گزارش روششناسی ارزشیابی مردممحور سیاستهای فرزندآوری
دوره 34، شماره 7، مهر 1405 شماره مسلسل:21931
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21931
محمد جواد کشانی، محسن ابن الدین حمیدی
چکیده ارزشیابی خط مشی های عمومی، زمانی می تواند به اثربخشی پایدار منجر شود که قضاوت مردم را به عنوان کنشگران اصلی میدان اجتماعی بپذیرد و آن را به شیوه ای نظام مند بازنمایی کند. این گزارش سیاست پژوهی با به کارگیری روش شناسی «ارزشیابی مردم محور» و منطق ساخت شاخص مرکب (OECD ) به دنبال طراحی مدلی برای سنجش کارآمدی سیاست های فرزندآوری (با تمرکز بر قانون جوانی جمعیت) از منظر تجارب و ادراکات ذی نفعان واقعی آن است. فرایند پژوهش در سه گام کلیدی انجام شد:
اول، تحلیل مضمونی قانون و اسناد مرتبط که پنج هدف اصلی را آشکار ساخت.
دوم، استخراج مدل ذهنی مردم از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۵۳ مشارکت کننده از گروه های مختلف (مجرد، متأهل، دارای فرزند، نابارور و...).
سوم، طراحی و اجرای پیمایش ملی تلفنی (۱۰۵۰ پرسش نامه) و تحلیل عاملی اکتشافی داده ها.
یافته های تحلیل عاملی، پنج بُعد نهایی ارزشیابی مردم محور را به ترتیب اولویت عبارتند از: «حمایت های اقتصادی»، «فرزندپروری و فرزندپروری»، «تسهیل حضور اجتماعی مادران»، «باروری» و «اطمینان خاطر» تعیین کرد.
گزارش حاضر با ارائه یک مدل ساخت شاخص وزنی، امکان سنجش «نمره ارزشیابی مردم محور» را برای هر بُعد و یک نمره ترکیبی کل فراهم می آورد. این گزارش با ارائه یک شیوه نامه مستند، مدعی است که می توان «هنر» ارزشیابی مردم محور را به «علمی» با فرایندی تکرارپذیر تبدیل کرد. جامعه پژوهشگران می توانند از این چارچوب برای طراحی مطالعات ارزشیابی در سایر حوزه های سیاستی (آموزش، بهداشت، رفاه و...) و در مقاطع زمانی مختلف استفاده کرده و یافته های خود را بر پایه یک روش شناسی مشترک مقایسه کنند.
پژوهشنامه سیاستی تیرماه 1405
دوره 34، شماره 5، مرداد 1405 شماره مسلسل:21754
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21754
اداره کل هماهنگی ، نظارت و ارزیابی پژوهشی مرکز
چکیده
پژوهشنامه سیاستی خردادماه سال 1405
دوره 34، شماره 4، تیر 1405 شماره مسلسل:21692
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21692
اداره کل هماهنگی ، نظارت و ارزیابی پژوهشی مرکز
چکیده
تفاوت های ارزشیابی مردم محور با پیمایش (مبتنی بر مدل ساندرز)
دوره 34، شماره 3، خرداد 1405 شماره مسلسل:21551
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21551
حسین تدین، محسن ابن الدین حمیدی
چکیده نظام های ارزیابی در ایران عمدتاً بر پیمایش های کمّی استوار بوده اند که با پیش فرض های اثبات گرایانه، بر اندازه گیری استاندارد شده و تعمیم آماری تأکید دارند. اگرچه این رویکرد در سنجش شاخص ها، کارآمد است، اما در بازنمایی تجربه زیسته شهروندان و زمینه های سیاست ها با محدودیت مواجه است. این گزارش با بهره گیری از «مدل ساندرز»، تفاوت های بنیادین میان دو رویکرد پیمایش و ارزشیابی مردم محور را در شش لایه فلسفه، رویکرد نظری، راهبرد، روش شناسی، افق زمانی و تکنیک های گردآوری داده، تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد پیمایش مبتنی بر اثبات گرایی، واقعیت را عینی می داند، از منطق قیاسی پیروی می کند، راهبردی مشاهده گر دارد، بر روش های کمّی ساختاریافته متکی است، افقی مقطعی دارد و داده ها را ازطریق ابزارهای استاندارد گردآوری می کند. در مقابل، ارزشیابی مردم محور در چارچوب برساخت گرایی، واقعیت را چندبعدی و زمینه مند می بیند، از منطق استقرایی بهره می برد، راهبردی مشارکتی دارد، از روش های کیفی یا ترکیبی استفاده می کند، فرایندی طولی و چرخه ای را دنبال می کند و داده ها را ازطریق گفت وگو و تعامل جمع آوری می کند. این تفاوت ها نشان می دهد گذار از پیمایش به ارزشیابی مردم محور صرفاً تغییر ابزار نیست، بلکه تحولی در فلسفه ارزیابی از «منطق کنترل» به «منطق یادگیری» است. گزارش پیشنهادهایی چون تدوین چارچوب ملی ارزشیابی مردم محور، ظرفیت سازی تخصصی و انتشار گزارش های ترکیبی را برای تحول در نظام ارزیابی کشور ارائه می دهد.
مروری بر الگو های ارزشیابی مشارکتی (1): ارزشیابی دموکراتیک
دوره 34، شماره 3، خرداد 1405 شماره مسلسل:21560
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21560
محسن ابن الدین حمیدی، حسین تدین، محمد جواد کشانی
چکیده با گسترش نظام های مردم سالار، نقش مردم در ارزشیابی عملکرد حکومت ها از سطح قضاوت های فردی و غیررسمی فراتر رفته و به عرصه ای از مشارکت آگاهانه و مطالبه گرایانه تبدیل شده است. در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز اصل هشتم قانون اساسی بر نظارت متقابل مردم و حاکمان تأکید دارد؛ ازاین رو، ارزشیابی به عنوان سازوکار سنجش و بازخورد اجتماعی، به بخشی از فرایند حکمرانی تبدیل می شود.
در این راستا، پژوهش حاضر با رویکرد اسنادی و تحلیل تطبیقی، به تبیین چیستی و چرایی «ارزشیابی دموکراتیک» به عنوان یکی از رویکردهای اصلی نسل چهارم ارزشیابی و یکی از مهم ترین رویکرد های ارزشیابی مشارکتی پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، توصیف و تبیین ارزشیابی دموکراتیک به عنوان یکی از رویکردها ی ارزشیابی مشارکتی جهت شناخت رویکردها ی موجود در ارزشیابی مشارکتی در سطح جهان است.
بررسی یافته ها نشان می دهد که در میان انواع ارزشیابی های مشارکتی، ارزشیابی دموکراتیک، برخلاف الگوهای فنی و بوروکراتیک، بر حضور فعال مردم در چرخه تصمیم گیری و یادگیری جمعی تأکید دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای پیوند میان دولت و جامعه عمل کند.
نتیجه پژوهش نشان می دهد که به رغم وجود محدودیت هایی در «ارزشیابی دموکراتیک » این نوع ارزشیابی، مردم را از موقعیت «موضوع ارزشیابی» به «عامل ارزشیابی» ارتقا می دهد و از طریق گفت وگو، یادگیری و خودتعیینی جمعی، زمینه تقویت وجهه سیاسی و شفافیت حکمرانی را فراهم می سازد. بنابراین، درک چارچوب ارزشیابی دموکراتیک و مطالعه تطبیقی تجارب موفق جهانی در این حوزه، گامی سودمند برای طراحی ارزشیابی بومی در جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
پژوهشنامه سیاستی اردیبهشت ماه 1405
دوره 34، شماره 3، خرداد 1405 شماره مسلسل:21584
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21584
اداره کل هماهنگی ، نظارت و ارزیابی پژوهشی مرکز
چکیده
پژوهشنامه سیاستی فروردین ماه 1405
دوره 34، شماره 3، خرداد 1405 شماره مسلسل:21579
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21579
اداره کل هماهنگی ، نظارت و ارزیابی پژوهشی مرکز
چکیده
گزارش سیاستی ارزشیابی مردم محور سیاست فرزندآوری (با تأکید بر قانون جوانی جمعیت)
دوره 34، شماره 3، خرداد 1405 شماره مسلسل:21615
https://doi.org/10.22034/mrc.report.21615
محسن ابن الدین حمیدی، محمد جواد کشانی
چکیده طی دو دهه اخیر، کاهش نرخ باروری و افزایش سن ازدواج به چالشی جدی در ایران تبدیل شده است. در پاسخ، «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» در سال ۱۴۰۰ تصویب شد، اما موفقیت آن به ادراک و ارزشیابی مردم از اثربخشی آن بستگی دارد. گزارش حاضر با رویکرد «ارزشیابی مردم محور» به بررسی این موضوع می پردازد. یافته ها نشان می دهد مسئله فرزندآوری عمیقاً به دو مؤلفه اصلی «حل مشکلات اقتصادی» و «دغدغه های تربیتی» گره خورده است.
بااین حال، نمره ارزشیابی کلی مردم ۳۹٫۴ از ۱۰۰ است که نشان از نارضایتی نسبی دارد. مردم مشوق های مقطعی مانند وام را کافی نمی دانند و خواستار تأمین پایدار معیشت هستند. در بُعد فرزندپروری، مسکن به عنوان «زیرساخت تربیت» اهمیت ویژه ای دارد. در حوزه اشتغال مادران، تضمین امنیت شغلی پس از زایمان و کاهش «هزینه فرصت مادری» از مطالبات اصلی است. همچنین نگرانی ها درباره تجربه ایمن زایمان و دوران نوجوانی فرزندان بی پاسخ مانده است. بررسی ها نشان می دهد دریافت حداقل یک سوم خدمات، ارزشیابی مردم را بهبود می بخشد، اما مشکل اصلی در اجرا و پوشش ناعادلانه است. در نهایت، بازتنظیم سیاست ها نیازمند تغییر از «تعهدات عددی» به «تسهیل ساختاری» و تأمین پایدار نیازهای اقتصادی و اجتماعی خانواده هاست.