
ارائه حمایتهای هدفمند با توجه به سطح توسعهیافتگی مناطق مختلف
در برنامه زیم، حمایت مالی از همه شرکتها بهصورت یکسان صورت نمیگیرد، بلکه حمایتها از پروژههایی که در آلمان شرقی انجام میشوند بیشتر از آلمان غربی است. با این رویه، شرکتهای آلمانی تشویق میشوند که در آلمان شرقی که نسبت به آلمان غربی کمتر توسعهیافته است، فعالیت خود را دنبال کنند.
حداقل زمان واریز حمایتهای مالی
در برنامه زیم نسبت به دیگر برنامهها، حمایتهای مالی به ذینفعان در فاصله زمانی بسیار کوتاهی ارائه میشود که تقریباً 10 روز کاری است.
توجه به موانع خرید دولتی
دولت کرهجنوبی برای رفع موانع برنامه خرید تضمینی فناوری جدید، مکانیسمهایی مانند معرفی بیمه عملکرد برای محصولات شرکتهای کوچک و متوسط؛ بازنگری در انواع و نظام صدور گواهینامهها و ایجاد یک کمیته برای ارتقای خرید محصولات فناورانه شرکتهای کوچک و متوسط را پیادهسازی کرده است.
بهبود مستمر برنامه متناسب با بازخوردهای ذینفعان
در هر دو برنامه مورد بررسی، بهمرور زمان اصلاحاتی در برنامهها صورت گرفت و این اصلاحات بهصورت خاص با توجه به بازخوردهای دریافت شده ازسوی ذینفعان مختلف برنامهها انجام میشد. موارد پیشنهادی را میتوان مجدداً از طریق نظرسنجی از ذینفعان، ارزشیابی کرده و مشکلات احتمالی آنها را تعیین و اصلاح کرد. (19801)