نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
کارشناس گروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
درجپیامهایگردشگریایرانبرلباسورویدادهایورزشیدارایمخاطبخارجیمیتواندتصویرایرانراازقابصرفاجنگیبه قابفرهنگی،ورزشیوگردشگریمنتقلسازد.
کلیدواژهها
منازعات و بهویژه جنگ، افزون بر تخریب زیرساختها و کاهش جریان سفر، تصویر بینالمللی کشور را نیز دگرگون میکنند و میتوانند یک مقصد را برای مدتی طولانی هم با ناامنی عینی و هم با ادراک ناامنی و مخاطره سفر در ذهن مخاطبان خارجی پیوند دهند. ازاینرو، احیای گردشگری پس از جنگ صرفاً به بازسازی زیرساختها و آمادهسازی مقصد برای سفر حضوری محدود نیست، بلکه به بازسازی همزمان دسترسی و خدمات سفر، اعتماد گردشگران، ادراک امنیت، روایت مقصد و تصویر بینالمللی کشور نیز وابسته است. حتی پس از بهبود شرایط عینی، گردشگران خارجی، فعالان صنعت سفر، رسانهها و ایرانیان خارج از کشور ممکن است همچنان ایران را با تردید یا ریسک ادراکشده ارزیابی کنند؛ بنابراین، مسئله فقط کاهش سفر و درآمد نیست، بلکه تضعیف اعتماد و غلبه روایت جنگ بر روایت فرهنگ و تابآوری کشور است.
چالش ایران در دوره جنگ و پساجنگ آن است که پیش از بازگشت کامل گردشگری حضوری، چگونه بتواند تصویر فرهنگی و انسانی خود را در فضای رقومی بازسازی و ارتباط خود را با مخاطبان خارجی حفظ کند. در شرایط محدودیت سفر، مخاطب خارجی ایران را از طریق درگاههای چندزبانه، گشتهای مجازی، موزههای برخط، نقشههای تعاملی و روایتهای چندرسانهای تجربه میکند.
بررسی تطبیقی تجارب کشورهای کرواسی، رواندا، ژاپن و اوکراین نشان میدهد که ابزارهای گردشگری رقومی شده در شرایط جنگ و پساجنگ زمانی اثربخشترند که از تبلیغ صرف مقصد فراتر روند و در قالب یک راهبرد منسجم، حفاظت از میراث، روایتگری فرهنگی، اعتمادسازی، مدیریت داده، مشارکت جامعه محلی و ارتباط با مخاطبان خارجی را به یکدیگر پیوند دهند. این تجربهها همچنین یکسان و همزمان نیستند و هریک برای مرحله متفاوتی از بحران و پساجنگ آموزه دارند:
· تجربه کرواسی نشان میدهد که در مرحله بازگشت و احیای گردشگری پس از جنگ، مرمت میراث، معرفی رقومی مقصد و حکمرانی دادههای گردشگری باید همزمان دنبال شوند. ابزارهای رقومی در این تجربه فقط برای بازنمایی بصری مقصد به کار نرفتهاند، بلکه سامانههای ثبت و مدیریت داده، امکان پایش جریان گردشگران و تصمیمگیری مبتنیبر داده را نیز فراهم کردهاند.
· تجربه رواندا نشان میدهد که بازسازی تصویر بینالمللی کشور پس از خشونت گسترده زمانی باورپذیرتر میشود که روایت رنج با آموزش صلح، تابآوری، بازگشت زندگی و منافع واقعی جامعه محلی پیوند بخورد. یادمانها و بسترهای رقومی در این تجربه صرفاً محل نمایش گذشته نیستند، بلکه به ابزار آموزش، روایت انسانی و ارتباط با مخاطبان جهانی تبدیل شدهاند.
· تجربه ژاپن نشان میدهد که خاطره جنگ، اگر در قالب روایت انسانی، اخلاقی و صلح محور بازنمایی شود، میتواند از تصویر صرف ویرانی فاصله بگیرد و به بستری برای آموزش تاریخی و دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود. ثبت روایت بازماندگان، گشتهای مجازی و تجربههای تعاملی، در کنار ظرفیتهای جدیدتر ثبت و مدلسازی سهبُعدی شهری، نشان میدهد فناوری میتواند در حفظ دسترسی به حافظه تاریخی و بازنمایی بناها و بافتهای تاریخی برای مخاطبان فراملی نقش مکمل ایفا کند.
· تجربه اوکراین نشان میدهد که حفاظت و مستندسازی رقومی نباید به پایان جنگ موکول شود. تصویربرداری و مدلسازی سهبُعدی، بایگانیهای رقومی، مشارکت شهروندان در ثبت میراث و پشتیبانگیری چندلایه از دادهها میتوانند در همان دوره بحران برای حفاظت از حافظه فرهنگی به کار گرفته شوند. همچنین تجربه بازیسازی و مشارکتهای رقومی در اوکراین نشان میدهد که مشارکت مخاطبان زمانی ارزش سیاستی بیشتری پیدا میکند که از سطح تعامل مجازی فراتر رود و به اقدامات مشخص مانند ثبت و مستندسازی میراث آسیبدیده، جمعآوری دادههای مورد نیاز بازسازی یا حمایت از پروژههای واقعی حفاظت فرهنگی متصل شود.
· جمعبندی تجارب جهانی نشان میدهد که سیاستگذاری گردشگری رقومی شده باید متناسب با مرحله بحران باشد. در حین بحران، اولویت با ثبت و حفاظت میراث، تداوم دسترسی، پشتیبانگیری از دادهها و حفظ ارتباط فرهنگی است. در مرحله نخست پساجنگ، اعتمادسازی، اطلاعرسانی، مدیریت داده و معرفی مقصدهای آماده و امن اهمیت بیشتری مییابد و در افقهای میانمدت و بلندمدت، روایتهای فرهنگی و انسانی، آموزش صلح، مشارکت جامعه محلی و بازسازی پایدار تصویر بینالمللی کشور باید در مرکز سیاستگذاری قرار گیرند.
برای بهرهگیری از گردشگری رقومی شده در حفظ ارتباط فرهنگی در دوره بحران و بازسازی تدریجی تصویر بینالمللی ایران در دوره پساجنگ، پیشنهادهای زیر بهعنوان اجزای یک بسته سیاستی بههمپیوسته قابلطرح است:
· ایجاد درگاه چندزبانه «ایران؛ میراث، زندگی، تابآوری»: وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان دستگاه راهبر، با همکاری دستگاههای ذیربط و مشارکتبخش خصوصی و تولیدکنندگان مستقل محتوا، درگاهی چندزبانه و تعاملی برای بازنمایی میراث، زندگی روزمره، آیینها، روایتهای مردمی و ظرفیت بازسازی ایران ایجاد یا بازطراحی کند.
· راهاندازی بایگانی ملی رقومی میراث و روایتهای جنگ: وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، دانشگاهها، شهرداریها و دیگر نهادهای مرتبط، زیرساختی تخصصی برای ثبت، استانداردسازی، حفاظت و نگهداری بلندمدت میراث و روایتهای انسانی جنگ ایجاد کند.
· طراحی مسیرهای رقومی تعاملی «حافظه و بازسازی»: در شهرها، موزهها و یادمانهای مرتبط با جنگ، مسیرهای مکانمحور و تعاملی طراحی شود که روایت آنها از «حافظه و رخداد» به «تابآوری و همبستگی اجتماعی» و سپس به «صلح پس از جنگ و بازسازی» حرکت کند و در مرحله تخریب متوقف نماند. این مسیرها میتوانند از گشتهای ۳۶۰ درجه، نقشه تعاملی، روایت صوتی، واقعیت افزوده، محتوای قابلاستفاده بدون اتصال مستمر اینترنت و مشارکت راویان و کسبوکارهای محلی بهره گیرند و با رعایت دسترسپذیری، حفاظت از اطلاعات حساس و احترام به مکانهای مرتبط با حافظه جنگ اجرا شوند.
· طراحی و تولید نمونه آزمایشی بازی آموزشی «بازسازی مدرسه میناب»: بنیاد ملی بازیهای رایانهای با همکاری وزارت آموزشوپرورش و سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، از طریق فراخوان رقابتی نمونهای سبک و در دسترس از یک بازی آموزشی با محور بازسازی، میراث بومی، همکاری اجتماعی و امید تولید کند.
· استفاده هدفمند از ورزش و رویدادهای ورزشی بینالمللی برای بازسازی تصویر فرهنگی ایران: وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با همکاری وزارت ورزش و جوانان، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، فدراسیونها و بخش خصوصی، برنامهای هماهنگ برای استفاده از ظرفیت ورزش در بازنمایی فرهنگی ایران تدوین کند.
اجرای این بسته، نیازمند تعیین متولی پاسخگو، تقسیم کار روشن میان دستگاهها، مشارکت واقعی بخش خصوصی و جامعه مدنی، دسترسی پایدار بینالمللی، حفاظت از دادهها، پرهیز از روایت یکسویه و تعریف شاخصهای سنجشپذیر است.
جنگها و منازعات مسلحانه، افزون بر تخریب زیرساختها و کاهش جریان سفر، میتوانند تصویر بینالمللی مقصد را برای مدتی طولانی با ناامنی و مخاطره سفر پیوند دهند. ازاینرو، احیای گردشگری پس از جنگ فقط به بازسازی زیرساخت و آمادهسازی مقصد محدود نیست، بلکه به بازسازی اعتماد، ادراک امنیت، روایت و تصویر مقصد نیز وابسته است. ادبیات گردشگری پسامنازعه بر همین ماهیت چندبُعدی و مرحلهای تأکید دارد و نشان میدهد بازگشت سفر زمانی پایدارتر است که زیرساخت، خدمات پشتیبان و اعتماد گردشگران همزمان بازسازی شوند [1]، [2] و [3]. در این میان، ابزارهای رقومی میتوانند پیش از بازگشت کامل گردشگری حضوری، با حفظ ارتباط با مخاطبان خارجی، معرفی میراث و بازنمایی تداوم زندگی فرهنگی، نقشی مکمل و اعتمادساز ایفا کنند؛ رویکردی که با تأکید یونسکو بر پیوند گردشگری مسئولانه و حفاظتمحور، حفاظت از میراث و مشارکت ذینفعان همخوان است [4]. بااینحال، بازنمایی رقومی جنگ نباید صرفاً به بازگشت تصویر مثبت مقصد یا عبور از خاطره بحران محدود شود. حفظ حافظه تاریخی، ثبت تجربههای انسانی و انتقال درسآموختههای اجتماعی جنگ، بخشی از فرایند بازسازی فرهنگی پس از منازعه است که میتواند به تقویت آگاهی تاریخی و کاهش احتمال تکرار خشونت کمک کند.
ایران در گردشگری رقومی از نقطه صفر آغاز نمیکند؛ درگاههای اطلاعرسانی، معرفی برخط جاذبهها، برخی خدمات الکترونیکی و محتوای چندرسانهای درباره میراث، صنایعدستی و موزهها پیشتر شکلگرفتهاند. بااینحال، این ظرفیتها عمدتاً پراکندهاند و کمتر ذیل راهبردی واحد برای دیپلماسی فرهنگی و بازسازی تصویر بینالمللی کشور در شرایط جنگ و پساجنگ سامان یافتهاند. مواد (۸۲ و ۸۳) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت نیز بر افزایش گردشگران ورودی، توسعه موزهها و حفظ و معرفی میراث فرهنگی تأکید دارند [5].
چالش اصلی، دسترسی پایدار و بینالمللی به این ظرفیتهاست. درگاهها، موزههای مجازی و بایگانیهای رقومی تنها زمانی میتوانند در دیپلماسی فرهنگی مؤثر باشند که برای مخاطبان خارجی و ایرانیان خارج از کشور، حتی در شرایط اختلال، قابلدسترس، چندزبانه و دارای تداوم خدمت باشند. در عین حال، افزایش توجه رسانهای به ایران در دوره بحران میتواند فرصتی برای ارائه روایتهای معتبر از جامعه، فرهنگ، میراث و زندگی روزمره باشد. بر این اساس، گزارش حاضر با مرور تجارب قابل مقایسه جهانی بررسی میکند که چگونه میتوان از گردشگری رقومی شده برای حفظ ارتباط فرهنگی، اعتمادسازی تدریجی و بازنمایی ایرانِ فرهنگی و تابآور در دوره جنگ و پساجنگ استفاده کرد.
در این گزارش، تجربههای کشورهای کرواسی، رواندا، ژاپن و اوکراین انتخاب شدهاند. زیرا هریک در مرحلهای متفاوت از جنگ یا پساجنگ، از ابزارهای رقومی برای حفاظت و بازنمایی میراث، حفظ ارتباط با مخاطبان خارجی و بازسازی ویژند ملی کشور بهره گرفتهاند. کرواسی نمونه بازگشت مقصد جنگزده به بازار گردشگری، رواندا نمونه بازسازی تصویر پس از خشونت گسترده، ژاپن نمونه تبدیل خاطره جنگ به آموزش صلح و اوکراین نمونه مستندسازی و حفاظت رقومی میراث در حین جنگ است.
کرواسی پیش از جنگ استقلال، یکی از مقصدهای مهم گردشگری فرهنگی و ساحلی در مدیترانه بود و شهر تاریخی دوبرونیک از سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار داشت [6]، اما در جریان جنگ استقلال کرواسی و حملات سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۲، بخشهایی از شهر قدیم دوبرونیک، ازجمله بامها، نماها، بناهای مذهبی و عناصر شهری آسیب دید. در همان زمان، مؤسسه بازسازی دوبرونیک با همکاری نهادهای میراثی کرواسی و یونسکو، ثبت خسارتها و اقدامات اضطراری حفاظت را آغاز کرد و در سال ۱۹۹۳ «طرح اقدام دوبرونیک ۱۹۹2ـ ۱۹۹1» برای بازسازی پساجنگ منتشر شد [7]. این تجربه نشان داد که بازسازی و احیای تصویر مقصد، پیش از هر چیز نیازمند حفاظت سریع از میراث، مستندسازی دقیق و نشاندادن توان کشور در احیای میراث آسیبدیده است.
در سطح حقوقی، پس از جنگ، «قانون حفاظت و نگهداری از اموال فرهنگی» در سال ۱۹۹۹، چارچوب اصلی حفاظت، ثبت و مدیریت اموال فرهنگی را تقویت کرد [8]. در سالهای بعد، کرواسی لایهای تازه به این بازسازی افزود و از گردشگری رقومی شده برای معرفی مقصد و افزایش تابآوری گردشگری استفاده کرد. هیئت ملی گردشگری کرواسی در درگاه اینترنتی رسمی خود، ۶۳ مقصد را با پیادهروی مجازی و فناوری و گشتهای ۳۶۰ درجه و به چهار زبان معرفی کرد. این ابزار در کنار برنامه تلفن همراه «کرواسی را کشف کنید» که در 36 مقصد و به چهار زبان کرواتی، انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی ارائه شده و طرح «گردشگری رقومی کرواسی ـ گردشگری الکترونیک» برای سه مرحله برنامهریزی سفر، تجربه مقصد و اشتراکگذاری محتوا طراحی شد. همچنین سامانه «ای ویزیتور» بهعنوان نظام برخط ثبت ورود و خروج گردشگران، امکان ثبت اقامت، مدیریت دادهها، محاسبه عوارض گردشگری و تولید گزارشهای آماری را فراهم میکرد [9].
یافته اصلی تجربه کرواسی آن است که بازسازی تصویر مقصد جنگزده زمانی پایدارتر میشود که مرمت میراث، معرفی رقومی مقصد و حکمرانی دادههای گردشگری همزمان دنبال شوند. سامانه «ایویزیتور » با یکپارچهسازی ثبت اقامت و دادههای گردشگری، امکان پایش جریان گردشگران و تصمیمگیری مبتنیبر داده را فراهم کرد و نشان داد ابزارهای رقومی میتوانند فراتر از تبلیغ مقصد، بخشی از مدیریت گردشگری باشند. در کنار مرمت دوبرونیک و معرفی رقومی مقصدها، این روند به بازسازی تدریجی تصویر کرواسی بهعنوان مقصدی فرهنگی و قابل بازدید کمک کرد [9].
بااینحال، رشد گردشگری در دوبرونیک به ازدحام و فشار بر بافت تاریخی انجامید و مدیریت ظرفیت، زمانبندی ورود گروهها و پایش بازدیدکنندگان را ضروری ساخت [9].
آموزه کرواسی برای ایران آن است که گردشگری رقومی باید با حفاظت از میراث، پایش داده و مدیریت ظرفیت همراه باشد. معرفی مقصدهای کمتر شناختهشده، گشتهای مجازی و سامانههای دادهمحور میتوانند به توزیع بهتر تقاضا و بازنمایی میراث بازسازیشده بهعنوان نمادی از تابآوری فرهنگی کمک کنند؛ مشروط بر آنکه امنیت، آمادگی مقصد و ظرفیت پذیرش پیش از تبلیغ گسترده سنجیده شود.
رواندا پس از نسلکشی سال ۱۹۹۴ با یکی از دشوارترین بحرانهای تصویر ملی در جهان روبهرو بود؛ کشوری که در افکار عمومی بینالمللی با خشونت، کشتارجمعی و فروپاشی اجتماعی شناخته میشد. بااینحال، دولت رواندا در سالهای بعد کوشید تصویر کشور را از سرزمین نسلکشی به کشور امن، منظم، سبز و گردشگرپذیر تغییر دهد. در این مسیر، گردشگری طبیعتمحور، یادمانهای نسلکشی، آموزش صلح و ابزارهای رقومی شده، همزمان به کار گرفته شدند. در این راستا متولی اصلی توسعه و بازاریابی گردشگری، هیئت توسعه رواندا است که براساس قانون شماره 2023/057، مأموریتهایی ازجمله توسعه گردشگری، ترویج سرمایهگذاری و تقویت رشد اقتصادی کشور را برعهده دارد [10] .
یکی از نقاط محوری این تجربه، یادمان نسلکشی کیگالی 4 است؛ مکانی که هم محل دفن حدود ۲۵۰ هزار قربانی نسلکشی علیه توتسیهاست و هم بهعنوان مرکز آموزش، یادآوری و پیشگیری از خشونت عمل میکند [10]. این یادمان، علاوهبر بازدید حضوری، از طریق گشتهای ۳۶۰ درجه و بستر رقومی آژیس،،امکان مشاهده نمایشگاهها و دسترسی به محتوای آموزشی، دورهها و روایتهای بازماندگان را برای مخاطبان جهانی فراهم کرده است در اینجا گردشگری رقومی شده صرفاً تبلیغ مقصد نیست، بلکه ابزار حافظه، آموزش صلح و بازسازی تصویر انسانی کشور است [10]. باید اشاره داشت هرچند در منابع در دسترس، شواهد مستقیمی که اثر مستقل گشت مجازی یا سکوی آژیس را بر افزایش تعداد گردشگران اندازهگیری کرده باشد، مشاهده نشد؛ اما در این گزارش این ابزارها نه بهعنوان علت مستقیم رشد گردشگری، بلکه بهعنوان بخشی از بسته روایتسازی، آموزش صلح، حفظ ارتباط با مخاطب جهانی و ترمیم تدریجی تصویر کشور در نظر گرفته میشوند. آمارهای کلان رشد گردشگری رواندا، ازجمله افزایش ورود گردشگران و درآمد گردشگری، بیشتر نشاندهنده اثر مجموعهای از سیاستهای برند ملی، امنیت، طبیعتگردی، یادمانگردی، رویدادها و بازاریابی بینالمللی است، نه اثر یک ابزار رقومی منفرد.
یافته اصلی تجربه رواندا آن است که بازسازی ویژند ملی پس از خشونت، زمانی اثرگذارتر میشود که روایت رنج، آموزش صلح، گردشگری و تجربه رقومی در کنار یکدیگر قرار گیرند. پیشازاین اقدامات، نام رواندا در ذهن بسیاری از مخاطبان خارجی با نسلکشی و خشونت پیوند خورده بود؛ اما در سالهای بعد، این کشور تلاش کرد تصویر تازهای از خود به عنوان کشوری امن، منظم، طبیعتمحور و در حال بازسازی ارائه دهد. در این مسیر، گردشگری طبیعتمحور، بازدید از یادمانهای نسلکشی، روایتهای برخط و برند «از رواندا دیدن کنید» به ابزارهای اصلی معرفی کشور تبدیل شدند. همکاری این ویژند با باشگاه فوتبال آرسنال نیز بخشی از همین سیاست بود؛ زیرا نشان از رواندا دیدن کنید روی پیراهن و رسانههای مرتبط با آرسنال دیده شد و نام رواندا در معرض توجه میلیونها مخاطب جهانی قرار گرفت. طبق اعلام هیئت توسعه رواندا، ورود گردشگران به این کشور در سال ۲۰۲۴ به ۱.۳ میلیون نفر و درآمد گردشگری به حدود ۶۵۰ میلیون دلار رسید [11].
رواندا همچنین برای پیوند گردشگری با جامعه محلی از برنامه تقسیم درآمد گردشگری استفاده کرده است. در این برنامه، بخشی از درآمد گردشگری پارکها به پروژههای محلی مانند مدرسه، آبرسانی، سلامت و زیرساختهای عمومی اختصاص مییابد و سهم این برنامه در سال ۲۰۱۷ از ۵ درصد به ۱۰ درصد افزایش یافت [11]. این بخش برای ایران مهم است؛ زیرا نشان میدهد تصویر ملی فقط با نمایش بیرونی ترمیم نمیشود، بلکه باید به منافع واقعی جامعه میزبان نیز متصل باشد.
تجربه رواندا نشان میدهد که بازسازی تصویر کشور اگر بیش از حد بر روایت رسمی و ویژندسازی پرهزینه تکیه کند، ممکن است از تجربه واقعی جامعه فاصله بگیرد. پاسخ این کشور، پیونددادن روایت بازسازی با گردشگری، آموزش صلح و توسعه محلی بود؛ ازجمله از طریق برنامه تقسیم درآمد گردشگری که بخشی از درآمد پارکها را به پروژههای محلی اختصاص داد.
آموزه رواندا برای ایران آن است که گردشگری رقومی شده باید فراتر از نمایش آسیب و تخریب، روایتی انسانی از رنج، تابآوری، امید و بازگشت زندگی ارائه دهد. موزهها، یادمانها و بسترهای رقومی میتوانند ضمن حفظ حافظه جنگ، به آموزش صلح و ارتباط با مخاطبان خارجی کمک کنند. این رویکرد زمانی باورپذیرتر است که تولید محتوا فقط در اختیار نهادهای رسمی نباشد و راهنمایان بومی، هنرمندان، تولیدکنندگان مستقل و کسبوکارهای محلی نیز مشارکت کنند و بخشی از منافع گردشگری به جامعه میزبان بازگردد.
ژاپن در این گزارش بیشتر از زاویه تجربه شهر هیروشیما بررسی میشود؛ شهری که پس از بمباران اتمی سال ۱۹۴۵، با تصویر ویرانی کامل و فاجعه انسانی در جهان شناخته میشد، اما در دهههای بعد تلاش کرد این تصویر را به روایت صلح، بازسازی و آموزش جهانی تبدیل کند. نقطه عطف حقوقی این مسیر، تصویب قانون بازسازی شهر یادمان صلح هیروشیما در سال ۱۹۴۹ بود. این قانون، بازسازی هیروشیما را از یک اقدام محلی به پروژهای ملی تبدیل کرد و هدف آن ساختن شهری بود که نماد پیگیری صلح پایدار باشد [12].
نهاد اصلی پیگیری این مسیر، شهرداری هیروشیماست که در کنار موزه یادمان صلح هیروشیما دفتر همایشها و گردشگری هیروشیما، روایت صلح، بازدید آموزشی و معرفی بینالمللی شهر را دنبال میکند. پیشازاین برنامهها، هیروشیما بیشتر با تخریب و مرگ شناخته میشد؛ اما پس از بازسازی شهری، ایجاد پارک و موزه صلح، ثبت گنبد بمب اتمی و توسعه گردشگری صلح، تصویر شهر بهتدریج به «شهر صلح و فرهنگ» تغییر یافت [13].
در سالهای اخیر، این روایت با ابزارهای رقومی شده تقویت شده است. درگاه گردشگری صلح هیروشیما مسیرهای بازدید، توضیح مکانها و اتصال به نقشه تلفن همراه را برای مخاطبان فراهم میکند. همچنین گشتهای واقعیت مجازی پارک صلح باتکیهبر شهادت بازماندگان بمباران و عکسهای تاریخی، شهر پیش از بمباران، روز حادثه و مسیر بازسازی پس از آن را بازنمایی میکند [13].
یافته اصلی تجربه ژاپن آن است که خاطره جنگ، اگر در قالب روایتی اخلاقی، آموزشی و صلحمحور بازنمایی شود، میتواند از تصویر صرف ویرانی فاصله بگیرد و به بستری برای آموزش صلح، فهم تاریخی و دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود. در عین حال، روایت رسمی و تکصدایی یا تبدیل رنج انسانی به تجربهای صرفاً گردشگری میتواند پیچیدگی تاریخی و شأن قربانیان را تضعیف کند. تأکید بر آموزش صلح و ثبت و بازنشر رقومی شهادت بازماندگان، محتوای چندرسانهای و گشتهای مجازی، راهی برای حفظ روایتهای انسانی و انتقال آنها به نسلهای بعد بوده است.
آموزه این تجربه برای ایران آن است که روایت رقومی جنگ باید بر تابآوری مردم، حفظ حافظه، بازسازی و بازگشت زندگی متمرکز باشد، نه نمایش هیجانزده تخریب. در کنار این رویکرد، تجربه معاصر ژاپن در طرح «پلاتو» نشان میدهد ثبت و مدلسازی سهبُعدی میتواند برای مستندسازی بناها و بافتهای تاریخی یا آسیبپذیر و تولید تجربههای مجازی بهکار رود. ترکیب این ظرفیت با مسیرهای رقومی «حافظه، صلح و بازسازی» میتواند دسترسی مخاطبان به میراث و روایت جنگ را در شرایط محدودیت سفر حفظ کند.
در استفاده از مفهوم صلح در مطالعه حاضر، تأکید بر صلح صرفاً به معنای پذیرش یک چارچوب هنجاری خاص در ادبیات بینالمللی نیست، بلکه این مفهوم در پیوند با حافظه تاریخی (فراموشنکردن تعدی و تجاوزات نظامی و تهاجم فرهنگی به کشور)، درک پیامدهای انسانی جنگ و تقویت بازسازی اجتماعی پس از منازعه مورد توجه قرار میگیرد. این برداشت از صلح، علاوهبر جایگاه اخلاقی آن در سنتهای دینی و فرهنگی، ازجمله آموزههای اسلامی درباره همزیستی، پرهیز از خشونت و توجه به کرامت انسانی، با رویکردهای معاصر حفاظت از حافظه و بازسازی پس از جنگ نیز همخوان است. بر این اساس، تجربه ژاپن نشان میدهد که روایت رقومی جنگ میتواند ضمن حفظ یاد قربانیان و ثبت تجربه تاریخی، به بستری برای گفتوگو، آموزش تاریخی و تقویت همزیستی اجتماعی تبدیل شود.
اوکراین از سال ۲۰۲۲ با جنگی گسترده روبهرو شده که علاوهبر تلفات انسانی و تخریب زیرساختها، میراثفرهنگی، موزهها، بایگانیها و تصویر بینالمللی کشور را نیز تحتتأثیر قرار داده است. برخلاف کرواسی یا رواندا که بیشتر در دوره پساجنگ به بازسازی تصویر پرداختند، تجربه اوکراین عمدتاً در «حین جنگ» شکلگرفته است. یعنی زمانی که امکان گردشگری حضوری محدود است، اما کشور میکوشد از راه ابزارهای رقومیشده، میراث خود را ثبت، حفاظت و به جهان معرفی کند. تجربه اوکراین فقط به ایجاد آرشیو رسمی محدود نماند، بلکه بهتدریج به پویشهای مشارکتی، شهروندی و بینالمللی نیز گسترش یافت. در این تجربه، رقومیسازی میراث از یک اقدام فنی برای ثبت آثار فراتر رفت و به ابزاری برای جلب همدلی جهانی، تثبیت روایت ملی و پیونددادن مخاطبان خارجی با طرحهای واقعی بازسازی تبدیل شد.
یکی از مهمترین نهادهای پشتیبان این مسیر، یونسکو است که با همکاری نهادهای اوکراینی، رقومیسازی مجموعههای موزهای و میراث مستند این کشور را پیگیری کرده است. یونسکو در حمایت از اوکراین، اقداماتی مانند تولید نسخههای رقومی از اشیای فرهنگی، ساخت مدلهای سهبُعدی از محوطههای میراثی و ایجاد سکوهای رقومی برای ذخیره و مدیریت اموال فرهنگی را از راههای مؤثر حفاظت از میراث در زمان جنگ معرفی کرده است. برای نمونه، در اودسا از ایجاد بستر رقومی برای مجموعههای موزه هنرهای زیبای اودسا و در کییف از انتقال تصویربرداری تخصصی برای رقومیسازی بایگانیهای مجموعه ملی کیف - پچرسک لاورا حمایت شده است. این تجربه نشان میدهد که رقومیسازی میراث، علاوهبر تجهیزات فنی، نیازمند تعیین روشن مالکیت دادهها و تصاویر، حقوق نشر، سطح دسترسی عمومی و حدود بهرهبرداری پژوهشی، آموزشی و تجاری است تا بایگانی رقومی به محل مناقشه حقوقی یا امنیتی تبدیل نشود. در کنار اقدامات رسمی، تجربه اوکراین نمونهای از مردمیسازی حفاظت رقومی میراث را نیز نشان میدهد. در طرح «پشتیبانگیری اوکراین»، ابزارهای ثبت سهبُعدی مبتنیبر تلفن همراه در اختیار شهروندان قرار گرفت تا بتوانند بناها، یادمانها و اشیای فرهنگی را مستندسازی کنند. اهمیت این تجربه در آن است که حفاظت رقومی را از فعالیتی صرفاً تخصصی و نهادی به فرایندی مشارکتی گسترش میدهد و در شرایطی که دسترسی متخصصان به همه مناطق ممکن نیست، ظرفیت شهروندان را نیز در ثبت میراث به کار میگیرد. این تجربه همچنین ضرورت پشتیبانگیری امن، چندلایه و توزیعشده از دادههای فرهنگی و تعیین روشن مالکیت، سطح دسترسی و حدود بهرهبرداری از آنها را برجسته میکند [14].
اوکراین در کنار مستندسازی رسمی، از ابزارهای مشارکتی و حتی بازیسازی نیز استفاده کرده است. یکی از نمونههای شاخص، طرح «ماینسالت» است که توسط سکو رسمی کمکرسانی اوکراین و توسعهدهنده فرانسوی اِندرواه اجرا شد. در این بازی، معدن نمک سولدار در محیط بازی ماینکرفت بازسازی شد. کاربران در بازی وارد فضای معدن میشوند، کریستال جمعآوری میکنند، با تاریخ و میراث سولدار آشنا میشوند و در پایان به کمک مالی برای بازسازی مدرسه ولیکا کوسترومکا دعوت میشوند؛ مدرسهای که در سال ۲۰۲۲ تخریب شد و پیش از جنگ ۲۵۰ دانشآموز داشت [15].
یافته اصلی تجربه اوکراین آن است که در وضعیت جنگ، ابزارهای رقومی میتوانند فراتر از تبلیغ مقصد، برای حفاظت از میراث، حفظ روایت فرهنگی، جلب مشارکت جهانی و حتی پشتیبانی از بازسازی به کار روند. در شرایط محدودیت دسترسی فیزیکی، این ابزارها امکان حفظ و بازنمایی حافظه مکان و روایت مردم را فراهم کردند. در عین حال، مستندسازی در جنگ با ناامنی، اختلال زیرساخت، دشواری دسترسی و خطر سادهسازی رنج در قالب بازی روبهروست؛ ازاینرو، تجربه اوکراین بر ترکیب حفاظت تخصصی، مشارکت شهروندان و پشتیبانی بینالمللی و پیوند تجربههای تعاملی با بازسازی واقعی تأکید دارد.
آموزه این تجربه برای ایران آن است که ثبت و حفاظت رقومی میراث نباید به پایان بحران موکول شود. ثبت سهبُعدی بناها، بایگانی موزهها، روایتهای چندرسانهای و مشارکت شهروندان میتوانند از همان دوره جنگ آغاز شوند؛ مشروط بر آنکه مالکیت و سطح دسترسی دادهها روشن و پشتیبانگیری امن و چندلایه پیشبینی شود. همچنین تجربههایی مانند «ماینسالت» نشان میدهد مشارکت رقومی زمانی ارزش بیشتری دارد که به کنشی واقعی و قابلسنجش در بازسازی متصل شود. در ایران نیز این الگو باید با توجه به محدودیتهای زیرساختی بومی شود و بر تنوع مسیرهای میزبانی و انتشار، نسخههای پشتیبان و ظرفیت ایرانیان خارج از کشور برای حفظ دسترسی بینالمللی تکیه کند.
مرور تجارب کرواسی، رواندا، ژاپن و اوکراین نشان میدهد که گردشگری رقومی شده در وضعیت جنگ و پساجنگ، فراتر از تبلیغ مقصد، میتواند چهار کارکرد اصلی داشته باشد: حفظ روایت و حافظه جنگ، فراهمکردن تجربه اولیه و کمخطر از مقصد، تقویت اعتماد و مدیریت سفر از طریق داده و خدمات برخط و مشارکتدادن مخاطبان در حفاظت از میراث و بازسازی. بااینحال، ابزارهای رقومی بهتنهایی برای احیای گردشگری کافی نیستند و اثربخشی آنها به بازسازی زیرساختهای دسترسی، خدمات سفر، امنیت و ظرفیت واقعی پذیرش مقصد وابسته است.
از منظر زمانی نیز تجربهها همعرض نیستند. اوکراین بیشتر آموزههای دوره حین بحران را در زمینه ثبت و حفاظت رقومی میراث و حفظ ارتباط فرهنگی نشان میدهد؛ کرواسی به مرحله بازگشت گردشگری، اعتمادسازی و مدیریت داده مربوط است و رواندا و ژاپن بیشتر بر دوره میانمدت و بلندمدت پساجنگ، روایت انسانی و بازسازی تصویر بینالمللی دلالت دارند. بنابراین، برای ایران نیز بسته ابزارهای رقومی باید متناسب با مرحله بحران انتخاب شود: حفاظت و تداوم ارتباط در حین جنگ، اعتمادسازی و معرفی مقصدهای آماده در مرحله نخست پساجنگ و روایت فرهنگی، مشارکت جامعه محلی و بازسازی پایدار تصویر بینالمللی در افق بلندمدت. در این چارچوب، بازسازی پساجنگ به معنای بازگشت ساده به وضعیت پیش از منازعه نیست، بلکه شامل بازخوانی تجربه جنگ، حفظ حافظه جمعی، تقویت یادگیری اجتماعی و بازتعریف پیوندهای فرهنگی پس از بحران نیز میشود.
جدول 1. ماتریس مقایسه تجارب جهانی در دیپلماسی فرهنگی و گردشگری رقومی شده در وضعیت جنگ و پساجنگ
|
دستهبندی |
شاخص یا مؤلفه |
کرواسی |
رواندا |
ژاپن |
اوکراین |
|
بوم زمینه و مرحله بحران |
حین جنگ و واکنش فوری |
|
|
|
✓ |
|
بازگشت و احیای کوتاهمدت پس از جنگ |
✓ |
|
|
|
|
|
بازسازی میانمدت و بلندمدت تصویر و روایت |
|
✓ |
✓ |
|
|
|
روایت و جهتگیری پایه |
اعتمادسازی و بازگشت تدریجی مقصد |
✓ |
✓ |
|
|
|
حافظه تاریخی |
|
✓ |
✓ |
|
|
|
حفاظت از میراث و تداوم روایت در شرایط بحران |
|
|
|
✓ |
|
|
تابآوری، بازسازی و تداوم زندگی فرهنگی |
✓ |
✓ |
✓ |
✓ |
|
|
ابزارها و فناوریهای رقومی |
موزه، یادمان یا بایگانی برخط مرتبط با جنگو میراث |
|
✓ |
✓ |
✓ |
|
روایت چندرسانهای از رنج، تابآوری و بازسازی |
|
✓ |
✓ |
✓ |
|
|
گشتهای ۳۶۰ درجه یا واقعیت مجازی |
✓ |
✓ |
✓ |
✓ |
|
|
درگاه رسمی چندزبانه و معرفی رقومی مقصد |
✓ |
✓ |
✓ |
✓ |
|
|
پیادهروی مجازی، نقشه تعاملی یا مسیر خود راهنما |
✓ |
✓ |
✓ |
|
|
|
خدمات برخط ثبت، مدیریت یا پایش داده گردشگران |
✓ |
|
|
|
|
|
مستندسازی و تصویربرداری سهبُعدی میراث |
|
|
✓ |
✓ |
|
|
بازیسازی و اتصال تجربه رقومی به بازسازی واقعی |
|
|
|
✓ |
|
|
الگوی حکمرانی و مشارکت |
حکمرانی دادهمحور و مدیریت یکپارچه گردشگری |
✓ |
|
|
|
|
مشارکت جامعه محلی و پیوند منافع گردشگری با جامعه میزبان |
|
✓ |
|
|
|
|
نقش محوری موزهها، شهرداریها و نهادهای آموزشی ـ فرهنگی |
|
|
✓ |
|
|
|
مشارکت شهروندان، نهادهای بینالمللی و بخش غیردولتی در حفاظت رقومی |
|
|
|
✓ |
|
|
ارزشافزوده سیاستی و قابلیت انتقال به ایران |
مدیریت داده و توزیع بهتر جریان گردشگران |
✓ |
|
|
|
|
پیوند بازسازی تصویر با منافع واقعی جامعه محلی |
|
✓ |
|
|
|
|
تبدیل حافظه جنگ به آموزش و روایت انسانی |
|
✓ |
✓ |
|
|
|
ثبت سهبُعدی و حفظ دسترسی به میراث در شرایط محدودیت سفر |
|
|
✓ |
✓ |
|
|
مردمیسازی حفاظت رقومی و مشارکت در بازسازی واقعی |
|
|
|
✓ |
مأخذ: یافتههای پژوهش.
مرور تطبیقی تجربههای کشورهای کرواسی، رواندا، ژاپن و اوکراین نشان میدهد که بازسازی تصویر بینالمللی کشور در دوره جنگ و پساجنگ، فرایندی تدریجی و فراتر از تبلیغ مستقیم مقصد است. در این شرایط، سیاستگذاری فرهنگی و گردشگری باید از الگوهای یکسویه به سمت روایتگری رقومی، تعاملی و انسانمحور حرکت کند و ابزارهای رقومی را برای بازنمایی میراث، زندگی روزمره، تابآوری و مشارکت مخاطبان بهکار گیرد. بر این اساس، پیشنهادهای گزارش در سه محور بههمپیوسته سامان یافتهاند: روایت منسجم و معتبر از ایران، توسعه زیرساختها و ظرفیتهای رقومی و فعالسازی جامعه محلی، ایرانیان خارج از کشور، بخش خصوصی و دیگر کنشگران غیردولتی. این پیشنهادها بهعنوان اجزای یک بسته سیاستی واحد، با تأکید بر امکان اجرا، تعیین متولی و قابلیت نظارت ارائه میشوند.
در راستای اهداف مواد (۸۲ و ۸۳) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، پیشنهاد میشود وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان دستگاه راهبر و پاسخگوی اصلی، حداکثر ظرف 6 ماه از ابلاغ مصوبه مربوط، برنامه اجرایی ایجاد یا بازطراحی درگاه چندزبانه «ایران؛ میراث، زندگی، تابآوری» را تهیه و مرحله نخست آن را اجرا کند. این درگاه باید بستر اصلی بازنمایی فرهنگی و گردشگری ایران برای مخاطبان خارجی و ایرانیان خارج از کشور باشد.
با بهرهگیری از ظرفیت بند «پ» ماده (۸۳) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، پیشنهاد میشود وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان دستگاه راهبر، با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، سازمان مدیریت بحران، دانشگاهها، شهرداریها و نهادهای محلی، بایگانی ملی رقومی میراث و روایتهای جنگ را ایجاد کند.
وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با همکاری شهرداریها، دهیاریها، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، انجمنهای راهنمایان گردشگری، کنشگران محلی و ادارههای کل میراثفرهنگی استانها، مسیرهای رقومی تعاملی مرتبط با جنگ، حافظه محلی و بازسازی را طراحی و اجرا کند.
بنیاد ملی بازیهای رایانهای با همکاری وزارت آموزشوپرورش و سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، فراخوانی رقابتی برای طراحی و تولید نمونه آزمایشی بازی «بازسازی مدرسه میناب» برگزار کند. انتخاب مجری براساس معیارهای فنی، محتوایی، آموزشی و قابلیت دسترسی انجام شود و وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و متخصصان حوزه فرهنگ بومی حسب نیاز در ارزیابی محتوای طرح مشارکت کنند.
ورزش و رویدادهای ورزشی بینالمللی، بهدلیل برخورداری از مخاطبان گسترده، پوشش رسانهای فرامرزی و ظرفیت ایجاد ارتباط مستقیم میان جوامع، یکی از بسترهای مؤثر در دیپلماسی عمومی و بازنمایی فرهنگی کشورها محسوب میشوند. تجربه برخی کشورها نشان میدهد که استفاده هدفمند از ورزش، فراتر از تبلیغ یک رویداد، میتواند به معرفی سبک زندگی، ظرفیتهای فرهنگی، ارزشهای اجتماعی و جاذبههای گردشگری کشور میزبان یا مشارکتکننده کمک کند. بر این اساس، پیشنهاد حاضر بر استفاده برنامهریزیشده از ظرفیت ورزش برای تقویت ارتباط با مخاطبان خارجی، ارائه روایتهای انسانی از ایران و پیوند دادن شبکههای ورزشی با اهداف فرهنگی و گردشگری کشور تمرکز دارد.
وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان دستگاه راهبر، با همکاری وزارت ورزش و جوانان، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، کمیته ملی المپیک، فدراسیونها و بخش خصوصی، برنامهای هماهنگ برای بازنمایی فرهنگی ایران از مسیر ورزش تدوین کند. هماهنگی اقدامات نیز با استفاده از سازوکارهای بیندستگاهی موجود انجام شود.