Author
Majles
Keywords
خلاصه مدیریتی
بیان/ شرح مسئله
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
بهطورکلی سه نظریه فوق را میتوان اینگونه خلاصه کرد: نظامسازی برای رابطه اخلاق و سیاست، خارج از حوزه دین و مفهوم خدا و بر پایه انسانمحوری، نسبیگرایی و مادیگرایی صورت میگیرد.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
در پی سانحه تلخ سقوط بالگرد در تاریخ ۳۰ اردیبهشتماه سال ۱۴۰۳، حضرت آیتالله سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه، آیتالله سیدمحمدعلی آلهاشم، امامجمعه تبریز و نماینده ولیفقیه در استان آذربایجان شرقی، مالک رحمتی، استاندار تبریز، سردار سرتیپ دوم پاسدار سیدمهدی موسوی، سرتیم حفاظت رئیسجمهور و خلبانان کادر پرواز (سیدطاهر مصطفوی، محسن دریانوش و بهروز قدیمی) به شهادت رسیدند.
مطابق اصل (114) قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران و در حالت عادی «رئیسجمهور برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود و انتخاب مجدد او بهصورت متوالی تنها برای یک دوره بلامانع است»، اما براساس اصل (۱۳۱) قانون اساسی «در صورت فوت، عزل، استعفا، غیبت یا بیماری بیش از دو ماه رئیسجمهور و یا در موردی که مدت ریاستجمهوری پایان یافته و رئیسجمهور جدید بر اثر موانعی هنوز انتخاب نشده و یا امور دیگری از این قبیل، معاون اول رئیسجمهور با موافقت رهبری اختیارات و مسئولیتهای وی را برعهده میگیرد و شورایی متشکل از رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه و معاون اول رئیسجمهور موظف است ترتیبی دهد که حداکثر ظرف مدت پنجاه روز رئیسجمهور جدید انتخاب شود...». مطابق با این اصل، وزارت کشور بعد از موافقت شورای نگهبان جدول زمانبندی انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری را اعلام کرد.
جدول 1. برنامه زمانبندی برگزاری انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری [1]
|
ردیف |
شرح برنامه |
مهلت اجرا به روز |
تاریخ اجرا |
|
۱ |
صدور دستور شروع انتخابات توسط وزیر کشور به فرمانداران |
1 روز |
۱403/۳/۱0 |
|
۲ |
تشکیل هیئتهای اجرایی مرکزی و شهرستانی |
1 روز |
۱403/۳/۱0 |
|
۳ |
ثبتنام از داوطلبان |
5 روز (از زمان انتشار دستور شروع انتخابات) |
۱403/۳/۱0 تا ۱۴03/۳/۱۴ |
|
۴ |
رسیدگی به صلاحیت داوطلبان توسط شورای نگهبان |
۷ روز |
۱403/۳/۱5 تا 1403/۳/21 |
|
۵ |
انتشار اسامی نامزدها توسط وزارت کشور |
۱ روز |
1403/۳/22 |
|
۶ |
تبلیغات انتخاباتی نامزدها |
۱۵ روز |
1403/۳/2۳ تا 1403/۴/6 |
|
۷ |
ممنوعیت تبلیغات انتخاباتی نامزدها |
۱ روز |
1403/۴/7 |
|
۸ |
اخذ رأی |
۱ روز |
1403/۴/8 |
|
۹ |
مجموع زمان انجام فرایندها ۳۰ روز |
۱403/۳/10 تا 1403/۴/8 |
|
|
۱۰ |
انجام مرحله دوم (در صورت لزوم) |
۱ روز |
۱403/۴/۱5 |
آمادگی نهادهای حاکمیتی و برنامهریزی برای برگزاری انتخابات در سطح ملی ثابت کرد، اگرچه «فقدان یک رئیسجمهور پرتلاش، خدمتگزار، صمیمی و مخلص و باارزش... برای ملت ایران خلأ سنگینی است که بهراحتی قابل پرکردن نیست و از این زاویه جای تأسف و اندوه دارد»، اما نظام جمهوری اسلامی ایران با اتکای به قدرت درونزایی که دارد «استعدادهای فراوانی در میان ملت انقلابی خود دارد و مکتب امام خمینی{رحمهالله علیه}، سرچشمه جوشانی از ظرفیتهای مدیریتی در خود دارد»[2].
حضرت آیتالله خامنهای(مدظلهالعالی) در بیانات روز یکشنبه ۲۹ خردادماه ( زمانی که تنها چند ساعت از انتشار خبر سانحه برای رئیسجمهور میگذشت و همه نگران بودند) در دیدار جمعی از خانوادههای سپاه ولیامر با اشاره به حادثه پیش آمده فرموده بودند: «ملت ایران نگران و دلواپس نباشند، هیچ اختلالی در کار کشور بهوجود نمیآید و همه کارها اعم از امنیت کشور و امنیت مرزها و امور مربوط به قوه مجریه مرتب و منظم انجام خواهد شد و پیش خواهد رفت» [3].
بیشک برگزاری انتخاباتی در تراز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران «یک دستاورد بزرگ برای ملت ایران است»، بهویژه آنکه «بعد از ... حادثه تلخ {شهادت رئیسجمهور و هیئت همراه}، مردم جمع بشوند با آرای بالا، مسئول بعدی را انتخاب بکنند، انعکاس این در دنیا انعکاس فوقالعادهای است؛ لذا این انتخابات بسیار مهم است. این حماسه انتخابات، مکمل حماسه بدرقه شهیدان است» [4].
یکی از توصیههایی که حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) در مراسم سیوپنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله) در تاریخ ۱403/۳/۱۴ داشتند این بود: «در رقابتهای پیشروی انتخاباتی بین نامزدها، اخلاق حاکم باشد؛ بدگویی کردن، تهمت زدن، لجنپراکنی کردن، کمکی به پیشرفت کارها نمیکند، به آبروی ملی هم لطمه میزند. صحنه انتخابات، صحنه عزت و حماسه است، صحنه رقابت برای خدمت است، صحنه کشوواکش{بگومگو و نزاع} برای بهدست آوردن قدرت نیست ...» [4].
تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر لزوم حکمفرما بودن اخلاق در تبلیغات انتخاباتی باید سرلوحه نامزدهای انتخاباتی قرار گیرد. بر این اساس گزارش پیشرو تلاش دارد به رابطه سیاست و اخلاق در نظام جمهوری اسلامی ایران و اهمیت رعایت اخلاق انتخاباتی در رقابتهای ریاستجمهوری بپردازد. لذا ضمن بررسی نسبت سیاست و اخلاق به اصول اخلاقی مورد توجه در رقابتهای انتخاباتی میپردازد و توصیههای رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب رعایت اخلاق انتخاباتی را احصا و بیان میکند و تبعات و پیامدهای توجه یا عدم توجه به این اصول را میشمرد و درنهایت نیز توصیهها و پیشنهادهای سیاستی را ارائه میکند.
در یکی از گزارشهای منتشر شده در مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «ویژهنامه تا انتخاب یازدهم (6): اخلاق انتخاباتی» آمده است: «رعایت اخلاق انتخاباتی بخش مهم مردمسالاری دینی است و درواقع از لوازم آن محسوب میشود، در جمهوری اسلامی ایران نیز این مسئله مورد اهتمام گروههای سیاسی و نیز نظام بوده است ... پرهیز از جرمانگاری بداخلاقی انتخاباتی با این دستاویز که اخلاق و حقوق از دو گونه متفاوتاند، اگر در دمکراسیهای لیبرال جایی برای خود داشته باشد ـ در نظامهای سیاسی ـ مذهبی چندان متکی به پشتوانه استدلال منطقی نیست. زیرا اصول و احکام مذهبی عالیترین مصداق اخلاق بوده و با تجویز ورود آنها در عرصه حقوق، جرمانگاری بداخلاقی انتخاباتی نیز چندان با مشکل فلسفی برخوردار نخواهد بود. علیهذا، در کشور ما قوانین و مقررات انتخاباتی و کیفری اهتمام جدی به اینگونه جرمانگاری یا حداقل به سیاستگذاری و برنامهریزی در اینخصوص به خرج ندادهاند» [5].
موضوع نسبت اخلاق با سیاست، یکی از موضوعات اساسی فلسفه سیاسی است که در همه دورههای تاریخی مورد توجه بوده است و اندیشمندان و فلاسفه بسیاری تلاش کردهاند تا به تبیین سازگاری یا ناسازگاری این دو مقوله با هم بپردازند. در یک نگرش کلان رابطه اخلاق و سیاست به دو گونه قابلتقسیم و بررسی است:
- رابطه اخلاق و سیاست بر پایه ترجیح سیاست: در این برداشت اصالت و ترجیح با حفظ قدرت سیاسی است، هرچند بهای آن زیر پا نهادن اصول اخلاقی و بیاعتنایی به ارزشهای مزبور باشد. در این نگرش اخلاق در صحنه عمل کمرنگ و گاه حذف میشود.
- رابطه اخلاق و سیاست براساس ترجیح و تقدم اخلاق: در این نگرش حفظ اصول اخلاقی و انسانی و پایبندی به آن اصول، هرچند در تعارض با قدرت سیاسی باشد، مقدم شمرده میشود، البته تأمل و بررسی تاریخ حیات بشری بیانگر آن است که فقط در موارد محدودی این نوع رابطه محل توجه یا حکمفرما بوده است [6]. با توجه به این تقسیمبندی و در باب رابطه اخلاق و سیاست، چهار آموزه عمده وجود دارد که عبارتند از:
۱. تفکیک اخلاق از سیاست (نگرش غیراخلاقی سیاست)،
۲. تبعیت اخلاق از سیاست (نگرش اقتدارگرایانه)،
۳. دوگانگی اخلاق و سیاست (نگرش دوآلیسم)،
۴. یگانگی یا وحدت اخلاق و سیاست [7].
ادعای اصلی این آموزه آن است که باید میان قواعد اخلاق و الزامات سیاست تفاوت قائل شد و براساس واقعیت و با در نظر گرفتن منافع و مصالح دست به اقدام سیاسی زد. براساس این رویکرد (که واقعگرایی سیاسی نیز نامیده میشود)، توجه به اخلاق در سیاست به شکست در عرصه سیاست منجر میشود؛ زیرا مدار اخلاق، حق و حقیقت است؛ حال آنکه لازمه سیاست دست شستن از اصول اخلاقی است و بدون دستهای آلوده هیچ فعالیت سیاسی ممکن نیست [8].
مهمترین شارح این رویکرد، نیکولا ماکیاولی بود که اگرچه اخلاق را لازمه زندگى افراد مىدانست، اما پایبندى به آن را براى شهریار خطرناک مىشمارد و مىگوید: «هر که بخواهد در همه حال پرهیزگار باشد، در میان این همه ناپرهیزگارى سرنوشتى جز ناکامى نخواهد داشت، ازاینرو شهریارى که بخواهد شهریارى را از کف ندهد، مىباید شیوههاى ناپرهیزگارى را بیاموزد و هر جا که نیاز باشد بهکار بندد» [9].
براساس این رویکرد بهکارگیری اصول و آموزههای اخلاقی در عرصه سیاسی بسیار خطرناک است؛ چراکه سیاست مبتنیبر اقدام بر پایه قدرت در راستای تأمین مصلحت عمومی و منافع ملی است و با آموزههای اخلاقی که باید در زندگی شخصی و فردی جریان داشته باشد تضاد بنیادین دارد. این رویکرد توسط بسیاری از اندیشمندان سیاسی از زوایای مختلف مورد انتقاد قرار گرفته است: ازجمله اینکه تفکیک اخلاق از سیاست موجب میشود تا هم دولت و هم جامعه رفتار و اقدامات خود را براساس کنار گذاشتن آموزههای اخلاقی تنظیم کنند. حالآنکه تمامی دولتها انتظار دارند شهروندان آنها اخلاقی رفتار کنند و ازسویدیگر غیراخلاقی رفتار کردن دولتها موجب بروز بحران اعتماد و مشروعیت میشود و ساختار سیاسی را دچار بحران هویت و نفوذ میکند و در بلندمدت احتمال فروپاشی سیستم را افزایش میدهد.
این نگرش، عمدتاً نتیجه رویکرد مارکسیسم – لنینیسم به اخلاق و سیاست است. براساس این نظریه، اخلاق تابع بیقیدوشرط سیاست و عمل انقلابی است و ارزش خود را از آن میگیرد. حالآنکه خود عمل انقلابی و سیاست به توجیه اخلاقی نیاز ندارد و عین اخلاق و فضیلت دانسته میشود. در این رویکرد، نهتنها اصالتی برای اخلاق قائل نمیشوند، بلکه اخلاق از منافع مبارزه طبقاتی پرولتاریا بهدست میآید [10] .
آنتونیو گرامشی، لنین و لئون تروتسکی نظریاتی دارند که بسیار نزدیک به اخلاق اقتدارمنشانه و نظریه تبعیت اخلاق از سیاست است. لنین در نوشتههای خود آنجایی که بحث درباره مسائل اخلاقی میشود، مینویسد که اخلاق تحت نفوذ منافع مبارزه طبقه پرولتاریا قرار دارد و «برای ما اخلاقی که از خارج از جامعه برآمده باشد، وجود ندارد و یک چنین اخلاقی جز شیادی چیزی دیگر نیست». «هنگامیکه مردم از ما درباره اخلاق سؤال میکنند میگوییم برای یک کمونیست، کل اخلاق در رابطه با آن نظم و دیسیپلین آهنین و در مبارزه آگاهانه علیه استثمار معنا مییابد» [7].
بهطورکلی در این رویکرد، هیچ اصلی بهجز منافع طبقه پرولتاریا و حزب نماینده آن به رسمیت شناخته نمیشود. اگر منافع حزب و طبقه مزبور اقتضا کند، مرتکب جنایاتی میشوند که بهنظر خودشان اخلاقی است [11] بهتبع انتقادهایی که به نگرش تفکیک اخلاق و سیاست وارد است به این رویکرد نیز وارد است.
براساس نظریه دوسطحی اخلاق و سیاست (که اخلاق دوآلیستی نیز گفته میشود) آموزهها و اصول اخلاقی باید در دو سطح بررسی شوند: در سطح فردی، رفتارها و اقدامات بر پایه معیارهای مطلق اخلاقی سنجیده میشوند، اما در سطح جمعی اقدامات براساس مصالح و منافع ملی است. لذا آنچه در سطح فردی، اخلاقی است نمیتواند در سطح اجتماعی اخلاقی در نظر گرفته شود.
ذیل همین نگرش است که ماکس وبر دوگانه، اخلاق مسئولیت و اخلاق اعتقاد را مطرح میسازد. از دیدگاه وبر، هدف مهم در اخلاق مسئولیت (اخلاق سیاسی) تأمین منافع ملی و فردی است. او مرد سیاستمدار را دارای الزاماتی میداند که او را به ارتکاب اعمال بهظاهر غیراخلاقی ناگزیر میسازد. ازنظر وبر تفاوت مرد سیاستمدار با مرد اخلاقی در این است که سیاستمدار مصلحت عمومی و مدینه را بر فضیلت و رستگاری روحی خویش ترجیح میدهد؛ این درحالی است که مرد اخلاقی تنها از فرمانهای ایمان و اعتقاد خود بدون توجه به نتایج آنها تبعیت میکند [12].
برخی از متفکران معتقدند که این نظریه با ابهامهای جدی مواجه است؛ چراکه گفته میشود مرزهای اخلاق فردی و گروهی مطلق بوده و قادر به نفوذ در یکدیگر نیستند و ازاینجهت انسان با دو سیستم کاملاً جدا از هم روبهرو بوده که نه قابل تبدیل به یکدیگرند و نه سنتزی از آن دو متصور است [7].
بهطورکلی سه نظریه فوق را میتوان اینگونه خلاصه کرد: نظامسازی برای رابطه اخلاق و سیاست، خارج از حوزه دین و مفهوم خدا صورت میگیرد، انسانمحوری، نسبیگرایی و مادیگرایی در نظریات اخلاقی و سیاسی رواج مییابد و رابطه اخلاق و سیاست، تحتالشعاع متغیر جدید (نفع و سود) قرار میگیرد که هر دوی آنها را به استخدام خود در میآورد [13].
براساس نظریه یگانگی، نمیتوان مرز قاطعی میان سیاست و اخلاق قائل شد و هریک را به حوزه خاص منحصر و محصور ساخت. فرد، در حیطه زندگی شخصی، همان فرد در عرصه زندگی اجتماعی است. این نگرش معتقد است که هر آنچه برای افراد غیراخلاقی است، برای دولتمردان هم غیراخلاقی است. نهتنها کارگزاران و رجال سیاسی باید پایبند به اصول و ارزشهای اخلاقی باشند، بلکه مکلف و مسئولاند در جهت پرورش معنوی و اخلاقی شهروندان، اجتماعیسازی آنان و رعایت حقوق دیگران بسترسازی کنند و این چیزی جزء قواعد اخلاقی نیست [14].
در نظریه یگانگی و وحدت هم روش سیاسی و هم غایت سیاست باید اخلاقی باشند. روش سیاسی میتواند اموری همچون اخلاق زمامداران و کارگزاران سیاسی و روش رسیدن به قدرت سیاسی و حفظ آن، رعایت حقوق مردم و اجتناب از ستم را شامل شود. از نظر غایت، رعایت اخلاق فردی و سیاست اخلاقی و اخلاق جمعی هر دو کمال و سعادت فرد یا جامعه است [12].
اینکه چه نسبتی بین سیاست و اخلاق برقرار است به بنیادهای هستیشناسانه، معرفتشناختی و روششناختی یک فیلسوف برمیگردد. بهبیاندیگر هریک از حالتهای مورد نظر برای ارتباط بین اخلاق و سیاست شامل جدایی اخلاق و سیاست، تبعیت اخلاق از سیاست، دوسطحی بودن نظریه اخلاق و در آخر یگانگی اخلاق و سیاست تا حد زیادی به تعریف و تعیین انسان، جهان، خلقت و روش شناخت جهان هستی و ... برمیگردد [14] [15] [16]. نکته حائز اهمیت دیگر آن است که این نسبت و رابطه تعیینکننده نوع کنش و سیاستورزی در یک جامعه است. بیشک اخلاق سیاسی و انتخاباتی در جامعهای که آموزه تفکیک اخلاق و سیاست حکمفرماست، بسیار متفاوت از جامعهای است که به یگانگی اخلاق و سیاست قائل بوده و ساختار و قوانین آن نیز بر همین اساس تدوین و تنظیم شده است.
انقلاب اسلامی ایران؛ یکی از شگفتانگیزترین وقایع در قرن بیستم بهشمار میرفت؛ زیرا در قرنی که انقلابها برمبنای ایدئولوژیهای ناسیونالیستی، لیبرالی و مارکسیستی به وقوع میپیوست، با الهام از آموزههای دین شکل گرفت و به پیروزی رسید. وقوع انقلابی با ایدئولوژی، ماهیت و شعارهای مذهبی برای بسیاری از محققان و اندیشمندان غیرقابلتصور بود. درواقع در زمانهای که کنشها و فعالیتهای سیاسی بر پایه آموزههای تفکیک اخلاق از سیاست، تبعیت اخلاق از سیاست و دوگانگی اخلاق و سیاست شکل میگرفت، انقلابی به پیروزی رسید که داعیهدار یگانگی دین و سیاست بود. در این بین سه عامل ایدئولوژی اسلامی انقلاب، رهبری حضرت امام خمینی (رحمهالله علیه) و همراهی اقشار مختلف مردم موجبات پیروزی و تأسیس نظام سیاسی جدید را موجب شدند.
براساس سه عامل فوق، نظام جمهوری اسلامی موفق شد «سیستمی اخلاقی از قدرت و سیاست تشکیل دهد که در بین نظامهای سیاسی دنیای معاصر، نمونه است. گفتمان انقلاب اسلامی، گونهای از اخلاق سیاسی متناسب با خود را بازتولید و بازسازی کرده است که از یکسو ریشه در مبانی اعتقادی و بنیادهای معرفتی اسلامی دارد و ازسویدیگر با توجه به بسترها و زمینههای مدرن و عقلانیت سیاسی شیعه در دوران معاصر کارکردهای خاصی را بههمراه دارد» [6]. بیشک نقش امام خمینی (رحمهالله علیه) در پیوند دین و سیاست، بنیان گذاشتن مبانی تئوریک نظام جمهوری اسلامی ایران و عملیاتی شدن آن بیبدیل و یگانه است. از نظر امام خمینی (رحمهالله علیه) با توجه به ارتباط سیاست و اخلاق، سیاست در سه مقوله طبقهبندی میشود:
«امروز همه فهمیدند این را ... این مسئله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است که انبیا برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط وارد کردن مگر میشود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امکان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتیاجات ملتها، کسی بدون اینکه دخالت کند، قیام به قسط باشد؟ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ باشد؟... یکوقت بازی نخورید! یکوقت این شیاطین نیایند بگویند که به شما چه دخالت در اسلام، دخالت در سیاست؛ شما بروید سراغ مسئله گفتنتان! خیلی هم معزز هستید و چنانچه مسئله میگفتید، دیگر [شهادتی] واقع نمیشد؛ برای دخالت در سیاست بود که چندین هزار معلول و [شهید] دارید. این اشکال اولش به نبی اکرم وارد است. اگر ایشان هم به سرمایهدارهای مکه و حجاز کاری نداشت و تو مسجد مینشست و مسئله میگفت، جنگ پیش نمیآمد، کشتار نمیشد، عموی معظمش کشته نمیشد و به سیدالشهدا وارد است. اگر سیدالشهدا میرفت پیش یزید و بیعت میکرد و مسئلهگو، مسئله میگفت، با او میساخت و مسئله میگفت، یزید خیلی هم احترام میکرد، دستش [را] هم میبوسید» [19].
از نظر امام خمینی (ره) تمام اسلام، سیاسی است. یعنی احکام، اخلاق و عقاید که سه بخش تشکیلدهنده دین هستند سیاسیاند و چون سر اسلام هم سیاست است، در رأس عقاید و احکام هم سیاست قرار دارد، ازاینرو ایشان تصریح دارند که: «اسلام، احکام اخلاقیاش هم سیاسی است» [20]. یعنی اسلام حکومت تشکیل میدهد و رهبر آنهم پیامبر و یا امام که معصوم و یا ولیفقیه عادل و عالم است، لذا این حکومت باعث افزایش فضایل اخلاقی و کم شدن رذایل و تحکیم برادری در جامعه میشود؛ از آنسو گسترش فضایل و تحکیم برادری باعث میشود که سیاستمداران و مدیران با اخلاقی در رأس و صدر و ذیل امور قرار بگیرند، لذا تقویت اخلاق، تقویت سیاست و تقویت سیاست، تقویت اخلاق را بهعهده دارد پس اخلاق و سیاست از منظر امام خمینی(ره) رابطهای همافزا دارند [21].
استاد شهید مرتضی مطهری، بهعنوان یکی از نظریهپردازان انقلاب اسلامی، یگانگی اخلاق و سیاست را اینچنین شرح میدهد که بزرگترین آرزوی هواخواهان ترقی اسلام باید توأم شدن سیاست و دیانت باشد «نسبت این دو باهم نسبت روح و بدن است. این روح و بدن، این مغز و پوست باید به یکدیگر بپیوندند. فلسفه پوست حفظ مغز است، پوست از مغز نیرو میگیرد و برای حفظ مغز است. اهتمام اسلام به امر سیاست و حکومت و جهاد و قوانین سیاسی برای حفظ مواریث معنوی یعنی توحید و معارف روحی و اخلاقی و عدالت اجتماعی و مساوات و عواطف انسانی است» [22]
پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بهعنوان مردمیترین انقلاب در تاریخ سیاسی جهان و تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران، محصول اعتقاد و باور به آموزه یگانگی دین و سیاست در عرصه عمل بود. نظام مردمیسالاری دینی در جمهوری اسلامی ایران نقش بیبدیلی برای مردم و اهمیت تأمین نظرات آنها دارد. درواقع در دین مبین اسلام اگرچه مشروعیت حکومت از ولایت الهی نشئت میگیرد، اما مقبولیت و پذیرش آن همواره نیازمند مشارکت مردم است. بر این اساس برگزاری رفراندوم در سال ۱۳۵۸ برای تأسیس نظام جمهوری اسلامی بیانگر اهمیت دادن به نقش مردم است. مطابق اصل (۶) قانون اساسی نیز «در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئیسجمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همهپرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین میگردد».
هدف از برگزاری انتخابات در نظام جمهوری اسلامی این است که اقتدار منبعث از اراده مردم باشد و مردم توانایی ابراز آزادانه اراده خود را داشته باشند و رأیدهندگان بدون تطمیع و تحت تأثیر جنگ روانی و نیز پول، بتوانند اراده اصیل و واقعی خود را بیان و نمایندگانی را که تبلور اراده واقعی و اصیل آنها باشند، به نهادهای مبتنیبر انتخابات بفرستند. به عبارتی انتخابات باید تجلی اراده واقعی و اصیل مردم باشد و درصورتیکه این اراده تحت تأثیر تطمیع، خریدوفروش رأی، وعده و وعید کاذب، فشار، جنگ روانی و... قرار گیرد، فلسفه برگزاری انتخابات دچار خدشه میشود.
رعایت اخلاق در انتخابات از آشکارترین جلوههای سیاست اخلاقی و سیاست اخلاقی میدان عملی شدن بسیاری از ارزشها و فضایل اخلاق اجتماعی است. گذشته از اینکه بداخلاقیهای انتخاباتی بههیچوجه زیبنده جامعه اسلامی متمدن و فضیلتگرای ایران نبوده و با مقاصد عالی حکومت اسلامی سازگار نیست، زیر پا گذاشتن اخلاق در انتخابات بهصورت طبیعی موجب یأس، ناامیدی، نگرانی و تشویش در دل شهروندان میشود و این با فلسفه وجودی انتخابات در تضاد کامل قرار دارد. در یک جمعبندی باید اذعان داشت اخلاق انتخاباتی از نوع اخلاق سیاسی و زیرشاخه اخلاق کاربردی است که بهکارگیری آن میتواند جامعه را بهسوی انتخاب اصلح راهنمایی کند [23] .
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی بهعنوان بالاترین مقام معنوی و سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران در انتخابات مختلف، اهتمام خاصی نسبت به تبیین اصول و چارچوبهای رقابت انتخاباتی شایسته، ویژگیهای نامزدهای اصلح، وظایف مردم و نامزدها و ... داشتهاند. بررسی بیانات ایشان در مقاطع سیاسی مختلف بیانگر آن است که معظمله همیشه توصیههایی به نامزدها مبنیبر توجه به اصل سلامت انتخابات، صداقت، وحدت و انسجام ملی، عدم استفاده از بیتالمال و هزینههای زیاد، امکانپذیری برنامهها و امیدآفرینی داشتهاند. در بند «۴» سیاستهای کلی انتخابات نیز بر «تعیین حدود و نوع هزینهها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی» و در بند «۵» بر «ممنوعیت هرگونه تخریب، تهدید، تطمیع، فریب و وعدههای خارج از اختیارات قانونی و هرگونه اقدام مغایر امنیت ملی نظیر تفرقه قومی و مذهبی در تبلیغات انتخاباتی» [24] تأکید شده است.
تبلیغات انتخاباتی؛ سازوکار پذیرفتهشده برای آشنایی و آگاهی مردم نسبت به شخصیت و برنامه نامزدهاست. در این سازوکار ممکن است نامزدها برای پیروزی در انتخابات به روشهایی متوسل شوند که موجبات به خطر افتادن سلامت انتخابات شود. بیشک تأکید نامزدها باید بر ارائه برنامههای انتخاباتی و نقد برنامه رقبا و نامزدهای دیگر باشد. قطعاً در فرایند تبلیغات انتخاباتی بهکارگیری و استفاده از ابزارها و حربههای تخریب، تهدید، تطمیع و فریب برای جلب افکار عمومی موجبات خدشهدار شدن اخلاق اجتماعی و کاهش سرمایه نهادی خواهد شد.
البته نحوه تبلیغات انتخاباتی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است؛ به فرض در جامعهای امکان دارد مبادرت به امری در تبلیغات بیاحترامی به شخصیتها و دیگر داوطلبان تلقی شود، درحالیکه در جامعهای دیگر نهتنها بیاحترامی نباشد، بلکه کاملاً پذیرفته شده محسوب شود. برای مثال در انتخابات ایالاتمتحده بهویژه در انتخابات ریاستجمهوری خط قرمزی در تبلیغات وجود ندارد. بهعبارتدیگر نامزدها و احزاب از هر آنچه در توان داشته باشند علیه یکدیگر استفاده میکنند. حمله به سوابق کاری، مناسبات خانوادگی و شغلی نامزدها بدون هیچ محدودیتی مجاز است. شاید به همین دلیل باشد که برخی انتخابات در ایالاتمتحده را کثیفترین انتخابات و برخی دیگر براساس یک برداشت خاص، شفافترین انتخابات جهان لقب دادهاند [25].
با توجه به اینکه در نظام جمهوری اسلامی ایران بر یگانگی سیاست و اخلاق تأکید میشود، ضرورت دارد تا از روشها و رویکردهای غیراخلاقی برای پیروزی در انتخابات احتراز شود، بهویژه آنکه استفاده نامزدها از شیوههای تخریبی میتواند موجب رویگردانی رأیدهندگان شود.
توجه به سلامت تبلیغات انتخاباتی هم مورد توجه حضرت امام خمینی (ره) و هم مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده است. در پیام بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در اولین انتخابات ریاستجمهوری در تاریخ 14 دیماه سال 1358 خطاب به ملت ایران آمده است :«از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی - انسانی را در تبلیغ برای کاندیدای خود مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند، که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزههای غیراسلامی است» [26].
حضرت امام خمینی (رحمهالله علیه) همواره بر رعایت اخلاق انتخابات تأکید داشتند و در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی درباره حفظ شئونات اسلامی و اخلاقی در تبلیغات کاندیداها فرمودند: «سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود چگونه منتخب، حافظ اسلام میشود» [27].
از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز ضرورت دارد نامزدهای انتخابات «همدیگر را تخریب نکنند ... با مردم با کمال صداقت حرف بزنند؛ هرچه عقیدهشان هست، به مردم بگویند. اگر بخواهند در دل مردم اثر بگذارند، این صداقت، بیشتر در دل مردم اثر میگذارد. آن چیزی که حقیقتاً عقیده و نیت آنهاست، آن را به مردم بگویند؛ اختیار با مردم است که چیزی را انتخاب کنند» [28].
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدظله العالی) پیش از برگزاری مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری در سال ۱۳۸۸ نیز فرموده بودند: «نامزدهای محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومی را تخریب نکنند. اینهمه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریبکننده اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست» [29]. از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی «آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمتزنی و بدگویی به یکدیگر است. فضای انتخابات باید سالم باشد» [30].
یکی از استانداردهای اخلاقی برگزاری انتخاباتی در تراز نظام جمهوری اسلامی ایران ضرورت تعهد نامزد پیروز انتخابات به وعدههای دادهشده است. بیشک رقابت سالم و انتخاب آگاهانه شهروندان در گرو بیان و اعلام صادقانه شعارها و برنامههای انتخاباتی ازسوی کاندیداها و احزاب سیاسی است. اگر نامزدی در فعالیتهای تبلیغی خود به دروغ متوسل شود، این خطر وجود دارد که وقتی منصب انتخابی را احراز کرد با توسل به همان روش و عدم صداقت بزرگترین اجحاف را در حق مردم روا دارد و به اعتماد آنها خیانت کند [31].
وجود اصل پایبندی به عهد از عناصر گسترش اخلاق در جامعه و نبود آن، مصداق فساد و تباهی است. البته این امر نیز صحیح است که عموماً هیچ الزامی برای نامزدها در بهکارگیری صداقت در تبلیغات وجود ندارد و عمل به این اصل بیشتر وجه اخلاقی دارد، اما حداقل میتوان در صورت عدم اجرای برنامههای وعده داده شده نامزدها یا اعمال خلاف وعدههای تبلیغاتی با تمسک به اصل صداقت، ضمانت اجراهای حقوقی و قانونی در نظر گرفت تا انتخابات هرچه بیشتر به اصول دمکراتیک که مورد وفاق همگان است، نزدیکتر شود [32]. با وجود این، یکی از مهمترین ضمانت اجرای وعدههای نامزدها افکار عمومی است؛ چراکه بالا رفتن سواد سیاسی شهروندان و حضور فعال آنان در عرصه سیاسی، فضای تبلیغات انتخاباتی را بهجای رواج وعدههای پوچ و نامعقول به میدان ارزیابی برنامهها بدل میکند [33]و [34].
رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره در انتخابات مختلف بر پایداری و تعهد نامزدهای انتخاباتی به وعدههای داده شده تأکید داشته و فرمودهاند: « به مردم قول بدهند که اگر رأی آوردند، با همه قوا و قدرت خودشان و با اتکال به خدا و با اتکای به مردم، مدیریت عالی و کلان کشور را در دست میگیرند و پیش میبرند؛ «خذها بقوه»؛ با قوت این مأموریت را بهدست بگیرند و پیش بروند و در هیچ جا ضعف نشان ندهند» [28].
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای درباره ضرورت آگاهی و ارزیابی مردم نسبت به تبلیغات در رقابتهای انتخاباتی نیز میفرمایند: «مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست... گاهى علامت منفى هم هست» [35].
در هر جامعهای میان افراد آن معمولاً تفاوتهای زبانی، مذهبی، نژادی و... وجود دارد و در دنیای امروز بهسختی میتوان کشوری یافت که مردم آن کاملاً همگن باشند؛ بنابراین مسئله تفاوتهای اجتماعی فیالذات از این قابلیت برخوردار است که در کانون توجه نامزدها و جریانات سیاسی برای کسب آرای بیشتر قرار گیرد.
برگزاری انتخابات در یک جامعه متکثر به لحاظ علایق زبانی، مذهبی و سایر مظاهر فرهنگی میتواند هم به تقویت وحدت و همبستگی منجر شود و هم در صورت عدم تعهد به لوازم آن بهعنوان محملی برای مختل شدن امنیت و تضعیف وحدت ملی باشد. اگرچه مشارکت همه اقوام در صحنههای سیاسی-اجتماعی کشور، ارزش محسوب میشود، اما تحریک شکافهای قومی و مذهبی در انتخابات و طرح گسترده مطالبات محلی یک آسیب تلقی میشود. سیاسی شدن و بهرهبرداری سیاسی از تنوع قومی به تشدید فاصله اجتماعی یا سوءتفاهم میان اقوام مختلف منجر میشود، بدبینی و بیاعتمادی را در جامعه تقویت میکند و ازاینرو مانع عمدهای بر سر راه همگرایی ملی بهوجود میآورد [36].
با توجه به اینکه در ایران اقوام مختلفی زندگی میکنند، برخی کاندیداها برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا، وعدههای قومی فراوانی ارائه میدهند. تأکید بر رأیدهی قومیتی به از بین رفتن رأیدهی آگاهانه، امیدواری کاذب و عدم تحقق وعدههای قومیتی، تضعیف هویت ملی و تسهیل مداخله بیگانگان منجر خواهد شد؛ بنابراین نامزدهای انتخابات باید تلاش کنند در رقابتها و تبلیغات انتخاباتی وحدت ملی خدشهدار نشود، از تضعیف آداب و رسوم، اسطورهها و زبان رسمی اجتناب کنند و از توهین و بیاحترامی به ارزشهای فرهنگی اقوام مختلف خودداری نمایند.
از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی ضرورت دارد که در رقابتهای انتخابات نامزدها «وحدت ملی را خدشهدار نکنند. طوری نباشد که بهخاطر جذب یک دسته یا یک گروه، حرفی بزنند که وحدت ملت خدشهدار شود» [28].
اتحاد میان آحاد مردم در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی به اندازهای حائز اهمیت است که میفرمایند: «برای این ملت، وحدت، از همهچیز واجبتر است. اتحاد و اتفاق، این ملت را در بحرانهای سخت نجات داده است ... همه باید در حرفها و تبلیغات انتخاباتشان، قبل و بعد از آن، در مجلس و در جاهای دیگر، حرفی نزنند که مردم، مابین خودشان احساس دوگانگی کنند و بین مردم اختلاف بهوجود آید. خدای ناخواسته، اگر اختلافی بهوجود آید، این ملت شُل خواهد شد. علت اینکه ما توانستهایم تابهحال محکم بایستیم، همین اتحاد و اتفاق شماست. هرچه بیشتر و محکمتر باشد، ما نیز در مقابل دشمنان شما میتوانیم محکمتر بایستیم» [37].
یکی از اصلیترین عوامل جلوگیری از تحقق روند سیاسی منصفانه و برابر در رقابتهای انتخاباتی تأثیر بیشازحد عامل پول است. ازاینجهت حفظ سلامت انتخابات و ممانعت از تعیین سرنوشت و مقدرات و آینده یک کشور توسط سرمایهداران، مقولهای بسیار مهم و اساسی است. بیشک افزایش تأثیر عامل پول در انتخابات علاوهبر اینکه موجب به قدرت رسیدن افراد غیرشایسته شود میتواند روند سیاستگذاری و قانونگذاری را نیز در راستای منافع قشر محدود الیگارشی تغییر دهد و منجر به نارضایتی اقشار محرومتر و ضعیفتر جامعه شود.
جریان پول در همه حوزههای سیاسی میتواند ارزشهای کلیدی دمکراتیک را تهدید کند. سیاستمداران درصورتیکه ارتباط نزدیکی با تأمینکنندگان منابع مالی خود داشته باشند، نسبت به رأیدهندگان کمتر پاسخگو و مسئول هستند و برابری رقابت سیاسی درصورتیکه دسترسی به منابع مالی بهعنوان فاکتور تعیینکننده انتخابات باشد، به خطر میافتد [38].
اتکای بیشازحد به عامل پول در انتخابات، قطعاً با فلسفه نظام جمهوری اسلامی ایران که بر پایه ارتباط وثیق اخلاق و سیاست و دوری از اسراف و تبذیر بنا نهاده شده در تعارض است. حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای درباره تبلیغات در انتخابات ریاستجمهوری خطاب به نامزدها و طرفداران آنها میفرمایند: «یکی از کارهایی که بنده - چه در تبلیغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاستجمهوری - همیشه نگران آن هستم، این است. نه خودشان تبلیغات پُرخرج کنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضی افراد ممکن است بگویند به ما ربطی ندارد؛ این کار پُرخرج را دیگران میکنند. شما بگویید نکنند. خوشبختانه آنگونه که اطلاع پیدا کردم، ساعتهای فراوانی برای نامزدها وقت گذاشتهاند که از طریق تلویزیون و رادیو با مردم حرف بزنند. شاید سیزده، چهارده ساعت هرکدام از این حضرات وقت دارند که با مردم حرف بزنند. خیلی خوب؛ این بهترین تبلیغات است. رادیو و تلویزیون همهجا وجود دارد؛ چه نیازی هست که برای تبلیغات گوناگونِ رنگینی که بعضی جاها میکنند، پول زیادی مصرف شود که احیاناً بعضی افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را کنند و مجبور باشند از کسانی بگیرند و خداینکرده وامدار شوند» [28].
نامزدها و احزاب برای پیروزی در انتخابات شعارها و برنامههایی را مطرح میکنند و تمایل دارند با این شعارها در میان مردم شناخته شوند تا رأیدهندگان جذب برنامههای آنها شوند و رأی دهند. اگرچه در زمان تبلیغات انتخاباتی، ارائه برنامه عامل مهمی در ترغیب عموم مردم به مشارکت در روز انتخابات است، اما وعدههای نامزدها و احزاب باید در چارچوب وظایف و اختیارات و منطبق با شرایط و وضعیت واقعی باشد. وعدههای بزرگ و غیرممکن شاید در کوتاهمدت کمککننده باشد، اما در صورت عملیاتی نشدن موجبات ناامیدی، دلسردی و نارضایتی مردم را فراهم میآورد. همچنین تحریک و افزایش انتظارات مردم موجب میشود که مطالبات فراوانی بر نظام سیاسی بار شود که درنهایت بهمثابه عاملی منفی باعث کاهش اعتماد عمومی و سرمایه نهادی خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتشان همیشه بر این مسئله تصریح داشتهاند که: «شعارهای غیرواقعبینانه هم داده نشود. شعارهای غیرواقعبینانه گاهی ممکن است فریب مردم تلقی بشود. با توجه به امکانات کشور و واقعیات کشور بایستی شعار داد و وعده داد»[39]. ضرورت دارد که نامزدها «درِ باغ سبزهای بیمنطق هم باز نکنند؛ منطقی، معقول، منطبق با واقعیت و با توکل به خدای متعال حرکت را پیش ببرند» [40].
برگزاری انتخابات در هر کشوری اگرچه در راستای انتخاب مقامات و مسئولان برای تصدی مناصب و پستهای سیاسی است، اما بالطبع مردم در جریان رقابتهای انتخاباتی با مشکلات و مسائل جامعه بیشتر آشنا میشوند، البته همزمان احزاب و نامزدها با ارائه برنامه در پی امیدآفرینی به مردم هستند تا زمینه برای مشارکت و حضور مردم در عرصهها اقتصادی و اجتماعی در آینده تقویت شود و تمایل آنها به اثربخشی، پیشرفت و تحولآفرینی افزایش یابد. بیشک القای بنبست، ناامیدی و یأس در این مسیر و بزرگنمایی مشکلات و مسائل میتواند روحیه خودباوری و تحول را در یک جامعه از بین ببرد.
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی همیشه بر این موضوع تأکید داشتهاند که: «امیدآفرینی، خودفریبی نیست. بعضیها خیال میکنند امیدآفرینی پنهان کردن ضعفهاست، خودفریبی است؛ نه، ضعفها هم باید بیان بشود، اشکالی ندارد؛ اما در کنار بیان ضعفها بایستی امیدآفرینی هم بشود» [41].
امیدآفرینی از چنان جایگاهی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی برخوردار است که آن را وظیفه ملی و میهنی نهتنها مقامات و مسئولان، بلکه تمامی ایراندوستان بیان میکنند: «شما اگر ایراندوست هستید یکی از علائم و شاخصهای ایراندوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یأسآفرینی کردید، نمیتوانید بگویید ایراندوستید. شاخصِ عمده ایرانستیزی یأسآفرینی است، امیدسوزی است، القای ناتوانی است، القای بنبست است؛ اینها شاخصهای ایرانستیزی است» [42].
بیشک عدم توجه نامزدهای انتخاباتی به اصول و ضوابط اخلاقی در رقابتهای انتخاباتی پیشرو که در این پژوهش ذیل شش سرفصل سلامت تبلیغات، وحدت ملی، پایبندی به عهد، امکانپذیری شعارها و برنامهها، عدم بهرهگیری از تبلیغات پرخرج و امیدآفرینی مطرح شد میتواند موجبات ناامیدی مردم از برخی از مسئولین، احتمال ایجاد تنشهای اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی نظام سیاسی و تهییج دشمنان به بهرهگیری از اختلافات در راستای فشار به کشور را پدید آورد و فرایند انتخابات را از یک عامل نشاطآفرین به یک عامل تهدیدزا تبدیل کند.
نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه وحدت و یگانگی اخلاق و سیاست بنا نهاده شده است. پیوند بین سیاست و اخلاق تعیینکننده نوع کنشورزی و سیاستورزی مقامات سیاسی است. ازاینرو ضرورت دارد اخلاق بر رقابتهای انتخاباتی حکمفرما باشد و تمامی نامزدها نیز متعهد به اصول و ضوابط اخلاقی باشند. تجربه بشری نیز بیانگر آن است که یک انتخابات منصفانه و آزاد باید مبتنیبر رعایت اصول ماهوی و ارزشی باشد تا زمینه برای حفظ کرامت انسانی، انسجام اجتماعی و گزینش شایستگان در راستای پیشرفت و آبادانی کشور فراهم شود. اگرچه چنین موارد و چارچوبهایی کمتر در کشورهای دیگر مورد توجه مقامات و سیاستمداران است، اما رهبر معظم انقلاب اسلامی همیشه بر سلامت رقابتها و تبلیغات انتخاباتی تأکید داشته و رهنمودها و توصیههایی را نسبت به مردم، نهادهای مسئول و نامزدهای انتخاباتی بیان داشتهاند که ضرورت دارد مورد توجه قرار گیرد. در این بین نامزدهای ریاستجمهوری دوره چهاردهم که انتخابات آن بلافاصله بعد از شهادت حضرت آیتالله رئیسی برگزار میشود، وظیفه سنگینتری برعهده دارند و باید پایبند و متعهد شوند تا فضای معنوی ایجاد شده را تخریب نکنند تا «حماسه انتخابات، مکمل حماسه بدرقه شهیدان» شود.